11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

سهولت رفتار و احکام در سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)خود هم برخوردار از ویژگی مدارا و تسامح با مردم و سهولت در تشریع و احکام بود و هم مأمور به این دو ویژگی بود؛این دو ویژگی از جمله خصوصیلت شاخص بسیاری از خصلت ها و صفات، ‌آداب رفتاری و معاشرتی و اوامر و نواهی آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم)بود چنانکه خداوند نیز درباره اش می فرماید: «وانک لعلی خلق عظیم» (سوره قلم -۴) (و به راستی تو را خویی است سترگ.) این تسامح و ساده گیری، دارای شواهدی در کتاب و سنت است:مدارا و تسامح در قرآن مجید. که در آیات متعددی به شرح زیر بدان اشاره شده است:آیه یکم:«فبما رحمه من الله لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم واستغفر لهم وشاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین» (سوره آل عمران -۱۵۹) (پس با بخشایشی از سوی خداوند، با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل می بودی، از دورت می پراکندند‌؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ کاری کردی، به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دوست می‌دارد.)در این آیه، عناصر چندی از تسامح و رواداری در رفتار و اخلاق گردآمده که هر کدام شایسته توجه و تأمل و دقّت و بحث و بررسی است:۱- نرم خویی در گفتار و کردار و همزیستی با مردم، نکته قابل توجه در این آیه همچون بسیاری از آیات شریفه دیگر، گردآمدن ویژگی نرمش و متضاد آن یعنی تشویق و ترغیب به نرمخویی و هشدار و زنهار نسبت به ضدّ آن یعنی درشتخویی و سنگدلی است و تنها به یکی از دو جنبه نقطه مقابل نرمخویی بسنده نکرده و هر دو مفهوم یعنی درشتخویی – که خشونت و شدّت در گفتار و کردار است- و سنگدلی – که خشم و سختی درونی است – را مطرح کرده است‌؛ چنین شیوه ای یعنی گردآوردن امر به چیزی و نهی از ضد آن، ‌اصلی است‌قرآنی که در مبحث ویژگی‌های احکام اسلامی در همین مقاله بدان خواهیم پرداخت.۲- نتیجه و حاصل عمل را با بیان نتایج عکس آن، یعنی پراکندگی مردم از گرد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)مطرح کرده است که عکس آن یعنی گرد آمدن مردم و روی آوردن ایشان در صورت رفتار نرم نیز قهراً به عنوان نتیجه نرمخویی مطرح می‌گردد.۳- بخشش آنها در صورت خطا و لغزش و بروز رفتار نادرست. که بخشش را همواره از جمله عوامل حسن معاشرت و مدارای با مردم در نظر گرفته‌اند.۴- بخشش ومغفرت که خود تعبیر دیگری از عفو و گویای قصور و کوتاهی انجام گرفته از سوی فرد مورد بخشش است که جمع آنها نیز گویای همزیستی شایسته با فرد خطا کار و خوشرفتاری با اوست.۵- رایزنی با آنان که خطا کرده اند و مرتکب لغزش شده اند که این اوج خوشرفتاری و پاسخ بدی با خوبی و نیکویی است زیرا رایزنی و مشورت، نشانه صلح وصفا و عدم خصومت درونی و برونی است که میان دو دوست و رفیق تحقق می یابد؛‌ رایزنی نشانه برادری و دوستی و اعتماد میان طرفین و حاکی از برطرف گشتن همه کینه ها و دشمنی ها و خصومت ها و دلخوری هاست.۶- و سرانجام بخش آخر آن توکّل بر خدا در تمامی موارد یاد شده نرمخویی و بخشش و مغفرت و رایزنی است و بدین معناست که اگر بر خدا توکل کردی نه تنها زیانی نخواهی دید که خداوند نیز توکل کنندگان را دوست می دارد.بنابر این سیاق آیه با دربرگیرندگی این عناصر شاخص، اوج خوش‌رفتاری و روا داری و مدارا با مردم را به نمایش می گذارد.آیه دوم: «خذ العفو وامر بالعرف واعرض عن الجاهلین» (سوره اعراف – ۱۹۹)(گذشت را در پیش گیر و به نیکی فرمان ده و از نادانان روی برگردان.)خداوند متعال در این آیه نیز سه ویژگی رفتاری با بدکاران را مطرح کرده که جملگی مستلزم مدارا و خوشرفتاری است :۱- در پیش گرفتن عفو و بخشش و گذشت نسبت به اخلاق و مازاد بر احتیاج اموال مردم؛ این نکته در آیه دیگری نیز مطرح گشته است: «ویسالونک ماذا ینفقون قل العفو» (سوره بقره -۲۱۹) (و از تو بپرسند چه چیزی را ببخشند؟ بگو افزون بر نیاز سالانه را.) در تفسیر این آیه، افزون بر قوت سالانه و با در نظر گرفتن میزان مصرفی میان اسراف و امساک، گفته شده است و بهر حال واژه “العفو” در بردارنده سادگی و سهولت داد و ستد است.۲- فرمان به کارهای عرفی و نیکو یعنی به عادات پسندیده و نیکوی عقلی و شرعی مردم و آنچه میان ایشان متعارف گشته است.۳- رویگردانی از نادانان. بدین معنا که هر چند جهل و نادانی و نابخردی، گناهی قابل مجازات است ولی آنانرا عذر بنه و از ایشان درگذر و با نادانی و سفاهت ایشان با بردباری و حلم، برخورد کن.آیه سوم: «ولا تستوی الحسنه ولا السیئه ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک وبینه عداوه کانه ولی حمیم * وما یلقاها الا الذین صبروا وما یلقاها الا ذو حظ عظیم .» (سوره‌فصلت آیه های ۳۴و۳۵) (نیکی با بدی برابر نیست؛ به بهترین شیوه دیگران را از چالش با خود باز دار، تا گاه آنکس که میان تو و او دشمنی یی است، چون دوستی مهربان گردد * و این را جز آنان که شکیب می ورزند و آنان که بهره ای سترگ دارند، نمی پذیرند.)در این دو آیه نیز عناصری از مدارا و رواداری – و آنچه لازمه آنهاست- در رویارویی با بدی و بدکاران، گرد آمده است:۱- سخن با یادآوری این اصل مسلّم و پذیرفته نزد همه خردمندان آغاز شده است: بدی با خوبی در زشتی و زیبایی برابر نیستند؛ در داد و ستد و در مجازات وپاداش نیز برابر نیستند زیرا کاملاَ مسلّم است که پاداش بدی، بدی و پاداش نیکی، نیکی و نه عکس آنست.۲- پس از پذیرش این اصل مسلّم بر این نکته انگشت گذارده شده که پیامبر اکرم (علیه الصلاه والسلام)- و هر مخاطب کلام الهی- مأموریت دارد پاداش ها را معکوس گرداند وبدی را با خوبی بیشتر- و نه با خوبی خالی بلکه خوبی بیشتر و والاتر- و نیکی بالاتر و بالاترین نیکی ها، پاسخ گوید و این یعنی اوج مدارا و تسامح نسبت به بدکاران.۳- و سرانجام بر نتیجه گیری از این کار، انگشت گذارده و یادآور می شود که ای بسا به یکباره با دشمنی روبه رو خواهد شد که به دوستی مهربان تبدیل می گردد. ولی سیاق آیه در بیان این نتیجه نیز اوج بلاغت ورسایی در سخن را نشان می دهد زیرا با حرف ﺒ (اذا- ناگاه) فجایی آغاز می گردد گویی در پی اعلام نکته ای ناگهانی است که کسی انتظار وقوعش را ندارد و در این حالت نیز نمی گوید: دشمنت، دوست تو می گردد بلکه می گوید: آنکس که میان تو و او دشمنی یی است، چون دوستی مهربان گردد، بنابر این میان او و دشمنش را که دشمنی بوده، دوستی آنهم از نوع مهربانش، ایجاد کرده است و این اوج دوستی و محبت و مهربانی است. این در آیه اول و در آیه دوم نیز خاطر نشان کرده که این مجازات را تنها کسانی که شکیبایی می کنند و تحت تأثیر عواطف و احساسات خصمانه در برابر بدی و بدکاران قرار نمی گیرند و تحمل می کنند و بردباری بخرج می دهند و خود را کنترل می‌کنند، متحمل می گردند و می توانند چنین مجازات معکوسی را در نظر گیرند.آیه دوم به این نیز بسنده نمی کند و بر ویژگی “کنترل نفس”اینرا نیز می افزاید که کسانی توان تحمل این جنگ روانی را دارند که از بهره سترگی از بردباری برخوردار باشند و به لحاظ درونی نیز قدرت و توان بالایی داشته و بر عواطف خود کاملاً چیره شده باشند. نظیر این دو آیه، آیات دیگری نیز وجود دارد :۱- «والذین صبروا ابتغاء وجه ربهم واقاموا الصلاه وانفقوا مما رزقناهم سرا وعلانیه ویدرء بالحسنه السیئه اولئک لهم عقبی الدار .»(سوره رعد- ۲۲) (و آنان که در پی خشنودی پروردگارشان، شکیبایی پیشه می‌کنند و نماز را بر پا می دارند و از آنچه ما روزی آنان کرده ایم، پنهان و آشکار می بخشند و به نیکی، بدی را دور می دارند، آنان نیک فرجامند.)این صفات مؤمنانی است که به مرتبه کمال ایمانی رسیده اند زیرا دور کردن بدی ها با نیکی، از جمله خصلت های والای پرهیزکاران بشمار می رود.درهمین آیه مقایسه ای میان این حقیقت با شکیبایی و طلب رضای پروردگار و برقراری نماز و بخشیدن آشکار و نهان از آنچه خداوند روزیشان کرده است، بعمل آمده و هم در این آیه و هم در آیه ۲۴ از همین سوره، تکرار شده که فرجام نیک، از‌ آن چنین کسانی است.۲-« اولئک یؤتون اجرهم مرتین بما صبروا ویدرءون بالحسنه السیئه ومما رزقناهم ینفقون» (سوره قصص – ۵۴) (آنانند که پاداششان برای شکیبی که ورزیده اند، دو بار به آنان داده می شود و بدی را با نیکی دور می‌سازند و از آنچه روزیشان کرده ایم، می‌بخشند.) این آیه وآیه قبل از آن در شأن اهل کتاب نازل شده و آنانرا با اوصافی توصیف کرده است تا آنجا که می گوید:” آنانند که پاداششان برای شکیبی که ورزیده اند، دو بار به آنان داده می شود و بدی را با نیکی دور می سازند..” علت پاداش دوباره به آنان نیز دو نکته است که هر دو در پیوند با مدارا و تسامح است: شکیبایی و دور ساختن بدی ها با نیکی ها.۳-« ادفع بالتی هی احسن السیئه نحن اعلم بما یصفون»(سوره مؤمنون-۹۶‌) (بدی را با دوستی که نیکوتر است دور کن؛ ما به آنچه وصف می کنند، داناتریم.)شگفت اینکه این آیه در پی بیان آندسته از اوصاف و کردار مشرکان-که سزاوار عقاب و مجازاتند- آمده است با اینحال خداوند متعال پیامبر خود (علیه السلام) را فرمان داده که بدی هایشان را با آنچه که بهتر است – خوب نه، بهتر- پاسخ گوید و در پایان نیز اطمینانش می‌دهد که او خود از توصیفی که مشرکان برای خدا دارند و برایش فرزند و شریک قایل می شوند، با خبر و داناست.۴و۵:«والذین اذا اصابهم البغی هم ینتصرون * وجزاء سیئه سیئه مثلها فمن عفا واصلح فاجره علی الله انه لا یحب الظالمین* ولمن انتصر بعد ظلمه فاولئک ما علیهم من سبیل * انما السبیل علی الذین یظلمون الناس ویبغون فی الارض بغیر الحق اولئک لهم عذاب الیم * ولمن صبر وغفر ان ذلک لمن عزم الامور» (سوره شوری آیات ۳۹ تا ۴۳) ( و آنان که چون بدیشان ستم رسد، داد خود می ستانند * و کیفر هر بدی، بدی یی مانند آن است، پس هر که در گذرد و به راه آید پاداش وی بر خداوند است، بی گمان او ستمگران را دوست نمی دارد * و هر کس پس از ستم دیدن دادستاند بر اینان ایرادی نیست * ایراد تنها بر کسانی است که به مردم ستم می‌ورزند و نا حق در زمین سرکشی می کنند، اینان عذابی دردناک خواهند داشت * و هر آنکه شکیب ورزد و در گذرد، بی گمان این از کارهایی است که آهنگ آن می کنند.) با آوردن متن این آیات شریفه، با بحث و بررسی آنها سخن را به درازا نمی کشانیم. می توانید آیات عفو، توبه، غفران، مرحمت، شکیبایی و احسان و نیکی و امثال آنها را از نظر بگذرانید تا ببینید که چه اندازه رواداری و مدارا در آنها، نهفته است. کافی است خاطر نشان سازیم که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خود همچون رحمتی برای جهانیان فرستاده شده است: «ما ارسلناک الا رحمه للعالمین» (سوره انبیاء – ۱۰۷) (و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.) و اگر می خواهید میزان رحمت و مهربانی او یعنی پیامبر اکرم را بدانید این آیه را از نظر بگذرانید: «لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رؤوف رحیم» (سوره توبه – ۱۲۸) (بی گمان پیامبری از میان خودتان نزد شما آمده است که هر رنجی ببرید بر او گران است، بسیار خواستار شماست؛‌ با مؤمنان مهربانی بخشاینده است.)مدارا و رواداری در سنّت که به فراوانی مطرح شده است و ما در این نوشته، تنها به دو واقعه از رفتار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت به دشمنان سر سخت خود بسنده می کنیم که یکی به مشرکان در مکه و دیگری به منافقان در مدینه مربوط می شود و هر دو پس از هجرت اتفاق افتاده است:مشرکان مکه که عمده آنها از قریش و بسیاری از ایشان از خویشلن پیامبر اکرم (علیه السلام) و نزدیکان آن حضرت بودند و ما با مطالعه زندگی پیامبر و مروری برآیات و سوره های مکّی، می توانیم به میزان آزار واذیت ها و تکذیب ها وتمسخرها و سرزنش ها و عتاب آنان نسبت به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)پی ببریم؛ روند آزار ایشان چنان بود که وی ناگزیر به هجرت از مکه به مدینه گردید و پیش از آن نیز گروهی از مؤمنان ناگزیر به هجرت به حبشه شده بودند ولی همین پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)پس از فتح مکه در سال هشتم هجری این مشرکان را مورد خطاب قرار داد و فرمودند : “با توجه به برخوردی که در مکه پیش از هجرت و در مدینه پس از هجرت با من داشته و آن جنگ هایی که بر من تحمیل کرده اید، انتظار دارید چه رفتاری با شما داشته باشم؟ گفتند : انتظار داریم که برادری بزرگوار و پسر عمویی ارجمند برای ما باشی. حضرت (علیه السلام) فرمود:«بروید که شما همگی آزادید.»و در مورد منافقان مدینه، آنان از همان اولین روز ورود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به مدینه، نفاق و دورویی آغاز کردند، سردمداران این معرکه نیز “عبدالله بن اَبّی” و بسیارر از یاران او بودند؛‌ آنها شب و روز و بویژه در جنگها توطئه می‌چیدند، از غزوه احد گرفته تا غزوه تبوک، کاری جز ایفای این نقش، نداشتند. پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)و مؤمنان چنان گرفتاری هایی از دست ایشان می کشیدند که کتب سیره و تاریخ پیامبر، و نیز در آیات مدنی بسیاری از جمله آیات نخستین سوره بقره و تمامی سوره منافقون و غیره، سرشار از داستان این نفاق و توطئه چینی هاست.ولی با این حال، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، با “عبدالله بن اَبّی” و یارانش تا آخرین روز زندگی این فرد منافق، مدارا کرد تا جایی که پس از مرگ وی، بر جنازه اش حضور یافت و نماز میّت بر وی خواند و این افتخار را نصیب او ساخت که با پیراهن مبارک خود، او را کفن کرد و هرگز به توصیه یاران خود مبنی بر قتل “عبدالله بن اَبّی” و یا خودداری از نماز بر جنازه او، وقعی ننهاد؛ یاران آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم)، خواهان قتل تمام منافقین بودند ولی آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم)خوش‌رفتاری و مدارای با این منافقان را ادامه داد چون اخلاق والا و صفات پسندیده اش چنین حکم می کرد. بدون تردید، مصلحت نیز در همین رفتار بود چه وقتی بتوان با خوش رفتاری و چنین اخلاقی، مشکلی را حل کرد شایسته نیست شیوه های دیگری اتخاذ گردد؛ این نمونه ای از مدارا و رواداری و تسامح در رفتار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است که نمونه های فراوان دیگری نیز می توان ارایه داد.جنبه دیگر رواداری و مدارا، در تشریع احکام اعم از احکام برگرفته از آیات قرانی یا استخراجی از سنت شریف نبوی و یا قواعد فقهی و احکام کلی فقه است:از آیات قرانی، تنها یک آیه در خصوص عسر و یسر (دشواری و آسانی) و دو آیه درباره حَرَج (تنگنایی) را یاد آور می شویم:۱- «یرید الله بکم الیسر ولا یرید بکم العسر»(سوره بقره- ۱۸۵)(…خداوند برای شما آسانی می خواهد و برایتان دشواری نمی خواهد.) این بخش از آیه در ضمن آیه روزه ای آمده که خداوند متعال دو گروه از مسلمانان یعنی بیماران و مسافران را از گرفتن آن مستثنی کرده و فرموده است: «ومن کان مریضا او علی سفر فعده من ایام اخر یرید الله بکم الیسر ولا یرید بکم العسر» (سوره بقره- ۱۸۵)(پس هر کس بیمار یا در سفر بود شماری‌ چند از روزهایی دیگر روزه بر او واجب است خداوند براﻯ شما…) و در راستای رفع دشواری و آسان کردن کارها، روزه گرفتن را به پس از ماه مبارک رمضان موکول کرده است.۲- «ما یرید الله لیجعل علیکم من حرج»(سوره مائده- ۶) (خداوند نمی‌خواهد شما را در تنگنا افکند…) این جمله نیز در ضمن آیه وضو و با جایگزینی تیمم برای بیماران و مسافران و کسانی که موفق به یافتن آب نمی شوند، مطرح شده است.۳- «وجاهدوا فی الله حق جهاده هو اجتباکم وما جعل علیکم فی الدین من حرج» (سورهحج – ۷۸)(و در راه خداوند چنان که سزاوار جهاد در راه اوست، جهاد کنید او شما را برگزید و در دین، هیچ تنگنایی بر شما ننهاد.)از این آیه نیز خداوند متعال پس از آنکه مردم را فرمان جهاد داد و از آنان خواست آنگونه که سزاوار است جهاد کنند، خاطر نشان ساخت که او این امت را در میان امت های دیگر، برگزیده و در دینشان، تنگنایی برای آنان قرار نداده است. از این سه آیه قاعده ای فقهی ناشی شده که در همه احکام فقهی جاری و ساری است؛ قاعده مزبور همانا قاعده “عسر و حرج” است که فقها آنرا هم در علم اصول فقه و هم در علم قواعد فقهی، مطرح کرده و بحثهای مفصلی در موضوع، حکم و شرایط و جنبه های دیگر آن بعمل آورده اند.جالب توجه اینکه نفی عسر و حرج در این آیات سه گانه، به عنوان استثناهایی بر احکام طهارت و روزه و جهاد مطرح شده است ولی در شریعت اسلامی این نفی، بر همه اصول عمومیت پیدا کرده است. وقتی خداوند متعال می گوید:«یرید الله بکم الیسر ولا یرید بکم العسر» (آیه قبلی از سوره بقره – ۱۸۵) با محتوای ایجابی و سلبی که دارد، در واقع تأکید و همراهی با اصلی است که آنرا یاد آور خواهیم شد و زبان و بیان و سیاقش، بیان طبیعت احکام اسلامی است و تنها مختص استثناها و حالتهای اظطراری نمی گردد درست مانند آیه دیگریعنی: «ما یرید الله لیجعل علیکم من حرج» (سوره مائده- ۶) و نیز روشنتر و آشکارتر در بیان طبیعت دین در این آیه : «وما جعل علیکم فی الدین من حرج» (سوره حج – ۷۸) که کلمه دین شامل همه احکام و حتی عقاید و معارف و آداب و سنن در اصل تشریع ونیز موارد اضطراری می‌گردد.از جمله آیاتی که وی‍ژگی رواداری‌و تسامح احکام اسلامی را به ما نشان می دهند آیه ای از قرآن در وصف پیامبر اکرم (علیه السلام) در تورات و در شماری از احکام تشریعی خردمندانه آنست:«ویضع عنهم اصرهم والاغلال التی کانت علیهم…»(سوره اعراف -۱۵۷) (… و بار تکلیف‌های گران و بندهایی را که بر آنها بسته بود از آنان بر می‌دارد…) یعنی که این پیامبر، در ضمن احکام شرعی که می آورد بار سنگینی از تکالیف سخت و دشوار را از دوش پیروان خود و آنچه که همچون غل وزنجیر بر گردن یهودیان سنگینی می کرد، بر می دارد و نیز این آیه : «یرید الله ان یخفف عنکم وخلق الانسان ضعیفا» (سوره نساء – ۲۸) (خداوند بر آنست تا بر شما آسان گیرد؛ و آدمی را ناتوان آفریده اند.)از جمله ویژگی های تشریع اسلامی، جمع بین سهولت وسادگی از یک سو و مصلحت از سوی دیگر از ابتدای کار و در ادامه کار است، ما این نکته را در احکام فقهی فراوانی می بینیم که با رعایت وضع و حال مردم تشریع شده اند ولی با مطرح شدن عذرهایی، آنها را تعویض یا ساقط کرده و یا حکم آسانتری را جایگزین آنها ساخته است درست مثل تیمّم بدل از وضو وغسل یا قضای انجام کاری به جای ادای آن در وقت معین و یا اسقاط نماز از زن حیض و تأخیر روزه بر وی یا اسقاط حج و جهاد از مستنمدان و بیماران و ضعیفان و نفی گناه از فرد نا بینا و گنگ و بیمار در خوردن از خانه خویشان خود…: «لیس علی الاعمی حرج ولا علی الاعرج حرج ولا علی المریض حرج ولا علی انفسکم ان تاکلوا من بیوتکم او بیوت آبائکم او بیوت امهاتکم او بیوت اخوانکم او بیوت اخواتکم او بیوت اعمامکم …» (سوره نور-۶۱) (بر نابینا گناهی نیست و بر گنگ گناهی نیست و بر بیمار گناهی نیست و نه بر خود شما که از خوراک و آذوقه خانه های خویش بخورید یا از خانه های پدرانتان، یا خانه های مادرتان، یا خانه های برادرتان یا خانه های خواهرتان یا خانه های عمویتان و… ) یا آنچه در باره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)و مؤمنان در خصوص همسران طلاق داده پسر خواندگانشان باید در نظر گیرند و در آیات ۳۷ و ۳۸ از سوره احزاب، مطرح شده است.و نیز در این امر یعنی جمع میان سهولت و سادگی و مصلحت در تشریع، می توان به عرصه عبادات و جز آن نیز اشاره کرد که فریضه ها و مستحبات را در آنها مطرح کرده است و هر عبادتی و حتی هر عملی دارای بخش های فریضه ای (واجب) و بخش های سنّتی به معنای مستحبّی است. در هر نمازی ذکرها و افعال واجب و ذکرها و افعال مستحبی وجود دارد؛ در نماز و حج و غیره نیز چنین است.از دیگر ویژگی های تشریع اسلامی، جمع میان فرمان به یک چیز و نهی از ضدّ یا عکس آنست که به عنوان اصلی قرآنی مطرح است و قرآن آنرا در بسیاری از آیات به عنوان تأکید و توضیح و تسهیل کارها، تلقی کرده است:از جمله مثلاً جمع بین امر به معروف ونهی از منکر در ۹ آیه مکی و مدنی:۱-«ولتکن منکم امه یدعون الى الخیر ویامرون بالمعروف وینهون عن المنکر واولئک هم المفلحون» (سوره آل عمران- ۱۰۴) (و باید از میان شما گروهی باشند که مردم رابه نیکی فرا می خوانند و به کار شایسته فرمان می دهند و از کار ناشایسته باز می دارند و اینانند که رستگارند.)۲- «کنتم خیر امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف وتنهون عن المنکر وتومنون بالله» (سوره آل عمران- ۱۱۰) (شما بهترین گروهی بوده‌اید که به عنوان نمونه برای مردم پدید آورده اند؛ که به کار پسندیده فرمان می دهید و از کار ناپسند باز می دارید…)۳- «یؤمنون بالله والیوم الآخر ویامرون بالمعروف وینهون عن المنکر ویسارعون فی الخیرات واولئک من الصالحین» (سوره آل عمران- ۱۱۴) (به خدا و روز باز پسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان می دهند و از کار نا شایست باز می دارند و به کارهای خیر می‌شتابند؛ و آنان از شایستگانند.)هر سه این آیه ها در سوره آل عمران آمده اند و امر به معروف و نهی از منکر را در خود یکجا گرد آورده اند و همراه با آن فراخوانی به خیر، شتاب به کارهای نیک و ایمان به خدا و روز جزا و نیز توصیف عاملان به این کارها به رستگاران و صالحان و در نظر گرفتن این اعمال به عنوان ویژگی عمده امت اسلامی و در آیه آخر به عنوان ویژگی های مؤمنان اهل کتاب، مطرح شده است. جالب توجه اینکه سه آیه پیاپی از سوره توبه نیزبه امر به معروف و نهی از منکر، انگشت گذارده اند و در آیه نخست، بر عکس آن یعنی امر به منکر و نهی از معروف به مثابه ویژگی های نفاق و منافقین، انگشت گذارده شده است:۱-«المنافقون والمنافقات بعضهم من بعض یامرون بالمنکر وینهون عن المعروف ویقبضون ایدیهم نسوا الله فنسیهم ان المنافقین هم الفاسقون» (سوره توبه -۶۷)(مردان وزنان منافق، همگون یکدیگرند که به کار نا پسند فرمان می دهند و از کار شایسته باز می دارند و در بخشش ناخن خشکی می ورزند؛ خداوند را فراموش کرده اند و خداوند نیز آنان را از یاد برده است بی گمان منافقانند که نافرمانند.)۲-«والمومنون والمومنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف وینهون عن المنکر ویقیمون الصلاه ویوتون الزکاه ویطیعون الله ورسوله اولئک سیرحمهم الله»(سوره توبه -۷۱) (و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان می دهند و از کار نا شایست باز می دارند و نماز را برپا می دارند و از خداوند وپیامبرانش فرمان می برند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش می آورد.)۳-«التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الآمرون بالمعروف والناهون عن المنکر والحافظون لحدود الله وبشر المومنین» (سوره توبه -۱۱۲) (آنان توبه کنندگان، پرستشگران، ستایشگران، رهپویان (روزه داران یا جهاد گران یا گردشگران)، نمازگزاران، سجده‌کنندگان، فرمان دهنگان به کار شایسته و بازدارندگان از کار ناشایست و پاسداران حدود خداوندند و به چنین مؤمنان، نوید ده.)ملاحظه می کنیم که در آیه اول، نهی از معروف و امر به معروف – فرمان به کار زشت و بازداری از کارهای خوب – لازمه نفاق و بخل و فراموشی خدا و نافرمانی وفسق در نظر گرفته شده است ولی در آیه های دوم وسوم، امر به معروف ونهی از منکر، لازمه یک سری خصلت های نیک از جمله ایمان (به خدا)، اقامه نماز، ادای زکات و اطاعت از خدا و رسول و همچون ویژگی‌های توبه کنندگان و پرستندگان و ستایشگران و روزه داران و جهاد گران و سجود و رکوع کنندگان و پاسداران حدود الهی، دانسته شده است و برای اینان رحمت الهی درخواست شده و جملگی را به فرجام خوش، مژده داده اند.از دیگر مواردی که خداوند متعال در قرآن مجید فرمان به آن و نهی از ضد آنرایکجا گرد آورده است، توجه به وحدت و نهی از اختلاف و تفرقه ازجمله در این آیه است:«واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا» (سوره آل عمران – ۱۰۳)(وهمگان به ریسمان خداوند بیاویزید ومپراکنید.)ما شاهد رعایت این اصل قرآنی در بسیاری از موارد مهم در یک آیه یا در آیات پیاپی هستیم، مواردی چون : کفر و ایمان، توحید و شرک، امانت و خیانت، عدالت و ستمگری، صلاح وفساد، الفت و دوگانگی، دوستی و دشمن‍ی، طغیان و سر به راهی، طاعت وعصیان، هشدار و زنهار، خشنودی و نفرت، خوبی و بدی، هدایت و گمراهی، راه راست و گمراهی، زشتی و زیبایی، بدبختی و خوشبختی، راه خدا و پیشگیری از راه خدا، نفاق و وفاق، خیر و شّر، اسراف و خشکدستی، استواری و ناپایداری، نفرت و مهرورزی، شنوایی و ناشنوایی، کوری و بینایی، وفای به عهد و نقض پیمان و… به نظر می رسد این اصل مورد توجه قرآنی، همانی است که در علم اصول به این صورت تجلی پیدا کرده است: “فرمان به چیزی، مستلزم نهی از ضدّ آنست.”از جمله ویژگی های آیات احکامی (تشریعی) قرآن آنست که در برخی از آنها به مصلحت یا مضرت حکمی اشاره شده تا مکلّفان کاملاً نسبت به مسئله آگاه باشند و در این عرصه، گاه میان مصلحت و مضرت، توازنی ایجاد شده است که به فقها، دستاویزی می دهد تا در بیان حکم شرعی و شیوه ترجیح یکی ازجنبه های مسئله بر جنبه‌های دیگر بویژه از نظر قائلان به “قیاس منصوص و غیر منصوص”، از آن استفاده کنند.در این راستا می توان از آیه “الخمر والمیسر” یاد کرد : «یسالونک عن الخمر والمیسر قل فیهما اثم کبیر ومنافع للناس واثمهمآ اکبر من نفعهما» (سوره بقره- ۲۱۹) (از تو درباره شراب و قمار می پرسند، بگو در این دو گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم نهفته است امّا گناه آنها از سود آنها بزرگتر است و…)و دو آیه ۹۰و ۹۱ از سوره مائده که آنها نیز نزدیک به همین معنا را دارند: «یا ایها الذین آمنوا انما الخمر والمیسر والانصاب والازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون * انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوه والبغضاء فی الخمر والمیسر ویصدکم عن ذکر الله وعن الصلاه فهل انتم منتهون» (سوره مائده – ۹۰و۹۱) (ای مؤمنان ! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب (بت های نصب شده در جاهلیت) و ازلام (تیرهای ویژه بخت‌آزمایی و فال زنی در جاهلیت) هر یک پلیدی یی از کارهای شیطانی است، پس از آن دوری گزینید باشد که رستگار گردید. جز این نیست که شیطان بر آنست تا با شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه افکند و از یاد خداوند و از نماز، بازتان دارد، اکنون آیا دست می کشید؟)و در مورد تسامح و رواداری تشریع در سنّت شریف نبوی، کافی است این حدیث مشهور نبوی(صلی الله علیه و آله و سلم)را از نظر بگذرانیم: «بعثت على الشریعه السمحه السهله» (بر شریعتی آسان و ساده، مبعوث گشته ام)، آن حضرت (علیه السلام) در توصیف شریعت و آیین خود دو ویژگی را یکجا، گرد آورده است : سادگی و آسانی که به نظر می رسد دو توصیفی هستند که مراد از آنها بیان یک چیز یعنی سادگی شریعت است؛ این دو لفظ مترادف ولی با اندک دقتی در آندو متفاوت هستند:تسامح در لغت به معنای نرمش و موافقت با مطلوب دیگری و در گذشتن از گناه و آسان گیری در موضوع است بنابر این ، آسان گیری لازمه تسامح است و بخشی از معنای آنرا تشکیل می دهد و تسامح به لحاظ معنا جامع تر از سهولت و سادگی است.در کتاب: “فی فقه الاُولویات” نوشته “دکتر قرضاوی”، صفحات: ۷۱و۷۲ روایاتی در این زمینه به نقل از آن حضرت (علیه السلام) و با استناد به کتاب “صحیح الجامع الصغیر” آمده است.از جمله این که :پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) فرمودند : “ادیان پاک و آسان گیر، نزد خداوند دوست داشتنی تر است.”و نیز آن حضرت (صلی الله علیه وسلم) فرمودند : “بهترین دین، ساده‌ترین دینهاست.” و عایشه می گوید : “هر گاه پیامبر خدا با دو گزینه ای رو برو بود که باید یکی را برگزیند، آسانترین را -در صورتی که مستلزم گناه نبود- برمی گزید و اگر مستلزم گناه بود، مردم را از آن بر حذر می داشت.”پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) “ابو موسی” و “معاذ” را به یمن اعزام داشت و به ایشان چنین سفارش کرد:” آسان گیرید و سخت مگیرید و همواره مژده بخش باشید و دیگران را از خود مرانید و …””دکتر قرضاوی ” در بخشی از این کتاب با عنوان “اولویت آسان گیری و ساده گیری بر سخت گیری و دشوار گیری” بحث جامعی در این باره مطرح کرده است. در خصوص تسامح و رواداری سنّت در تشریع احکام به همین اندازه بسنده می کنیم و تنها به ذکر نمونه هایی از قواعد فقهی در این عرصه می پردازیم:- از جمله آنچه که در پی طرح آیات عسر و حرج و به عنوان “قاعده عسر وحرج” و گستردگ‍ی وجامعیت آن گفتیم.- از جمله”قاعده ضرر” که از گفته پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) بر گرفته شده است که فرمود: “لاضرر و لاضرار فی الاسلام” (در اسلام زیان رساندن وزیان دیدن وجود ندارد.) که البته به الفاظ گوناگون وبا تفسیرهای مختلف در معنای آن وارد شده است و علمای بزرگوار بحث ها و رساله های گسترده ای در شرح این قاعده و مجرای آن بعمل آورده اند. ظاهر این قاعده عبارت از نفی زیان رسانی به دیگران است و ضرار نیز زیان دیدن و زیان رساندن دو نفر به یکدیگر است که این هر دو در اسلام، روا نیست؛ البته برخی ها گستره این قاعده را از این هم فراخ تر دانسته و آنرا علاوه بر زیان رساندن به دیگران، زیان رساندن به خویشتن نیز تفسیر کرده اند و بهر حال، زیان رسانی، خشونت و تندی بدنبال دارد و این برخلاف تسامح و نرمش و مداراست.- از جمله قاعده برائت و بی گناهی در مورد بی اطلاعی و نادانی است که این در عبادات و اعمال و خورد و خوراک و …، سهولت فراوانی را بدنبال دارد و بر اساس این قاعده، هر کاری که حرمتش دانسته نیست، حلال است و هر کاری که وجوب آن دانسته نیست مباح تلقی شده و می توان ترکش گفت و این شامل برائت عقلی و شرعی هم هست [یعنی موجب تبرئه فرد می‌شود] که از “حدیث رفع” (رفع عن امتی تسع) (از امتم نه (۹) چیز برداشته شده است) و همگی در جهت تسهیل کار مردم است، بر گرفته شده است.- و از جمله قاعده شک در نمازاست که فراوانی شکّ، عدم توجه به آنرا ایجاب می کند.- و از جمله قاعده قصاص یا حکم قصاص است که خداوند متعال نیز فرموده است: «ولکم فی القصاص حیاه یا اولى الالباب» (سوره بقره -۱۷۹) (و شما را ای خردمندان در قصاص، زندگی نهفته است…) قصاص در همه موارد، راهی به سوی آرامش و نفی مشقّت و سختی هاست.- و از جمله قاعده پذیرش سخن مؤمن است مگر آنکه خود در معرض اتهام باشد.- و از جمله قاعده حمل هر کردار مومن بر صحت است که امر معاشرت و مبادله اموال و دارایی و مشارکت در تجارت و کارهای این چنینی را بسیار ساده و آسان می سازد.- و از جمله قاعده ضمان که از این فرموده پیامبر اکرم (علیه السلام) بر گرفته شده است : “گیرنده (چیزی) باید آنرا همانگونه که بود باز گرداند” که منجر به رفع نزاع ها و دشمنی ها و پیشگیری از زیان یا آسیب رساندن به (دارایی) دیگران می گردد.- و از جمله قاعده حرمت خون و مال و ناموس مسلمانان است که باعث برقراری امنیت و آرامش در خانواده و جامعه و میان بخش‌های‌ مختلف امت اسلامی می گردد.- و از جمله قواعد قضا که مستند به این فرموده پیامبر(علیه السلام) است: “ارایه دلیل از وظایف مدعی و سوگند، از سوی منکر آن است” که بسیاری از ادعاهای باطل را خنثی می سازد و حقوق مردم را پاس می دارد.- و از جمله قاعده نفی سبیل که‌ [اعمال] قدرت مردم نسبت به یکدیگر را محدود می سازد.- و از جمله قاعده “مقاصد” (اهداف) که تأثیر بسزایی در فقه و بویژه فقه اهل سنت دارد؛ آنچه را در این راستا ذکر کردیم شامل قواعد معروف فقهی است، احکام فقهی فراوان دیگری نیز وجود دارد که اجمالاً نشان می دهند اسلام دارای طبیعتی آسان و ساده و برخوردار از احکام و تشریعی تسامحی است.
 

برچسب ها: معصوم شناسی
نوشته قبلی

سیره رسول نور از منظر آیت اللّه جوادى آملى

نوشته‌ی بعدی

سرّ دلبر در حدیث دیگران

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

سرّ دلبر در حدیث دیگران

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

غلو از دیدگاه تشیع

غلو از دیدگاه تشیع

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

ارزیابی قیام مختار

ارزیابی قیام مختار

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا