اعتراف محدثان و مفسران
دلیل اهمیت اعترافهای محدثان و مفسران به نزول آيه در شأن اصحاب كساء اين است كه آنان كارشناس و متخصص حديث و تفسير هستند. از اين رو بهتر از بقيه افراد مىدانند كه آيه درشأن چه كسانى نازل شده است و معناى حديث چيست؟
به نظریههای چند نفر از دانشمندان تفسير و حديث در اين زمينه اشاره مىكنيم:
1- حاكم حسكانى از محدثان برجسته اهلسنت، نزول اين آيه در شأن اصحاب كساء را از 137 طريق نقل مىكند.([1])
2- ابن مردويه، از محدثان برجسته اهلسنت، در اين باره مىنویسد:
«من ازيد من مائة طريق انّها فى محمد و علي و فاطمه و الحسن و الحسين ^»([2])
از بيش از 100 طريق وارد شده است كه اين آيه درشأن محمد| و على ×، فاطمه ÷، حسن× و حسين × نازل شده است.
3- ابونعيم اصفهانى از دانشمندان برجسته، از 12 طريق نقل مىكند كه آيه در شأن اصحاب كساء نازل شده است.([3])
4- ابن بطريق، نزول اين آيه در شأن اصحاب كساء را از 19 طريق([4]) و در كتاب ديگرش از 27 طريق نقل مىكند. ([5])
5- ابن عطيّه، صاحب تفسير المحررالوجيز، ذيل اين آيه مىنویسد:
«و قالت فرقة و هي الجمهور اهلالبيت على و فاطمه و الحسن و الحسين.»([6])
گروهى كه به جمهور مفسران مشهورند گفتهاند؛ اهلالبيت، على و فاطمه و حسن و حسين ^ هستند.
سپس به نقل احاديث در اين زمينه مىپردازد و از خود آيه نيز براى اثبات اين نظر كمك مىگيرد.
6- ملاعلى قارى از دانشمندان اهلسنت، پس از نقل ترتيب خلفا در فضل و برترى، بحث برترى فرزندان آنان را مطرح مىكند و مىنویسد:
«و الاصحّ ان فضل ابنائهم على ترتيب فضل آبائهم الاّ اولاد فاطمة رضى اللّه عنها، فانّهم يفضلون على اولاد ابىبكر و عمر و عثمان رضى اللّه عنهم لقربهم من رسولالله، فهم العترة الطاهرة و الذريّة الطيّبة الذين اذهب اللّه عنهم الرجس و طهّرهم تطهيرا.»([7])
صحيحتر اين است كه برترى فرزندان خلفا نيز به ترتيب برترى آنان نسبت به هم باشد بجز فرزندان فاطمه ÷؛ زيرا آنان بدون ترديد به دليل نزديكى به رسول خدا | بر فرزندان ابوبكر و عمر و عثمان برترى دارند؛ آنان عترت پاك و نسل پاك و پسنديدهاى هستند كه خداوند پليدى را از آنان دور كرده است و آن چنان كه بايد و شايد آنان را پاك گردانده است.
7- سمهودى از دانشمندان مشهور اهلسنت، پس از نقل آيه مباهله و آوردن اصحاب كساء توسط رسول خدا | مىنویسد:
«و هولاء هم اصحاب الكساء فهم المراد من الآيتين المباهلة و التطهير.»([8])
«اينان همان اصحاب كساء و مقصود از هر دو آيه يعنى آيه مباهله و آيه تطهير هستند».
8- ابوبكر نقّاش از مفسران اهل سنت، در اينباره مىنویسد:
«اجمع اكثر اهل التفسير انّها نزلت فى على و فاطمه و الحسن و الحسين صلوات اللّه عليهم.»([9])
«بيشتر مفسران اجماع دارند كه اين آيه درشأن على، فاطمه، حسن و حسين^ نازل شده است».
9- ابن صباغ مالكى از دانشمندان اهل سنت، مىنویسد:
«اهل البيت على ما ذكر المفسرون فى تفسير آية المباهلة و على ما روى عن امّسلمة هم النبى| و على و فاطمه و الحسن و الحسين.»([10])
«براساس آنچه مفسران ذيل آيه مباهله گفتهاند و بنابر آنچه از امسلمه روايت شده است، مقصود از اهلالبيت رسول خدا| على و فاطمه و حسن و حسين ^هستند».
10- ابوبكر حضرمى از دانشمندان اهلسنت، درشأن نزول آيه مىنویسد:
«والذى قال به الجماهير من العلماء و قطع به اكابر الائمة و قامت به البراهين و تظافرت به الادلّة ان اهلالبيت المرادين فى الآية هم سيدنا على و فاطمه و ابناهما… و ما كان تخصيصهم بذلك منه| الاّ عن امرالهى و وحى سماوى… و الاحاديث فى هذا الباب كثيرة و بما اوردته منها يعلم قطعا على انّ هذه السلالة الطاهرة و العناصر الزكيّة هم اهلالبيت المطهّرون و انّهم المرادون بكل ماورد فى فضل اهلالبيت من الآيات و الاحاديث و الآثار و انّهم ذريّة النبى| و عترته و بنوه و اولاده و انّهم لن يفارقوا الكتاب الى يومالقيامة و انّهم احدالثقلين الذين تركهم فينا رسول اللّه و امر امتّه بالتمسك بهم.»([11])
آنچه جمهور دانشمندان گفتهاند و رهبران بزرگ به آن يقين پيدا كردهاند و برهان بر آن استوار است و دليلهاى زيادى آن را تاييد مىكند، اين است كه مقصود از اهلالبيت در آيه، آقاى ما على × و فاطمه ÷و دو فرزندان آنها هستند… و اين كه رسول خدا | اين مسأله را اختصاص به آنان داده است جز دستور خداوند و وحى آسمانى نبوده است.
او سپس رواياتی را ذكر مىكند و مىنویسد:
روايات در اين زمينه بسيار است و از آنچه من آوردهام به طور قطع روشن مىشود كه مقصود از اهلبيت در آيه على × و فاطمه ÷ و دو فرزند آنان هستند. غير ازاينها، روايات ديگرى نيز وجود دارد كه به طور قطع دلالت مىكند اين نسل پاك و تزكيه شده همان اهلبيت پاك هستند و مقصود از هر آيه و حديثى كه در فضيلت اهلبيت وارد شده است، اينان هستند و اينان همان نسل پاك پيامبر| و فرزندان او هستند و اينان كسانى هستند كه تا قيامت هرگز از قرآن جدا نمىشوند و اينان همان يكى از دو گوهر گرانبهايى هستند كه رسول خدا | در بين ما گذاشته و به امت خود دستور داده است كه به آنان تمسك جويند.
پيشتر از قول آلوسى نقل كرديم كه با توجه به مجموع ادله، مصداق اهلبيت در آيه با مصداق اهلبيت در حديث ثقلين يكى هستند و چون حديث ثقلين شامل همسران نمىشود، آيه نيز نبايد شامل همسران شود.
11- ابن حجر – از دانشمندان مشهور اهل سنت – مىنویسد:
«اكثرالمفسرين على انّها نزلت في علي و فاطمة و الحسن و الحسين.»([12])
بيشتر مفسران بر اين باورند كه آيه تطهير درشأن على و فاطمه و حسن و حسين ^نازل شده است.
12- حافظ گنجى از دانشمندان اهلسنت پس از رد تفسير زيد بن ارقم درباره اهلبيت مىنویسد:
«الصحيح انّ اهلالبيت علي و فاطمة و الحسنان.»([13])
«نظريه درست اين است كه اهلبيت عبارتند از على و فاطمه و حسن و حسين ^».
13- حافظ شیخ سلیمان قندوزى حنفی از محدثان اهل سنت مىنویسد:
«اكثر المفسرين على انّها نزلت فى على و فاطمه و الحسن و الحسين، لتذكير ضمير عنكم و يطهرّكم.»([14])
«بيشتر مفسران بر اين باورند كه آيه تطهير درشأن على و فاطمه و حسن و حسين نازل شده است؛ زيرا ضمير «عنكم» و «يطهرّكم» را مذكر آورده است».
14- محبالدين طبرى از محدثان اهل سنت، در كتاب خود بابى را به نام «باب فى بيان انّ فاطمة و الحسن و الحسين هم اهلالبيت المشار اليهم فى قوله تعالى انّما يريد…»([15]) گشوده است؛ اين باب در بيان اين است كه اهلبيتى كه در آيه تطهير به آنان اشاره شده است، فاطمه و حسن و حسين^ هستند.
15- توفيق ابوعلم از دانشمندان معاصر اهلسنت مىنویسد:
«فالرأى عندى انّ اهلالبيت هم اهل الكساء علي و فاطمه و الحسن و الحسين و من خرج من سلالة الزهراء و ابى الحسنين رضىالله عنهم اجمعين.»([16])
نظريه مورد تاييد من اين است كه اهلالبيت همان اصحاب كساء هستند كه عبارتند از على و فاطمه و حسن و حسين و كسانى كه از نسل فاطمه و على × به شمار میروند.
16- شبلنجى از محدثان اهلسنت مىنویسد:
«و يشهد للقول بانّهم على و فاطمة و الحسن و الحسين ما وقع منه| حين اراد المباهلة كما ذكره المفسرون.»([17])
براساس آنچه مفسران گفتهاند؛ دليل بر اين كه مقصود از اهلالبيت على و فاطمه و حسن و حسين هستند، عملكرد رسولخدا| در جريان مباهله است.
17- ثعالبى – از مفسران مشهور اهلسنت – پس از نقل روايت امسلمه در نزول آيه در شأن اصحاب كساء مىنویسد:
«لجمهور على هذا.»([18]) جمهور دانشمندان با اين نظر موافقند.
18- طحاوى از محدثان مشهور اهل سنت پس از ذكر روايات مىنویسد:
«انّ المراد بما فيها هم رسول الله | و علي و فاطمة و الحسن و الحسن دون ما سواهم.»([19])
مقصود از اهلبيت در اين روايات رسول خدا | علی و فاطمه و حسن و حسين هستند نه كس ديگرى.
طحاوى، در جاى ديگر پس از نقل رواياتى كه دلالت مىكند رسولخدا| به درِ خانه على × مىآمد و آيه تطهير را تلاوت مىكرد، مىنویسد:
«و هذا ايضا دليل على انّ هذه فيهم.»([20])
و اين رفتار دليل ديگرى است بر اين كه اين آيه درشأن آنان نازل شده است.
19- نيشابورى، از مفسران مشهور اهلسنت پس از نقل روايت عايشه درباره نزول آيه در شأن اصحاب كساء مىنویسد:
«و هذه الرواية كالمتفق على صحتها بين اهل التفسير والحديث.»([21])
مفسران و محدثان گويا بر صحت اين روايت اتفاق نظر دارند.
20- محمود شحاته از مفسران معاصر در تفسير مقاتل پس از نقل نظر مقاتل و رد آن مىنویسد:
«والصحيح انّ اهلالبيت على و فاطمة و الحسن و الحسين و يؤيّد هذا قوله عنكم.»([22])
نظريه صحيح اين است كه مقصود از اهلالبيت على و فاطمه و حسن و حسين هستند، نظريه ضمير «عنكم» در آيه است.
21- مجدى فتحى درباره نزول آيه مىنویسد:
«والاحتمال الاول هوالراجح بل هو المتعين و من حججهم الخطاب فى الآية بما يصلح للذكور لا للاناث و هو قوله عنكم و يطهّركم و لو كان للنساء خاصّة لقال عنكنّ و ليطهركنّ.»([23])
احتمال اول، برتر بلكه قطعى است و از دلايل طرفداران اين نظريه خطاب در آيه است که مخصوص مردان است نه زنان و آن ضمير عنكم و يطهركم است، اگر آيه اختصاص به زنان داشت مىبايست مىگفت عنكن و يطهركنّ.
22- زينالعابدين شافعى درباره نزول آيه مىنویسد:
«والاظهر من الاقوال مادلّ عليه واضح الاخبار ولائح الآثار من انّ المراد بالقربى ثمة وبآل البيت هنا محمّد و علىّ و فاطمة و الحسنان.»([24])
روشنترين نظريه آن چيزى است كه روايات روشن و آثار آشكار بر آن دلالت دارد و آن اين است كه مقصود از «قربى» در آيه مودت و اهلالبيت در اينجا محمد و على و فاطمه و حسن و حسين^ هستند.
آنچه بيان شد، بخشى از آراء مفسران و محدثان اهلسنت درباره اهلالبيت بود. البته اين نوع اظهارنظرها محدود به اين چند نفر يا به اين آيه نیست بلکه مىتوان اين نوع آراء را ذيل آيات مباهله، مودة، صلّوا عليه و… به دست آورد كه به دليل اختصار به همين مقدار اكتفا كرديم.
چنان كه در ابتداى بحث مطرح كرديم، استدلال شيعه به اين آيه متوقف بر مقدماتى است كه يكى از آنها نزول آيه در شأن اصحاب كساء است كه مشروح آن بيان شد.
يكى ديگر از آنها دلالت كلمه «انّما» بر حصر است كه بحث آن گذشت. از مقدمات، بودن اراده در آيه به معناى اراده تكوينى و همچنين شمول رجس نسبت به دروغ و ادعاى خلافت از طرف حضرت امير × است، براى جلوگيرى از تكرار بحث اين سه مقدمه را به پاسخ شبهات ارجاع مىدهيم.
([1]) شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج 2، ص 138 18.
([2]) مناقب على بن ابىطالب، ص 301.
([4]) خصائص الوحى المبين، ص 67.
([6]) المحررالوجيز، ج 13، ص 72.
([7]) شرح كتاب الفقهالاكبر، لابى حنيفه، ص 210.
([11]) رشفة الصادى من بحر فضائل بنى النبى الهادى، ص 23، 35 و 40، چاپ بيروت.
([12]) الصواعق المحرقة، ص 143، چاپ مصر و ص 220، چاپ بيروت.
([14]) ينابيع المودة، ص 294، باب 59.
([17]) نورالابصار، ص 223، چاپ قم.
([18]) الجواهر الحسان، ج 2، ص 573.
([19]) مشكل الآثار، ج 1، ص 230.
([21]) غرائب القرآن، ج 3، ص 212.
([22]) تفسير مقاتل، ج 3، ص 489.
















هیچ نظری وجود ندارد