مذهب شیعه همان اسلام راستین و جریان اصلی اسلام است. عقاید و فقه و اخلاق و اصول و فروع مذهب شیعه، در صدر اسلام در عصر رسالت ریشه دارد. شیعه در سرزمین وحی الهی، مکه و مدینه، در 23 سال حیات حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) پدید آمد. ظهور شیعه در زمان پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) به فرمان خدای متعال و بیان رسول ا…، بر اساس احادیث نبوی موجود در کتابهای حدیثی معتبر شیعه و سنی و احادیث امامان(علیه السلام) ثابت میگردد.پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در آغاز دعوت علنی عموم مردم، بستگان نزدیک خویش را به سوی اسلام فرا خواند و در همان مجلس، در سال سوم بعثت، علی بن ابی طالب (علیه السلام) را «خلیفه» و «وصی» خویش نامید و شنیدن سخنان علی و فرمانبرداری و اطاعت از وی را بر همگان واجب شمرد.در دوران حضور در مکه و سپس در مدینه بارها همین خلیفه و وصی و امام بعد از خود را به مردم معرفی نمود و سرانجام در آخرین مأموریت بزرگ خویش در حجة الوداع در غدیر خم، در آخرین سال حیات خویش، علی بن ابی طالب (علیه السلام) را به عنوان امام مسلمانان و وصی و ولی و خلیفه خویش به عموم مسلمانان معرفی و اطاعت و پیروی از او را ضروری و لازم شمردند. امام علی(علیه السلام) در نامه ای «منشأ تشیع» را به درستی تبیین نمود و همین حقایق درباره پیدایش مذهب شیعه را روشن کردهاند. آن نامه در این نوشتار، تفسیر و بررسی میگردد.شیعه در نامه امام علی(علیه السلام) به شیعیانصاحب اصول کافی، ابوجعفر محمدبن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی در کتاب ارزشمند «الرسائل» با استناد خود از علی بن ابراهیم روایت کرده است که امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) پس از مراجعت از نهروان این نامه را نوشت و امر نمود که بر مردم خوانده شود.امام علی(علیه السلام) کاتب خویش «عبیدا…بن ابی رافع» را فراخوانده و از او خواستند ده نفر از کسانی را که مورد اعتماد و وثوق امام باشند، دعوت کند.چون همه حاضر شدند، امام علی(علیه السلام) به آنان فرمودند: «این نامه را بگیرید و عبیدا…بن ابی رافع هر هفته روز جمعه آن را برای مردم بخواند و شما شاهد و گواه باشید.» (1)متن نامه و سند آندر نامه مذکور چنین آمده است: به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر، این نامه از بنده خدا علی امیرالمؤمنین به شیعه او از مؤمنان و مسلمانان! این نام (شیعه) اسمی است که خداوند در کتاب (قرآن) گرامی داشته و به آن شرافت داده است و در قرآن فرموده: از پیروان و شیعه نوح، ابراهیم بود (2) و شما شیعه پیامبرید و شیعه اسم خاص نیست و امری نوظهور و بدعت گونه نیست و درود و سلام بر شما باد(3)سند این نامه چنانکه پیش از این ذکر شد، دارای اعتبار است و پس از مرحوم کلینی، سیدبن طاووس و علامه مجلسی و دیگران این حدیث شریف را نقل کردهاند. در اینجا پیش از اینکه پیامها، درسها و حقایق نهفته در این نامه روشنگر و راهنما، بررسی و شناسایی گردد، توضیحی پیرامون معنای لغوی و اصطلاحی واژه شیعه که سه بار مستقیم در متن نامه آمده و تمام مطالب نامه با آن در ارتباط است، ذکر میشود.شیعه در اصطلاح فقها، متکلمان و مورخانواژه شیعه گر چه در لغت به معنای پیروان یا قومی که بر امری مجتمع هستند میباشد، ولی در تاریخ اسلام و در میان فیلسوفان، مفسران، فقیهان و متکلمان مسلمان، به قومی که پیرو اهل بیت باشند، اختصاص یافته است. شیعه، انسانی است که به حکم وحی الهی و امر نبوی(صلی الله علیه و آله و سلم)، علی بن ابی طالب (علیه السلام) را خلیفه منصوب از جانب خداوند میداند و در معارف اسلامی پیرو اهل بیت(علیه السلام) است.شهید ثانی در الروضة البهیة من شرح اللمعة الدمشقیه گفته است: شیعه کسی است که علی(علیه السلام) را مشایعت و پیروی کند و ایشان را در امامت بر غیر مقدم بدارد.(4)مرحوم علامه طباطبائی درباره شیعه نوشته است: شیعه به کسانی گفته میشود که جانشینی پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را حق اختصاصی خانواده رسالت میدانند و در معارف اسلام پیرو مکتب اهل بیت میباشند.(5) اختصاص واژه شیعه به پیروان علی(علیه السلام) و اهل بیت(علیه السلام) در سطحی است که در کتابهای دانشمندان اهل سنت هم به آن تصریح شده است. «ابن خلدون» در این رابطه مینویسد: بدان که شیعه از لحاظ لغوی به معنای یاران و پیروان است و در اصطلاح و عرف فقیهان و متکلمان اعم از پسینیان و پیشینیان بر پیروان علی(علیه السلام) و فرزندانش اطلاق میگردد.(6)نگاهی به مطالب نامه امام علی(علیه السلام) به شیعیاندر نامه امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(علیه السلام) به شیعیان، درسها، پیامها و حقایق مهمی وجود دارد که با تأمل و دقت در متن و الفاظ و جملات نامه، آشکار میگردد. در مجموع دو مطلب درباره خود امام و پنج مطلب مهم درباره شیعه در این نامه نهفته است.علی(علیه السلام) در نگاه علی(علیه السلام)کوشش در راه شناسایی علی(علیه السلام) با بررسی سخنان آن حضرت درباره خویش، یکی از راههای رسیدن به حقیقت شخصیت ایشان است. امام علی(علیه السلام) در نامه مذکور، دو لقب و صفت برای خود ذکر کردهاند؛ یکی «عبدا…» و دیگری «امیرالمؤمنین» است.«عبدا…» عالیترین جایگاه کمال و نهایت رشد معنوی انسان است؛ صفتی برای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در تشهد نماز پیش از شهادت به رسالت قرار گرفته، همین عبودیت است.«امیرالمؤمنین» نیز صفت و لقب اختصاصی علی بن ابی طالب (علیه السلام) است. تنها آن حضرت برای فرماندهی مؤمنان شایستگی دارد و به کار بردن این تعبیر برای دیگر انسانها، از زمامداران و غیر آنها در جهان اسلام از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تا امروز، جز امامان معصوم(علیه السلام) درست نیست.شیعه در کلام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)مطالب مهم پنجگانه نامه امام علی(علیه السلام) به شیعیان عبارت است از:الف) واژه شیعه در صدر اسلام در بیان امام علی(علیه السلام) در همین معنای عرفی و اصطلاحی امروز به کار رفته است و این ریشه دار بودن تشیع و پیوند آن با عصر رسالت را میرساند.ب) شیعه در قرآن، واژه شریف و ارزشمندی است.ج) شیعه علی(علیه السلام) در حقیقت شیعه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) است.د) شیعه اسم عام است.ه) شیعه نوظهور و بدعت گونه نیست.شیعه واژه شریف در پیشگاه خداوندامیرمؤمنان علی(علیه السلام) در نامه مذکور، شیعه را واژه ای شریف و مقدس و گرامی درون قرآن و وحی الهی دانستهاند و برای روشن شدن این شرافت و کرامت، یک آیه از قرآن را که در آن این کلمه وارد شده، آوردهاند. خداوند در قرآن کلمه «شیعه» را شرافت داده است. دلیل آن، به کار رفتن این کلمه برای پیروی از پیامبران است.در قرآن سه بار واژه شیعه برای پیروی از انبیا آمده است. در سوره قصص آیه 15 دو بار ذکر شده است.همچنین، در سوره صافات آیه 83 به این واژه اشاره شده است.انتم شیعة النبی محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)امام علی(علیه السلام) در این جمله از نامه خطاب به شیعیان میگویند، شما شیعیان در حقیقت پیرو و شیعه حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) هستید!چون شناخت علی(علیه السلام) در پرتو تربیت نبی(صلی الله علیه و آله و سلم) تحقق یافته است. این جمله زیبای امیرالمؤمنین(علیه السلام) ما را به سوی این حقیقت راهنمایی میکند که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مؤسس و بنیانگذار تشیع هستند و تشیع علوی(علیه السلام) همان اسلام محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) است و اسلام محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) فلسفه وجودی تشیع علوی است.هم عقاید مذهب شیعه با وحی الهی و بیان پیامبر شکل گرفته است و هم نام شیعه نخستین بار توسط پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) برای پیروان امیرمؤمنان علی بن ابی طالب (علیه السلام) به کار رفته است. احادیث نبوی زیادی در کتابهای اهل سنت وجود دارد که به کار رفتن کلمه شیعه توسط شخص پیامبر برای پیروان امام علی(علیه السلام) و در همان معنای عرفی و اصطلاحی امروز را نشان میدهد، به عنوان نمونه فقط دو حدیث بررسی میشود: سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی در «ینابیع المودة لذوی القربی» از ابن عباس و ام سلمه دو تن از اصحاب پیامبر این حدیث را نقل کرده که فرمودهاند علی و شیعته هم الفائزون یوم القیامة. علی و شیعه او رستگاران روز قیامت هستند.(7) ملاحظه میکنید که در این حدیث نبوی کلمه شیعه برای پیروان علی(علیه السلام) آمده و این میرساند، نامگذاری مذهب شیعه نیز ریشه در بیان پیامبر دارد و نخستین مرتبه رسول ا…(صلی الله علیه و آله و سلم) کلمه شیعه را در همین معنای اصطلاحی فعلی آن استعمال کردهاند.«ابن حجر عسقلانی» نیز در الصواعق الحرقة از قول طبرانی چنین آورده که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به علی(علیه السلام) فرمود: چهار نفری که وارد بهشت میگردند من و تو و حسن و حسین هستیم و شیعه ما از اطراف راست و چپ ما وارد میشوند.(8) در این حدیث نبوی«شیعتنا» آمده است و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پیروان علی(علیه السلام) را شیعه پیامبر و علی دانسته و با ضمیر نا که متکلم مع الغیر است بیان نمودهاند و در هر حال کلمه شیعه برای پیروان علی(علیه السلام) در کلام پیامبر وارد شده است.اسم غیرمختصشخصیتهای برجسته ای از میان اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نظیر سلمان فارسی، ابوذر، مقداد، عمار، خزیمه ذوالشهادتین، ابی التیهان، حذیفة الیمان، فضل بن عباس، عبدا… بن عباس، هاشم بن عتبة المرقال، ابوایوب انصاری، ابی بن کعب، بلال بن ریاح مؤذن پیامبر، حمزه، جعفر و عقیل و غیر اینها شیعه بودهاند و در زمان حیات پیامبر اسلام به عنوان شیعه علی شهرت یافتند.(9)جمله «اسم غیرمختص» از امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در نامه مذکور روشنگر این حقیقت است که گروهی در زمان حیات پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و دوران خلافت امام علی(علیه السلام) به اسم شیعه شناخته میشده اند که در کتابهای تاریخی نیز از آن یاد شده است، ولی آن حضرت در این جمله خواستهاند به همه بگویند درست است شخصیتهایی نظیر سلمان و مقداد و عمار و ابوذر شیعه علی(علیه السلام) نامیده شدهاند اما نام شیعه به آنان اختصاص ندارد چون شیعه اسم خاص نیست بلکه اسم عام است و در طول تاریخ تا روز قیامت به هر کس مؤمن به پیامبر و وصی پیامبر باشد اطلاق میشود.شیعه بدعت نیست!دشمنان اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) و تشیع علوی(علیه السلام) همواره کوشش کردهاند و در هر زمان به شکلی در راه تحریف حقایق پیرامون تشیع تلاش میکنند.امام علی(علیه السلام) در جمله «امر غیرمبتدع» به همگان هشدار میدهند که شیعه چیز جدید و تازه ای نیست، گویا میخواسته اند پیشاپیش شبهاتی را که درباره ریشه و مبدأ تشیع ایجاد خواهند کرد برطرف نمایند.امام علی(علیه السلام) در جمله مذکور بدعت بودن تشیع را به طور کلی نفی کردهاند و روشن مینمایند و نشان میدهند که تشیع همان اسلام راستین و جریان اصلی اسلام و گوهر و حقیقت دین و مولود طبیعی اسلام است و شیعه نه چیزی بر اسلام افزوده است و نه چیزی از آن کاسته است و صد در صد متعهد به همه تعلیمات پیامبر در ابعاد گوناگون است.دانشمند دیگر اهل سنت نویسنده مصری محمد فکری ابوالنصر میگوید: شیعه نه در اصول کاری به ابوالحسن استفری دارد و نه در فروع کاری به مذاهب اربعه، بر این اساس که مذهب ائمه شیعه سابقتر است و در نتیجه (این سابق بودن و اتصال به پیامبر این مذهب به عنوان یک مذهب اسلامی قرآنی محمدی و در واقع به عنوان اسلام) موثقتر و اطمینان بخش تر است و از دیگر مذاهب سزاوارتر به پیروی است. چون مسلمانان در سه قرن اول دارای همان مذهب بودند و مذهب شیعه از این جهت نیز سزاوارتر به پیروی است.(10)پاورقیها1- برنامه سعادت، سیدبن طاووس، ترجمه سیدمحمدباقر شهیدی گلپایگانی، ص 224 و ص 225کشف المهجة لثمرة المهجة، رضی الدین ابی قاسم علی بن موسی بن جعفربن محمدبن طاووس الحسنی الحسینی ص 173 و ص 174بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج30، ص 82- قرآن کریم، سوره صافات، آیه 833- بحارالانوار، ج 30، ص84- الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیه، شهید سعید زین الدین الجبعی العاملی، ج 3، ص 1825- شیعه در اسلام، ص 46- تاریخ ابن خلدون7- ینابیع المودة لذوی القربی، شیخ سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی،ج 2، ص 788- الصواعق الحرقة، ابن حجر، ص 1029- اصل الشیعه و اصولها، ص 122 و ص 12310- المراجعات، امام سیدعبدالحسین شرف الدین موسوی، ص 10
منبع:روزنامه قدس-شماره5740















هیچ نظری وجود ندارد