قامت رساى پیشوایان سترگ شیعه، سپر هر بلا بود تا اسلام بماند و راهیان قرون، هماره از سرچشمه زلال اسلام راستین سیراب شوند و این تابش ششمین خورشید آسمان امامت بود که به مقتضاى موقعیت، کران تا کران را از انوار خود بهره مند کرد.
آرى، باید اسلام را در خون مطهر حضرت امام حسین علیه السلام و بیان آن را در آموزه هاى امام جعفر صادق علیه السلام دید. نهضت علمى صادق آل رسول صلى اللّه علیه و آله ، افق معارف اسلام را چنان گسترش داد که هیچ گاه توطئه هاى دشمنان، نتواند جلوى انوار معرفت را سد کند.۱۷ ربیع الاول، سالروز ولادت با سعادت رسول مهر و محبت، و فرزند برومندش، صادق آل طه، فرصت مناسبى بود تا مرکز خبر حوزه، پاسخ سؤالات خود را از یکى از شاگردان مکتب امام صادق علیه السلام بگیرد.
سئوال. در مورد ویژگى هاى عصر امام صادق علیه السلام و حضور آن حضرت در عرصه هاى علمى توضیح دهید.
امام صادق علیه السلام در دوران ویژه و مناسبى قرار داشتند که امامان دیگر از آن کمتر برخوردار بودند.دوران زندگى ایشان با آرامش نسبى همراه بود، چون دورانى بود که حکومت از گروهى به گروهى دیگر منتقل مى شد و این دو گروه متخاصم، با هم درگیر بودند و با مدینه، که پایتخت فرهنگى و پایگاه اسلام بود، کارى نداشتند؛ لذا بین سال ۱۱۵ تا ۱۴۸، که سال شهادت امام صادق علیه السلام بود، فرصت خوبى براى امام علیه السلام فراهم شد تا شاگردان زیادى را تربیت کنند و از طرف دیگر، آن حضرت فرصت کار سیاسى و نظامى تند نداشتند، چون بنى العباس به نام ائمه علیهم السلام آمده بودند و اهل بیت علیهم السلام را ابتدا به عنوان صاحبان حکومت معرفى کردند، ولى بعد از چندى، خودشان را صاحبان اصلى حکومت دانستند؛ به همین دلایل، در اوایل حکومتشان با اهل بیت علیهم السلام کارى نداشتند، تا زمانى که منصور بر سر کار آمد. او عقیده داشت که امام صادق علیه السلام، تهدیدى براى حکومتش است، اگر چه داعیه حکومت نیز نداشته باشد؛ لذا اذیت و آزار امام صادق علیه السلام را شروع کرد؛ البته خیلى در این اذیت اصرار نمى کرد، چون آغاز حکومت بود و موضع او قوى نبود؛ لذا امام صادق علیه السلام فرصت خوبى براى نشر معارف به دست آورده بودند.اگر اهل بیت علیهم السلام در این شرایط، وارد کار سیاسى تند، مثل قیام مسلحانه مى شدند، یقیناً آن ها را مى کشتند؛ لذا حضرت با صلاحدید، کار علمى را شروع کرده و فعالیت در مدرسه علمیه اى که پدر بزرگوارشان تأسیس کرده بودند را ادامه دادند و دانشمندان و دانش دوستان را به خود جذب کرده و فضاى مدینه را فضایى علمى کردند و از آن جایى که آموزه هاى امام صادق علیه السلام، همگى از پیامبر صلى اللّه علیه و آله بود، براى دانشمندان و دانش دوستان، جذاب تر مى نمود؛ تا جایى که مسلم در «صحیح» خود، که دومین کتاب معتبر اهل تسنن است، مى گوید: جابر بن یزید جعفى، یکى از شاگردان اهل بیت علیهم السلام است و بزرگان از ایشان روایات فراوانى نقل کرده اند، ولى چون ایشان به رجعت اعتقاد دارند، اهل تسنن از او حدیث نقل نمى کنند، درحالى که او ۷۰ هزار حدیث از امام صادق علیه السلام به نقل از پیامبر صلى اللّه علیه و آله دارد.به هر حال، امام صادق علیه السلام، کار علمى را صلاح دیدند. ایشان، احادیث پیامبر صلى اللّه علیه و آله را مطرح کرد و راه امام محمد باقر علیه السلام را ادامه و گسترش دادند؛ لذا پدر و پسر، کار علمى کردند. امام صادق علیه السلام ۷۰ یا ۹۰ هزار حدیث به جابر بن یزید جعفى یاد دادند و او را قسم دادند که این احادیث را بعد از بنى امیه نقل کند. امام صادق علیه السلام به او فرمودند: «لعنت خدا بر تو اگر این احادیث را تا زمانى که بنى امیه در رأس کار هستند، نقل و فاش کنی! چون این ها هم ما و هم تو را نابود نموده و شیعیان ما را اذیت مى کنند، بنى امیه که رفتند، مى توانى احادیث ما را بگویی»، و این حدیث که در «معجم الرجال الحدیث» وجود دارد، با مطلبى که مسلم بن حجاج بن قشیر نیشابورى (متوفاى ۲۶۵) گفته، مطابقت دارد.امام صادق علیه السلام، آن چنان احادیثشان دل نشین، و با منطق، فطرت و موازین شرع، همگامى داشت که مى گفتند: «صادق الجعفر»؛ البته اسماى ائمه علیهم السلام از آسمان مى آید و در حدیثى که پیامبر صلى اللّه علیه و آله به جابر بن عبداللّه انصارى فرموده بودند آمده: «اسماى اهل بیت از سوى خدا مى آید.»
سئوال. چرا به آن حضرت، «صادق» مى گفتند؟
اسم و کنیه آن حضرت از سوى خدا آمده، ولى مردم نیز امام صادق علیه السلام را با همین اسم صدا مى زدند و این اسم آسمانى، مطابق با این توصیف شد. وقتى امام علیه السلام روایت مى گفتند، مردم تشخیص مى دادند که این روایات با روایات ابوهریره و فلانى و فلانى متفاوت است؛ حتى تفاوت آن ها از زمین تا آسمان است.الآن نیز اگر به کتب اهل بیت علیه السلام و دیگران مراجعه کنید، به قول مرحوم آیه اللّه العظمى بروجردى قدس سره، فاصله را به روشنى درک مى کنید و بین احادیث اهل بیت علیهم السلام و احادیث دیگران، از نظر محتوا، نورانیت، صداقت و حقیقت، فرق وجود دارد و مردم، صداقت امام علیه السلام را دیده و به او «صادق» مى گفتند و این دقیقاً همان اسمى بود که از آسمان براى امام علیه السلام آمده بود.
سئوال. حضرت در چه زمینه هایى به تربیت شاگردان مبادرت کردند؟
امام علیه السلام، بنا به علل مختلف در زمینه هاى مختلف، شاگردان بسیارى تربیت کردند؛ یکى از این دلایل، ورود علماى بزرگ از ادیان مختلف به مدینه و توسعه علوم و فرهنگ هاى مختلف در جهان اسلام و ورود علوم دیگر از یونان، مصر و ایران بود، که امام محمدباقر و امام جعفرصادق علیهما السلام را بر آن داشت، تا دایره علوم اسلامى را وسیع تر کنند.ایشان از فقه، حدیث و تفسیر تجاوز کرده و علوم دیگر را به عرصه هاى علمى و فرهنگى وارد کردند.از سویى دیگر، بر اساس فتوحات زیاد اسلام، علوم و دانشمندان کشور هاى بزرگ، وارد بلاد اسلامى شده بودند و امکان خودباختگى مردم وجود داشت؛ هم چنین ممکن بود، فرهنگ اسلام را تحت الشعاع قرار دهند؛ لذا ایشان پزشکى، فضا و فلک، نجوم، ریاضیات، جبر و مهندسى را وارد علوم آن زمان کردند؛ بدین ترتیب، تنوع علمى در حوزه امام صادق علیه السلام، ایجاد شد.هم چنین یکى دیگر از اقدامات امام صادق علیه السلام حرکت در جهت تخصصى کردن علوم بود.امروز در دانشگاه هاى دنیا، تخصصى کردن مطرح است و تخصص، حرف اول را مى زند، ولى در آن روزگار، حضرت علیه السلام، شاگردان خود را متخصص تربیت کردند؛ لذا عده اى در عقاید و جدال مذهبى، عده اى در طب، عده اى در علم جبر و… متخصص شدند؛ براى مثال، جابر بن حیان در ۵۰۰ رساله اى که در ریاضیات دارد، در ابتداى کتاب مى نویسد: این مطلب را از امام صادق علیه السلام فراگرفتم و در جاى جاى کتاب، «قال الصادق علیه السلام» را ذکر مى کند.هم چنین هشام بن سالم و هشام بن حکم، در مسئله مناقشه متخصص شدند و اعتقادات را بحث مى کردند.ابوبصیر در کلام و برخى در امامت، جبر و اختیار و برخى در مسایل توحید و خدا شناسى تبحر داشتند.هم چنین برخى در فقه توانا بودند؛ براى مثال، حضرت به زراره دستور دادند: «در مسجد بنشین و فقه و حدیث بگو، که اهل سنت بدانند در شاگردان من، مرد قوى مثل شما وجود دارد» حضرت در ده رشته با شاگردان، تخصصى کار کرده و آن ها را ورزیده کردند.
سئوال. چه کتاب هایى درباره امام صادق علیه السلام، تا کنون نوشته شده است؟
کتاب «الامام صادق علیه السلام و المذاهب الاربعه» اثر اسد حیدر در ۷ جلد، با تحقیق جدید مجمع جهانى و کتاب ۸۰ جلدى سیدمحمدکاظم قزوینى، به نام «دایره المعارف امام صادق علیه السلام»، که الآن ۳۰ جلد آن چاپ شده، که در دو جلد اول، بیانات علماى اهل سنت و بزرگان آن ها درباره امام صادق علیه السلام آمده است.هم چنین کتابى از آقاى عماد زاده و آقاى جواد فاضل و حتى در مصر، کتاب هاى بسیارى نوشته شده و باید کتب درباره امام صادق علیه السلام را در یک دوره کتاب، به مردم و طلاب معرفى کنیم و این مسئله مى تواند موضوع تحقیق طلاب نیز قرار گیرد.مالک بن انس، بنیانگذار مذهب مالکى، از ایشان به عنوان «اعلم الناس» یاد مى کند، چون ایشان آراى فقهاى مذاهب و آراى مردم عراق و خود اهل بیت علیهم السلام را نیز مى دانستند و به آراى کسانى که در مدینه بودند و از عقاید نحله هاى دیگر نیز اطلاع داشته و بر آن ها مسلط بودند؛ بر همین اساس، آن حضرت «اعلم الناس» نامیده شده بودند.روزى مردم، مالک را دیدند و گفتند: کجا بودی؟ گفت: نزد «اعلم الناس». گفتند: به چه دلیل امام صادق علیه السلام اعلم الناس است؟ مالک بن انس در جواب گفت: چون علم مردم را در خود جمع کرده است.هم چنین ابوحنیفه از سوى برخى خلفاى عباسى مأموریت پیدا کرد که امام صادق علیه السلام را در یک مجلس، مورد سؤال قرار دهد و ده سؤال آماده نمود تا امام علیه السلام را تحقیر و کوچک کند؛ لذا امام صادق علیه السلام را در مجلس بزرگى دعوت نموده و از ایشان سؤال کرد؛ امام علیه السلام جواب دادند: «آیا جواب خودتان را بگویم، یا اهل عراق، یا اهل قیاس، یا اهل مدینه یا اهل حدیث و یا جواب ما اهل بیت را مى خواهید». از آن حضرت خواستند که پاسخ همه را بگو و ایشان همه را جواب دادند. بعد از این جلسه، منصور از ابوحنیفه پرسید: چه شد؟ آیا توانستى او را کوچک کنی؟ ابوحنیفه گفت: چه مى گویی؟! این آقا، نه فقط نظر ما را گفت و ده سؤال را جواب داد؛ بلکه براى چهل سؤال من، سه جواب داد، یعنى ۱۲۰ جواب براى ۴۰ سؤال، که این امر، خارق العاده است.
سئوال. حضرت چند شاگرد داشتند؟
در تعداد شاگردان حضرت، سه نقل وجود دارد، چون ایشان دو سال که در عراق بودند نیز جذب دانشجو کردند و حتى در کوفه نیز مجلس درس داشتند، لذا ۹۰۰ نفر روایت کردند که همه از استادشان، امام جعفر صادق علیه السلام نقل مى کنند و نیز بر اساس روایتى، ۴ هزار نفر، شاگرد مکتب امام علیه السلام بودند که این روایت را ابن عقده نقل کرده و مى گوید: شاگردان ثابت حضرت، ۴ هزار نفر بودند. برخى مى گویند: امام ۲۰ هزار نفر شاگرد داشت، ولى گویا ۴ هزار نفر ثابت بوده و بقیه شاگردان، مدتى بعد از تحصیل، مى رفتند.امام صادق علیه السلام ۲۵ سال، صبح تا غروب درس داشتند و مذهب حقه جعفرى و شیعیان، مدیون تبیین معارف دینى از سوى ایشان هستند.
سئوال. چرا به تشیع، مذهب جعفرى نیز مى گویند؟
چون اکثر روایات اهل بیت علیهم السلام، از امام صادق علیه السلام روایت شده و هیچ امامى این قدر فرصت پیدا نکرد و ائمه اطهار علیهم السلام چنین آثارى نداشتند.بنده معتقدم و توصیه مى کنم، اگر از مذهب شیعیان در سایر کشورهاى حاشیه خلیج فارس یا کشورهاى عربى پرسیده شود، بهتر است آنان بگویند: «انا جعفری».در مصر و حتى در الازهر، کرسى درس جعفرى وجود دارد و اهل سنت، پیروان امام صادق علیه السلام را به عنوان جعفرى مى شناسند، نه شیعه؛ لذا مرحوم زنجانى با سفر به مصر، تحولاتى را در آن جا به وجود آورد، که از جمله آن، تأسیس کرسى «جعفری» در دانشگاه الازهر مصر بود و هم چنین منطقه اى به نام «جعافره» در کشور مصر وجود دارد که همه جعفرى هستند و باید سعى کنیم اخلاق، علم، دانش و سلوک ما نیز مثل امام صادق علیه السلام باشد.
سئوال. شاگردان آن حضرت، چه کتبى را تألیف کردند؟
«اصول اربع مائه» کتاب هاى ارزشمندى هستند که از شاگردان امام صادق به یادگار مانده اند. این کتاب ها شامل سؤالاتى مى باشند که دانشمندان و شاگردان، از امام صادق علیه السلام مى پرسیدند؛ لذا اصول اربع مائه، اصل هایى هستند که شاگردان امام صادق علیه السلام نوشته اند.مرحوم کلینى در سال ۳۹۰ هجرى قمرى، این اصول را جمع کرده و دسته بندى نموده است و این اصول، از حالت کشکولى و متفرقه خارج و به زیباترین کتاب، تحت عنوان اصول کافى، فروع کافى و روضه کافى نوشته شد؛ لذا این سه کتاب از همان کتاب هاى اربع مائه تألیف شده اند، و علاوه بر این، شاگردان آن حضرت، کتب بسیارى در علوم مختلف نگاشته اند.
سئوال. نقش حضرت در احیاى معارف قرآنى و توجه ایشان به استدلال ها و محوریت قرآن در تدریس، چگونه بود؟
پیامبر صلى اللّه علیه و آله وقتى که از دنیا رفتند، «ثقلین» را امانت گذاشتند. شایان ذکر است، حدیث ثقلین در «صحیح مسلم» وجود دارد. قرآن بدون اهل بیت علیهم السلام، تفسیر صحیحى نمى شود و امام راحل نیز مکرر مى گفت: «به قرآن و اهل بیت علیهم السلام توجه کنید»؛ لذا امام صادق علیه السلام، عِدل قرآن بوده و اعتقاد به برهان داشتند، آن هم با قرآن؛ لذا در مباحث، به قرآن استدلال مى کردند. اهل بیت علیهم السلام به قرآن اهتمام داشته و صحبت هاى خود را به قرآن مستند مى کردند، لذا حوزویان باید همت کنند در عقاید، فقه و اخلاق، مانند امام صادق علیه السلام، استناداتِ به قرآن را بیشتر کنند و حتى استنادات حضرت به قرآن در علوم مختلف را استخراج نموده و در کتاب جداگانه اى بیاورند.
سئوال. شیوه عملى در درس و بحث امام صادق علیه السلام چگونه بود؟
شیوه عملى امام علیه السلام، خوش برخوردى حتى با غیر مسلمانان بود. امام همواره با مالک بن انس و ابوحنیفه و همه طرف داران آن ها، با احترام برخورد مى کردند. امام صادق علیه السلام همه را مجذوب خود مى کردند. چون با منطق، دلیل و عقل و به طور شفاف و وجدانى بحث مى کردند، طرف مقابل نیز مجاب مى شد و ایشان اصلاً نظر خود را تحمیل نمى کردند و دیگران آرام آرام مجذوب حضرت مى شدند و مردم، اخلاق امام صادق علیه السلام را مى پسندیدند. امام صادق علیه السلام به کسى فحش ندادند، نورانى و خوش اخلاق بودند و خانه ایشان پاتوق افراد و مذاهب مختلف بود و در خانه حضرت، حتى کمونیست ها و مادى گرایان آن زمان، رفت و آمد داشتند. ایشان با جلالت و هیبت، دریاى دانش و کوه علم بودند. روایات «شیعتنا» که خطاب آن حضرت به شیعه است را باید گردآورى کنیم، چون شیعه را امام صادق علیه السلام معرفى کرده و اهل بیت علیهم السلام هرگز شیعیان را رها نکرده اند. ایشان براى شیعیان برنامه داشتند. من به طلاب توصیه مى کنم، تمام مناظرات امام صادق علیه السلام را جمع کنید و تکنیک مناظره را یاد بگیرید.
سئوال. در مورد جایگاه علم در نظر امام صادق علیه السلام و توجه آن حضرت به معارف توضیح دهید.
روایات فراوانى در خصوص علم آموزى از آن حضرت وجود دارد و در برخى روایات، ۳۰ صفت مهم براى علم و عالمان درج شده و براى ارزش علم و نقش آن، براى سعادت انسان در دنیا و آخرت، روایات فراوانى داریم و حتى پیشرفت اروپا، به خاطر علم اهل بیت علیهم السلام است و جهان، مدیون امام صادق علیه السلام است و پس رفت ما به خاطر ترک علم اهل بیت علیهم السلام است؛ حتى روایت داریم که: هلاکت امت اسلامى در ترک علم است. متأسفانه ما دیر متوجه قرآن، که کتاب علم است، شدیم. دورى از معارف اهل بیت علیهم السلام، ما را به این جا کشانده و اروپا پیشرفت کرده است. هیچ کتابى مانند قرآن، این چنین درباره علم، آسمان، زمین، پرنده، انسان و تاریخ صحبت نکرده است. قرآن، کتاب عجیبى است و حقایقى گفته که بشر، هم اکنون دوران کودکى خود را در توجه به آن، مى گذراند.
سئوال. چرا امام صادق علیه السلام از شیوه هاى علمى و نرم افزارى براى تبلیغ دین استفاده کرد؟ و با وجود شاگردان زیاد، حرکت نظامى انجام ندادند؟
چون بنى العباس، فرزندان عباس، عموى پیامبر صلى اللّه علیه و آله بودند و اهل بیت علیهم السلام را با وجه شرعى مى کشتند. در حالى که ادعاى اسلام و ایمان داشتند، ائمه علیهم السلام را مى کشتند و دلیل شرعى مى آوردند که فلانى باید کشته شود؛ البته امام صادق علیه السلام از ظلم و ظالم، بى زارى مى جستند، ولى علنى نمى گفتند؛ حرکت ها و قیام ها را تأیید کرده و از خانواده شهداى آن روز، حمایت مالى و معنوى مى نمودند، که این نوعى جهاد است.
سئوال. در حلقه علمى آن حضرت، معمولاً چه افرادى شرکت داشتند؟
در حلقه درس معارف اهل بیت علیهم السلام، افرادى باید باشند که مقامات و عصمت امامان را درک کنند و هرکسى، این جایگاه را تحمل نمى کرد و این ظرفیت را نداشت؛ لذا گروهى که معتقد و مؤمن واقعى بودند، مثل ابوبصیرها، هشام ها و خواص، در حلقه درس خصوصى امام علیه السلام حاضر مى شدند و حضرت آن ها را تربیت کرده و علوم را به آن ها یاد مى دادند؛ البته حلقه دیگرى وجود داشت که مردم معمولى و شیفته اخلاق و رفتار حضرت آمده و سؤالات روزمره را مى پرسیدند؛ لذا خانه امام صادق علیه السلام، دانشگاه بین المللى بود که درب آن به سوى همه اقوام، مذاهب و نگرش ها باز بود و همه را سیراب مى کرد.
سئوال. مهدویت از دیدگاه حضرت امام صادق علیه السلام چه جایگاهى داشت؟
بخشى از روایات مهدویت، از زبان امام صادق علیه السلام است و ایشان بسیار ابراز اشتیاق به حضرت مهدى علیه السلام مى کردند. مهدویت امر بسیار مهمى است؛ باید در این زمینه دقت کرد، چون مطالب عمیق و جالبى در این موضوع وجود دارد و امروز بشر از همه مأیوس شده و از غرب برگشته و ادعاهاى دورغین «ایسم» ها و «اسم» ها را کنار زده؛ بر خلاف آن ها، اهل بیت علیهم السلام حرف هاى منطقى و مستدل در این خصوص دارند، که باید مردم را به سوى آن ها جذب کنیم، و اگر مردم جهان، حقایق معارف اهل بیت علیهم السلام، به ویژه مهدویت را درک کنند، به سوى آن ها مى شتابند و این وظیفه حوزویان است که این جایگاه را به جهانیان معرفى نمایند.
سئوال. حوزه در صیانت از جایگاه امام صادق علیه السلام چه رسالتى دارد؟
امروز حوزه هاى علمیه، در ادامه حوزه امام صادق علیه السلام و امام باقر علیهما السلام هستند و اگرچه در شیوه لباس و درس و کتا ب ها تغییر ایجاد شده، ولى جوهره همان است و گسترش این حوزه ها در امتداد حوزه هاى حله، کربلا، سامرا، خراسان و … است و در عصر حاضر، حوزه علمیه قم، ادامه دهنده همان راه است و وظیفه ما نیز معلوم است؛ باید در راستاى هدف امام صادق علیه السلام، حوزه را نگه داریم و تحقیقات را زیاد کنیم و با دلیل حرف بزنیم. بنده مطمئن هستم این حوزه ها مد نظر اهل بیت علیهم السلام است و اهل بیت علیهم السلام از این حوزه، کار و فعالیت مى خواهند و آن ها را حفظ مى کنند. ما باید متوجه باشیم که قداست حوزه و مراجع دین حفظ شود، چون روات حدیث اهل بیت علیهم السلام هستند. مراجع امروز ما، شاگردان امام صادق علیه السلام و سربازان معنوى امام زمان عجل اللّه تعالى فرجه الشریف هستند. هم چنین باید کتاب هایى که درباره شخصیت امام صادق علیه السلام است را به طلاب معرفى کرد، تا بیشتر با فعالیت هاى ایشان آشنا شوند. در این راستا پیشنهاد مى کنم در ایام ولادت امام صادق علیه السلام، نمایشگاه ویژه کتاب امام صادق علیه السلام و پیامبر اکرم صلى اللّه علیه و آله دایر شود.
سئوال. چرا دشمنان، وجود ایشان را تحمل نکردند؟
امام صادق علیه السلام جاذبه اى داشتند که اگر امام را راحت مى گذاشتند، دنیاى اسلام، جذب اهل بیت علیهم السلام مى شدند و فقط وجود امامان، کافى بود، تا انسان ها جذب ایشان شوند، چون همگى، صحبت ها و معارف عمیق و بکرى در همه زمینه ها، داشتند و مطالب نو را همراه با استدلال بیان مى کردند، همواره از حاکمان زمانه، استقلال داشتند و این موضوع براى مردم، مسئله بسیار مهمى بود؛ در واقع، این استقلال، سبب جذب مردم بود؛ لذا حتى اگر کار سیاسى نمى کردند، باز حاکمان نمى خواستند این ها زنده باشند؛ لذا اهل بیت علیهم السلام، مورد آزار این حاکمان قرار گرفتند، اما همه امامان براى مردم، مایه خیر و برکت بودند؛ حتى وقتى خبر شهادت امام صادق علیه السلام به منصور رسید، با وجود خباثت تمام، گفت: با رفتن امام صادق، فقه و فقاهت رفت.
سئوال. وظیفه امروز حوزه علمیه چیست؟
ما در قم، حوزه نسبتاً جوانى داریم. علماى قم، وارثان علماى قبل هستند و باید دو کار انجام دهیم: یکى توجه به تهذیب و اخلاق، که باید بکوشیم درس اخلاق حوزه، قوى تر برگزار شود و ما از نظر اخلاق، فقیر هستیم و دیگرى توجه به علم است؛ متأسفانه افت علمى داریم و در مواجهه با دنیاى امروز، باید حداقل هزار متکلم و هزار فقیه داشته باشیم تا در برابر هجمه هاى اینترنت، ماهواره و شبهه هاى ایجاد شده مقاومت کنیم و باید با قدرت بیشتر به علم بپردازیم و جنبه اخلاقى و علمى را در حوزه تقویت کنیم.
منبع : نشریه افق حوزه، ۲۳ اسفند ۱۳۸۸ – شماره ۲۶۳

















هیچ نظری وجود ندارد