شیوه هاى برخورد امام صادق علیه السلام با غلو و غُلات
علیرضا انصارى
پژوهش دقیق و موشکافانه درباره زندگى سیاسى و اجتماعى حضرت سجاد (علیه السلام) اهمیت ویژه اى دارد، زیرا عدم تحقیق روش مند در این باره موجب شده است که پرسش ها و شبهات متعددى درباره زندگى آن امام همام به وجود آید. برخى بر این باورند که امام سجاد (علیه السلام)، فقط به امور شخصى و عبادى خود مى پرداخته و در برابر مسائل سیاسى جهان اسلام بى تفاوت بوده است؛(۱) در حالى که وى نه تنها در برابر سرنوشت مسلمانان بى تفاوت نبود، بلکه با حاکمان ظالم عصر خود نیز مبارزه مى کرد و صداى حق طلبى خود را به گوش دیگران مى رساند. حتى عبادت و مناجات وى نیز رنگ و بوى سیاسى داشت و نوعى مبارزه تلقّى مى شد.
قبل از بیان روش هاى مبارزاتى امام سجاد (علیه السلام)، بیان دو مطلب ضرورى است:
۱ – آن چه از منظر امامان محوریت دارد حاکمیت دین خداست. آنان براى تحقق این هدف، بسته به شرایط زمان، از ابزارهاى صلح یا قیام و یا فعالیت هاى فرهنگى بهره مى بردند؛ مانند عصر امام صادق (علیه السلام) که فعالیت هاى فرهنگى بهترین راه مبارزه با حکومت جور بود.
۲ – در طول مدت امامت امام سجاد (علیه السلام) زمینه و شرایط قیام مسلحانه فراهم نشد، زیرا بعد از شهادت امام حسین (علیه السلام) رعب و وحشت، جهان اسلام را فرا گرفته بود و مردم باور کرده بودند که قیام علیه یزید راه حل منطقى نیست. شکست مردم مدینه در «فاجعه حرّه» و شکست مردم مکه در قیام علیه یزید نشان داد که هرگونه مبارزه مسلحانه بر ضد یزید محکوم به شکست است. بنابر این اگر امام زین العابدین (علیه السلام) در این شرایط قصد قیام مى کرد، از وى حمایت نمى کردند.
مسعودى مى نویسد: «على بن حسین، امامت را به صورت مخفى و با تقیّه شدید و در زمانى دشوار عهده دار گردید»(۲). بیشترین دوران امامت امام سجاد (علیه السلام) مصادف با خلافت عبدالملک بن مروان بود که مدت ۲۱ سال طول کشید.(۳) در این مدت نیز شرایط قیام مسلحانه براى امام فراهم نشد، چرا که عبدالملک با سیاست هاى ظالمانه و گماردن حاکمان جابر در مناطق اسلامى، فضاى ترس ناک و اختناق آلودى به وجود آورده بود.
هشام بن اسماعیل که حاکم مدینه بود، چندان بر مردم سخت گرفت و آن چنان خاندان پیامبر و شیعیان را آزار داد که وقتى ولید بعد از مرگ پدرش به حکومت رسید، ناچارشد او را از کار برکنار کند.(۴)
تمام این شرایط و موقعیت ها دست به دست هم داده بودند تا زمینه براى قیام امام سجاد (علیه السلام) فراهم نگردد و آن حضرت روش هاى دیگرى را براى پیش بردن اهداف اسلام به کار گیرد.
روش هاى مبارزاتى امام
۱) زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا
از سیاست هاى امام سجاد (علیه السلام)، احیاى نهضت عاشورا بود. وى از هر فرصتى بهره مى گرفت و شیعیان را نیز به این امر سفارش مى کرد، زیرا نهضت عاشورا رسوایى امویان را در پى داشت. شهید مطهرى مى نویسد: براى على بن الحسین (علیه السلام) نه فرصت پدر بزرگوارش ابا عبد الله (علیه السلام) پیدا شد که قیام کند و نه فرصتى نظیر فرصت امام صادق (علیه السلام) پدید آمد که به فعالیت فرهنگى روى آورد. اما براى کسى که مى خواهد خدمت کند همه مواقع، فرصت است ولى شکل آنها فرق مى کند.(۵)
آن حضرت براى زنده نگه داشتن یاد عاشورا از ابزارهاى زیر استفاده کرد:
۱ – ۱) گریه بر امام حسین (علیه السلام)
گرچه گریه فرزند در مرگ پدر، طبیعى است، اما گریه امام سجاد (علیه السلام) رنگ و بوى سیاسى – الهى نیز داشت. او با گریه هاى بسیار خود افکار عمومى را متوجه جنایات امویان و مظلومیت پدرش مى نمود.
گفته شده است آن حضرت به حدى در عزاى پدرش گریست که او را یکى از بسیار گریه کنندگان پنج گانه تاریخ لقب دادند.(۶)
وقتى راز گریه هاى بسیار او را مى پرسیدند، مصایب جان گداز کربلا را بازگو مى کرد و مى فرمود: «مرا ملامت نکنید، همانا یعقوب پس از آن که فرزندش را از دست داد آن قدر گریه کرد تا از غصه، چشم هایش سفید شد، در حالى که یقین به مرگ فرزندش نداشت و حال آن که من به چشم خود دیدم در یک نیم روز، چهارده نفر از اهل بیت ما را سر بریدند؛ توقع دارید داغ آنها از دلم بیرون برود.»(۷)
از فراق روى یک یوسف اگر یعقوب سوخت
هجر هفتاد و دو یوسف کرده خونین دل مرا
امام سجاد (علیه السلام) نه تنها در سوگ پدرش گریه مى کرد که دیگران را نیز به آن ترغیب مى نمود: «هر کس بر شهادت حسین (علیه السلام) با معرفت گریه کند خداوند براى او غرفه هایى در بهشت آماده مى سازد که تا ابد در آن اقامت خواهد گزید.»(۸)
۲ – ۱) یادآورى حادثه عاشورا
امام سجاد (علیه السلام) همواره از فرصت ها استفاده مى کرد و حادثه عاشورا را یادآورى مى نمود تا از یادها نرود. نقل است که هر گاه بر سر سفره مى نشست اشک مى ریخت و مى فرمود: پسر پیغمبر، گرسنه و تشنه شهید شد.
۳ – ۱) سفارش به زیارت امام حسین (علیه السلام)
یکى دیگر از ابزارهاى آن حضرت براى زنده نگه داشتن حادثه عاشورا، سفارش به زیارت امام حسین (علیه السلام) بود. ابوحمزه ثمالى مى گوید: از امام سجاد (علیه السلام) درباره زیارت امام حسین (علیه السلام) پرسیدم، فرمود: هر روز حضرت را زیارت کن، اگر نمى توانى هفته اى یک بار، اگر نمى توانى ماهى یک بار. پس کسى که اصلاً حضرت را زیارت نکند در حقیقت حریم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را سبک شمرده است.(۹) امام سجاد (علیه السلام) خود مخفیانه چند بار به زیارت ابا عبد الله (علیه السلام) رفت.(۱۰)
۴ – ۱) سجده بر تربت امام حسین (علیه السلام)
آن حضرت براى حفظ یاد و خاطره عاشورا به شیعیان توصیه اکید مى فرمود که بر تربت امام حسین (علیه السلام) سجده کنند، زیرا سجده بر خاک آن امام همام یادآور آزادگى، عشق به خدا و فداکارى در راه دین است. امام سجاد (علیه السلام) پیوسته مقدارى از تربت امام حسین (علیه السلام) را با خود داشت و بر آن سجده مى کرد.(۱۱)
۵ – ۱) سخن رانى
یکى دیگر از شیوه هاى امام سجاد (علیه السلام)، استفاده از سخن رانى بود. امام در شهرهاى کوفه، شام و مدینه خطبه مى خواند و جاى گاه و مظلومیت امام حسین (علیه السلام) و جنایات و ماهیت امویان را بیان مى کرد. در حقیقت، امام سجاد (علیه السلام) با این کار بعد دوم نهضت عاشورا یعنى پیام رسانى را به نمایش گذاشت و قیام امام حسین (علیه السلام) را تکمیل کرد.
تأثیر خطبه هاى امام سجاد (علیه السلام) و حضرت زینب (س) در ثمردهى نهضت عاشورا کمتر از خون شهدا نبود. آن حضرت خطاب به مردم کوفه فرمود: «… من پسر آن کسى هستم که سر او را در کنار نهر فرات سر بریدند، در حالى که نه به کسى ظلم کرده بود و نه با کسى مکرى به کار برده بود. من پسر آن کسى هستم که سر او را از قفا بریدند… مردم! شما به پدرم نامه ننوشتید و با او بیعت نکردید و به او خیانت نکردید!؟… اگر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به شما بگوید: فرزندان مرا کشتید و حرمت مرا در هم شکستید، شما از امت من نیستید، با چه رویى به او خواهید نگریست… .»(۱۲)
این سخنان کوتاه و جان گداز در آن محیط خفقان و ارعاب، طوفانى به پا ساخت و چنان در عمق روح و جان مردم کوفه نفوذ کرد که ناگهان از هر سو بانگ شیون برخاست.(۱۳) خطبه امام سجاد (علیه السلام) در شام نیز تأثیر فراوانى داشت. مرحوم آیتى مى نویسد: «.. امام چهارم پا به منبر گذاشت و چنان سخن گفت که دل ها از جا کنده شد و اشک ها فرو ریخت و شیون از میان مردم برخاست.»(۱۴)
۲) هدایت و رشد سیاسى مردم
یکى از شیوه هاى مبارزاتى امام علیه حاکمان اموى، ارشاد و هدایت مردم از طریق موعظه بود. این امر هم براى آشنایى مردم با آموزه هاى دینى و هم براى رشد سیاسى آنان انجام مى شد. بررسى نصایح و موعظه ها نشان مى دهد که امام با روشى حکیمانه و کاربردى این کار را انجام مى داد و این بهترین شکل انتقال فرهنگ اسلامى در آن شرایط بود، زیرا این مباحث در عین این که بر ضد حکومت بود، حساسیت حاکمان را بر نمى انگیخت.
۳) مبارزه با عالمان دربارى
حاکمان ستم گر اموى براى مشروع جلوه دادن حکومت خویش به پشتوانه دینى و اعتقادى نیاز داشتند و براى این کار از شیوه هایى استفاده مى کردند. یکى از این شیوه ها، جذب محدّثان و عالمان دربارى بود تا احادیثى از پیامبر (صلی الله علیه و آله) به نفع حکومت جعل کنند و بدین وسیله زمینه فکرى پذیرش حکومت آنان در جامعه فراهم شود.
محمد بن مسلم زهرى، نمونه اى از این عالمان بود که خود را به طور کامل در اختیار حکومت اموى قرار داده بود و به نفع آنان کتاب مى نوشت و حدیث جعل مى کرد.(۱۵)
امام سجاد (علیه السلام) خطر جدى این عالمان را درک کرده بود، لذا با شیوه هاى مختلف به مبارزه با آنان برخاست. حضرت در ابتدا با «زهرى» برخوردى نصیحت گرانه و غیر مستقیم داشت تا وى را از این کار ناشایست باز دارد. در یک روز که «زهرى» همراه امام سجاد (علیه السلام) بود، حضرت دست به دعا و مناجات برداشت و غیر مستقیم به وى فهماند: اى نفس! تا کى به دنیا دل مى بندى و تکیه ات را آبادانى آن قرار مى دهى.(۱۶)
امام با این اندرزها سعى داشت وى را متوجه خطاهایش کند. سرانجام در نامه اى تند او را به شدت سرزنش کرد: «خدا ما و تو را از فتنه ها نگه دارد و بر تو نسبت به آتش جهنم ترحّم کند… خداوند در کتاب خود از عالمان عهد گرفته که حجّت ها را براى مردم، آشکار بیان کنند و آنها را کتمان نکنند.(۱۷) بدان کمترین چیزى که کتمان کرده و سبک ترین بارى که برداشته اى، این است که وحشت ستم گران را به انس تبدیل کرده اى و با نزدیک شدن به آنان و اجابت دعوتشان، راه ستم گرى را براى ایشان هموار کرده اى، چه قدر مى ترسم که فردا قرین گناهت گردى و هم نشین خائنان شوى و از آن چه براى کمک بر ظلم ظالمان گرفته اى و اموال ناحق از عطایاى آنان کسب کرده اى، سؤال شوى.»(۱۸)
۴) مبارزه در قالب دعا
یکى از ویژگى هاى برجسته امام سجاد (علیه السلام)، عبادت است. این ویژگى آن چنان در زندگى وى بارز بود که به وى لقب هاى «زین العابدین» و «سید الساجدین» داده اند.(۱۹)
از آن جا که در عصر امام سجاد (علیه السلام) شرایط اختناق حاکم بود، بسیارى از اهداف و مقاصد خود را در قالب دعا و مناجات بیان کرد. این عمل در پاسدارى از اسلام و پایه گذارى فقه شیعى بسیار مؤثر بود، به گونه اى که امروزه یکى از منابع غنى معارف اسلامى را دعاها، مناجات ها و عبادت هاى آن حضرت تشکیل مى دهد.
مجموع دعاهاى امام سجاد (علیه السلام) به نام «صحیفه سجادیه» معروف است که پس از قرآن مجید و نهج البلاغه، بزرگ ترین و مهم ترین گنجینه گران سنگ حقایق و معارف الهى به شمار مى رود به طورى که از آن به «اُخت القرآن»، «انجیل اهل بیت» و «زبور آل محمد» یاد مى شود. این کتاب، علاوه بر راز و نیازها و دعاها، به مسائلى چون «امامت» و رهبرى جامعه اسلامى نیز پرداخته است. براى بصیرت بیشتر، به یک نمونه اشاره مى شود:
در دعایى که آن حضرت در روز عید قربان و روز جمعه خوانده، آمده است: «… خدایا! این مقام (خلافت و رهبرى) مخصوص جانشینان و برگزیدگان توست ولى ستم گران آن را به زور غصب کردند تا که برگزیدگان و خلفاى تو مغلوب گشتند. خدایا! دشمنان بندگان برگزیده ات را از اولین و آخرین و هم چنین پیروانشان و همه کسانى را که به کارهاى آنان راضى هستند، لعنت کن و از رحمت خود دور ساز.»(۲۰)
امام (علیه السلام) در این دعا، با صراحت از امامت و رهبرى جامعه اسلامى یاد مى کند که اختصاص به خاندان پیامبر دارد اما از سوى ستم گران غصب شده است.
۵) تربیت نیروهاى صالح
امام سجاد (علیه السلام) براى مبارزه با حاکمان زور و تزویر به نیروهاى تربیت یافته و سازماندهى شده احتیاج داشت تا بتوانند هم در زمان امامت آن حضرت و هم بعد از شهادت او علیه حکومت هاى عصر خود مبارزه کنند. بیاناتى که از امام (علیه السلام) نقل شده، در واقع دستورالعمل هاى تشکیلاتى او به یارانش بوده است. ابو حمزه ثمالى نقل مى کند که آن حضرت طى سخنانى فرمود: «خداوند، ما و شما را از مکر ستم گران و ظلم حسودان و زورگویى جباران حفظ کند. اى مؤمنان! شما را طاغوت ها و طاغوتیان دنیاطلب که دل به دنیا سپرده و شیفته آن شده اند… نفریبند… به جانم سوگند، در ایام گذشته حوادثى را پشت سر گذاشتید و از انبوه فتنه ها به سلامت گذشتید، در حالى که پیوسته از گمراهان و بدعت گذاران در زمین دورى و تبرى مى جستید. پس اکنون نیز از خدا یارى بخواهید و به سوى فرمانبرى از خدا و اطاعت از ولىّ خدا برگردید که از حاکمان کنونى شایسته ترند… و از همکارى با ستم گران و از فتنه هاى آنان بر حذر باشید.»(۲۱)
امام زین العابدین (علیه السلام) در مدت ۳۴ سال امامت خود افراد فراوانى را تربیت کرد که در رأس آنان، فرزندش امام باقر (علیه السلام) بود که وظیفه امامت بعد از آن بزرگوار را بر عهده گرفت و فقه شیعه را پایه ریزى کرد.
یحیى بن امّ الطّویل یکى از تربیت یافتگان و حواریون امام سجاد (علیه السلام) بود.(۲۲) او در کُناسه(۲۳) کوفه مى ایستاد و با صداى بلند مى گفت: «ما از آن چه مى شنویم بیزاریم. هر کس على را سبّ کند لعنت خدا بر او باد. ما از آل مروان و معبودهایى که غیر از خدا گرفته اند، بیزاریم.»(۲۴)
ناگفته پیداست که این گونه موضع گیرى صریح در آن شرایط، تنها از معدود افراد جان بر کفى همچون «یحیى بن امّ الطّویل» بر مى آمد که خود را براى عواقب آن نیز آماده کرده بود.
۶) آزادى بردگان
امام سجاد (علیه السلام) به موالى و بردگان عنایت ویژه اى داشت. وى بردگان و کنیزان بسیارى را مى خرید اما آنان را بیش از یک سال نگه نمى داشت و به بهانه هاى مختلف آزاد مى کرد. هم چنین امام (علیه السلام) بردگان سیاه را مى خرید و در مراسم حج به عرفات مى برد و آزاد مى نمود.(۲۵)
على بن طاووس مى نویسد: «على بن حسین (علیه السلام) شب آخر ماه رمضان بیست نفر برده را آزاد کرد».(۲۶) رفتار منطقى و محبت آمیز امام (علیه السلام) با بردگان به گونه اى بود که وقتى آنها از این موضوع مطلع مى شدند، خود را از قید بندگىِ اعیان و اشراف رها ساخته به خدمت آن حضرت در مى آمدند تا آزاد شوند.(۲۷)
امام سجاد (علیه السلام) با آزادى بردگان، علاوه بر خدمت به آنان، سیاست ها و ظلم هاى حاکمان اموى را زیر سؤال مى برد. از سوى دیگر، امام با آزاد کردن بردگانى که با وى ارتباط عاطفى و معنوى داشتند، در صدد تشکیل سپاه بود. آن بزرگوار به این طریق عده اى زیادى طرف دار و یاور براى جبهه حق فراهم آورد و سپاه عظیمى را تشکیل داد.(۲۸)
شواهدى وجود دارد که نشان مى دهد این بردگان وقتى مى دیدند به علویان ستم شده است، از آنان حمایت مى کردند.(۲۹)
۷) دست گیرى از درماندگان
یکى از ابعاد زندگانى امام سجاد (علیه السلام)، خدمات اجتماعى آن حضرت بود که در قالب هاى گوناگون از جمله کمک به محرومان و بازماندگان خانواده هاى فاجعه حرّه صورت مى گرفت. آن بزرگوار هزینه زندگى صد خانواده تهى دست از مردم مدینه را عهده دار بود.(۳۰)
روزى امام زین العابدین (علیه السلام) به دیدن محمد بن اسامه رفت. وى در بستر مرگ بود و گریه مى کرد. فرمود: چرا گریه مى کنى؟ گفت: پانزده هزار دینار وام به گردن دارم و نمى توانم آن را بپردازم. حضرت فرمود: گریه نکن، وام تو بر عهده من است.(۳۱)
هم چنین ایشان به طور ناشناس و شبانه انبان نان و مواد غذایى را شخصاً به دوش مى کشید و به خانه فقرا مى برد و مى فرمود: صدقه پنهانى، آتش خشم خدا را خاموش مى کند.(۳۲)
کمک هاى امام (علیه السلام) به درماندگان و فقرا، علاوه بر این که نوعى خدمت رسانى محسوب مى شد، سیاست هاى حاکمان اموى را نیز زیر سؤال مى برد، زیرا آنان بودند که مردم مدینه را قتل عام نمودند و به بازماندگان آنها ظلم کردند.
از سوى دیگر، حاکمان اموى به محرومان جامعه بى تفاوت بودند و حضرت از این طریق، به یکى از سنّت هاى ارزش مند پیامبر (صلی الله علیه و آله) جامه عمل مى پوشاند. مضافاً این که وى در صدد جذب دل هاى مردم به اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود. آن بزرگوار افراد بسیارى را از این طریق به سوى حق هدایت کرد و به آنان فهماند که اهل بیت (علیهم السلام)، شایسته زعامت و رهبرى جامعه هستند.
پی نوشت ها:
۱- ابن سعد کاتب واقدى، الطبقات الکبرى، ج ۵، ص ۱۶۶٫
۲- اثبات الوصیه، ص ۱۶۷٫
۳- مهدى پیشوایى، سیره پیشوایان، ص ۲۴۱٫
۴- تاریخ یعقوبى، ج ۳، ص ۲۷٫
۵- برگرفته از: مجموعه آثار، ج ۱۸، ص ۳۴٫
۶- خصال شیخ صدوق، ص ۲۷۲٫ دیگر بسیار گریه کنندگان عبارت اند از: آدم، نوح، یعقوب (علیهم السلام) و حضرت فاطمه زهرا (س).
۷- امالى صدوق، ص ۱۲۱٫
۸- ثواب الاعمال، ص ۸۳٫
۹- عبدالرزاق موسوى مقرم، الامام زین العابدین (علیه السلام)، ص ۴۲٫
۱۰- کامل الزیارات، ص ۲۲۱٫
۱۱- بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۷۹٫
۱۲- سیدجعفر شهیدى، زندگانى على بن الحسین (علیه السلام)، ص ۵۷ – ۵۶٫
۱۳- همان.
۱۴- بررسى تاریخ عاشورا، ص ۲۳۲٫
۱۵- تاریخ یعقوبى، ج ۲، ص ۲۶۱؛ شرح ابن ابى الحدید، ج ۴، ص ۶۳٫
۱۶- البدایه و النهایه، ج ۹، ص ۱۲۸٫
۱۷- آل عمران (۳) آیه ۱۸۷٫
۱۸- تحف العقول، ص ۳۱۳٫
۱۹- سیدجعفر شهیدى، زندگانى على بن الحسین (علیه السلام)، ص ۷٫
۲۰- مهدى پیشوایى، سیره پیشوایان، ص ۲۷۵٫
۲۱- تحف العقول، ص ۲۹۰ – ۲۸۸٫
۲۲- شیخ مفید، الاختصاص، ص ۶۱٫
۲۳- محل دفن زباله.
۲۴- عبدالله مامقانى، تنقیح المقال، ج ۳، ص ۳۱۲٫
۲۵- ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۴۴۴٫
۲۶- همان.
۲۷- همان، ص ۲۶۱٫
۲۸- محسن رنجبر، نقش امام سجاد (علیه السلام) در رهبرى شیعه، ص ۲۰۷٫
۲۹- مرتضى عاملى، دراسات و بحوث فى التاریخ و الاسلام، ص ۸۹٫
۳۰- حلیه الاولیاء، ج ۳، ص ۱۳۶٫
۳۱- ارشاد مفید، ج ۲، ص ۱۴۹٫
۳۲- ابن جوزى، تذکره الخواص، ص ۳۲۷٫
منابع پژوهش:
۱ . مرتضى مطهرى، سیرى در سیره ائمه اطهار (علیه السلام).
۲ . مهدى پیشوایى، سیره پیشوایان.
۳ . سیدجعفر شهیدى، زندگانى على بن الحسین (علیه السلام).
۴ . رسول جعفریان، حیات فکرى و سیاسى امامان شیعه.
۵ . شریف قریشى، حیاه الامام زین العابدین (علیه السلام).
۶ . عبدالرزاق موسوى مقرم، الامام زین العابدین (علیه السلام).
۷ . آیت الله خامنه اى، پژوهشى در زندگى امام سجاد (علیه السلام).
۸ . هاشم معروف حسنى، زندگى دوازدهم، ترجمه محمد درخشنده.
۹ . محسن رنجبر، نقش امام سجاد (علیه السلام) در رهبرى شیعه.
۱۰ . على اکبر حسنى، امام چهارم (علیه السلام) پاسدار انقلاب خونین.
۱۱ . احمد ترابى، امام سجاد (علیه السلام) جمال نیایشگران.
۱۲ . على پناه اشتهاردى، تاریخ زندگانى على بن الحسین (علیه السلام).
۱۳ . رسول جعفریان، تاریخ سیاسى اسلام، ج ۲٫
۱۴ . مؤسسه در راه حق، پیشواى چهارم حضرت امام سجاد (علیه السلام).
۱۵ . سیدجعفر شهیدى، چراغ روشن در دنیاى تاریک.
۱۶ . محمود حسینى، رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام).
۱۷ . محمدرضا حسینى جلالى، جهاد امام سجاد (علیه السلام)، ترجمه موسى دانش.
منبع : فصلنامه معارف اسلامی – شماره ۶۸
http://shiastudies.com/fa
هیچ نظری وجود ندارد