17 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

فلسطین در عهد اسلام(۲)

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

نشانه های نهضت اسلامی نور الدین محمود در این جهت به احیای نهضت اسلامی مبتنی بر عوامل بالقوه و کارایی دین اسلام پرداخت و چارچوب کلی آن را به شرح ذیر اعلام کرد: ۱ـ رهبری صادقانه جامعه مسلمانان. این ویژگی در خود وی و فرماندهان و مسؤولان و علمای اطرافش پدیدار بود. شخصیت منحصر به فرد و خلق و خوی نورالدین محمود اثر زیادی در وجود رهبری آگاه اسلامی و کوشا و مجاهد بر جای گذاشت. ابن اثیر در این باره می گوید:” تاریخ حاکمان قبل از اسلام تا کنون را مطالعه کرده ام و پس از خلفای راشدین و عمر بن عبدالعزیز بهتر از حاکم عادل “نورالدین محمود” کسی دیگر را نیافتم.” ایشان سیاستمداری با کیاست، شجاع و دانا بود و احوال و اوضاع بر وی مشتبه نمی شد و دیگران نمی توانستند وی را بازیچه دست خود قرار دهند.” اطرافیان و مشاورانش همگی اهل علم و فضیلت بودند. نورالدین محمود آنها را مأمور رسیدگی به امور مردم می کرد. در انتخاب رؤسای حکومت به جایگاه اجتماعی، نژاد و محل سکونتشان توجهی نمی کرد. تقوا و پارسایی نورالدین زبانزد خاص و عام بود. مستحبات را انجام می داد و شب را تا به صبح به راز و نیاز با پروردگار خویش مشغول بود. وی پس از نماز عشا می خوابید و سپس نیمه شب بیدار می شد و تا نماز صبح به نماز و راز و نیاز با خدای خود می پرداخت. این مجاهد دلاور زیاد روزه می گرفت و فقیه مذهب امام حنفی، عالمی وارسته، پارسای متواضعی و در کارها بسیار جدی بود و به سیره سلف صالح اقتدا می کرد. در زمینه روایت احادیث از محضر علمای بزرگ کسب اجازه و کتابی درباره جهاد تألیف کرد. خداوند ابهت خاصی به وی بخشیده بود. با این که مهربان و نرم خو بود اما متین و با هیبت نیز بود. در مجلس وی جز به علم و دین و مسائلی در خصوص جهاد به چیز دیگری پرداخته نمی شد. هرگز کسی ندید که این مجاهد در هنگام عصبانیت دشنام و یا کلمات رکیکی به زبان آورد. فقرا بیش ترین نفقه را از وی دریافت می کردند و به زرق و برق دنیایی بی توجه بود. وقتی همسرش نسبت به تنگنای مالی شکوه کرد، سه دکان پر از نخود به وی داد و گفت:”فقط همین را دارم و هر آنچه در انبار است، بیت المال مسلمانان است و من به آنها خیانت و به خاطر تو آتش جهنم را برای خودم شعله ور نمی کنم.” شیخ قطب الدین نیشابوری از فقهای برجسته روزی به وی گفت:”مواظب خودت باش. خود و اسلام را به خطر میانداز. اگر با مهاجمان بجنگی، کسی از مسلمانان زنده نخواهد ماند.” نورالدین در پاسخ وی گفت:”ای قطب الدین! محمود کسی نیست که این سخن درباره وی گفته شود؟ قبل از من چه کسی اسلام و سرزمین های اسلامی را محافظت کرد؟ آن خدای که جز او کسی خالق و پشتیبان نیست.” ۲ـ الترازم به احکام اسلامی و اجرای آن. نورالدین محمود بر اجرای احکام اسلامی در مورد همه مردم حریص و خود در التزام به این احکام الگو و نمونه مسلمانان بود. دستورات اسلام را در خصوص مسؤولان حکومتی و فرماندهان اجرا می کرد. این شخصیت عظیم اسلامی برای بازگرداندن حقوق مظلومان به آنها بسیار تلاش می کرد و همیشه می گفت:”کسی که با من همنشین شود و مسائل مظلومانی را که دسترسی به من ندارند، برایم بازگو نکند، گناهکار است.” در یکپارچه سازی سرزمین های اسلامی بر نریختن خون مسلمانان تأکید می کرد و برای اتحاد مسلمانان صبورانه سخت می کوشید. با وجود این که گاهی اوقات مجبور بود، با فرماندهان برخی شهرها و قلعه های مسلمانان برای یگانه سازی سرزمین های اسلامی و به علت همکاری آنها با صلیبیان درگیر شود، اما خون انسان مسلمان را محترم می شمارد، و از خونریزی جلوگیری می کرد. ایشان تنها در صورت ضرورت به الحاق سرزمین های مستقل اسلامی به قلمرو فرمانروایی خود مبادرت می ورزید و آن هم یا به علت گرفتن کمک از آنها برای جنگ با صلیبیان بود و یا از حمله مهاجمان صلیبی به این مناطق بیم داشت. در سال ۵۴۴ هـ.ق. وقتی حکام دمشق با صلیبیان متحد شدند، نورالدین محمود با صلیبیان جنگید بدون این که آسیبی به مسلمانان برساند و مدام می گفت: نباید مسلمانان با هم بجنگند. وقتی یکی از مسلمانان علیه نورالدین محمود به نزد یکی از قضات شکایت کرد. قاضی وی را فراخواند. وی به دعوت قاضی لبیک گفت و فوراً به نزد او رفت و این آیه قرآن را تلاوت کرد: “إنما کان قول المؤمنین إذا دعوا إلی الله و رسوله لیحکم بینهم أن یقولوا سمعنا و أطعنا” من آمده ام تا هر چه شریعت اسلام دستور می دهد، اجرا کنم. یک بار دیگر هم وقتی قضات وی را احضار کردند. به محکمه رفت و وقتی ثابت شد که حق با نورالدین محمود است. مقدار پولی که طرفش ادعای آن را داشت، به وی پرداخت. این رهبر عالی قدر مسلمان مالیات های اضافه بر حد شرعی را لغو کرد. وی زمانی دست به این اقدام زد که دخل حکومت اسلامی اندک و حتی برخی ها گرفتن مالیات اضافه از حد شرعی را در شرایط خاصی و در زمان جنگ توجیه می کردند. همیشه می گفت ما از جاده ها حفاظت و دست دزدان و راهزنان را کوتاه می کنیم پس چرا از دین خدا محافظت نکنیم و از ارتکاب به مسائل غیرشرعی خودداری نکنیم.” شیرین ترین سخن نزد وی کلمه حق بود که آن را می شنید و یا یادگیری امر مستحبی بود که آن را انجام می داد. ۳ـ زیرساخت ایمانی، تربیتی و فرهنگی علمای مسلمان را دعوت و مجال فعالیت و دعوتگری را برای آنها فراهم می کرد. به ساخت مدارس و مساجد همت می گماشت و با بدعت ها و گمراهی ها به مبارزه بر می خاست. مردم را به ایمان راسخ و علم وافر دعوت می کرد. بسیار علما را گرامی می داشت و دیگران را به آن توصیه می کرد. با وجودی که امرا و فرماندهانش جرأت نداشتند بدون کسب اجازه وارد مجلسش شوند اما وقتی یک عالم فقیه و انسان صالحی وارد محفلش می شد، از جا بر می خاست و او را در جایی در کنار خود می نشاند و به او احترام زیادی می گذاشت. درباره علما می گفت:”آنها سربازان خدایند و با دعای آنها بر دشمنان پیروز می شویم. بیش از آنچه به آنها از بیت المال می دهیم، حق دارند اگر به مقدار اندکی که به آنها می دهیم راضی باشند، بر ما منت گذاشته اند.” سرزمین شام قبلاً از برگزاری مجالس علمی و حضور عالمان محروم بود، اما در دوران وی به مرکزی برای علما، فقها و صوفیه تبدیل شد. به نصایح علما گوش جان می سپرد و آن عمل می کرد. خود وی می گوید:” اگر البلخی به من می گفت، ای محمود. موهای بدنم سیخ می شد و تپش قلبم از هیبت او دو چندان می شد.” ۴ـ فعالیت های فرهنگی و اجتماعی نورالدین محمود به رسیدگی به امور مسلمانان و ایجاد تعاون و همکاری میان آنها و رفع مشکلاتشان معروف بود. به زندگی ایتام سر و سامان و زنان بیوه را شوهر می داد و دست فقرا و مستمندان را می گرفت. بیمارستان ها، بازارها و جاده های عمومی احداث کرد و بادیه نشینیان را سکنی داد و زمین هایی را در اختیار آنها می گذاشت تا مبادا راهیان مکه مکرمه را اذیت و آزار کنند. خدماتی که به جامعه مسلمان ارائه می کرد، باعث خشنودی همگان شد و این امر به روابط وی با مسلمانان استحکام بخشید. این خوی خیرخواهی و سازنده به جان های اطرافیانش از فرماندهان و مسؤولان حکومتی سرایت کرد و آنها نیز در رسیدگی به وضع مردم و ساخت مدارس و بیمارستان ها و پناهگاه ها از هم پیشی می گرفتند. ۵ـ توسعه اقتصادی جامعه نور الدین محمود دیوان جمع آوری زکات را متحول ساخت و آن را بر اساس اصول شرعی توزیع و مصرف می کرد. با تأمین امنیت راه ها و حذف مالیات، فعالیت های تجاری را گسترش داد. این رهبر و حاکم اسلامی برای تقویت بنیه اقتصادی جامعه تلاش بسیاری از خود نشان داد. ۶ـ پرداختن به امور جهادی و نظامی مجاهد نورالدین محمود در احیای مفاهیم جهادی در جان ها و تربیت امت اسلام بر اساس آنها و تثبیت پایه های جامعه اسلامی و محافظت از عزت و قدرت آن به شدت تلاش می کرد. در انتخاب فرماندهان شایسته بسیار دقت و تجهیزات نظامی را برای حمایت از شهرها و روستاها فراهم و دیوارهایی در اطراف آنها برای محافظت از جان مسلمانان احداث می کرد. در این امر، بسیار مصمم بود و شایستگی خود را برای همگان به اثبات رساند. به دشمنانی که حقوق مسلمانان را پایمال می کردند، پاسخ کوبنده ای می داد. به این خاطر، یک ماه از فرمانروایی وی نگذشته بود که صلیبیان “الرها” به وی حمله کردند. کافران می پنداشتند که این حاکم جدید ضعیف است و به راحتی می توان او را شکست داد. یک بار صلیبیان به سپاه نورالدین حمله کردند. بخشی از ارتش وی غافل از این حمله بودند. پس از آن، او سوگند یاد کرد که تا انتقام این حمله را نگیرد، آرام نمی گیرد و به خانه باز نمی گردد. این چنین هم شد و در نبردی قهرمانانه انتقام سنگینی از صلیبیان گرفت و هزاران نفر از آنها را به هلاکت رساند. وی برای آمادگی جهادی سربازانش از ورزش هم بهره می جست. در آن زمان اسب در جنگ ها حرف اول را می زد. نورالدین محمود نیز برای کسب مهارت زیاد نیروهای سواره نظام خود، حرکت های نمایشی اجرا می کرد و سربازانش بر روی اسب با مهارت خاصی چوگان بازی می کردند. بر بسیج امت اسلام برای کارزار در راه خدا حریص بود. اما علی رغم این، هرگز دعای خیر بینوایان و سالخوردگان را فراموش نمی کرد و به آنها نیکی می کرد و می گفت چه بسا به برکت دعای خیر آنها در جنگ پیروز شوم. نورالدین محمود این گونه با ساخت جامعه ای پویا و آماده کردن آن برای ورود به نبردهای سنگین، به تغییر ریشه ای در عرصه سیاسی دست زد تا به دو هدف ذیل خود دست یابد: ۱ـ تحقق وحدت اسلامی و بسیج کردن مسلمانان ۲ـ سرکوب تدریجی نیروهای صلیبی، تضعیف و به تحلیل بردن توانایی های آنها و آزاد سازی سرزمین های اشغالی مسلمانان. این مجاهد فهیم و آگاه برای تحقق پیروزی سرنوشت ساز و نهایی علیه صلیبیان به فعالیت های خود برای یکپارچه سازی جامعه اسلامی و ایجاد وحدت ادامه داد.۱ـ تلاش برای یکپارچه سازی جامعه اسلامی نورالدین محمود با صبر و بردباری و دوراندیشی خاصی برای رسیدن به این هدف عالی و بدون ریختن خون مسلمانان تلاش بی شائبه ای از خود نشان داد. برای جذب نیروهای مسلمان در شمال شام و شمال عراق و کسب اعتماد آنها تلاش بسیار کرد. با طریقی عاقلانه و با زیرکی خاصی رهبران و حکامی را که در راه اتحاد جامعه اسلامی مانع تراشی می کرد، می شناخت. مردم فعالیت های جهادی وی و انحراف حکام خود از این فریضه الهی و اصلاحات وی و فساد پادشان خود را با هم مقایسه می کردند و همچنین به دوستی ایشان با خدایش و رسول مکرم اسلام و رحمت و رأفت با مؤمنان می نگریستند و از طرف دیگر، آلوده بودن حکام خود به زرق و برق دنیایی و شهوت قدرت طلبی و تلاش آنها برای پیوستن به صلیبیان را مشاهده می کردند!! آرزو داشتند که در زیر سایه حکمرانی این حاکم عادل قرار گیرند. این چنین ساکنان سرزمین های اسلامی از اتحاد مسلمانان در زیر سایه حکمرانی وی استقبال کردند. نور الدین، حمص را در سال ۵۴۴ هـ .ق. به سرزمین اسلامی ضمیمه کرد. این مجاهد آرزوی پیوستن شامات به سرزمین های اسلامی را در سر می پروراند. حاکمان دمشق در درجه اول به فکر خود بودند. آنها برای پاسداری از حکومت خود یک بار با صلیبیان می جنگیدند، و بار دیگر با آنها صلح می کردند و یا اگر از یک نیروی اسلامی می ترسیدند، با آنها همپیمان می شدند. نورالدین محمود برای تصرف آرام دمشق بدون خونریزی برنامه ریزی کرد. ابتدا تلاش کرد اهالی شام را با خود همراه سازد و از همپیمانی حاکمان آنها با بیگانگان در صورت حمله جلوگیری کند. نور الدین موفق شد در ماه صفر ۵۴۹ شام را فتح کند. این پیروزی پس از درگذشت معین الدین انز و ضعف حاکمان شام و نفوذ صلیبیان در میان آنها به دست آمد. نورالدین محمود همچنان به فتح شهرها و قلعه های شام ادامه داد تا این که بیش تر مناطق شام به تصرف وی درآمد. وی به خوبی می دانست که مهم ترین راه آزاد سازی فلسطین و ریشه کنی حکومت صلیبیان در آن، تنها از طریق تصرف مصر و ضمیمه کردن آن به جبهه متحد اسلامی میسر است. وقتی یکی از قدرت طلبان مصری به نام شاور نور الدین با ضرغام در سال ۵۵۹ هـ.ق. بر سر به دست گرفتن حکومت به رقابت پرداخت، به نورالدین محمود پیشنهاد کرد که یک سوم درآمد مصر پس از کنار گذاشتن مخارج بخش های نظامی در اختیار وی قرار گیرد و با اعزام فرماندهی به آن رسیدگی کند. نور الدین محمود، اسد الدین شیرکوه را (که ضرغام را شکست داد و به قتل رساند) به مصر اعزام کرد. در این میان شاور به شیرکوه خیانت و از صلیبیان برای اخراج وی طلب کمک کرد. نیروهای صلیبی به کمک شاور شتافتند و شیرکوه و نیروهایش را به مدت سه ماه در “بلبیس” محاصره کردند تا این که خبر پیروزی های نورالدین محمود به گوش صلیبیان و نیروهای شاور رسید. آنها به شیرکوه پیشنهاد صلح و بازگشت به شام را دادند، وی نیز موافقت کرد. شیرکوه و نیروهایش از اقدامات نورالدین در شام بی خبر بودند. رقابت میان نور الدین و صلیبیان بر سر مصر شدت گرفت به خصوص این که دولت فاطمیان به شدت ضعیف شده و در حال نابودی بود. نورالدین این مرتبه در ماه ربیع الثانی ۵۶۲هـ.ق. شیرکوه را با دو هزار سواره به مصر اعزام کرد. این مجاهد قهرمان پس از ورود به مصر ارتش صلیبی و مصر را در منطقه “الصعید” شکست داد و اسکندریه را با کمک ساکنانش به تصرف خود درآورد و پس از آن به طرف الصعید حرکت کرد و آنجا را هم به زیر سلطه خود درآورد. وی در ماه ذی القعده پس از این که صلیبیان متعهد شدند به مناطق مذکور حمله و حتی یک روستا را اشغال نکنند، به دمشق بازگرشت. نورالدین برای بار سوم در ماه ربیع الاول ۵۶۴هـ.ق. مصر را به تصرف کامل خود درآورد. در این زمان بیگانگان به دنبال پیمان همکاری با شاور در سرزمین مصر نفوذ گسترده ای داشتند. آنها به دنبال این توافق کلید شهر قاهره را دریافت و گروهی از نیروهای بزدل و سواره نظام خود را در آن مستقر کردند. صلیبیان ظالمانه بر مسلمانان این دیار حکومت و به شدت آنها را اذیت و آزار می کردند. آنها پس از شکست به دست شیرکوه دوباره به طمع مصر افتادند. این مرتبه حاکم بیت المقدس به مصر حمله کرد و بلبیس را به زور اشغال کرد و دریای خون به راه انداخت و شمار زیادی را نیز به اسارت گرفت. آنگاه قاهره را محاصره کرد. خلیفه عاضد نامه ای به نورالدین نوشت و از وی استمداد طلبید. خلیفه در این نامه خود موی سر زنان را قرار داده و نوشته بود: “این موی سر زنان دربار است آنها از تو کمک می خواهند تا از دست صلیبیان نجاتشان دهی.” این چنین نورالدین پس از دریافت نامه، سومین حمله به مصر را به فرماندهی اسدالدین تدارک دید. وقتی اسدالدین به نزدیکی مصر رسید، صلیبیان بزدلانه از مصر فرار کردند. این حمله با تصرف کامل مصر به پایان رسید و شاور به قتل رسید و اسد الدین شیرکوه در ۱۷ ربیع الثانی سال ۵۶۴هـ.ق. جانشین وی شد. پس از دو ماه اسدالدین در ۲۲ جمادی الثانی درگذشت و صلاح الدین یوسف ایوبی به جانشینی وی انتخاب شد. صلاح الدین ایوبی به دستور نورالدین محمود خلافت فاطمیان را سرنگون کرد و خلیفه عباسی المستضیء در دومین جمعه ماه محرم ۵۶۷هـ.ق. برابر با ۱۰ سپتامبر ۱۱۷۱م. خطبه ای در این باره ایراد کرد. خلیفه فاطمی عاضد در دهم محرم بدون این که متوجه این مسأله شود، درگذشت. این چنین مصر به صورت ظاهری به قلمرو خلافت عباسیان ضمیمه شد و تحت فرماندهی نورالدین در آمد. در ۵۶۶ هـ.ق. نور الدین موصل و توابع آن را به قلمرو فرمانروایی خود ضمیمه کرد. همچنین این رهبر مسلمان در سال ۵۶۹ به صلاح الدین اجازه تصرف یمن را داد. صلاح الدین نیز برادرش توران شاه بن ایوب را به آنجا اعزام و یمن را تصرف کرد. این چنین جبهه متحد اسلامی از عراق شروع شد و شام و مصر و یمن را فراگرفت و عمر حکومت صلیبیان در کشورهای اسلامی به پایان نزدیک شد. ۲ـ سرکوب نیروهای صلیبی در دوران فرمانروایی نورالدین محمود از سال ۱۱۴۶ تا ۱۱۷۴ م. حتی برای یک سال هم نبرد با صلیبیان متوقف نشد. این رهبر مجاهد در دوران تثبیت حاکمیت خود و یکپارچه سازی جوامع مسلمان تدریجا ممالک صلیبی را به چالش می کشاند و آن ها را روز به روز تضعیف و خود را برای نبرد سرنوشت ساز و نهایی آماده می کرد. در این سال ها، نور الدین در نبردهای مختلف موفق شد حدود ۵۰ شهر و قلعه اسلامی را از تحت کنترل کفار صلیبی خارج کند. از ابتدای فرمانروایی، حاکمیت خود در منطقه “الرها” را تثبیت کرد و توابع آن (تل باشر، سمیساط، قلعه الروم، دلوک، الراوندان، قورسف مرعش، اعزاز، عینتاب و البیره) را از سال ۱۱۴۶ تا ۱۱۵۱م. از وجود صلیبیان پاکسازی کرد. وی همچنین کلیه اراضی تابع امارت انطاکیه در شرق رودخانه العاصی را (۱۱۴۷ ـ ۱۱۴۹) باز پس گرفت و در نبرد انب، (۲۹ ژوئن ۱۱۴۹) ریموند حاکم انطاکیه و علی بن وفا رهبر فاطمیان در این منطقه و هم پیمان صلیبیان علیه مسلمانان را به قتل رساند. این مجاهد راست قامت نقش اساسی در شکست دومین حمله صلیبیان (۱۱۴۷ـ ۱۱۴۸) داشت. در این حمله لوی هفتم پادشاه فرانسه و کونراد سوم امپراتور آلمان شرکت کردند. این حمله تلخ ترین حادثه در جنگ های صلیبی به شمار می رود، زیرا صلیبیان شکست خوردند و روحیه مسلمانان تقویت شد. این جنگ ها به صورت پیاپی ادامه یافت و تعدادی از آنها مهم و سرنوشت ساز بودند. در اثر این جنگ ها از نفوذ صلیبیان کاسته شد و مناطق زیادی از زیر سیطره آنها خارج و به قلمرو فرمانروایی نورالدین ضمیمه شد. نور الدین توانست مملکت صلیبی بیت المقدس را از اطراف محاصره کند. اکنون مجالی برای نام بردن این نبردها و جزئیات آن ها نیست اما به ذکر یکی از آنها اکتفا می کنیم. این نبرد در رمضان ۵۵۹هـ.ق. برابر با ۱۱ آگوست ۱۱۶۴م. در تل حارم روی داد. این نبرد به “البقیعه” مشهور شد. بیگانگان نیروهای مسلمان را غافلگیر کردند و شمار زیادی از آن ها را به شهادت رسانده و یا اسیر کردند. نور الدین در لحظه سرنوشت ساز جنگ نجات یافت و در نزدیکی حمص اقامت گزید و این سخن را گفت:” قسم به خدا آرام نمی گیرم و به خانه باز نمی گردم تا این که انتقام خود و اسلام را بگیرم.” نیروهایی به حلب و دمشق اعزام کرد و اموال، لباس جنگی، اسب و سلاح را در مقابل آنچه مردم در جنگ از دست داده بودند به آنها داد و دوباره ارتش خود را سازمان دهی کرد. انگار که شکستی نخورده اند. اطرافیان نور الدین با مشاهده جهاد و نبردهای فراوان وی به او گفتند:” تو خیلی به فقها، فقرا و صوفیان و قراء صدقه می دهی. بهتر است که این اموال را به خصوص در این شرایط برای جنگ هزینه کنی.” نورالدین خشمگین شد و گفت: به خدا تنها امیدم در پیروزی آنها هستند. شما اگر پیروزی می شوید و یا حقوقی دریافت می کنید به خاطر این بینوایان است. چگونه با قومی که به جای من می جنگد، قطع رابطه کنم و من در رختخواب می خوابم و تیرکمانی دارم که اصلاً به خطا نمی رود. این افراد نصیبی از بیت المال دارند. آیا کار درستی است که سهم آنها را به دیگری دهم.” صلیبیان پیشنهاد صلح دادند اما نور الدین نپذیرفت. دو ارتش مسلمان و کافر با انبوه نیروهای خود در حازم در مقابل هم قرار گرفتند. اندکی قبل از شروع نبرد، نورالدین در کنار تپه حارم دست ناتوانی و تضرع به درگاه خداوند دراز کرد و در پیشگاه او به سجد افتاد و گفت:”ای پروردگار، این افراد بندگان و اولیای تو هستند. آنها بندگان تواند و طرف مقابل دشمنان تو. پس اولیایت را بر دشمنانت پیروز گردان.” سپس گفت:اللهم انصر دینک و لا تنصر محموداً من محمود الکلب حتی ینصر.؟! این چنین این سردار مجاهد به درگاه الهی به تضرع و گریه و زاری پرداخت. این دو ارتش در ۱۱ اوت ۱۱۶۴ با هم به نبرد پرداختند. در این نبرد بزرگ صلیبیان شکست سختی خوردند و ده هزار از آنها به هلاکت رسید و ده هزار و یا بیش نیز به اسارت درآمدند. حاکم انطاکیه، ترابلس، قلقیلیه، روم شرقی و حاکمان ارامنه جزو اسرا بودند. در روز بعد از جنگ نورالدین محمود، حارم را به تصرف خود درآورد. این پیروزی فتح بزرگی برای نیروهای مسلمان بود. در سال ۱۱۷۳م. برابر با ۵۶۹هـ.ق. نورالدین خود را برای حمله نهایی به بیت المقدس و آزاد سازی سرزمین اسرا و معراج از چنگال صلیبیان آماده کرد. حتی این مجاهد یک منبر بزرگ و جدید برای مسجد الاقصی ساخت تا پس از پیروزی در این مسجد نصب شود. نورالدین در این سال صلاح الدین را به مصر اعزام کرد. صلاح الدین با اوضاع مصر آشنا بود. سر و سامان دادن به اوضاع این کشور نیازمند صبر و شکیبایی زیادی بود. نور الدین از این تأخیر راضی نبود و تصمیم گرفت که خود شخصاً به مصر برود و امور را ساماندهی کند. اما اجل سراغش آمد و در تاریخ ۱۵/۵/۱۱۷۴م. برابر با ۱۱ شوال ۵۷۰هـ.ق. جان به جان آفرین تسلیم کرد. این چنین زندگی جهادی درخشان و نبردهای این مجاهد والامقام با صلیبیان به پایان رسید و زندگی جهادی و تأثیر گذار مجاهد صلاح الدین ایوبی که قهرمانی هایی در تاریخ به ثبت رساند، شروع شد. جهاد صلاح الدین ایوبی ۵۶۹ ـ ۵۸۹ هـ.ق. صلاح الدین ایوبی پس از نور الدین محمود پرچم جهاد را به دست گرفت و راه سلف خود را ادامه داد. این مجاهد نیز کارآمدی اسلام را در سرکوب نیروهای صلیبی و آزاد سازی سرزمین مقدس به نمایش گذاشت. صلاح الدین هنگام به دست گرفتن قدرت شرایط را برای بازپس گیری سرزمین مقدس فلسطین مناسب دید و از این شرایط که نور الدین ایجاد کرده بود، به خوبی استفاده کرد و چند سال بعد این سرزمین را آزاد کرد. صلاح الدین یوسف بن ایوب در سال ۵۳۲ برابر با ۱۱۳۷م. در قلعه تکریت دیده به جهان گشود. پدرش در آن زمان والی تکریت بود. پدر و عموی صلاح الدین جزء کارگزاران حکومت نور الدین محمود بودند. اسد الدین شیرکوه عموی صلاح الدین ایوبی در سه حمله سپاه نورالدین به مصر مشارکت کرد و در سن ۳۲ سالگی امارت مصر به وی سپرده شد. صلاح الدین بسیار به ذکر خدا مشغول بود و بر نماز جماعت تأکید زیادی داشت. مستحبات و نوافل و نماز شب را به جای می آورد. به شنیدن قرآن علاقه زیادی داشت و امام جماعتش را خود انتخاب می کرد. قلب و دلی نرم داشت و به هنگام شنیدن قرآن اشک از گونه هایش سرازیر می شد. شعائر خدا را محترم می شمرد و شنیدن احادیث پیامبر صلی الله علیه و سلم را بسیار دوست داشت. همیشه به خداوند بلندمرتبه توکل می کرد و تنها به او امیدوار و دائماً به عبادت پروردگار جهانیان مشغول بود و به درگاهش توبه می کرد. صلاح الدین فرمانروایی رؤوف و مهربان و یاور مظلومان و سخاوتمند بود. در معاشرت رفتار نیکویی داشت و نکات ریز اخلاقی را به خوبی رعایت می کرد. در مجلس وی از کسی غیبت نمی شد. محبوبیت زیادی در میان مردم داشت و همه او را دوست می داشتند. زبانش هرگز به سخنان ناروا آلوده نشد و گوشش جز قرآن و سخن نیکو چیزی نمی شنید. در زندگیش حتی برای یک بار هم به مسلمانی اذیت و آزار نرساند. شجاع و دلیر بود. بلند همت و صاحب عزمی پولادین در جهاد در راه خدا بود. یک روز در نزدیکی عکا گفت:”در آرزوی اینم که خداوند چه وقتی بقیه مناطق اسلامی را به دست من فتح می کند. از خدا می خواهم که مرا توفیق دهد که از طریق این دریا به جزایر آنها راه پیدا کنم و بر روی کره خاکی اثری از کافران باقی نگذارنم و یا این که بمیرم.” صلاح الدین از دنیا رفت و اموال زیادی از خود برجای نگذاشت. صدقه غنایمی را که به دست می آورد، به طور کامل پرداخت می کرد و هنگام مرگ طلا و نقره ای در خزانه خود باقی نگذاشت و تنها ۴۷ درهم ناصری و یک دینار طلا داشت. خانه، املاک و مزرعه ای نداشت. در سال آخر عمرش تصمیم گرفته بود که به حج برود اما به علت تنگدستی و ضیق وقت موفق نشد. ادامه جهاد سال های ۵۶۹ تا ۵۸۲ هـ.ق. برابر با ۱۱۷۴ـ ۱۱۸۶م. نیز شاهد نبردهای شدید مسلمانان با صلیبیان بود. این جنگ ها نقش بسزایی در حفظ قدرت و ابهت مسلمانان و شناخت توانایی های دشمن و نقاط ضعف آن داشت و از طرف دیگر، مسلمانان به کمبودهای خود واقف شدند و این که نباید به دشمن فرصت تجدید قوا و استقرار دوباره در مناطق اسلامی داده شود. به مهم ترین وقایع میان مسلمانان و صلیبیان در این دوره اشاره می کنیم. در سال ۵۷۰هـ.ق. نیروهای مسلمان با ۵۰ هزار نیروی رزمی ناوگان صلیبیان را که به اسکندریه حمله کرده بود، شکست دادند. این ناوگان از صقلیه آمده بود. در سال ۵۷۳هـ.ق صلاح الدین از ناحیه مصر به صلیبیان حمله کرد و وارد عسقلان شد. وی در این جنگ شمار زیادی از کفار را به هلاکت رساند و تعدادی را نیز اسیر کرد. سربازان صلاح الدین بدون هیچ مقاومتی به پیشروی خود ادامه دادند و وارد الرمله شدند. نیروهای صلیبی در آنجا، آنها را غافلگیر کردند و شکست دادند. در این هنگام صلاح الدین با مشقت فراوانی بازگشت. وی از این شکست درس های زیادی آموخت. در همین سال مهاجمان صلیبی حمات و حارم را محاصره کردند و با شکست رو به رو شدند. همچنین در سال بعد آنها در نزدیکی حمات دوباره شکست خوردند. صلاح الدین در سال ۵۷۵هـ.ق. به مناطق تحت کنترل صلیبیان یورش برد و قلعه ای را که آنها در مخاضه الحزان در نزدیکی بانیاس احداث کرده بودند، ویران کرد. در این منطقه نبردی شدیدی میان سپاه اسلام و صلیبیان در گرفت و مسلمانان به پیروزی رسیدند. پادشاه صلیبیان در این نبرد جان سالم به در برد اما تعدادی از فرماندهانش به اسارت درآمدند. ابن بیرزان فرماندار الرمله و نابلس و برادرش صاحب جبیل و فرماندار طبریه و مقدم الداویه و جنین از جمله این فرماندهان بودند. در سال ۵۷۸هـ.ق. صلاح الدین دوباره به مناطق تحت سیطره مهاجمان صلیبی یورش برد. وی این حمله را روی دو شهر الشوبک و الکرک متمرکز کرد. مسلمانان در این نبرد به فرماندهی فرخشاه والی دمشق، الشقیف از توابع طبریه را تصرف کردند. فرخشاه به بیسان نیز حمله کرد و هر آنچه را در آن یافت، به غنیمت گرفت. نیروهای مسلمان به پیشروی خود ادامه دادند تا این که به جنین و اللجون حمله کردند و به نزدیکی عکا رسیدند. در همین سال نیروی دریای صلاح الدین نیروی دریای ارناط رونالد دی شاتیون حاکم الکرک را در دریای سرخ شکست داد. این ناوگان صلیبی با هدف تخریب سواحل و حمله به مکه و مدینه تدارک دیده شده بود. صلاح الدین تعدادی از اسرای صلیبی را به منی فرستاد تا قربانی شوند و درسی باشد برای کسانی که در اندیشه حمله به مسجد الحرام هستند. در سال ۵۷۹ هـ.ق. صلاح الدین از رودخانه اردن عبور و به سمت بیسان حرکت کرد و صلیبیان را در این شهر به خاک و خون کشاند و شکست سختی به آنها وارد آورد. مسلمانان مناطق تحت کنترل صلیبیان را شمال و جنوب آماج حملات خود قرار دادند و وارد شهرهایی شدند که قبلاً چشمداشتی به تصرف و یا حمله به آنها نداشتند. صلاح الدین با نیروهای صلیبی در الکرک نیز جنگید و در سال بعد دوباره این شهر را محاصره کرد اما بی فایده بود. سپس در سال ۵۸۰ به سمت نابلس حرکت کرد و هر آنچه در مسیرش برد به عنوان غنیمت گرفت و به محض ورود به نابلس شمار زیادی از نیروهای اشغالگر را به هلاکت رساند و تعداد دیگر را نیز به اسارت گرفت. پس از آزاد سازی نابلس به سوی سبسطیه به راه افتاد و در آنجا گروهی از اسرای مسلمان را آزاد کرد، سپس روانه جنین شد و آن شهر را نیز از زیر یوغ اشغالگران صلیبی آزاد ساخت و به دمشق بازگشت. در راه بازگشت نیروهایش همچنان از اموال صلیبیان به غنیمت می گرفتند و املاک آنها را تخریب کردند. در سال ۵۸۲هـ.ق. پادشاه صلیبیان در بیت المقدس از دنیا رفت و فرزند کوچکش جانشین وی شد. پس از جانشینی وی میان آنها اختلاف افتاد و مقام های صلیبی بر سر قدرت به نزاع پرداختند. همین امر باعث شد که فرماندار ترابلس قاصدی نزد صلاح الدین بفرستد و با او علیه رقیبان صلیبیش پیمان بست. در همان سال ارناط فرماندار الکرک به یک کاروان بزرگ مسلمانان حمله و آنها را اسیر کرد و اموالشان را به غارت برد. ارناط به تقاضای صلاح الدین برای آزادی این افراد و پس دادن اموالشان توجهی نکرد. صلاح الدین نیز سوگند یاد کرد که در صورت پیروزی بر نیروهای ارناط، وی را به قتل برساند. این چنین سال ۵۸۳هـ.ق. فرا رسید و با اتحاد نیروهای مسلمان شرایط برای نبرد سرنوشت ساز و شکست صلیبیان و نمایش رزم مسلمانان فراهم شد. نبرد حطین شروع شد. قبل از پرداختن به این نبرد به استراتژی کاری صلاح الدین ایوبی اشاره ای گذرا می کنیم.
ادامه دارد…
منبع: سایت مرکز اطلاع رسانی فلسطین

نوشته قبلی

فلسطین در عهد اسلام(۳)

نوشته‌ی بعدی

آفرین بر مقاومت

مرتبط نوشته ها

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

نوشته‌ی بعدی

آفرین بر مقاومت

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سلسلة الذهب به روایت اهل سنت

سلسلة الذهب به روایت اهل سنت

مبارزات امام کاظم (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت

امام علی (ع) در سفر هجرت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا