یکی دیگر از مسائل مورد بحث در فقه سیاسی اسلام مسأله « محاربه » است و مباحث مربوط به محاربه باید جزء مسائل سیاست داخلی اسلام طرح و بررسی شود. زیرا یک جریان درونی جامعه ی اسلامی است.و بحث محاربه چهار قسمت عمده دارد:
الف) تعریف محاربه و محارب؛ب) کیفر محاربین؛پ) طریق ثبوت محاربه؛ت) توبه ی محارب.الف) تعریف محاربه و محاربمحاربه و محارب از ماده ی « حرب » مشتق است و به معنای جنگ می باشد. محاربه یعنی جنگ طلبی و محارب یعنی جنگ طلب.اما فقهای اسلام برای آن تعریف خاصی دارند، که احیاناً برخی از آن ها تفاوت جزئی نیز با هم دارند.امام خمینی (ره) در کتاب تحریر الوسیله محارب را به این صورت تعریف فرموده است:« اَلمُحارِبُ هُوَ کُلُّ مَن جَرَّدَ سَلاحَهُ اَو جَهَّزَهُ لإخافَهِ النّاسِ وِإرادهِ الإفسادِ فی الأرضِ؛ (۱)محارب آن کسی است که سلاح خود را بیرون بکشد و یا مجهز نماید برای ترساندن مردم و ایجاد فساد در روی زمین. »امام المحققین صاحب جواهر ( نجفی ) نیز آن را به این صورت تعریف کرده است:« اَلمُحارِبُ کُلُّ مَن جَرِّدَ سَلاحَهُ اَو حَمَلَهُ لإخافَهِ النّاسِ؛ (۲)محارب آن کسی است که سلاح خود را برای ترساندن مردم بیرون بکشد و یا آن را حمل نماید. »طبق این تعریف ها هر کس با سلاح مردم را بترساند ( چه با کشیدن سلاح و چه با تجهیز و یا حمل کردن آن ) و قصد ایجاد فساد در زمین داشته باشد « محارب » نامیده می شود. کلمه ی « مردم و ناس » مطلق می باشد ( اعم از مسلمان و غیر مسلمان ). اگر کسی یک کافر و غیر مسلمان را نیز بترساند، محارب محسوب می شود.لیکن برخی از فقها گفته اند که این فقط ویژه ی دارالاسلام ( مملکت اسلامی ) می باشد؛ یعنی اگر کسی با اسلحه یک مسلمان و یا کافر را در دارالاسلام بترساند « محارب » محسوب می شود.چنان که شهیدین گفته اند:« در تحقق یافتن عنوان محارب فرقی میان دریا و خشکی، شب و روز، شهر و غیر شهر، مرد و زن و ضعیف یا قوی وجود ندارد فقط از فقهای شیعه ابن جنید آن را ویژه ی مردها می داند. » (3)اکثر فقها از جمله شهید اول و شهید ثانی و ابن جنید در تطبیق عنوان محارب بر شخص « بلوغ » را شرط می دانند یعنی طبق این نظر بچه هر چند « تجرید سلاح کند و اسلحه بکشد » محارب محسوب نمی شود چنان که نظر امام خمینی نیز همین است. (۴)راهبانان ( طلیع ) مسلح، همین طور کسی که سلاح و شمشیر خود را برای دفع محارب به کار ببرد و نیز کسی که مورد هجوم قرار بگیرد و از خود با اسلحه دفاع کند محارب نامیده نمی شود زیرا این ها افساد نیستند بلکه دفع فساد هستند.همین طور بچه نابالغ، دیوانه و بازی کننده با سلاح، محارب محسوب نمی شوند. (۵)در این جا باید به یک سؤال دیگری نیز پاسخ داده شود و آن این که: آیا نوع سلاح در صدق و تطبیق عنوان محارب فرق می کند یا نه ؟ظاهراً در صدق عنوان محارب فرقی بین سلاح گرم و سرد نیست در صورتی که ایجاد وحشت و رعب در مردم و افساد در زمین ملتزم آن باشد، چنان که از سخنان فقیه عظیم الشأن، شهید ثانی در کتاب « شرح لمعه الدمشقیه » نیز چنین به دست می آید، (۶) چون که منظور از تشریع قوانین ضد محاربه همانا زدودن رعب و وحشت از صحنه ی جامعه می باشد و در این مورد فرقی در این که منشأ وحشت چه باشد نیست بلکه خود ایجاد رعب و وحشت مهم است.ب) کیفر ( حد ) محاربانبرای محاربان در قرآن مجید و فقه اسلامی چهار نوع حد و کیفر پیش بینی شده است. این مجازات ها عبارتند از:۱) اعدام؛۲) به صلیب کشیدن؛۳) بریدن دست و پا به طور عکس هم ( البته انگشتان دست و پا منظور است )؛۴) نفی بلد ( تبعید ).حاکم شرع اسلام اختیار دارد که یکی از این حدود را بر محارب جاری سازد و او را کیفر بدهد.البته راهزن و قطاع الطریق نیز محارب محسوب می شود، در چنین مواردی گفته شده است که ابتدا دست و پایش بریده شود ( حد سرقت ) و سپس اعدام گردد.این ها نص قرآن مجید می باشد و هیچ مسلمانی نباید در آن شک و تردید کند و متن آیه ی مربوط به حد محاربان این است:« إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَاداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلاَفٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ؛ (۷)پاداش و مجازات آنان که با خدا و پیامبرش می جنگند و در زمین به فساد و تباهی مىکوشند، این است که کشته گردند یا به دار آویخته شوند و یا دست و پای آنان به عکس همدیگر بریده شوند و یا نفی بلد گردند. این ذلت آنان در این دنیاست و در سرای آخرت عذابی بزرگ در انتظار آنان است. »این آیه و آیه ی ۲۱۷ سوره ی بقره ( وَ الفِتنَهُ اَکبَرُ مِنَ القَتلِ ) درباره ی محاربه می باشند که قابل تعمق بسیار هستند.پ) راه ثبوت محاربهمحارب بودن کسی چگونه ثابت می شود ؟ آیا برای این مسأله راه و روشی وجود دارد ؟ پاسخ این است که: بلی، ثبوت آن راه ویژه ای دارد که در فقه اسلامی ذکر شده است:« محارب بودن کسی با اقرار و اعتراف متهم ثابت می شود. این اعتراف بنابر احتیاط باید دوبار باشد. همان گونه با شهادت و گواهی دو مرد عادل محارب بودن ثابت می شود. گواهی زنان در این مورد قبول نیست. و همچنین گواهی راهزنان و محاربین بر ضد همدیگر مورد قبول نبوده و نمی تواند مبنای قضاوت قرار بگیرد و… . » (8)فقها در این باره اختلاف نظر و فتوا ندارند و لذا بیشتر تفصیل نمی دهیم.ت) توبه ی محاربآیا توبه محارب قبول است یا نه ؟ سؤالی است که باید پاسخ داده شود.اگر محارب قبل از دستگیری توبه کند حد از او ساقط می شود ( دیگر او را کیفر نمی دهند ) اما حقوق مردم بر ذمه اوست و باید ادا کند؛ مانند کشتی کسی و یا مجروح کردن و یا بردن مال دیگران.اما محارب اگر بعد از دستگیری توبه کند حد شرعی از او ساقط نمی شود و باید به او حد جاری کرد. (۹)
پینوشتها:
۱٫ تحریر الوسیله، ج۲، ص ۴۹۲٫۲٫ شیخ محمد حسن نجفی ( قده ) ، جواهر الکلام، ج۴۱، ص ۵۵۴٫۳٫ شرح لمعه، ج۲، ص ۳۶۱٫۴٫ همان، ص ۳۶۲؛ تحریر، ج۲، ص ۴۹۲٫۵٫ تحریر، ج۲، ص ۴۹۲، مسأله ۲٫۶٫ شرح لمعه، ج۲، ص ۳۶۲٫۷٫ مائده (۵) آیات ۳۳ و ۳۴٫۸٫ تحریر الوسیله، ج۲، ص ۴۹۲، مسأله ۴٫۹٫ همان، ص ۴۹۳، مسأله ی ۷٫منبع مقاله :شکوری، ابوالفضل؛ (۱۳۷۷)، فقه سیاسی اسلام، قم: مؤسسه بوستان کتاب، چاپ دوم

















هیچ نظری وجود ندارد