بلافصل نبودن جانشينى
از شبهاتى كه بر استدلال به حديث غدير مطرح كردهاند، اين است كه گفتهاند:
«و كون ذلك بعد الوفاة من غير فصل ممّا لا دليل عليه.»([1])
اين كه بايد خلافت و جانشينى رسول خدا | بدون فاصله از ارتحال آن حضرت باشد، دليلى ندارد.
نقد
بعد از پذيرش دلالت حديث غدير بر امامت على ×، بلافصل بودن آن را از چند راه زیر مىتوان اثبات كرد:
1- نزول آيات:
با توجه به نزول آياتى در حجةالوداع و ارتباط آنها از نظر محتوا با امامت امام على ×به خصوص آيه تبليغ – كه پيشتر بحث مشروح آن گذشت – عدم تبليغ امامت را با عدم تبليغ رسالت برابر كرده است؛ بیانگر این است كه اولاً: اين مسأله بايد بلافاصله باشد و ثانيا: دخالت و تصرف ديگران در آن حرام است.
2- ورود روايات:
پيشتر در بحث از شبههاى كه مىگفت؛ اگر مقصود از ولايت «تصرف» بود، مىبايد به كلمه «بعدى» مقيد شود، روايات آن را از منابع اهل سنت آورديم كه در آن روايات عبارت «عليّ وليّكم من بعدى» را دارد كه از تكرار مجدد آنها خوددارى مىكنيم.
3- لغت:
پيشتر از لغتشناس معروف عرب، ابوهلال عسكرى در معناى ولى نقل كرديم كه او در اينباره مىنویسد:
«اصل الولىّ جعلالثانى بعدالاول من غير فصل، من قولهم هذا يلى ذاك وليا و ولاّه الله، كانّه يلى امره و لم يكله الى غيره و ولاه امره و كله اليه، كانّه جعله بيده و ولى امر نفسه قام به من غير وسيطة.»([2])
اصل «ولى» قراردادن دومى بعد از اول و بدون فاصله است و اين از سخن عرب گرفته شده است كه اين پشت سر آن مىآيد و اين كه گفته مىشود خداوند او را «ولى» قرار داد گويا كارش را به او واگذار كرده و به ديگرى واگذار نكرده است و اينكه گفته مىشود او را ولىّ امرش قرار داده گويا كار را به دست او سپرده است و اينكه گفته مىشود خودش «ولىّ» خود شد؛ يعنى بدون واسطه كار خودش را به عهده گرفته است.

















هیچ نظری وجود ندارد