نفى امامت امامان
گفتهاند؛ اگر مقصود از اين آيه، امامت امام على × باشد، لازم مىآيد كه بقيه امامانى كه شيعه آنان را امام مىدانند، امام نباشند. به اين شبهه توجه كنيد:
«انّه لو كان المراد ما ذكروه لكانت نصّا فى نفى الامامة عن السبطين و مَن بعدهما من الائمة الذين اعتبروهم ائمّة المسلمين.»
اين شبهه در برخى از منابع ذكر شده است.([1])
نقد
1- امام حسن و امام حسين × در زمان امامت حضرت على × امام نبودند، تا با امامت آنان منافات داشته باشد؛
2- امامت سبطين × در عصر خود آنها با اين آيه ثابت نمىشود تا با حصر آيه درباره امام على × منافات داشته باشد و لازمهاش نفى امامت بقيّه باشد؛
3- با توجه به اينكه شيعه عصمت را در امام لازم مىداند و راهى جز علم الهى براى كشف عصمت وجود ندارد، نصب تك تك امامان از طرف خداوند و ابلاغ رسول خدا | نيز در باور شيعه ضرورى است. از اين رو براى اثبات امامت امامان به رواياتى استدلال مىكند؛ از جمله به روايات اثناعشر خليفه كه در آنها رسول خدا | تصريح مىنمايد كه بعد از او دوازده خليفه و جانشين از طرف خداوند نصب شدهاند و آنگاه مشخصات تك تك آنان را بيان مىنمايد. به علاوه، هر امامى موظف بود تا براساس اين مشخصات، امام بعد از خود را به مردم معرفى نمايد؛ به اين روايت توجه كنيد:
«عن جابر بن عبدالله الانصارى قال، قال لى رسول اللّه | : يا جابر، انّ اوصيائى و ائمة المسلمين من بعدى اوّلهم على ثم الحسن ثم الحسين ثم على بن الحسين ثم محمد بن على المعروف بالباقر، ستدركه يا جابر، فاذا لقيته فاقرءه منّى السلام، ثم جعفر بن محمد ثم موسى بن جعفر ثم على بن موسى ثم محمد بن على ثم على بن محمد ثم الحسن بن على ثم القائم، اسمه اسمى و كنيته كنيتى ابن الحسن بن على، ذاك الذى يفتح اللّه تبارك و تعالى على يديه مشارق الارض و مغاربها، ذاك الذى يغيب عن اوليائه غيبة لا يثبت على القول بامامته الاّ من امتحن اللّه قلبه للايمان. قال جابر: فقلت: يا رسول اللّه فهل للناس الانتقاع به فى غيبته؟
فقال: اى والذى بعثنى بالنبوّة انّهم يستضيئون بنور ولايته فى غيبته كانتفاع الناس بالشمس و ان سترها سحاب. هذا من مكنون سرّ اللّه و مخزون علم الله، فاكتمه الاّ عن اهله.»([2])
«جابر مىگويد: رسول خدا | هبه من فرمود: اى جابر اوصيا و رهبران مسلمانان بعد از من اولين فرد آنان على × است و بعد از او حسن × م و بعد از او حسين × و بعد از او على فرزند حسين× و بعد از او محمد × فرزند على × است، كه معروف به باقر است. اى جابر! تو آن قدر زنده مىمانى كه او را خواهى ديد. وقتى او را ديدى، سلام مرا به او برسان. بعد از او جعفر فرزند محمد × و بعد از او موسى فرزند جعفر × و بعد از او على فرزند موسى × و بعد از او محمد × فرزند على × است و بعد از او على × فرزند محمد × و بعد از او حسن × فرزند على × و بعد از او قائم است كه اسم او اسم من و كنيه او كنيه من است.
او فرزند حسن بن على × و همان فردى است كه خداوند به وسيله او شرق و غرب [عالم] را فتح خواهد كرد؛ او همان فردى است كه از طرفدارانش پنهان است و غيبت او به اندازهاى طولانى است كه تنها كسانى كه خداوند قلبشان را امتحان كرده باشد بر امامت او باقى خواهند ماند».
جابر پرسيد: اى رسول خدا | در زمان غيبت، آيا مردم از او استفاده مىكنند؟
پيامبر فرمود: آرى! اى جابر! سوگند به خدايى كه مرا به پيامبرى برگزيد، همان گونه كه مردم از خورشيد در زمانى كه ابر او را پوشانده استفاده مىكنند، در زمان غيبت او مردم از نور ولايت او استفاده مىكنند.
اى جابر! اين از اسرار پنهان خداوند و علم مخفى اوست. اين سخن را به هر كس نگو مگر كسانى كه اهل اين سخن هستند».
4- پيشتر نقل كرديم كه براساس روايات شيعه اين آيه شامل بقيه امامان نيز مىشود.
([1]) مواهب الرحمن فى دروس القرآن، ج 3، ص 167؛ روح المعانى، ج 6، ص 167.


















هیچ نظری وجود ندارد