16 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

ويژگي‏هاى اهل ‏البيت ^

اهل بیت علیهم السلام اهل سنت
0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

ويژگي‏هاى اهل ‏البيت ^

يكى از راههاى مشخص كردن مصداق اهل‏بيت^ تبيين ويژگيهاى آنان است. این قاعده اختصاص به اهل‏بيت^ ندارد، بلكه براى هر گروه، جمعيت و شخصيت حقوقى و حقيقى ممكن است. به عنوان مثال، اگر گفتيم قاضى كسى است كه اين ويژگى‏ها را داشته باشد به طور طبيعى بسيارى از افراد از شمول عنوان قاضى خارج مى‏شوند. همچنين اگر ويژگى‏هاى اهل‏بيت × را مشخص كرديم، ديگران خود به خود خارج مى‏شوند، ولى سخنى كه اين جا مطرح شده است ، این است كه اين ويژگى‏ها چيست؟

اگر ويژگي‏ها را مشخص كنيم، در واقع اهل‏بيت × را در انديشه خود بيان كرده‏ايم، نه آن اهل‏بيتى كه در قرآن و حديث آمده است. بناچار بايد ويژگي‏ها از طرف رسول خدا | مشخص شود تا بتوان گفت اين اهل‏البيت، اهل‏بيتى است كه خدا و رسول خدا | در نظر دارند.

براين اساس يكى از راههاى مطمئن مشخص كردن مصداق اهل‏بيت× معيّن كردن ويژگيهاى اهل‏بيت × در كلام رسول خدا | است.

اهل بيت ^ در كلام رسول خدا |

الف- اهل بيت ^ كشتى نجات

از رواياتى كه در آنها رسول خدا | به معرفى اهل‏بيت × پرداخته روايات سفينه است. در اين روايات اهل‏بيت به صورت كلى معرفى شده‏اند.

به اين روايت توجه كنيد:

«قال ابوذر سمعت النبىّ يقول: الا انّ مثل اهل‏بيتى فيكم مثل سفينة نوح من قومه، من ركبها نجا و من تخلّف عنها غرق.»([1])

ابوذر مىگوید: از رسول خدا | شنيدم که مى‏فرمود: توجه داشته باشيد كه مَثَل اهل‏بيت من همانند كشتى نوح × براى قوم نوح × است؛ هر كسى سوار كشتى شود نجات مى‏يابد و هركس از آن جدا شود، غرق خواهد شد.

براى فهم اين دسته از روايات ابتدا بايد شرايط حضرت نوح × و ارزش كشتى او را درك كرد و سپس شرايط رسول خدا | را، تا ارزش اهل‏بيت× او در اين روايات روشن شود.

براساس آيات قرآن و روايات اسلامى حضرت نوح × پس از 950 سال تبليغ كه پيشرفت قابل توجهى نداشت و مردم گذشته از آن كه او را تصديق نمى‏كردند، اذيت و آزار هم مى‏نمودند، حضرت نوح آنها را نفرين كرد و اراده خداوند بر اين تعلق گرفت كه آن قوم با بارانى عذاب شوند؛ عذابى كه در كمترين فرصت همه چيز را زير آب برد. براى فراگير شدن عذابى كه همه را غرق خواهد كرد، نوح × مى‏بايست براى انسانهاى صالح و پيروانش چاره‏اى بينديشد كه خداوند به او مأموريت داد:

{وَاصْنَعِ الفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَوَحْيِنا}([2])؛ كشتى را تحت نظارت و وحى ما بساز.

پس از آماده شدن كشتى فرمان خداوند صادر شد».

در اين جا توجه به چند نكته زیر ضرورى است:

1- كشتى نوح × به دستور و تحت نظارت خداوند ساخته شد، نه به دستور نوح × و نه به دلخواه او؛ به عبارت ديگر آنچه بايد امت را از امواج نابودكننده نجات دهد به دستور خداوند مشخص شده بود.

2- هيچ كس از امواج شكننده و نابودكننده در آن روز در امان نمى‏ماند و عذاب همه را در برمى‏گرفت؛

3- تنها راه نجات در آن شرايط، سوار شدن بر كشتى نوح × بود؛

4- سوار شدن بركشتى براى همه الزامى بود و هركس سرپيچى مى‏كرد نابود مى‏شد حتى اگر پسر نوح × باشد؛

5- ناخداى كشتى بايد فردى آشنا با هدايت كشتى باشد و به دور از هوى و هوس كشتى را رهبرى كند وگرنه در اولين فرصت، كشتى را در آن گردابها با مشكل روبرو مى‏كند و سرنشينان را به نابودى مى‏كشاند. به عبارت ديگر ناخدا بايد معصوم باشد.

اكنون با توجه به نكات ياد شده دوباره روايت سفينه را بررسى مى‏كنيم:

1- رسول خدا | مى‏فرمايد: مَثَل اهل بيت من همانند كشتى نوح × در بين امت نوح × است. براين اساس همان‏طور كه نوح × آن كشتى را به دستور خدا براى نجات امت آماده كرده بود، رسول خدا | نيز به دستور خداوند اهل‏بيت خود را براى مردم معرفی کرده است.

2- هركس سوار آن شود، نجات مى‏يابد! بر اين اساس:

الف – سوار شدن بر كشتى به صلاح خود افراد است و سود آن به خود آنان برمى‏گردد، نه به اهل‏بيت × كه قرآن درباره مزد رسالت – كه محبت و مودت اهل‏بيت × باشد – چنين مى‏فرمايد:

{قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِن أجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ}([3]) ؛

بگو هر مزدى كه من از شما خواسته‏ام براى خود شما است».

ب – سوار شدن در كشتى الزامى است، در غير اين صورت مساوى با نابودى آنان است؛

ج – مردم در تعيين راه نجات نقشى ندارند و به آنان واگذار نشده و حتى پيامبر نيز نقشى ندارد؛ زيرا خداوند فرمود: {وَاصْنَعِ الفُلْكَ بِأَعْيُنِنا}؛

د – در جريان نوح × گرداب‏ها مادى بود و نابودى نيز جسمى، ولى در عصر رسول خدا | و بعد از او گرداب‏ها فكرى است و نابودى، نابودى انديشه و فكر و دين و دنيا است.

ه – همه بايد پيروى كنند؛ دوست و آشنا، بيگانه و همسايه ندارد. حتى اگر پسر نوح هم سرپيچى كند نابود مى‏شود، چه رسد به همسر و صحابه نوح×. در مورد اهل‏بيت × نيز چنين است؛ زن پيامبر | هم بايد اطاعت كند و اگر اطاعت نكند نابود مى‏شود؛ چه رسد به صحابه رسول خدا |.

و – همان طور كه در آن جريان، نوح × مى‏بايد با هدايت كشتى آشنا باشد و كوچكترين اشتباه او كشتى را نابود و مردم را غرق مى‏كرد، در اين جا نيز عقل حكم مى‏كند كه اهل‏بيت ^ بايد معصوم باشند و صحیخ نیست كه از طرفى به مردم دستور دهند كه اطاعت كردن از اين گروه واجب است و از طرفى آن گروه خود صددرصد انسانهاى سالم و صالحى نباشند؛ زيرا در اين صورت، براى خداوند نقض غرض خواهد بود.

از روايات سفينه جز مسأله جانشينى چيز ديگر توجيه منطقى ندارد و به روشنى اين روايات دلالت مى‏كنند كه اهل‏بيت رسول خدا | جانشينان رسولخدا | هستند. واقعا اگر پيامبر مى‏خواست در حد يك تمثيل و تشبيه موقعيت خاندان خود را بيان كند، مى‏بايد با چه واژه‏هايى آن را تبيين مى‏کرد؟

ب – اهل‏بيت ^ وسيله آمرزش گناهان

بحث توسل به اولياى الهى بحث مفصلى است كه مجالى ديگر مى‏طلبد، ولى به عنوان يك بحث كلى مى‏توان گفت كه توسل به اولياء اگر با اين انگيزه و ديدگاه ملاحظه شود كه آنها در برابر خداوند از خود داراى استقلال هستند و مى‏توانند بدون اجازه خداوند در عالم تصرف كنند و كارى انجام دهند، اين انديشه، بدون ترديد، انديشه‏اى شرك‏آلود است و صاحب اين انديشه مشرك خواهد بود، ولى اگر توسل به اولياء با اين انگيزه و هدف انجام گيرد كه اينان مقربان درگاه خداوند هستند و خود خداوند دستور داده است كه براى سلوك راهش وسيله‏اى انتخاب كنند و وسيله را نيز خداوند معين كرده است و اين گروه نيز در برابر خداوند استقلالى ندارند و كارى از آنان ساخته نيست، بلكه اگر كارى انجام مى‏دهند با اذن و اجازه خداوند است و اين گروه واسطة فيض خداوند هستند، اين انديشه نه تنها با توحيد افعالى منافاتى ندارد، بلكه عين توحيد افعالى است.

خداوند در آيه‏اى دستور داده است كه بندگان براى تقرب به خدا وسيله‏اى انتخاب كنند:

{يا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الوَسِـيلَةَ وَجاهِدُوا فِي سَبِـيلِهِ لَعَلَّـكُمْ تُفْلِحُونَ}([4])

«اى مؤمنان خدا را در نظر بگيريد و برای رسیدن به تقرب او راهی را برگزینید و در راهش جهاد كنيد؛ شايد رستگار شويد».

زمخشرى مى‏نویسد:

«الوسيلة كلّ ما يتوسّل به ان يتقرّب من قرابة او صنيعة او غير ذلك.»([5])

«وسيله هر چيزى است كه با آن به ديگرى نزديك مى‏شوند؛ اعم از نسبت خانوادگى، كار و تلاش و يا جز اين دو».

خداوند در آياتى نه تنها به صراحت توسل به اولياء خويش را تجويز كرده، بلكه دستور مى‏دهد كه مردم بايد از پيامبر به عنوان اين كه نماينده خداوند است، اطاعت كنند و اگر مسلمانان گناه كردند و استغفار كنند و نزد پيامبر بيايند و پيامبر را واسطه قرار دهند و پيامبر براى آنان طلب آمرزش كند، خداوند آنان را مى‏آمرزد.

به اين آيه توجه كنيد:

{وَما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاّ لِـيُطاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُول لَوَجَدُوا اللّهَ تَوّاباً رَحِـيماً}([6])

ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر به اين منظور كه به امر خداوند فرمانش را اطاعت كنند و اگر آنان هنگامى كه به خود ستم كردند، نزد تو مى‏آمدند و از خداوند طلب آمرزش مى‏كردند و پيامبر برايشان طلب آمرزش مى‏كرد، خدا را توبه‏پذير و مهربان مى‏يافتند.

توسل به اولياى خداوند به زمان حيات آنان اختصاص ندارد؛ زيرا توسل به جسم ولىّ نيست، بلكه توسل به روح ولىّ است كه تكامل يافته است و نزد خداوند قرب و منزلت دارد. اين ويژگى مختص به حيات آنان نيست. برداشت صحابه رسول خدا | نيز چنين بود كه بعد از مرگ رسول خدا | نيز به او متوسل شدند. به اين جريان توجه كنيد:

«عن علىّ قدم علينا اعرابى بعد ما دفنّا رسول‏اللّه| بثلاثة ايام، فرمى بنفسه على قبر رسول اللّه | و حثا على رأسه من ترابه، فقال: قلت يا رسول اللّه فسمعنا قولك وعيت عن اللّه فوعينا عنك و كان فيما انزل اللّه عليك و لو انهم اذ ظلموا انفسهم و قد ظلمت نفسى و جئتك لتستغفر لى. فنودى من القبر انه قد غفرلك.»([7])

على × فرمود: سه روز پس از دفن پيامبر | يك روستايى آمد و خود را روى قبر پيامبر | انداخت و خاك قبر را بر سرش میريخت و مى‏گفت: اى رسول‏خدا! | تو دستور دادى و ما دستورات تو را شنيديم. تو از خدا فراگرفتى و ما هم از تو فراگرفتيم و از جمله چيزهايى كه از طرف خداوند بر تو نازل شد، اين آيه بود (و آيه را خواند) و من به خودم ظلم كردم كه گناه كردم. پيش تو آمدم تا برايم استغفار كنى. در همين حال صدايى از طرف قبر برآمد كه خداوند تو را آمرزيده است.

بايد توجه داشت كه عبادت آن نيست كه بنده بپسندد و خوشايند او باشد، بلكه عبادت آن است كه مولا دستور داده است و بنده مأمور است همان طور و با همان كيفيت زمانى و مكانى و… – كه مولا دستور داده است – انجام دهد و اگر غير از اين را انجام دهد، نه تنها اين اعمال او عبادت و تسليم خداوند بودن نيست، بلكه استهزا و تمسخر خداوند و احكام الهى خواهد بود.

اين نكته به امت اسلامى اختصاص ندارد بلكه در امتهاى گذشته نيز چنين بوده است؛ به عنوان مثال، امت موسى × كه مشهور به قوم بنى‏اسرائيل شده‏اند، براى آمرزش گناهان مأمور شدند از درى خاص وارد شوند و جملات خاصى را بگويند، ولى آنان اين دستور خداوند را كه توسط حضرت موسى × ابلاغ شده بود به تمسخر گرفتند؛ در نتيجه به عذاب الهى گرفتار شدند.

به اين آيات توجه كنيد:

{وَ إِذ قُلْنا ادْخُلُوا هـذِهِ القَرْيَةَ فَـكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَادْخُلُوا البابَ سُجَّداً وَقُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَـكُمْ خَطاياكُمْ وَسَنَزِيدُ الُمحْسِنِـين * فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِـيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنا عَلى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ.}([8])

آن‏گاه گفتيم به اين شهر درآييد و هر چه خواستيد از نعمتهاى آن به فراوانى بخوريد و با خضوع و خشوع از در وارد شويد و بگوييد: گناهان ما را فرو ريز تا از خطاى شما درگذريم و پاداش بيشترى به نيكوكاران دهيم اما ستمگران سخنى را كه به آنان گفته شده بود، تغيير دادند و ما هم در مقابل نافرمانىِ ستمكاران عذابى از آسمان فرستاديم.

همان‏طور كه ملاحظه مى‏كنيد، بنى‏اسرائيل مأمور بودند تا از درى خاص با خضوع و خشوع وارد شوند و بگويند: «حطّة»، تا گناهان آنان آمرزيده شود. خداوند هم كيفيت ورود مكان و گفتار را به عنوان عبادت مشخص كرده بود و بندگان ‏بايد از همان در با همان آداب وارد شوند، ولى آنان نه تنها با حالت خشوع وارد نشدند، بلكه به زمين نشسته، خيزان خيزان به صورت تمسخر وارد شدند و به جاى اين كه بگويند «حطّه» مى‏گفتند: «حنطه» – گندم – كه خداوند به جاى آمرزش گناهان بر آنان عذاب نازل كرد و هفتاد هزار نفر از آنان را از بين برد.([9])

رسول خدا | مى‏فرمايد: اهل‏بيت من همانند باب حطّه در بنى‏اسرائيل هستند. خداوند دستور داده است كه براى فهم دين و عمل به دستورات آن و آمرزش گناهان و ارتباط با خداوند و در يك جمله براى اثبات بندگى خود بايد از كانال اهل‏بيت × وارد شوند كه روايات فراوانى در اين زمينه داريم.

به اين روايت توجه كنيد:

«عن ابى سعيد الخدرى: انّما مثل اهل‏بيتى فيكم مثل باب حطّة فى بنى‏اسرائيل من دخله غفر له.»([10])

ابوسعيد مىگوید: رسول خدا | فرمود: جايگاه اهل‏بيتم در بين امت، همانند جايگاه باب حطّه در بنى‏اسرائيل است، هركس از آن وارد شود، آمرزيده مى‏شود.

در منابع اهل‏سنت در اين زمينه رواياتى داريم كه هر دو ويژگى ياد شده، يعنى تمثيل به كشتى نوح و باب حطّه بنى‏اسرائيل، از امام على × درباره اهل‏بيت × نقل شده است.

به اين روايت توجه كنيد:

«عن علىّ بن ابى طالب قال: انّما مثلنا فى هذه الامّة كسفينة نوح و كباب حطّة فى بنى‏اسرائيل»([11])

امام على × مى‏فرمايد: جايگاه ما اهل‏بيت × در بين امت اسلامى همانند جايگاه كشتى نوح و باب حطّه در میان قوم بنى‏اسرائيل است.

([1]) مستدرك، ج 3، ص 163؛ الصواعق‏المحرقة، ص 121؛ ذخائرالعقبى، ص 53؛ مناقب، ابن مغازلى، ص 132؛ كتاب الامثال، ص 247؛ مجمع‏الزوائد، ج 9، ص 168؛ ينابيع‏المودة، ص 27، 183 و 187؛ كنوزالحقايق، ج 2، ص 149.

([2]) هود/37.

([3]) سبأ/47.

([4]) مائده/35.

([5]) الكشاف، ج 1، ص 610.

([6]) نساء/64.

([7]) تفسير، قرطبى، ج 5، ص 266.

([8]) بقره/59-58.

([9]) تفسير قرطبى، ج 1، ص 411؛ الكشاف، ج 1، ص 282.

([10]) مجمع الزوائد، ج 9، ص 168؛ ينابيع المودّة، ص 28؛ الدرّالمنثور، ج 1، ص 71.

([11]) الدرّالمنثور، ج 1، ص 71.

نوشته قبلی

اعتراف محدثان و مفسران به شان اصحاب کسا

نوشته‌ی بعدی

اهل‏بيت وسيله آمرزش گناهان

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی
اهل بیت علیهم السلام در نظر اهل سنت

اهل‏بيت وسيله آمرزش گناهان

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت

امام علی (ع) در سفر هجرت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

محمد بن ابی‌ بکر

محمد بن ابی‌ بکر

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا