هر چند از نظر بحثهای كلاسیكی لازم است كه، دلائل شفاعت را از نظر قرآن و حدیث مورد بحث و بررسی قرار دهیم سپس به آثار تربیتی و انقلابی آن بپردازیم، زیرا تا وجود چیزی از نظر عقل و نقل ثابت نگردد، بحث پیرامون آن جنبه فرضی خواهد داشت. اما چون امروز از دید بسیاری از خوانندگان، اهمیت و لزوم بحث پیرامون یك ایده مذهبی، در گرو آثار تربیتی و سازندگی آن است؛ و اگر یك ایده مذهبی در این مسیر قرار نگیرد آن را از مسائل درجه دو مذهبی میشمارند و احیاناً خود را موظف به غور و بحث در آن نمیدانند. روی این لحاظ برای نشان دادن اهمیت بحث و این كه ایده «شفاعت» حتی روی مقیاسی كه آنان برای درجه بندی مسائل مذهبی ترتیب دادهاند از مسائل درجه یك میباشد، بحث پیرامون آثار تربیتی و اصلاحی آن را بر دیگر بحثها مقدم داشته ابتداء در این مورد به بحث و گفتگو میپردازیم. اعتقاد به شفاعت پدید آورنده امید در دل گنهكاران، و مایه بازگشت آنان در نیمه زندگی، به سوی خدا است، و اگر حقیقت شفاعت درست مورد بررسی قرار بگیرد، خواهیم دید كه اعتقاد به شفاعت اولیاء خدا، نه تنها مایه جرأت و موجب سرسختی با خدا نمیباشد، بلكه سبب میشود كه گروهی به امید این كه راه بازگشت به سوی خدا به روی آنان باز است، بتوانند به وسیله اولیاء خدا، آمرزش الهی را نسبت به گذشته جلب كنند و از عصیان و سركشی و سرسختی دست برداشته به سوی حق بازگردند. نه تنها شفاعت در زندگی انسانها، این نقش را بر عهده دارد، بلكه پذیرش توبه، و در سطح وسیعتر موضوع «انتظار فرج» و امید به بهبود وضع آینده اجتماع، از عوامل سازنده و نیرو بخش در دگرگون ساختن اوضاع و نابسامانیهای بشر میباشد و او را از محیط تیره و تار یأس و نومیدی، به فضای روشن رجاء و امیدواری وارد میكند. اعتقاد به شفاعت اولیاء خدا ( البته با شرایط خاصی) درباره گنهكاران سبب میشود كه فرد گنهكار معتقد گردد كه وی از این به بعد میتواند سرنوشت خود را دگرگون سازد، و اعمال دیرینه وی طوری نیست كه برای او یك سرنوشت شوم قطعی و غیر قابل تغییر ساخته باشد، بلكه او از همین حالا به كمك اولیاء خدا و تصمیم راسخ خود بر اطاعت و فرمانبرداری از خدا، میتواند سرنوشت خود را عوض كند، و درهای سعادت را به روی خود باز كند، ولی برعكس، یأس و نومیدی و این كه دیگر كاری از او و دیگران ساخته نیست، چراغ امید را در شبستان عمر انسان خاموش میسازد. جوانی كه در طول زندگی، گناهان و لغزشهائی داشته است هرگاه معتقد گردد كه كارهای زشت پیشین او، آن چنان كاخ سعادت وی را ویران كرده كه دیگر قابل ترمیم نیست، و برای او یك سرنوشت قطعی پدید آورده كه به هیچ وسیلهای نمیتوان آن را دگرگون ساخت، و آمرزش خدا را به خویش جلب نمود، و حتی توبه و پشیمانی و شفاعت و كمك خواهی از اولیاء حق، نمیتوانند سرنوشت او را دگرگون سازند، یك چنین اعتقاد نه تنها از حجم گناه او نمیكاهد، بلكه سبب میشود كه پرونده زندگی وی روز به روز سیاه تر، و بار گناه او سنگین تر شود. زیرا او با خود چنین فكر میكند: اكنون كه راه بازگشت به روی من باز نیست و از این به بعد هر نوع قدم نیكی در راه اطاعت خدا بردارم سودی به حال من نخواهد داشت، دیگر جهت ندارد كه من در نیمه عمر، رنج اطاعت را بر خود هموار سازم، و از گناهان لذت بخش دست بردارم. ولی برعكس اگر روزنه امید را به روی خود باز ببیند. و بداند كه از همین حالا میتواند وضع خود را در آینده دگرگون سازد در این صورت كوششی میكند كه گذشته را جبران كند و به وضع خود در آینده بهبودی بخشد. از این گذشته شفاعت اولیاء خدا منوط به اذن پروردگار جهان است، و تا اجازه خدا نباشد، هیچ كس نمیتواند، شفاعت نماید، ناگفته پیداست كه اذن خدا بی جهت و بی حكمت نخواهد بود، در این صورت باید گفت اذن خدا شامل حال كسانی میشود كه برای عفو و اغماض، شایستگی دارند و اگر در طول زندگی لغزش و گناهی داشتهاند، به مرحله پرده دری و طغیان نرسیده است، و اگر رابطه خود را در بعضی از جهات ضعیف كردهاند، ولی به كلی آن را قطع نكردهاند. این چنین افراد كه پیوندهای گوناگون خود را با حق و حقیقت نگسستهاند، مشمول و شایسته شفاعت میشوند. نوید شفاعت با این شرط، خود هشداری است به گنهكاران كه بهوش باشند و هر چه زودتر از ادامه گناه بازگردند، و همه پیوندهای خود را پاره نكنند، و پردهها را ندرند، و از شعاع شفاعت دور نگردند كه در غیر این صورت راه نجاتی برای آنان نخواهد بود. همین احساس و توجه، در بازگشت افراد گنهكار به راه حق و تجدید نظر در برنامههای غلط مؤثر میگردد، و در حقیقت روزنه امیدی برای پاك ساختن برنامه زندگی، از نقاط تاریك محسوب میشود. تجربه نشان داده است كه اگر روزنه امیدی به روی افراد مجرم گشوده شود و احساس نمایند كه اگر در برنامه غلط ناروای خود تجدید كنند، راه نجاتی برای آنها هست، بسیاری از آنها از بیراهه، به راه باز میگردند. در قوانین جزائی و كیفری ملتها، قانونی به نام «عفو زندانیان و مجرمان بزرگ و محكومان به حبس ابد» وجود دارد، نكته آن این است كه روزنه امیدی برای این افراد باز شود، و در برنامه زندگی خود تجدیدنظر نمایند، و اگر این روزنه نبود، علت نداشت كه در همان محیط، آرام بنشینند و دست بجنایت نزنند زیرا بالاتر از سیاهی( زندان ابد) رنگی نیست. شفاعت درباره افراد لایق و شایسته جز روزنه امید برای امكان تجدید حیات دینی و اخلاقی چیزی نیست، و مخصوص كسانی است كه روابط خود را با خدا و اولیای دین حفظ كردهاند، ولی كسی كه دارای اعمال نیك نبوده و از ایمان به خدا بهره نداشته و عمری در گناه و فساد بسر برده باشد، هرگز مشمول شفاعت نخواهد بود. فرق این دو طائفه را میتوان با مثالی مجسم ساخت: فرض كنید سربازانی مأمور گشودن دژی برفراز كوهی میباشند، و گشودن آن دژ، در حفظ كشور آنان از تجاوز خارجی، فوق العاده مؤثر است، فرمانده ماهر و ورزیده، وسائل لازم بالاروی و گشودن دژ را در اختیار آنان میگذارد، و فرمان بالا رفتن را صادر مینماید. آن گروه از سربازان بی انضباط و ترسو كه گوش به فرمان فرمانده نداده، و در پائین كوه میمانند، هیچ گاه مشمول حمایت او نمیگردند، اما آن گروه كه فداكارند و به سرعت از كوه بالا میروند، اگر در میان آنان افرادی ضعیف و ناتوان باشند، و در بعضی از گذرگاهها بلغزند، یا صعود و بالا رفتن در بعضی از نقاط حساس كوه برای ایشان مشكل باشد، فرمانده دلسوز از انها مراقبت مینماید و در نقاط حساس برای عبور از لغزشگاه به آنها كمك میكند. این نوع مراقبت و كمك یك نوع شفاعت است و از آن افرادی است كه در مسیر هدف گام بر میدارند، و هیچ اشكال ندارد كه فرمانده دلسوز پیش از صعود به كوه این مطلب را اعلام كند و بگوید اگر شما در نقاط حساسی از صعود باز بمانید، از كمكها بی دریغ من محروم نخواهید ماند، و من با تمام قوا كوشش میكنم كه شما را در این هدف كمك كنم. یك چنین اعلام قبلی، افراد را برای كار دلگرم كرده و نور امید را در دل آنان پدید میآورد و بر قدرت و پایداری آنان میافزاید، و در حقیقت یك نوع تربیت و وسیله تكامل است. در اینجا از تذكر نكتهای ناگزیریم و آن این كه: اعتقاد به شفاعت در صورتی میتواند مؤثر و سازنده باشد كه دور از هر نوع عوام فریبی تفسیر شود و حساب شفاعتی كه قرآن و حدیث و یا عقل و خرد ما را به سوی آن دعوت میكند، از شفاعتی كه در اذهان برخی از دورافتادگان از تعالیم اسلام وجود دارد، جدا گردد، زیرا گاهی تفسیرهای غلط برای شفاعت از طرف افراد ناوارد، مردم را از درك حقیقت شفاعت باز میدارد، و ما را به یاد شعر شاعری «حاجب» نام میاندازد كه فكر میكرد در روز رستاخیز دست علی ـ علیه السّلام ـ درباره شفاعت گنهكاران آنچنان باز است كه علاقهمندان وی به اطمینان شفاعتش هر چه بخواهند میتوانند گناه كنند، از این جهت به افتخار امام قصیدهای سرود كه نخستین بیت آن این است: حاجب اگر معامله حشر با علی است من ضامنم تو هر چه بخواهی گناه كن ولی همین شاعرـ طبق گفته خویش ـ در عالم رؤیا امام را به خواب دید و خشم حضرت را از سرودن چنین شعر خرافی لمس كرد و امام خواستار آن شد كه قسمت دوم از شعر خود را عوض كند و چنین بگوید: حاجب اگر معامله حشر با علی است شرم از رخ علی كن و كمتر گناه كن خواه این جریان، حقیقت داشته باشد و یا افسانه و پنداری بیش نباشد، حقیقت همین است كه در این سرگذشت آمده است. جوانان عزیز، علاقه مندان به مكتب پیامبران؛ باید معارف دینی خود را از دانشمندان محقق و كتابهای اصیل اسلامی بگیرند تا شفاعت حقیقی را از شفاعت تحریف یافته به خوبی بازشناسند و به گفته هر درویش معركه گیر، یا داستانسرایان حرفهای، و یا نوشتههای مبتذل كه به خامه افراد فاقد صلاحیت نوشته میشود، اعتماد نكنند.
کتاب منشور جاوید جلد 8 صفحه 7
















هیچ نظری وجود ندارد