شبهه توسل به معصومین و اولیاء الهی
چه بسا اشخاصى اینطور بپندارند اینکه در ادعیه، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و آل معصومینش (علیهم السلام) شفیع قرار داده شده اند و به حق آنان از خداى تعالى درخواست شده و همچنین زیارت قبور آن حضرات و بوسیدن ضریحشان و تبرک جستن به تربتشان و تعظیم آثارشان همه مصادیقى است از شرکى که در شرع از آن نهى شده و همان شرک وثنیت است.
و استدلال کرده اند به اینکه اینگونه توجیه عبادى در حقیقت قائل شدن به تاثیر ربوبى براى غیر خداى تعالى است و این خود شرک است، و مگر بت پرستان چه مى کردند؟ آنها نیز مى گفتند:
این بتها شفعاء ما در درگاه خداى سبحانند و ما اگر بتها را مى پرستیم براى این منظور است که ما را قدمى به درگاه خدا نزدیک سازند. و چه فرق است در پرستش کردن غیر خدا بین اینکه آن غیر خدا پیغمبرى باشد و یا ولیى از اولیاى خدا باشد و یا جبارى از جباران و یا غیر ایشان، همه این پرستشها شرکى است که در شرع از آن نهى شده.
غفلت شبهه افکنان از چند مسئله:
۱. خدا تاثیر استقلالی را از غیر خودش نفی کرده نه هر تاثیری را:
این اشخاص از چند نکته غفلت کرده اند: اول اینکه ثبوت تاثیر براى غیر خدا چه تاثیر مادى و چه معنوى ضرورى است و نمىتوان آن را انکار کرد، خود خداى تعالى در کلام مجیدش تاثیر را با همه انواعش به غیر خداى تعالى نسبت داده و مگر ممکن است غیر این باشد؟ با اینکه انکار مطلق آن ابطال قانون علیت و معلولیت عمومى است که خود رکنى است براى همه ادله توحید، و ابطال قانون مذکور، هدم بنیان توحید است.
آرى، آن تاثیرى که خداى تعالى در کلام مجیدش از غیر خداى تعالى نفى کرده تاثیر استقلالى است که هیچ موحدى در آن سخنى ندارد، هر مسلمان موحدى مى داند که هندوانه و سردیش، عسل و گرمیش در مزاج، از خداى تعالى است، او است که هر چیزى را آفریده و اثرش را نیز خلق کرده. و هیچ موحدى نمى گوید که: عسل در بخشیدن حرارت به بدن حاجتى به خداى تعالى ندارد.
و اما اینکه بگوییم: نه هندوانه سرد است و نه عسل گرم، و نه آب اثر سردى دارد و نه آتش اثر حرارت، در حقیقت بدیهیات عقل را انکار کرده و از فطرت بشرى خارج شده ایم، خوب وقتى خداى تعالى بتواند به فلان موجود، فلان اثر و خاصیت را ببخشد چرا نتواند به اولیاى درگاهش مقام شفاعت و وساطت در آمرزش گناهان و برآمدن حاجات را ببخشد و حتى در تربت آنان اثر شفا بگذارد؟

















هیچ نظری وجود ندارد