11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

شکوهمندترین لحظه تاریخ

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

طلوعى تازهمبعث، روز بیدارى عاطفه هایى است که در خواب عظیم غفلت انسانیت آرمیده بودند.روز شکوفایى ارزش هایى است که قرن ها در خاک تیره جهل مدفون مى شد. روز برانگیختن خردهایى است که در کابوس دهشتناک هوس پرستى ها، خرافه گرایى ها و جهل پیشگى ها، پریشان گشته بود.آن هنگام که پیامبر آخرین در بیست وهفتمین روز رجب به نجات انسان ها شتافت، گل هاى عاطفه از سرزمین دل ها رویید، بذر ارزش ها در دشت تفتیده جان ها پاشیده شد و خردهاى خفته، با بانگ بیدار باش محمد، طلوعى تازه گرفت.
پایان تباهىجهل بر جان بى توان جامعه، سایه سیاهى افکنده بود و با چنگال عفریتى خود، جمال انسانیت را مى خراشید. نفرت، نفرین ماندگار مردمان و شقاوت، عادت همیشگى شان گشته بود.کرامت هاى انسانى، قربانى بت هاى باطل مى گشت و شرک در شریان اندیشه ها جارى بود. زنان، زندانیان بى پناه زندان حقارت بودند و دخترکان معصوم، زنده به گورشدگان قبرهاى قساوت.مبعث پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) پایان همه این تباهى ها و سیاهى ها، روز مرگ جهل ها و ابوجهل ها، روز خشکیدن شریان شرک و روز مرگ تمامى حقارت، شقاوت ها و قساوت ها بود.
منت آفریدگار«بعثت» نعمت خدا بر بشریت است و منت آفریدگار بر انسان. «حرا» مهبطى بود که جلوه گاه نور خدا گشت و پیام نو در رواق هستى طنین انداز شد. بعثت طلوعى بود که خورشید حق را از خاور تاریخ تاباند.۲۷ رجب، از جلوه هاى بى پایانى بود که شعاعش تا کرانه هاى ناپیداى زمان گسترش یافت. مبعث، فصلى بهارى در پهنه قرون بود که خداوند، محمد را همچون گلى زیبا بر دامن رسالت نهاد و سرزمین بطحا را با فروغ چهره این خورشید، تابان کرد.محمد آمد تا ظلمت جاهلیت را زداید، فطرت ها را برانگیزد و بشریت را به کمال رساند. دامنه بعثت آن مبعوث خاتم تا همیشه روزگار گسترده است و پرچم نامش، بربام بلند گیتى در اهتزاز ابدى است.
فروغ وحىهستى اگر صدفى گوهر پرور است، آن گوهر، وجود حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) است که به «تکوین» معنا بخشیده است و خداوند را، چه تدبیرهاى شگفت و زیباست در آراستن چهره خلقت و افروختن مشعل هدایت.خدا خواست تا چهره آفرینش را روشن کند، «محمد» را آفرید. خواست تا بر آدمیان منت نهد و تاریخ شان را به طراوت بهار مبدل سازد و شب کائنات را به روز روشنایى و فروغ وحى بیاراید، «مصطفى» را برگزید. «آمنه» مادرى بود که به این فرزند کرامت یافت. مکه شهرى بود که به این مولود مفتخر شد و «حرا» مهبطى بود که جلوه گاه نور خدا گشت. محمد دیباچه زرین کتابى بود که کلماتش جوشیده از وحى و فرود آمده از عرش و نازل شده از ملکوت بود.
روز بارش برکتبعثت محمد از الطاف بى پایان خداوندى بود که جلوه هاى شکوه مندش تا کرانه هاى ناپیداى زمان امتداد یافته است. در آن روز آسمانى، پس از قرن ها خشکسالى، معنویت مزرعه حیات، ابرهاى سایه گستر رحمت الهى بر کویر اندیشه ها سایه انداخت و باران عشق، مهر ورزیدن و مهربان زیستن بر کویر تفتیده دل ها بارید.بار دیگر باغ رسالت به بار نشست و زیباترین شکوفه هستى شکوفا شد و دل نورانى محمد، تجلى گاه نام و کلام خداى سلام و آیین اسلام گشت.روز مبعث، روز بارش برکت، روز سربلندى انسان و روز بلنداى بانگ توحید، بر همه گیتى مبارک.
تنها شاهد عینىدر دفتر تاریخ زمان و در کتاب جغرافیاى زمین، حجاز قطعه اى است از کره خاکى که قلب حقیقى گیتى، «مکه» سرزمین زمزم و صفا، سعى و مروه، و مشعر و منى را در خود محصور کرده است.در شمال شرقى این شهر، کوهى بلند با غارى به قدر قامت یک انسان و با قدمت تاریخ اسلام، سربرافراشته است؛ غار «حرا» مهبط وحى خدا، مطاف فرشتگان آسمانى و خلوت گاه اشک ها، حرف ها و مناجات هاى آخرین سفیر الهى بوده است.امروز مردمان عاشق، با گذر از سنگ هاى بسیار، خود را به آستان این غار مى رسانند تا عبادت گاه عزیزترین بنده خدا را به تماشا بنشینند و در دل این تنها شاهد زمینى آب شب راز انگیز، زمزمه هاى وحى الهى را با ضمیر احساس بیابند.
اولین گل واژه هاى وحىروز، پلک هایش را بسته بود. صحرا، تن آفتاب سوخته اش را در خنکاى سحر مى شست. سکوت، سایه اى وهم انگیز بر دل شب انداخته بود.محمد امین، شبان گله هاى مردم مکه، به روال همه وقت هایى که دور از غوغاى شهر براى مناجات با خدا به دل کوه پناه مى برد، در گوشه غار به افق هاى دور دست چشم داشت.آن شب، شب ۲۷ رجب بود و محمد غرق در اندیشه، که ناگاه صدایى گیرا و گرم در فضا پیچید: بخوان، محمد در هراس وهم آلود به اطراف نگریست.صدا دوباره گفت: بخوان. این بار محمد با بیم و تردید گفت: من خواندن نمى دانم. صدا پاسخ داد: بخوان به نام پروردگارت که بیافرید آدمى را از لخته خونى.بخوان و پروردگار تو ارج مندترین است؛ همو که با قلم آموخت و به آدمى آن چه را نمى دانست، بیاموخت. و او هر چه را که فرشته وحى فرو خوانده بود باز خواند. این اولین گل واژه وحى بود که بر آخرین پیامبر خدا فرود آمد.
شکوه مندترین لحظه تاریختقویم زمان با ۲۷ رجب ورق خورده بود و این شهر مکه، در بستر شبى رازانگیز هم آغوش با سکوتى عمیق، انتظار حادثه اى شگرف را مى کشید. آن شب نبض زمین در دل غار حرا مى تپید و زمان، منتظر تولد شکوه مندترین لحظه تاریخ خود بود.فردا روزآخرین صبح دنیاى جاهلیت کهنه بود و نخستین فجر دنیاى معنویت نو. فاصله باریک این دو دنیاى کهنه ونو را شب ۲۷ رجب پدید آورده بود؛ اول در وجود یک تن و سپس در کالبد میلیون ها آدمى. این یک تن همان محمد، آشناى صمیمى کوه حرا بود که مى خواست با تاج رسالتى که امشب بر سر مى نهاد، فرداهاى تاریخ را به گونه اى دیگر رقم زند.
انتخاب خداوندىبیست و هفتمین روز از ماه رجب، نخستین بارى بود که غار حرا خلوتگاه همیشگى پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چهره اى تازه به خود گرفته بود؛ چرا که انوار الهى و آیات آغاز دعوتى عظیم و بزرگ که مى خواست جهان را فراگیرد؛ جلوه اى خاص و درخشندگى خیره کننده اى به او بخشیده بود. این بار پروردگار بزرگ، قلب خاضع محمد را برترین قلب ها و پرظرفیت ترین دل ها یافت و او را شایسته پیامبرى خود دید.در آن هنگام مردى از تبار پاکان و از سلاله ابراهیم بت شکن، بر سریر نبوت مى نشست که کامل ترین انسان بود و شایسته ترین فرد براى دریافت مدال پرافتخار رسالت.
عصاره همه پیامبران الهىمحمد اولین نور، آخرین فرستاده، برترى انسان و گل سرسبد هستى بود. او برانگیخته شد تا تلاش همه انبیاى الهى را فرجامى جاودانه باشد. او چونان نوح نبى مستضعفان را بر کشتى هدایت و نجات نشاند، ابراهیم وار بر بت هاى زر و زور و تزویر شورید، با عصاى هوشیارى موسایى اش نیرنگ ها و هزار رنگى ها را باز شناساند و با خلقى عظیم و دمى مسیحایى، در کالبد بى جان جهان روح ایمان و مهر دمید. محمد، عصاره همه پیشوایان آسمانى بود.
جاودانه ترین حادثه تاریخبدون تردید، رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بزرگ ترین، عمیق ترین و جاودانه ترین حادثه تاریخ حیات بشر بوده و همچنان تا کرانه هاى زمان خواهد ماند. انوار تابناک رستاخیزى که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بنیان نهاد، اگر چه از جزیره العرب سرچشمه داشت، ولى شعاع فروزانش همه گیتى را دربرگرفت و تا همیشه روزگار نیز به پرتو افشانى خویش ادامه خواهد داد.
مبعث، بزرگ ترین روز تاریخ بشرمقام معظم رهبرى حضرت آیت الله خامنه اى – دام عزه، درباره عظمت بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: «روز مبعث، بى شک بزرگ ترین روز تاریخ بشر است؛ زیرا هم آن کسى که طرف خطاب خداوند قرار گرفت و ماموریت بر دوش او گذاشته شد، یعنى وجود مکرم نبى بزرگوار اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) بزرگ ترین انسان تاریخ و عظیم ترین پدیده عالم وجود و مظهر اسم اعظم ذات اقدس الهى است … و هم از این جهت که آن ماموریتى که بر دوش این انسان بزرگ گذاشته شد، یعنى هدایت مردم به سوى نور، برداشتن بارهاى سنگین از روى دوش بشر و تمهید یک دنیاى مناسب وجود انسان…، وظیفه بسیار بزرگى بود؛ یعنى هم مخاطب بزرگ ترین است هم وظیفه، بزرگ ترین است؛ روز بزرگ ترین و عزیزترین روز تاریخ است.»
پیامبر نجات بخشبدون شک، درک دقیق رخداد بعثت پیامبر و تاثیر شگرف آن بر تاریخ جزیره العرب و در مرتبه اى بالاتر بر حیات بشر، بدون شناخت فضاى عصر بعثت ممکن نیست. پژوهشگران تاریخ عرب جاهلى، تصویرى تیره از فضاى آن روزها ترسیم کرده اند. چکاچک نیزه ها و شمشیرها، نعره هاى موهوم جاهلیت، ناله دخترانى که زنده به گور مى شدند، خرافه گرایى و افسانه پرستى، درنده خویى و وحشى گرى، پرستش بت هاى بى شمار و هزاران نارواى شرم آور دیگر، بخشى از آیین زندگى عرب عصر جاهلیت بوده است.قرآن کریم در نکوهش این شیوه زندگى و حضورنجات بخش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «(اى جمعیت عرب، پیش از اسلام) بر لب پرتگاه آتش بودید. خدا به وسیله پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شما را نجات داد.»
عصر بعثت در کلام امیرمومنان على (علیه السلام)زیباترین تصویر از بعثت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و جهان پیش از آن، درکلام امیر بیان، حضرت على (علیه السلام) آمده است. آن پرورده مکتب محمد در نهج البلاغه چنین مى فرماید: «پروردگار رسولش محمد را در هنگامه اى فرستاد که فاصله قطع رسالت هاى آسمانى و وحى الهى به درازا کشیده بود.مردمان در خواب بلند بى خبرى فرو رفته و فتنه ها کمر به تباهى آفرینى بسته بودند. آتش جنگ ها زبانه مى کشید. دنیا تیره بود و پرفریب، خزان زده بود و یأس آفرین و بى برگ و بار. خشکسالى معنویت بود و قحطى حقیقت. نشانه هاى هدایت فرسوده و پرچم هاى گمراهى افراشته بود… روزگارى بود میوه اش فتنه، خوراکش مردار و کسب و کارش آلوده، در دل ها هراس بود و در دست ها شمشیر» که در این هنگام، خداوند پیامبرش محمد را برانگیخت.
پیش از بعثت، از دیدگاه ابن خلدونابن خلدون تاریخدان وجامعه شناس بزرگ اسلامى، درباره جامعه عرب جاهلى قبل از بعثت مى نویسد: «این قوم برحسب طبیعت، وحشى و یغماگر بودند و موجبات وحشى گرى چنان در میان آنها استوار بود که همچون خوى و سرشت آنان شده بود و از این خوى لذت مى بردند؛ زیرا در پرتو آن از قیود فرمان برى حکام و قوانین سر باز مى زدند و نسبت به سیاست کشوردارى نافرمانى مى کردند و پیداست که چنین خوى و سرشتى، با عمران و تمدن منافات دارد….هر چه را در دست دیگران مى یافتند، مى ربودند و تاراج مى کردند و روزى آنان در پرتو نیزه ها فراهم مى آورد و در ربودن اموال دیگران حد معینى قایل نبودند، بلکه چشم ایشان به هرگونه ثروت یا ابزار زندگى مى افتاد، آن را غارت مى کردند.»
آیین نیاکان محمد (ص)حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در شرافت نسل و طهارت دودمان از برترین مردمان، از سلاله بهترین پاکان و از نسل ابراهیم نبى (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده اند.تاریخ نویسان اتفاق نظر دارند که نیاکان پیامبر همگى موحد و خداپرست بودند. عبدالمطلب جد بزرگوار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در هنگام حمله سپاه پیل که به فرمان آبرهه براى سرنگونى خانه کعبه آمده بودند، حلقه کعبه را به دست گرفت و با خداى خود، بسان یک موحد به مناجات پرداخت و گفت: «خدایا، جز تو به کسى امیدوار نیستم.» همچنین در هنگام قحطى و خشکسالى حضرت ابوطالب، برادرزاده خود، حضرت محمد را به محل نماز مى برد و خدا را به مقام او سوگند مى داد و باران مى طلبید.»
آیین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پیش از بعثتحضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) تا قبل از آنکه در ۲۷ رجب، به افتخار سفیرى خداوند نایل شود، هیچ گاه در باطل شرکت نجست، هرگز به گرد گناه نگشت، از یارى حق کوتاهى نکرد و همواره بر آیین توحید استوار ماند. در تاریخ آمده است که وقتى پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در سنین جوانى، همراه با کاروان تجارى شام، به «بحیرا» (راهب نصرانى) برخورد و او پیامبر را به لات و عزى، دو بت مشهور مکه سوگند داد، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بر او پرخاش کرد و فرمود: «هرگز مرا به لات و عزى سوگند مده».بسیار اتفاق مى افتاد که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در مکه ناپدید مى شد، ولى او را در غار حرا مى یافتند که به عبادت و اطاعت خداوند سرگرم است و به مراسم عبادى خاصى که براى مکیان ناشناخته بود مشغول. بهترین گواه بر یکتاپرستى پیامبر، همان اعتکاف ایشان، پیش از بعثت در غار حرا است.
محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) آماده قبول رسالتحضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) پیش از آن که به مقام نبوت الهى نایل شود همه شایستگى هاى لازم را براى بردوش گرفتن مسوولیت سنگین رسالت، در وجود خویش فراهم آورده بود. دکتر سید جعفر شهیدى، مورخ و اسلام شناس معاصر، در این باره مى گوید: «محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در کودکى نیز خوبى ها و خصلت هاى نیک فراوانى داشت که او را از دیگر کودکان جدا مى کرد.در جوانى نیز از آن چه بیش تر قوم او بدان آلوده بودند، برکنار بوده، در مجالس غزل خوانى و پاى کوبى آنان شرکت نمى کرد، مى خوار نبود، بت ها را دشمن مى داشت. راست گو و درست کردار و امین بود و در نتیجه، درونى پاک و روشن فکرى درخشان، ضمیرى الهى و نهادى آسمانى داشت.شگفت نیست که این درون پاکیزه و فکر روشن، او را از مردم دور کند و به کناره گیرى و نگریستن در وضع رقت بار مردم خود و مردم سراسر جزیره و سرانجام تفکر در عظمت آفرینش و خداى بزرگ وا دارد.»
خبر از بعثت پیامبر (ص)بعثت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ظهور ایشان از سرزمین حجاز، از رویدادهایى بوده که پیش از رخداد آن توسط پیامبران الهى، کتاب هاى آسمانى و گاه عالمان و دانایان راز بشارت داده شده بود.قرآن مجید در آیه ۶ سوره صف، از زبان حضرت عیسى مى فرماید: «به فرستاده اى که پس از من مى آید و نام او «احمد» است، بشارت گرم.»حکماى عرب نیز همچون ورقه بن نوفل، عبیدالله بن جحش و عثمان بن حویرث که کتاب هاى آسمانى را مى خواندند ظهور پیامبرى را مژده مى دادند که بشریت را از این پرتگاه مخوف مى رهاند.یهودیان مدینه نیز به وجود پیامبرى که درمیان آنان برانگیخته مى شود و کتابى بزرگ مى آورد وجهان را زیر فرمان خود و آنان را در زندگى سربلند وعزت مند مى کند، بر خود مى بالیدند.
اطلاع حضرت خدیجه (علیه السلام) از بعثت پیامبر (ص)حضرت خدیجه همسر گرامى رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سال ها پیش از بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از وقوع چنین رخدادى اطمینان داشت. در روزگار جوانى پیامبر (ص)، هنگامى که ایشان عهده دار کاروان تجارتى خدیجه علیهماالسلام در سفر به شام بود، غلام حضرت خدیجه در گزارش خود به آن حضرت چنین گفت: در بصرى، محمد امین به منظور استراحت، زیر سایه درختى نشست.در چنین هنگام، راهبى که در آن صومعه بود، از من نام او را پرسید، سپس چنین گفت: «این مرد که در زیر سایه این درخت نشسته است، همان پیامبرى است که در تورات و انجیل درباره او بشارت هاى فراوان خوانده ام.»بعدها، ورقه بن نوفل، عموى حضرت خدیجه که خود از دانایان عرب بود، با اشاره به برانگیخته شدن پیامبرى الهى ازمیان قریش و ازدواج او با زنى ثروتمند، به خدیجه علیهماالسلام مى گفت: «روزى فرا مى رسد که تو با شریف ترین مرد روى زمین وصلت مى کنى.»
حضرت على (علیه السلام) ناتوان از توصیفمردى از امیرمومنان على (علیه السلام) درخواست کرد تا اخلاق پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را برایش برشمرد، حضرت فرمودند: «تو نعمت هاى دنیا را بشمار تا من نیز اخلاق آن جناب را برشمرم.» مرد گفت: چگونه ممکن است نعمت هاى دنیا را شمارش کنم در حالى که خداوند در قرآن مى فرماید: «اگر نعمت هاى خدا را بشمارید نمى توانید به پایان رسانید.» حضرت على (علیه السلام) پاسخش داد: «خداوند، تمام نعمت هاى دنیا را کم و قلیل مى داند. در این آیه که مى فرماید: «بگو متاع دنیا اندک است» و اخلاق پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را در این آیه عظیم شمرده و مى فرماید: «تو را خوبى بسیار بزرگ است». اینک تو برشمارش چیزى که اندک است توانا نیستى، من چگونه چیزى که عظیم و بزرگ است، توصیف کنم.
آثار و اهداف بعثت در کلام امام خمینىسلاله پاک پیامبر مصطفى (صلی الله علیه و آله و سلم) و پرچم دار راستین انقلاب،امام خمینى (ره) دربیانى بلند درباره اهداف و آثار بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: «بعثت رسول خدا براى این است که راه رفع ظلم را به مردم بفهماند، راه این که مردم بتوانند با قدرت هاى بزرگ مقابله کنند. بعثت براى این است که اخلاق مردم را، نفوس مردم را، ارواح مردم را، تمامى این ها را از ظلمت ها نجات بدهد. ظلمات را به کلى کنار بزند و به جاى او عدالت بگذارد…. و راه او را به ما فهمانده است، فهمانده است که تمام مردم، تمام مسلمین برادر هستند و باید با هم وحدت داشته باشند، تفرق نداشته باشند.»
فلسفه بعثت پیامبر خاتم (ص)امیرمومنان على (علیه السلام) درباره فلسفه بعثت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین مى فرمایند:«خداى سبحان، براى وفاى به وعده خود و کامل گردانیدن دوران نبوت، حضرت محمد را مبعوث کرد؛ پیامبرى که از همه پیامبران، پیمان پذیرش نبوت او را گرفته بود، نشانه هاى او شهرت داشت و تولدش بر همه مبارک بود.در روزگارى که مردم روى زمین داراى مذهب پراکنده، خواسته هاى گوناگون و روش هاى متفاوت بودند، عده اى خدا را به پدیده ها تشبیه کرده و گروهى نام هاى ارزشمند خدا را انکار و به بت ها نسبت مى دادند و برخى به غیر خدا اشاره مى کردند.پس خداى سبحان، مردم را به وسیله محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) از گمراهى نجات داد و هدایت کرد و از جهالت رهایى بخشید.»

برچسب ها: معصوم شناسی
نوشته قبلی

در سوگ آفتاب

نوشته‌ی بعدی

اصلاح و تربیت روحی امت اسلام

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

اصلاح و تربیت روحی امت اسلام

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

غلو از دیدگاه تشیع

غلو از دیدگاه تشیع

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

ارزیابی قیام مختار

ارزیابی قیام مختار

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا