4 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بیراهه انحراف

تاثیر معکوس تروریسم بر کشورهاى پشتیبان آن رویکرد تحلیلى‏

تاثیر معكوس تروريسم بر كشورهاى پشتيبان آن رويكرد تحليلى‏
0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

تاثیر معکوس تروریسم بر کشورهاى پشتیبان آن رویکرد تحلیلى‏

محمّد هاشم البطاط*[۱]

مترجم: میثم صفرى‏

چکیده:

برخى از کشورهاى معاصر میزبان و حامى گروه‏هاى تروریستى بوده و هستند، اما حقیقت آن است که این حمایت‏ها اثرى معکوس به دنبال داشته و دارد. حکومت‏هاى حامى پس از گذشت مدتى، خود از جمله قربانیان و زیان‏دیدگان اصلىِ گروه‏هاى تروریستى شده‏اند. این مطلب با تکیه بر تجربه و تجزیه و تحلیل‏هاى مبتنى بر پایه‏هاى دانش روانشناسى سیاسى قابل اثبات است.

کلیدواژگان: تروریسم، ۱۱ سپتامبر، جامعه جهانى، پشتیبانى‏

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۲، ص: ۵۳۲

پیش‏گفتار

یکى از برجسته ‏ترین موضوعات، در گذشته و حال، فعالیت تروریستى و ابهامات پیرامون تجزیه و تحلیل عناصر تشکیل دهنده و دلایل انجام آن بوده است. هر چه قلمرو تاثیرگذارى تروریسم بر جوامع مختلف بشرى در جهان گسترده‏تر شود؛ تلاش‏ها در جهت تفسیر و تجزیه و تحلیل این پدیده که از کشتار و ترسانیدن مردم بى‏گناه به بهانه دین‏دارى یا پاک‏سازى زمین از شرک و انحراف جدا نیست افزایش مى‏یابد. با وجود پژوهش‏ها و مباحث بسیار صورت گرفته در جهت تحلیل اقدام تروریستى از زوایاى گوناگون؛ امّا یک کاستى در رویکردهاى تحلیلى از نظر حمایت مالى و پشتیبانى لوجستیکى شمارى از کشورها از تروریسم با هدف به‏کارگیرى نتایج به دست آمده از اقدامات تروریستى آن‏ها وجود دارد. بر این اساس، این پژوهش با رویکردى تحلیلى به اثر معکوس ناشى از بر عهده گرفتن نقش پشتیبانى توسّط تعدادى از کشورهاى معاصر نسبت به گروه‏هاى تروریستى مى‏پردازد؛ به گونه‏اى که در تبیین چگونگى بازتاب تاثیر این پشتیبانى بر خود کشورهاى پشتیبان سهمى داشته باشد. این پژوهش به خصوص در سایه سازوکار تجزیه و تحلیل مبتنى بر پایه‏هاى دانش روان‏شناسى سیاسى و با هدف ارائه قرائتى علمى از کیفیت تغییر ذهنى، روانى و سیاسى تروریست‏ها از حمله بر اهداف مورد نظر کشورهاى پشتیبان آن‏ها به هجوم بر خود این کشورهاى پشتیبان ارائه شده است. این پژوهش بر فرضیه‏اى استوار است که مفادش وجود اثر معکوس پشتیبانى از تروریسم از سوى برخى از کشورها و بازتاب آن بر این کشورها در آینده مى‏باشد. با هدف اثبات این فرضیه، پژوهش به محورهاى ذیل تقسیم شده است:

محور اول: مفهوم و اهداف کشورهاى پشتیبان تروریسم؛

محور دوم: فعالیت تروریستى و اثر معکوس بر پشتیبان‏هاى آن؛

محور سوم: آینده اثر معکوس تروریسم برکشورهاى پشتیبان آن.

محور اول: مفهوم و اهداف کشورهاى پشتیبان تروریسم‏

در این محور، شناختى ماهوى و معنایى از کشورهاى پشتیبان تروریسم و هم‏چنین تحلیل اهداف پذیرش ریسک (خطرپذیرى) پشتیبانى از گروه‏هاى خطرناکى ارائه مى‏شود که از خشونت به عنوان تنها ابزار جهت ایجاد تحول استفاده نموده و با دیگران به مثابه تروریست‏ها رفتار مى‏کنند.

مفهوم کشورهاى پشتیبان تروریسم (sponsor states of terrorism)

بررسى مفهومى کشورهاى پشتیبان تروریسم ما را به این مطلب رهنمون مى‏سازد که برخى از کشورها گزینه همکارى متقابل و پشتیبانى از گروه‏هاى تروریستى را اساس کار خود قرار داده‏اند. این کشورها پس از این باور به انتخاب این گزینه روى مى‏آورند که منافع ملى آنان ممکن است از طریق این همکارى و کمک تامین شود[۲]. کشورهاى پشتیبان تروریسم کار خود را با پشتیبانى و کمک‏هاى لوجستیکى و هر آن‏چه که در موفقیت تروریست‏ها در اجراى عملیات آن‏ها در جهت تضعیف طرف مقابل که تهدیدى ضد کشورهاى پشتیبان تروریسم را تشکیل مى‏دهد؛ سهیم است؛ آغاز مى‏کنند. شاید خوب باشد به این نکته اشاره شود که این کشورهاى پشتیبان در آینده زیر بار سنگین وضعیت مبهم، پیچیده و سوال‏برانگیزى قرار خواهند گرفت که مرتبط با چگونگى متقاعد نمودن تروریست‏ها در مورد این مطلب است که این‏

کشورها با اعتقادات تروریستى مورد قبول آن‏ها هیچ‏گونه اختلاف و مغایرتى ندارند. در وضعیتى که ایدئولوژى‏هاى بسیارى از این کشورها با ایدئولوژى تروریسم متفاوت است. این امر باعث مى‏شود که کشورهاى پشتیبان تروریست در چارچوب تعیین مفهوم آن در زیر بار سنگینى از تناقض ایدئولوژیک با باورهاى تروریستى قرار گیرند؛ این واقعیّت منجر به شناخت یک جنبه از جنبه‏هاى ابعاد مفهومى این واژه خواهد شد که عبارت است از این‏که: این کشورها این آمادگى را دارند که گزینه‏هاى مشروع و نامشروع و غیر قانونى‏ مختلف را در راه رسیدن به منافع ملى خودشان در پیش بگیرند؛ حتى اگر کار به تعارض بزرگ با قوانین جامعه جهانى و طبیعت سازوکارهاى قانونى‏اى برسد که گزینه‏هاى آسان‏سازى روابط بین کشورها را معین مى‏کنند. این مطلب، به تناقض کامل و کلى این کشورها با ادعاى آشکار آن‏ها مبنى بر مبارزه آن‏ها با تروریسم در مناسبات و روابط خارجى آن‏ها با کشورهاى دیگر اشاره مى‏کند.

«دیوید پترسون» تلاش مى‏کند تا مفهوم «کشورهاى پشتیبان تروریسم» را این‏گونه تعریف کند:

مجموعه‏اى از کشورهایى که بر این باور هستند که منافع ملّى آن‏ها باید بدون در نظر گرفتن ابزار و سازوکارها پیموده شده در راه دستیابى به آن‏ها محقّق شود. این باور، آن‏ها را وادار نموده تا دست خود را در دست تروریست‏ها قرار داده و تمام نیازمندى‏هاى آنها در راه اجراى عملیّاتشان را برایشان فراهم کنند. تروریست‏ها بر این باور هستند که این اقدامات از گرایش‏هاى عقیدتى آنان نشات گرفته و در راه اجراى آنچه معتقدند که جهاد است از آن بهره مى‏برند. و به طور هم‏زمان این اقدامات در خدمت منافع اختصاصى کشورهاى پشتیبان است.[۳]

به این معنا که اشتراک منافع میان این کشورها و تروریست‏ها، کشورها را مجبور مى‏کند تا ماموریت فراهم‏سازى نیازهاى اجراى اقدامات تروریستى و ارائه حمایت و مشورت به گروه‏هاى تروریستى با هدف تحقق بخشیدن به منافع مشترک میان دو طرف را بر عهده بگیرند؛ گاهى دو طرف با هم توافق‏نامه ایدئولوژیک دارند و گاهى ندارند.[۴]

ویلیام سون به این مطلب اشاره مى‏کند که تعیین قلمرو معنایى واژه «کشورهاى پشتیبان تروریسم» در این معنا متمثل مى‏شود که این کشورها از فعالیت تروریستى حمایت و پشتیبانى نموده و به آن‏ها مشاوره مى‏دهند و برایشان برنامه‏ریزى مى‏کنند؛ البته این تعیین معنا نباید ما را از کیفیت تعامل این کشورها با تروریست‏ها و متقاعد نمودن آن‏ها به پذیرش حمایت و همکارى با آن‏ها غافل نماید. بررسى این مطلب ما را به این نکته مى‏رساند که کشورهاى پشتیبان تروریسم، کشورهایى هستند که یا از لحاظ ایدئولوژیکى به اعتقادات تروریستى نزدیک هستند؛ مانند کشور عربستان سعودى و یا کشورهایى هستند که آژانس‏هاى اطلاعاتى را به شخصیت‏هایى مجهز مى‏کنند که اعلام مى‏شود آن‏ها به اندیشه تکفیرى ایمان دارند؛ به گونه‏اى که این افراد مجهّز شده نقش و ماموریت مهم نزدیک شدن به تروریست‏ها و پیوستن به آنان به عنوان افراد معتقد به این اندیشه را بر عهده مى‏گیرند و سپس این کشورها پشتیبانى از تروریست‏ها و اقدامات آنان را از طریق این افراد انجام مى‏دهند. این، همان نقشى است که کشور ایالات متّحده آمریکا آن را انجام مى‏دهد.[۵] هم‏چنین این بررسى معنایى واژه کشورهاى پشتیبان تروریسم نباید

ما را از اختلاف در ایدئولوژى و برنامه‏ریزى در انجام پشتیبانى غافل نماید. زیرا یکى از عناصر تاثیرگذار در اقدامات تروریستى انجام انجام شده توسّط این تروریست‏ها، اصل ثابت تهدید و ارعاب است؛ به گونه‏اى که در بسیارى از اوقات انجام اقدامات انتحارى را مى‏طلبد که در وهله نخست جان تروریست انتحارى را مى‏گیرد. این مسأله کشورهاى پشتیبان تروریست را وادار مى‏کند تا سازوکارى را بپیمایند که از طریق آن به صورت مستقیم یا غیر مستقیم، تروریست‏ها را متقاعد مى‏کند که این کشورها به درستى باور تکفیرى ایمان داشته و روش تکفیرى در تعامل با دیگران کارآمدى بیشترى در رسیدن به مقصود خود دارد. در نتیجه عظمت پیموده شدن سازوکار حمایت تروریسم از سوى برخى از کشورها اصطلاح تروریسم دولتى (Terrorism Sponsored by State) پدیدار شد که دقیقا به همان مضمون کشور پشتیبان تروریست اشاره مى‏کند و کاشف از این مطلب است که یک کشور از تروریسم به عنوان ابزارى جاى‏گزین از جنگ نظامى یا جنگ آشکار استفاده نماید و فعالیت‏هاى خود را متوجه کشورى بزرگ یا هر کشور دیگرى که با آن دشمنى و درگیرى سیاسى‏ یا نژادى و یا … دارد؛ مى‏کند. این شیوه، به دنبال محقّق نمودن دست‏آوردهاى سیاسى یا غیر آن است.[۶]

جهت تکمیل بررسى مفهومى موضوع مورد بحث، مهم است که به تفاوت معنایى میان دو اصطلاح «حمایت مالى» (

Spons orship )

و «پشتیبانى» (Supp orting) اشاره شود. حامى، ارائه حمایت به گروه‏هاى تروریستى را بر عهده مى‏گیرد؛ به این معنا که گاهى گروه‏ها از تعدادى از هسته‏ها و شبکه‏هاى تروریستى تشکیل شده و حمایت به معناى دور دانستن نقش بنیان‏گذارى نسبت به گروه‏هاى‏ تروریستى از این کشورها است؛ درحالى‏که اصطلاح پشتیبانى، شامل نقش تاسیسى و پشتیبانى لوجستیکى و غیر آن است؛ این تفاوت باعث شده است تا ما این اصطلاح (پشتیبان) را به جاى اصطلاح دیگر (حامى) به کار ببریم.

۲- ۱٫ اهداف کشورهاى پشتیبان تروریسم‏

اهداف کشورهاى پشتیبان تروریسم با توجه به شمارى از عواملى که این کشورها بر طبق آن‏ها به سمت پشتیبانى از فعّالیّت تروریستى و آماده شدن جهت پذیرش ریسک همکارى با تروریست‏ها مى‏روند با یکدیگر متفاوت است. شاید بتوان برجسته‏ترین این اهداف را که مطابق آن‏ها کشورها به انتخاب گزینه پشتیبانى از تروریسم روى مى‏آورند را در اینجا ذکر کرد:

۱- ۲- ۱٫ ارتباط تنگاتنگ ایدئولوژیک میان کشور پشتیبان تروریسم و تروریست‏ها

این به هم‏پیوستگى در باور و عقیده منجر مى‏شود به این‏که این کشورها به سمت پشتیبانى از فعّالیّت تروریستى و ارائه کمک به تروریست‏ها بروند؛ بلکه در بسیارى از اوقات گروه‏هاى تروریستى را پایه‏گذارى نموده و مسئولیّت مهندسى شبکه‏هاى تروریستى داخل این گروه‏ها را بر عهده بگیرند. چه بسا بتوان گفت که به‏خاطر برخى دلایل این عامل از عوامل قوى شمرده مى‏شود؛ که از جمله مهم‏ترین این دلایل، این‏ است که: به هم‏پیوستگى و در هم‏آمیختگى ایدئولوژیک، کار مهم نزدیکى به تروریست‏ها، مسلّح نمودن آن‏ها و توضیح چگونگى همکارى با آن‏ها را براى این کشورهاى پشتیبان آسان مى‏کند؛ زیرا تشابه در اعتقاد باعث مى‏شود که آن‏ها هرگز نیازى به جست‏جوى از سازوکار احاطه پیدا کردن به طرز تفکر تروریست؛ بلکه ورود به آن و هماهنگى مشترک مستقیم با آن‏ها نداشته باشند. هم‏چنین این کشورها هیچ‏گاه زیر بار سنگین ترس از انتخاب گزینه‏هاى متناقض با ایدئولوژى‏هاى درونى‏

خودشان قرار نخواهند گرفت؛ به عبارت دیگر این کشورها هیچ‏گاه دچار تناقض بین آن‏چه به صورت علنى ادعا مى‏کنند یا جزو باورهاى واقعى آنان است و بین روش پشتیبانى از تروریست‏ها نمى‏شوند. این مسأله باعث مى‏شود که این کشورها مانند وضعیّت کنونى برخى از کشورهاى دیگر نشوند که در ایدئولوژى‏ها یا در مبانى اعلام شده علنى آن‏ها با باورهاى تروریست‏ها تناقض وجود دارد. شاید از جمله بارزترین نمونه‏هاى کشورهایى که به‏طور کامل با تروریسم تطابق ایدئولوژیک دارند؛ عربستان سعودى باشد.[۷]

۲- ۲- ۱٫ اشتراک در منافع میان کشورهاى پشتیبان تروریسم و فعالیت‏هاى تروریستى‏

به گونه‏اى که این کشورها را وادار نموده تا از تروریست‏ها پشتیبانى کرده و همه کمک‏هاى مورد نیاز آن‏ها را ارائه کنند. زیرا این کشورها معتقدند که همه نتایجى که از اجراى کارهاى تروریستى در هر نقطه از دنیا به دست مى‏آید به گونه‏اى به تحقق منفعت ملى آن‏ها مى‏انجامد و این‏ها باعث مى‏شود تا این کشورها نقش پشتیبانى از تروریست‏ها را بر عهده بگیرند. شاید از آشکارترین نمونه‏ها بر این مورد پشتیبانى ایالات متحده آمریکا از گروهک تروریستى طالبان در زمان اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروى پیش از تغییر رابطه بین دو طرف به برخورد و جنگ باشد؛ تا آن‏جا که آمریکا بر آن‏ها نام «مبارزان آزادى» را نهاد. از این نمونه مى‏توان به عنوان‏ شاخصى براى اثر معکوس تروریسم یاد نمود؛ زیرا با وجود تفاوت ایدئولوژیک میان آمریکا و گروه طالبان ولى اولى با تلاش و جدیت فراوان به پشتیبانى از دومى پرداخت؛ آن‏هم به خاطر اشتراک منفعتى میان آن‏دو که مبارزه با اتحاد جماهیر شوروى بود.[۸]

۳- ۲- ۱٫ ایجاد شکاف در درون پیکره تروریسم‏

این کار در جهت تلاش براى ایجاد تغییر در موازنه قدرت داخل گروه‏هاى تروریستى انجام مى‏گیرد؛ زیرا این هدف و عامل کاشف از این است که برخى از کشورها گاهى به خاطر دلایل معینى به پشتیبانى از تروریسم ولى در کنار عامل موازنه قدرت در داخل گروه‏هاى تروریستى روى مى‏آورند؛ زیرا هدف حقیقى آن‏ها خود موازنه نیست؛ بلکه هدف نهایى آن‏ها همان موازنه قدرت داخل گروه‏هاى تروریستى است که به حمایت از تروریسم مى‏پردازند تا در آن‏سوى پشتیبانى، تغییر موازنه قدرت را محقق سازند. بر این اساس امیرنشین قطر تلاش کرد تا با پشتیبانى از گروهک داعش در سوریه نقش عربستان سعودى پشتیبان جبهه النصره را تضعیف کند.[۹]

۴- ۲- ۱٫ اذیت کردن دشمنان‏

شمارى از کشورهاى پشتیبان تروریسم با هدف اذیت رساندن زیاد به کشورهاى دشمن خود دست به این پشتیبانى مى‏زنند؛ بدون آن‏که نیازمند ورود به جنگى آشکار با آن‏ها باشند. این کشورها از طریق پشتیبانى از تروریست‏ها بدون آن‏که وارد جنگى آشکار با خسارت‏هاى بسیار سنگین شوند به گرایش‏ها و تمایلات خود جامه عمل خواهند پوشید.[۱۰]

۵- ۲- ۱٫ به دست آوردن قدرت دیپلماسى براى مذاکره‏

کشورها در سایه این هدف به سراغ محقق ساختن قدرت دیپلماسى بیشتر هنگام ورود به میز مذاکره با کشورهاى دشمن خود با فشار بر آن‏ها از طریق برگ برنده‏ تروریست‏ها مى‏روند.[۱۱] کشورهاى دشمن هم باید به درخواست‏هاى آنان در برابر دست برداشتن از پشتیبانى تروریسم پاسخ مثبت دهند. به این صورت برخى از کشورها به دنبال بالا بردن و

تقویت برگه‏هاى برنده براى مذاکرات از طریق پشتیبانى از تروریسم مى‏روند.

۶- ۲- ۱٫ گرفتن جلوى قدرتمند شدن کشورهاى دیگر

برخى از کشورها بر این اعتقاد هستند که منافع ملّى آن‏ها ارتباط بسیار زیادى به تضعیف کشورهاى دیگر و جلوگیرى از قدرت‏مند شدن آن‏ها دارد؛ زیرا معتقدند که قدرت داشتن این کشورها به افزایش و گسترش نقش منطقه‏اى یا بین‏المللى آنان خواهد انجامید. بر این اساس تمام تلاش و امکانات خود را به کار مى‏گیرند تا از قدرت گرفتن دیگران جلوگیرى به عمل بیاورند. شاید در باور این کشورها یکى از موفّق‏ترین راه‏ها جهت تضعیف دشمنان در تخلیه قواى کشورهاى دیگر از راه بالا بردن اقدامات تروریستى در داخل سرزمین‏هاى آن‏ها نهفته باشد. در نتیجه، قواى آن‏ها در یک جنگ طولانى ضد تروریسم تحلیل خواهد رفت. به ویژه آن‏که طبیعت قواعد درگیرى با تروریسم با قواعد درگیرى میان نیروهاى در جنگ‏هاى نظامى متفاوت است؛ زیرا گروه‏هاى تروریستى بر سازوکار جنگ فرسایشى طولانى تکیه مى‏کنند.

۷- ۲- ۱٫ تسلّط یافتن بر بخشى از کشورهاى دیگر

برخى از کشورها به دنبال این هستند که از طریق پشتیبانى از تروریسم بر بخشى از کشور دشمن مسلط شوند؛ زیرا با سیطره یافتن تروریست‏ها بر بخشى از کشور دشمن، کشور پشتیبان تروریسم این امکان را پیدا خواهد کرد که بر مقررات جغرافیایى مناطق مورد سیطره‏اش حکومت نماید و خواست خود را بر کشورهاى دیگر تحمیل نماید. این مسأله باعث مى‏شود که کشور پشتیبان تروریسم حاکمیّت بخشى از کشور دیگر را به دست بگیرند و در نتیجه کشور دیگر، به زیر بار سنگین خوارى و ذلت و کرنش در مقابل کشور پشتیبان قرار خواهد گرفت.

۸- ۲- ۱٫ کسب نیروى بازدارنده‏

هنگامى‏که برخى از کشورها احساس مى‏کنند که از سوى کشور یا کشورهاى دیگر تحت فشار قرار گرفته‏اند؛ آن‏ها به پشتیبانى از تروریسم در برخى از کشورهاى دشمن یا در مناطقى که نقاط استراتژیک جهت نفوذ در کشورهاى دشمن به حساب مى‏آید، روى مى‏آورند. این کار، به کشورهاى پشتیبان قدرت بازدارندگى مهمّى مى‏بخشد که در از بین بردن یا کاستن از خطرات قرار گرفتن در معرض حمله یا از سوى کشورهاى دشمن آن‏ها سهم بسزایى دارد.[۱۲]

محور دوم: فعّالیّت تروریستى و اثر معکوس بر پشتیبان‏هاى آن‏

نمى‏توان طبیعت و ماهیّت خطرناک در فعّالیّت تروریستى را جز از راه ورود به روش تفکر و اندیشه‏اى که تروریست‏ها از طریق آن به هستى، دین و آینده نگاه مى‏کنند؛ مورد بررسى کامل قرار داد؛ زیرا تفکر و ذهن تروریست از اصل مسلّم «بازگشت به پاکى» از طریق سازوکار بازگشت تاریخى به سیره گذشتگان (سلف) به دور از شبهات و بدعت‏هاى دینى از جانب مسلمانان نشات مى‏گیرد. بر حسب تفکّر تروریسم، حرکت به سوى پاکى دین و در نتیجه آن پاکى هستى و سپس ضمانت آینده الاهى بر روى زمین در صورت ظهور مصادیق دینى تنها از راه انجام اقدامات پاکسازى وضعیت‏هاى شرک‏آلودى که بر امّت‏هاى اسلامى سیطره یافته است و تلاش در جهت رهایى یافتن از آنان با سازوکارهاى کشتن و ترساندن صورت مى‏پذیرد.

بر این اساس فهم خاص و ویژه از طرز فکر تروریسم به مجموعه‏اى از مقدمات فراگیر جهت شناسایى روش فکرى‏اى غوطه‏ور در سطحى‏نگرى و نبود ژرف‏نگرى در تجزیه و تحلیل مسائل وابسته است. به این معنا که ما در برابر یک دیدگاه و نگاه عقب‏ افتاده از سازوکار تفکر باز در برخورد با مسائل دین و هستى قرار داریم. به همین دلیل کشورهاى پشتیبان تروریسم تلاش مى‏کنند تا این روش تفکر را عاشقانه جلوه داده و آن را رشد بدهند. این پشتیبانى در وخامت کینه تروریسم بر ضد دشمنان، سهیم بوده است؛ خواه این دشمنان وابسته به درون جامعه اسلامى باشند یعنى مسلمانانى که با منظومه فکرى تکفیرى‏هاى تروریست اختلاف عقیده دارند یا از بیرون کیان اسلامى هستند؛ یعنى کسانى که به دین‏هاى دیگر وابسته هستند. کشورهاى پشتیبان تروریسم تلاش مى‏کنند تا تعارض فکرى یا رفتارى یا هر دو میان تروریست‏ها و دشمنانشان را با هدف کسب دست‏آورد سیاسى ناشى از اقدامات تروریستى که تروریست‏ها آن‏ها را انجام مى‏دهند؛ را به کار گرفته و در این زمینه بزرگ‏نمایى کنند.[۱۳] شاید مهم باشد که اشاره کنیم کشورهاى پشتیبان تروریسم به خوبى این مطلب را نفهمیده‏اند که تفاهم با اندیشه تروریسم در مورد مسائل پیرامون دوستى و دشمنى جز در چارچوب رفتار مشابه با اندیشه و رفتار تروریستى ممکن نیست. این مسأله در هر لحظه آینده به تعارض و تناقض مى‏انجامد؛ به خصوص با روشن شدن این مطلب که روش تکفیرى در تعامل با دیگران، جز سازوکار خشونت چیز دیگرى را بلد نیست. این سازوکار نمى‏تواند به صورت مداوم در آسان‏سازى روابط میان کشورها موفّق باشد و در تمامى زمان‏ها و مکان‏ها میان کشورهاى پشتیبان تروریسم و تروریست‏ها برخورد و نزاع پیش خواهد آمد. زیرا روش تفکر تروریستى این است که هر کس با ما باشد تمام خوبى‏ها را دارد و هر کس با ما نباشد؛ حتّى اگر بر ضدّ ما هم نباشد کاملا بد است؛ و از آن‏جایى که دیگران کاملا بد هستند لذا هیچ توجیهى جلوى‏

به کار بردن هر گونه خشونت ممکن جهت از عرصه به در کردن او و نابود کردنش را نمى‏گیرد.[۱۴] در بافت این طرز فکر نمى‏توان همراهى و دوستى با تروریست‏ها را تضمین کرد؛ و این، مطلبى است که کشورهاى پشتیبان تروریست‏ها آن را نفهمیده‏اند یا حداقل فهمیده‏اند ولى‏ گمان کرده و مى‏کنند که همراهى با فعّالیّت تروریستى و پشتیبانى از آن، آن‏ها را در حاشیه امنى قرار خواهد داد. ولى این اتّفاق به خاطر چندین دلیل روى نخواهد داد؛ که شاید از جمله بارزترین آن‏ها این باشد که ریسک بزرگ در اقدامات تروریستى از این اعتقاد تروریست‏ها نشات مى‏گیرد که کارهایى که آن‏ها در راه پاک‏سازى اسلام از نمودهاى شرکى که به پندار آن‏ها به اسلام چسبیده، با به کارگیرى ترساندن دیگران انجام مى‏دهند بدون در نظر گرفتن ابزارها، عواقب و نتیجه‏ها است و آنان به خاطر محقق نمودن این هدف به استقبال شهادت مى‏روند! این اندیشه باعث مى‏شود که تروریست در ضمن چارچوب دانش روان‏شناسى سیاسى عبارت باشد از یک طرز تفکر بسته که قابلیت فهم طبیعت و ماهیّت تغییرات در روابط بین افراد و گروه‏ها و ملت‏ها و کشورها را ندارد. خشونت در برابر دیگران جایگاه اول و آخر را در هدف آسان‏سازى ارتباط با دیگران داراست. از نگاه تروریست‏ها دوست، کسى است که با این طرز فکر او موافق است و دشمن با این طرز تفکرش مخالف است. طبیعتاً هر کشورى هر اندازه هم که در سیاست خارجى خود در افراطى‏گرى غرق باشد؛ نمى‏تواند در تعامل با دیگران این سازوکار را به صورت مستمر ادامه دهد؛ به خصوص آن‏که دنیاى سیاست با شتاب زیادى دست‏خوش تغییر و تحول مى‏شود. دشمنى و دوستى با مسأله تغییر ناپذیرها، اولویّت‏ها و منافع و مصالح مرتبط است. تغییر در هر لحظه‏اى رخ مى‏دهد تا کشورى پس از آن‏که در دشمنى با دولت دیگر به‏ سر مى‏برده به دوست او تبدیل شود. این حرف در مورد تروریست‏ها نفعى و فایده‏اى ندارد؛ آن‏هایى که فکر مى‏کنند دیگران باید طرد شوند. تغییرات میان دوستى و دشمنى نزد تروریست‏ها زیر بار انواع زیادى از سختى و تعصّب قرار دارد. به همین دلیل جوزف وینسلت اشاره مى‏کند که مشکل پشتیبان تروریسم این است که در مورد نتایج مترتّب بر این کار پشتیبانى تامّلى نکرده است؛ زیرا نمى‏توان به صورت مستمر محبت تروریست‏ها را از طریق پشتیبانى از آن‏ها به دست آورد. تروریست با شیوه بسته فکر مى‏کند و به سرعت در این طرز فکر هر چیزى به دشمن او تبدیل مى‏شود. مسأله‏اى که بر پیچیدگى این مطلب مى‏افزاید این‏ است که همه کشورهاى جهان حتّى کشورهایى که وضعیّت بنیادگرایى دینى متعصبانه‏اى مانند عربستان سعودى دارند؛ در آینده نمى‏توانند با سیاست تروریستى در تعاملات خود همگام و هماهنگ شوند و در نتیجه اختلافى که امروز با بهانه توافق استراتژیک میان کشورهاى پشتیبان تروریسم و تروریست‏ها در جریان است؛ به سرعت به گونه‏اى ظاهر مى‏شود که با وجود آن، به دست آوردن هر گونه هدفى از اهداف توافق میان دو طرف سخت خواهد شد و سازگارى به ناسازگارى تبدیل خواهد شد. و از طفره‏رفتن استراتژیک به سوى جنگ پیش خواهد رفت.[۱۵] شاید از جمله آشکارترین نمونه‏ها براى این موضوع تغییر و تحولى باشد که در میان ایالات متحده آمریکا و گروه تروریستى طالبان رخ داد و روابط از پیوند به جنگ منتقل شد. پس از آن‏که آمریکا بر آن‏ها نام «مبارزان آزادى» را نهاد؛ در طول یک شب و روز به دشمنانى تبدیل شدند که حدّ قتل در موردشان صادر شد. طبیعى است که همان‏گونه که «على حرب» اندیشمند عرب معتقد است: کارها به صاحبان آن‏ها بر مى‏ گردند.[۱۶] تروریست‏هاى مورد پشتیبانى آمریکا به دشمنان او تبدیل و با او وارد جنگ شدند. حوادث ۱۱ سپتامبر چیزى جز دلیلى بر این مطلب نیست. البته فقط این مورد نیست؛ بلکه گزارش‏ها پرده از روى حجم بالایى از تهدیدهایى برداشته که تروریست‏ها در داخل ایالات متحده آمریکا انجام داده و مى‏دهند.[۱۷]

اثر معکوس فعّالیّت تروریستى بر پشتیبان‏ها آن از شخصیت جمود فکرى که گریبان‏گیر تروریست‏ها شده، اعتقاد بى قید و بند به خشونت به عنوان ابزارى در تعامل با دیگران و تنگ‏کردن دایره ازدحام میان دوستان و دشمنان در داخل سیستم فکرى تروریستى نشأت گرفته است. این امر باعث شده است که بسیارى از کشورهاى‏ پشتیبان تروریسم که یقین داشتند پشتیبانى آن‏ها در نهایت به تحقق بخشى از اهداف یا همه آن‏ها- که موجب انجام این پشتیبانى‏ها شد- خواهد انجامید؛ از بسیارى از اثرات معکوسى که به خودشان برگشت، رنج ببرند. گزارش‏هاى لو رفته در ضمن اسناد ویکى لیکس از وجود چندین نقشه گروهک القاعده براى اجراى حملاتى در داخل عربستان سعودى، قطر، ترکیه، اردن، آمریکا، اسرائیل و جز این‏ها از کشورهایى که از برجسته‏ترین کشورهاى پشتیبان تروریسم به حساب مى‏آیند؛ پرده برداشته است.[۱۸]

اثر معکوس تروریسم بر کشورهاى پشتیبان آن، با این مسأله در ارتباط است که دلیل مشکل تروریسم جدید در هویّت ناپایدار و متغیّر آن نمود دارد؛ یعنى تروریسم پدیده‏اى ناپایدار است؛ به گونه‏اى که از مرزهاى ملى و منطقه‏

نفوذ حکومت‏ها پا را فراتر گذاشته است.[۱۹] این انتقال که در بسیارى از اوقات با شتاب است در داخل طرز فکر تروریستى از ویژگى‏اى با جوانب متعدد گسترانیده شده است. یکى از جوانب آن عبارت است از این اعتقاد تروریست‏ها که همه کشورها کافر هستند و شریعت اسلامى را بر طبق فهم تکفیرى از این شریعت اجرا نمى‏کنند؛ و در جنبه‏اى دیگر باور خرد جمعى تروریسم وجود دارد که معتقدند شایسته نیست که مرزهاى جغرافیایى مشخص کننده کشورهاى اسلامى باقى بماند؛ زیرا ساخته دست استعمار است که پیکر امّت اسلامى را پاره پاره کرده‏اند. در نتیجه این اعتقاد اقدامات تروریستى باید در کشورهاى مختلف و نه منحصراً در برخى از کشورها انجام گیرد. این اعتقاد سر سیطره گروهک تروریستى داعش بر بخش‏هایى از عراق و سوریه و اعلام قصد خود جهت سیطره بر بخش‏هایى از لبنان و اردن و سپس رفتن به سمت کویت، عربستان سعودى و دیگر کشورهاى عربى حوزه خلیج فارس را مشخص مى‏کند. تروریسم تا زمانى که کشورها از آن پشتیبانى مى‏کنند و امکانات هنگفتى را در خدمتشان قرار مى‏دهند به این گمان که در آینده گرفتار اقدامات آن‏ها نخواهد شد؛ هم‏چنان وارد کشورهاى آنان خواهد شد.

نویسنده، دانیل بایمان توانسته است که در کتاب خود با نام: ارتباطات کشنده، کشورهاى پشتیبان تروریسم به تحلیل طبیعت رابطه میان دو طرف دست یابد تا به این نظر برسد که امکان انتقال تروریسم به این کشورها هم‏چنان وجود دارد؛ بلکه بسیار منطقى است، زیرا پشتیبانى تروریسم در قلب سازوکار تفکر تکفیرى که تروریست‏ها بر مبناى آن مى‏اندیشند به دگرگونى‏

ارتباط از توافق و همراهى به اصطکاک خواهد انجامید.[۲۰]

درحالى‏که جوزف هارت معتقد است که اثر معکوس فعالیت تروریستى از طریق علائم و عملکردهاى ذیل تشکیل مى‏شود:[۲۱]

  1. وجود فکرى تروریستى مبنى بر این‏که هیچ کشورى امروزه از مشروعیت دینى در حاکمیت سیاسى خود برخوردار نیست؛ و این امر منجر به عدم مقبولیت شرعى و سیاسى جهت بر عهده گرفتن سلطه سیاسى و رتق و فتق مستقیم امور حکومتى در کشورها موجود مى‏شود.

  2. روشى که کشورهاى پشتیبان تروریسم از طریق آن به پشتیبانى مى‏پردازند هر چه باشد از متقاعد نمودن خرد جمعى تروریسم در مورد مشروع بودن سیستم حکومتى در این کشورها یا دور کردن آن‏ها از اندیشه انجام اقدامات تروریستى و حملات به این کشورهاى پشتیبان عاجز هستند.

  3. هر اندازه که کشورهاى پشتیبان تروریسم کشورى اسلامى به حساب بیایند؛ احتمال وارد شدن آن‏ها در زمینه انتقام تروریسم قوى است. درست است که این حرف معنایش این نیست که کشورهاى غیر اسلامى از انتقام تروریستى در امان خواهند بود.

البته مانعى ندارد که اقرار کنیم به این‏که کشورهاى اسلامى به دلایل متعدد بیشتر در خطر تروریسم قرار دارند؛ از جمله این دلایل، اعتقاد گروه‏هاى تروریستى به خطرناک‏تر بودن کشورهاى اسلامى اى- که از نظر آن‏ها منحرف هستند- از کشورهاى کافر است؛ زیرا بر طبق اعتقاد تروریست‏ها آن‏ها دین اسلام را از درون خورده و فاسد مى‏کنند؛ و هم‏چنین نزدیک به عمق استراتژیکى هستند که تروریست‏ها از آن‏جا نشأت گرفته‏اند. و به‏طور همزمان برخى از این کشورها

زمینه حیاتى براى اقدام تروریستى تشکیل مى‏دهند؛ در کنار وجود پایگاه اجتماعى‏اى که منبع اساسى جهت مسلّح کردن با هدف فراهم سازى براى تشکلات تروریستى به حساب مى‏آیند.

  1. در بسیارى از اوقات کشورهاى پشتیبان تروریسم سعى مى‏کنند تا نتایج به دست آمده از اقدامات تروریستى را در ویژگى‏اى سیاسى به کار ببرند. به عبارت دیگر آن‏ها تلاش مى‏کنند تا دست‏آورد سیاسى مهمى را از طریق تروریسم کسب نمایند. تروریست‏ها خودشان اخیرا متوجه این مطلب شده‏اند و از آن‏جایى که تفکر تروریست‏ها تنگ و محدود است؛ لذا این کشورها را در لیست مناطق کاندیدا جهت جنگ‏هاى فرسایشى از طریق سازوکارهاى اشغال تروریستى که دشمنان خود را با آن‏ها مشغول مى‏کنند، قرار داده‏اند. هدف آن‏ها از این کار قدرت نگرفتن کشورهاى پشتیبان با هزینه قدرت گروه‏هاى تروریستى است.

  2. با توجه به مطالب گذشته تروریست‏ها شروع به جست‏وجو از منابع تامین سرمایه ویژه خودشان کردند. سر تسلط گروه‏هاى تروریستى بر برخى از منابع انرژى در سوریه مانند نفت و گاز و فروختن آن‏ها و تامین سرمایه مخصوص به خودشان به دور از تاثیرات کشورهاى پشتیبان همین است. آن‏ها تلاش مى‏کنند تا این کشورها را از راه انجام اقدامات تروریستى تضعیف کرده و این کشورها را در جنگى باز به روش فرسایشى طولانى وارد نمایند که گروه‏هاى تروریستى آن را به خوبى بلدند.

محور سوم: آینده اثر معکوس تروریسم بر کشورهاى پشتیبان آن‏

هم‏چنان بسیارى از کشورهایى که به سوى پشتیبانى از تروریسم رفته‏اند؛ عظمت خطرى که آن‏ها را به خاطر اقدام به انتخاب گزینه خطرناکى این‏چنین در بر گرفته را درک نمى‏کنند. زیرا ماهیّت خشونت نزد گروه‏هاى تروریستى باعث‏

مى‏شود که آن‏ها نتوانند در تعامل با دشمنان خود بیش از یک سازوکار را تشخیص دهند. به عبارت دیگر؛ درجه دشمنى هر چه باشد؛ در صورت اختلافات ایدئولوژیک این کشور یا کشور دیگر با عقیده این گروه‏ها؛ این گروه‏ها میان حجم تفاوت و شیوه خشن به کار برده شده در جنگ با دشمنان هیچ تمایزى را قائل نمى‏شوند. در نتیجه قساوت تروریستى در برابر کشورهاى پشتیبانشان کم نمى‏شود. به خصوص آن‏که تکیه این گروه‏ها بر عملیات انتحارى است که در طى آن، عامل انتحارى جان خودش را از دست مى‏دهد؛ بسیارى از کشورها را به انجام پشتیبانى از تروریسم به شکل مخفى و غیر مستقیم کشانیده است. دلیل این کار این است که تروریست‏ها به دنبال پولى براى خودشان نیستند؛ زیرا آن‏ها با هدف رسیدن به آن‏چه که توهم حق بودنش را دارند اقدام به این جانفشانى مى‏کنند. این مسأله کشورها را واداشته تا از بستن قرارداد علنى با این گروه‏ها دورى کنند و در بسیارى از اوقات به تعامل مخفیانه با رهبران رده بالاى گروه‏هاى تروریستى بپردازند و این تعامل را از دیگر افراد گروه‏ها پوشیده نگه دارند. دلیل این کار از نگاه «اسماعیل فادى» این است که این کشورها این کار را پس از آن انجام دادند که دیدند شبکه‏هاى تروریستى نقشه‏هایى کشیده‏اند و برخى از آن‏ها را داخل کشورهاى پشتیبان تروریسم اجرا کرده‏اند به گونه‏اى که نوعى از انواع «کودتاى جادو بر ضد جادوگر»[۲۲] را به نمایش گذاشته‏اند. این کودتا به آینده خطرناکى خواهد انجامید که کشورهایى که از تروریسم پشتیبانى کرده و مى‏کنند را در بر خواهد گرفت؛ و آن‏ها را بر لبه پرتگاهى قرار مى‏دهد که به وارد شدن آن‏ها در زیر بار سنگین اقدامات‏ تروریستى مرتبط است.

عامل اساسى که خطر تروریست‏ها را بحرانى و وخیم مى‏کند تکیه آن‏ها بر جنگ فرسایشى و دورى از جنگ‏هاى مستقیم با نیروهاى مسلّح نظامى است.[۲۳] در نتیجه کشورهاى پشتیبان در برابر جنگى فرسایشى قرار خواهند گرفت که بر ابزار غافل‏گیر کننده انفجارى یا حمله و یا غیر آن از تجهیزات نظامى استوار است. این مسأله حوادث روى داده در برخى از کشورهاى پشتیبان مانند آمریکا را به اثبات مى‏رساند. اخیرا در آمریکا انفجارى مهیب در مارتن بوستون در سال ۲۰۱۳ میلادى روى داد. یا انفجار یکى از موسّسات که در سال ۲۰۱۳ در قطر اتفاق افتاد و اعلام شد که انفجار یکى از لوله‏هاى گاز بوده است. و هم‏چنین انفجارى که در عربستان سعودى در سال ۲۰۱۴ م رخ داده است؛ و انفجارات زیاد دیگرى که در کشورهایى به وقوع پیوسته است که از دیرباز معتقد بودند از انتقام تروریسم و قدرت آن در امان خواهند بود. تشکلى که به دولت اسلامى عراق و شام نامیده مى‏شود اعلام کرده است که در تلاش است تا سیستم‏هاى حکومتى کشورهاى حاشیه خلیج فارس را به دلیل نامشروع بودن ساقط کند و سعى مى‏کند تا دولت خود را در غرب و جنوب گسترش دهد. بنابراین یکى از شاخص‏هاى آینده اثر معکوس تروریسم بر این کشورها این است که آن‏ها در مسائلى وارد مى‏شوند که اگر وارد نشوند هم به آن نیازى ندارند و از تروریسم در برابر کشورهاى دیگر حمایت مى‏کنند.[۲۴] امّا ابهام اساسى و محورى در این زمینه با قلمرو فهم به هنگام استقرار و ثبات در این کشورها در برابر این آینده‏اى که جهت‏گیرى آن‏ها به سوى آن است مرتبط است. به نظر مى‏رسد که این کشورها هم‏چنان به‏

طور کامل نسبت به طبیعت و ماهیّت شرایط پیش‏رو آگاهى ندارند؛ به همین دلیل مشاهده مى‏شود بسیارى از این کشورها هم‏چنان مایلند که به حمایت مداوم خودشان از تروریسم ادامه دهند به صورتى‏که آینده اثر معکوس تروریسم بر آن‏ها غیر از خواسته‏ها و انتظارات‏ آن‏ها است؛ به ویژه در چارچوب تجزیه و تحلیل‏هاى معاصر در مورد شیوه عقلى تروریسم در پرتو دست‏آوردهاى دانش روان‏شناسى سیاسى که به این حقیقت رسیده‏اند که این طرز تفکر به آینده زمین با چشم مالیخولیایى نگاه مى‏کند که از این اصل ریشه گرفته که آسمان و دنیاى دیگر، زندگى حقیقى است؛ و عیبى ندارد که همه افراد روى زمین کشته شوند؛ زیرا این کار به صورت مداوم در شتاب‏کردن در فرستادن کافر به آتش جهنّم و مومن به بهشت سهیم خواهد بود و طرز تفکر تروریسم در درون خود به همه نظام‏هاى سیاسى موجود امروزه اعتقادى ندارد؛ و هر چه برخى از نظام‏ها تلاش کنند تا به آن‏ها بفهماند که منتسب به شریعت اسلامى هستند؛ فایده‏اى ندارد. طبق دیدگاه «ویلیام کرون» گروه‏هاى تروریستى تحلیل‏هاى خود را در پرتو دانش روان‏شناسى سیاسى این‏گونه اظهار مى‏کنند که آن‏ها گروه‏هایى هستند که با خشم و کینه در برابر دیگران زندگى مى‏کنند و نمى‏توانند از کفر دیگران به بهانه این‏که از آنان حمایت یا پشتیبانى لوجستیکى کرده چشم‏پوشى کنند؛ و نمى‏توان طرز تفکر تروریستى را نسبت به امکان شکل‏گیرى روابط دوستانه با دیگرانى که با آن‏ها اختلاف دارد متقاعد نمود؛ زیرا از درک طبیعت روابط دوستانه بیرون از عملکرد خشن و قتل ناتوان است؛ یا زندگى با موافقت و سازگارى صد در صد که کار بسیار مشکلى- اگر محال نباشد- است و یا ترساندن و کشتن دیگران که در عقیده این‏ها کافر به حساب مى‏آیند. در نتیجه آینده‏اى که در انتظار کشورهاى پشتیبان تروریسم است‏

عاقبت نیکویى نیست و عواقب وخیمى را به همراه دارد.[۲۵] پس از این واقعیّت، نویسنده باید نصیحتى را به این کشورها داشته باشد که دست از حمایت تروریسم بردارند و اگر به خاطر کشورهایى که از مصیبت‏ها و محنت آن‏ها رنج مى‏برند نمى‏خواهند یا نمى‏توانند دست از این حمایت بردارند؛ لا اقل به خاطر کشورهاى خودشان این کار را انجام دهند پیش از آن‏که آینده با روزهاى سخت و خشن خود به سراغ آن‏ها بیاید؛ به ویژه آن‏که خشونتى‏ که گروه‏هاى تروریستى پا در مسیر آن گذاشته‏اند؛ میزان بالایى از آزردن دیگران با هدف دست‏یابى به مقدار بیشترى از خواسته‏هاى خود در آن وجود دارد.[۲۶]

چه بسا بتوان گفت که گروه‏هاى تروریستى در آینده پس از آن‏که توانستند خود را تامین مالى کنند نقشه تهاجم قدرت‏مندى به کشورهایى که از آن‏ها پشتیبانى کرده‏اند را خواهند کشید. به ویژه پس از سیطره سازمان تروریستى داعش بر منابع نفتى، این سازمان به یکى از سازمان‏هاى تروریستى ثروت‏مند- اگر ثروت‏مندترین آن‏ها نباشد- تبدیل شده است؛ زیرا افراد آگاه به این نکته اشاره کرده‏اند که درآمد مالى آن‏ها به یک میلیون دلار در روز رسیده است؛[۲۷] و این بدین معناست که این سازمان هیچ نیازى به پشتیبانى برخى از کشورها ندارد و در آینده از کرنش در برابر خواسته‏هاى آن‏ها رها خواهد شد؛ نکته قابل توجه در این موضوع این است که سازمان داعش به عنوان نمونه اعلام کرده است که‏

پس از آن‏که بتواند نفت استخراج شده از چاه‏هاى عراق و سوریه را بفروشد در آینده کشورهاى شبه جزیره عربى را به صورت مستقیم به دولت جدید خود ضمیمه خواهد کرد. و این به معناى تهدیدى براى این کشورهایى است که از آن‏ها پشتیبانى زیادى به این سازمان و غیر آن رسیده است. بر این اساس مى‏توان گفت که آینده اثر معکوس تروریسم بر کشورهاى پشتیبان به معناى انتقال این کشورها از وضعیت آشتى که در زیر سایه آن زندگى مى‏کنند به وضعیت مشغول شدن به فرسایش مداوم و پیوسته است که گروه‏هاى تروریستى در آن مداخله خواهند کرد و چه بسا به وضعیّت درگیرى مستقیم- آن‏گونه که در عراق و سوریه وضعیّت این‏گونه است- منتقل شود. این مسأله ثابت مى‏کند که هیچ محل امنى از تروریسم وجود ندارد و همان مواردى را که کشورهاى پشتیبان تروریست از خود دور مى‏دانند گریبانشان را خواهد گرفت؛ و اگر کشورهایى که از لحاظ جغرافیایى از عمق استراتژیک گروه‏هاى تروریستى دور هستند و از اثر معکوس تروریسم جدا نیستند؛ پس کشورهاى نزدیک به آن‏ها به طریق اولى بیشتر در معرض این تاثیر خواهند بود.

گفتار پایانى‏

این پژوهش تلاش نموده است تا رویکردى تحلیلى براى اثر معکوس تروریسم بر کشورهاى پشتیبان ارائه نماید تا پژوهش‏گر از طریق آن به این نکته برسد که اعتقاد کشورهایى که پشتیبانى‏اى را به تروریسم ارائه نمودند به این‏که دور از دست‏رس آن‏ها خواهند بود؛ خطایش ثابت شده است و باید از تاثیر گذارى بر کشورهاى دیگر و دخالت در امور داخلى آن‏ها از طریق چنین سازوکارهاى نامشروع دست بر دارند؛ به ویژه آن‏که تروریسم پدیده‏اى است که از دیرباز جهان را نگران کرده است و با ویژگى انتقال سریع و پر شتاب و گسترش‏

از کشورى به کشور دیگر متمایز شده است. طرز تفکرتروریسم غیر قابل بازگشایى و پذیرش دیگران هر چقدر هم که از آن‏ها حمایت کرده باشد، است. این موضوع باعث مى‏شود تا کشورهاى پشتیبان تروریسم در برابر مشکل رنج‏بردن و قرار گرفتن در معرض خطراتى که به کشورهاى دیگر رسیده قرار بگیرد. این حقیقت از لحاظ منطقى بر آن‏ها واجب مى‏کند که از حمایت خود دست برداشته و با جدیت به همه کارهاى ممکنى که در راه مبارزه با تروریسم و دفع خطر آن سهمى دارند روى بیاورند. آن خطرى که هیچ کشورى- هر چقدر هم که معتقد باشد در حاشیه امن قرار دارد- از آن خلاصى پیدا نمى‏کند؛ به ویژه پس از آن‏که نشانه‏هاى مواجه شدن بسیارى از چندین کشورى که پشتیبان تروریسم به شمار مى‏آیند با حملاتى که گروه‏هاى تروریستى آن‏ها را انجام داده‏اند؛ آشکار شده است. تا چه رسد به تهدیدهاى آشکارى که بیش از یک سازمان تروریستى به سوى این کشورها روانه کرده است و به تغییر در سیاست این سازمان‏ها در مقابل کشورهایى که از طریق حمایت از آن‏ها با آن‏ها هم‏پیمان شده‏اند. شاید آینده با روزهاى آبستن خود پرده از روى بسیارى‏ از رنج و سرنگونى نسبت به این کشورها را بر دارد؛ تازمانى‏که از حمایت تروریسم دست بر ندارند و با صداقت و جدیت به سوى خوددارى از رفتارهاى خود مقابل کشورهاى دیگر گام بر ندارند.

منابع‏

  1. زیدان، احمد، الإرهاب، دراسه فى الأسباب والأبعاد (پژوهشى در باب علل و ابعاد تروریسم)، چاپ اول: دار الأمل، بیروت ۲۰۰۵ میلادى.

  2. فرج، یوسف، «العملیّات الإرهابیه فى ضوء القانون الدولى الإنسانى» (اقدامات تروریستى در پرتو قانون بشرى بین المللى)، مجله (القانون الدولىّ الإنسانى)، شماره ۱۵، بیروت ۲۰۱۰ میلادى.

  3. موریس، ماجد، الإرهاب، الظاهره وأبعادها النفسیّه (پدیده تروریسم و ابعاد فکرى و روانى آن)، چاپ اول: دار الفارابى، بیروت ۲۰۰۵ میلادى.

  4. هوسمن، جان، کتاب‏The Contem porary State and Society ( جامعه و دولت معاصر)، ویراست سوم، چاپ جوزف پارک، ۲۰۰۴ م.

  5. سلیمان، یوسف، الإرهاب والعنف السیاسى مدخل إلى التحلیل النفسى (تروریسم و خشونت سیاسى، مدخلى به تحلیل روانى)، چاپ دوم: موسسه الفکر الدیمقراطى (اندیشه دمکراتیک)، بیروت ۲۰۱۰ م.

  6. حرب، على، ثورات القوه الناعمه فى الوطن العربى من المنظومه إلى الشبکه (انقلاب‏هاى قدرت نرم در وطن عربى)، چاپ سوم: الدار العربیه للعلوم ناشرون، بیروت ۱۴۳۴ ه-، ۲۰۱۳ م.

  7. فادى، سلیمان، «العقل الإرهابى- دراسه فى ضوء علم النفس السیاسى» (اندیشه تروریستى- پژوهشى در پرتو دانش روان‏شناسى سیاسى)، مجله علم النفس (روان‏شناسى)، شماره ۲۶، قاهره ۲۰۱۱ م.

  8. فوزى، محمّد احمد، «الإرهاب والإرهاب المضاد (تروریسم و ضدّ تروریسم)»، روزنامه الکترونى الفارس،www .alfaris .net

  9. William Grown,” the Future of terrorism in next Decade”, Western Studies Magazine, Issue 46, 2102, Cambridge.

  10. David Peterson, Sponsor States of Terrorism, 1 Edition, New York Printing Home 2002, p 123.

  11. William Son, Terrorism- Study in Thought and Conduct, Second Edition, William House for Printing Service, 0102

  12. Daniel Brown, the CONFICT BETWEEN East and West, 2 Edition, Chicago UNIVERSITY, 2002.

  13. Daniel L. Byman, the Changing of terrorism Analysis paper, the saban Center for Middle East Policy, 8002.

  14. Joseph Wenslete, the Inter national Polices an Introd uction, 2 Edition, George Grahajre Home. Washington, 0102.

  15. Stephen Downs and Others, iventing Terrorists- the law fare of preemp tive Pr osecution, Study by Project Salam and NCPCF, 4102.

  16. Michele Stockman,” the Psychology of Political Terrorism”, in political Psychology, Edited by: Margaret G. Herman. 1 Edition.

  17. Martha Crenshaw,” the Psychology of Political Terrorism”, in Political Psychology, Edited by: Margaret G. Herman. 1 Edition.

 

 

[۱] * استادیار علوم سیاسى دانشگاه مستنصریه عراق.

[۲] . احمد زیدان الإرهاب، دراسه فى الأسباب والأبعاد، ص ۳۲٫

[۳]

. David Peterson, Sponsor States of Terrorism, p 123.

[۴] . یوسف فرج، العملیّات الإرهابیه فى ضوء القانون الدولىّ الإنسانى، ص ۲۱٫

[۵]

. William Son, Terrorism- Study in Thought and Conduct, P 25.

[۶] . ماجد موریس، الإرهاب، الظاهره وأبعادها النفسیّه( پدیده تروریسم و ابعاد فکرى و روانى آن)، ص ۲۹٫

[۷]

. Daniel Brown, the CONFICT BETWEEN East and West, p 153.

[۸] . جان هوسمن، کتاب‏The Contemp orary State and Society ، ص ۱۷٫

[۹] .Willim Son ,op .cit P 55 .

[۱۰]

. Daniel L. Byman, the Changing of terrorism, p 52.

[۱۱] .Ibid ,p 52 .

[۱۲] .Ibid ,p 52 .

[۱۳] . یوسف سلیمان، الإرهاب والعنف السیاسى مدخل إلى التحلیل النفسى، ص ۸۲٫

[۱۴] . ماجد موریس، همان، ص ۲۶۹٫

[۱۵]

. Joseph Wenslete, the Intern ational Polices- an Introdu ction, p 123.

[۱۶] . على حرب، ثورات القوّه الناعمه فى الوطن العربىّ من المنظومه إلى الشبکه، ص ۴۶٫

[۱۷]

. Stephen Downs and Others, iventing Terrorists- the law fare of preemptive Pros ecution, p 31.

[۱۸]

. Michele Stockman,” the Psychology of Political Terrorism”, political Psychology Edited by: Margaret G. Herman. 1 Edition, p 383.

[۱۹]

. Martha Crenshaw,” the Psychology of Political Terrorism”, in Political Psychology, Edited by: Margaret G. Herman. 1 Edition, p 383.

[۲۰] . براى دانستن بیشتر در این زمینه؛ ر. ک:

Daniel L. Byman, Deadly Conne ctions: States that sponsor Terrorism, 1 Edition

[۲۱]

. Joseph Heart, the Intern ational Terrorism- Historical Un derst anding, p 51- 61. t

[۲۲] . سلیمان فادى،« العقل الإرهابىّ- دراسه فى ضوء علم النفس السیاسى»، مجله علم النفس، شماره ۲۶، ۲۰۱۱ م، قاهره، ص ۱۵۳٫

[۲۳] . با وجود برخى استثنائات؛ همانگونه که وضعیّت در عراق، سوریه و لیبى اینگونه است؛ زیرا در این کشورها درگیریهاى مستقیمى میان نیروهاى مسلّح و تروریستها وجود دارد.

[۲۴] . محمّد احمد فوزى،« الإرهاب والإرهاب المضاد»، روزنامه الکترونى الفارس،www .alfaris .net .

[۲۵]

. William Grown,” the Future of terrorism in next Decade”, Western Studies Magazine, Issue 46, 2102, Cambridge, P 62.

[۲۶] .Ibid ,p 82 .

[۲۷] . گزارش بین‏المللیاى که سازمان ملل متحد به آن تکیه نمود و از طریق آن به جهان در مورد این سازمان هشداد داده است؛ دیده شود. این گزارش منتشر شده در آدرس زیر به شکل پیوست وجو دارد:

The democratic world magazine- issue 41, 4102, u- k

، مجله دنیاى دمکراتیک، ص ۳۱

منبع: مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام ؛ ج‏۲ ؛ ص۵۳۱-۵۵۴٫

http://shiastudies.com/fa

برچسب ها: تکفیر
نوشته قبلی

نقش قدرت‏هاى بین‏ المللى در رشد و گسترش جریان‏هاى تکفیرى

نوشته‌ی بعدی

راهبردهاى خروج از بازى برد- باخت در مواجهه با افراط گرایى اسلامى در خاورمیانه‏

مرتبط نوشته ها

فرقه بهائیت در ترازوی نقد
بیراهه انحراف

فرقه بهائیت در ترازوی نقد

تكفير اهل قبله
بیراهه انحراف

تكفير اهل قبله

بدعت‌های دینی از نگاه قرآن
بیراهه انحراف

بدعت‌های دینی از نگاه قرآن

جریان ‏شناسى تکفیرى در افغانستان‏
بیراهه انحراف

جریان ‏شناسى تکفیرى در افغانستان‏

پديدۀ زشت تكفير مسلمانان
بیراهه انحراف

پديدۀ زشت تكفير مسلمانان

نواصب
بیراهه انحراف

نواصب

نوشته‌ی بعدی
راهبردهاى خروج از بازى برد- باخت در مواجهه با افراط گرايى اسلامى در خاورميانه‏

راهبردهاى خروج از بازى برد- باخت در مواجهه با افراط گرایى اسلامى در خاورمیانه‏

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

طلوع فصل نوین خلیج فارس

طلوع فصل نوین خلیج فارس

مسلم بن عقیل پیش از واقعه عاشورا

مسلم بن عقیل پیش از واقعه عاشورا

معنای امامت در اسلام

علم ائمه در آیات و روایات

پاسخ به یک شبهه

پاسخ به یک شبهه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا