۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

تفکر مذهبی شیعه(۱)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 
معنای تفکر مذهبی
تفکر مذهبی, تفکر بحث و کنجکاوی را می گوییم که ماده ای از مواد مذهبی را که در تعالیم آن مذهب است نتیجه بدهد؛ چنانکه تفکر ریاضی مثلاً تفکری را می گویند که یک نظریه ریاضی را نتیجه بدهد یا یک مسئله ریاضی را حل کند. مأخذ اساسی تفکر مذهبی در اسلام
البته تفکر مذهبی نیز مانند سایر تفکرات, مأخذی می خواهد که مواد فکری از آن سرچشمه بگیرد و به آن تکیه بزند؛ چنانچه در تفکر برای حل یک مسئله ریاضی, یک رشته معلومات ریاضی را باید استخدام نمود که بالا خره به عملیات فن مربوط منتهی شود. یگانه مأخذی که دین آسمانی اسلام (از آن جهت که به وحی آسمان می رسد) به آن اتکا دارد, همانا قرآن کریم است . قرآن کریم است که مدرک قطعی نبوت همگانی و همیشگی پیغمبر اکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ است و محتویات آن دعوت اسلامی می باشد, البته تنها مأخذ بودن قرآن کریم ماَّخذ و مصادر دیگر تفکر صحیح و حجتهای دیگر را الغا نمی کند چنانکه خواهیم گفت . راههایی که قرآن برای تفکر مذهبی نشان می دهد
قرآن کریم در تعلیمات خود برای رسیدن و درک نمودن مقاصد دینی و معارف اسلامی, سه راه در دسترس پیروان خود قرار داده, به ایشان نشان می دهد که ظواهر دینی و حجت عقلی و درک معنوی از راه اخلاص و بندگی است . توضیح اینکه: ما می بینیم قرآن کریم در بیانات خود, همه مردم را طرف خطاب قرار داده گاهی بی اینکه حجتی به گفته خود اقامه کند, بلکه به مجرد اتکا به فرمانروایی خدائی خود, به پذیرفتن اصول اعتقادی مانند توحید و نبوت و معاد و احکام عملی مانند نماز و روزه و غیر آنها امر می کند و در برخی از اعمال نهی می نماید و اگر این بیانات لفظی را حجیت نمی داد هرگز از مردم پذیرش و فرمانبرداری آنها را نمی خواست, پس ناگزیر باید گفت اینگونه بیانات ساده قرآن, راهی است برای فهم مقاصد دینی و معارف اسلامی . ما این بیانات لفظی را مانند:(آمِنُوا بِاللّهِ وَرَسُولِهِ) و:(اَقیمُواالصَّلوهَ) را ظواهر دینی می نامیم . و از سوی دیگر می بینیم قرآن کریم در آیات بسیاری به سوی حجت عقلی, رهبری می کند و مردم را به تفکر و تعقل و تدبر در آیات آفاق و انفس, دعوت می فرماید و خود نیز در موارد احقاق حقایق به استدلال عقلی آزاد می پردازد و حقا هیچ کتاب آسمانی علم و معرفت برهانی را برای انسان مانند قرآن کریم نمی شناسد. قرآن کریم با این بیانات اعتبار حجت عقلی و استدلال و برهانی آزاد را مسلم می شمارد؛ یعنی نمی گوید که اول حقانیت معارف اسلامی را بپذیرید سپس به احتجاج عقلی پرداخته معارف نامبرده را از آنها استنتاج کنید, بلکه با اعتماد کامل به واقعیت خود می گوید: به احتجاج عقلی پرداخته حقانیت معارف نامبرده را از آن دریابید و بپذیرید و سخنانی که از دعوت اسلامی می شنوید, تصدیق آنها را از آفرینش جهان که گواهی است راستگوی بپرسید و بشنوید و بالا خره تصدیق و ایمان را از نتیجه دلیل به دست آورید نه اینکه اول ایمان بیاورید و بعد به قید مطابقت آن دلیل اقامه کنید, پس تفکر فلسفی نیز راهی است که رسائی آن را قرآن کریم تصدیق می نماید و از سوی دیگر می بینیم قرآن کریم با بیانی جالب روشن می سازد که همه معارف حقیقیه از توحید و خداشناسی واقعی سرچشمه می گیرد و استنتاج می شود و کمال خداشناسی از آن کسانی است که خداوند آنان را از هر جای جمع آوری کرده و برای خود اختصاص داده است. آنان هستند که خود را از همه کنار کشیده و همه چیز را فراموش کرده اند و در اثر اخلاص و بندگی, همه قوای خود را متوجه عالم بالا ساخته دیده به نور پروردگار پاک روشن ساخته اند و با چشم واقع بین, حقایق اشیأ و ملکوت آسمان و زمین را دیده اند؛ زیرا در اثر اخلاص و بندگی به یقین رسیده اند و در اثر یقین ملکوت در آسمان و زمین و زندگی جاودانی جهان ابدیت برایشان مکشوف شده است . با توجه در آیات کریمه ذیل این مدعا کاملاً روشن می شود: الف – (وَما اَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ اِلاّ نُوحی اِلَیْهِ اَنَّهُ لا اِلَهَ الاّ اَنَا فَاعْبُدونِ)[۱], (سوره انبیأ, آیه ۲۵) ب – و می فرماید:(سُبْحانَ اللّهِ عَمّا یَصِفُونَ اِلاّ عِبادَ اللّهِ اْلمُخْلَصینَ)[۲], (سوره صافات, آیه ۱۵۹ و ۱۶۰) ج – و می فرماید:(قُلْ اِنَّما اَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحی اِلَی اَنَّما اِلهُکُمْ اِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقأ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَلا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ اَحَداً)[۳], سوره کهف, آیه ۱۱۰ د – و می فرماید:(وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتی یَاْتِیَکَ الْیَقینُ)[۴], (سوره حجر, آیه ۹۹) ه – و می فرماید:(وَکَذلِکَ نُری اِبْراهیمَ مَلَکوُتَ السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ وَلِیکُونَ مِنَ اْلمُوقِنینَ)[۵], (سوره انعام, آیه ۷۵) و – و می فرماید:(کَلاّ اِنَّ کِتابَ اْلاَبْرارِ لَفی عِلّییّنَ وَما اَدْریکَ ما عِلِّیُّونَ, کِتابٌ مَرْقُومٌ, یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ)[۶], (سوره مطففین, آیه ۱۸- ۲۱) ز – و می فرماید:(کَلاّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ اْلیَقینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحیمَ)[۷] ,(سوره تکاثر, آیه ۵ و ۶) پس یکی از راههای درک معارف الهیه, همان تهذیب نفس و اخلاص در بندگی است . تفاوت در میان سه طریق نامبرده
با بیان گذشته روشن شد که قرآن کریم برای درک معارف دینی, سه راه نشان داده است, ظواهر دینی و عقل و اخلاص در بندگی که موجب انکشاف حقایق و مشاهده باطنی آنهاست ولی باید دانست که این سه طریق از چند جهت با هم تفاوت دارند. اولاً: ظواهر دینی چون بیاناتی هستند لفظی و به ساده ترین زبانی القا شده اند, در دسترس مردم قرار دارند و هر کس به اندازه ظرفیت فهم خود از آنها بهره مند[۸] می شود, به خلاف دو طریق دیگر که اختصاص به گروه خاصی داشته, همگانی نمی باشند. ثانیا: طریق ظواهر دینی راهی است که با پیمودن آن می توان به اصول و فروع معارف اسلامی پی برده و موارد اعتقادی و عملی دعوت (اصول معارف و اخلاق) را به دست آورد به خلاف دو طریق دیگر؛ زیرا اگر چه از راه عقل می توان مسائل اعتقادی و اخلاقی و کلیات مسائل عملی (فروع دین) را به دست آورد ولی جزئیات احکام نظر به اینکه مصالح خصوصی آنها در دسترس عقل قرار ندارند از شعاع عمل آن خارجند و همچنین راه تهذیب نفس چون نتیجه آن انکشاف حقایق می باشد و آن علمی است خدادادی نمی توان نسبت به نتیجه آن و حقایقی که با این موهبت خدایی مکشوف و مشهود می شوند, تحدیدی قائل شد یا اندازه ای گرفت اینان چون از همه جا بریده اند و همه چیز را جز خدا فراموش کرده اند, تحت ولایت و سرپرستی مستقیم خدا می باشند و آنچه را می خواهد (نه آنچه خودشان می خواهند) برایشان مشهود می شود. طریق اوّل: ظواهر دینی, اقسام ظواهر دینی چنانکه گذشت قرآن کریم که مأخذ اساسی تفکر مذهبی اسلام است به ظواهر الفاظ خود در برابر شنوندگان خود حجیت واعتبار داده است و همان ظواهر آیات, بیان پیغمبر اکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ را تالی بیان قرآن قرار می دهد و مانند آن حجت می سازد؛ چنانکه می فرماید: (وَاَنْزَلَنْا اِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ اِلَیْهِمْ)[۹] . و می فرماید: (هُو الَّذی بَعَثَ فِی اْلاُمِّییّنَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ ایاتِهِ وَیُزَکّیهِمْ وَیُعَلّمُهُمُ الْکِتابَ وَالْحِکْمَهَ)[۱۰] و می فرماید: (لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللّهِ اُسْوَهٌ حَسَنَهٌ)[۱۱] . پر روشن است که اگر گفتار و رفتار پیغمبر اکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ و حتی سکوت و امضای آن حضرت برای ما, مانند قرآن حجت نبود آیات مذکوره مفهوم درستی نداشت, پس بیان پیغمبر اکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ برای کسانی که از آن حضرت می شنوند یا با نقل قابل اعتماد نقل می شود حجت و لازم الاتباع است . و همچنین با تواتر[۱۲] قطعی از آن حضرت رسیده است که بیان اهل بیت وی مانند بیان خودش می باشد و به موجب این حدیث و احادیث نبوی قطعی دیگر بیان اهل بیت تالی بیان پیغمبر اکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ می باشد و اهل بیت در اسلام سمت مرجعیت علمی داشته در بیان معارف و احکام اسلام هرگز خطا نمی کنند و بیانشان به طریق مشافهه یا نقل, قابل اعتماد و حجت است . از این بیان روشن می شود که ظواهر دینی که در تفکر اسلامی مدرک و مأخذ می باشد دو گونه اند کتاب و سنت و مراد از کتاب ظواهر آیات کریمه قرآنی می باشد و مراد از سنت حدیثی است که از پیغمبر اکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ و اهل بیت _ علیهم السّلام _ رسیده باشد. حدیث صحابه
اما احادیثی که از صحابه نقل می شود اگر متضمن قول یا فعل پیغمبر اکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ باشد و مخالف با حدیث اهل بیت _ علیهم السلام _ نباشد, قابل قبول است و اگر متضمن نظر و رأی خود صحابی باشد, دارای حجیتی نیست و حکم صحابه مانند حکم سایر افراد مسلمانان است و خود صحابه نیز با یک نفر صحابی معامله یکنفر مسلمان می کردند. بحث مجدد در کتاب و سنت
کتاب خدا (قرآن) مأخذ اساسی هرگونه تفکر اسلامی است و اوست که ماَّخذ دیگر دینی را اعتبار و حجیّت می دهد و از همین جهت باید برای همگان قابل فهم باشد. گذشته از این, خود قرآن کریم, خود را نور و روشن کننده همه چیز معرفی می کند و هم در مقام تحدی از مردم درخواست می کند که در آیات آن تدبر کرده ببینند که هیچگونه اختلاف و تناقض وجود ندارد و اگر می توانند, کتابی مانند آن بسازند و معارضه اش کنند. روشن است که اگر قرآن برای همگان قابل فهم نبود اینگونه خطابات مورد نداشت . البته نباید پنداشت که این مطلب (که قرآن به خودی خود برای همه قابل فهم است) با مطالب سابق که پیغمبر اکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ و اهل بیت او در معاریف اسلامی که در حقیقت مضامین قرآن کریم می باشند, مراجع علمی هستند, منافات دارد؛ زیرا بخشی از معارف اسلامی که احکام و قوانین شریعت می باشد, قرآن کریم تنها کلیات آنها را متضمن است و روشن شدن تفاصیل آنها مانند احکام نماز و روزه و داد و ستد و سایر عبادات و معاملات به مراجعه سنت (حدیث اهل بیت) متوقف است . و بخشی دیگر که معارف اعتقادی و اخلاقی است اگرچه مضامین و تفاصیل آنها قابل فهم عموم می باشد ولی در درک معانی آنها روش اهل بیت را باید اتخاذ نمود و هر آیه قرآنی را با آیات دیگر قرآنی توضیح داده و تفسیر کرد نه به رأی و نظر خود که از عادات و رسوم معمولی برای ما دلنشین شده و با آن مأنوس گردیده ایم . علی _ علیه السّلام _ می فرماید: برخی از قرآن با برخی دیگر به سخن درآمده معنای خود را می فهماند و بعضی از آنها به بعضی دیگر گواهی می دهد[۱۳] . و پیغمبر اکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ می فرماید:بخشی از قرآن بخش دیگر را تصدیق می کند[۱۴] . و نیز می فرماید:هر که قرآن را به رأی خود تفسیر کند, برای خود در آتش جایگاه می سازد[۱۵] . مثالی ساده برای تفسیر قرآن به قرآن: خدای تعالی در قصه عذاب قوم لوط در جایی می فرماید:برایشان باران بد, بارانیدیم[۱۶] و در جای دیگر, این کلمه را به کلمه ای دیگر تبدیل کرده می فرماید:برایشان سنگ بارانیدیم[۱۷] و از انضمام آیه دوم به آیه اول روشن می شود که مراد از باران بد, سنگهای آسمانی است کسی که با نظر کنجکاوی و در احادیث اهل بیت و در روایاتی که از مفسرین صحابه و تابعین در دست است رسیدگی نماید تردید نمی کند که روش تفسیر قرآن به قرآن تنها روش ‍ ائمه اهل بیت _ علیهم السّلام _ می باشد. ظاهر و باطن قرآن
چنانکه فهمیدیم قرآن کریم با بیان لفظی خود مقاصد دینی را روشن می کند و دستوراتی در زمینه اعتقاد و عمل به مردم می دهد ولی مقاصد قرآن تنها به این مرحله منحصر نیست بلکه در پناه همین الفاظ و در باطن همین مقاصد مرحله ای معنوی و مقاصدی عمیقتر و وسیعتر قرار دارد که خواص با دلهای پاک خود می تواند بفهمند. پیغمبر اکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ که معلم خدائی قرآن است می فرماید:قرآن ظاهری انیق (زیبا و خوش آیند) و باطنی عمیق دارد[۱۸] . و نیز می فرماید:قرآن بطن دارد و بطنش نیز بطن دارد تا هفت بطن[۱۹] و در کلمات ائمه اهل بیت نیز از باطن قرآن بسیار نامبرده شده است[۲۰]. ریشه اصلی این روایات مثلی است که خدای متعال در سوره رعد, آیه ۱۷ می زند؛ خدای تعالی در این آیه افاضه های آسمانی را تشبیه فرموده به بارانی که از آسمان نازل می شود و حیات زمین و اهل زمین بسته به آن است, با آمدن باران, سیل راه می افتد و مسیلهای گوناگون هرکدام به اندازه ظرفیت خود از آن سیل برداشته جریان پیدا می کند, روی سیل در جریان خود با کفی پوشیده شده است ولی در زیر کف, همان آب قرار دارد که حیاتبخش و به حال مردم سودمند می باشد. چنانکه این مثل اشاره می کند, ظرفیت افهام مردم در فراگرفتن این معارف آسمانی که حیاتبخش درون انسان هستند – مختلف می باشد. کسانی هستند که جز به ماده و زندگی مادی چند روزه این جهان گذران به چیزی اصالت نمی دهند و جز مشتهیات مادی, به چیزی دل نمی بندند و جز محرومیتهای مادی از چیزی نمی ترسند. اینان با اختلاف مراتبی که دارند حداکثر آنچه از معارف آسمانی بپذیرند این است که اعتقادات اجمالی را باور کنند و دستورهای عملی اسلام را به طور جمود اجرا نمایند و بالا خره خدای یگانه را به امید ثواب اخروی یا از ترس عقاب اخروی بپرستند. و کسانی هستند که در اثر صفای فطرت, سعادت خود را در دلبستگی به لذایذ گذران و زندگی چند روزه این جهان نمی بینند و سود و زیان و شیرین و تلخ این سرا پیش ایشان جز پنداری فریبنده نیست و یاد گذشتگان کاروان هستی که کامروایان دیروز و افسانه های امروز می باشند, درس عبرتی است که پیوسته برایشان تلقین می شود. اینان طبعا با دلهای پاک خودشان متوجه جهان ابدیت می شوند و به نمودهای گوناگون این جهان ناپایدار به نظر آیه و نشانه نگاه می کنند و هیچگونه اصالت و استقلالی به آنها نمی دهند. آن وقت است که از دریچه آیات و نشانه های زمینی و آسمانی نور نامتناهی عظمت کبریای خدای پاک را با درک معنوی مشاهده می کنند و دلهای پاکشان یکجا شیفته درک رمزهای آفرینش می شود و به جای اینکه در چاله تنگ سودپرستی شخصی, زندانی شوند در فضای نامتناهی جهان ابدیت به پرواز درآمده, اوج می گیرند. وقتی که از راه وحی آسمانی می شنوند که خدای تعالی از پرستش بتها نهی می کند و ظاهر آن مثلاً نهی از سر فرود آوردن در برابر بت است, به سبب تجلیل از این نهی می فهمند که غیر از خدا را نباید اطاعت کرد؛ زیرا حقیقت اطاعت همان بندگی و سر فرود آوردن است و از آن بالاتر می فهمند که از غیر خدا نباید بیم و امید داشت و از آن بالاتر می فهمند که به خواستهای نفس نباید تسلیم شد و از آن بالاتر می فهمند که نباید به غیر خدا توجه نمود. و همچنین وقتی که از زبان قرآن می شنوند که به نماز امر می کند و ظاهر آن به جا آوردن عبادت مخصوص است, به حسب باطن از آن می فهمند که باید با دل و جان, کرنش و نیایش خدا را کرد و از آن بالاتر می فهمند که باید در برابر حق, خود را هیچ شمرد و فراموش کرد تنها به یاد خدا پرداخت . چنانکه پیداست معانی باطنی که در دو مثال گذشته یادآوری شد, مدلول لفظی امر و نهی نامبرده نیست ولی درک آنها برای کسی که به تفکر وسیعتری پرداخته جهان بینی را به خود بینی ترجیح می دهد, اجتناب ناپذیر می باشد. با بیان گذشته, معنای ظاهر و باطن قرآن روشن شد. و نیز روشن شد که باطن قرآن ظاهر آن را ابطال و الغا نمی کند بلکه به منزله روحی است که جسم خود را حیات می بخشد و اسلام که دینی است عمومی و ابدی و اصلاح جامعه بشری را در درجه اول اهمیّت قرار می دهد, از قوانین ظاهری خود که مصلح جامعه می باشند و از عقاید ساده خود که نگهبان قوانین نامبرده هستند, هرگز دست بردار نیست . چگونه ممکن است جامعه ای به دستاویز اینکه دل انسان باید پاک باشد و ارزش ‍ برای عمل نیست, با هرج و مرج زندگی کند و به سعادت برسد؟ و چگونه ممکن است کردار و گفتار ناپاک, دلی پاک بپروراند یا از دل پاک کردار و گفتار ناپاک ترشح نماید؟ خدای تعالی در کتاب خود می فرماید:پاکان از آن پاکان و ناپاکان از آن ناپاکانند. و می فرماید: زمین خوب, نبات خود را خوب می رویاند و زمین بد, جز محصول ناچیز نمی دهد[۲۱] . از بیان گذشته روشن شد که قرآن کریم ظاهر و باطن و باطنش نیز مراتب مختلفه دارد و حدیث نیز که مبین مضمون قرآن کریم است به همان حال خواهد بود. تأویل قرآن
در صدر اسلام در میان اکثریت تسنن معروف بود که قرآن کریم را در جایی که دلیل باشد می توان از ظاهرش صرف کرده به معنای خلاف ظاهر حمل کرد و معمولاً معنای خلاف ظاهر تأویل نامیده می شد و آنچه در قرآن کریم به نام تأویل ذکر شده به همین معنا تفسیر می گردد. در کتاب مذهبی جماعت و همچنین در مناظره های مذاهب مختلفه – که به تحریر درآمده – بسیار به چشم می خورد که در مسئله ای که با اجماع علمای مذهب یا دلیل دیگری ثابت می شود اگر با ظاهر آیه ای از آیات قرآنی مخالف باشد, آیه را تأویل نموده به معنای خلاف ظاهر حمل می کنند و گاهی دو طرف متخاصم برای دو قول متقابل با آیات قرآنی احتجاج می نمایند و هرکدام از دو طرف آیه, طرف دیگر را تأویل می کند. این رویه کم و بیش به شیعه نیز سرایت نموده است و در برخی از کتب کلامی شان دیده می شود. ولی آنچه پس از تدبر کافی در آیات قرآنی و احادیث اهل بیت به دست می آید این است که قرآن کریم در لهجه شیرین و بیان روشن و رسای خود, هرگز شیوه لغز و معما پیش نگرفته و مطلبی را جز با قالب لفظی خودش به مردم القا نکرده است و آنچه در قرآن کریم به نام تأویل ذکر شده است از قبیل مدلول لفظ نیست بلکه حقایق و واقعیتهایی است که بالاتر از درک عامه بوده که معارف اعتقادی و احکام عملی قرآن از آنها سرچشمه می گیرد. آری همه قرآن تأویل دارد و تأویل آن مستقیما از راه تفکر قابل درک نیست و از راه لفظ نیز قابل بیان نمی باشد و تنها پیامبران و پاکان از اولیای خدا که از آلایشهای بشریت پاکند, می توانند از راه مشاهده, آنها را بیابند. آری, تأویل قرآن روز رستاخیر برای همه مکشوف خواهد شد. توضیح: به خوبی می دانیم آنچه بشر را وادار به سخنگویی و وضع لغت و استفاده از الفاظ نموده, همانا نیازمندیهای اجتماعی مادی است . بشر در زندگی اجتماعی خود ناگزیر است که منویات و محتویات ضمیر خود را به همنوعان خود بفهماند و برای همین منظور از صدا و گوش استمداد جوید و گاهی کم و بیش از اشاره و چشم استفاده کند. و از اینجاست که در میان شخص گنگ و نابینا هیچگونه تفاهم برقرار نمی شود؛ زیرا آنچه نابینا به زبان می گوید, گنگ نمی شنود و آنچه گنگ به اشاره می فهماند نابینا نمی بیند و از این روی در وضع لغات و نامگذاری اشیأ تأمین نیازمندی مادی منظور بوده و برای چیزهایی و اوضاع و احوالی, لفظ ساخته شده که مادی و در دسترس حس یا نزدیک به محسوس می باشد چنانکه می بینیم در مواردی که مخاطب ما یکی از حواس را فاقد است, اگر بخواهیم از چیزهایی که از راه همان حس مفقود درک می شود, سخن بگوییم دست به یک نوع تمثیل و تشبیه می زنیم مثلاً اگر بخواهیم به یک نابینای مادرزاد از روشنایی و رنگ, یا به کودکی که به حد بلوغ نرسیده از لذت عمل جنسی توصیف کنیم, مقصود خود را با نوعی از مقایسه و تشبیه و آوردن مثل مناسب تأدیه می کنیم, بنابراین, اگر فرض کنیم در جهان هستی, واقعیتهایی وجود دارد که از ماده و آلایش ماده منزه است (و واقع امر هم همین است) و از گروه بشر در هر عصر یک یا چند تن انگشت شمار, استعداد درک و مشاهده آنها را دارند, چنین چیزهایی از راه بیان لفظی و تفکر عادی قابل تفهیم و درک نخواهد بود و جز با تمثیل و تشبیه نمی توان به آنها اشاره کرد. خدای متعال در کتاب خود می فرماید: ما این کتاب را از قبیل لفظ, خواندنی و عربی قرار دادیم شاید شما آن را تعقل کنید و بفهمید و همانا این کتاب نزد ما در لوح محفوظ که اصل کتب آسمانی است, بسی بلند پایه و محکم اساس است (فهم عادی به آن نمی رسد و در آن رخنه نمی کند[۲۲] و نیز می فرماید:تحقیقا این کتاب قرآنی است گرامی در کتابی که از انظار عادی پنهان است, کسی به آن مس نمی کند مگر پاک شدگان[۲۳]. و همچنین در حق پیغمبر اکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ و اهل بیت وی می فرماید:خدای متعال می خواهد از شما اهل بیت هرگونه پلیدی را ببرد و شما را پاک گرداند[۲۴] به دلالت این آیات, قرآن کریم از مرحله ای سرچشمه می گیرد که افهام مردم از رسیدن به آنجا و نفوذ کردن در آنجا زبون است, کسی را نمی رسد که کمترین درکی در آنجا داشته باشد جز بندگانی که خدا آنان را پاک گردانیده است و اهل بیت پیغمبر اکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ از آن پاکانند. و در جای دیگر می فرماید:اینان که ایمان به قرآن نمی آورند تکذیب کردند چیزی را که به علم او احاطه نیافته اند و هنوز تأویل آن برای آنها مشهود نشده است (یعنی روز قیامت که حقایق اشیأ بالعیان دیده می شود[۲۵] ) و باز در جای دیگر می فرماید:روزی که تأویل قرآن (همه قرآن) مشهود می شود, کسانی که آن را فراموش کرده بودند به راستی و صدقِ دعوت نبوت, اعتراف خواهند کرد[۲۶] . پی نوشت ها:
[۱] . از آیه فهمیده مى شود که پرستش در دین خدا فرع توحید و بر اساس آن تنظیم و بنا شده است . [۲] . توصیف فرع درک است و از آیه فهمیده مى شود که جز مخلصین و پاک شدگان خدا به نحوى که باید شناخته شود نمى شناسد و خدا از توصیف دیگران منزه است . [۳] . از آیه فهمیده مى شود که براى لقاى حق ، جز توحید و عمل صالح راهى نیست . [۴] . از آیه فهمیده مى شود که پرستش واقعى خدا منتج یقین است . [۵] . از آیه فهمیده مى شود که یکى از لوازم یقین ، مشاهده ملکوت آسمانها و زمین است. [۶] . از آیات فهمیده مى شود که سرنوشت ابرار در کتابى است به نام علیین (بسیار بلند) که مقربان خدا آن را مشاهده مى کنند و ضمنا از لفظ یشهده پیداست که مراد، کتاب مخطوط نیست بلکه عالم قرب و ارتقاست. [۷] . از آیه فهمیده مى شود که علم یقین باعث مشاهده سرانجام حال اشقیا که جحیم (جهنم) نامیده مى شود، مى باشد. [۸] . و از اینجاست که پیغمبر اکرم (ص) در روایتى که عامه و خاصه نقل کرده اند مى فرماید:ما گروه پیامبران با مردم به اندازه خرد ایشان سخن مى گوییم ، (بحار، ج ۱، ص ۳۷. اصول کافى ، ج ۱، ص ۲۰۳) [۹] . سوره نحل ، آیه ۴۴. [۱۰] . سوره جمعه ، آیه ۲. [۱۱] . سوره احزاب ، آیه ۲۱. [۱۲] . مدرک روایت در بخش اول گذشت [۱۳] . نهج البلاغه ، خطبه ۲۳۱ در پاورقى قرآن در اسلام نیز هست. [۱۴] . درالمنثور، ج ۲، ص ۶. [۱۵] . تفسیر صافى ، ص ۸. بحار، ج ۱۹، ص ۲۸. [۱۶] . سوره شعراء، آیه ۱۲۷. [۱۷] . سوره حجر، آیه ۷۴. [۱۸] . تفسیر صافى ، ص ۴. [۱۹] . سفینه البحار تفسیر صافى ، ص ۱۵ و در تفاسیر مرسلاً از آن حضرت منقول است و در کافى و تفسیر عیاشى و معانى الاخبار، روایاتى در این معنا نقل شده است. [۲۰] . بحار، ج ۱، ص ۱۱۷. [۲۱] . سوره اعراف ، آیه ۵۸. [۲۲] . سوره زخرف ، آیه ۳ و ۴. [۲۳] . سوره واقعه ، آیه ۷۹. [۲۴] . سوره احزاب ، آیه ۳۳. [۲۵] . سوره یونس ، آیه ۲۹. [۲۶] . سوره اعراف ، آیه ۵۳.

نوشته قبلی

امام علی علیه‏ السلام و احتجاج به حدیث غدیر

نوشته‌ی بعدی

تفکر مذهبی شیعه(۲)

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

تعریف عدل تکوینی و تشریعی؟
بدون دسته ( پیشفرض)

تعریف عدل تکوینی و تشریعی؟

نوشته‌ی بعدی

تفكر مذهبي شيعه(2)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

الو سلام حاج آقا / ۴۹

الو سلام حاج آقا / ۴۹

صفوان بن یحیی

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثلیق

میراث ماندگار خورشید هشتم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا