مقايسه بني اميه با بني عباس
از بررسي و مطالعه تاريخ اين نتيجه حاصل ميشود که بني اميه چون رنگ ديني نداشتند، خلافت را به سلطنت تبديل نمودند، با علما و دانشمندان چندان ارتباطي نداشتند، با ايرانيان که در اسلام تأثير زيادي داشتند بدرفتاري کردند، و به دين و آيين توجهي نداشتند. بني عباس؛ ائمه، اربعه حنفي، مالکي، شافعي و حنبلي را روي عصبيت و ايجاد نفاق در دين در مقابل عترت و ذريه رسول خدا| که ائمه دين اسلام بودند، قرار دادند و به وسيله آنها اختلافات زيادي در دين ايجاد کردند؛ مثلاً در قصاص هر طوري که ميخواستند قصاص ميکردند. اين اختلافات در فقه اين چهار امام آشکار است و تاريخ گواه است که هر يک بر چه مبنايي فتوا ميدادند.
بني عباس با آن همه جناياتي که نسبت به آل علي× نمودند، معذلک رنگ دين به اعمال و کردار خود دادند، متظاهر به تقوي و ادب و دين شدند، خود را حامي و نگهبان دين اسلام ميدانستند، و در نشر مبادي اسلام حقاً بيش از بني اميه به إستثناي عمر بن عبد العزيز کوشيدند و اسناد ممالک بخارا و سمرقند را تا حدود چين و اندلس که در زمان اموي گشوده شده بود، حفظ نمودند و اسلام را در ميان يهود و نصاري و مجوس رونق دادند و بالاخص بني عباس، ابهّت ديني را بيش از عظمت سياسي تقويت ميکردند، از اين رو با آن که تسلط سياسي آنها ضعيف شد، ولي سلطه و نفوذ آنها همچنان برقرار بود.([1])
[1]. عماد زاده، حسين، تاريخ مفصل اسلام، ص475ـ474.

















هیچ نظری وجود ندارد