28 جولای 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home نهضت حسینی

فرهنگ عاشورا(۵)

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

تباکىخود را به گریه زدن،خود را گریان نشان دادن،خود را شبیه گریه‏کننده ساختن،حالت‏گریه به خود گرفتن.در راه احیاى عاشورا و سوگوارى بر عزاى حسین‏«ع‏»،هم گریستن،هم گریاندن و هم حالت گریه داشتن ثواب دارد.حتى اگر کسى نگرید یا گریه‏اش نیاید،گرفتن این حالت،هم در خود شخص حالت اندوه و تحسر ایجاد مى‏کند،هم به مجلس‏عزا،چهره و رنگ غم مى‏بخشد.تباکى،همسویى با داغداران سوگ عاشوراست و مثل‏گریستن و گریاندن است.در حدیث امام صادق‏«ع‏»است:«من انشد فى الحسین شعرافتباکى فله الجنه‏»[1] هر که در باره حسین،شعرى بگوید و تباکى کند،بهشت براى اوست.در حدیثى هم که سید بن طاووس نقل کرده،چنین است:«من تباکى فله الجنه‏»[2] و درحدیث قدسى آمده است:«یا موسى!ما من عبد من عبیدى فى ذلک الزمان بکى او تباکى‏و تعزى على ولد المصطفى الا و کانت له الجنه ثابتا فیها»[3] اى موسى هر یک از بندگانم که‏در زمان شهادت فرزند مصطفى‏«ص‏»گریه کند یا حالت گریه به خود گیرد و بر مصیبت‏سبط پیامبر تعزیت گوید،همواره در بهشت‏خواهد بود.البته غیر از تباکى در مصیبت ابا عبد الله الحسین‏«ع‏»،حالت گریه به خود گرفتن درمناجات و دعا و از خوف خدا نیز مطلوب است و این از نمونه‏هاى روانى تاثیر ظاهر درباطن است. رسول خدا«ص‏»در این زمینه به ابوذر غفارى فرمود:«یا اباذر!من استطاع ان‏یبکى فلیبک،و من لم یستطع فلیشعر قلبه الحزن و لیتباک،ان القلب القاسى بعید من‏الله‏»[4] هر که مى‏تواند گریه کند،پس بگرید و هر که نتواند،پس در دل خویش حزن قراردهد و تباکى کند، همانا قلب قساوت گرفته،از خداوند دور است.امام صادق‏«ع‏»در باره‏گریه بر گناه خویش و از خوف خدا مى‏فرماید:«ان لم یجئک البکاء فتباک،فان خرج‏منک مثل راس الذباب فبخ بخ‏»[5] اگر گریه‏ات نمى‏آید،خود را به حالت گریه درآور،پس‏اگر به اندازه سر مگسى اشک بیرون آمد، پس مرحبا به تو.
تحریفهاى عاشورانهضت عاشورایى امام حسین‏«ع‏»،با انگیزه امر به معروف و نهى از منکر و براى نجات‏اسلام و مبارزه با طغیان بود.اهداف و آرمانهاى مقدس،چهره‏هاى متعالى و درخشان وانگیزه‏هایى اجتماعى و سیاسى داشت.آن همه تشویق براى گریه بر سید الشهدا وعزادارى براى سید مظلومان نیز،براى زنده نگهداشتن این مکتب جهاد و شهادت و حفظ‏ارزشها بود.متاسفانه در طول تاریخ،تحریفهایى چه در انگیزه‏ها و اهداف،چه درچهره‏هاى حماسه‏ساز و چه در برنامه‏هاى مربوط به عاشورا انجام شد.تحریفهاى عاشورا،برخى به‏«محتوا»بر مى‏گردد،برخى به‏«شکل‏»و برخى به‏«افراد».کتابهایى که به عنوان مقتل نوشته شد و روضه‏هایى که براى عاشورا گفته و خوانده شد، گاهى چون با انگیزه گریاندن مستمعین بود،آمیخته به مطالب ضعیف،غیر مستند و احیانادروغ گشت.علاقه‏اى که به چهره‏هاى عاشورایى وجود داشت،سبب شد در حوادث آن‏حماسه،غلوها و مبالغه‏هایى نقل شود که غیر عقلى و باور نکردنى است.آمار و ارقام‏کشته‏ها و برخى حوادثى که بظاهر غم‏انگیز و سوزناک بود،بر اصل واقعه افزوده شد.انگیزه آن حماسه اجتماعى و خونین نیز،گاهى تا حد«کشته شدن براى شفاعت ازگنهکاران امت‏»تنزل یافت.نوع برخوردهاى امام حسین‏«ع‏»،زینب و امام سجاد«ع‏»وکودکان و اهل بیت، گاهى به صورت عجز و لابه و ذلت و حقارت در برابر فاسقانى چون‏یزید و عمر سعد و ابن زیاد و شمر و…در آمد و خواسته بزرگ امام در این میدان حماسه،که رد بیعت با حکومت جور بود، به درخواست جرعه‏اى آب براى لب عطشان خویش یاگلوى خشک على اصغر در آمد.در روضه‏هایى که خوانده مى‏شد و تعزیه‏هایى که برپا مى‏گشت و شعرها و نوحه‏هایى‏که سروده و اجرا مى‏شد،از زینب و امام سجاد و مسلم بن عقیل و سکینه و…چهره‏هایى‏ارائه گشت که با روح بلند و عزتمند و بزرگوار آن خاندان شرف و کرامت،ناسازگار بود.حتى خصومت دیرین امویان با اساس دین و وحى و نبوت،به دشمنى شخصى‏حسین‏«ع‏»و یزید تبدیل شد.رسالت‏یارى رساندن به جبهه گسترده حسینى در طول‏تاریخ،تنها به سطح گریستن بر تشنگى و مظلومیت آل عبا پایین آمد و بیش از روضه‏فکر امام حسین‏«ع‏»،روضه جسم پاره پاره او و بیش از پیام خونین سید الشهدا،حلقوم‏بریده ابا عبد الله مطرح شد.حتى مبارزه دشمنان با اصل اقامه عزا براى سالار شهیدان(که‏بى‏ثمر بود)تبدیل شد به آزادى مراسم و ترویج‏شعائر،ولى همراه با مسخ حقیقت عاشوراو فلسفه قیام کربلا،که اینگونه برنامه‏ها،هیچ تعارضى با سلطه ستم و فسق نداشته باشد واین بزرگترین تحریف محتوایى عاشورا بود.در حالى که در تاریخ شیعه،قیام توابین،پس‏از گریه بر مزار شهداى کربلا و یاد مظلومیت امام حسین‏«ع‏»شکل گرفت و شیعیان درسرزمین کربلا و با الهام از عاشورا،به رهبرى سلیمان بن صرد،قیامى را شکل وسازماندهى دادند.و عاشورا،تکلیف‏آور براى هر مسلمان بود،نه آنکه امام،یک وظیفه‏خاص و دستور خصوصى داشته باشد.اعتقاد به شفاعت‏سید الشهدا و نیز ثوابهاى فراوان براى اشک ریختن بر آن حضرت وهمچنین نتایج ارزشمند محبت و ولایت اهل بیت‏«ع‏»،همه صحیح است،اما این مسائل‏بگونه‏اى یکجانبه طرح شد که بسیارى از علاقه‏مندان اهل بیت،تعارضى میان گریستن برحسین‏«ع‏»و ارتکاب فسق و فجور و زیر پا نهادن حق الناس و ترک وظایف ندانند وامیدشان به حسین‏«ع‏»باشد،هر چند که غرق گناه باشند!امام سجاد«ع‏»که همان روح‏حسینى و شجاعت علوى را داشت و در عاشورا به مصلحت الهى بیمار بود و توان جنگیدن نداشت،در پى همین تلقینات تحریف شده،به‏«امام بیمار»شهرت یافت و دراذهان عموم،به صورت مردى لاغر،رنگ پریده،بى‏حال و زرد چهره و عصا به دست‏جلوه کرد.حتى قضایایى بى‏اساس،همچون حجله عروسى قاسم نوجوان در شب‏عاشورا،به عنوان دستمایه اشگ گرفتن از اهل عزا،به مرثیه‏ها و مقتلها راه یافت وقضایایى به نام رؤیا و خواب(راست‏یا دروغ)باب شد و دهان به دهان و سینه به سینه‏نقل گشت و بتدریج،حالت‏یک امر مسلم و قطعى یافت.آنچه وظیفه آگاهان ودست‏اندرکاران است،هم تبیین صحیح قیام حسینى،هم ارائه مقتل و روضه صحیح ومستند،هم جلوگیرى از خواندن مرثیه‏هاى دروغ و مرثیه‏خوانان ناصالح و مداحان کاسب‏و واعظان بیسواد و بى‏مطالعه است.در یکى دو دهه اخیر،هم کتابهاى ارزشمندى درتحلیل ماهیت و اهداف قیام حسینى تالیف شده،هم اشعار با محتوا و منطبق با روح‏عاشورا سروده شده است و هم برخى از این تحریفهاى لفظى و محتوایى بازگو و معرفى‏شده است.[۶]الهامى که در انقلاب اسلامى ایران و در جبهه‏هاى دفاع مقدس،از عاشورا و کربلاگرفته شد،بهترین استفاده از چهره تحریف نشده عاشوراست.و اگر شیعه بتواند«مکتب‏عاشورا»را آنگونه که هست و بوده،به جهانیان معرفى کند،بى‏شک منبع الهام همه‏آزادیخواهان مبارزى خواهد شد که در پى الگوى راستین براى انقلاب و مبارزه با ستم‏اند.
تخریب قبر امام حسین‏«علیه السلام‏»الهام‏بخشى تربت‏خونین سید الشهدا«ع‏»در راه مبارزه با ستم،سبب شد که شیعه،همواره مرقد آن شهید را تکریم و بر گرد آن تجمع کند.توصیه‏هاى اکید ائمه نیز نسبت به‏زیارت قبر امام حسین‏«ع‏»این شور و الهام را مى‏افزود.همین سبب شد که حکام ستمگرهمواره احساس خطر کنند و این کانون را از هم بپاشند.از دوران بنى امیه که زیارت آن‏حضرت،ممنوع و تحت کنترل بود،تا زمان هارون الرشید که حتى درخت‏سدرى را که‏سایه‏بان زائران بود قطع کردند[۷]، تا زمان متوکل عباسى که اوج آن سختگیریها و ممانعتهابود،تا زمان استیلاى وهابیون و غارت کربلا و تخریب حرم حسینى،همه و همه گویاى‏وحشت دشمنان حق و اهل بیت،از جلوه‏گرى این خورشیدهاى تابان بود.متوکل عباسى،پاسگاهى در نزدیکى کربلا زده و به افراد خویش فرمان اکید داده بودکه:هر کس را دیدید قصد زیارت حسین را دارد،بکشید.[۸] به امر متوکل،هفده بار قبرحسین‏«ع‏»را خراب کردند.[۹] در یکى از این نوبتها،«دیزج یهودى‏»را مامور تغییر و تبدیل‏و تخریب قبر مطهر کرد.او نیز با غلامان خویش سراغ قبر رفت و حتى قبر را شکافت و به‏حصیرى که پیکر امام در آن بود برخورد کرد که از آن بوى مشک مى‏آمد.دوباره خاک‏روى آن ریختند و آب بستند و آن زمین را مى‏خواستند با گاو،شخم بزنند که گاوهاپیشروى نمى‏کردند.[۱۰] هارون الرشید نیز یک بار به والى کوفه فرمان داد تا قبر حسین بن‏على‏«ع‏»را خراب کند.اطراف آن را عمارتها ساخته و زمینهایش را زیر کشت و زراعت‏بردند.[۱۱]به متوکل خبر دادند که مردم در سرزمین‏«نینوا»براى زیارت قبر حسین‏«ع‏»جمع‏مى‏شوند و از این رهگذر،جمعیت انبوهى پدید مى‏آید و کانون خطرى تشکیل مى‏شود.متوکل به یکى از فرماندهان ارتش خود در معیت تعدادى از لشگریان ماموریت داد تامرقد مطهر را بشکافند و مردم را متفرق ساخته،از تجمع بر سر قبر آن حضرت و زیارت‏قبر او جلوگیرى کنند.او هم طبق دستور،مردم را از پیرامون قبر پراکنده ساخت.این حادثه‏در سال ۲۳۷ هجرى بود.ولى مردم در موسم زیارت،باز هم تجمع کرده،علیه او شورش‏کردند و بى‏باکانه به ماموران خلیفه گفتند:اگر تا آخرین نفر هم کشته شویم،دست برنمى‏داریم.و بازماندگان ما به زیارت خواهند آمد.وقتى حادثه به متوکل گزارش شد،به‏آن فرمانده نوشت که دست از مردم بردارد و به کوفه بازگردد و چنین وانمود کند که‏مسافرتش به کوفه در رابطه با مصالح مردم بوده…تا اینکه در سال ۲۴۷ باز تجمع مردم‏زیاد شد.به نحوى که در آن محل، بازارى درست‏شد.مجددا بناى سخت‏گیرى گذاشتند.[۱۲]روز به روز بر زائران افزوده مى‏شد، متوکل سردارى فرستاد و میان مردم اعلام کردند که‏ذمه خلیفه از کسى که به زیارت کربلا رود بیزار است.باز هم آن منطقه را ویران کردند وآب بستند و شخم زدند و قبر را شکافتند.[۱۳] اینگونه برخوردها و جفاها،همه براى پراکندن‏مردم از گرد این کانون حرارت و شوق بود،اما کمترین نتیجه‏اى نمى‏گرفتند و بر شوق‏مردم افزوده مى‏شد.«بهاى وصل تو گر جان بود، خریدارم‏».کربلا،سنگر مقاومت‏مى‏گشت و کعبه اهل حقیقت و ولا.آرى…«زیارت این خاک است که توده مردم را یارى مى‏دهد تا به انقلاب حسین‏«ع‏»وبه جهاد و مبارزه او علیه ظلم بیندیشند و به رسوا کردن دستگاه حاکم بنشینند.چنین است‏که این خاک-خاک کربلا-سمبل و شعار مى‏شود و طواف آرامگاه حسین،با صد طواف‏کعبه مقابل مى‏شود و حتى بر آن ترجیح مى‏یابد».[14]وهابیان نیز در سال ۱۲۱۶ ه.ق.به کربلا حمله کردند و این تهاجمها،ده سال ادامه‏داشت.هم شهر را غارت و هم مردم را قتل عام و هم قبر مطهر را خراب کردند.یک بارهم‏«امیر مسعود»در سال ۱۲۲۵ با سپاهى متشکل از ۲۰ هزار جنگجوى وهابى به نجف واز آنجا به کربلا تاختند.[۱۵]در عصر حاضر نیز،حکومت بعثى عراق،براى در هم کوبیدن حرکت انقلابى شیعیان‏این سرزمین،در سال ۱۳۷۰ ش.با انواع سلاحها مردم را در نجف و کربلا به خاک و خون‏کشید و با توپخانه،گنبد و بارگاه امام حسین‏«ع‏»را مورد هجوم قرار داد.و این پس از قیام‏مردمى بر ضد حکومت‏«صدام‏»بود که شهر نجف و کربلا را به تصرف در آوردند و رژیم‏عراق،براى باز پس‏گیرى آنها از دست انقلابیون،با خشونت تمام وارد میدان شد وساختمان حرم امیر المؤمنین و سید الشهدا و حضرت ابا الفضل علیهم السلام و گنبد و دربهاو ضریح،آسیب دید.این جنایتها سبب شد رهبر انقلاب اسلامى،آیت الله خامنه‏اى طى‏اطلاعیه‏اى ضمن محکوم کردن تجاوزات رژیم بعث عراق به حرمها و شهرهاى مقدس، روز پنجشنبه ۸ ذى قعده ۱۴۱۱ ق.برابر با دوم خرداد ۱۳۷۰ ش.را عزاى عمومى اعلام‏کرده،به سوگ بنشیند.[۱۶] در بخشى از این اطلاعیه آمده است:«…با یورش وحشیانه به‏نجف و کربلا، آن کردند که قلم از شرح آن عاجز است و بر عتبات عالیات و مسلمانان ومردم عراق و حوزه‏هاى علمیه،آن روا داشتند که طواغیت‏ستمگر و خون آشام بنى امیه وبنى عباس هم روا نداشته بودند و چنان ضایعه و جراحتى بر قلب دوستان اهل بیت واردکردند که سنگینى آن را با هیچ فاجعه‏اى در این زمان،نتوان قیاس کرد.«هیجوا احزان یوم‏الطفوف…».[17]
تربتخاک.خاک قبر امام حسین‏«ع‏».تربت به معناى مقبره هم آمده است.در فارسى هم‏«رفتن سر خاک‏»به معناى زیارت قبر است.خداوند،به پاس فداکارى عظیم امام‏حسین‏«ع‏»و شهادتش در راه احیاى دین،آثار ویژه و احکام خاصى در تربت مقدس‏سید الشهدا و خاک کربلا قرار داده است.تربت‏خونین کربلا که در برگیرنده آن پیکر پاک‏است،الهام بخش فداکارى و عظمت و یادآور جان باختن در راه ارزشهاى الهى است.ازاین رو،هم سجده بر آن تربت مستحب است، هم ذکر گفتن با تسبیح تربت،فضیلت بسیاردارد،هم شفا دهنده بیمارى است،هم شایسته است که هنگام دفن میت،اندکى تربت‏همراه او گذاشته شود یا با حنوط مخلوط شود،هم دفن شدن در کربلا ثواب دارد و ایمنى‏از عذاب مى‏آورد و هم نجس ساختن آن حرام است و اگر در بیت الخلا بیفتد باید از آنجاپرهیز کرد یا از آنجا در آورد و احکام و آثار دیگر که در فقه مطرح است[۱۸].رسول خدا«ص‏»مقدارى تربت کربلا به‏«ام سلمه‏»داد و فرمود:هر گاه دیدى این‏خاک،تبدیل به خون شد،بدان که حسین‏«ع‏»کشته شده است.[۱۹]گر چه خوردن خاک،حرام است،اما خوردن اندکى از خاک قبر سید الشهدا به نیت‏شفاگرفتن(استشفاء)جایز،بلکه مؤکد است و آداب و حدودى دارد.[۲۰] امام رضا«ع‏»فرمود:«کل طین حرام کالمیته و الدم و ما اهل لغیر الله به،ما خلاطین قبر الحسین‏«ع‏»فانه شفاء من‏کل داء»[21] هر خاکى حرام است،مثل مردار،خون و ذبح شده بى‏نام خدا،مگر خاک قبرحسین‏«ع‏»که درمان هر درد است.امام صادق‏«ع‏»فرمود:«فى طین قبر الحسین شفاء من‏کل داء و هو الدواء الاکبر».[22] در خاک قبر حسین‏«ع‏»شفاى هر درد است و آن دواى‏بزرگتر است.روایت است که از فضیلتهاى ویژه حسین بن على‏«ع‏»این است:«الشفاء فى‏تربته و الاجابه تحت قبته و الائمه من ذریته‏».[23]امام صادق‏«ع‏»دستمال زردى داشت که در آن تربت‏حضرت سید الشهدا بود.وقت‏نماز که مى‏شد همان تربت را در موضع سجودش مى‏ریخت و بر آن سجده مى‏کرد.[۲۴] و نیزآن حضرت فرمود:«السجود على تربه الحسین یخرق الحجب السبع‏».[25] سجده بر تربت‏حسینى،حجابهاى هفتگانه را کنار مى‏زند.همچنین روایت‏شده است که امام صادق‏«ع‏»جز بر تربت‏سید الشهدا سجده نمى‏کرد،به عنوان فروتنى و تواضع در برابر خداوند: «کان‏الصادق لا یسجد الا على تربه الحسین تذللا لله و استکانه الیه‏».[26] نسبت به برداشتن کام‏نوزادان با تربت کربلا نیز احادیث فراوانى است،از جمله از امام صادق‏«ع‏»روایت است‏که: «حنکوا اولادکم بتربه الحسین فانها امان‏».[45] کام فرزندان خود را با تربت‏حسین‏«ع‏»بردارید،که این تربت،امان است.در سنتهاى چاووش‏خوانى،اشاره به سیب بهشتى[۲۷] وبوى سیب از تربت امام حسین‏«ع‏»مى‏کردند و مى‏خواندند:(بوى سیب).ز تربت‏شهدا بوى سیب مى‏آیدز طوس،بوى رضاى غریب مى‏آیدآنچه به تربت‏سید الشهدا قداست و کرامت بخشیده،همان خون حسین‏«ع‏»و شهادت‏ثار الله است که الهام‏بخش حریت و رادمردى و فداکارى در راه خداست.به تعبیر امام‏خمینى‏«قدس سره‏»:«همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت،مزار عاشقان و عارفان ودلسوختگان و دار الشفاى آزادگان خواهد بود.»[28] به همین جهات،هم‏«شفاخواهى‏»ازتربت‏سید الشهدا«ع‏»وهم‏«شفایابى‏»در آستانه و حرم حسینى جزء فرهنگ شیعه و مستندبه روایات است.شهادت،خاک را بوییدنى کردشهادت،سنگ را بوسیدنى کردعلامه امینى‏«ره‏»مى‏نویسد:«آیا بهتر آن نیست که سجده‏گاه،از خاکى قرار داده شود که‏در آن، چشمه‏هاى خونى جوشیده است که رنگ خدایى داشته است؟تربتى آمیخته باخون کسى که خداوند،او را پاک قرار داده و محبت او را اجر رسالت محمدى‏«ص‏»قرارداده است؟خاکى که با خون سرور جوانان بهشت و ودیعه محبوب پیامبر و خدا عجین‏گشته است؟…»[29]چه رازى در«تربت کربلا»نهفته است؟تربت کربلا،خاکى آمیخته با«خون خدا»ست‏و شگفت نیست که خون،به خاک،اعتبار بخشد و شهادت،در زمین و در و دیوار،آبرو وقداست بیافریند و خاک کربلا،مهر نماز عارفان گردد و در سجاده،عطر شهادت از تربت‏حسین‏«ع‏»به مشام عاشقان برسد و شفابخش دردها شود.درس گرفتن از تربت و فرات،تنها در مکتب زیارت میسر است و سخن خاک را با دل،تنها گوش حسینیان کربلایى‏مى‏شنود.«…در آنجا تربتى است،گویا معدن مغناطیس،که افراد عاشق را که قابل‏جذب‏اند،مانند ذرات کوچک آهن،به سوى خود جذب مى‏کند.آنجا مضجع مقدس‏سرباز فداکارى است که رؤساى جمهور و پادشاهان،قبل از آنکه رسم سرباز گمنام ونهادن دسته‏گل معمول گردد،عصاره گل،بهترین عطر را آوردند و بوسیدند و بوییدند وپاشیدند و آرزوى این کردند که کاش در برابرش جنگیده و اسلام را یارى مى‏کردند وکشته مى‏شدند.[۳۰]شهید مطهرى مى‏نویسد:«…تو که خدا را عبادت مى‏کنى، سر بر روى هر خاکى‏بگذارى نمازت درست است،ولى اگر سر بر روى آن خاکى بگذارى که تماس کوچکى،قرابت کوچکى،همسایگى کوچکى با شهید دارد و بوى شهید مى‏دهد،اجر و ثواب توصد برابر مى‏شود.»[31] در کربلا،خاندان معینى بودند که متصدى تهیه مهر و تسبیح از تربت‏سید الشهدا بودند و همه ساله مبلغ هنگفتى به والى بغداد مى‏پرداختند تا همچنان از این‏امتیاز برخوردار باشند.[۳۲]
پی نوشت :
۱- بحار الانوار،ج ۴۴،ص ۲۸۲٫۲- همان،ص ۲۸۸٫۳- مستدرک سفینه البحار،نمازى شاهرودى،ج ۷،ص ۲۳۵٫۴- مکارم الاخلاق،طبرسى،ص ۴۶۲،بحار الانوار،ج ۷۴،ص ۷۹٫۵- بحار الانوار،ج ۹۰،ص ۳۴۴٫۶- مطالعه کتاب سودمند حماسه حسینى(۳ جلد)از شهید مطهرى در این زمینه‏ها توصیه مى‏شود.همچنین مواردمتعددى از نقلهاى دروغ و حوادث بى‏اساس را که در زبان مرثیه‏خوانان و در شعر و نثر مرثیه در باره حوادث‏کربلاست،در کتاب‏«لؤلؤ و مرجان‏»و در فصل لزوم پرهیز از دروغ و رعایت صدق در سخن،تالیف‏«محدث نورى‏»مى‏توان خواند.همچنین کتاب‏«ستودگان و ستایشگران‏»که مجموعه‏اى از ارشادهاى آیت ‏الله خامنه‏اى در باره بایدها ونبایدها در امر مداحان و مرثیه‏خوانان است،خواندنى است، نشر«حوزه هنرى‏».نیز،ر.ک:«التنزیه لاعمال الشیعه‏»،سید محسن امین،(خلاصه‏اى از آن در«اعیان الشیعه‏»،ج ۱۰،ص ۳۷۳ به بعد آمده است)،«اکسیر السعاده فى اسرارالشهاده‏»،سید عبد الحسین لارى،«الایات البینات فى قمع البدع و الضلالات‏»،کاشف الغطاء،مقاله‏«امام خمینى،احیاءو اصلاح شعائر حسینى‏»،سید جواد ورعى،(ویژه‏نامه روزنامه جمهورى اسلامى با نام‏«عاشورا و امام خمینى‏»،خرداد۷۴).۷- تاریخ الشیعه،مظفرى.ص ۸۹،بحار الانوار،ج ۴۵،ص ۳۹۸٫۸- بحار الانوار،ج ۴۵،ص ۴۰۴٫۹- همان،ص ۴۱۰،تتمه المنتهى،ص ۲۴۱٫۱۰- بحار الانوار،ج ۴۵،ص ۳۹۴٫۱۱- تتمه المنتهى،ص ۲۴۰۱۲- اعیان الشیعه،ج ۱،ص ۶۲۸،تراث کربلا،ص ۳۴(با اختلاف در عبارات).۱۳- تتمه المنتهى،ص ۲۴۱٫۱۴- مجموعه آثار،شریعتى،ج ۷(شیعه)ص ۲۰٫۱۵- براى آشنایى با فتنه‏ها و تهاجمات وهابیها به اعتاب مقدسه،از جمله ر.ک:«کشف الارتیاب‏»، سید محسن امین،«اعیان الشیعه‏»،ج ۱،ص ۶۲۸،«تراث کربلا»،سلمان هادى الطعمه،ص ۲۶۲، «موسوعه العتبات المقدسه‏»،کربلا،جزء ۱،ص ۲۰۱،«فرقه وهابى‏»،محمد حسین قزوینى،«تاریخ کربلا»عبد الجواد کلیددار،ص ۲۳۴٫۱۶- روزنامه‏هاى ۳۱ اردیبهشت ۱۳۷۰٫۱۷- قضایاى درگیریها در نجف و کربلا و حمله رژیم بعث به حرمهاى مطهر،در اخبار و گزارشهاى مطبوعات‏اردیبهشت ۱۳۷۰ درج شده است.از جمله ر.ک:«مرورى اجمالى بر تاریخ سیاسى کربلا»انتشارات سازمان تبلیغات‏اسلامى.نیز:«سیماى کربلا»،محمد صحتى.۱۸- براى توضیح بیشتر ر.ک:«دائره المعارف تشیع‏»،ج ۴،ص ۲۵٫۱۹- سفینه البحار،ج ۱،ص ۱۲۲ و ۴۶۳٫۲۰- همان،ج ۲،ص ۱۰۳٫۲۱- همان.۲۲- من لا یحضره الفقیه،ج ۲،ص ۵۹۹(چاپ جامعه مدرسین)،المزار،شیخ مفید،ص ۱۴۳٫۲۳- مناقب،ج ۴،ص ۸۲٫۲۴- منتخب التواریخ،ص ۲۹۸٫۲۵- بحار الانوار،ج ۸۲،ص ۱۵۳ و ۳۳۴٫۲۶- همان،ص ۱۵۸ حدیث ۲۵٫۲۷- وسائل الشیعه،ج ۱۰،ص ۴۱۰،روایات تربت را از جمله در وسائل الشیعه،ج ۱۰،ص ۴۰۸ تا ۴۲۰ و ج ۳،ص ۶۰۷،المزار،شیخ مفید،ص ۱۴۳ و نیز بحار الانوار،ج ۹۸،ص ۱۱۸ ملاحظه فرمایید.۲۸- سفینه البحار،ج ۱،ص ۱۲۴٫۲۹- صحیفه نور،ج ۲۰،ص ۲۳۹٫۳۰- سیرتنا و سنتنا،علامه امینى،ص ۱۶۶٫در بحث تربت امام و الهامهاى قرآن از جمله ر.ک: مجله پیام انقلاب،شماره‏هاى ۱۴۷ و ۱۴۸(سال ۱۳۶۴).۳۱- اولین دانشگاه و آخرین پیامبر،شهید پاک‏نژاد،ج ۲،ص ۴۳٫۳۲- شهید(ضمیمه قیام و انقلاب مهدى)،ص ۱۲۷٫در زمینه تربت‏حسینى،از جمله ر.ک: «الارض و التربه الحسینیه‏»،شیخ محمد حسین کاشف الغطاء.۵۱- موسوعه العتبات المقدسه،ج ۸،ص ۲۸۹٫منبع:فرهنگ عاشورا
 

برچسب ها: shia
نوشته قبلی

فرهنگ عاشورا(۱)

نوشته‌ی بعدی

فرهنگ عاشورا(۴)

مرتبط نوشته ها

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)
نهضت حسینی

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

سیره ائمه (ع) در زنده نگاه داشتن عاشورا
نهضت حسینی

سیره ائمه (ع) در زنده نگاه داشتن عاشورا

پیامدهاى نهضت عاشورا
نهضت حسینی

پیامدهاى نهضت عاشورا

عزای حسین (ع)؛ خروش مقاومت
نهضت حسینی

بایدها و نباید ها در عزاداری امام حسین (ع)

ایرانیان حاضر در کربلا
نهضت حسینی

پیکار با منکر، پیام عاشورا

عاشورا در مکتب عقل و اخلاق
نهضت حسینی

عاشورا در مکتب عقل و اخلاق

نوشته‌ی بعدی

فرهنگ عاشورا(۴)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

بیشتر بودن جمعیت اهل سنت از شیعه

بیشتر بودن جمعیت اهل سنت از شیعه

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

امام حسین (ع) از دیدگاه اندیشمندان جهان

امام حسین (ع) از دیدگاه اندیشمندان جهان

جهاد در فقه شیعه

سیلی دوبارۀ واقعیت بر گونۀ سرخ واشنگتن

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا