6 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

جنگ احزاب (خندق) در ۱۷ شوال سال پنجم هجری قمری

0
SHARES
11
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

زندگی و سیره عملی رسول اعظم اسلام صلی الله علیه و اله و اهل بیت آن بزرگوار علیهم السلام، سرشار از نکات درس آموز و نو برای هر دوره و زمان است. پژوهش و تحقیق در زوایای مختلف زندگی آن حضرت بیان گر خط مشی و سیاست های اصولی در حوزه های مختلف علمی، معرفتی، سیاسی، اجتماعی، دفاعی و… است که می تواند به عنوان شیوه های صحیح زندگی بشر در همه ی دوران پاسخ گوی جامع و راهنمای کامل باشد.
غزوات پیامبرگرامی اسلام از حساس ترین و پربارترین دست آوردهای جامع و سرنوشت ساز برای اسلام و مسلمین به شمار می رود. این صحنه ها نه تنها شیوه ی درست برخورد و مقابله و دفاع در برابر دشمن را آموزش می دهد، بلکه مطالعه در حرکات، گفتار، فرامین و تدابیر رسول خدا صلی الله علیه و اله سرشار از نکته های بدیعی است که به کارگیری آن ها بسیاری از مشکلات و گره های زندگی بشر را می گشاید.یکی از این حوادث پر ماجرا و آموزنده، جنگ احزاب است که در آن همه ی شرک و کفر و نفاق در برابر اسلام صف کشی کرد و قدرت به رخ کشید، اما نتوانست به اهداف استرات‍ژیک خود برسد. اسلام این پیروزی را مرهون اندیشه و عمل رسول اعظم صلی الله علیه و اله است.در این نوشتار به اجمال فرازهای مهم این رخ داد بزرگ را به بررسی می نشینیم.آیات هفده گانه ی ۹ تا ۲۶ سوره ی احزاب یکی از پرماجراترین حوادث را رقم می زند. موضوع، اصلی ترین صحنه ی تهاجم سپاه متحد شرک و کفر و کارشکنی های منافقان، یهودیان و قبایل مختلف قریش و بت پرستان است؛ چرا که آنان دست به دست هم دادند تا اسلام و مسلمین را نابود سازند، اما امدادهای غیبی و تدابیر اصولی پیامبر صلی الله علیه و اله و شجاعت های حضرت علی علیه السلام در جنگ خندق، موجب شکست مفتضحانه ی آنان شد؛ چنان که پس از جنگ، همه ی یهودیان عنود، به فرمان پیامبر صلی الله علیه واله در سرزمین حجاز، قلع و قمع شدند. و این حادثه؛ بزرگ ترین و سخت ترین امتحان و آزمون برای مسلمانان گردید؛ قرآن کریم در این باره می فرماید:(هنالک ابتلی المؤمنون و زلزلوا زلزالا شدیدا) (۱)؛ «آن جا [بود که] مؤمنان در آزمایش قرار گرفتند و سخت تکان خوردند».سرانجام مسلمانان با پیروزی چشم گیر در این امتحان، رو سفید شدند؛ و لکه ی ذلت و روسیاهی تا ابد بر جبین مشرکان و منافقان کار شکن باقی ماند.آیات مربوط، پیروزی مسلمانان و امدادهای غیبی را چنین یاد می فرماید: (یا أیها الذین ءامنوا اذکروا نعمه الله علیکم اذ جآءتکم جنود فأرسلنا علیهم ریحا و جنودا لم تروها و کان الله بما تعلمون بصیرا اذ جآءوکم من فوقکم و من أسفل منکم و اذ زاغت الأبصار و بلغت القلوب الحناجر و تظنون بالله الظنونا) (۲)؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید، نعمت خدا را بر خود به یاد آرید، آن گاه که لشکرهایی به سوی شما [در] آمدند، پس بر سر آنان تندبادی و لشکرهایی که آن ها را نمی دیدید، فرستادیم، (۳) و خدا به آن چه می کنید، همواره بیناست هنگامی که از بالای [سر] شما و از زیر [پای] شما آمدند، و آن گاه که چشم ها خیره شد و جان ها به گلوگاه ها رسید و به خدا گمان هایی [نابجا] می بردید». گستردگی جنگ احزاب را باید از زبان مبارک رسول اعظم اسلام صلی الله علیه و اله شنید که فرمود: «برز الایمان کله الی الشرک کله (۴)؛ تمام ایمان در برابر تمام کفر قرار گرفت». و در این جنگ، ستاره ی اقبال دشمن رو به افول گذاشت و پایه های قدرت آن ها در هم شکست؛ همچنان که پیامبراکرم صلی الله علیه و اله پس از پایان این جنگ فرمود: «ألان نغزوهم و لا یغزوننا (۵)؛ اکنون دیگر ما با آن ها می جنگیم و آن ها قدرت جنگ نخواهند داشت».
برنامه ریزی و تعیین استراتژیتاریخ از جنگ خندق به عنوان بزرگ ترین رخ داد سال پنجم هجرت یاد می کند. قوای دشمن، بیش از ده هزار نفر با تجهیزات بسیار، و سپاه اسلام متشکل از سه هزار نفر با تجهیزات اندک بود. حفر خندق با طول و عرض و عمق بسیار، برای مسلمانان طاقت فرسا بود، با این وجود سپاه حضرت رسول صلی الله علیه و اله با کمال سربلندی پیروز شدند. در این ماجرا، حوادث گوناگونی رخ داد که از جمله مهم ترین آن ها، قهرمانی بی نظیر حضرت علی علیه السلام، ماجرای امداد غیبی و برپا شدن طوفان شدید، و قلع و قمع یهودیان کارشکن و عهد ستیز را می توان به یادآورد.گزارش مأموران اطلاعاتی رسول اعظم صلی الله علیه و اله نشان می داد که جمعیتی بیش از «ده هزار نفر» از قبیله های مختلف و به منظور براندازی اسلام و مسلمین به سوی مدینه در حرکت هستند؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله بی درنگ با اصحاب و یاران به مشورت پرداخت.پیشنهاد سلمان مبنی بر حفر خندق (سنگری عظیم در سراسر راه های ورودی مدینه) پذیرفته شد. براساس فرمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله، مسلمانان به شکل گروهی به حفر زمین مشغول شدند، چون کار به تعداد جمعیت تقسیم شده بود، افراد در سرعت انجام و پایان کار با یکدیگر رقابت می کردند. این صحنه ی انگیزشی اتمام پروژه را از زمان پیش بینی شده سریع تر نمود.
امکانات و مشخصات اجرای پروژه:تعداد کارگر: سه هزار نفر، طول خندق: حداقل پنج و حداکثر شش کیلومتر، عرض آن: به وسعت مقداری که یک چابک سوار با اسب نتواند از آن عبور کند. عمق آن: نیز به اندازه ای که مسیر خروج ورود پیاده نظام دشمن مسدود گردد.در کتاب های تاریخی و تفسیری آمده است:هنگام حفر بخشی از خندق، مسلمانان به سنگ بزرگی برخوردند که هیچ کلنگی در آن اثر نمی کرد. خبر را به پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله رساندند. آن حضرت وارد خندق شد و کنار سنگ قرار گرفت و با کلنگ نخست، چنان ضربه ی محکمی بر سنگ فرود آورد که قسمتی از آن متلاشی شد و برقی از آن جهید. پیامبر صلی الله علیه و اله تکبیر گفت؛ مسلمانان نیز همگی تکبیر گفتند. بار دوم ضربه ی شدید دیگری بر سنگ فرو کوفت؛ قسمت دیگری در هم شکست و این بار نیز برق از آن جستن نمود. رسول اعظم الهی صلی الله علیه و اله تکبیر گفت و مسلمانان نیز صدا به تکبیر بلند کردند و سرانجام با سومین ضربه و جهش برق باقی مانده ی سنگ متلاشی شد و باز در پی تکبیر حضرت، مسلمانان تکبیر گفتند. سلمان از این ماجرا سؤال کرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود: در میان برق اول سرزمین «حیره» و قصرهای پادشاهان ایران را دیدم و جبرئیل به من خبر داد که امت من بر آن ها پیروز می شود!‌ در برق دوم قصرهای سرخ فام «شام و روم» نمایان گشت، جبرئیل به من بشارت داد که پیروزی با ما است، و برق سوم قصرهای «صنعا و یمن» را آشکار نمود که جبرئیل خبر از پیروزی امت من بر آن ها داد. آن گاه فرمود: بشارت باد بر شما ای مسلمانان!آن گاه که لشکر عظیم دشمن از راه رسید، خندق را در برابر خود دید، برق شمشیرهای آنان از پشت خندق، چشم خورشید را نیزه خیره می کرد. روزها از پی هم می آمد و اینک مدت یک ماه بود که دشمن پشت خندق زمین گیر شده بود و راهی به مدینه نداشت.مدینه در محاصره ی دشمنان ماند و راه های ارتباطی شهر قطع شد. قحطی و کمبود مواد غذایی چهره ی خود را نشان داد. عده ای به گمان های ناپسند راه یافتند، اما مؤمنین راستین می دانستند که این حادثه، آزمایش و امتحان الهی است؛ از این رو بر لغزش ها خوفناک بودند و از ناتوان شدن در تحمل سختی ها به خدای قادر متعال پناه بردند و به نصرت و مدد الهی امید داشتند؛ گرچه برخی مسلمانان که تحت تأثیر سم پاشی و تبلیغ منافقان قرار گرفته بودند، به یاران صدیق پیامبر خدا صلی الله علیه و اله می گفتند: «ای اهل یثرب [مردم مدینه] این جا جای توقف شما نیست. به خانه های خود باز گردید»؛ و از همین رو دسته ای تصمیم به فرار گرفتند و در پی بهانه جویی نزد رسول خدا صلی الله علیه و اله آمدند. قرآن از آن ها چنین یاد می کند: (و اذ قالت طآئفه منهم یا أهل یثرب لامقام لکم فارجعوا و یستئذن فریق منهم النبی یقولون ان بیوتنا عوره و ما هی بعوره ان یریدون الا فرارا) (۶)؛ «و چون گروهی از آنان گفتند: ای مردم مدینه، دیگر شما را جای درنگ نیست، برگردید. و گروهی از آنان از پیامبر اجازه می خواستند و می گفتند: خانه های ما بی حفاظ است و[لی] خانه هایشان] بی حفاظ نبود، [آنان] جز گریز [از جهاد] چیزی نمی خواستند».در این واقعه رسول خدا صلی الله علیه و اله در سه جبهه درگیر بود: با دشمنان از پیش رو، و با جنگجویانی از پشت سر و نیز با مخالفت برخی از سربازان. خدای متعال حال آنان را این گونه بیان می فرماید:(و لو دخلت علیهم من أقطارها ثم سئلوا الفتنه لآتوها و ما تلبثوا بهآ الا یسیرا) (۷)؛ و «اگر از اطراف [مدینه] مورد هجوم واقع می شدند و آن گاه آنان را به ارتداد می خواندند، قطعا آن را می پذیرفتند و جز اندکی در این [کار] درنگ نمی کردند». و نیز می فرماید:(و لقد کانوا عاهدوا الله من قبل لا یولون الأدبار و کان عهدالله مسئولا) (۸)؛ «با آن که قبلا با خدا سخت پیمان بسته بودند که پشت [به دشمن] نکنند، و پیمان خدا همواره بازخواست دارد».برخی تفاسیر عهد و پیمان را در این جا، تعهد طایفه ی «بنی حارثه» در روز جنگ احد با پیامبر خدا صلی الله علیه و اله می دانند. آری آنان تصمیم به مراجعت از میدان گرفتند و بعد پشیمان شدند؛ و عهد بستند که دیگر هرگز در این امور نروند، اما همان ها در میدان احزاب باز به فکر پیمان شکنی افتادند. (۹) بعضی نیز آن را اشاره به عهدی می دانند که در جنگ بدر و یا در عقبه قبل از هجرت پیامبر با آن حضرت بسته شد. (۱۰)خدای تعالی به پیامبرش فرمود: (قل لن ینفعکم الفرار ان فررتم من الموت أوالقتل و اذا لا تمتعون الا قلیلا) (۱۱)؛ «بگو: اگر از مرگ یا کشته شدن بگریزد، هرگز این گریز برای شما سود نمی بخشد، و در آن صورت جز اندکی برخوردار نخواهید شد».(قل من ذا الذی یعصمکم من الله ان أراد بکم سوءا أو أرادبکم رحمه و لا یجدون لهم من دون الله ولیا و لا نصیرا) (۱۲)؛ «بگو: چه کسی می تواند در برابر خدا از شما حمایت کند اگر او بخواهد برای شما بد بیاورد یا بخواهد شما را رحمت کند؟ و غیر از خدا برای خود یار و یاوری نخواهند یافت».
رخدادهای بزرگ جنگ خندق:۱٫ جنگ خندق و قهرمانی های بی نظیر حضرت علی علیه السلام؛ سرانجام پس از یک ماه که نیروی نظامی جبهه متحد شرک و کفر و نفاق پشت خندق، زمین گیر شده بودند، پنج نفر از قهرمانانشان از نقطه ی باریکی عبور کردند و در بین خندق و کوه سلع (مرکز سپاه اسلام) به میدان تاختند و مبارز طلبیدند؛ اسامی این افراد عبارت است از: ۱٫ عمرو بن عبدود ۲٫ عکرمه بن ابی جهل ۳٫ هبیره بن وهب ۴٫ نوفل بن عبدالله ۵٫ ضرار بن خطاب.«عمر بن عبدود، قهرمان بی بدیل عرب بود که او را با هزار مرد جنگی می سنجیدند، او با نعره های پیاپی مبارز می طلبید و می گفت: «و لقد بححت من النداء بجمعکم هل من مبارز…؛ صدایم از فریاد کشیدن گرفت و خسته شدم، آیا کسی هست که به نبرد با من به میدان آید؟».سکوتی موحش همه ی صداها را در خود فرو برده بود؛ و تنها حضرت علی علیه السلام با شنیدن صداهای پیاپی «عمرو» به پیامبر خدا صلی الله علیه و اله التماس می کرد و رفتن به میدان را درخواست می نمود.رسول اعظم صلی الله علیه و اله به حضرت علی علیه السلام اجازه داد، و عمامه ی خود را بر سر او بست و شمشیرش را به دست او داد و به هنگام بدرقه، در حق او چنین دعا کرد: «خدایا ! در جنگ بدر، عبیده بن حارث (پسر عمویم) را از من گرفتی، و در جنگ احد، حمزه (عمویم) را، اینک این علی بن ابی طالب برادر من است، پروردگارا مرا تنها نگذار!‌». سپس فرمود: «تمام ایمان در برابر تمام کفر قرار گرفت».حضرت علی علیه السلام شتابان به میدان رفت؛ وقتی در برابر «عمرو» قرار گرفت، بین آن ها چنین گفت و گو شد: – علی علیه السلام: «ای عمرو! تو در عصر جاهلیت می گفتی سوگند به لات و عزی، هر کس مرا به یکی از سه چیز بخواند همه ی سه تقاضای او، یا یکی از آن ها را می پذیرم».- عمرو: آری چنین است.- علی علیه السلام: «من از تو تقاضایی دارم و آن گواهی دادن به یکتایی خدا و رسالت محمد صلی الله علیه و اله است».- عمرو: از این تقاضا بگذر.- علی علیه السلام: «بیا و از راهی که آمده ای، باز گرد».- عمرو: نه، این کار ننگ است و نقل مجالس زنان قریش خواهد شد، هرگز این ننگ را به زبان زنان نمی افکنم.- علی علیه السلام: «تقاضای دیگری دارم و آن این که از اسب پیاده شوی و با من بجنگی».عمرو، خندید و گفت: گمان نمی کردم مردی از عرب، چنین پیشنهاد کند، من دوست ندارم مرد بزرگواری چون تو را بکشم.- علی علیه السلام: ولی من دوست دارم تو را بکشم، اگر می خواهی پیاده شو!عمرو، از این سخن برآشفت، پپاده شد و بر صورت اسبش ضربه ای زد، اسب از آن جا رفت، و درگیری میان آن ها آغاز شد.جابر بن عبدالله انصاری می گوید:«ناگاه صدای تکبیر علی را شنیدم، فهمیدم که او، عمرو را کشته است».یاران عمرو با اسب، خود را به خندق افکندند، از سوی دیگر مسلمانان با شنیدن صدای تکبیر حضرت علی علیه السلام، کنار خندق آمدند، «نوفل» با اسبش در میان خندق افتاد و نمی توانست بیرون بیاید، او را سنگباران کردند؛ «نوفل» گفت: «چنین نکنید، بلکه مردی از شما بیاید و با من بجنگد.»، در این هنگام علی علیه السلام به «نوفل» حمله کرد و او را نیز کشت؛ سپس به قهرمان سوم دشمن «هبیره» حمله کرد، او نیز بر خاک هلاکت افتاد و دو قهرمان دیگر «عکرمه و ضرار» گریختند.هلاکت قهرمان های جبهه ی متحد دشمن به دست علی بن ابی طالب علیه السلام از یک سو، و طوفان و شدت سرما و کمبود علوفه از سوی دیگر، موجب شد که سپاه ده هزار نفری دشمن با کمال خواری، جبهه را ترک کند و به سوی مکه عقب بنشیند. (۱۳)(ورد الله الذین کفروا بغیظهم لم ینالوا خیرا و کفی الله المؤمنین القتال و کان الله قویا عزیزا)(۱۴)؛ «و خداوند آنان را که کفر ورزیده اند، بی آن که به مالی رسیده باشند، به غیظ [و حسرت] برگرداند و خدا [زحمت] جنگ را از مؤمنان برداشت و خدا همواره نیرومند شکست ناپذیر است».
ارزش جهاد برای خداهنگامی که حضرت علی علیه السلام با پیروزی به حضور پیامبر صلی الله علیه و اله آمد، حضرت فرمود: «ضربه علی یوم الخندق أفضل من عباده الثقلین (۱۵)؛ ارزش ضربتی که علی علیه السلام در جنگ خندق بر دشمن فرود آورد، از ارزش عبادت جن و انس برتر است».و در عبارت دیگر آمده که فرمود: «لو وزن الیوم بعمل جمیع أمه محمد، لرجح عملک علی عملهم…؛ اگر امروز ارزش عمل تو با ارزش عمل همه ی امت من سنجیده شود، ارزش عمل تو بر ارزش عمل همه ی امت، برتری می یابد».سپس افزود «با کشته شدن عمرو بن عبدود همه ی خانه های مشرکان، ذلت و خواری گرفت، و به همه ی خانه های مسلمانان،‌ عزت و شکوه، وارد گردید». (16)اگر علی علیه السلام قهرمانان پیشتاز دشمن را نمی کشت، عبور سپاه دشمن ازخط دفاعی خندق، قطعی بود؛ و در این صورت نه تاک می ماند و نه تاک نشان. بر اساس محاسبات نظامی و ارزیابی دقیق، پیامبر صلی الله علیه و اله ارزش ضربه ی علی علیه السلام را برتر از ارزش اعمال جن و انس می دانست.۲٫ طوفان ویران گر، یا امداد غیبی؛ جبهه ی متحد احزاب گوناگون دشمن، مدینه را در محاصره ی تنگاتنگ خود قرار داد، و این محاصره حدود یک ماه طول کشید. مسلمانان آنچنان در فشار سخت کمبود مواد غذایی قرار گرفتند که بنابر روایات، پیامبر صلی الله علیه و اله سه روز گرسنه ماند، و حضرت زهرا علیها السلام اندکی نان خشک برای آن حضرت برد. (۱۷)مردم مدینه بی تاب، افسرده و غمگین شده بودند. پیامبر اعظم صلی الله علیه و اله در مسجد مشغول نماز گردید، و از خدای متعال خواست تا با امداد غیبی خود فشار و رنج مردم را دفع گرداند.سپس خطاب به جمعیت مسلمان فرمود: «آیا در میان شما کسی هست که به درون دشمن نفوذ کند و برای ما از آن ها خبر بیاورد تا در بهشت رفیق و همدم من گردد؟».پاسخی شنیده نشد؛ زیرا چنین مأموریتی بسیار سخت و دشوار بود. در این بحران، پیامبر صلی الله علیه و اله، «حذیفه بن یمان» را که شخصی زیرک و زبردست و منافق شناس بود، طلبید و به وی فرمود: «برخیز و مخفیانه به سوی دشمن برو، و در میان آنان نفوذ کن وچگونگی وضع آن ها را به ما گزارش بده، به شرط این که جز این، هیچ کاری انجام ندهی تا برگردی».«حذیفه» اطاعت کرد و از مدینه و حصار شهر و خندق خارج شد و در میان لشکر قریش نفوذ کرد. باد و طوفان شدید و سرمای طاقت فرسای زمستان تشکیلات دشمن را در هم ریخت، نه خیمه ای باقی ماند و نه ظرف و اثاثیه و آتشی. لشکر دشمن در فشار سختی قرار گرفت. ابوسفیان که ریاست لشکر کفر را بر عهده داشت، فریاد برآورد: «ای گروه قریش، هر کس از نام رفیق بغل دستی خود بپرسد تا مبادا جاسوسی در میان ما باشد، که می خواهم مطلبی را اعلام کنم».حذیفه می گوید: «خود را آماده کردم و پیش دستی نمودم و بی درنگ به جانب چپ و راست خود متوجه شدم و به بغل دستی خود گفتم: تو کیستی و نامت چیست؟؛ به این ترتیب کسی نفهمید که من جاسوس لشکر اسلام هستم». آن گاه که ابوسفیان از سپاه مطمئن شد، فریاد زد: «ای گروه قریش! سوگند به خدا دیگر جای توقف نیست؛ زیرا سم دار و بی سم همه هلاک شدند؛ یهود بنی قریظه نیز پیمان خود شکستند، و این باد و طوفان چیزی برای ما نگذاشت». سپس با سرعت به سوی مرکب خود رفت و آن را از زمین بلند کرد و شتاب زده بر آن سوار شد. حذیفه که شاهد این ماجرا بود، می گوید: «در همین لحظه خواستم ابوسفیان را هدف تیر قرار دهم و او را هلاک کنم؛ فرمان پیامبر صلی الله علیه و اله را به یاد آوردم که جز گزارش اطلاعاتی هیچ اقدامی نکنم؛ از این رو به سوی مدینه و نزد پیامبر صلی الله علیه و اله بازگشتم. حضرت در حال نماز بود، منتظر شدم و آن گاه آنچه را دیده بودم به آن حضرت گزارش دادم. پیامبر صلی الله علیه و اله به خداوند عرض کرد: «اللهم أنت منزل الکتاب، سریع الحساب، أهزم الأحزاب، اللهم أهزمهم و زلزلهم (۱۸)؛ خدایا! تو نازل کننده ی کتاب و سرعت بخش در حسابرسی هستی، خودت احزاب را نابود کن، خدایا آن ها را نابود و متزلزل فرما».به دنبال آن امداد غیبی، دشمنان از پای درآمدند و زنجیره شان از هم گسیخت. قرآن کریم این بخش از ماجرا را این گونه بیان می فرماید: (یا أیها الذین ءامنوا اذکروا نعمه الله علیکم اذ جآءتکم جنود فأرسلنا علیهم ریحا و جنودا لم تروها و کان الله بما تعملون بصیرا) (۱۹)؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید، نعمت خدا را بر خود به یاد آرید، آن گاه که لشکرهایی به سوی شما [در] آمدند، پس بر سر آنان تندبادی و لشکرهایی که آن ها را نمی دیدید، فرستادیم، و خدا به آن چه می کنید، همواره بیناست».3. برخورد با عهد شکنان؛ نفاق، عهد شکنی و خیانت یهودی ها از جمله مشکلات تاریخ اسلام است. لجاجت و دشمنی همه ی طوایف یهود با پیامبر اسلام در جنگ احزاب نمود گسترده ای دارد؛ همچنان که قرآن شریف در آیات ۵۶ تا ۵۹ سوره ی انفال و آیات ۷۸ تا ۸۲ سوره ی مائده از آن یاد کرده است.هنگامی که پیامبر اکرم به مدینه مهاجرت فرمود، در اطراف شهر طوایف مختلفی از یهود ساکن بودند. آنان به سه طایفه ی: بنی قینقاع، بنی النضیر و بنی قریظه منشعب می شدند.پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله همه ی این طوایف را – که آگاه به اوصاف پیامبر اسلام از طریق تورات شده بودند – دعوت به اسلام کرد، ولی آن ها سر باز زدند. رسول اکرم با در نظر گرفتن شرایط زیست مسلمانان و جنگ های آینده و دشمنان بسیار از هر سو، وجود طوایف یهود را در اطراف مدینه زیان بار و خطرساز می دانست؛ از این رو با آن ها پیمان محکم بست، که نه تنها در حوادث به دشمن اسلام کمک نکنند، بلکه در بحران ها به سپاه اسلام کمک رسانند.یهودی ها این پیمان را امضا کردند، اما هنگام عمل و وفای به پیمان با کمال بی پروایی عهد خود را شکستند و به دشمن پیوستند؛ گرچه سراسر تاریخ به یاد ندارد که دسته ای از طوایف یهود به عهد و پیمان خود وفا کرده باشند. (۲۰)همچنان که قرآن شریف به این مطلب اشاره می فرماید: (الذین عاهدت منهم ثم ینقضون عهدهم فی کل مره و هم لا یتقون) (۲۱)؛ «همانان که از ایشان پیمان گرفتی، ولی هر بار پیمان خود را می شکنند و [از خدا] پروا نمی دارند».
کلام پایان:وجه بارز نظام نظارتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و شیوه ی برخورد حضرت در این جنگ گسترده و هم سویی و هم آهنگی احزاب کفر و شرک و نفاق با اسلام، مسلمانان را با ابعاد جدیدی از خط مشی و سیاست های اصولی پیامبر اکرم صلی الله علیه واله آشنا کرد که شاید نتیجه ی جنگ در مقایسه با این دستاوردها ناچیز به شمار آید. حضور و مدیریت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در این غزوه علاوه بر آن که موجب تحکیم اعتقاد و ایمان افراد شد، اتحاد و همدلی میان مسلمانان را عینی و ملموس نمود و تمرین و ممارست آنان را در برابر حوادث و رخدادهای تلخ و ناگوار نتیجه بخشید.
پی نوشت ها:

۱٫ الأحزاب (۳۳): ۱۱٫۲٫ الأحزاب (۳۳): ۹ و ۱۰٫۳٫ جنود؛ اشاره به احزاب مختلف جاهلی مانند: قریش، عظفان، بنی سلیم، بنی اسد، بنی فزاره، بنی اشجع و بنی مره و طایفه ی یهود داخل مدینه دارد؛ و منظور از «جنودا لم تروها» که به یاری مسلمانان آمدند، ممکن است همان فرشتگانی باشد که یاری آن ها نسبت به مؤمنان در غزوه ی بدر نیز صریحا در قرآن مجید آمده است؛ یا منظور تقویت روحیه ی مؤمنان از طرف خداوند است. تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۲۱۹٫۴٫ بحارالانوار، ج ۲۰، ص ۲۱۵، این حدیث را از «کراجکی» نقل می کند.۵٫ ابن اثیر، تاریخ کامل، ج ۲، ص ۱۸۴، به نقل از تفسیر نمونه.۶٫ الأحزاب (۳۳): ۱۳٫۷٫ الأحزاب (۳۳): ۱۴٫۸٫ الأحزاب (۳۳): ۱۵٫۹٫ تفسیر قرطبی و تفسیر فی ظلال،‌ ذیل آیات مورد بحث.۱۰٫ «آلوسی در روح البیان، ذیل آیات مورد بحث این قول را نقل کرده است.۱۱٫ الأحزاب (۳۳): ۱۶٫۱۲٫ الأحزاب (۳۳): ۱۷٫۱۳٫ ترجمه ی ارشاد مفید، ج ۱، ص ۸۹ و ۹۰٫۱۴٫ الأحزاب (۳۳): ۲۵٫۱۵٫ بحارالأنوار، ج ۳۹، ص ۱٫۱۶٫ بحارالأنوار، ج ۲۰، ص ۲۱۶٫۱۷٫ مجمع البیان، ج ۹، ص ۲۵۲٫۱۸٫ ابن اثیر، تاریخ کامل، ج ۲، ص ۱۲۰ و بحارالأنوار، ج ۲۰، ص ۲۰۸٫۱۹٫ الأحزاب (۳۳): ۹٫۲۰٫ مجمع البیان، ج ۴، ص ۵۵۲٫۲۱٫ الأنفال (۸): ۵۶٫
منبع:مجله نامه ی جامعه

 

نوشته قبلی

مشکلات نظری طرح آزادی در اندیشۀ اسلامی

نوشته‌ی بعدی

اُحُـد در بستر تاریخ (۲)

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

اُحُـد در بستر تاریخ (۲)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

طلوع فصل نوین خلیج فارس

طلوع فصل نوین خلیج فارس

مسلم بن عقیل پیش از واقعه عاشورا

مسلم بن عقیل پیش از واقعه عاشورا

معنای امامت در اسلام

علم ائمه در آیات و روایات

پاسخ به یک شبهه

پاسخ به یک شبهه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا