۴ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه امام علی (ع)

نگاهى به وصایاى امام على (ع) به جوانان

0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

۱. تقوا و پاک دامنى مـهـم ترین سفارش امام (ع) به فرزند دلبندش، تقواى الهى است، آن جـا کـه مى فرماید: (واعلم یا بنى ان احب ما انت آخذ به الى من وصیتى تقوى الله۲؛ پسرم، بدان محبوب ترین چیزى که از میان گفته هـایـم در ایـن وصـیـت نـامه به آن تمسک مى جویى، تقواى الهى و پرهیزکارى است.)
حصار مستحکم
اهـمـیـت و جـایـگـاه تقوا براى جوانان آن وقت معلوم مى شود که تـمایلات و احساسات دوره جوانى مد نظر قرار گیرد. براى جوانى که در مـعـرض طـغـیـان غـرایـز و احساسات تند و شکوفایى خواهش هاى نـفـسـانـى و غـریزه جنسى و تخیلات موهوم به سر مى برد، تقوا به مـنزله قلعه و حصار مستحکمى است که او را از تاخت و تاز دشمنان مـصـون مـى دارد و مـانند سپرى است که از اصابت تیرهاى زهراگین شـیاطین باز مى دارد. امام على (ع) مى فرماید: (اعلموا عبادالله ان الـتـقـوى دار حـصـن عزیز۳؛ بدانید اى بندگان خد، تقوا دژى مستحکم و غیرقابل نفوذ است.)اسـتـاد مطهرى (ره) مى گوید: (نباید تصور کرد که تقوا از مختصات دیـن دارى اسـت، از قـبیل نماز و روزه، بلکه تقوا لازمه انسانیت اسـت. انـسان اگر بخواهد از طرز زندگى حیوانى و جنگلى خارج شود ناچار است که تقوا داشته باشد.) ۴جـوان هـمـواره بـیـن دوراهى قرار دارد و به سوى دو نقطه متضاد کـشـیـده مى شود. از یک طرف، نداى وجدان اخلاقى و الهام الهى او را بـه سـوى خـوبـى ها سوق مى دهد و از طرف دیگر غرایز درونى و نـفـس امـاره و وسـاوس شیطانى او را به ارضاى خواهش هاى نفسانى فـرمـان مى دهد. در این جنگ و گریز تنها جوانى مى تواند از این صحنه کشمکش و نزاع بین عقل و شهوت، خیر و فساد و پاکى و آلودگى بـه سـلامت خارج شود که خود را به سلاح ایمان و تقوا مجهز کرده و از ابتداى جوانى به خودسازى و جهاد با نفس بپردازد.حضرت یوسف (ع) در سایه همین تقوا بود که توانست با اراده اى قوى از آزمـون سـخـت الهى سربلند بیرون آید و به اوج عزت نایل شود.قـرآن مجید رمز پیروزى یوسف (ع) در عرصه مبارزه با نفس را رعایت دو اصـل مـهـم و اسـاسـى (تـقوا) و (خویشتن داری) مى داند و مى فـرماید: (انه من یتق ویصبر فان الله لایضیع اجر المحسنین۵؛ کسى کـه پـرهیزکارى کند و شکیبایى ورزد، خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمى کند.)
تقویت اراده
بـسیارى از جوانان از ضعف اراده و فقدان قدرت تصمیم گیرى شکایت مـى کـنـند و براى درمان آن چاره جویى مى کنند. آنان مى گویند:بـراى ترک عادات زشت و ناپسند بارها تصمیم گرفته ایم اما کم تر مـوفق شده ایم. امام على (ع) از تقوا به عنوان عامل تقویت اراده و مـالـکـیـت نـفـس که نقش عمده اى در ترک گناه و عادات ناپسند دارد، یـاد مـى کـنـد و مى فرماید: آگاه باشید! خطاها و گناهان مـانـند اسب هاى سرکش و لجام گسیخته اى هستند که گناه کاران بر آن ها سوارند و آنان را در قعر دوزخ سرنگون خواهند ساخت و تقوا هـمـانـنـد مرکب هاى راهوار و آرامى است که صاحبانشان بر آن ها سـوارنـد و زمـامشان را به دست دارند و آنان را تا بهشت پیش مى برند.۶بـاید در نظر داشت که این کار شدنى است. افرادى که در این وادى قـدم بـنـهند، مشمول الطاف خفیه الهى خواهند بود. چنان که قرآن کـریـم مـى فرماید: (والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا۷؛ آنان کـه در راه مـا جـهاد و کوشش مى کنند، راه هاى خود را به آن ها نشان مى دهیم.)
2. فرصت جوانى
بـدون تـردید یکى از عوامل مهم موفقیت و کام یابى، بهره بردارى صـحـیـح و اصولى از شرایط و فرصت هاى مناسب است، که فرصت جوانى از اسـاسـى تـریـن آن هـا بـه شمار مى رود. نیروى معنوى و قواى جـسـمـانـى، گوهر گران سنگى است که خداوند متعال در اختیار نسل جـوان قـرار داده اسـت. بـر ایـن اسـاس پیشوایان دین همواره بر اغـتـنـام فرصت جوانى تاکید کرده اند. امام على (ع) در این باره مـى فرماید: (بادر الفرصه قبل ان تکون غصه۸؛ پیش از آن که فرصت از دست رود و مایه اندوهت گردد، آن را غنیمت شمار.) سعدى با الهام از سخنان بزرگان مى گوید:
جوانا ره طاعت امروز گیر / که فردا جوانى نیاید ز پیرقضا روزگارى زمن در ربود / که هر روزش از پى شب قدر بودمن آن روز را قدر نشناختم / بدانستم اکنون که درباختم
امـام على (ع) در تفسیر آیه شریفه (لاتنس نصیبک من الدنیا۹؛ بهره ات را از دنـیـا فـرامـوش مـکـن) مى فرماید: (لاتنس صحتک و قوتک وفـراغـک وشـبـابک ونشاطک ان تطلب بها الاخره۱۰؛ سلامتى و قدرت و فـراغ بـال و جوانى و نشاط خود را فراموش مکن، از آن ها در راه آخرت استفاده کن.)آن حضرت درباره کسانى که از نعمت جوانى بهره صحیح و کافى نبرده انـد، مـى فـرمـایـد: آن هـا در ایـام سلامت بدن سرمایه اى مهیا نـکردند و در اولین فرصت هاى زندگى درس عبرتى نگرفتند، آیا کسى که جوان است جز پیرى انتظار دارد.۱۱
سوال از جوانى
جوانى و نشاط و بالندگى، نعمت بزرگى است که در روز قیامت از آن سـوال مى شود. در روایتى از رسول اکرم (ص) نقل است که فرمود: در قـیـامـت هـیـچ یک از بندگان، قدم از قدم برنمى دارند تا از وى چـهـار سوال شود؛ از عمرش که آن را در چه راه به کار انداخته و چـگـونـه فـانى کرده است، از جوانیش که آن را در چه راهى پایان داده اسـت، از امـوالش سوال مى شود که از چه راهى به دست آورده و در چـه راهـى خرج کرده است و از حب و دوستى با اهل بیت از وى سوال مى شود.۱۲رسـول گرامى اسلام (ص) در کنار ایام عمر به طور جداگانه از جوانى نـام بـرده انـد کـه ارزش اختصاصى جوانى را مى رساند. متاسفانه شـرایط فوق العاده و فرصت استثنایى دوران جوانى کوتاه و زودگذر اسـت و بلبل جوانى روزى از شاخسار عمر خواهد پرید. تا هست قدرش را بـدانـیم و آن را یک سرمایه شماریم. امام على (ع) مى فرماید:(شـیئان لایعرف فضلهما الا من فقدهما: الشباب والعافیه۱۳؛ دو چیز است که قدر و قیمتشان را نمى شناسد مگر کسى که آن دو را از دست داده باشد: یکى جوانى و دیگرى تندرستی.)
3. خودسازى
بـهترین زمان براى تربیت و خودسازى، دوره جوانى است، زیرا صفحه دل جـوان با زشتى ها و خصلت هاى ناپسند شکل نگرفته و چراغ فطرت در دلـش خـامـوش نگشته است. امام على (ع) به فرزندش امام حسن (ع) چـنـین مى فرماید: (انما قلب الحدث کالارض الخالیه ما القى فیها مـن شـیء قبلته فبادرتک بالادب قبل ان یقسوا قلبک ویشتغل لبک۱۴؛قـلـب نوجوان مانند زمین خالى است که هرچه در آن بیفشانى آن را مـى پـذیرد، پس پیش از آن که قلبت سخت شود و فکرت به امور دیگر مـشغول گردد، به تعلیم و تربیت تو مبادرت کردم و همت خود را بر تربیت تو گذاشتم.)عـادات نـاپـسـند در دوران جوانى ریشه دار نشده است، از این رو مـبارزه با آن سهل و آسان است. جوانان باید از این امتیاز بزرگ بـه شایستگى استفاده کنند. امام خمینى (ره) بارها بر ضرورت اصلاح در ایـام جـوانـى تاکید مى کردند. ایشان در یکى از سخنرانى هاى خـود فـرمـودند: (جهاد اکبر، جهادى است که انسان با نفس طاغوتى خـودش انجام مى دهد. شما جوان ها از حالا باید شروع کنید به این جـهاد. نگذارید که قواى جوانى از دستتان برود. هرچه قواى جوانى از دسـت بـرود، ریـشـه هاى اخلاق فاسد در انسان زیادتر مى شود و جـهـاد مشکل تر. جوان زود مى تواند در این جهاد پیروز شود. پیر بـه ایـن زودى نـمى تواند. نگذارید اصلاح حال خودتان را از زمان جوانى به زمان پیرى بیفتد.) ۱۵
خاربن و خارکن
اسـتاد مطهرى (ره) مى گوید: (مولوى مثلى مى آورد راجع به این که هـرچـه انـسان بزرگ تر مى شود صفات او قوى تر و ریشه دار تر مى گـردد. مى گوید: مردى خارى را در معبر مردم کاشت و مردم از این بـوتـه خـار دررنج بودند. او قول داد که سال دیگر آن را بکند و سـال دیـگر نیز کار را به سال بعد موکول کرد و سال هاى بعد نیز بـه هـمین ترتیب عمل کرد. از طرفى درخت، سال به سال ریشه دارتر مـى شـد و از طـرف دیـگـر خود او سال به سال ضعیف تر مى گردید؛ یـعـنـى مـیـان رشد درخت و قوت او نسبت معکوس برقرار بود. حالات انـسان نیز مانند خاربن و خارکن است. روز به روز صفات در انسان ریـشـه هـاى عمیق ترى پیدا مى کند و اراده انسان را ضعیف تر مى کند. قدرت یک جوان در اصلاح نفس خود از یک پیر بیش تر است.)
خاربن در قوت و برخاستن / خارکن در سستى و در کاستن ۱۶
بـایـد جوانان عزیز این هشدار امام على (ع) را جدى بگیرند که مى فـرمـایـد: (غـالب الشهوه قبل قوه ضراوتها فانها ان قویت ملکتک واسـتـفـادتـک ولـم تـقدر على مقاومتها۱۷؛ پیش از آن که تمایلات نـفـسانى به تجرى و تندروى عادت کنند با آن ها مقابله کن، زیرا اگـر تـمـایـلات در تـجاوز و خودسرى نیرومند شوند، فرمانرواى تو خـواهـند شد و تو را به هرسو که بخواهند مى برند و قدرت مقاومت در برابر آن ها را از دست خواهى داد.) مولوى مى گوید:
زان که خوى بد بگشته ست استوارمور شهوت شد ز عادت هم چو مارمار شهوت را بکش در ابتداورنه اینک گشت مارت اژدها ۱۸
4. بزرگ منشى
یـکـى دیـگر از وصایاى امام على (ع) به جوانان، پرورش عزت نفس و بـزرگ مـنشى است، آن جا که مى فرماید: (اکرم نفسک عن کل دنیه و ان سـاقـتـک الـى الرغائب فانک لن تعتاض بما تبذل من نفسک عوضا ولاتـکـن عبد غیرک وقد جعلک الله حرا۱۹؛ بزرگوارتر از آن باش که به پستى تن دهى هرچند تو را به مقصود رساند، زیرا نمى توانى در بـرابـر آن چه از آبرو و شخصیت در این راه از دست مى دهى بهایى بـه دسـت آورى، و بنده دیگرى مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است.)حس عزت طلبى یکى از نیازهاى اساسى انسان است که خوش بختانه دست آفـرینش بذر آن را در نهاد آدمى افشانده است. بدیهى است که این بـذر نـیاز به مراقبت و رشد و شکوفایى دارد. عزت نفس موجب بهره ورى فـرد از نـیـروى خرد و به کارگیرى آن در امور زندگى و منشا تـکـوین شخصیت در انسان است. بى دلیل نیست که نظام سلطه فرعونى در طـول تـاریـخ بـراى اسـتثمار دیگران، در گام نخست روح مکرمت انـسـانـى را نـشانه گرفته و شخصیت آنان را تحقیر مى کند. قرآن مـجید در این باره مى فرماید: (فاستخف قومه فاطاعوه انهم کانوا قـومـا فـاسقین۲۰؛ فرعون قومش را تحقیر کرد، پس آن ها هم از او اطاعت کردند، چون آن ها قومى فاسق بودند.)عزت و بزرگوارى نفس در گرو امورى است که بدان اشاره مى شود:الـف: ترک گناه: از مواردى که به عزت نفس آدمى آسیب فراوانى مى رساند، ارتکاب به گناه و ناپاکى است. پرهیز و اجتناب از آلودگى بـه گـناه از عوامل دست یابى به شرافت نفس است. امام على (ع) مى فـرماید: (من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیه۲۱؛ کسى که براى نـفس خود کرامت قائل است، آن را با گناه پست و خوار نمى سازد.) گناهان بزرگ هم چون زن، دروغ، غیبت، فحش و ناسزا با بزرگ منشى و کرامت نفس تضاد آشکار دارد.ب: روح بـى نـیازی: چشم طمع داشتن به مال دیگران و درخواست کمک کـردن در غـیر موارد اضطرار، شرافت و عزت نفس را مخدوش مى کند.امـام عـلى (ع) مى فرماید: (المسئله طوق المذله تسلب العزیز عزه والـحـسیب حسبه۲۲؛ درخواست از مردم، طوق ذلتى است که عزت را از عزیزان و شرافت را از شریفان سلب مى کند.)ج: نـگـرش صـحـیـح: عزت و کرامت نفس تا حد زیادى بستگى به نگرش انـسـان به خود دارد. کسى که خود را ناتوان جلوه دهد، مردم نیز او را ذلیل و خوار مى بینند. از این رو امام على (ع) مى فرماید:(الـرجل حیث اختار لنفسه ان صانها ارتفعت وان ابتذلها اتضعت۲۳؛ ارزش شـخـصیت هر فردى وابسته به روشى است که اتخاذ مى کند. اگر نـفـس خـود را از پـستى و ذلت بر کنار نگاه داشت، به مقام رفیع انـسانى نایل مى شود و اگر عزت معنوى خویش را ترک گفت، به پستى و ذلت مى گراید.)
اگر در جهان بایدت برترىنباید که خود پست و دون بشمرىچو خود، خویشتن پست بینى و خواردگر از کس امید عزت مدار
د: پـرهـیـز از گفتار و رفتار ذلت آمیز: کسى که خواهان کرامت و عـزت نـفـس است باید از هر سخن یا عملى که نشانه ضعف و ناتوانى اسـت، اجـتـنـاب کـنـد. اسلام به منظور تحقق این امر، از تملق و چـاپـلـوسـى، شـکـایـت از روزگار و طرح مشکلات زندگى براى مردم، بـلـندپروازى هاى بى جا و حتى تواضع بى مورد نهى کرده است. هیچ مـسلمانى حق ندارد با چاپلوسى که منافى با شرافت و آزادگى است، خویشتن را آلوده کند. امام على (ع) مى فرماید: (کثره الثنإ ملق یـحـدث الـزهـو ویدنى من العزه۲۴؛ زیاده روى در ستایش و تحسین، تـملق و چاپلوسى است که از یک سو در مخاطب نخوت و تکبر پدید مى آورد و از سـوى دیگر عزت نفس را دور مى کند) . شکایت از زندگى و طـرح مـشـکـلات بـا مـردم، بـه عزت نفس آسیب جدى مى رساند. امام عـلـى (ع) مـى فـرمـاید: (رضى بالذل من کشف ضره لغیره۲۵؛ کسى که مـشـکلات زندگى اش را براى دیگران آشکار کند، در حقیقت به خوارى و ذلت رضایت داده است.)
5. وجدان اخلاقى
یـکـى از وصایاى امام على (ع) به جوانان، میزان قرار دادن وجدان اخـلاقى در معاشرت اجتماعى است. آن حضرت خطاب به فرزندش چنین مى فـرمـایـد: (یـا بنى اجعل نفسک میزانا فیما بینک و بین غیرک۲۶؛ پـسرم، خود را معیار و مقیاس قضاوت بین خود و دیگران قرار ده.)نـادیـده گـرفـتـن ایـن اصل مهم اخلاقى نتیجه اى جز تیرگى روابط دوسـتـانـه نـخـواهد داشت؛ همان گونه که التزام به وجدان اخلاقى تـضـمـین کننده دوستى پایدار و روابط سالم اجتماعى است. اگر در جـامعه، تمام افراد براساس وجدان اخلاقى با یک دیگر معاشرت کنند و بـه حـقـوق و مـنـافـع و حیثیت دیگران احترام بگذارند، روابط اجـتـمـاعـى مـستحکم تر و آرامش و امنیت جامعه تقویت خواهد شد. وجـدان اخـلاقـى، آدمى را چون طبیب به درد و درمان خویش متوجه و سـلامـت روان را اعـلام مى کند. در روایتى آمده است که مردى خدمت رسـول خـدا (ص) رسید و عرض کرد: همه وظایف خود را به خوبى انجام مـى دهـم ولى یک گناه را نمى توانم ترک کنم و آن رابطه نامشروع اسـت. اصحاب از این سخن برآشفتند. حضرت فرمود: شما کارى نداشته بـاشـیـد، مـن مى دانم چگونه با او بحث کنم. آن گاه فرمود: شما مـادر، خـواهـر و بـه طور کلى ناموس دارید؟ جوان عرض کرد: آری. رسـول خـدا (ص) فرمود: آیا مى پسندى دیگران با ناموس و محارم تو چنین روابط نامشروع داشته باشند؟ عرض کرد: خیر. حضرت فرمود: پس چـگـونه حاضر مى شوى دست به چنین کار نادرستى بزنی؟ جوان سر به زیـر افـکـند و عرض کرد: دیگر تعهد مى کنم که دنبال چنین گناهى نروم.۲۷هـر انسان مسلمانى وظیفه دارد در برخورد با مردم از نداى درونى خود پیروى و به مقتضاى وجدان عمل کند. امام سجاد (ع) مى فرماید:حـق مـردم آن است که از آزار آن ها خوددارى کنى و چیزى را براى آنـان دوسـت بدارى که براى خود دوست مى دارى و نپسندى آن چه را براى خود نمى پسندی.۲۸اسـلام بـا تـوجـه دادن به وجدان اخلاقى مى کوشد تا افراد بشر در بـاطـن خـود مـراقـبـى بگمارند تا آن ها را از تجاوز و آزار به دیـگـران حـتى در حالت خشم و دشمنى باز دارد. بر این اساس قرآن مـجـیـد بـه نـفـس لوامه که همان وجدان است، قسم یاد کرده و مى فـرمـاید: (لااقسم بیوم القیامه ولااقسم بالنفس اللوامه۲۹؛ سوگند بـه روز رسـتـاخیز و سوگند به جانى که آدمى را در مورد عصیان و ارتـکـاب گـنـاه سـرزنش و ملامت مى کند) . روان شناسان این نیروى سرزنش کننده باطنى را وجدان اخلاقى مى نامند.
در اندرون من خسته دل ندانم کیستکه من خموشم و او در فغان و در غوغاست
6. تجربه اندوزى
استفاده از تجارب دیگران از جمله مواردى است که در وصایاى امام عـلـى (ع) دیـده مـى شـود. آن حضرت مى فرماید: (اعرض علیه اخبار الـمـاضـیـن و ذکـره بـمـا اصاب من کان قبلک من الاولین و سر فى دیـارهم و آثارهم فانظر فیما فعلوا و عما انتقلوا و این حلوا و نـزلـوا۳۰؛ اخبار گذشتگان را بر قلبت عرضه کن و آن چه را که به پـیـشینیان رسیده به یاد آر، در دیار و آثار مخروبه آن ها گردش کـن و درست بنگر آن ها چه کرده اند. ببین از کجا منتقل شده اند و در کجا فرود آمده اند.)هرچند آحاد جامعه به راهنمایى افراد آزموده و استفاده از تجارب دیـگـران نـیـازمـندند اما جوان به دلایل مختلف نیاز بیش ترى به شـنـاخـت تـاریخ و تجارب به دست آمده از سرگذشت پیشینیان دارد، زیرا:اول، جـوان بـه مـقـتـضاى سن کم خود، داراى ذهنى خام و عارى از تـجـربـه اسـت. او سـرد و گـرم روزگـار را نچشیده و با مشکلات و دشـوارى هـاى کـم ترى در زندگى رو به رو شده است، که گفته اند:(آن چـه را که جوان در آیینه مى بیند پیر در خشت خام بیند) . از ایـن رو بـعـضى مواقع فشار مشکلات، آرامش درونى جوان را مختل مى کند و او را به افسردگى یا تندخویى مى کشاند.ثـانـى، تخیلات موهوم که از ویژگى هاى دوران جوانى است، چه بسا جـوان را از شـنـاخـت حـقـیقت باز دارد. تجربه، پرده هاى وهم و پـنـدار را پـاره مـى کـند و انسان را به واقع رهنمون مى سازد.امـام عـلـى (ع) مـى فرماید: (التجارب علم مستفاد۳۱؛ تجارب بشر، دانش سودمندى است.)ثالث، جوان با وجود برخوردارى از منبع سرشار هوش علمى و فنى و قـابـلـیـت کسب مهارت هاى گوناگون، به دلیل نداشتن تجارب زندگى فـاقد هوش اجتماعى است. از این رو در معرض تصمیم هاى نسنجیده و زیـان بـار و افـتادن در دام دیگران قرار دارد. امام على (ع) مى فـرمـایـد: (مـن قلت تجربته خدع۳۲؛ کسى که تجربه اش کم و ناچیز باشد، فریب مى خورد.)در سـایـه تـجـربـه، اشـتـباه به حداقل مى رسد. امام على (ع) مى فـرمـایـد: (مـن کثرت تجربته قلت غرته۳۳؛ کسى که تجربه اش زیاد باشد، کم تر فریب خورد.)آن چه مى تواند مددکار جوان در ایام سخت و عبور از مراحل دشوار زنـدگـى بـاشـد، بهره بردارى از تجارب کسانى است که خود در طول زنـدگـى ایـن منازل پرخطر را طى کرده و به سلامت از آن ها گذشته اسـت. امـام على (ع) مى فرماید: با مردان آزموده هم نشین باش که آن هـا متاع پرارج تجربه هاى خود را به گران ترین بها یعنى فدا کردن عمر خود تهیه کرده اند و تو آن متاع گران قدر را با ارزان ترین قیمت (با صرف چند دقیقه) به دست مى آوری.۳۴
عبرت از تاریخ
یـکـى از مـصادیق بارز تجربه اندوزى، مطالعه سرگذشت پیشینیان و تـار یخ امم سابق است. تاریخ آیینه اى است که گذشته را نشان مى دهـد و حلقه رابط بین حال و گذشته و چراغ راه آینده است. استاد مـطـهـرى (ره) مى گوید: (انسان همان طور که از مردم هم زمان خود ادب و راه و رسـم زنـدگـى مـى آمـوزد و احیانا لقمان وار از بى ادبـان ادب مـى آموزد که مانند آن ها نباشد، به حکم همین قانون از سرگذشت مردم گذشته نیز بهره مى گیرد. تاریخ مانند فیلم زنده اى است که گذشته را تبدیل به حال مى نماید.) ۳۵مـشـابـهت سرنوشت ملت ه، همگان به ویژه نسل جوان را به مطالعه تـاریـخ فـرا مـى خـوانـد. امام على (ع) مى فرماید: براى شما در تـاریـخ قـرون گـذشـته درس هاى عبرت فراوانى وجود دارد. کجایند عـمـالـقـه؟ کـجـایـنـد فـرزنـدان آن هـا؟ کـجـایند فرعون ها و فرزندانشان؟۳۶
7. آداب معاشرت و دوستى
شکى نیست که بقا و دوام دوستى منوط به رعایت حدود دوستى و آداب مـعـاشـرت اسـت. دوسـت گرفتن آسان است اما نگه دارى آن مشکل تر اسـت. امـام عـلـى (ع) در قسمتى دیگر از نامه مبارک خود به نکات ظـریـفـى کـه موجب پایدارى پیوند دوستى است، اشاره مى کند و مى فـرماید: ناتوان ترین مردم کسى است که از دوست گرفتن عاجز باشد و ناتوان تر از او فردى است که دوست را از دست بدهد.۳۸بـعـضى جوانان از عدم ثبات و ناپایدارى روابط دوستانه شکایت مى کـنـنـد، کـه دلـیـل عمده آن رعایت نکردن حدود دوستى و افراط و تـفـریـطـ در رفـاقـت است. به طور یقین عمل به دستورات و نصایح سودمند امام على (ع) مى تواند در حل این مشکل کارساز باشد.محورهاى کلى سخنان امام على (ع) در این قسمت عبارت است از:الـف) اعتدال در دوستی: افراط در دوستى و تجاوز از حریم اعتدال در دوران جوانى کم وبیش دیده مى شود، و دلیل آن انگیزه عاطفى و احـساسات دوران جوانى است. این عده از جوانان در ایام دوستى به رفـیـق خـود بـیـش از حـد ابراز علاقه و محبت مى کنند و در ایام جـدایـى بـیـش از حـد ابراز مخالفت و دشمنى مى کنند تا جایى که مـمـکـن اسـت بـه کارهاى خطرناکى دست بزنند. توصیه امام على (ع) مـیـانـه روى در رفـاقـت است. آن حضرت مى فرماید: با دوست مورد عـلاقـه ات به مدارا اظهار دوستى کن، شاید روزى دشمنت گردد و در اظـهار بى مهرى به کسى که بر او خشم گرفته اى مدارا کن، چه بسا مـمـکـن است دوستت گردد.۳۸ در این نامه نیز آن حضرت مى فرماید:اگـر خـواسـتـى رابـطـه ات را با برادرت قطع کنى راهى را برایش بـگذار که اگر روزى خواست برگردد، راه بازگشت داشته باشد. سعدى در ایـن بـاره مـى گـوید: (هر آن سرى که دارى با دوست در میانه مـنـه، چه دانى که وقتى دشمن گردد و هر گزندى که توانى به دشمن مرسان، باشد که وقتى دوست شود.) ۳۹ب) مـحـبـت متقابل: دوستى و رفاقت براساس محبت متقابل است. اگر یـکـى از دو طـرف خـواهـان برقرارى رابطه و دیگرى بى میل باشد، نـتـیجه اى جز ذلت و خوارى مشتاق دوستى نخواهد داشت. از این رو امام على (ع) در نامه مبارک مى فرماید: (لاترغبن فیمن زهد عنک۴۰؛ به کسى که به تو علاقه ندارد، ابراز علاقه مکن.) شاعر مى گوید:
چه خوش بى مهربانى هر دو سر بىوگرنه مهربانى درد سر بى
ج) حـفظ رابطه دوستی: امام على (ع) به حفظ رابطه دوستى تاکید مى ورزد و از عـوامـلـى که موجب تحکیم آن مى شود، یاد مى کند و مى فـرمـایـد: اگـر رفیقت امساک ورزید، تو بذل و بخشش داشته باش و هـنگام فاصله گرفتن او، تو نزدیک شو و هنگام سخت گیرى او، نرمش داشـتـه باش و هنگام ارتکاب گناه و خط، عذرش را بپذیر. اما از آن جـا کـه بعضى ظرفیت کمى داشته و بزرگوارى و احسان را حمل بر حـقـارت دیگرى و زرنگى خود مى کنند، آن حضرت مى فرماید: در همه ایـن موارد موقع شناس باش و برحذر باش از این که آن چه گفته شد در غـیـر محلش قرار دهى یا درباره کسى که اهلیت ندارد به انجام برسانی.نکته دیگر نصیحت کردن به رفیق و خیرخواهى براى او است. آن حضرت مـى فـرمـاید: خیرخواهى ات را به دوستت خالص کن، خواه خوش آیند دوستت باشد و خواه خوش آیند او نباشد.۴۱
——————————————–پى نوشت ها :
1ـ زین العابدین قربانى، اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامى، ص۵۸.۲ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه ۳۱.۳ـ همان، خطبه ۱۵۶.۴ـ ده گفتار، ص۱۴.۵ـ یوسف (۱۲) آیه ۹۰.۶ـ نهج البلاغه، خطبه ۱۶.۷ـ عنکبوت (۲۹) آیه ۶۹.۸ـ نهج البلاغه، نامه۳۱.۹ـ قصص (۲۸) آیه ۷۷.۱۰ـ بحارالانوار (چاپ بیروت) ج۶۸، ص۱۷۷.۱۱ـ نهج البلاغه، خطبه۸۲.۱۲ـ بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۶۰.۱۳ـ غررالحکم و دررالکلم، ج۴، ص۱۸۳.۱۴ـ نهج البلاغه، نامه ۳۱.۱۵ـ آیین انقلاب اسلامى، ص۲۰۳.۱۶ـ نقل از: استاد مطهرى، تعلیم و تربیت در اسلام، ص۷۹.۱۷ـ غررالحکم و دررالکلم، همان، ص۳۹۲.۱۸ـ مثنوى معنوى، دفتر دوم، ص۳۲۷.۱۹ـ نهج البلاغه، همان.۲۰ـ زخرف (۴۳) آیه ۵۴.۲۱ـ غررالحکم و دررالکلم، ج۵، ص۳۵۷.۲۲ـ همان، ج۲، ص۱۴۵.۲۳ـ همان، ص۷۷.۲۴ـ همان، ج۴، ص۵۹۵.۲۵ـ همان، ص۹۳.۲۶ـ نهج البلاغه، همان.۲۷ـ زین العابدین قربانى، همان، ص۲۷۴.۲۸ـ بحارالانوار، ج۷۱، ص۹.۲۹ـ قیامه (۷۵) آیه ۱و۲.۳۰ـ نهج البلاغه، همان.۳۱ـ غررالحکم و دررالکلم، ج۱، ص۲۶۰.۳۲ـ همان، ج۵، ص۱۸۵.۳۳ـ همان، ص۲۱۴.۳۴ـ شـرح نـهـج البلاغه ابن ابى الحدید، (قم، منشورات مکتبه آیه الله العظمى مرعشى نجفى، چاپ دوم) ج۲۰، ص۳۳۵.۳۵ـ مجموعه آثار، ج۲، ص۳۷۲.۳۶ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه۱۸۱.۳۷ـ بحارالانوار، ج۷۴، ص۲۷۸.۳۸ـ نهج البلاغه، قصار۲۶۰.۳۹ـ گلستان سعدى، باب۸.۴۰ـ نهج البلاغه، نامه ۳۱.۴۱ـ همان.
 

نوشته قبلی

سعادت از دیدگاه امام على علیه السلام

نوشته‌ی بعدی

دلائل ایمان ابوطالب

مرتبط نوشته ها

امام علی علیه السلام و عدالت
امام علی (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

امام علی (ع) مرد میدان جهاد در نهج البلاغه
امام علی (ع)

امام علی (ع) مرد میدان جهاد در نهج البلاغه

امام علی (ع) و دفاع از مظلوم
امام علی (ع)

امام علی (ع) و دفاع از مظلوم

الو سلام حاج آقا / ۲۹
امام علی (ع)

ولایت و فضایل امام علی (ع) از نگاه فخررازی در تفسیر کبیر

شرح خطبه جهاد امیرالمؤمنین علیه السلام
امام علی (ع)

شرح خطبه جهاد امیرالمؤمنین علیه السلام

شیعه علی علیه السلام
امام علی (ع)

شیعه علی علیه السلام

نوشته‌ی بعدی

دلائل ايمان ابوطالب

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا