در این قرن، بیشتر شیعیان از کوفه بودند، لقب « کوفى » که به برخى افراد نسبت داده شده است، بهترین گواه این مطلب است.
از دوران امام باقر و امام صادق ـ علیها السّلام – به بعد، لقب « قمى » در آخر اسم شمارى از اصحاب ائمه به چشم مى خورد. اینها اشعرى هاى عرب تبارى بودند که در قم مى زیستند.[۹۴] در زمان امام هادى (علیه السّلام) قم مهمترین مرکز تجمّع شیعیان ایران بود و روابط محکمى میان شیعیان این شهر و ائمه طاهرین ـ علیهم السّلام ـ وجود داشت.
دو شهر «آبه » یا «ساوه » و «کاشان » تحت تأثیر تعلیمات شیعى قرار داشتند و از بینش شیعى مردم قم پیروى مى کردند. در پاره اى از روایات « محمد بن على کاشانى » نام برده شده که از امام هادى (علیه السّلام) سؤال کرده است.[۶۵]
مردم قم رابطه مالى نیز با امام هادى داشتند، در این زمینه، از « محمد بن داود قمى » و «محمد طلحى » یاد شده است که از قم و شهر هاى اطراف آن، اموال و اخبار درباره وضعیت آن سامان را، به امام (علیه السّلام) مى رسانیدند.[۹۶]
مردم شیعه دیگر شهر هاى ایران نیز با امامان رابطه داشتند، این در حالى بود که بیشتر شهر هاى ایران به دلیل نفوذ قهر آمیز «امویان» و «عباسیان» گرایش هاى «سنّى» داشتند.
« دیلم » از اواخر قرن دوم هجرى، شیعیان زیادى را در آغوش خود داشت. علاوه بر آن ، عده اى از مهاجران « دیلمى »، در عراق نیز به مذهب تشیع گرویده بودند.
در روایتى که حاوى نامه اى از امام هادى (علیه السّلام) به وکیل خود در همدان است، این چنین آمده است: «سفارش شما را به دوستداران خود در همدان کرده ام.»[97]
پی نوشت :[۹۴] . تاریخ تشیّع در ایران، ج۱، بحث قم، پایگاه تشیع در ایران .[۹۵] . کافى، ج۱، ص ۱۰۲ و توحید، صدوق، ص ۱۰۱.[۹۶] . مشارق الانوار، ص ۱۰ و مسند الامام الهادى، ص۴۵.[۹۷] . رجال کشى، ص ۶۱۰ .
منبع : شیعه شناسى و پاسخ به شبهات، على اصغر رضوانى، ص۵۷

















هیچ نظری وجود ندارد