1 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

بررسی و تحلیل جایگاه رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مقدمه
رهبری یک جنبش اجتماعی ـ بویژه هنگامی که به یک انقلاب واقعی تبدیل شود ـ از مهم‏ترین عناصر و عوامل توفیق یا ناکامی آن جنبش و انقلاب است. در جریان شکل‏ گیری و گسترش انقلاب اسلامی، که از سال 40 با نهضت روحانیت آغاز شد، گرچه گروه‏ها، شخصیت‏ها و چهره ‏های موجه و سابقه‏ دار سیاسی کم و بیش حضور داشتند و جریان‏های دیگری هم در این دوره 15 ساله به وجود آمد که همه خود را شایسته رهبری حرکت مردم ایران می‏دانستند و حتی با برخورداری از پشتوانه‏ های حزبی و گروهی و یا حمایت‏های تبلیغاتی خارجی، به رقابت با جریان اسلامی و رهبری امام خمینی(ره) برانگیخته شدند،
ولی در یک مسیر تدریجی روبه شتاب، رهبری بلامنازع انقلاب، به شکلی بارز و برجسته، در شخص امام خمینی متبلور شد. در این پدیده قطعاً جایگاه فقهی و شأن مرجعیت امام(ره) و نیز خصوصیات معنوی ایشان بی‏ تأثیر نبوده است، ولی هرگز نمی‏توان پیدایش این اجماع نخبگان و توده مردم را در چارچوب نظریه رهبری کاریزماتیک به همین عوامل منحصر ساخت؛ بلکه عواملی همچون حقانیت و منطقی بودن مواضع سیاسی، صداقت و خلوص، قاطعیت و استواری، ارائه طرحی برای آینده، شیوه رهبری و توفیق عملی استراتژی مبارزه، در تکوین این رهبری مؤثر بوده و تحلیل واقع بینانه این روند تدریجی، نشان می‏دهد که شکل‏گیری رهبری بلامنازع امام(ره)، مسیری کاملاً منطقی و عقلانی داشته است.
رهبری انقلاب اسلامی در دوره ی بعد از امام خمینی از مهمترین دغدغه هایی بود که هم امام (ره) و هم دیگر بزرگان انقلاب پیوسته نگران آن بودند. از این رو ارزش و اهمیت انتخاب قاطع حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله العالی) توسط مجلس خبرگان در روز ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ بیش از پیش مشخص می گردد. این انتخاب فرخنده، ضمانت بخش و تداوم دهنده آرمان_های انقلاب، ارزش_های اصیل اسلامی، استمرار خط امام خمینی(ره) و بالندگی و پویایی و اقتدار انقلاب اسلامی بوده است.
پیش از این پژوهشهایی در این زمینه صورت گرفته است که از آن جمله می توان به اثری تحت عنوان «سیره ی عملی امام در اداره امور کشور (1357-1367)» اشاره کرد که بیشتر رویکرد وقایع نگاری داشته و تحلیل و تجزیه در آن خیلی به ندرت به چشم می خورد . از دیگر پژوهشهای به عمل آمده در این زمینه می توان به اثری تحت عنوان «رهبری و بسیج سیاسی مورد: انقلاب اسلامی» اشاره کرد، در این تحقیق نویسنده ضمن بررسی جایگاه رهبری در نظام اسلامی به جایگاه مهم مردم در انقلاب اسلامی پرداخته و تحلیل هایی نیز ارایه می کند اما با توجه به تاریخ اثر بیشتر رهبری دوران امام راحل را مد نظر قرار داده و به تأثیر متقابل نقش رهبری و مردم اشاره نموده است.
این پژوهش در پی پاسخ گویی به این پرسش می باشد که تحولات اساسی انقلاب اسلامی در دوران پس از انقلاب چیست؟ و موضع رهبری نظام در قبال آنها چگونه بوده است؟
در این نوشتار برآنیم تا با تحلیل و بررسی جایگاه و مقام رهبری در نظام جمهوری اسلامی، مهمترین چالشها و تحولات دوران رهبری امام و سپس مقام معظم رهبری را مورد تحلیل و بررسی قرار داده و از این امر در ترسیم مسیر آینده ی انقلاب در حوزه ی رهبری بهره بگیریم. گر چه پیش از این آثاری چند در این حوزه منتشر گشته اما انقلاب اسلامی و تحلیل تحولات آن، علی الخصوص در حیطه ی رهبری، امری است که پیوسته جای تأمل و تدبر بیشتر و عمیق تر داشته و تحلیل این تحولات باعث بارور شدن اهداف و شفاف تر شدن امور مرتبط با انقلاب اسلامی و آینده ی آن، خواهد شد. در این تحقیق از روش تحلیل داده ها و ابزار کتابخانه ای، مورد استفاده قرار گرفته است.
1- تحولات مقام و جایگاه رهبری در انقلاب اسلامی
رهبري بالاترين مقام سياسي و معنوي در نظام جمهوري اسلامي ايران است و مسئوليتهاي متعددي را بر دوش دارد. وي هماهنگ کننده قواي مختلف مملکت و تعيين کننده سياستهاي کلي نظام است. رهبري در جامعه اسلامي وظيفه هدايت معنوي مردم و اداره کشور را بر عهده دارد و هدايت کننده نهادهاي حکومتي در مسير اجراي صحيح قوانين اسلامي است. به همين دليل، رهبري در حکومت اسلامي برعهده «ولي فقيه» است، يعني كسي که کارشناس و صاحب نظر در مورد مسائل اسلامي است و رهبري جامعه را در دست دارد. اينكه يك اسلام شناس به عنوان رهبر در راس حکومت اسلامي قرار گيرد، مسئله اي منطقي، عاقلانه و بديهي است؛ ولي فقيه، شاخصه اسلامي بودن حکومت است. زيرا اگر حکومت، اسلامي نباشد، هرکسي، بدون داشتن تخصص در مسائل ديني و تنها با احراز توانايي اداره کشور، مي تواند رياست آن را در دست گيرد. اما هنگامي که نظامي برپايه آموزه هاي اسلام شكل گيرد، مديريت چنين تشكيلاتي بايد يک اسلام شناس و حقوقدان برجسته اسلامي باشد تا بتواند بر حرکت صحيح جامعه و حکومت در راستاي آرمانهاي متعالي اسلام نظارت کند. بر طبق اصل110 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، تعيين سياستهاي کلي نظام اسلامي برعهده ولي فقيه است تا قواي سه گانه مملکت، براساس آن سياستها، برنامه ريزي و حرکت کنند. رهبر همچنين فرماندهان نيروهاي نظامي و انتظامي، رئيس قوه قضائيه، رئيس صدا و سيما و فقهاي شوراي نگهبان قانون اساسي را تعيين مي کند. با وجود اختيارات و مسئوليتهاي زياد رهبري در نظام اسلامي، اين نظام هيچ گاه به نظامي استبدادي و غير دموکراتيک گرايش پيدا نمي كند. زيرا ولي فقيه، اسلام شناسي پارسا و عادل است و هر تصميمي را که اتخاذ مي کند، خود را موظف مي داند مانند سايرين به آن عمل كند. بنابراين همان گونه که در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آمده است، همگان، ازجمله ولي فقيه، دربرابر قانون يکسان هستند. امام خمنی به صراحت در این باره می گویند: «اگر فقیهی یک مورد دیکتاتوری بکند از ولایت می افتد.» درباره معمار کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی که با انقلاب اسلامی به مرد قرن و پدیده خمینی معروف گردید، مطالب فراوانی را می شود ابراز کرد. حضرت امام(ره) جلوه از یک رهبری فرا کاریزما ساخته بود. شاید بتوان گفت اندیشه سیاسی او متکی بر سه محور نفی سلطنت، تبیین نظریه ولایت فقیه و نقد مشروطیت در حوزه کنار گذاشتن روحانیت، استوار بود. اگر تحولات نظام جمهوری اسللامی را از ابتدا تاکنون به ۴ دوره (۱) دوران انتقال قدرت۱۳۶۲ – ۱۳۵۷، (۲) دوران تثبیت ۱۳۶۸ – ۱۳۶۲، (۳) دوران بازسازی ۱۳۷۶ – ۱۳۶۸ و بالاخره دوره توسعه سیاسی از ۱۳۷۶ تاکنون تقسیم کنیم، رهبری و حیات حضرت امام(ره) در ۲ دوره اول و دوم بوده است. درگیری_های داخلی، تجزیه طلبی ها، کودتاها، آغاز جنگ تحمیلی، رفراندوم قانون اساسی، همه پرسی جمهوری اسلامی، تسخیر لانه جاسوسی در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ و بحران گروگان گیری، تشکیل شورای انقلاب، تشکیل دولت موقت بازرگان و استعفای آن، عزل بنی صدر به عنوان اولین رئیس جمهور، ترورهای منافقین و حادثه انفجار حزب جمهوری اسلامی و ریاست جمهوری، شهادت سران انقلاب از جمله استاد شهید مرتضی مطهری، تطیلی دانشگاه ها و آغاز انقلاب فرهنگی، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و آتش بس ایران و عراق، محاصره اقتصادی ایران، عزل آیت الله منتظری از قائم مقامی رهبری و را می توان از مهم ترین حوادث و رخدادهای دوران رهبری حضرت امام خمینی(ره) برشمرد، که به برخی از این وقایع را مورد بررسی قرار خواهیم داد. اما پس از امام راحل این حضرت آیت الله سید علی خامنه ای(مدظله العالی) از پیشگامان انقلاب اسلامی و نهضت اسلامی ۱۵ خرداد به رهبری حضرت امام بود که الحق به بهترین نحو ممکن راه ایشان را ادامه دادند. ایشان شاگردی امام(ره) را از بزرگ ترین افتخارات حیات خود می دانند. انتخاب آیت الله خامنه_ای که با رأی قاطع مجلس خبرگان رهبری در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ به جانشینی حضرت امام صورت گرفت، باعث گردید تا راهی که امام امت آغازگر آن بودند با صلابت و استواری کامل، توسط ایشان ادامه یابد. دوران رهبری آیت الله خامنه_ای مقارن با دوران بازسازی اقتصادی و نیز توسعه سیاسی بوده است:ریاست جمهوری ۸ ساله هاشمی رفسنجانی و سیاست_های تعدیل اقتصادی، ریاست جمهوری ۸ ساله سید محمد خاتمی و سیاست_های توسعه سیاسی، عملیاتی کردن صلح ایران و عراق، تشکیل رسمی مجمع تشخیص مصلحت نظام و نهایی کردن فعالیتهای شورای بازنگری قانون اساسی، حادثه ۱۱ سپتامبر در آمریکا، حوادث ۱۸ تیر ۷۸ دانشگاه، اشغال عراق و افغانستان، جنگ آمریکا علیه صدام در خلیج فارس، فتنه بعد ازانتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، انقلاب_های بیداری اسلامی در کشورهای عربی و چالش_های متعدد دیگر را باید در زمره رخدادهای این دوران یاد کرد. در جریان بررسی جایگاه و شان رهبری و چگونگی مواجهه ی ایشان در امور جاری نظام، در قانون اساسی جمهوری اسلامی دو نهاد ویژه گنجانده شده که در این بخش به بررسی اجمالی آن دو می پردازیم؛
2- مجلس خبرگان رهبری
مجلس خبرگان رهبری از نهادهای اساسی در نظام جمهوری اسلامی است و از جایگاه بسیار مهم و حیاتی برخوردار است. اهمیت فوق العاده این مجلس از آن جاست که مطابق قانون اساسی، وظایف مهم تعیین رهبر و نظارت بر استمرار شرایط رهبری را بر عهده دارد. از این رو به همان اندازه که رهبری در نظام جمهوری اسلامی جایگاه بلندی دارد، نقش مجلس خبرگان نیز بسیار حساس و حیاتی است، در حقیقت مجلس خبرگان رهبری، پیوند دهنده مظهر و نماد تبلور جمهوریت و اسلامیت نظام جمهوری اسلامی ایران است. علاوه بر این که خبرگان نیز رهبر را نصب نمی کند زیرا «در نظام اسلامی اعتبار و مشروعیت نظام و رهبر برگرفته و ناشی از رأی خبرگان نمی باشد و خبرگان مقام ولایت را به رهبر اعطا نمی کنند، وظیفه خبرگان فقط تشخیص مصداق رهبری الهی است و نصب و مشروعیت او از ناحیه خداوند است». چون شرایط رهبری در قانون اساسی آمده که باید از لحاظ علمی و فقاهت و هم چنین تقوا و خود سازی جامع الشرائط باشد و تدبیر و تشخیص لازم را در حوادث مهم داشته باشد، لذا خبرگان باید افرادی دارای شناخت و بینش کافی باشند. کسی شناخت علمی دارد که در این وادی قدم برداشته باشد و آگاه و آشنا به این علم باشد. بنابراین باید اعضای مجلس خبرگان از نظر علمی و فقهی متخصص و آشنا و دارای بینش سیاسی و اجتماعی باشند تا بتوانند رهبر را تعیین کنند. خلاصه این که که مجلس خبرگان رهبري، نقشي اساسي در حراست از سلامت و بقاي نظام جمهوري اسلامي ايران بويژه در عرصه رهبري و ولايت فقيه دارد؛ مجلس خبرگان رهبري، پشتوانه و ذخيره بزرگ براي نظام اسلامي است چرا که در هنگام لزوم، کار اصلي خود را که تعيين رهبر است، انجام مي دهد و علاوه بر آن با نظارت بر رهبري، سلامت مديريت نظام را از آسيبهاي احتمالي تضمين مي كند.
3- مجمع تشخیص مصلحت
در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران اصلاحيه سال 1368 نهاد جديدي بنام مجمع تشخيص مصلحت نظام برنهادهاي موجود مؤثر در تشكيلات حكومتي نظام جمهوري اسلامي ايران افزوده شد. اصل 112 اصلاحي قانون اسلاسي تشكيل اين نهاد و هدف از تشكيل آن را اعلام مي دارد . اين مجمع كه به دستور رهبر و زير نظر او تشكيل مي شود و اعضاي آن را معظم له تعيين مي نمايد، علاوه براينكه عنوان بازوي مشورتي رهبر را دارد، در تصويب و تأييد قوانين نيز نقش دارد و در برخي موارد، سرانجام، تصويب نهايي قانون به نظر آن مجمع موكول شده است . اين وظيفه مجمع، بسيار حساس و ظريف و پيچيده است. قانون اساسی سال 1358 چنین تمهید و توجهی در خصوص تقسیم احکام و نحوه‏ حل مشکل در مواردی که اجزاء احکام اولیه عملا مقدور نیست ننموده بود.لذا در اجراء قانون اساسی مشکلاتی پدید آمد.بدین صورت که شورای نگهبان بنا به وظیفه قانونی خود پاره‏ای از مصوبات مجلس شورای اسلامی(که با احکام اولیه در تعارض بود)را خلاف‏ شرع اعلام می نمود، و لذا طرحها و لوایح مورد نظر دولت که بعضا بر مبنای مصالح و ضروریات و واقعیات موجود در جامعه فراهم شده بود تصویب نمی‏گردید. گاهی از اوقات‏ این مشکل حقوقی و مخالفتهای شرعی توسط اشخاص مختلف با دید سیاسی نیز تعبیر و تحلیل می‏شد.امام خمینی(ره) بعنوان رهبری انقلاب(که طبق اصل پنجاه و هفتم قوای سه‏ گانه نیز زیر نظر ایشان قرار داشتند)در محدوده نهادهای سیاسی نظام سعی در حل این‏ مشکلات نمودند. بنا به نظر فقهی امام خمینی(ره)حفظ حکومت اسلامی دارای اهمیت بسیار زیادی است و از احکام اولیه اسلام بشمار می‏رود، لذا در مواقع تلاقی اجراء یک حکم اولیه با مصالح نظام‏ اسلامی، حفظ و مصلحت نظام مقدم است.از طرفی لازم به توضیح است که این وقایع در شرائط بسیار دشوار جنگ و مسائل سیاسی مختلف رخ داده است که در آن مقطع تلاش‏ رهبری و مسئولین مربوطه اداره مطلوب دفاع و حفظ کشور و رفع مشکلات عمومی بوده‏ است. لذا در تاریخ 17/11/1366 امام خمینی(ره)در پاسخ به درخواست مذکور، فرمان تشکیل‏ «مجمع تشخیص مصلحت نظام» را صادر نمودند. در واقع می توان گفت که مجمع تشخیص مصلحت نظام دارای شأن مشورتی برای رهبری نیز می‏باشد.در قانون‏ اساسی به این امر تصریح گردیده است:الف)مشاوره در تعیین سیاستهای کلی نظام: ب)مشاوره در اصلاح و یا تتمیم قانون اساسی
4- مقایسه و تطبیق برخی از چالشهای دوران امام و رهبری انقلاب
اول: حضرت امام(ره) جمهوري اسلامي را بر پايه نظريه «ولايت فقيه» تبيين كرد. حفظ نظام را از اوجب واجبات خواند. فقه پويا و سنتي را نه در برابر و تقابل هم كه مقوم يكديگر برشمرد. توجه به مكان و زمان در صدور فتاوي يا همان احكام ثانويه و اوليه را كه نقشي بي‌بديل در حل مشكلات داشت، بايد از ديگر ديدگاههاي نظري امام برشمرد. آيت‌الله خامنه‌اي مبدع نظريه «مردم‌سالاري ديني» است كه همان ترجمان جمهوري اسلامي است. ايشان اين مدل را بهترين الگو براي اداره جوامع بشري مي‌دانند. نهضت آزادانديشي و برپايي كرسي‌هاي نظريه‌پردازي، اصلاحات اسلامي در برابر اصلاحات آمريكايي و تبيين دكترين سياست خارجي بر پايه سه مولفه عزت، حكمت و مصلحت و لزوم اتحاد ملي و انسجام اسلامي در بحران را بايد از اركان و بنيادهاي نظري آيت‌الله خامنه‌اي برشمرد. دوم: اوج بحرانها و چالش‌هاي داخلي دوره امام در كودتاها، تجزيه‌طلبي‌ها، خودمختاري‌ها، ترورهاي سازمان منافقين، بحران‌سازي ليبرال‌ها و فتنه باند مهدي هاشمي و ارتباط با آيت‌الله منتظري كه قائم مقام رهبري بود، قرار داشت. تدبير و طراحي امام براي مقابله با اين بحرانها و خنثي كردن آن، اطلاع‌رساني، روشنگري و دعوت با موعظه بود. آنگاه كه پاسخ مناسب دريافت نكرد، نكوهش و هشدار بود. در مرحله سوم، دعوت و فراخوان از مردم براي مقابله با توطئه‌ها بود. در دوران رهبری مقام معظم رهبری هم بايد از مسئله هسته‌اي، حوادثی هم چون حادثه كوي دانشگاه در 18 تير 78 كه رهبري آن را «جفا به دانشجو و ضربه از پشت بر خود» تعبير كرد، ياد کرد. رهبري انقلاب تلاش كرد چون مقتداي خويش حضرت امام (ره)، با نصيحت و موعظه، این افراطي‌گري را به حاشيه براند اما افسوس كه گوش شنوايي در كار نبود. رويكرد رهبري در برخورد با اين چالش‌ها و بحرانها علاوه بر ارشاد و موعظه، دعوت از مردم چون هميشه براي حضور در صحنه بود. تظاهرات و راهپيمايي بزرگ و با شكوه 23 تيرماه 78 در سراسر كشور را كه نماد پيوند رهبري و امت بود، همگان بياد دارند. سوم: يكي از چالش‌ها و بحرانهايي كه در عرصه بين‌المللي در دوره امام(ره) بروز كرد، مسئله «سقوط كمونيسم» در دوران گورباچف بود. امام اين سقوط را قبلاً پيش‌بيني كرده بود و با اعزام هيأتي به سرپرستي آيت‌الله جوادي آملي، رهبر وقت شوروي را به اسلام فرا خواند. از شگفتي‌هاي انقلاب است كه حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، سقوط و شكست ليبرال دموكراسي را نويد داد و مردم‌سالاري ديني را بهترين مدل براي اداره جهان برشمرد. و این امر هم بحمد الله در شرف وقوع می باشد. چهارم: از مشابهت‌هاي مهم و بي بديل امام و رهبري، مراقبت از مرزهاي عقيدتي بود. امروزه در عصر جهاني شدن برخی كشورها، داوطلبانه بخشي از استقلال ملي و هویتی خود را به نهادهاي فراملي واگذار مي‌كنند، دراين هنگامه اهتمام حضرت امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري بر حفظ هويت خودي، استقلال و حل چالش‌هاي نظري در راستاي پاسداري از سنگر‌هاي ايدئولوژيك، مثال زدني است. رهبري براي حفظ مرزهاي عقيدتي از واژه «خودي و غيرخودي» در ادبيات سياسي استفاده كرده و معتقدان و ملتزمان به اسلام، انقلاب، امام و ولايت فقيه و رهبري را خودي ناميد و دايره محدود ذوب‌شدگان در ولايت را به كنار زد و چتر فراگير رهبري را برهمه گستراند. رهبري همواره تاكيد كرد كه «اصلاح‌طلبي و اصولگرايي» توامان لازم و ملزوم يكديگرند و از لوازم آن پاي بندي به قرائت اسلامي نه آمريكايي اصلاحات است . بي‌گمان حفظ خط، جهت و زاويه انقلاب اسلامي را كه دغدغه مشترك امام و رهبري بوده است، بايد از بزرگترين اشتراكات اين دو بزرگوار برشمرد. پنجم: از جمله بحران‌ها و چالش‌هاي كشور ترور فيزيكي سران و شخصيت‌هاي انقلاب بوده است. استكبار و ضدانقلاب وابسته به آن خيلي تلاش كردند كه ميان مردم و سران انقلاب بي‌اعتمادي ايجاد كنند. شايعه‌سازي، دروغ‌گويي، برچسب‌هاي ناچسب، اتهامات بي‌اساس هنگامي كه اثر نكرد ترور سران انقلاب در دستور كار قرار گرفت. همه ی این حوادث و ترور ها از جمله ترور آیه الله مطهری، ترور آيت‌الله بهشتی و آیه الله خامنه‌اي، و… را امام با حكمت و تدبير اداره و بحرانها را تبديل به فرصت كرد و شرايط را براي خدمتگزاران مساعد ساخت. رهبر عزيز انقلاب اسلامي نيز به تأسي از امام عظيم‌الشأن در چالش‌هايي كه براي سران انقلاب و نظام بوجود آمد، با تدابير خويش راهگشايي داشته‌اند. وقتي جريان افراطي و راديكاليسم برآمده از دوم خرداد، به شدت بدنبال تخريب روشنگر زمانه آيت‌الله مصباح يزدي بود، ايشان فرمودند: «اگر شخصيت‌هايي مانند علامه طباطبايي و شهيد مطهري نيستند اين شخصيت عزيز و عظيم‌القدر (مصباح يزدي) خلاء آن عزيزان را در زمان ما پر كرده است». ششم: فضاي باز سياسي و تكثر مطبوعات؛ با پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن 1357 و رهايي كشور از ظلم و استبداد و سانسور و فضاي باز سياسي كه به بركت انقلاب اسلامي بوجود آمد، شاهد چاپ و انتشار مطبوعات و نشريات گوناگون و مختلفي بوديم. بسياري از گروههاي تجزيه‌طلب و مدعي خودمختاري هم نشريه داشتند و بسياري از گروهك‌هاي ضدانقلاب هم از امتياز روزنامه برخوردار بودند. اكثر نشريات آن زمان عليه اسلام و انقلاب و نظام نو پاي جمهموري اسلامي فعاليت مي‌كردند. امام بارها آنها را موعظه و نصيحت كرد و قاطعانه اعلام كرد: ما موافق آزادي هستيم اما اجازه توطئه نمي‌دهيم و پس از اتمام حجت، امام بود كه از مسئولان قضايي و ساير مسئولان قاطعانه خواست برخورد با مخالفان آزادي و كساني كه توطئه مي‌كردند را در دستور كار قرار دهند و پس از آن بود كه بسياري از آن مطبوعات تعطيل شد و بدين سان شبكه رسانه‌اي ضدانقلاب از كار افتاد. مقام معظم رهبري نيز در فضاي خاص بوجود آمده پس از دوم خرداد 76 كه تكثر مطبوعات و نشريات مختلف و ضد نظام از جمله ويژگي‌هاي آن شرايط بود، بارها تلاش كردند كه با موعظه و نصيحت، متجاوزان به حقوق مردم را به وظايف قانوني و رسالت تاريخي رهنمون سازند اما براندازان خاموش و شبكه رسانه‌اي در اختيار آنان، جز هجمه به ارزشهاي اسلامي، اركان نظام، شايعه و ايجاد بدبيني ميان مردم و مسئولان هدفي نداشتند. رهبري آنگاه تصميم به افشاگري گرفت و از اين دسته از مطبوعات به عنوان «مطبوعات زنجيره‌اي» كه «پايگاه دشمن» هستند و «تيترهاي واحد» مي‌زنند، ياد كرد و قوه قضائيه نيز بنا به وظايف خود، اقدام به توقيف اين نشريات كرد. بدين گونه، توطئه بزرگي كه عليه ملت ايران مشغول فعاليت بود، خنثي گرديد. هفتم: آمريكا و سياست‌هاي استكباري آن از گذشته و حال در ادبيات امام و رهبري جايگاه خاصي داشته است. «امام آمريكا را ام الفساد قرن» و «شيطان بزرگ» ناميد. هنگامي كه آمريكا تهديد به قطع رابطه با ايران كرد، امام فرمود: «اي كاش اين رابطه زودتر قطع شود» و زماني كه آمريكا اقدام به تحريم اقتصادي و سياسي ايران نمود، باز امام خروش برآورد كه: «ما فرزندان محرم و رمضان هستيم. ما را از محاصره اقتصادي نترسانيد». بالاخره وقتي آمريكا تهديد علني عليه ايران كرد، امام فرمود: «آمريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند». رهبري كه شاگردي خلف براي استاد خويش (حضرت امام) بود نيز راهبردي مشابه در برابر آمريكا اتخاذ كرد. رهبري بارها آمريكا را «مظهر فساد و خودخواهي» معرفي كرد. هنگامي كه آمريكا از تهديد عليه ايران سخن گفت، رهبري فرمود: «ما در برابر متجاوزان رفتاري حسيني خواهيم داشت». زماني كه برخي از مذاكره و رابطه با آمريكا در داخل ايران سخن مي‌گفتند، رهبري گفت: «مذاكره و رابطه با آمريكا تا زماني كه اين كشور دست از خباثت بر ندارد، به مثابه كوچه بن بست است». درباره مشابهت‌هاي امام و رهبري در بحران‌ها وچالش‌ها، سخن فراوان و مجال محدود است. امام و رهبري هيچگاه شائبه «توهم توطئه» را پذيرا نشدند و همواره بر نقش عوامل و دشمنان خارجي تأكيد كردند. «حفظ اتحاد مسئولان» و «وحدت مردم» را بزرگترين راه مقابله با توطئه‌ها و دفاع از انقلاب و نظام برشمردند. امام و رهبري توطئه سازمان يافته جدايي دين از سياست را رسوا و بر جدايي حوزه و دانشگاه خط بطلان كشيدند. مردم‌سالاري ديني كه جمهوريت و اسلاميت آن در قالب جمهوري اسلامي تبلور يافت، مدل تام و تمام اداره كشور شد و هيچ نسخه‌اي چون «سلطنت شيعي»، «خلافت اسلامي»، «حكومت اسلامي»، «جمهوري دموكراتيك اسلامي» را برنتابيدند. امام و رهبري همواره «حوزه و روحانيت» را براي پاسخ به شبهات ديني و لزوم نظريه‌پردازي ديني فرا مي‌خواندند و بر مقتضيات زمان در صدور فتاوي تأكيد داشتند.
5- رهبری امام
پس از پیروزی هر انقلابی، رهبران انقلابی، باید از عهده رسالت تاریخی خود یعنی سروسامان دادن به روند جاری انقلاب برآیند. از دیدگاه اندیشمندان سیاسی رهبران انقلابی موفق، واجد دو خصلت اساسی هستند. اول زیر سؤال بردن ساختار سیاسی پیشین و سپس ارائه راهکاری عملی برای سازمان دادن به جو انقلابی موجود و الگویی جدید برای ساختار سیاسی تحول یافته. با مروری اجمالی بر تحولات سیاسی دو سال ابتدایی و حیاتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، می توان دو خصلت مذکور را در شیوه رهبری امام خمینی به عنوان رهبر مذهبی و سیاسی انقلاب اسلامی ایران، به خوبی مشاهده کرد. در واقع مدیریت صحیح، تدبر، بهره گیری از نظرات مشورتی بزرگان انقلاب و از همه مهم تر شجاعت بود. ایشان در زمانی که می بایست با تأسیس نهادها و ارگان_های سازمان بخش، از هرج و مرج طبیعی پس از هر انقلابی جلوگیری می کرد، با تأسیس نهادهایی چون شورای انقلاب، کمیته_های انقلاب، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دادگاه_های انقلاب و …، در این جهت اقدام کرد. هنگامی که می بایست برای تثبیت جمهوری اسلامی ایران بر تصویب قانون اساسی، برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و مجلس، اصرار می ورزید، در همین راستا عمل کرد. در زمانی که هر گونه اختلاف و چندگانگی در میان مسئولین کشور، آفتی در راه تحکیم انقلاب اسلامی به شمار می آمد، به محض بروز اختلافات، مسئولین و گروه_های سیاسی را اصطلاحاً به «وحدت کلمه» دعوت می نمود. اعتقاد به انجام وظيفه و تكليف الهي مبناي رهبري امام: امام خميني يك انسان كامل و تربيت شده مكتب اسلام و يك بنده واقعي خداوند بود و در همه امور بر مبناي وظيفه خود عمل مي كرد. مبارزه با رژيم طاغوتي محمدرضا شاه و تشكيل نظام اسلامي توسط ايشان در همين راستا قابل تحليل است. ايشان اگر جنگ را ادامه داد براي انجام تكليف بود و اگر در سال ۶۷ آن را پايان داد نيز به همين دليل بود. جنگ باعث آبديده شدن نيروها و زمينه اي براي توسعه و خودكفايي كشور شد. به علاوه همان طور كه امام مي فرمود « ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستيم‏» و به جهانيان ثابت نموديم كه سلطه گران جهاني در مقابل اراده ملتي مصمم ناتوان و ضعيف هستند. به طور خلاصه، امام خميني(ره) يك انديشمند بزرگ و تاريخ ساز، معتقد به ديني شدن سياست و ايدئولوگ و فرمانده انقلاب و معمار نظام جديد بود كه با برنامه ريزي دقيق و تنظيم شايسته راهبردها و تاكتيك هاي حركت انقلاب و اعتماد بنفس فوق العاده و اراده پولادين خود توانست با سرعت رژيم وابسته پهلوي را سرنگون و نظام جمهوري اسلامي ايران را بنياد نه.
6- برخی چالشهای دوران امام خمینی
1-6. دولت موقت و شورای انقلاب
با اوج گيري نهضت اسلامي در سال 1357، انديشه شکل گيري \\"شوراي انقلاب\\" در ميان روحانيون معتمد امام پديد آمد که در سفر شهيد مطهري به پاريس، اين طرح با امام در ميان گذاشته شد. امام در 22 دي 1357، فرمان تشکيل شوراي انقلاب را صادر کردند. در بخشي از اين فرمان آمده است: «به موجب حق شرعي و بر اساس راي اعتماد اکثريت قاطع مردم ايران که نسبت به اينجانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامي ملت، شورايي به نام شوراي انقلاب اسلامي، مرکب از افراد با صلاحيت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق، موقتا تعيين شده و شروع به کار خواهند کرد … اين شورا موظف به انجام امور معين و مشخصي شده است، از آن جمله ماموريت دارد تا شرايط تاسيس دولت انتقالي را مورد بررسي و مطالعه قرار داده و مقدمات اوليه آن را فراهم سازد.» شورای انقلاب که در آذرماه 1357، شکل گرفت به عنوان اساسی ترین ارکان قدرت سیاسی و اجرایی امام«قدس سره» و مورد تأیید ایشان آغاز به کار کرد. بدیهی است که مسؤولیت_های شورای انقلاب، عمده ترین مسؤولیت_های رهبری انقلاب در داخل کشور محسوب می شد. از اقدامات مهم شورای انقلاب، مذاکره با مقامات نظامی نیروهای مسلح، دیدارهای دیپلماتیک، ترتیب دادن مسافرت بختیار به پاریس برای ملاقات با امام« قدس سره»، مأموریت راه اندازی نفت و انتخاب رییس دولت موقت بود. همه پرسی قانون اساسی در 12 آذر 1358، و متعاقب آن انتخابات ریاست جمهوری در بهمن 1358، برگزار و بنی صدر به عنوان رییس جمهور انتخاب گردید. بعد از انتخاب بنی صدر، وی حملات شدیدی را علیه شورای انقلاب آغاز کرد. این اختلافات تا تشکیل مجلس شورای اسلامی در 7 خرداد 1359 و تحویل وظایف شورای انقلاب به مجلس ادامه داشت. با شروع کار مجلس و شورای نگهبان و دیگر نهادها، مسؤولیت و ضرورت وجود شورای انقلاب به پایان رسید. اما در مورد دولت موقت باید گفت که، در بحبوبه انقلاب و زمانی که امام خمینی(ره) در پاریس حضور داشتند، سوالی بنیادین برای تمام گروه‌ها، جریان‌ها و اقشار مختلف مردم مطرح بود وآن این که شکل و نوع رژیم آینده کشور بود. امام نیز همواره پاسخی کوتاه اما عمیق و جدی داشتند. پاسخ امام «رژیم جمهوری اسلامی» بود. اما رسیدن به جمهوری اسلامی احتیاج به انجام مقدمات و گذر از مراحلی داشت و با توجه به شرایط و موقعیت‌ها بلافاصله امکان‌پذیر نبود. از سوی دیگر با سقوط رژیم نیز امکان جابجایی یک شبه تمامی نهادها و ساختارها غیر ممکن بود و این امر نیاز به زمان و از آن مهمتر احتیاج به عبور از مجاری قانونی داشت و می‌بایست در عین حالی که به امور روزمره مملکتی سامان داده می‌شد، انتخابات و رفراندومی صورت می‌گرفت قانون اساسی تهیه و تصویب می‌گردید و سرانجام با نظر موافق اکثریت جمهوری اسلامی استقرار می‌یافت. در چنین اوضاع و شرایطی بود که ایده تشکیل «دولت موقت» مطرح شد و امام خمینی(ره) پس از خروج شاه از کشور طی پیامی ضمن تبریک فرار شاه به مردم فرمودند: «دولت موقت برای تهیه مقدمات قانون انتخابات مجلس موسسان به زودی معرفی می‌شوند و به کار مشغول خواهند شد. وزارتخانه‌ها موظف هستند که آنان را پذیرفته و با آنان صمیمانه همکاری کنند» پس از این پیام امام و پس از بازگشت امام به تهران و در گرفتن بحث تعیین نخست وزیر دولت موقت، شورای انقلاب طی جلسه‌ای در چهاردهم بهمن 1357 پس از رایزنی و مشورت، مهدی بازرگان را به عنوان کاندیدای نخست وزیری مطرح کردند و مورد تائید امام قرار گرفت. به هر تقدیر در آن شرایط مهندس بازرگان به عنوان نخست‌وزیر تعیین و پس از آن کابینه خود را تشکیل داد اما بازرگان و اعضای کابینه‌ وی که اکثیریت آن از اعضای جبهه ملی ونهضت آزادی بودند اختلاف عقیدتی و ایدئولوژیک بنیادین با رهبری انقلاب داشتند و سرانجام در پی حادثه ی تسخیر لانه ی جاسوسی امریکا در آذر 1358 دولت بازرگان سقوط کرد و نیروهای مذهبی و انقلابی بالاخص روحانیون به تدریج اداره کشور را به دست گرفتند. در مورد دلایل اصلی عدم توفیق دولت موقت می توان به طور خلاصه به مواردی اشار کرد از جمله؛ عدم اعتقاد به ارزشها و مشی انقلابی، عدم تفاهم با رهبری انقلاب، معارضه جویی با نهادهای انقلابی و… و در نهایت نیز پس از تسخیر لانه ی جاسوسی توسط گروهی از دانشجویان خط امام به مأموریت خود پایان داد.
2-6. تسخیر لانه جاسوسی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و آشکارشدن توطئه_های طراحی شده در کشور و بوجود آمدن مشکلات متعدد در بین سطوح مختلف جامعه، نوبت به قشر فعال و آینده ساز کشور یعنی دانشجویان انقلابی رسید که با پیروی از بیانات دیده بان این نهضت به مقابله با دسیسه چینی و خیانت_های سفارت آمریکای منحوس بپردازند. دانشجویان خط امام و انقلاب در سیزده آبان سال 1358با تصرف و دستگیری عوامل سفارت خانه آمریکا در تهران و کشف مدارکی از جاسوسی و خیانت_های این سفارت خانه کمک بزرگی به حرکت انقلاب نمودند. حضرت امام (ره) و نيروهاي انقلابي پس از اطلاع، اين عمل را به شدت مورد تأييد و تمجيد قرار دادند و از آن حمايت کردند. اين حرکت شجاعانه و انقلابي دانشجويان از سوي امام راحل (انقلاب دوم) لقب گرفت ؛ در واقع با پيروزي انقلاب اسلامي استبداد داخلي و با تسخير سفارت آمريکا استعمار از ايران ريشه کن شد.مردم ايران نيز که سالها در زير چکمه هاي دژخيمان آمريکايي خود را لگدمال شده مي ديدند با شنيدن اين خبر گروه گروه به سوي آن شتافتند و با راهپيمايي که تا ماهها جلوي سفارت ادامه يافت، اين اقدام را تأييد کردند. اما سران دولت موقت از اين عمل انقلابي انتقاد کردند و کار به آنجا رسيد که دولت موقت استعفا داد. امام خميني(ره) در تاريخ 11 آبان 1385پيرامون فتح لانه جاسوسي مي فرمايند : « سفارتخانه ها حق ندارند كه جاسوسي كنند، توطئه بكنند و اينها جاسوسي مي‏كردند. ملتي كه براي خدا قيام كرده و شهادت طلب مي‏كند از هيچ نمي‏ترسد. ما مدعي هستيم كه اينجا سفارتخانه نيست، اصلش قضيه سفارت در كار نبوده و ما مدعي هستيم كه اين آدم هايي كه در اينجا بودند، اينها اجزاء سفارتخانه نبودند، به اسم سفارتخانه شما يك چيزي درست كرديد كه لانه جاسوسي است…» به طور کلی رفتار امام در مواجهه ی با تسخیر لانه ی جاسوسی را می توان در چند مورد استنتاج کرد؛ استبداد و استکبار ستیزی توأمان و ضرورت هم زمانی آندو، عدم تکیه و اعتماد به بیگانگان، اولویت دادن به منافع کشور و حفظ نظام، واگذاری حل مسئله به مجاری قانونی، دقت و صراحت در اعلام موضع و بالاخره قاطعیت و شجاعت در اعلام موضع.
3-6. مسئله ی بنی صدر
مسئله ی بنی صدر نیز از جمله مواردی است که امام خمینی در زمان خاص خود، به بهترین شکل عمل کرد.زمانی که بنی صدر توانست رأی مردم را در انتخابات ریاست جمهوری بدست آورد، حکم او را در بیمارستان تنفیذ کرد و در عین حال به او تذکر داد تا ما بین قبل و بعد از ریاست جمهوری، در اخلاق روحی اش تفاوتی ایجاد نشود. در هنگامی که بنی صدر، حجت الاسلام سید احمد خمینی را برای پست نخست وزیری برگزید، با این مسأله مخالفت کرد و در نهایت هنگامی که از اهداف اصلی انقلاب اسلامی دور شد و مجلس نیز رأی به عدم کفایت سیاسی او داد، بنی صدر را از ریاست جمهوری اسلامی ایران، عزل کرد. بررسی شیوه برخورد امام خمینی با جریانات پیش آمده از آغاز ریاست جمهوری بنی صدر تا زمان عزل او، حکایت از تلاش ایشان تا حد امکان برای عدم دخالت در مسائل مختلف و اختلافات موجود می باشد. ایشان همیشه در مسیر بی طرفی، عدم دخالت مستقیم در مسائلی که از سوی مسئولین قابل حل بود و همچنین واگذاری مسائل به مجلس شورای اسلامی، حرکت می کرد، مگر اینکه واقعاً ادامه روند را به سود کشور و انقلاب نمی دیدند. ایشان از همان ابتدا ـ با اینکه بعداً اعلام کردند که با ریاست جمهوری بنی صدر موافق نبوده اند ـ مسیر را برای بنی صدر جهت انجام برنامه_های خود باز گذاشتند و حتی وی را به قائم مقامی خود در فرماندهی کل قوا نیز منصوب کردند. اما این به معنی تأیید اقدامات بنی صدر محسوب نمی شود، بلکه ایشان نمی خواستند به گونه_ای عمل کنند که بهانه_ای به دست رئیس جمهور دهند. به همین دلیل، در مناسبت ها و بهانه_های مختلف، خصوصاً به هنگام انتخاب نخست وزیر و اعضای کابینه، طی سخنان متعددی با بیان ویژگی_های کلی نخست وزیر و اعضای کابینه متناسب با شرایط انقلاب اسلامی، تلاش می نمودند تا از انتخاب افراد غیر انقلابی از جانب بنی صدر جلوگیری کنند. ایشان در مواجهه با شرایط حادی همچون مسائل به وجود آمده پس از واقعه 14 اسفند 59 از دخالت مستقیم خودداری کردند و حل موضوع را به یک شورای سه نفره واگذار کردند. در عین حال از نمایندگان خود در این هیأت می خواستند تا گزارش اقدامات و روند پیشرفت امور را به اطلاع ایشان برسانند. سرانجام امام در اوج فضای اتهام زنی که بنی صدر از ابتدای سال 1360 ایجاد کرده بود، او را از فرماندهی کل قوا عزل کرد و تصمیم نهایی در خصوص وی را به مجلس شورای اسلامی واگذار نمودند و پس از تصمیم مجلس نیز او را از سمت ریاست جمهوری عزل کرد.
4-6. جنگ تحمیلی
بروز جنگ تحمیلی در بامداد انقلاب، دوران دیگری را در رهبری امام خمینی پدید آورد. ملت فداکار ایران که به تازگی از استبداد داخلی رهیده بود و می رفت تا بشارت‌های جمهوریت و اسلامیت را تجربه کند، با جنگی ناخواسته روبه‌رو گشت. ناکامی‌های گذشته، این آموزه را خاطرنشان می‌ساخت که فقط در پرتو اندیشه‌های زندگی‌سازانة اسلام و رهبری زمان‌شناسانه و پارسایانه می‌توان بر نظام سلطه و فریب چیرگی یافت. در سال‌های اولیه انقلاب و پیش از شروع جنگ، احساس تعلق خاطر مردم به یكدیگر، ناشی از فعالیتی مشترك و بزرگ (‌یعنی همان انقلاب) و نیز احساس رضایت خاطری عمیق ناشی از شكستن بتی به بزرگی سلطنت و به عمر 2500 سال ودر کنار آن هدف مشترك تثبیت نظام جمهوری اسلامی و از آنها مهمتر رهبری مدبرانه و حکیمانه ی حضرت امام (ره) عوامل مهمی بودند كه جامعه ایران را به انسجامی بی‌نظیر رسانده بودند. و اساسا بدون در نظر گرفتن این عامل مهم رهبری، نمی توان تحلیلی در مورد اوضاع آن دوران و همبستگی مردم ارائه کرد. امام در دوران رهبری به جهت مقبولیت و محبوبیتی که داشتند در انسجام و وحدت اقشار مختلف مردم و بسیج آنان برای حضور در جبهه_های نبرد، نقش مهمی ایفاء کردند. براین اساس امام خمینی(ره) نقش مهم و بی بدیلی را در هدایت صحیح دفاع مقدس ایفاء نمودند و زمانی که مصلحت ایجاب کرد، شجاعانه قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد و آتش بس با عراق را پذیرفتند. هیچ کس امروز یارای رد این مقوله را ندارد؛ چراکه این واقعیت به خوبی به اثبات رسید و امروز شاهدیم که صدام به عنوان آغازگر جنگ به تاریخ پیوسته و حتی پیش بینی_های امام (ره) نیز به حقیقت پیوسته است. به طور کلی برخورد_های امام راحل با مسائل مختلف پیش روی انقلاب را باید ذر چاچوب مصالح نظام تحلیل و بررسی کرد، به گونه_ای که ایشان در این مقطع پذیرش صلح را به مصلحت انقلاب اسلامی دانسته و بر خلاف علاقه و نظر شخصی شان با آن موفقت نمودند. البته باید توجه داشت که پذیرش قطعنامه توسط امام به معنای اتمام جنگ نبوده بلکه ایشان با این کا، تاکتیک نبرد حق و باطل را عوض کرده و توانستند با آزاد کردن انرژی انقلابی، راه را برای اشاعه ی اصول آن هموار سازند.
7- انتخاب مقام معظم رهبری و برخی چالشها
حضرت آيت الله خامنه‌اي در حالي توسط خبرگان اين ملت براي رهبري نظام اسلامي برگزيده شد، كه كشور آبستن حوادث و مشكلات بسيار بود. رحلت امام يك شوك سهمگين به دولت و ملت ايران وارد ساخته بود و دشمنان و بدخواهان نظام، چنگ و دندان‌ها سائيده و نشان مي‌دادند. تأسيسات زيربنايي كشور همچون آب، برق، گاز، مخابرات، راهها، فرودگاهها، خطوط راه آهن، پالايشگاهها و صنايع مادر، در دوران جنگ تحميلي خسارات فراوان ديده بودند، ذخاير ارزي كشور به پائين‌ترين ميزان خود رسيده بود و تأمين نيازهاي اساسي و اوليه مردم، تبديل به يك دغدغه جدي شده بود. از طرف دیگر اصولا تغییر و تحول در حوزه قدرت، همواره با مشكلات عديده‌اي درنظام‌هاي سياسي رايج همراه بوده است، اما با ژرف نگري‌هاي امام امت(ره) و درايت و اقتدار رهبر معظم انقلاب و حضور ميليوني مردم در مراسم تشييع بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، اين عمل در نظام اسلامي با كم‌ترين هزينه انجام شد. در واقع سال 1367، سال شكوفايي و اوج هنرنمايي امام راحل بود. در اين سال، امام ضمن ترسيم خطوط كلي سياست‌ها و خط مشي جمهوري اسلامي ايران در عرصه‌هاي سياسي، فرهنگي و بين المللي، بن بست‌هاي موجود در اداره كشور را كه جز با يد بيضايي و انگشت اشارت ايشان قابل گشودن نبود، گشود تا روند تكاملي انقلاب را تضمين نمايد. پذيرش قطعنامه 598 و پايان جنگ تحميلي، عزل منتظري از قائم مقامي رهبري و ریشه کن کردن گروه منحرف انجمن حجتیه و مهدي هاشمي، تشكيل شوراي بازنگري قانون اساسي و اصلاح آن و حذف مرجعيت از شرايط رهبري، از جمله بن بست‌هايي بود كه مي توانست هر انقلابي را به زانو درآورد، علاوه بر آنكه با صدور حكم قتل سلمان رشدي و گشايش جبهه فرهنگي اسلام در برابر دنياي غرب، دعوت گورباچف و بلوك شرق به اسلام و تاكيد مجدد برصلاحيت‌هاي آيت الله خامنه‌اي، سياست هاي كلي نهال نوپاي انقلاب را ترسيم فرمودند. رهبر معظم انقلاب در شرايطي سكان هدايت انقلاب را به دست گرفتند كه فضاي پيش روي ايشان با دوران زعامت امام (ره) بسيار متفاوت بود. امام با مرجعيت علي‌الاطلاق و پشتوانه حوزه علميه قم، مشهد و نجف و با پشتوانه پنج دهه كار علمي، فقهي، آموزشي و پرورشي و با تشكيلاتي قوي و منسجم از روحانيون و دانشگاهيان قدم در راه مبارزه گذاشت و در طول مبارزه علاوه بر سود جستن از پشتوانه مرجعيت، از تلاش‌ها و جانفشاني‌هاي مريداني چون طالقاني‌ها، بهشتي‌ها، مطهري‌ها، خامنه‌اي‌ها، مفتح‌ها، و… بهره برد كه اين امتياز در سال‌هاي نخستين رهبري آيت الله خامنه‌اي، به رغم تمامي شايستگي هاي ايشان، مهيا نبود و سال‌ها به درازا كشيد تا بن‌مايه‌هاي عميق علمي و قابليت‌هاي شگرف فقهي ايشان به رخ مدعيان كشيده ‌شود.
8- خطوط کلی رهبري موفقيت آميز حضرت آيت الله خامنه اي (دام ظله العالی)
رهبري موفقيت آميز حضرت آيت الله خامنه اي را مي توان به صورت فشرده در چهار محور ذيل به اثبات رساند:
1-8 مديريت بحران
يكي از مهمترين ويژگي هاي مقام معظم رهبري به اعتراف دوست و دشمن، مديريت عالي و خلاقانه ايشان در شرايط حساس و بحراني است. اداره يك جامعه در شرايط عادي، شايد كار دشواري نباشد خصوصاً براي مديران و رهبراني كه از تجربه لازم براي اداره جامعه برخوردار باشند، اما توانمندي يك مدير و يك سكان دار كشتي در شرايطي ظاهر مي‌شود كه در لحظات بحراني و در ميان توفان حوادث، كيان نظام را به سلامت به ساحل مقصود برساند. تنظيم سياست‌ها و اولويت‌هاي باز سازي كشور با عنوان برنامه اول توسعه اقتصادي كشور از چالش‌هاي نفس‌گيري بود كه در اولين سال رهبري ايشان اتفاق افتاد برنامه‌اي كه به دليل ماهيت ابزاري و سرمايه‌اي خود، موجبات بروز برخي ناعدالتي‌ها و تبعيض‌ها را فراهم مي‌ساخت اما اين امر دليلي بر سكوت و يا شانه خالي كردن ايشان از زير بار مسئوليت نبود و بارها ضمن هشدار نسبت به اتخاذ برخي سياست‌هاي اقتصادي، در مواردي از سرعت گرفتن برنامه هاي موسوم به توسعه اقتصادي به دليل فشاري كه برگرده اقشار آسيب پذير و محروم جامعه وارد مي‌آمد، جلوگيري به عمل آوردند. جنگ اول خليج فارس و حمله صدام به كويت، يكي از اين عقبه‌هاي سخت و سرنوشت ساز بود كه با تدبير وهوشمندي رهبر معظم انقلاب، از آن به سلامت عبور كردیم در جريان تجاوز صدام به كويت و ورود نيروهاي غربي به خليج فارس و آغاز درگيري ها، گروههايي كه خود را اهل تحليل و صاحب فهم و درك عميق مي‌دانستند، بامشاهده شليك چند موشك اسكاد به اسرائيل، از صدام به عنوان خالدبن وليد دوران ياد كردند و خواستار گشايش جبهه‌اي نظامي به نفع صدام در منطقه شدند تا ناخواسته كشور را درگير دامي از قبل پهن شده نمايند، اما با هوشياري و تدبير رهبري كه جنگ صدام و آمريكا را جنگ باطل با باطل ناميدند، انقلاب از دام درگيري با دنياي غرب آن هم در جبهه حمايت از صدام(!) به سلامت عبور كرد تا هوشمندي و درايت ايشان به رخ مدعيان كشيده شود.
2-8. تواناسازي ملت ايران
ايران در طول قريب دو دهه رهبري حضرت آيت الله خامنه اي به سطح مناسبي از توانمندي رسيده است. توانمندي ايران عمدتا در پرورش و تربيت نيروهاي متخصص کارآمد و فن آور در سطح منطقه جز اولين ها به شمار مي آيد. به گونه اي که اکنون ايران قادر است نيروهاي ماهر و متخصص خود را براي کشورهاي ديگر صادر نمايد. پيشرفت و توسعه انساني ايران چه در بعد مهندسي و فني و علوم پايه و بسياري از رشته هاي پيشرفته دنيا و بالاخره سد سازي و پروژه سازي هاي بزرگ در حد قابل قبولي رسيده است. در مرحله ديگر توليد محصولات فني و فن آوري هاي پيشرفته است که اکنون ايران به غير از نفت صادرات زيادي از جمله خودرو و کالاي پيشرفته نظامي و… دارد که همگي نشان از مديريت صحيح کشور در سطح کلان و رهبری آن دارد. از سوي ديگر ايران از نظر رفاه و خدمات اجتماعي و بهداشتي به نرخ قابل قبولي رسيده است. فعاليت درماني و بهداشتي ايران در ميان کشورهاي خاورميانه حد بالائي را به دست آورده است. جدا از پيشرفت هاي علمي در فنون و ابعاد مختلف شاخص سلامتي و اميد به زندگي در ايران رشد بسيار خوبي داشته است. رسيدن ايران به کشور هسته اي و فتح قله هاي رفيع دانش و فن آوري ايران را در رتبه بالاي علمي رسانده است. به گونه اي که حتي دشمنان ايران نيز از پيشرفت همه جانبه ايران در حيرت افتاده اند. به نظر مي رسد که رهبري خردمندانه حضرت آيت الله خامنه اي يکي از عوامل مهم و تعيين کننده پيشرفت و ترقي ايران به حساب مي آيد.
3-8. مديريت و رهبري ارزش مدار
نکته قابل توجه در رهبري ايران توسط ايت الله خامنه اي اين است که ايران براي رسيدن به قله هاي پيشرفت و توسعه پايدار همواره در خط اسلامي و ارزش ها حرکت کرده است، براي احراز منافع ملي پشت به ارزش هاي اسلامي نکرده است. بنابراين مديرت کشور براي رسيدن به عدالت و رعايت ارزش هاي اسلامي، صيانت و حفاظت از احکام ناب اسلامي قدم هاي جدي و محکمي را برداشته است. حضرت آيت الله خامنه اي از ميان مسئولان عالي رتبه نظام بيشترين دغدغه و اهميت را براي عدالت و رعايت حال مستضعفان ومحرومان داشته است. اگر در ايران هنوز به ميزان مطلوب عدالت الهي نرسيده ايم، علتش نه تقصير و قصور رهبري معظم انقلاب است بلکه سطوح برنامه ريزي و اوليت بندي در دولت هاي گذشته بوده است. در حالي که دولت ها، همواره به عدلت توجه مي کردند اما کليد رسيدن به عدالت را اولويت در توسعه اقتصادي و يا سياسي مي دانستند، به همين جهت در تشخيص اولويت ها چه بسا که دقت لازم انجام نمي گرفت لذا به وضعيت مطلوب از نظر تحقق عدالت نرسيده ايم. اما به دليل اهميت و تأکيدي که رهبري درباره عدالت داشتند و دارند، هم اکنون رسيدن به عدالت به صورت يک برنامه جامع در دولت نهم مطرح شده است. قطعا در اين زمينه اينان به برخی موفقیتها نیز نایل گشته اند. رهبري حضرت آيت الله خامنه اي تحول انگيز، تأثير گذار، جهت دار و همواره با دقت و برنامه بوده است. منش زاهدانه زندگي ايشان علنا و عملا همنوايي و همدردي صادقانه را با اقشار کم درآمد جامعه ابراز مي کند. امام علي(ع) زهد زندگي شخص خود را براي تسلي خاطر محرومان مي داند. در اسلام بزرگ ترين ارزش انديشه و انگيزه خير است بنابراين به دليل دغدغه جدي و اهميت زيادي که رهبري معظم انقلاب به عدالت و رعايت حال محرومان دارد مي توان گفت که رهبري ايشان بسيار به رهبري امام علي(ع) در مسأله رعايت عدالت نزدیک است

برچسب ها: حکومت دینی
نوشته قبلی

روز عید، روز عبادت و گرفتن جایزه

نوشته‌ی بعدی

الهاماتی از خطبه شعبانیه

مرتبط نوشته ها

الو سلام حاج آقا / 49
الو سلام حاج آقا

الو سلام حاج آقا / 49

صفوان بن یحیی
شخصیت های شیعه

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)
فاطمه زهرا (س)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق
معاونت پژوهش

میراث ماندگار خورشید هشتم

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)
شخصیت های شیعه

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)
امام رضا (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

نوشته‌ی بعدی

الهاماتی از خطبه شعبانیه

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

الو سلام حاج آقا / 49

الو سلام حاج آقا / 49

صفوان بن یحیی

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق

میراث ماندگار خورشید هشتم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا