۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

قانون مداری در سیره ی نظامی پیامبر (ص) و علی (ع)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مقدمهاز نکته های آموزنده در سیره ی رسول خدا (ص) و امامان معصوم (ع)، پای بندی به قانون و مقررات است. آنان بیش از دیگران، قا نون را پاس داشته اند؛ زیرا انجام عملی خارج از مقررات دینی، مشروعیت الهی آنان را مختل می کرد. در بیانات رسول خدا (ص) نیز بر این امر تأکید شده است. در فتح مکه حضرت با صراحت فرمودند: «من هم پس از این مجاز نیستم با هیچ بهانه ای حرمت حرم را بشکنم» (1) بنابراین رسول خدا (ص) و امامان معصوم (ع) علاوه بر عمل و رفتار، در موارد مقتضی، اموری را به عنوان قوانین و مقررات شرعی، از جمله در مسائل نظامی برای سپاهیان اسلام بیان کرده و آنان را به رعایت آن دعوت می نمودند، حتی به مسلمانان سفارش می کردند که در برخورد با غیر مسلمانان نیز مقررات دینی و اجتماعی ویژه ای را رعایت کنند. بر همین اساس، امروزه در فقه سیاسی، از اموری که در سیره ی نظامی رسول خدا (ص) و سایر معصومان نهی شده است، جزء جرایم جنگی شمرده می شود و شرعاً ارتکاب آن اعمال یا ترک برخی از آن ها ممنوع است. استفاده از وسایل کشتار جمعی، مسموم کردن آب، بد رفتاری، شکنجه و کشتن اسیران، مثله کردن اجساد کشتگان دشمن، کشتن اطفال، کشتن زنان و پیران، کشتن افراد غیر نظامی، قطع درختان و تخریب مزارع، دستبرد به غنایم جنگی، دستبرد به اموال دشمنی که سپاه اسلام با او معاده ی امنیتی امضا کرده است، آغاز به جنگ بدون دعوت به دین و تعرض به نوامیس دشمن در میدان نبرد، نمونه هایی از آن شمرده می شود. (۲)با توجه به مطالب یاد شده، نوشته ی حاضر درصدد پاسخ گویی به این سؤال هاست:۱٫ سپاه اسلام در مسیر حرکت به سوی جبهه، هنگام رویارویی با غیر نظامیان چه وظیفه ای دارد؟۲٫ مقرراتی که سپاه اسلام در صحنه ی جنگ و در برخورد با اسیران دشمن باید رعایت کند، چیست؟ و از چه اموری نهی شده است؟۳٫ پای بندی به عهد و پیمان ها و مقررات مورد توافق پس از جنگ تا چه حدی ضروری است؟
۱٫ وظیفه ی سپاه اسلام در رویارویی با غیر نظامیان در مسیر حرکترعایت تقوای فردی، حفظ حرمت اموال مردم و مراعات حال مردم غیر نظامی که در مسیر حرکت سپاه اسلام زندگی می کنند، یکی از ابعاد رعایت قانون و احکام الهی در امور نظامی است که رهبران معصوم اسلام بر آن تأکید کرده اند. بنابراین، رزمنده ی راه خدا، به این بهانه که به جهاد در راه خدا می رود، حق ندارد در مسیر خود کسی را آزار و اذیت کند یا از اموال مردم چیزی را به ناحق و بدون رضایت مالکانش بردارد و به خودش اختصاص دهد و یا به مردم ضرر برساند، مگر در موارد اضطرار که برای رفع گرسنگی چاره ای غیر از آن نداشته باشد. عبدالله بن سلام نقل می کند که در سفر به سوی تبوک به نقطه ای به نام خلیجه، کنار آب و زیر سایه ی درختی رسیدیم. اصحاب رسول خدا (ص) پیشنهاد کردند که در سایه ی درخت و در کنار آبی که وجود دارد استراحت کنند. آن حضرت فرمودند: این جا زمین زراعی کسی است، ناقه ی مرا آزاد بگذارید، او مأمور است. ناقه حرکت کرد تا به سایه ای در کنار مسجد ذی مرویه رسید. (۳) با تأمل در سخن حضرت می توان فهمید که حضرت خواست به مردم بفهماند که در مسیر جهاد در راه خدا باید از ضرر رساندن به اموال مردم پرهیز کنند.در سیره ی رسول خدا (ص) حتی حیوانات نیز از این قانون مستثنا نیستند و سپاهیان اسلام حق آزار رساندن به آنان را نیز ندارند. واقدی نقل می کند که در فتح مکه، در مسیر راه رسول خدا (ص) ماده سگی را دیدند که توله هایش مشغول شیر خوردن بودند و حیوان با دیدن لشکر، سراسیمه شده و زوزه می کشید. حضرت به مردی از سپاه به نام جعیل بن سراقه امر فرمودند که همانجا بایستد تا کسی از سپاه معترض حیوان و توله هایش نشود. (۴)امیر مؤمنان علی (ع) نیز در بخشنامه ای خطاب به مأموران و کارکنان شهر هایی که سپاه از قلمرو کار و حوزه ی مأموریت آن ها عبور می کند، با سفارش های اکیدی، از همه ی سربازان و فرماندهان سپاه می خواهد از تعرض به اموال مردم و آزار رساندن به آنان و توقعات نابه جا از مأموران و کارکنان حکومتی خودداری کنند و بر تأمین امنیت و حفظ نظم و مراقبت شدید و انضباط کامل لشکریان تأکید کرده و می فرماید:من سپاهیانی فرستادم که به خواست خدا بر شما خواهند گذشت، و آنچه خدا بر آنان واجب کرده به ایشان سفارش کردم، و بر آزار نرساندن به دیگران و پرهیز از هر گونه شرارتی تأکید کرده ام. و من نزد شما و پیمانی که با شما دارم از آزار رساندن سپاهیان به مردم بیزارم، مگر آن که گرسنگی، سربازی را ناچار گرداند، و برای رفع گرسنگی، چاره ای جز آن نداشته باشد. پس کسی را که دست به ستم کاری زند کیفر کنید و دست افراد سبک مغز خود را از زیان رساندن به لشکریان و زحمت دادن آن ها جز در آنچه استثنا کردم، باز دارید. من پشت سر سپاه در حرکتم، شکایت های خود را به من رسانید و در اموری که لشکریان بر شما چیره شده اند که قدرت دفع آن را جز با کمک خدا و من ندارید، به من مراجعه کنید که با کمک خداوند آن را برطرف خواهم کرد. (۵)
۲٫ رعایت مقررات اسلامی و انسانی در میدان جنگاز جمله مقرراتی که در اسلام و سیره ی نظامی پیشوایان دینی بر آن تأکید شده و تخطی از آن برای سپاه اسلام جایز نیست، رعایت مسائل انسانی و اسلامی در صحنه ی جهاد است. به طور ویژه خیراندیشی و مهربانی با همراهان، ترحم و رعایت حال کسانی که در سپاه دشمن نقش آفرین نیستند (گر چه به ظاهر جزء آن ها شمرده می شوند، مانند زنان، اطفال، پیران، عابدان از اهل کتاب) حفظ عمران و آبادی ها و اموال، مانند درختان مزارع و نخلستان ها و اموری که برای معیشت مردم و استفاده ی مردم به کار می آید، از چشم انداز های مهمی است که باید جهادگر به آن توجه داشته باشد.خیراندیشی نسبت به همراهان و رزمندگان اسلام، داشتن نیت الهی در جهاد با دشمنان و دعوت آنان به اسلام، و در صورت عدم پذیرش، پیشنهاد هجرت یا گرفتن جزیه از کفار، از جمله اموری است که رسول خدا (ص) به سپاهیان و فرماندهان جنگ موته توصیه می فرماید. زمانی که سپاه اسلام به فرمان رسول خدا (ص) آماده ی حرکت شد، حضرت به فرماندهان موته دستور داد که مکر و فریب به کار نبرند، کودکان را نکشند، چون با دشمنان مشرک برخورد کردند، آن ها را به یکی از سه چیز دعوت کنند، هر پیشنهاد را که پذیرفتند قبول کنند و دست از آنان بردارند: نخست، به اسلام دعوتشان کنند، اگر پذیرفتند از آنان قبول کنند و از جنگ با آنان دست بردارند. دوم، اینکه از آنان بخواهند تا از سرزمین خود بروند و هجرت کنند، و اگر پذیرفتند اعلام کنند که برای آن ها همان حقوقی منظور خواهد شد که برای دیگران است، و اگر مسلمان شدند و ترجیح دادند که در سرزمین های خود باشند، به آن ها خبر دهند که حکم ایشان مانند حکم عرب های دیگری است که مسلمان شده اند؛ احکام الهی درباره ی آن ها اجرا خواهد شد، و برای آن ها از فیء و غنایم سهمی نخواهد بود، مگر اینکه همراه مسلمانان در جهاد شرکت کنند. اگر از پذیرفتن این دو مطلب خودداری کردند، آن ها را به پرداخت جزیه دعوت کنند، و اگر پذیرفتند، دست از آنان بردارند، و اگر از تمام این پیشنهاد ها سرپیچی کردند، با استمداد از خدا با آن ها بجنگند.علاوه بر توصیه هایی که ذکر آن گذشت، رسول خدا (ص) از رزمندگان جنگ موته می خواهد که در مقابله با دشمن، با نام خدا، با دشمنان خدا و مسلمانان نبرد کنند و در این کار، حساب کسانی را که در عبادت گاه های اهل کتاب مشغول عبادت اند از افراد شروری که در پی مقابله با دین خدا هستند، جدا کنند و به کسانی که از مردم کناره گیری کرده و در صومعه ها مشغول عبادت اند، معترض نشوند، هرگز زن و کودک شیرخوار و پیر فرتوت را نکشند، به طبیعت آسیب نرسانند و درخت خرما و هیچ گونه درختی را ریشه کن نسازند و هیچ خانه ای را خراب نکنند. (۶)در سریه عبدالرحمن بن عوف به دومه الجندل در شعبان سال ششم، رسول خدا (ص) در وقت بدرقه ی سپاه بعضی از همین توصیه ها را به سپاهیان وی بیان کردند. (۷)توصیه های رسول خدا به اسامه بن زید برای حرکت به سمت شام مبنی بر پرهیز از حیله و غدر و کشتن اطفال، شاهد دیگری بر تأکید حضرت بر رعایت اصول انسانی در نبرد با دشمن است. علاوه بر این ایشان از اسامه و سپاهیانش می خواهد که از اختلاف میان خود پرهیز کرده، در امور نظامی توجه به خدا و تسلیم در برابر او و توکل به ذات اقدس الهی را مد نظر داشته باشند. (۸) گویا رسول خدا (ص) به سبب جوان بودن اسامه و حضور افراد مسن و با سابقه در سپاه وی، احتمال تمرد برخی را پیش بینی می کردند.مثله کردن جنازه ی دشمن یکی از مسائلی است که در نبرد های غیر الهی کم و بیش مشاهده می شود. کشورگشایان، سلاطین و طاغوت ها پس از غلبه بر دشمن گاهی بر بدن کشته های دشمن نیز رحم نمی کنند. برخورد مشرکان مکه با برخی از شهدای احد، از جمله حمزه عموی رسول خدا (ص) نمونه ای از آن است. اما در سیره ی پیشوایان دین این عمل از امور غیر شرعی و غیر انسانی شمرده شده و به طور کلی ممنوع است. از این رو معصومان (ع) در تمام نبرد ها به سپاهیان خود توصیه می کردند که هیچ گاه جنازه های دشمن را مثله نکنند. رسول خدا (ص) بعد از جنگ بدر در جواب برخی افراد که از حضرت خواسته بودند تا اجازه دهد دندان های جلو و زبان سهیل بن عمرو را از بیخ ببرند تا دیگر علیه رسول خدا سخن نگوید، فرمود:من کسی را مثله نمی کنم، زیرا خداوند کننده ی این کار را مجازات می کند هر چند عامل به این کار پیامبر باشد. (۹)در سیره ی نظامی امیر مؤمنان علی (ع) نیز دستورات ویژه ای وارد شده است که بیان گر اهداف الهی حضرت در نبرد با منحرفان است.گرچه مقرراتی که حضرت در نبرد های دوره ی خلافت خویش بیان کردند در مواردی با دستورات رسول خدا در نبرد با مشرکان متفاوت است، اما این به دلیل شرایط خاص دوران ایشان است، زیرا جبهه ی دشمن رو در روی حضرت با دشمن رو در روی رسول خدا (ص) متفاوت بود؛ جنگ های دوره ی رسول خدا، نبرد با مشرکان بر سر «تنزیل» بود و مقررات ویژه ای داشت، اما نبرد های دوره ی امیرمؤمنان به علت رویارویی مسلمانان با یکدیگر بر سر «تأویل»، (۱۰) احکام خاصی پیدا کرد که تا کنون سابقه نداشت. برای نمونه در جنگ های علی (ع) اموال دشمن در خارج از میدان نبرد و نیز زنان و کودکان آنان محترم اند و جزء غنایم به حساب نمی آیند. بر این اساس، امیرمؤمنان (ع) در جنگ جمل به همگان توصیه می کند که حرمت خانه ها و زنان را مراعات کنند و به هیچ وجه کسی معترض آنان نشود، حتی اگر آنان لب به ناسزاگویی بگشایند. به استثنای ادوات نظامی میدان جنگ، بقیه ی اموال آنان محترم بوده و بر کسی حلال نیست. برخی مورخان نقل کرده اند که صفیه دختر حارث و برخی دیگر از زنانی که نزدیکان آن ها در جنگ جمل کشته شده بودند، از درون خانه ای در بصره به علی (ع) یا جبهه ی او دشنام و ناسزا گفتند. یکی از یاران حضرت گفت: «ما از دست این زن ها رهایی نداریم». گویا از سخن او بوی تهدید علیه زنان به مشام می رسید که ناگهان علی (ع) بر او نهیب زد و فرمود:هیچ ستری را هتک نکنید، و به هیچ خانه ای وارد نشوید و به هیچ زنی آسیب نرسانید، گرچه به ناموس شما ناسزا گویند و بزرگان و صالحان شما را نادان شمرند … . ما در حالی که آنان (زن ها) مشرک بودند از تعرض به ایشان منع می شدیم … نشود که احدی به زنی تعرض کرده باشد … .و در حالی که خود حضرت از درِ خانه ی عبدالله بن خلف که در مبارزه با علی (ع) کشته شده بود، عبور می کرد، همسر او بر در خانه ایستاده بود، گفت: یا علی ای قاتل محبوبان، کار خوبی نکردی، خدا فرزندانت را یتیم کند، همان طور که فرزندان عبدالله را یتیم کردی. امام (ع) سکوت کرد و جواب او را نداد و داخل خانه شد و با عایشه ملاقات کرد.وقتی از خانه خارج می شد آن زن سخنان خود را تکرار کرد. (۱۱) امام اندکی صبر کرد و فرمود: «اگر من قاتل محبوبان بودم حتماً کسانی را که در این خانه هستند را می کشتم». (12) حضرت به خانه ای اشاره کرد که عبدالله بن زبیر، مروان بن حکم، عبدالله بن عامر و عده ای دیگر از سران جنگ جمل در آنجا مخفی شده بودند. (۱۳) اما حضرت چنین نکرد، چرا که خود می فرماید:هر کس که پشت به جبهه کند او را تعقیب نکنید، و هیچ مجروحی را نکشید. هر کس درِ خانه اش را ببندد در امان است. (۱۴)امیرمؤمنان علی (ع) بعد از جنگ جمل، توصیه های قبل از جنگ را تکرار کرد و فرمود:تجاوز به اموال و ناموس دشمن بر شما حلال نیست و تنها می توانید وسایل و ساز و برگ جنگی و دیگر اموالی را که برای جنگ به میدان آورده اند از آنان بگیرید و بقیه ی اموال و ثروتشان را برای بازماندگانشان باقی بگذارید و در بیرون از میدان جنگ از افراد دشمن کسی را به اسارت نگیرید، ثروت و اموالشان را به یغما نبرید، اموال باید طبق حکم قرآن میان وارثان و فرزندانشان تقسیم شود.به فرمان علی (ع) به سپاهیان اعلام شد که در این جنگ، زنانی که شوهرانشان را از دست داده اند آنان را به ازدواج خود در نیاورند مگر این که برای شوهرانشان مانند دیگر مسلمان عده ی وفات سپری کنند، سپس می توانستند آنان را به همسری انتخاب کنند. (۱۵)در پیکار صفین نیزحضرت علاوه بر توصیه هایی که ذکر آن گذشت، سپاهیان را از کشتن مجروحان و تعقیب فراریان میدان جنگ نهی می فرماید. ایشان در نامه ای به جناح پیشرو که قبل از امام (ع) به سوی صفین حرکت کرده و به جبهه رسیده بودند، اینچنین گوش زد می کند:هرگز سربازان دشمن را که پشت به شما کرده اند نکشید و با از پا افتاده ها درگیر نشوید و مجروحان را به کام مرگ نسپارید، زنانی را که در اردوی دشمن شما هستند با آزار دادن به هیجان نیاورید، گرچه حیثیت و شرف و شخصیت و ناموس شما را به باد ناسزا بگیرند و فرماندهان شما را فحش دهند. (۱۶)
۳٫ برخورد اسلامی و انسانی با اسیرانگرچه اسیر گرفتن از دشمن در تمام نبرد ها امری طبیعی و رایج بوده و هست و در سیره ی نظامی معصومان (ع) نیز وجود داشته است، اما بر اساس فرهنگ اسلامی، هدف قرار دادن آن به سبب حقد و کینه و تعصبات شخصی و نیز به منظور انتقام گیری و همچنین بد رفتاری با آنان امری پسندیده نیست. در حقیقت می توان گفت در اسلام اسیر گرفتن از دشمن با اهداف مقدس جنگ و جهاد در راه خدا هماهنگ است و آن تضعیف نیروی انسانی دشمن و کشاندن اسرا به خانه ی مسلمانان به منظور آشنایی با اسلام است. بنابراین، باید هدف جهادگر از اسیر گرفتن افراد دشمن این باشد که نیروی دشمن در سایه ی اسارت، آزادی واقعی و حقیقی را که همان توحید و هدایت به راه حق است، باز یابد. در روایات و سیره ی معصومان (ع) در این باره توصیه های متعدد و مؤکدی صادر شده که بیان گر رعایت مسائل اسلامی و انسانی درباره ی اسیران جنگی است. رسول گرامی اسلام در روایتی می فرماید: «هیچ کس به اسیری که برادر مسلمانش گرفته است دست درازی نکند و او را نکشد». (17) بلکه می فرمودند: توصیه کنید که با اسیران به نیکی رفتار شود. (۱۸) در اثر این سخن نبی اکرم (ص) مسلمانان گاه غذای خود را به اسیر داده و او را بر خویش مقدم می داشتند. در این باره ابوالعاص بن ربیع که در جنگ بدر اسیر شده بود، می گوید:من در دست گروهی از انصار اسیر بودم، خدا خیرشان دهد، هرگاه شام یا ناهار می خوردیم، نان را که بسیار کم بود به ما اختصاص می دادند و خودشان خرما می خوردند. گاه در دست بعضی فقط یک قطعه کوچک نان بود و همان را هم به من می دادند.ولید بن مغیره هم این موضوع را تأیید کرده و افزوده است: «انصار ما را سوار می کردند و خود پیاده می رفتند». (19)در منطق اسلام و سیره ی پیشوایان دینی به شدت از شکنجه و آزار اسیران نهی شده است. همان طور که گفته شد بعد از جنگ بدر رسول خدا (ص) پیشنهاد عمر بن خطاب را درباره ی بریدن زبان و شکستن دندان سهیل بن عمرو رد کرده و مورد نکوهش قرار داد، در حالی که وی از سران مشرکان مکه و از خطبایی بود که مسلمانان، به ویژه شخص رسول خدا (ص) از آزار و اذیت و نیش زبان او در امان نبودند و همواره با ایراد خطبه و سخنرانی بر ضد اسلام تبلیغ می کرد. (۲۰)بر اساس آموزه های اسلامی، حتی اگر اسیری محکوم به اعدام نیز باشد کسی حق ندارد قبل از اجرای حکم، بر اساس میل خود، او را اذیت و آزار دهد، فقط در وقت مقتضی باید حکم را درباره ی او اجرا کرد نه بیشتر.بعد از محاصره ی قلعه ی یهودیان بنی قریظه توسط مسلمانان و تسلیم آنان بر اساس پیشنهاد حکمیت، وقتی اسیران یهود به حکم سعد بن معاذ (داور طرفین) و تأیید رسول خدا (ص) به اعدام محکوم شدند، یکی از آنان به نام نبّاش بن قیس را نزد پیامبر آوردند، او سعی کرده بود با کسی که او را می آورد درگیر شود، و او هم با مشت به بینی نبّاش کوبیده و آن را خونی ساخته بود. رسول خدا (ع) به مأموری که او را آورد، اعتراض کردند و فرمودند: چرا نسبت به او چنین کردی، مگر شمشیر کافی نبود؟ مأمور گفت:ای رسول خدا، او با من درگیر شد و می خواست بگریزد. نبّاش گفت:ای ابوالقاسم سوگند به تورات، دروغ می گوید، اگر مرا آزاد هم می ساخت من از آمدن به جایی که همه ی قومم کشته شدند، تأخیر نمی کردم، تا من هم مانند یکی از ایشان باشم. آن گاه رسول خدا (ص) فرمودند:با اسیران خوش رفتاری کنید و به آن ها آب بدهید و سیراب شان کنید تا خنک شوند و بعد حکم اعدام را درباره ی آنان اجرا کنید. گرمای آفتاب و سوزندگی شمشیر را بر آن ها جمع نکنید.آن روز هوا آفتابی و گرم بود، به اسیران آب و طعام دادند، و پس از اینکه سیراب و خنک شدند، دستور قتل آن ها نیز صادر شد. (۲۱)چنین سفارشی هیچ گاه با حکم سعد بن معاذ و تأیید پیامبر درباره ی کشتن بنی قریظه، منافات ندارد، زیرا کشتن آن ها حکمی شرعی و الهی است که باید اجرا می شد، در عین حال قبل از اجرای حکم، آنان در دست مسلمانان اسیرند و تعدی به آنان جایز نبوده و احسان به آنان امری انسانی، پسندیده و لازم است. بنابراین، از دو حیثیتی که برای آنان متصور است، دو حکم نیز برای آن ها مطرح می شود؛ از این حیث که اسیرند بایدحقوق آن ها به عنوان اسیر مراعات شود و از این حیث که حکم آن ها اعدام است، باید درباره ی آنان اجرا شود. (۲۲)در سیره ی امیرمؤمنان علی (ع) نیز می خوانیم که حضرت، اسیرانی را که قاتل نبودند و به تجاوز و دشمنی باز نمی گشتند، آزاد می کرد وبا آن ها در حال اسارت و بعد از آن به نیکی رفتار می نمود. در جنگ جمل سعید و ابان، پسران عثمان را نزد آن حضرت آوردند. یکی از کسانی که آن جا بود پیشنهاد قتل آن دو را طرح کرد. امام فرمود: «بسیار بد سخنی گفتی!» سپس به آن دو فرمود: «از گمراهی خود برگردید و دست بردارید و هر کجا که می خواهید، بروید و اگر دوست دارید نزد من بمانید تا با شما صله رحم کنم». آن دو گفتند: «یا امیرمؤمنان ما بیعت می کنیم»، سپس بیعت کرده و رفتند. (۲۳)بعد از پایان جنگ جمل امام (ع) به عبدالله بن زبیر و مروان بن حکم و ولید بن عقبه و سایر بنی امیه امان داد و این پیام اعلام شد که هر کس اسلحه ی خود را بر زمین بگذارد و هر کس که به خانه اش برود، در امان است. موسی بن طلحه بن عبیدالله را نزد حضرت آوردند، حضرت به او فرمود، سه مرتبه بگو: «استغفرالله و اتوب الیه» و سپس او را رها کرد و گفت هر جا می خواهی برو و هر سلاح و وسیله ای در لشکر ما از تو بود، بردار و در آینده ی کارت از خدا بترس و در خانه ات بنشین. (۲۴)
۴٫ احترام به مقرارت و عهد و پیمان با دشمندر فرهنگ اسلامی، بر رعایت عهد و پیمان بسیار تأکید شده و خداوند در قرآن همگان را به رعایت آن فراخوانده است و اعلام فرموده که روز قیامت از آن سؤال خواهد شد. (۲۵) امیرمؤمنان علی (ع) نیز در روایتی آن را همزاد راستی و بهترین سپر در مقابل خطرات و آسیب های اجتماعی معرفی کرده است. (۲۶) در سیره ی نظامی معصومان بر این اصل مهم که اساس روابط اجتماعی بشر را تشکیل می دهد، سفارش شده است. بنابراین اگر مسلمانان با دشمنان خود مصالحه کرده و پیمان و قراردادی بین هم امضا کرده باشند، آن پیمان برای مسلمانان محترم و لازم الاجرا بوده و اموال و کلیه ی دارایی های اتباع دشمن بر اساس قرارداد فی مابین محترم است و از امنیت و مصونیت کامل برخوردار خواهد بود، مگر در مواردی که از این اموال در جهت تضعیف دولت اسلامی یا تقویت دشمن و به طور کلی بر خلاف مصالح امنیتی و دفاعی کشور اسلامی بهره برداری شود. (۲۷)پس از پایان نبرد خیبر و مصالحه ی پیامبر با یهودیان، رسول خدا (ص) خیبر را به یهودیان واگذار کرد و در مقابل باید آن ها یک دهم و نصف یک دهم بهره ای که می بردند به مسلمانان می پرداختند. امام مسلمانان بعد از این قرارداد نیز به خود اجازه می دادند به میان مزرعه و باغ های یهودیان رفته و خارج از شراط مندرج در عهدنامه، از آن استفاده کنند. یهودیان از این عمل آنان به رسول خدا (ص) شکایت کردند. حضرت، خالد بن ولید یا عبدالرحمن بن عوف را فراخواند و گفت که مردم را جمع کنند، بعد از اجتماع مردم، حضرت در میان آن ها ایستاد و پس از حمد و ثنای الهی فرمودند:یهودیان شکایت کرده اند که میان مزارع آن ها می روید، در حالی که ما به مال و جانهایشان امان داده ایم و با آن ها مصالحه کرده و زمین ها را به آن ها واگذار کرده ایم. باید بدانید که از اموال قرارداد بسته شده، مگر به همان اندازه ی معین چیزی حلال نیست.از این پس مسلمانان چیزی را از زمین های یهودیان بر نمی داشتند، مگر آنکه قیمت آن را بپردازند. (۲۸)نمونه ی دیگر از رعایت مقررات و احترام به عهد و پیمان با دشمن در سیره ی رسول خدا (ص) مسئله ی عمره القضاء در سال هفتم هجری است. در سال ششم هجری رسول خدا (ص) به همراه مسلمانان برای انجام عمره به طرف مکه ی مکرمه حرکت کردند، اما با ممانعت قریش روبه رو شده، با انعتقاد صلح حدیبیه به مدینه بازگشتند و براساس مفاد صلح نامه، سال بعد برای انجام عمره وارد سرزمین مکه شدند که در تاریخ به عمره القضاء معروف است. در عمره القضاء وقتی کفار، انبوهی مسلمانان و شوکت ایشان را دیدند، ترسیدند که مبادا با ایشان جنگ کنند، از این رو نزد پیامبر (ص) آمدند و گفتند: یا محمد! تو چه در کودکی و چه در بزرگی به غدر شناخته نشدی. پیامبر فرمود: «هرگز با اسلحه بر شما وارد نخواهند شد». آن گاه گروهی را با اسلحه در بیرون حرم مستقر کرد، و گروهی دیگر از مسلمانان، پس از انجام عمره به جای آن ها مستقر شدند و آن ها نیز بدون اسلحه، عمره انجام دادند، و حضرت طبق پیمان، سه روز بیشتر در مکه نمایند، (۲۹) حتی وقتی برای توقف روز چهارم از کفار اجازه خواست و آنان اجازه ندادند، رسول خدا (ص) با آنکه هوا گرم بود و وقت مناسبی برای حرکت قافله نبود و حتی کاملاً قدرت بر توقف بیشتر در مکه را داشتند، به منظور رعایت عهد و پیمان، فرمان بازگشت را صادر کردند. (۳۰)
نتیجهبر اساس سیره ی رسول خدا (ص) و امیرمؤمنان علی (ع)، رزمنده ی راه خدا به این بهانه که به جهاد در راه خدا می رود مجاز نیست، در مسیر حرکت خود در اموال مردم تصرف کرده، چیزی از آن بردارد و ضرری به آنان برساند یا توقع نابه جایی را از عاملان حکومتی داشته باشد و در صورت اتفاق چنین مسئله ای، بر حاکم اسلامی لازم است که از این کار جلوگیری کرده و حق مردم را استیفا کند.مجاهدان راه خدا باید با نیرو های خودی مهربانی کرده و خیرخواه آن ها باشند و از اختلاف بپرهیزند، و در نبرد با دشمنان اسلام بدون در نظر گرفتن تعصبات جاهلی، از کشتن زنان، اطفال، پیران، عابدان معابد و ضرر رساندن به طبیعت تا حد ممکن جلوگیری کرد و از مثله کردن افراد دشمن و هتک ناموس و خیانت به اموال آنان پرهیز کنند.دعوت دشمن به هدایت الهی قبل از جنگ ضروری است. بعد از پیروزی نیز هر گونه برخورد خارج از مقررات اسلامی با اسیران ممنوع و ترحم به آنان توصیه شده است.هر گونه قرارداد مالی و سیاسی که بین مسلمانان و دشمنان بر اساس مصالح دو طرف بین رهبر اسلامی و بزرگان دشمن منعقد شود، لازم الاجرا بوده و کسی از مسلمانان حق نادیده گرفتن آن را ندارد.
پی‌نوشت‌ها:

* دانش آموخته ی حوزه و کارشناس ارشد تاریخ اسلام. دریافت: ۸۷/۸/۲۳- پذیرش: ۸۷/۱۰/۱۲٫۱٫ محمدبن عمر واقدی، المغازی، ۱۴۰۱ ق، ج ۲، ص ۸۳۶/ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ ق، ج ۲، ص ۱۰۴٫۲٫ عباسعلی عمید زنجانی، فقه سیاسی، ۱۳۸۳، ج ۵ و ۶، ص ۳۶۸٫۳٫ محمدبن یوسف صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیره خیر العباد، ۱۴۱۴ ق، ج ۵، ص ۴۴۶٫۴٫ واقدی، همان، ج ۲، ص ۸۰۴٫۵٫ نهج البلاغه، نامه ی ۶۰٫۶٫ واقدی، همان، ج ۲، ص ۷۵۷/ مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ ق، ج ۱، ص ۳۳۸٫۷٫ واقدی، همان، ج ۲، ص ۵۶۰٫۸٫ اشاره به آیه ی ۴۶ سوره ی انفال: «و أطیعو الله و رسوله و لا تنازعوا فنفشلوا و تذهب ریحکم و اصبروا ان الله مع الصابرین».9. «فقال رسول الله (ص): لا أمثل به فیمثل الله بی و ان کنت نبیا» (ابن هشام، السیره النبویه، [بی تا]، ج ۱، ص ۶۴۹/ واقدی، همان، ج ۱، ص ۱۰۷/ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷، ج ۲، ص ۴۶۵).۱۰٫ اشاره است به حدیث نبوی که فرمود: «ان منکم من یقاتل بعدی علی التاویل کما قاتلت علی التنزیل. فسئل النبی (ص) من هو؟ فقال: خاصف النعل، یعنی امیرالمومنین (ع)» (کلینی، الکافی، ج ۵، ص ۱۰، باب وجوه الجهاد).۱۱٫ طبری، همان، ج ۴، ص ۵۴۰، ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ ق، ج۲ ، ص ۴۸۳/ مسکویه رازی، تجارب الأمم، ۱۳۷۹ ق، ج۱ ، ص ۵۰۴٫۱۲٫ ابن اعثم، همان، ص ۴۸۳٫۱۳٫ مسعودی، مروج الذهب، سال ۱۴۰۹ ق، ج ۲، ص ۳۶۸٫۱۴٫ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، [بی تا]، ج ۲، ص ۱۸۳/ طبری، همان، ج۴ ، ص ۵۴۱٫۱۵٫ شیخ مفید، الجمل و النصره لسید العتره فی حرب البصره، ۱۳۷۴، ص ۴۰۵ و ۴۰۶٫۱۶٫ نهج البلاغه، نامه ی ۱۴٫۱۷٫ واقدی، همان، ج ۱، ص ۱۰۶٫۱۸٫ واقدی، همان، ج۱ ، ص ۱۱۹/ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ۱۴۱۲ ق، ج ۲، ص ۱۲۲٫۱۹٫ واقدی، همان، ج ۱، ص ۱۱۹٫۲۰٫ ابن هشام، همان، ج ۱، ص ۱۸۵/ واقدی، همان، ج ۱، ص ۱۰۷/ طبری، همان، ج ۲، ص ۴۶۵٫۲۱٫ واقدی، همان، ج ۲، ص ۵۱۴٫۲۲٫ جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیره النبی الاعظم، ج ۱۲، ص ۱۲۸٫۲۳٫ شیخ مفید، الجمل، ص ۳۸۲٫۲۴٫ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ۱۴۰۵ ق، ج ۲، ص ۱۳۲/ مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۵۰٫۲۵٫ اسراء: ۳۴٫۲۶٫ نهج البلاغه، خطبه ی ۴۱٫۲۷٫ عباسعلی عمید زنجانی، همان، ج ۵، ص ۲۳۷٫۲۸٫ واقدی، همان، ج ۲، ص ۶۹۱٫۲۹٫ همان، ص ۷۳۵/ بیهقی، دلائل النبوه، ۱۴۰۵ ق، ج ۴، ص ۳۲۱/ ابن کثیر دمشقی، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ ق، ج ۴، ص ۲۳۱٫۳۰٫ بیهقی، همان، ص ۳۱۶/ ابن کثیر دمشقی، همان، ج ۴، ص ۲۲۹٫منابع- نهج البلاغه.- ابن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۱۱ ق.- ابن جوزی، ابوالفرج عبدالرحمن، المنتظم فی تاریخ الامم و الموک، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲٫- ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، تحقق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۰٫- ابن شهر اشوب، رشید الدین ابی جعفر محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ ق.- ابن کثیر دمشقی، حافظ ابی الفداء اسماعیل بن کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ ق.- ابن هشام، عبدالملک بن هشام، السیره النبویه، تحقیق مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری و عبدالحفیظ شلبی، بیروت، دارالمعرفه، [بی تا].- بیهقی، احمد بن حسین، دلائل النبوه، تحقیق عبدالمعطی قلعجی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۵٫- شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الجمل و النصره لسید العتره فی حرب البصره، تحقیق سید علی میر شریفی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۳۷۴، چاپ دوم.- صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیره خیر العباد، تحقیق عادل احمد عبد الموجود و علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۴ ق.- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ ق، چاپ دوم.- عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، تهران، مؤسسه ی انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۳٫- کلینی، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵٫- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، الوفاء، ۱۴۰۳ ق.- مسعودی، مروج الذهب، تحقیق اسعد داغر، قم، دارالهجره، ۱۴۰۹ ق، چاپ دوم.- مسکویه رازی، ابوعلی، تجارب الأمم، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، ۱۳۷۹، چاپ دوم.- مقریزی، تقی الدین احمد، امتاع الاسماع، تحقیق محمد عبدالحمید نمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۰٫- واقدی، محمد بن عمر، المغازی، تحقیق مارسون جونس، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۱، چاپ سوم.- یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، [بی تا].منبع: تاریخ در آیینه ی پژوهش، شماره ی ۱۹٫

 

نوشته قبلی

اوضاع سیاسی «بُست» از ورود اسلام تا پایان امویان

نوشته‌ی بعدی

صلح هایی تحمیلی برای حذف تدریجی هویت فلسطینی

مرتبط نوشته ها

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

نوشته‌ی بعدی

صلح هایی تحمیلی برای حذف تدریجی هویت فلسطینی

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

Home 1

برکات جنگ رمضان

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا