4 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

اعتقاد به مهدويت

0
SHARES
14
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

بدون شک، «عقیده به مهدویت» و اعتقاد به ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) به عنوان منجی عالم بشریت‌باوری صرفا اسلامی است که بر اساس کتاب و سنت پدید آمده و همگی مسلمانان پیشین و پسسن، بر آن اتفاق نظر دارند وحتی گروهی از بزرگان و صاحب نظران به متواتر بودن (1) احادیث وارده در این باب حکم نموده‌اند.این باور داشت، به عنوان اندیشه‌ای اسلامی، بر پایه قوی‌ترین برهان‌های نقلی و عقلی استوار است و بررسی تاریخ و شواهد بسیار آن بهترین تایید بر صحت و متانت آن به شمار می‌رود و هیچ یک از مسلمانان – چه از شیعیان و چه اهل سنت – به انکار یا تشکیک در آن نپرداخته است مگر برخی از تازه به دوران رسیدگانی که تحت تاثیر تبلیغات غربیان قرار گرفته و در دام‌های استعمار گرفتار آمده و فرهنگ را جز با انکار الهام و روایات قطعیه و یا تعریف و تاویل آن در چهارچوبه مقاصد منکرین دیانت و مادی گرایان تفسیر و تحلیل نمی‌کنند.این کژ اندیشان بدین وسیله کوشیدند، تا دری را بگشایند که اگر – خدای نخواسته – گشوده گشت دیگر راهی برای اعتماد بر سنت و استناد به آن و اطمینان به ظاهر کتاب و سنت‌باقی نمی‌ماند و آیین شریف اسلام و دعوت پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر اساس خواسته بدعتگزاران و هوا پرستان، دستخوش تغییر و تحرف قرار می‌گیرد.براستی اگر چنین روایاتی که بزرگان علم حدیث و کار آموزگان و نام آوران این رشته در گذشته و حال به تواتر و قطعی بودن آن‌ها تصریح کرده‌اند بتواند مورد انکار و تردید قرار گیرد، پس وضع و حال دیگر روایاتی که «خبر واحد» (2) شمرده می‌شوند، یا حداقل در این درجه از اعتبار نیستند چه خواهد بود؟گروهی از اندیشمندان اسلامی نسبت‌به اینگونه منحرفین از کتاب و سنت که با جرات و جسارت نسبت‌به ساحت قدس خداوند و پیامبر گرامیش (صلی الله علیه و آله) به ایجاد شک و تردید و تحریف، در اصل مسلم مهدویت پرداخته‌اند اعلام خطر نموده، و کتاب‌ها و مقالاتی را در رد و ابطال نظریات آنان نگاشته‌اند.آنچه مسلم است اینکه، در پس پرده این توطئه جز دستهای پلید کسانی که در صدد سست کردن اعتقادات مسلمانان و خدشه دار کردن متون اسلامی هستند دستی را نمی‌توان دید در گذشته همین التزام و اعتقاد و پایبندی مردم به کتاب و سنت پاک پیامبر بود که دشمنان و استعمارگران را از نفوذ در کشورهای اسلامی باز می‌داشت و راه سلطه بر این بلاد را بر روی آنان می‌بست و اکنون نیز به خوبی پیداست که چیزی جز سست‌شدن همین مبانی اعتقادی و کم شدن پایبندی‌ها به قرآن مجید و روایات شریفه نیست، که راه نفوذ و سلطه را بربیگانگان گشوده است! – خداوند ما را از فتنه‌های گمراهان و هوا پرستان و مزدوران استعمار در امان بدارد – خنده‌آورد است که این بی‌خبران و غرب باوران – که به شدت دور از شناخت‌حقایق اسلامی و فهم مصالح مسلمین‌اند – در تضعیف «باور مهدویت» و احادیث مربوط به آن، گاهی به این بهانه تمسک جسته‌اند، که این عقیده اصولا از عقاید پیشگامان اهل سنت نیست و در بین صحابه قرن اول هجری و تابعین ذکری از آن به میان نیامده است. گاهی دایه مهربان‌تر از مادر شده این عقیده را سبب اختلاف و درگیری بین مسلمانان و قیام علیه حکومت‌ها و موجب تبلیغات سیاسی دانسته‌اند و گاهی نیز به برخی اختلافاتی که بین پاره‌ای از احادیث این باب است استناد کرده‌اند (3) .و همه این‌ها، از عجیب و غریب‌ترین نوع استدلالاتی است که در رد سنت‌شریف نبوی به آن تمسک شده است از آن رو که:اولا: بر وقوع ذکر این عقیده بین صحابه و تابعین صدر اول اسلام و بر اینکه خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) اولین پایگاه برای نشر «عقیده به مهدویت» در بین مسلمانان بوده‌اند چه دلیلی قوی‌تر و محکم‌تر از وجود خود این احادیث متواتره در اصلی‌ترین و معتبرترین کتابهای اهل سنت؟!و چه برهانی روشن‌تر از اجماع علمای مسلمین و اینکه آنان هیچکس از مدعیان مهدویت را با استناد به «عدم صحت ظهور مهدی (علیه السلام)» رد نکرده‌اند بلکه در رد ادعای چنان افرادی، به «عدم وجود صفات و نشانه‌های خاص مهدی (علیه السلام) در آن‌ها» استناد کرده‌اند.چنانکه حکایت «محمد بن عجلان» با «جعفر بن سلیمان» و آنچه فقیهان و اشراف اهل مدینه درباره آنان گفته‌اند، شاهدی آشکار در این زمینه به شمار می‌رود. (4)پس اگر این همه احادیث، با توجه به فراوانی و تواتری که دارند و با عنایت‌به اجماع و اتفاقی که از ناحیه علمای اسلامی بر مضمون این احادیث صورت گرفته است، نتواند دلیل بر صحت و استواری «عقیده به مهدویت» باشد پس به کدامین دلیل می‌توان استناد کرد؟ و درستی انتساب کدامین عقیده اسلامی به صحابه و پیامبر اکرم را می‌توان اثبات نمود؟ثانیا شاید هرگز هیچ عقیده و یا اصلی را نتوان یافت که بر سر آن اختلاف و درگیری و نزاع صورت نگرفته باشد. حتی می‌توان گفت که پیرامون «مسائل خدا شناسی» و «نبوت پیامبران الهی علیهم السلام» نیز نزاع‌ها ودرگیری‌ها، بیش ازمسئله «مهدویت» به وقوع پیوسته است. چنانکه بین مکتب اشاعره و غیر آنان و بین پیروان مذاهب شافعی، حنفی، حنبلی، مالکی و غیر آنان درگیری‌ها بلکه جنگ‌های خونین بسیار اتفاق افتاده است.بلکه می‌شود گفت: بر سر مفاهیمی همچون «عدالت» و «امنیت» و سایر مفاهیمی که همه انسان‌ها بر لزوم آن اتفاق نظر دارند و بر سر تحقق آن‌ها و یا دفع کسانی که آن‌ها را وسیله‌ای برای مقاصد سیاسی خویش قرار می‌دادند، جنگ‌های خانمان برانداز و معرکه‌های خونینی درگرفته است و چه بسا که تعداد قربانیان بشریت که با اسم «اقامه حق» و «رعایت عدالت و برابری» و «حمایت از آزادی انسان و حقوق او» به خاک و خون غلطیده‌اند بیشتر از تعداد قربانیان هر موضوع و عنوان دیگری باشد.نتیجه اینکه پوشیده شدن حق به باطل، و عرضه باطل به جای حق، اگر چه از طرف اهل باطل و منحرفین، زیاد انجام می‌پذیرد، لکن به حق ضرری نمی‌رساند و خدشه‌ای وارد نمی‌کند چنانکه خداوند بزرگ می‌فرماید:(بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه فاذا هو زاهق و لکم الویل مما تصفون) (5)«بلکه ما، حق را بر باطل می‌افکنیم تا آن را در هم شکافد و باطل را نابود گرداند، آنزمان باطل از بین رونده و باطل شدنی است و وای بر شما از آنچه درباره خداوند توصیف می‌کنید.»علاوه بر اینکه باید توجه داشت که فریب خوردن عوام و قبول ادعای دروغین دجال گونه‌های مدعی مهدویت (6) توسط آنان در بیشتر موارد به خاطر عدم آشنایی آنان به نشانه‌های محضرت مهدی (علیه السلام) و نسب شریف ایشان و ویژگی‌های خاصی است که برای ایشان در احادیث مختلفه (7) مورد تصریح قرار گرفته است وگرنه در این باب جایی برای گمراهی و گمراه ساختن دیگران وجود ندارد.این وظیفه علما و اندیشمندان است که «عقیده به مهدویت» را تبیین کنند و هدف‌های آنرا به مردم بشناسانند و ویژگی‌ها و نشانه‌هایی را که به وسیله آن‌ها «حضرت مهدی موعود (علیه السلام)» از دغل پیشگان مدعی «مقام مهدویت» باز شناخته می‌شود، برای توده مسلمانان برشمارند و توضیح دهند.ثالثا: یکی از فرقه‌هایی که بین احادیث متواتره و غیر متواتره (8) وجود دارد، این است که در «متواتره لفظی تفصیلی» (9) یقین و باور قطعی نسبت‌به صدور آن حدیث معین از ناحیه معصومین (علیه السلام) – به عین همان کلمات و الفاظ موجود در متن حدیث – حاصل می‌شود و در چنین حدیثی ممکن نیست اختلاف و تعارض ایجاد شود، مگر توسط حدیث متواتر دیگری که با همین خصوصیات، مفاد و معنایی خلاف (10) حدیث اول داشته باشد; که در این صورت باید به وسیله ایجاد موافقت‌بین دو معنا و جمع بین دو حدیث‌به وسیله حمل عام بر خاص – تخصیص عام – و یا حمل مطلق بر مقید – تقیید مطلق – و یا حمل ظاهر بر اظهر – تقدیم اظهر – و مانند این‌ها تنافی و اختلاف ظاهری و ابتدایی بین دو روایت را حل کرد.اگر چنین جمعی ممکن نبود، ظاهر هر دو روایت از اعتبار ساقط گردیده و هیچکدام صلاحیت‌برای استناد حکمی به آن را نخواهد داشت.اما در «متواتر اجمالی» (11) اختلاف و تعارضی که در عبارات و متون احادیث هست مشکلی ایجاد نمی‌کند بلکه به آن روایتی که از همه روایت‌های آن مجموعه «اخص» است و شمول کمتری دارد اخذ می‌شود.اما در «متواتر معنوی» (12) به قدر مشترک همه احادیث و مضمونی که در همگی آن‌ها تکرار شده و مورد اتفاق کل آن مجموعه است اخذ می‌شود.بنابراین، اختلاف داشتن متن و مضمون احادیث زیانی به «متواتر» بودن آن‌ها نمی‌زند بلکه در احادیث «غیر متواتر» نیز این اختلاف متن ضرری به صحت آن «حدیث صحیحی» که بین آن‌هاست وارد نمی‌کند زیرا در آن صورت هم روایت صحیح‌تر و روایت که به خاطر مطابقت مضمون آن با کتاب یا سنت قطعی یا به خاطر قوی بودن متن حدیث، یا به خاطر تایید مضمون آن توسط شواهد و قراینی خاص نسبت‌به حدیث دیگر متعارض با آن رجحان و برتری دارد، مورد عمل قرار می‌گیرد.این امور را جز کسانی که در علم حدیث‌شناسی، دارای تجربه و مهارت کافی باشند باز نمی‌شناسند و اگر جز این بود و به خاطر کمترین تعارض و اختلافی باید همه احادیث متعارض کنار گذاشته می‌شد لازم بود که کلیه روایات یا حداقل اغلب آن‌ها از درجه اعتبار ساقط باشند که نتیجه‌اش تغییر چهره دین اسلام در اکثر احکام شرعی و دستورات فقهی بود زیرا کمتر موضوعی در عقاید و احکام و تاریخ و تفسیر قرآن کریم و مانند آن‌ها پیدا می‌شد که احادیث وارد شده در آن موضوع بدون اختلاف و تعارض باشند اگر چه تعارضی «ناپایدار» به «عموم و خصوص» یا «اطلاق و تقیید».بنابراین در از بین بردن این تعارضات ابتدائی که در گفتگوهای عادی مرم نیز وجود دارد و در تشخیص حدیث درست از نادرست و حدیث قوی از ضعیف روایت معتبر از غیر معتبر تنها راه این است که به قواعد و مقرراتیکه در نزد عقلا و اندیشمندان معتبر است استناد گردد و به خبرگان و اشخاص صلاحیت‌دار رجوع شود و بدین وسیله بعضی از احادیث را به بعضی دیگر بازگردانده و در صورت امکان جمع بین روایات و عمل به روایتی که از نظر سندی یا مضمونی قوت و متانت‌بیشتر دارد یا با قرآن کریم و سنت ثابت‌شده و مانند آن موافق‌تر است‌به این قاعده عمل شود و از رد کردن روایت و نادیده گرفتن آن خودداری گردد.نتیجه کلام اینکه اخبار و روایاتی که درباره «مهدویت» ازمعصومین (علیه السلام) وارد شده، همگی باید در پرتو چنین قواعدی، بحث و بررسی شود. که چنانچه احادیث «متواتری» داریم مورد عمل قرار گیرد و در اخبار «غیر متواتر» نیز بعضی به بعضی تقویت‌شده، و برخی، برخی دیگر را تفسیر کنند و اگر «خبر ضعیفی» هم هست ملاحظه شواهد و قرائن و بقیه موارد تایید معتبر در آن عمل شود.از این رو می‌توان گفت: هیچ کسی احادیث وارده در باب «عقیده به مهدویت» را مردود و شبهه‌دار نمی‌پندارد مگر ناآگاهان به صناعت‌حدیث‌شناسی یا آگاهانی که تحت تاثیر تبلیغات باطل و فتنه‌های گمراهی آفرین استعمارگران با سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به دشمنی برخاسته‌اند.چهل حدیث:1 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله):«المهدی منا اهل البیت، یصلحه الله فی لیلة».رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«مهدی از ما اهل بیت است‌خداوند امر او را در یک شب اصلاح خواهد فرمود».2 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) یقول:«المهدی من عترتی، من ولد فاطمة»رسول الله (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«مهدی (علیه السلام) از سلاله من است، از فرزندان فاطمه (سلام الله علیها)»3 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«نحن سبعة ولد عبد المطلب سادة اهل الجنة: انا، و حمزة و علی و جعفر و الحسن و الحسین و المهدی»رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«ما هفت نفر از فرزندان عبدالمطلب سروران اهل بهشت هستیم: من و حمزه و علی و جعفر و حسن و حسین و مهدی».4 قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«لو لم بیق من الدنیا الا یوم لطول الله ذلک الیوم حتی یلی المهدی»رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نماند خداوند آن روز را آن قدر طولانی می‌کند که مهدی (علیه السلام) در پی آید».5 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«امنا المهدی ام من غیرنا یا رسول الله؟» قال:«بل منا بنا یختم الله کما بنا فتح و بنا یستنقذون من الشرک و بنا یؤلف الله بین قلوبهم بعد عداوة الشرک».رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«بلکه از ماست‌خداوند همچنانکه به ما آغاز فرمود به ما هم ختم خواهد کرد به وسیله ماست که مردم از شرک نجات می‌یابند به وسیله ماست که خداوند بین دلهای مردم الفت و پیوند ایجاد می‌کند بعد از آنکه دشمنی حاصله از شرک بینشان جدایی افتاده باشد.»6 – قال علی (علیه السلام)«قلت: یا رسول الله امنا آل محمد المهدی، ام من غیرنا؟» فقال: «لا بل منا یختم الله به الدین کما فتح بنا ینقذون من الفتنة کما انقذوا من الشرک و بنا یؤلف الله بین قلوبهم و بنا یصبحون بعد عداوة الفتنة اخوانا فی دینهم».حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام) فرمودند:«گفتم: ای رسول خدا آیا مهدی (علیه السلام) از بین ما آل محمد (صلی الله علیه و آله) است‌یا از بین غیر ما؟ فرمود: « نه، بلکه از بین ماست‌خداوند دین را همچنانکه گشود به وجود او ختم خواهد کرد مردم به وسیله ما از فتنه نجات می‌یابند چنانکه از شرک نجات یافتند و به وسیله ماست که خداوند بین دل‌های مردم الفت و پیوند ایجاد می‌کند و به وسیله ماست که مردم بعد از دشمنی برخاسته از فتنه بایکدیگر برادر شدند».7 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«لتملان الارض ظلما و عدوانا ثم لیخرجن رجل من اهل بیتی حتی یملاها قسطا و عدلا کما ملئت عدوانا و ظلما».رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«زمین پر از ستم و دشمنی می‌شود وبه درستی مردی از اهل بیت من قیام خواهد کرد تا زمین را از عدل و داد پر کند چنانکه پر از دشمنی و ستم شده باشد.»8 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«یخرج رجل من اهل بیتی، یواطی اسمه اسمی و خلقه خلقی، یملاها قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا»رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«مردی از اهل بیت من قیام خواهد کرد اسمش همانند اسم من و اخلاقش همانند اخلاق من است او زمین را پر از عدل و داد کند چنانکه پر از ظلم و جور شده باشد».9 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«و یح هذه الامة من ملوک جبابرة، یقتلون و یخیفون المطیعین الا من اظهر طاعتهم; فالمؤمن التقی لیصانعهم بلسانه و یفر منهم بقلبه و جنانه فاذا اراد الله تعالی ان یعید الاسلام عزیزا قصم کل جبار عنید و هو القادر علی ما یشاء ان یصلح امة بعد فسادها. یا حذیفة! لو لم یبق من الدنیا الا یوم لطول الله ذلک الیوم حتی یملک من اهل بیتی رجل تجری الملاحم علی یدیه و یظهر الاسلام لا یخلف وعده و هو سریع الحساب»رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«وای بر این امت از پادشاهان ستمگر مردم را می‌کشند و اطاعت کنندگان پروردگار را می‌ترسانند مگر کسی را که فرمانبری و اطاعت از آنان را اظهار کند پس انسان با ایمان و پرهیزگار باید با زبانش با آنان بسازد اما در قلب و با جوارحش از آنان بگریزد پس اگر خدای بزرگ بخواهد اسلام را عزیز گرداند هر ستمگر عناد پیشه‌ای را در هم خواهد شکست و او بر آنچه بخواهد تواناست و می‌تواند امت را بعد از تباهی اصلاح فرماید – و حالشان را نیکو گرداند – ای حذیفه: اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد خداوند همان یک روز را آنچنان طولانی خواهد کرد که مردی از اهلبیت من به حکومت رسد به دست او پیشامدهایی عجیب به وقوع می‌پیونند و خداوند – به دست او – اسلام را پیروز می‌کند و در وعده‌هایش خلاف نمی‌کند و او محاسبه‌گری سریع است».10 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«لو لم یبق من الدنیا الا لیلة، لیملک فیها رجل من اهل بیتی»رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«اگر از عمر دنیا جز یک شب باقی نمانده باشد خداوند در همان یک شب مردی از اهل بیت مرا به حکومت‌خواهد رسانید».11 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«المهدی رجل من ولدی، لونه لون عربی، و جسمه اسرئیلی علی حده الا یمن خال کانه کوکب دری، یملا الارض عدلا کما ملئت جورا و ظلما یرضی فی خلافته اهل الارض و اهل السماء و الطیر فی الجو».رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«مهدی (علیه السلام) مردی از فرزندان من است زنگ رخساره‌اش رنگ عرب‌ها و اندامش اندام اسرائیلی‌هاست (13) برگونه راستش خالی هست که مانند ستاره‌ای درخشان است زمین را از عدالت پر می‌سازد چنانکه از ستم و حق کشی پر شده باشد در زمان خلافت و رهبری او زمینیان و آسمانیان و پرندگان فضا راضی و خشنود خواهند بود.»12 – ان النبی (صلی الله علیه و آله)قال لفاطمة سلام الله علیها:«یا بنیة: المهدی من ولدک»همانا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت فاطمه (س) فرمودند:«ای دخترک من! مهدی، از فرزندان توست».13 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«ابشری یا فاطمة! المهدی منک»رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«ای فاطمه: تو را بشارت باد، که مهدی (علیه السلام) از نسل تواست.»14 – ان النبی (صلی الله علیه و آله)قال لفاطمة سلام الله علیها:«والذی بعثنی بالحق، منهما – یعنی الحسن و الحسین – مهدیّ هذه الامة. اذا صارت الدنیا هرجا و مرجا و تظاهرت الفتن و تقطعت السبل و اغار بعضهم علی بعض فلا کبیر یرحم صغیرا و لا صغیر یوقر کبیرا یبعث الله عند ذلک منهما من یفتح حصون الضلالة و قلوبا غفلا; یقوم بالدین فی آخر الزمان، کما قمت‌به فی اول الزمان، و یملا الدنیا عدلا کما ملئت جورا»همانا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فرمودند:«سوگند به آنکه مرا به حقیقت مبعوث گردانید که مهدی این امت از نسل این دو نفر است» – اشاره به حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) «زمانی که دنیا آشفته گردد و فتنه‌ها ظاهر شوند و راه‌ها کوتاه گردند و برخی مردم بر برخی دیگر هجوم آورند نه بزرگسالان به خردسالان رحم کنند و نه خردسالان به بزرگسالان احترام نهند در آن زمان خداوند از نسل این دو کسی را بر می‌انگیزد که حصارهای گمراهی را می‌گشاید و دل‌های غفلت زده را بیدار می‌کند و در آخر الزمان دین را به پا می‌دارد چنانکه من در ابتدا آن را به پا داشتم و دنیا را از عدالت پر می‌سازد چنانکه از ستم پر شده باشد.»15 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«المهدی رجل من عترتی یقاتل علی سنتی کما قاتلت انا علی الوحی».رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«مهدی، مردی از خاندان من است. او بر طبق سنت من – با مخالفین – می‌جنگد، چنانکه من بر طبق وحی الهی می‌جنگم».16 – قال علی (علیه السلام)«المهدی رجل منا، من ولد فاطمة».«مهدی (علیه السلام) مردی از نسل – ما از فرزندان فاطمه (علیه السلام) است».17 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«یجی‌ء فتنه غبراء مظلمة تتبع الفتن بعض‌ها بعضا حتی یخرج رجل من اهل بیتی یقال له المهدی فان ادرکته فاتبعه و کن من المهتدین».رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«فتنه‌ای سخت، تیره و تاریک فرا می‌رسد فتنه‌ها پشت‌سر هم – بر مردم – وارد می‌شوند تا اینکه مردی از اهل بیت من قیام کند که «مهدی» خوانده می‌شود. اگر او را دریافتی پیروش باش، تا از دایت‌یافتگان باشی.»18 – محمد بن علی (علیه السلام) قال:«انا نرجو ما یرجو الناس، و انا نرجو لو لم یبق من الدنیا الا یوم لطول الله ذلک الیوم حتی یکون ما ترجوه هذه الامة; و قبل ذلک فتن شر فتنة یمسی الرجل مؤمنا و یصبح کافرا; و یصبح مؤمنا و یمسی کافرا فمن ادرک ذلک منکم فلیتق الله و لیکن من احلاس بیته.»امام محمد بن علی (علیه السلام) فرمودند:«همانا ما به همان چیزی که مردم امید دارند امید بسته‌ایم. و امیدواریم که اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد خداوند همان یک روز را آنچنان طولانی کند که آنچه را این امت‌به آن امید بسته‌اند، تحقق پذیرد و قبل از بدترین فتنه‌ها پدید می‌آید، چنانکه شخصی از برخی مردم در شب مومن است و صبح که می‌شود کافر شده‌است‌یا در صبح مومن است و شب که می‌رسد کافر گردیده است پس اگر کسی از شما به چنین فتنه‌ای گرفتار شد باید تقوای الهی پیشه کند و باید کناره گزینی و خانه نشینی اختیار کند».19 – قال عمار یاسر:«اذا قلت النفس الزکیه، و اخوه تقتل بمکه ضیعة، نادی مناد من السماء: ان امیرکم فلان، وذلک المهدی، الذی یملا الارض حقا و عدلا».عمار یاسر فرمودند:«زمانی که نفس زکیه کشته شود و برادرش در مکه به نبردی شدید پردازد ندا دهنده‌ای از آسمان ندا دهد که امیر و فرمانروای شما فلانی است و او همان مهدی است کسی که زمین را از حقیقت و عدالت آکنده سازد».20 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«ستکون فتنه لا یهدا منها جانب الا جاش منها جانب حتی ینادی مناد من السماء: ان امیرکم فلان.رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«فتنه‌ای خواهد بود هنوز طرفی از این فتنه آرام نگرفته که طرف دیگری بر می‌شورد – قسمتی از آن آرامش نیابد مگر آنکه قسمتی دیگر از آن بر می‌آشوبد – تا آنکه ندا دهنده‌ای از آسمان ندا در می‌دهد همانا امیر و فرمانروای شما فلانی است.»21 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«یخرج المهدی و علی راسه ملک ینادی: ان هذا مهدی فاتبعوه».رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«مهدی قیام می‌کند در حالی که بالای سر او فرشته‌ای ندا می‌دهد این مهدی است از او پیروی کنید».22 – قال علی (علیه السلام)«اذ نادی مناد من السماء: ان الحق فی آل محمد فعند ذلک یظهر المهدی علی افواه الناس، و یشربون حبه و لا یکون لهم ذکر غیره».حضرت علی (علیه السلام) فرمودند:«زمانی که ندا دهنده‌ای از آسمان ندا می‌دهد که حق در خاندان محمد (صلی الله علیه و آله) است در آن هنگام نام مهدی بر زبانهای مردم آشکار می‌گردد و محبت او را به دل می‌گیرند و از غیر او یاد نمی‌کنند».23 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«فی المحرم ینادی مناد من السماء: الا ان صفوة الله من [خلقه فلان]، فاسمعوا له اطیعوه فی سنة الصوت المعمعة».رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«در ماه محرم، ندا کننده‌ای از آسمان ندا می‌دهد: آگاه باشید که برگزیده خدا – از میان خلایق – فلانی است، پس فرمانش را گوش کنید و از او اطاعت کنید در سالی که جنگ‌ها و فتنه‌ها فراوان است و سال صدای آسمانی است».24 – قال علی (علیه السلام)«تختلف ثلاث رایات: رایة بالمغرب و رایة بالجزیرة و رایة بالشام تدوم الفتنة بینهم سنة» -ثم ذکر خروج السفیانی و ما یفعله من الظلم والجور ثم ذکر خروج المهدی و مبایعة الناس له بین الرکن و المقام، و قال: «یسیر بالجیوش حتی یسیر به وادی القری فی هدوء و رفق و یلحقه هناک ابن عمه الحسنی فی اثنی عشر الف فارس، فیقول له: یا ابن عم انا احق بهذا الجیش منک انا ابن الحسن و انا المهدی. فیقول له المهدی بل ان المهدی فیقول له الحسنی: هل لک من آیة فابایعک؟ فیومی المهدی الی الطیر فیسقط علی یدیه و یغرس قضیبا فی بقعة من الارض فیخضر و یورق. فیقول له الحسنی: یا ابن عمی هی لک».حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند:سه پرچم به مخالفت‌با یکدیگر برافراشته شود پرچمی در «مغرب» و پرچمی در «عربستان» و پرچمی در «شام» فتنه و جنگ بین آن‌ها یک سال طول می‌کشد» سپس از قیام سفیانی و ظلم و ستمی که بر مردم روا می‌دارد یاد کرد و پس از آن از ظهور و قیام حضرت مهدی (علیه السلام) و بیعت کردن مردم با او در بین رکن و مقام یاد نمود- و فرمود «لشکریان خویش را حرکت می‌دهد تا در کمال آرامش به «وادی القری» می‌رسند در آنجا پسر عمویش (14) «سید حسنی» همراه با دوازده هزار سوار به او می‌رسد و می‌گوید ای پسر عمو من به فرماندهی این لشکر سزاوارتر از تو هستم زیرا من فرزند امام حسن هستم و مهدی من هستم حضرت مهدی به او می‌فرماید بلکه من «مهدی» هستم. حسنی می‌گوید آیا تو را نشانه و معجزه‌ای هست تا با تو بیعت کنم؟ پس حضرت مهدی (علیه السلام) به پرنده‌ای اشاره می‌نماید و پرنده در دست‌هایش قرار می‌گیرد و نی خشکی را می‌گیرد و در زمین می‌کارد، بلافاصله – سبز می‌شود و برگ می‌دهد آن زمان «سید حسنی» به او عرض می‌کند این پسر عموی من این مقام سزاوار توست.»25 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«یکون عند انقطاع من الزمان و ظهور من الفتن رجل یقال له المهدی یکون عطاؤه حثیا».رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«هنگامی‌که آخر الزمان شود – و یاس و نامیدی رخ نماید – و فتنه‌ها ظاهر شود، مردی خواهد بود که مهدی نامیده می‌شود و بخشش و عطایایش ریزان و سرشار است.»26 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«یکون عند انقطاع من الزمان لیبعثن الله من عترتی رجلا افرق الثنایا، اجلی الجبهة، یملا الارض عدلا یفیض المال فیضا».رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«هنگامی که آخر الزمان شود – یاس و نا امیدی و قحطی رخ نماید – به تحقیق خداوند مردی از خاندان مرا بر خواهد انگیخت دندان‌های پیشین فاصله دار و جبینش گشاده است. زمین را از عدالت پر می‌سازد و مال فراوان می‌بخشد.»27 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«یکون فی آخر الزمان خلیفة یقسم المال و لا یعده».رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«در آخر الزمان خلیفه‌ای خواهد بود که مال را بدون اینکه بشمارد تقسیم می‌کند».28 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«و جبرئیل علی مقدمته و میکائیل علی ساقته، یفرح به اهل السماء و الارض و الطیر والوحش و الحیتان فی البحر».رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«جبرئیل در راس پیشاهنگان لشگر و میکائیل در راس دنباله داران لشگر او قرار دارند آسمانیان و زمینیان و پرندگان و حیوانات وحشی و ماهیان دریا همگی به ظهور او شاد می‌شوند.»29 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«بشراکم بالمهدی، رجل من قریش من امتی علی اختلاف من الناس و زلازل، فیملا الارض قسطاو عدلا کما ملئت جورا و ظلما و یرضی عن ساکن السماء و ساکن الارض و یقسم المال صحاحا بالسویه بین الناس و یملا قلوب امه محمد غنی و یسعهم عدله حتی انه یامر منادیا فینادی من له حاجة؟ فما یاتیه احد الا رجل واحد، یاتیه یساله فیقول: ائت السادن، یعطیک. فیاتیه فیقول: انا رسول المهدی الیک لتعطینی مالا فیقول احث فیحثی فلا یسطیع ان یحمله فیلقی حتی یکون قدر ما یستطیع ان یحمله فیخرج به و یندم فیقول انا کنت اجشع امه محمد نفسا کلهم دعی الی هذا المال فترکه غیری فیرده علیه فیقول انا لا نقبل شیئا اعطیناه فیلبث فی ذلک ستا او سبعا او تسع سنین و لا خیر فی الحیاة به عده.رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«شما را به مهدی بشارت باد مردی از قریش، از بین امت من، در زمانی که مردم با هم به مخالفت و ستیز بر می‌خیزند و زلزله‌ها روی می‌دهد; او زمین را از عدالت و برابری پر می‌سازد چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد آسمانیان ساکنان زمین از او راضی و خشنود می‌شوند او مال را به درستی و برابری بین مردم تقسیم می‌کند و دل‌های امت محمد (صلی الله علیه و آله) را از بی نیازی می‌آکند و عدالت او همگان را شامل می‌شود تا آنجا که فرمان می‌دهد ندا دهنده‌ای ندا در دهد کیست که نیازی داشته باشد؟ پس هیچکس جز یک مرد به نزد او نمی‌آید مرد نزد او می‌آید و درخواست می‌کند می‌فرماید به نزد نگهبان پرده دار برو به تو [نیازت را] می‌دهد به نزد او می‌رود و می‌گوید من فرستاده مهدی هستم نزدت آمده‌ام که مالی به من عطا کنی پس می‌گوید: بریز آنقدر ازمال به دامنش می‌ریزد که نمی‌تواند آن را حمل کندپس مال را بیرون می‌برد در حالیکه پشیمان است و می‌گوید من طمعکارترین و حریص‌ترین فرد از امت محمد (صلی الله علیه و آله) بودم همه آنان به این مال فرا خوانده شدند اما جز من کسی آن را قبول نکرد پس باز می‌گردد و پول‌ها را به نگهبان پس می‌دهد او می‌گوید ما چیزی را که به کسی بخشیدیم باز پس نمی‌گیریم پس آن حضرت در چنان حکومتی شش یا هفت‌یا نه سال درنگ می‌کند و بعد از او خیری در زندگانی نیست.»30 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«المهدی منا، اجلی الجبهة، اقنی الانف».رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«مهدی از نسل ماست گشاده پیشانی است و وسط بینی او قدری بر آمده است».31 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«ستکون بعدی فتن; منها فتنة الاحلاس یکون فیها حرب و هرب ثم بعدها فتنة اشد منها ثم تکون فتنة. کلما قیل انقطعت تمادت حتی لا یبقی بیت الا دخلته و لا مسلم الا ملته حتی یخرج رجل من عترتی.»رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«پس از من فتنه‌هایی رخ خواهد داد. یکی از آن فتنه‌ها فتنه تنگدستی و بیچارگی و خانه نشینی خواهد بود در آن فتنه، جنگ و گریزها به وقوع می‌پیوندند و بعد از آن فتنه‌ای سخت‌تر و پس از آن فتنه‌ای دیگر خواهد بود هرچه گفته می‌شود دیگرفتنه به پایان رسید گسترش بیشتر می‌یابد تا جائی که هیچ خانه‌ای نمی‌ماند مگر آنکه فتنه‌ای آن را در می‌گیرد و هیچ مسلمانی نیست مگر آن که فتنه‌ها او را دلزده و دلتنگ ساخته باشد تا این که مردی از خاندان من قیام کند.»32 – قال علی (علیه السلام)«لا یخرج المهدی حتی یقتل ثلث، و یموت ثلث، و یبقی ثلث».حضرت علی (علیه السلام) فرمود:«مهدی قیام نخواهد کرد تا زمانی که یک سوم مردم کشته شوند یک سوم دیگر بمیرند و – تنها – یک سوم آن‌ها باقی بمانند».33 – اخرج ابن ابی شیبة عن مجاهد، قال: حدثنی فلان – رجل من اصحاب النبی (صلی الله علیه و آله) :«ان المهدی لا یخرج حتی تقتل النفس الزکیه فاذا قتلت النفس الزکیه غضب علیهم من فی السماء ومن فی الارض; فاتی الناس، فزفوه کما تزف العروس الی زوجه لیلة عرسها و هو یملا الارض قسطا و عدلا و تخرج الاض نبات‌ها و تمطر السماء مطرها و تنعم امتی فی ولایته نعمة لم تنعم‌ها قط».ابن ابی شیبه از مجاهد نقل کرده است که گفت: فلانی – مردی از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) برایم روایت کرد که:«همانا مهدی (علیه السلام) قیام نخواهد کرد تا آن زمان که «نفس زکیه» کشته شود وقتی «نفس زکیه» کشته شد هرکس در آسمان و هر کس در زمین است‌بر کشندگان او خشمگین می‌شوند پس مردم می‌آیند و شادمانه گرداگردش می‌چرند. چنانکه در شب عروسی شادمانه گرد عروس می‌چرخند. و مهدی (علیه السلام) زمین را از عدل و داد پر می‌کند و امت من در زمان ولایت و حکومت او از چنان نعمتی برخوردار می‌شوند که هرگز در گذشته از آن بهره‌مند نبوده‌اند».34 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«یلتفت المهدی و قد نزل عیسی بن مریم کانما یقطر من شعره الماء فیقول المهدی: تقدم، صل بالناس. فیقول عیسی: انما اقیمت الصلاة لک فیصلی خلف رجل من ولدی».رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «مهدی (علیه السلام) متوجه می‌شود که عیسی بن مریم نازل شده است و چنان است که گویا از موهایش آب می‌چکد مهدی (علیه السلام) به او می‌فرماید: بفرما، پیش برو و با این مردم نماز بگزار. عیسی گوید: این نماز برای اقتدای به تو بپا داشته شده پس پشت‌سر مهدی (علیه السلام) که مردی از فرزندان من است نماز می‌خواند.»35 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«یبایع الرجل بین الرکن و المقام عدة اهل بدر فیاتیه عصائب اهل العراق و ابدال اهل الشام فیغزوه جیش من اهل الشام حتی انتهوا بالبیداء خسف بهم.»رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«عده‌ای به تعداد لشکریان بدر با آنمرد – مهدی (علیه السلام) – بین رکن و مقام کعبه بیعت می‌کنند پس جمعی از بزرگان اهل عراق و صالحین اهل شام به یاری او می‌آیند پس لشگری از اهل شام با او و یارانش می‌جنگند تا به منطقه‌ای به نام «بیداء» می‌رسند زمین آنان را (لشکر شام)را در خود فرو می‌برد».36 – قال امیرالمؤمنین علی (علیه السلام):«ذلک یخرج فی آخر الزمان و اذا قیل للرجل الله الله قیل; فیجمع الله له قوما قزع کقزع السحاب یؤلف بین قلوبهم لا یستوحشون علی احد و لا یفرحون لاحد دخل فیهم علی عدة اصحاب بدر لم یسبقهم الاولون و لا یدرکهم الاخرون و علی عدد اصحاب طالوت الذین جاوزوا النهر معه».حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمودند:«هیهات، چقدر دور است!» سپس با دستش نه عدد شمرد (15) وبعد فرمود:«او در آخر الزمان ظهور خواهد کرد و در زمانی که درباره‌اش گفته‌شود خدا را، خدا را، که او کشته شده است (16) پس خداوند برای او، از جای جای زمین گروهی را که همچون قطعه‌های ابر پراکنده‌اند گرد هم می‌آورد و بین دلهایشان الفت و پیوند ایجاد می‌کند به گونه‌ای که از هیچکس نمی‌هراسند و به هیچ کس شادمان نمی‌شوند به تعداد اصحاب بدر در این گروه وارد می‌شوند کسانی که پیشینیان بر آنان سبقت نگرفته و پسینیان توفیق درک و وصول به آنان را نمی‌یابند وآنان به تعداد اصحاب «طالوت»اند که با او از «نهر» گذشتند.»37 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«یخرج ناس من المشرق فیوطئون للمهدی سلطانه».رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«مردمی از مشرق زمین قیام می‌نمایند و برای سلطنت و حکومت‌حضرت مهدی زمینه سازی می‌کنند.»38 – قال امیرالمؤمنین علی (علیه السلام):«ویحا للطالقان فان لله بها کنوز لیست من ذهب و لا فضة و لکن بها رجال عرفوا الله حق معرفته و هم انصار المهدی فی آخر الزمان».حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند:«آه از طالقان – رحمت‌باد بر طالقان – خد را در آن شهر گنجینه‌هایی است از طلا و نقره نیستند بلکه در آن مردانی هستند که خدا را به حقیقت معرفت‌شناخته‌اند و آنان در آخر الزمان یاوران مهدی (علیه السلام) خواهند بود».39 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«منا الذی یصلی عیسی بن مریم خلفه»رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«از نسل ماست آنکسی که عیسی بن مریم پشت‌سر او نماز می‌خواند.»40 – قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):«من کذب بالدجال فقد کفر و من کذب بالمهدی فقد کفر».رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«کسی که«دجال» را تکذیب کند کافر شده و کسی که «مهدی (علیه السلام)» را تکذیب کند کافر شده است.»پی نوشت ها:(1) – متواتر به معنی «پیاپی» در اصطلاح «حدیث‌شناسی» به احادیث متعدده‌ای گفته می‌شود، که روایت کنندگان آن در هر طبقه، به گونه‌ای زیاد باشند که از مجموع روایات آن‌ها «علم عادی» به صدور آنکلام، از معصوم (علیه السلام) حاصل آید. به عبارت دیگر اختلافات راویان و تعدد آن‌ها در نقل یک خبر از معصوم (علیه السلام) به حدی باشد که توافق آنان بر «کذب» و همدستی آنان در «جعل خبر» ممکن نباشد.(2) «خبر واحد» خبری است که نقل کننده آن یک یا چند «راوی» باشد. تا آنجا که به حد «تواتر» نرسیده باشد و در اصطلاح «حدیث‌شناسی» تقسیم بندی‌های مختلف و اقسام گوناگون دارد مشهورترین اقسام آن در رابطه با «راوی» عبارتند از: «صحیح»، «حسن»، «موثق» و «ضعیف».(3) از جمله این اختلافات، اختلاف بر سر نام «پدر» بزرگوار حضرت مهدی (علیه السلام) است که در پاره‌ای از روایات اهل سنت عبارت «اسم ابیه اسم ابی» به حدیث مشهور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) «اسمه اسمی و کنیة کنیتی» افزوده شده است‌به این معنا که «نام مهدی همنام من، و کنیه او همانند کنیه من، و اسم پدر او مانند اسم پدر من است.» و یا اختلاف بر سر زمان تولد، و مدت عمر، و علامات قبل از ظهور، که همگی این موارد در خود مدارک اهل سنت قابل دسترسی و نظر مشهور شیعه بر طبق احادیث وارده در همان کتاب‌ها قابل اثبات است.(4) جریان محمد بن عجلان در صفحه 174 از کتاب البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان نقل شده است محمد بن عجلان یکی از فقهای مدینه بود، که در زمان حکومت‌بنی عباس با مردی به نام محمد بن عبد الله محض که از نسل امام حسن مجتبی (علیه السلام)، بود بیعت کرد. منصور خلیفه عباسی که بسیاری از سادات حسنی را به جرم مخالفت‌با دستگاه حکومت کشته بود محمد بن عجلان را احضار کرد و بعد از تحقیق درباره بیعت او با محمد بن عبدالله، دستور داد دست او را ببرند و گفت: این دستی که با دشمن من بعیت کرده است‌باید بریده شود فقهای مدینه وساطت کردند و گفتند این مرد تقصیری ندارد چون فقیه است و بر طبق روایات خیال کرده که محمد بن عبدالله بن محض «مهدی امت» است از این رو با او بیعت کرد و قصد دشمنی با تو را نداشته است.(5) سوره انبیاء آیه 18(6) تعداد کسانی که در طی تاریخ اسلام ادعای «مهدویت» داشته و به انگیزه‌های مختلف به دروغ خود را «قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله)» معرفی کرده‌اند یا برخی از مریدان آن‌ها، این عنوان را به دروغ بر ایشان تبلیغ و ترویج کرده‌اند، بیش از پنجاه نفر می‌باشد.(7) برای شناختن این خصوصیات از حیث اصل و نسب و سیمای ظاهری و کیفیت اخلاق و رفتار و از حدیث علامات و معجزات و نحوه ظهور و حکومت آن بزرگوار می‌توان به کتاب‌هایی که در این باب نوشته شده است همچون مهدی موعود منتخب الاثر و … مراجعه نمود.(8) غیر متواتر، اعم از خبر یک یا چند راوی و اعم از اینکه قراینی بر صحت و صدور آن از معصوم (علیه السلام) وجود داشته یا نداشته باشد تعبیری دیگر از همان «خبر واحد»است.(9) احادیث متعددی که با اسناد گوناگون و به وسیله راویان مختلف از هر یک از معصومین (علیهم السلام) نقل شده‌اند اما همگی آن‌ها از حیث مضمون و لفظ کاملا یکسان بوده و در تعابیر و کلمات هیچ اختلافی با هم ندارند.چنانکه همه این راویان اتفاق دارند بر اینکه از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) شنیدم که فرمود: «انی تارکم فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتی.»(10) این مخالفت‌بین دو حدیث متواتر به گونه‌ای نیست که با هم تضاد و تناقصی داشته باشند بلکه یکی از آن دو به عنوان شرط یا قید یا خصوصیتی زاید بر دیگری قابل جمع با آن می‌باشد.(11) احادیث متعددی که اگر چه در الفاظ و تعابیرشان اختلافاتی وجود دارد اما به خاطر کثرت راویان به گونه‌ای هستند که می‌توان علم اجمالی پیدا کرد که حداقل یکی از آن‌ها با همین الفاظ و کلمات وارده در حدیث از معصوم (علیه السلام) صادر گردیده است. مثلا در بعضی از این گونه روایات آمده است که: خبریکه «راوی مؤمن» آن رانقل کرده باشد حجت است و در بعضی دیگر آمده است‌خبریکه «راوی» آن راستگو باشد حجت است و در بعضی دیگر آمده است: خبری که روایت کننده آن «عادل» باشد حجت است در اینجا علم پیدا می‌کنیم که حداقل یکی از این روایت‌ها صحیح و صادر شده از معصوم است.حال در این میان روایتی راکه خاص‌تر از بقیه روایات است و شمول کمتری دارد و به عبارت دیگر بقیه روایات هم آن را به نوعی تایید می‌کنند، اختیار کرده و به مضممونش عمل می‌نمائیم که مثال در مذکور آخرین دسته این روایات یعنی حجت‌بودن «خبر عادل» است زیرا اگر راوی «عادل» باشد حتما «مؤمن» و «راستگو» هم هست و دو دسته قبلی آن را شامل می‌شوند.(12) مجموعه‌ای از احادیث که همگی بر معنایی خاص یا حکمی معین «دلالت مشترک» دارند، اگر چه در الفاظ و تعابیر با یکدیگر اختلاف دارند. به شکلی که در بین این مجموعه هیچ حدیثی را نتوان یافت که به طور قطع و یقین «مضمون» و «متن» و «الفاظش» همگی از ناحیه معصوم (علیه السلام) صادر شده است.مثل روایت‌هایی که درباره کیفیت جنگ‌های امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) با الفاظ و تعابیر و مضامین گوناگون وارد شده‌اند، ولی همگی آن‌ها در اثبات شجاعت‌بی‌نظیر برای مولا علی (علیه السلام) متفق هستند. و مثل حکایات فراوان و نقل‌های متفاوتی که درباره بخشش و کرم حاتم طائی در کتاب‌های مختلف وجود دارد که از همگی آنها به آنچه که قدر مشترک و مضمون عام بین همه آن‌هاست، یقین و علم قطعی پیدا می‌شود و آن، وجود حاتم در زمانی از زمان‌های گذشته و دارا بودن جود و بخشش بسیار توسط او می‌باشد.(13) (یعنی از نظر جثه و طول قامت مثل آن‌هاست)(14) از اینکه در این روایت چند مورد تصریح شده است که سید حسنی – که از نسل امام حسن (علیه السلام) است – حضرت مهدی (علیه السلام) را به عنوان پسر عمو خطاب می‌کند، می‌توان استفاده کرد که قائم آل محمد (علیه السلام) از نسل امام حسین (علیه السلام) می‌باشد، چنانکه عقیده همه علمای شیعه وبسیاری از بزرگان اهل سنت است و در کتاب‌های مختلف ازجمله منتخب الاثر مجموعه‌ای از روایات اهل تسنن و تشیع در این باره نقل شده‌است.(15) درباره اینکه این نه بار باز و بسته کردن دست‌یا شمردن نه عدد با دست (عقده بیده تسعا) چه مفهومی دارد گفته شده است که حضرت علی (علیه السلام) به این وسیله خواستند اشاره‌ای داشته باشند به اینکه تعداد امامان معصوم از نسل حسین (علیه السلام) نه نفر است که نهمین آنان مهدی (علیه السلام) است ازاین رو وقتی به نهمین شماره رسیدند فرمودند «ذلک یخرج فی آخر الزمان».(16) عبارت متن کتاب عبارتست از «الله الله قیل» یعنی خدا را، خدا را، گفته شده است لکن ظاهر اینست که عبارت صحیح به اینگونه باشد «الله الله قتل».یعنی خدا را خدا را او کشته شده است‌با این همه در کشف الاستار به گونه‌ای دیگر آمده است: «اذا قال الرجل الله تعالی قتل» یعنی مردی گوید که خدا او را کشته است.و افزوده است که حافظ ابو عبدالله حاکم در کتاب مستدرک خود آن را نقل کرده و گفته است که این حدیث‌بر مبنای بخاری و مسلم صحیح شمرده می‌شود اگر چه خود آن دو ذکری از آن ندارند.

 

نوشته قبلی

نقش اخلاق در زندگی زناشویی

نوشته‌ی بعدی

طرز تنظيم روابط با فرزندان

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

طرز تنظيم روابط با فرزندان

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

طلوع فصل نوین خلیج فارس

طلوع فصل نوین خلیج فارس

مسلم بن عقیل پیش از واقعه عاشورا

مسلم بن عقیل پیش از واقعه عاشورا

معنای امامت در اسلام

علم ائمه در آیات و روایات

پاسخ به یک شبهه

پاسخ به یک شبهه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا