دوران مأمون
مأمون، هفتمين و به نوشتة مورخان، داناترين و باهوشترين خليفه عباسي بود.([1])
او دوران نوجواني خود را تحت تربيت «جعفر بن يحيي برمکي» و «فضل بن سهل» ايراني با جدّيت و تلاش و به دور از عياشي و خوشگذراني آغاز کرد و در علوم و فنون مختلف بر تمامي خلفاي عباسي پيشي گرفت. در زمان هارون و مأمون، تشيع در اغلب شهرهاي اسلام رسوخ کرد، و اثر آن در دربار مأمون نيز ظاهر گرديد.
مأمون از ديدگاه علويان
علويان از جمله گروههاي شناخته شده و متنفّذ دوران حکومت مأمون بودند. آنان بيش از گروه ايرانيان و نژاد عرب با حکومت وي مخالفت داشتند، چون عباسيان را غاصب خلافت ميدانستند و در ميان خود کسي را که براي تصدّي مقام خلافت شايستهتر از عباسيان بود، سراغ داشتند.
مأمون از ديدگاه علويان، جزء دودماني به شمار ميآمد که بيش از سلسله امويان با اسلام و پيشوايان واقعي آن به مخالفت برخواسته و موجبات اذيت و آزار و کشتار مسلمانان و غارت اموال ايشان را فراهم ساخته بود. از اين رو علويان و تعداد زيادي از مردم ديگر از همان ابتدا از بيعت با مأمون سرباز زدند، مثلاً کوفه که مردمش از شيعيان امام علي× بودند، با مأمون بيعت نکردند و همچنان با وي مخالفت کردند تا زماني که عباس بن موسي (برادر امام رضا×) به آنجا رفت و مردم را به بيعت فراخواند.([2])
[1]. تاریخ الخلفا، ص306.
[2]. الحیاهًْ السیاسیه الامام الرضا×، ص188.


















هیچ نظری وجود ندارد