۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

عبدالله بن إباض و رساله منسوب به او

0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

بدون هیچ تردیدی یکی از مهمترین موانع در بحث از فرق اسلامی خاصه، نحله ها و گروه های شکل گرفته در قرن اول هجری، مشکل دسترسی یا عدم دسترسی به منابع اصیل و اصلی آنها است، هر چند آثار مهمی از قرن بعدی در اختیار است که در غالب گونه ادبی ملل و نحل نویسی به ارایه گزارش از فرقه های اسلامی پرداخته اند. در این میان، بحث از شکل گیری و تکوین عقاید خوارج به نحو اعم و اباضیه به نحو خاص، نه تنها با این مشکل روبرو است بلکه مضاف برآن دیدگاه های افراطی خوارج در ارایه گزارش های منفی نسبت به آنها اهمیت فراوانی داشته است. تا کنون بحث محققان درباره خوارج بر اساس مصادر و منابع شیعی و سنی بوده است (که از جمله مشهورترین این گونه تحقیقات می توان به کتاب نایف معروف با عنوان الخوارج فی العصر الأموی: نشاتهم، تاریخهم،‌ عقائدهم،‌ أدبهم اشاره کرد). به عنوان مثال اثری چون الکامل ابوالعباس محمد بن یزید مبرد (متوفی ۲۸۵) به دلیل نقل اشعار و خطبه های ادبی خوارج به عنوان یکی از مهمترین منابع برای شناخت خوارج همواره مورد توجه و اشاره محققان قرار گرفته است. با این حال تلاش برای دست یابی به متون اباضیه، تنها جریان باقی مانده از حرکت خوارج در چند دهه اخیر اوج گرفته و با یافت شدن نسخه های خطی فراوانی از سنت فکری اباضیه (درباره اباضیه بنگرید به مدخل اباضیه در دائره المعارف اسلام نوشته لویسکی و کتاب صابر طعیمه با عنوان الإباضیه: عقیده و مذهبا (بیروت ،‌دار الجیل ۱۴۰۵؛ صالح باجیه،‌ الإباضیه بالجرید فی العصور الإسلامیه الاولی ،‌تونس ۱۹۷۶؛ محمد عوض خلیفات، نشأه الحرکه الإباضیه ، عمان ۱۹۷۸) که بخش اعظمی از آنها به کوشش اباضیان عمان و شمال آفریقا منتشر شده است،‌ امید برای یافتن نصوص کهن اباضیه نیز شوقی در دل محققان فرق اسلامی پدید آورده است واز همه جالب تر یافت شدن رساله ای منسوب به عبدالله بن اباض خطاب به خلیفه اموی معاصرش، عبدالملک بن مروان بود که به تعبیر لویتسکی در دائره المعارف اسلام (ذیل ماده اباضیه) و عوض محمد خلفیات (نشأه الحرکه الاباضیه، عمان ۱۹۷۸،‌ ص ۸۲) از مهمترین اسناد و مدارک کهن اباضیه است و گزارشی مخصتر از عقاید اباضیه را در بر دارد که از نوع خود،‌ اولین اثر است و یا به تعبیر منصف قوجه (الفتنه الکبری من خلال مصادر خوارجیه، تونس ۱۹۹۴، ص ۳۲) که رساله منسوب به ابن اباض را اثری معرفی کرده که بررسی کلامی جریان اباضیه بدون در نظر گرفتن آن ابتر است. رساله مورد بحث، در دو اثر یعنی کتاب الجواهر المنتقاه فی إتمام ما أخل به کتاب الطبقات ابوالقاسم برادی و کتابی مجهول المؤلف به نام کشف الغمه الجامع لأخبار الأئمه از عالمی اباضی آمده است. سوای بحث از اصالت رساله منسوب به ابن اباض در تحقیقات اخیر با اشاره به این رساله برخی محققان به اهمیت این رساله در تحول روابط میان خوارج و امویان (لطیفه بکای، حرکه الخوارج: نشأتها و تطورها إلی نهایه العهد الأموی (بیروت ۲۰۰۱، ص ۳۷۱) اشاره کرده اند و برخی فراتر از این رفته و از ابن اباض به عنوان مشاور سیاسی عبدالملک بن مروان سخن گفته اند (یحیی بن ابی زکریاء، کتاب سیر الأتمه و أخبارهم، تحقیق اسماعیل العربی، الجزائر ۱۹۸۲، ص ۱۰). تنها استثناء در بحث از اصالت این رساله بخشی از کتاب نخستین عقاید اسلامی مایکل کوک است که در بخشی از کتاب خود با عنوان نامه های ابن اباض به عبدالملک (ص ۵۱-۶۷) به بحث از اصالت این رساله پرداخته و سعی کرده است تا با بهره گیری از تحلیل متن و مقایسه آن با متون کهن باقی مانده از آن دوره چون رساله الارجاء منسوب به حسن بن محمد بن حنفیه راهی برای بحث از اصالت رساله ابن اباض ارایه دهد. به تازگی انتشارات دارالطلیعه اثری کوتاه از خانم دکتر لطیفه بکای با عنوان قراءه فی رساله ابن إباض (بیروت ۲۰۰۲) منتشر کرده که بحثی مفید درباره این رساله در بر دارد. آنچه که بر اهمیت این کتاب می افزاید علاوه بر بحث عالمانه مؤلف آن، تخصص نگارنده آن است که پیشتر کتابی با عنوان حرکه الخوارج: نشأتها و تطورها إلی نهایه العهد الأموی (بیروت:‌ دار الطلیعه ۲۰۰۱) منتشر کرده است. نوشتار حاضر در حقیقت گزارشی از محتوای کتاب قراءه فی رساله ابن إباض است. همانگونه که بکای اشاره کرده نخستین موضوعی که برای فرد آشنا با متن رساله منسوب به عبدالله بن اباض مورد توجه قرار می گیرد، تفاوت میان نسخه های متن این رساله است که اکنون در اختیار ما قرار دارد و به دلیل تفاوت میان این نسخه ها، بحث دشوار بعدی، عدم تمییز میان نسخه اصیل است. تحریر که ما در از آن به نسخه الف یاد خواهیم کرد، متنی است که برادی در جواهر المنتقاه (قاهره ۱۸۸۴) آورده و به نقل از اهمو منصف قوجه در کتاب خود با عنوان الفتنه الکبری من خلال مصادر خوارجیه (ص ۷۹-۸۸) متن آن را نقل کرده است. همین تحریر را مؤلف اثر مجهول المؤلف کشف الغمه الجامع لأخبار الأتمه نیز آورده است. اما تحریر دیگری نیز این رساله منسوب به ابن اباض در دست است که در چاپی سنگی از کتاب جواهر المنتقاه برادی که فاقد تاریخ است، درج شده است که در مواردی تفصیل بیشتری نسبت به متن نسخه الف دارد و این اختلافات در دو صورت است ، نخست در استعمال برخی الفاظ و عبارات است و دیگر در وجود برخی عبارات و الفاظ که در نسخه الف نیامده و ما از این تحریر کتاب به نسخه ب یاد خواهیم کرد. کوک نیز در بحث خود به تفاوت میان دو تحریر کتاب توجه داشته و از نسخه موجود در کتاب برادی به نسخه غربی و از تحریر موجود در کتاب الکشف به نسخه شرقی یاد کرده که البته در این امر خطا کرده و آنچه نسخه ای متمایز از کتاب است در حقیقت همان تحریر مندرج در چاپ بی تاریخ جواهر برادی است (بنگرید به کوک، همان، ص ۶۱-۶۲، ۱۷۸). در ادامه این بحث بکای (ص ۱۳-۲۳) نمونه ای اختلافات هر دو صورت میان دو تحریر کتاب را بیان کرده است. همانگونه که بکای اشاره کرده است به نظر می رسد علت اختلاف این دو تحریر، روزآمد کردن متن آن در محافل اباضی باشد که متن کهن را در مواردی که تحولات کلامی کلام اباضیه همخوانی نداشته، بازسازی کرده اند هرچند دخل و تصرف کاتب و یا احتمال وجود دو تحریر کهن از متن رساله نیز منتفی نیست. نتیجه نهایی بکای (ص ۲۱-۲۳) این است که متن رساله در تداول روایت در محافل اباضی دستخوش تغییراتی (حذف و افزودن مطالبی) شده که عمده این مطالب در باب عثمان است که در نسخه الف آمده و در این تحریر با شدت بیشتری از عثمان به دلیل اعمال غیر شرعیش خرده گیری شده است که البته نکته ای که به نظر بکای نباید از نظر دور داشت، جریان های مختلف میان خود اباضیه خاصه در زمان برادی مؤلف کتاب جواهر المنتقاه است که متن این رساله را نقل کرده است (بکای برای تفصیل احوال و اهمیت برادی و روزگار وی به پایان نامه منتشر نشده دکتری سالم العدالی با عنوان البرادی: حیاته و آثاره (دانشکده شریعت و اصول دین دانشگاه زیتونیه،‌ 1982) ارجاع داده است) یکی از دلایل تغییر در متن (شاید بازنویسی)‌ باشد، در هر حال وجود تغییرات در متن به خوبی نادرست بودن نظر قوجه (همان، ص ۳۳) که از عدم تغییری در متن رساله سخن گفته است، را نشان می دهد. بخش دوم بحث بکای، به بررسی محتوی و مضمون رساله اختصاص یافته است. بحث اصلی رساله عبدالله بن اباض، مسئله شورش بر ضد عثمان و مشروعیت قتل او است که در ضمن آن به مسائل مرتبط با فتنه سخن رفته است. در آغاز رساله، مؤلف بع رساله ای دیگر که میان او و عبدالملک بن مروان مبادله شده و از مسئله قتل عثمان سخن رفته، اشاره کرده است. پایان بخش نامه، نصائحی به خلیفه اموی است که ظاهرا با استناد به همین مطالب این بخش رساله است که احمد بن سعید شماخی در کتاب السیر (عمان، ۱۹۸۷، ج ۱، ص ۷۲-۷۳) و احمد بن سعید قلهاتی در الفرق الإسلامیه من خلال الکشف و البیان (تحقیق محمد بن عبدالجلیل، تونس ۱۹۸۴)، ص ۲۹۴ که از این نامه نگاری ها میان عبدالله بن اباض و خلیفه اموی به نصاتح یاد کرده اند. مؤلف رساله در اثبات درستی موضع خود فراوان به آیات قرآنی استناد کرده است. مؤلف رساله قبل از پرداختن به بحث از مشروعیت شورش بر ضد عثمان، نخست به احداثی که در قبل از آن رخ داده، اشاره کرده است و از سیره پیامبر و شیخین به عنوان تمهیدی برای بحث خود سخن گفته است. در بحث از دلایلی که به شورش بر ضد عثمان منجر شده است، مؤلف رساله گزارش تفصیلی تاریخی ارایه نکرده بلکه به اجمال از حوادث منجر به قتل عثمان سخن گفته است. مطالب تاریخی که در متن رساله آمده، بر دو قسم است. نخست مطالبی که در متون دیگر نیز آمده و دیگر مطالبی که تنها در متن این رساله به عنوان اعمال خلاف عثمان (مطاعن) آمده است. به نحو طبیعی مسائلی که در دسته نخست ذکر شده، تاکید و افراط عثمان بر برتری بخشیدن به خویشان خود، سوء‌ استفاده های مالی او و بذل و بخش بیت المال بر خویشانش و برخورد های تند او با برخی از بزرگان صحابه است که البته در متون تاریخی چون تاریخ الامم والملوک محمد بن جریر طبری و انساب الاشراف بلاذری نیز همانند دیگر متون تاریخی آمده است. اما برخی مطالبی که در این رساله آمده و ظاهرا در دیگر متون به عنوان ایرادهای که بر عثمان گرفته شده، اشاره ای به آنها نشده ، برخورد عثمان با اصحاب بدر است که مولف رساله از کاستن عطایای آنها سخن گفته است و رقم کلانی را ذکر کرده است. اما پذیرش درستی این مطلب دشوار است چرا که نشانی از اینکه عثمان تغییری در نظام عطا که خلیفه دوم بنا نهاده بود، نداده است خاصه گروه برجسته ای چون اهل بدر. در حقیقت در منابع غیر اباضی تنها اشاراتی از کاستن عطاء و یا قطع عطاء برخی کسان چون عبدالله بن مسعود و برخی از معارضان کوفی عثمان تنها در اواخر دوران حکومت عثمان در منابع سخن رفته که علت آن نیز تلاش عثمان در بهره گیری از اهرم اقتصادی در تحت فشار قرار دادن مخالفان خود بوده است (بلاذری، انساب الاشراف، قدس ۱۹۳۸، ج ۵، ص ۶۲؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح (بیروت: ۱۹۸۶، ج ۲، ص ۲۰۹؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۹۶۷، ج ۴، ص ۳۳۱-۳۳۵). از دیگر نکاتی که تنها در این رساله آمده، ذکر نام برخی کسان است که عثمان آنها را تبعید کرده در حالی که این افراد مجهول هستند و در منابع دیگر نامی از آنها نیامده است (بکای، ص ۲۸) همین گونه فهرست کسانی که مؤلف رساله به عنوان افراد کوفی بر له عثمان آورده، با فهرستی که مورخان دیگر آورده اند، متفاوت است و باز شامل افرادی مجهول است (بکای،‌ ص ۲۸-۲۹). اما نکته اصلی که باید مورد توجه قرار گیرد، عدم ذکر بارزترین چهره های مخالف عثمان در مدینه مثل عبدالله بن مسعود و عمار بن یاسر و یا کوفیانی چون اشتر نخعی و صعصعه بن صوحان عبدی و کسان دیگر است که مؤلف رساله به جای آنها افرادی مجهول را ذکر کرده است. همچنین در این رساله در کنار احداثی که عثمان پدید آورده به مسئله جلوگیری او از فعالیت قصاص در مساجد و منع مردم بحرین و عمان از فروش مواد غذایی است که هر دوی این مسائل مشکوک است و صحت آنها محل تردید جدی. درباره منع قصاص از فعالیت در مساجد، مشکل اصلی در پذیرش اصالت این مطلب عدم حضور قصاص در این دوره است و در حقیقت فعالیت رسمی قصاص از دوران بنی امیه آغاز شده است (بنگرید به مدخل قاص در دائره المعارف اسلام). دیدگاه تند مؤلف رساله در خرده گیری از معاویه و فرزندش یزید که از او به عنوان فاسق، لعین و شارب خمر یاد کرده، بازتابی از موضع تند خوارج نسبت به بنی امیه است و در فرازی مؤلف رساله به نفی اتهام غلو نسبت داده شده به خوارج ، خاصه پیروان ابن ازرق و او پرداخته و اتهامات خلیفه اموی را پاسخ داده است. اجمال رساله در گزارش حوادث تاریخی منجر به قتل عثمان بر خلاف نظر قوجه در کتاب الفتنه من خلال مصادر خوارجیه ، ص ۳۲ که اهمیتی فراوانی برای این رساله قائل شده، نادرست است و گفته لویستکی که این نامه را سندی با اهمیت فراوان از سنت کلامی و اعتقادی اباضیه خوانده، اغراق آمیز است. اما چه ویژگی باعث شده است تا محققان این نامه را سندی مهم برای بررسی اعتقادی کلام اباضیه بدانند؟ ظاهرا پاسخ به این پرسش را بتوان با نگاهی به متن خود رساله داد و آن بهره گیری فراوان مؤلف آن از آیات قرآن است. بکای (ص ۳۶-۴۲) بررسی بعدی خود را به این موضوع اختصاص داده است. همانگونه که مؤلف رساله خود در آغاز اثر خود متذکر شده است، برای نشان دادن درستی موضع خود، فراوان از آیات قرآنی بهره برده است. اما همانگونه که بکای اشاره کرده، بخشی از این آیات اساسا ربطی به موضوع مورد بحث یعنی احداث عثمان ندارد و گاه مواردی نیز وجود دارد که شان نزول آیه مورد بحث چیزی دیگری است که مؤلف رساله با تعسف فراوان آن را به موضوع احداث عثمان ربط داده است (بکای، ص ۳۷). اما همین ویژگی نامه یعنی بهره گیری و استناد فراوان به آیات قرآن می تواند راهی برای رسیدن به وثاقت خود متن تلقی گردد. همانگونه که بکای اشاره کرده است در رساله های کهن باقی مانده از سنت خوارج یعنی نامه های نافع بن ازرق به ابن زبیر و نجده حنفی و خوارج بصره و یا نامه نجده به نافع بن ازرق و داستان صالح بن مسرح و حتی در دوران متاخر حکومت امویان نامه محبوب بن رحیل به طالب الحق،‌ این گونه استناد فراوان به آیات قرآن وجود ندارد و در حقیقت رساله منسوب به ابن اباض از این حیث، هیچ شباهتی به نامه ها و رسائل شناخته شده خوارج از قرن اول و دوم هجری ندارد ( بنگرید به تاریخ طبری، ج ۵، ص ۵۶۵-۵۶۶؛ ج ۶، ص ۲۱۶-۲۱۷؛ المبرد، الکامل، باب الخوارج ، ص ۱۱۴-۱۱۷؛ درجینی، طبقات المشائخ بالمغرب، ج ۲، ص ۲۷۹) هر چند می دانیم که خوارج در تاویل آیات قرآن و بهره گیری نادرست از آن شهرت داشته اند. نتیجه گیری بکای بر اساس شیوه مؤلف نامه در استناد فراوان به آیات قرآن این است که متن نمی تواند تألیف عبدالله بن اباض باشد. اما بحث دقیقتر متن شناختی رساله موضوعی است که بکای در فصل سوم تحقیق خود یعنی ساختار کلی رساله: نمونه ای متمیز و نادر از قرن اول هجری مورد بحث قرار داده است. شاید توجه به نوع نامه های باقی مانده از صدر اسلام بتواند ما را در شناخت اصالت متن رساله حاضر کمک کند. بکای با اشاره به یافته های جابر قمیحه در کتاب أدب الرسائل فی صدر الاسلام (قاهره، ۱۹۸۶، ص ۱۱-۱۲۲) می نویسد که نامه های موجود از صدر اسلام دارای این شاکله بندی هستند که نخست متن با یک مقدمه آغاز شده و در ادامه بحث اصلی رساله است که با یک نتیجه گیری پایان یافته است. این نامه ها بعد از شروع با نام خدا (بسمله)،‌ با نام شخص فرستنده و شخص گیرنده آغاز شده و بعد از آن درود و سلام بر شخص گیرنده است و بحث اصلی با عبارت و اما بعد آغاز می شود که در آن مؤلف غرض و هدف اصلی خود از نگارش نامه را بیان می کند اما در اکثر نامه ها باقی مانده از قرن اول هجری این تقسیم بندی ها به طور مشخص دیده نمی شود و در اکثر آنها حتی بیشتر بخش هایی که ذکر شده، وجود ندارد (حسین بیوض، الرسائل السیاسیه فی العصر العباسی الاول، ص ۱۷۳-۱۷۸) و عموما منحصر به ذکر نام خدا و اسم فرستنده و گیرنده و موضوع مورد بحث است. همچنین در نسخه الف این رساله یعنی نسخه برادی ، چاپ قاهره ۱۸۸۴ بعد از بسمله عبارت «صلی الله علی سیدنا محمد» آمده که به نظر بیوض در الرسائل السیاسیه فی العصر العباسی الاول، ص ۱۷۵، تداول این عبارت به عصر هارون الرشید باز می گردد که برای نخستین بار به کاتبان دستور داده تا این عبارت را به کار برند و برخی نیز ابتکار این کار را به وزیر او خالد بن یحیی برمکی نسبت داده اند و بر این اساس بیوض معتقد است که کاربرد این عبارت در نامه های منسوب به عصر اموی، از افزوده های بعد باشد. اما موضوع دیگر مورد توجه در متن نامه منسوب به ابن اباض، ذکر کردن نام فرستنده بر نام گیرنده و عدم یاد کرد از او به عنوان خلیفه است که شیوه ای مخالف با نمونه های دیگر است و در حقیقت به نحو طبیعی می بایست نام شخص برتر بر شخص فروتر حتما به منظور جلوگیری از خشمگین کردن او ذکر می شده است. نه تنها این مسئله در متن رساله موجود رعایت نشده بلکه مؤلف رساله گاه گستاخانه به نصحیت گویی خلیفه پرداخته و برخی از افراد برجسته خاندانش چون معاویه و یزید را به باد ناسزا نیز گرفته است و آنها را به انحراف امت و فرورفتن در معاصی متهم کرده است. به تعبیر مایکل کوک (ص ۶۱) در این نامه نویسنده کمترین حد احترام را نیز برای خلیفه در نظر نگرفته است و این باعث تردید جدی در نگارش آن توسط عبدالله بن اباض می گردد چرا که در زمان او حرکت اباضیه در چنان جایگاهی از قدرت و شوکت نبوده که وی بتواند این گونه خلیفه را مورد خطاب قرار دهد و باکی از او نداشته باشد. در حقیقت قرار دادن متن نامه در چهارچوب تاریخی باعث شک جدی در اصالت آن می گردد (برای بحث بیشتر بنگرید به وداد القاضی، نحو منهج السلیم فی موثوقیه الرسائل العربیه الاسلامیه المبکره، در فی قراءه النص الدینی، تونس ۱۹۹۸، ص ۱۴۰). در حقیقت نامه یا شاید بخشی از آن در زمانی که دیگر بنی امویه قدرت و شکوتی نداشته اند، جعل شده است و به آن می توان به عنوان نصی که در درون جامعه اباضیه رواج داشته، نگاه کرد. همین گونه تطویل متن نامه، دیگر مشخصه متمایز کننده آن از رساله های قرن اول هجری است که ویژگی اصلی آنها اختصار است و در تمام رساله های موجود از آن دوره این ویژگی را می توان به وضوح دید (برای نامه ها و رساله های موجود از قرن اول هجری بنگرید به احمد زکی صفوت، جمهره رسائل العرب (قاهره ۱۹۶۲) و در حقیقت محققان در فن نامه نگاری اجماع دارند که ایجاز و خلاصه گویی دو ویژگی متمایز کننده نامه های مبادله شده در قرن اول هجری است (بنگرید به انیس المقدسی، تطور الأسالیب النثریه فی الأدب العربی (بیروت ۱۹۸۹)، ص ۹۴-۹۷؛ حسین بیوض، الرسائل السیاسیه فی العصر العباسی الاول، ص ۲۰۲-۲۰۳). و قلقشندی در کتاب صبح الاعشی فی صناعه الانشاء (قاهره ۱۹۶۳، ج ۶،‌ص ۳۹۱) تصریح دارد که عبدالحمید بن یحیی (درباره او بنگرید به مدخل عبدالحمید بن یحیی در دائره المعارف اسلام، نوشته گیب) کاتب مروان بن محمد آخرین خلیفه اموی نخستین کسی است که تطویل دادن نامه ها را باب کرده که تاریخی متاخرتر از زمان نگارش اثر حاضر است. این نکته را نیز باید در نظر گرفت که نامه های نگاشته شده به امراء و خلفاء‌ در نهایت ایجاز و خلاصه گویی نگاشته می شده و این ویژگی تنها مختص به قرن اول نبوده و در تمام قرون بعدی نیز رعایت می شده و این ها همگی دلایلی در تردید جدی در اصالت رساله منسوب به عبدالله بن اباض است. بکای به اشکالات دیگر موجود در متن رساله مانند تکرار، خطاهای تاریخی اشاره کرده و آنها را دلایلی دیگر در عدم صحت اصالت رساله دانسته است. بکای (ص ۴۹-۵۲) در نتیجه گیری نهایی بحث خود از عدم وجود اشاره به این رساله در آثار کهن اباضی چون کتاب بدء‌ السلام و شرایعه که بکای از آن با عنون الاسلام و تاریخه من وجهه نظر اباضیه (بیروت ۱۹۸۵) یاد کرده، کتاب سیر الأئمه و أخبارهم یحیب بن ابی زکریا ،‌تحقیق اسماعیل مغربی (الجزائر، ۱۹۸۲) و یا کتاب طبقات المشائخ بالمغرب احمد بن سعید درجینی (تحقیق ابراهیم طلائ ، الجزائر ۱۹۷۴)‌ سخن گفته و اشاره کرده که تنها در منابع متاخری چون کتاب السیر شماخی (ج ۱، ص ۷۲-۷۳) و یا کتاب الفرق الاسلامیه من خلال الکشف و البیان قلهاتی ، ص ۲۹۴ از این رساله با عنوان نصایحی به خلیفه عبدالملک بن مروان یاد شده است. بکای همچنین در پایان بحث خود اشاره کرده که مایکل کوک (ص ۶۷) ضمن نتیجه گیری از عدم صحت و جعلی بودن متن نامه بر آن است که متن نامه در اواخر عصر اموی جعل شده و جاعل آن از خوارج بصره بوده است. کوک فراتر رفته و کاتب نامه را جابر بن زید معرفی کرده و گفته که او نامه را به عبدالملک بن مهلب فرستاده است. بکای ضمن بی دلیل خواندن این ادعای کوک از محل تردید بودن اباضی بودن جابر بن زید سخن گفته و اشاره کرده که عبدالملک بن مهلب شخصیت بارزی از امویان نبوده که محل توجه نامه نگاری سران اباضیه قرار گیرد. بکای در آخر نتیجه می گیرد که شاید در بعد و بر اساس در اختیار قرار گرفتن اطلاعات بیشتری بتوان مؤلف رساله را شناسی کرد اما آنچه که مشخص است این است که متن نامه در زمانی متاخر تر از عبدالله بن اباض و خلیفه اموی عبدالملک بن مروان نگاشته شده است. در حقیقت همان گونه که ابن ندیم (الفهرست،‌ ص ۲۳۳)‌ اشاره کرده در زمان او نیز آثار خوارج چندان شناخته شده نبوده و خوارج آثار خود را از دیگران پنهان می کردند، از این رو طبیعی است که اطلاعات ما درباره هویت مؤلف رساله و یا زمان نگارش آن ناچیز باشد. به نحو طبیعی و با پذیرش تألیف متاخر رساله ، مؤلف آن برای اعتبار بخشیدن به آن می باید اثر خود را به شخصیتی برجسته در تاریخ اباضیه نسبت داده باشد که از همه مشهورتر بنیانگذار حرکت اباضیه عبدالله بن اباض است. بکای بعد از ذکر مصادر و منابع خود (ص ۵۳-۵۷) متن رساله را به عنوان ضمیمه کتاب خود آورده و در پاورقی به تفاوت میان دو تحریر کتاب اشاره کرده است (ص ۶۱-۹۳). بی تردید این کتاب علیرغم اختصار آن، متنی ارزشمند از چگونگی بحث و تحقیق درباره رساله ها و آثار باقی مانده از قرن اول هجری است که برای شناخت عقاید خوارج نیز می تواند مفید باشد. اختصار کتاب و نثر ادبی زیبای آن به گونه ای است که حتی می توان از آن برای تدریس در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد درس های ملل و نحل نیز استفاده کرد. منبع: www.historylib.com
 
 

نوشته قبلی

ناگفته‌های واشنگتن‌پست از جوانی مقتدی صدر

نوشته‌ی بعدی

پاسخ چند پرسش پیرامون مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی

مرتبط نوشته ها

امام صادق (ع) و اندیشه های صوفیان
امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اندیشه های صوفیان

پیام عاشورا
نهضت حسینی

پیام عاشورا

معنای جانفدای ۳۰ میلیونی
ویژه جنگ رمضان

معنای جانفدای ۳۰ میلیونی

فقه به مثابه‌ نرم‌افزار اداره‌ نظام
نظام ولایت فقیه

فقه به مثابه‌ نرم‌افزار اداره‌ نظام

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران
ویژه جنگ رمضان

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد
علوم شیعه

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

نوشته‌ی بعدی

پاسخ چند پرسش پيرامون مرحوم دکتر سيد جعفر شهيدي

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

امام صادق (ع) و اندیشه های صوفیان

امام صادق (ع) و اندیشه های صوفیان

پیام عاشورا

پیام عاشورا

معنای جانفدای ۳۰ میلیونی

معنای جانفدای ۳۰ میلیونی

فقه به مثابه‌ نرم‌افزار اداره‌ نظام

فقه به مثابه‌ نرم‌افزار اداره‌ نظام

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا