عصام علی یحیی العماد
او یکی از مستبصرین دهههای اخیر است که در سال ۱۹۶۸ م در کشور یمن در شهر «اب»، روستای «الصبار» به دنیا آمد. در خانوادهای سنی که متأثر از جریان سلفی وهابی بود، بزرگ شد (موسوعه، ۱۴۲۴: ۳/۸۱).
– محیط تربیتی
عصام العماد در محیطی بزرگ شد که تنها منابع برای شناخت تشیع در آن هنگام کتابهای احسان الهی ظهیر و محمد مال الله و محبّ الدین خطیب بود. اینها کتابهایی بودند که دشمنان شیعه علیه آنها به نگارش درآوردند. از این رو در ذهنش تصویر زشتی از این مذهب شکل گرفته بود و دلش پر از حقد و کینه نسبت به تشیع شد. نفرت عصام نسبت به تشیع منجر به جدایی کامل او از شیعیان و امور مربوط به آنان شد و او را واداشت تا کتابی بر ضد شیعه با عنوان الصلهًْ بین الشیعهًْ و الغلوّ [۱]را تألیف کند (همان، ۸۳).
– شخصیت علمی و اجتماعی
بر طبق سخنان خود وی از شش سالگی وارد حوزهی علمیهی وهابیت شد و به تحصیل علوم دینی پرداخت (العماد، پرسمان، ۱۳۸۶: ۶۰/ ۸).
پس از گذشت مدتی تحصیلات دانشگاهی را آغاز کرد و مدرک لیسانس را در بخش مطالعات اسلامی گرفت و سپس مدرک کارشناسی ارشد و مدرک دکترا را در رشته علوم قرآن و حدیث اخذ کرد. دکتر عصام به سبب توجهی که به مطالعات دینی داشت در کنار تحصیلات دانشگاهی شروع به آموختن مذهب وهابی در مراکز دینی کرد. از جمله در مرکز علمی صنعاء که بزرگترین مرکز وهابی یمن است، مدرک دوم را از بخش شرعی این مرکز اخذ کرد و در همان زمان موفق به حفظ ده جزء از قرآن کریم شد. سپس نزد علماء یمن در مساجد حاضر شد و در دروس بعضی از شخصیتهای علمی برجسته از جمله علامه عمرانی در جامع زبیری در صنعاء شرکت کرد. آنگاه خود به تدریس فقه سلفی پرداخت و کتاب فقه السنّهًْ را در جامع أسطی تدریس نمود و در مساجد صنعاء به خطابه پرداخت و متولی امامت جمعه در جامع أسطی و یکبار نیز امام مسجد جامع باب القاع شد. سپس به عربستان سعودی رفت و وارد دانشکده اصول الدین، بخش حدیث دانشگاه امام محمد بن سعود شد. یک سال در عربستان ماند و در این مدت در درسهای ابن باز، مفتی این کشور، شرکت جست.
وی پس از قبول تشیع در سال ۱۹۹۰م به ایران مسافرت کرد و وارد حوزه علمیه قم شد و دروس مقدمات و سطوح را تا رسیدن به سطح خارج در فقه در همانجا به اتمام رساند. پس از آن که عصام به مرتبه بالایی از علم رسید شروع به تبلیغ تشیع کرد و به تدریس در حوزه علمیه و تألیف کتب پرداخت و در کنار آن به مناظره با اهل سنت پرداخت تا حقائقی را که خود بدانها دست یافته بود به دیگران هم منتقل سازد (موسوعه، ۱۴۲۴: ۳/۸۲-۸۶).
– زمینههای تحول فکری
۱ – آشنایی با تشیع
اولین حادثهای که موجب تجدید نظر وی در عقیدهاش نسبت به شیعه شد، مطالعه کتاب الامام صادق حیاته و عصره، تألیف محمد ابوزهره بود. این کتاب به عصام اجازه داد تا از زاویه دیگری به شیعه بنگرد. خود عصام درباره این کتاب میگوید: «این کتاب ـ اگرچه در نقد مذهب شیعه جعفری است ـ ولی در شیوه محققانهاش و بررسی ریشهای مبانی و عقائد مذهب شیعه با اسلوب کتابهای احسان الهی ظهیر و دیگران تفاوت داشت که آثارشان را با اسلوبی غیر تحقیقی و سست نوشته بودند». از این جا بود که عصام از روش ابوزهره در بررسی تشیع پیروی کرد و به مطالعه غیر متعصبانه روی آورد تا این که به مجله رسالهًْ الاسلام که یک مجله مصری قدیمی بود دست پیدا کرد و در آن بحثهایی دربارهًْ تشیع یافت (همان، ۸۳).
مطابق سخنان عصام العماد بزرگترین اتفاقی که در حین مطالعه مذهب شیعه (احتمالاً به هنگام مطالعه مجله رسالهًْ الاسلام) برایش رخ داد، آگاهی از فتوای مشهور شیخ محمود شلتوت بود که در آن شیعیان را مسلمان و مذهب اثنا عشری را پنجمین مذهب در اسلام شمرده بود. عصام از این فتوا متعجب شد و تصمیم گرفت تا به طور عمیق به بررسی مذهب شیعه بپردازد تا دلایلی را که موجب صدور چنین فتوایی از سوی شیخ شلتوت شد، دریابد.[۲]
۲ – عدم دسترسی به کتب معتبر
او در سال ۱۹۸۸م به دانشگاه ملک سعود که در نزدیکی محل سکونتش در «الدریهًْ» بود، رفت و در کتابخانه آنجا به مطالعه پرداخت. در این کتابخانه بخشی اختصاص به آثار گروه تقریب بین مذاهب اسلامی داشت که قسمتی از این آثار درباره مذهب شیعه جعفری بود. عصام به مطالعه این آثار پرداخت ولی به مرور دریافت که این آثار غرض او را برآورده نمیکند؛ چرا که به شیوهای سطحی به مطالعه فکر شیعی پرداخته بودند و تصویری کوچک و ضعیفی از این مذهب ترسیم میکردند و به شیوههایی متمسک میشدند که هدفش زشت گردانیدن چهره تشیع بود (همان، ۸۴).
– علل گرایش به تشیع
وی در خصوص تحقیقات اولیه شیعه شدنش میگوید: من ابتدا با کتابهای مرجع بزرگ شیعه، شیخ مفید& شروع کردم و وقتی این کتابها را خواندم دیدم که به تمام شبهات و مشکلات درآنها پاسخ داده شده است. حتی شبهاتی که در قرن معاصر مطرح شده است و بعد از خواندن این کتابها کاملا شیعه شدم (العماد، پرسمان، ۱۳۸۶: ۶۰/ ۸).
اما با توجه به اقوال خود وی و سخنان محققان، علل گرایش فکری عصام العماد را به تشیع میتوان در عوامل زیر خلاصه کرد:
۱- او دریافت که علمائ اهل سنت در شناخت شیعه دچار اشتباه شدهاند و میان شیعه و غالیان خَلط کردهاند و تفاوتی میان تشیع و غلو ننهادهاند. (همان)
۲ – از طرفی علماء جرح و تعدیل با امام علی به مانند دیگر صحابه رفتار نکردهاند. میتوان مشاهده کرد که امام علی مظلوم واقع شده و بسیاری از نویسندگان و مؤلفان از ترس متهم شدن به تشیع از ایشان دفاع نکردهاند. از این رو شروع به تحقیق درباره این موضوع کرد و در تاریخ به دنبال علت این امر گشت و ریشههای این موضوع را در دولت بنیامیه یافت. (همان)
۳- وی دریافت که که بیشتر علما در دامی که امویان برای آنها تنیدهاند، افتادهاند و بسیاری از متفکران به همان روشی رفتهاند که بنی امیه برای ایشان ترسیم کردهاند و از شیوه برخورد ایشان با اهل بیت پیروی کردهاند. از اینجا بود که متوجه توطئهای برای کنار زدن اهل بیت و دور کردن مردم از احادیث ثقلین و اثنا عشر و غیره… شد. از بارزترین شواهدی که عصام از کنار زدن عمدی اهل بیت یافت، هنگامی بود که نزد عالم وهابی، محمد بن اسماعیل عمرانی به مطالعه علوم اسلامی میپرداخت. این عالم وهابی، اقوال دهها تن از فقها را حول مسئلهای فقهی نقل میکرد و اسامی دهها تن از ائمه (سنی) حفاظ (حدیث) و علماء را تا دوره معاصر یاد میکرد و در پایان میگفت: «و گفته شده که یکی از اهل بیت در این باره چنین گفته است»، ولی مستمعان طاقت شنیدن این سخن را که اهل بیت نظری درباره مسائل فقهی دادهاند نداشتند و به شدت به او اعتراض میکردند. از اینجا بود که وی دریافت بنیامیه هنوز هم بر این ماجرا تسلط دارد و فرهنگ دشمنی با اهل بیت رایج است. وجود چنین رویکردهایی سبب شد تا به طور جدی و عمیق به مطالعه مکتب اهل بیت بپردازد (موسوعه، ۱۴۲۴: ۳/۸۴-۸۵).
– پذیرش تشیع
هنگامی که دکتر عصام علاقه و جستجوی خود را نسبت به مذهب اهل بیت دریافت، دیگر نتوانست به همان مذهب سابق خود باقی بماند و در آن هنگام که در دانشگاه امام محمد بن سعود مشغول به تدریس بود، تغییر عقیده داد و مذهب اهل بیت را پذیرفت. سپس تصمیم به ترک دانشگاه و مهاجرت به جایی گرفت که در آنجا عقیده خود را با ادله و براهین استوار سازد. پس به یمن بازگشت و سپس به سوریه سفر کرد و به حوزه علمیه «سیّدهًْ زینب» پیوست (همان، ۸۶).
آثار:
۱- رحلتی من الوهابیهًْ الی الاثنی عشریهًْ: مولف در این کتاب چگونگی انتقالش از وهابیت به شیعه اثناعشری را ذکر کرده است. این کتاب به زودی از سوی مرکز الابحاث العقائدیه در ضمن «سلسلهًْ الرحله الی الثقلین» منتشر خواهد شد.
۲- المنهج الجدید و الصحیح فی الحوار مع الوهابیین: این کتاب مشتمل بر موضوعات متنوعی؛ از جمله: چگونگی معرفی مذهب شیعه به وهابیان، مشکل درهم آمیختن در نزد وهابیت، نظر اثناعشریه درباره عقاید مشرکانه غلات و غیره است. همچنین تلاشی برای تقریب بین اثناعشریه و وهابیت است.
این اثر در سال ۱۴۲۲ ق توسط موسسه الکوثر للمعارف الاسلامیه قم به بازار آمد.
[۱] – شایان ذکر است که مولف به چاپ آن اقدام نکرد بلکه پس از روی آوردن به مذهب اهل البیت^ آن را از بین برد.
[۲] – محمود شلتوت (۱۳۱۰ – ۱۳۸۳)، با عنوان مشهور «شیخ شلتوت» از بزرگان اهل سنت، محقق، مفسر، فقیه اصولی، ادیب لغوی مصری، و از رؤسای دانشگاه الازهر و از مؤسسان دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه. وی از مدافعان و از فعالان وحدت بین شیعه و سنی بوده است. فتوای معروف شیخ محمود شلتوت:
از شیخ محمود شلتوت سؤال شد که:
بعضی از مردم چنین میاندیشند برای آنکه مسلمان عبادات و معاملاتش صحیح باشد حتماً باید به یکی از مذاهب چهارگانه معروف عمل کند و در بین آنها مذهب شیعه امامیه و مذهب زیدیه نیست. آیا شما با این رأی به طور کلی موافقت دارید، و تقلید از مذهب شیعه امامیه را جائز نمیشمارید؟
ایشان در جواب چنین فرمودند:
۱. دین اسلام بر احدی از پیروانش متابعت از مذهب خاصی را لازم نمیشمرد، بلکه ما میگوییم: برای هر فرد مؤمن چنین حقی است که بتواند در ابتدای امر از هر یک از مذاهبی که صحیحاً نقل شده و در کتابهای مخصوص احکام آن مذهب نوشته شده است پیروی کند و همچنین کسی که از یک مذهب از این مذاهب پیروی میکرده میتواند عدول به مذهب دیگر بنماید، هر مذهبی باشد، و در این عمل باکی بر او نیست.
۲. مذهب جعفری معروف به مذهب امامیاثناعشری، مذهبی است که شرعاً پیروی از آن مانند پیروی از مذاهب اهلسنت جایز است. و سزاوار است مسلمانان این مطلب را بدانند و از عصبیت و طرفداریهای بیجا و بدون حق و حمایت از مذهب معینی خودداری کنند. دین خدا و شریعت او تابع مذهبی نیست یا منحصر در مذهبی نیست. هر کس به مقام اجتهاد فائز گردد عنوان مجتهد بر او بار، و در نزد خدای تعالی عملش مقبول خواهد بود.
و جایز است برای کسی که اهلیت نظر و اجتهاد را ندارد از ایشان تقلید کند و به آنچه در فقهشان مقرر داشتهاند عمل بنماید، و در این مسئله بین عبادات و معاملات تفاوتی نیست.
منبع: بررسی علل گرایش مستبصرین به تشیع در پنجاه سال اخیر؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
برای مشاهده این کتاب اینجا را کلیک کنید.

















هیچ نظری وجود ندارد