دعاى پيامبر، عامل مشمول
يكى از شبهاتى كه بر اين استدلال وارد كردهاند؛ اين است كه لفظ اهلالبيت شامل اصحاب كساء نمىشود، بلكه بعد از نزول آيه، رسول خدا | دعا كرد تا امتيازى كه خداوند براى همسران ايشان در نظر گرفته است، شامل آنان نيز بشود.
به اين شبهه توجه كنيد:
«و انّما هذا شىء جرى فى الاخبار انّ النبى × لما نزلت عليه هذه الآية دعا عليّا و فاطمة و الحسن و الحسين فعمد النبى | الى كساء فلفّها عليهم، ثم الوى بيده الى السماء فقال: اللهم هولاء اهلبيتى اللهم اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا، فهذه دعوة منالنبى | بعد نزول الآية احبّ ان يدخلهم فى الآية التى خوطب الازواج، فذهب الكلبى و من وافقه فصيّرها لهم خاصّة و هى دعوة لهم خارجة عن التنزيل.»([1])
در روايات آمده است: رسول خدا | پس از نزول آيه، على و فاطمه و حسن و حسين ^ را فراخواند، كساء را برداشت و بر روی آنان انداخت. سپس دستش را به طرف آسمان بلند كرد و عرض كرد: خدايا اينان اهلبيت من هستند! خدايا! پليدى را از آنان دور كن و آنان را آنطور كه شايسته است، پاك گردان. بنابر اين، اين دعايى است از رسول خدا | بعد از نزول آيه كه دوست داشت آنان را داخل آيهاى كند كه مخاطبش همسران او هستند، ولى كلبى و همفكران او گفتهاند كه اين آيه به اصحاب كساء اختصاص دارد، در حالى كه اين تنها دعايى است براى آنان بدون ارتباط با قرآن».
نقد
اين شبهه چند پيشفرض دارد كه با توجه به آنها اشكالهای زیر وارد شده است:
1- اين آيه همراه با آيات قبل و بعد نازل شده است كه پیشتر پاسخ داديم:
اوّلاً: همه – يعنى چه طرفداران نظريه اختصاص و چه طرفداران نظريه تعميم – قائلند كه اين آيه مستقل نازل شده است؛
ثانيا: اين كه امروز در قرآن موجود آيات كنار هم قرار گرفتهاند، دليل بر اين نيست كه آيات با هم نازل شده باشند؛ زيرا اين مسأله مورد اتفاق است كه بيشتر آيات در مناسبتهاى مختلف نازل شده است.
سيوطى مىنویسد:
«النوع الثالث عشر ما نزل مفرقا و هو غالب القرآن و من امثلته فىالسور القصار اقرأ اول ما نزل منها الى قوله مالم يعلم و الضحى اول ما نزل منها الى قوله فترضى.»([2])
نوع سيزدهم آياتى است كه جداگانه نازل شدهاند و بيشترین حجم قرآن را شامل مىشود که نمونههاى آن در سورههاى كوچك؛ در سوره اقراء از ابتداى سوره تا «مالم يعلم» نازل شد و سپس بقيه آيات و در سوره «و الضحى» از ابتداى سوره تا «فترضىٰ» نازل شد، سپس بقيه آيات.
ثالثا: توقيفى بودن آيات تنها اين مسأله را ثابت مىكند كه رسولخدا| دستور داده است كه كدام آيه در كجا قرار گيرد، ولى اين را ثابت نمىكند كه اين آيات با هم نازل شده است؛
رابعا: براساس انديشه شيعه كه جمع قرآن را در عصر رسول خدا | مىدانند، توقيقى بودن آيات را مىتوان اثبات كرد ولى براساس انديشه بيشتر اهل سنت – كه جمع قرآن را بعد از رسول خدا | مىدانند – معلوم نيست به دستور توقيفى بودن آيات عمل كرده باشند.
جمع كردن سوره احزاب – كه آيه تطهير در آن واقع شده است – توجه کنید:
«قال ابن شهاب و اخبرنى خارجة بن زيد بن ثابت سمع زيد بن ثابت قال فقدت آية من الاحزاب حين نسخنا المصحف قد كنت اسمع رسول الله | يقرأ بها فالتمسناها فوجدناها مع خزيمة بن ثابت الانصارى «مِنَ المُـؤْمِنِـينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَـدُوا اللّهَ عَلَيْهِ» فالحقناها فى سورتها فى المصحف.»([3])
ابن شهاب مىنویسد: پسر زيد بن ثابت به من گزارش داد كه از پدرش شنيده است كه وقتى مشغول گردآورى قرآن بوديم آيهاى از سوره احزاب گم شد. با اين كه من از رسول خدا | آن آيه را شنيده بودم كه مىخواند، جستوجو كرديم و آن را نزد خزيمة بن ثابت انصارى يافتيم كه آيه اين بود: «من المؤمنين رجال…» و ما هم آن را در همان سوره در قرآن قرار داديم.
همان طور كه ملاحظه مىكنيد، تصريح مىكند كه ما آيه را در آن سوره قرار داديم نه در كنار آيهاى كه رسول خدا | قرار داده بود؟ شايد آيه تطهير هم به همين سرنوشت گرفتار شده است و شايد با انگيزههاى ديگرى اين آيه را اينجا قرار دادهاند.
در هر حال توقيفى بودن آيات تنها اين مسأله را اثبات مىكند كه رسولخدا| دستور داده است كه اين آيه اينجا باشد و بس ولى اين مسأله را ثابت نمىكند كه اين آيه با آيات قبل و بعد از آن نازل شده است.
2- اين كه آیه در شأن همسران پیامبر نازل شده باشد.
3- اين كه بعد از نزول آيه رسول خدا | دعا كرده باشد، اين نيز قابل نقد است اما در منابع اهل سنت رواياتى كه از طريق امسلمه و عايشه وارد شده است گواه بر اين است كه بعد از اين كه اينان در خانه جمع شدند و حضرت دعا كرد، آيه نازل شد كه روايات آن در بحث شأن نزول گذشت.
در منابع شيعه نيز اكثر بر اين باورند كه بعد از دعاى رسول خدا | آيه نازل شده است؛
«و قد نقل المخالف و الموافق انّ هذه الآية نزلت فى بيت امسلمة رضى اللّه تعالى عنها و رسولالله| فى البيت و معه علىّ و فاطمة و الحسن و الحسين ^ و قد جللّهم بعباءة خيبرية و قال اللهم هولاء اهلبيتى فانزل اللّه عزّ و جلّ انّما يريد الله… فتلاها رسولالله | فقالت له امسلمة رضىعنها: يا رسول اللاه ّلست من اهلبيتك؟ فقال: انّك الى خير و لم يقل انّك من اهل بيتى.»([4])
شيعه و سنى نقل كردهاند كه اين آيه در خانه امسلمه رضى اللّه عنها نازل شده است. رسول خدا | در خانه بود و على و فاطمه و حسن و حسين^ هم بودند. در حالى كه رسول خدا | كساء خيبرى را بر آنان پوشانده بود، عرض كرد: خدايا! اينان اهلبيت من هستند. كه خداوند آيه {انّما يريدالله…} را نازل كرد و رسولخدا| آيه را تلاوت كرد.
امسلمه عرض كرد: اى رسول خدا | من از اهلبيت تو نيستم؟
پيامبر | فرمود: تو عاقبت به خير هستى و نفرمود تو از اهلبيت من هستى.
عدهاى از دانشمندان اهل سنت بر اين باورند كه دعا كردن رسولخدا| به اين سبك خاص چندين بار تكرار شده است؛
«ان هذا الفعل منه | مكرّر مرة فى بيت امسلمة و مرة فى بيت فاطمة كما جاءالحديث.»([5])
همان طور كه در حديث آمده است: اين كار چند بار از طرف رسولخدا| تكرار شده است، گاهى در خانه امسلمه و گاهى در خانه فاطمه ÷.
بنابر اين اصل دعا قبل از نزول آيه بوده است، ولى تكرار آن بعد از نزول آيه است.
([1]) تفسير، قرطبى، ج 14، ص 184؛ تفسير، ابن عاشور، ج 21، ص 248.
([3]) صحيح، بخارى، ج 3، باب جمع القرآن، ص 99؛ تفسير، النسايى، ج 2، ص 166؛ جامع التفسير من كتب الاحاديث، ج 3، ص 1613؛ الاتقان، ج 1، ص 59.

















هیچ نظری وجود ندارد