15 ژوئن 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

پدر حضرت مهدی علیه السلام از نگاه اهل سنّت

0
SHARES
10
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

یکی از موارد اختلاف بین شیعه و سنّی در موضوع مهدویّت، اختلاف در پدر حضرت مهدی(علیه السلام) است. شیعه با ارائه ادله فراوان ثابت کرده که پدر حضرت مهدی(علیه السلام)، امام حسن عسکری(علیه السلام) است، در حالی که اغلب اهل سنّت، با بیان برخی روایات در این زمینه، بر این باورند که نام پدر حضرت مهدی(علیه السلام) عبدالله، هم نام پدر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) است.دانشمندان شیعه، اگر چه با حفظ امانت کامل، برخی از این احادیث را ـ هر چند که صحیح نمی دانسته اند ـ بدون کم و کاست از کتاب های اهل سنّت نقل کرده اند؛ اما هرگز تردید در این موضوع به خود راه نداده اند.بعضی از احادیثی که اهل سنّت با استناد به آنها، چنین دیدگاهی را انتخاب کرده اند؛ بدین قرار است:الف. ابن ابی شیبه، طبرانی و حاکم، از عاصم بن ابی النجود، از زِرّ بن حُبَیش از عبدالله بن مسعود روایت کرده اند که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «لا تذهب الدنیا حتی یبعث الله رجلا یواطئ اسمه اسمی، و اسم ابیه اسم ابی»؛۱ «دنیا از میان نمی رود، مگر اینکه خداوند مردی را بر می‌انگیزاند که نام او هم نام من و نام پدرش نام پدر من است».ب. ابو عمرو دانی و خطیب بغدادی، از عاصم بن ابی النجود از زرّ بن حبیش، از عبدالله بن مسعود نقل کرده اند که پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «لاتقوم الساعه حتی یملک الناس رجل من اهل بیتی، یواطئ اسمه اسمی و اسم ابیه اسم ابی»2؛ «قیامت بر پا نمی شود؛ مگر آنکه مردی از خاندان من بر همه مردم پادشاهی کند، نام او هم نام من و نام پدرش نام پدر من است».ج. نعیم بن حماد، خطیب و ابن حجر، همگی از عاصم، از زرّ بن حبیش از ابن مسعود روایت کرده اند که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «المهدی یواطئ اسمه اسمی و اسم ابیه اسم ابی»؛۳ «مهدی نامش هم نام من و نام پدرش نام پدر من است».د. نعیم بن حماد به سند خودش از ابو الطفیل آورده است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «المهدی اسمه اسمی و اسم ابیه اسم ابی»؛۴ «مهدی نامش نام من و نام پدرش، نام پدر من است».هیچ یک از این احادیث، نمی تواند حجّت و دلیلی محکم، بر ادعای کسانی باشد که نام پدر مهدی(علیه السلام) را «عبدالله» دانسته اند. سند حدیث چهارم به اتفاق همه محدثان ضعیف است؛ زیرا یکی از راویان آن رشدین بن سعد است؛ یعنی همان «رِشدین بن ابی رِشدین» است که همه بزرگان اهل سنّت در علم رجال بر ضعف او اتفاق دارند.۵ بدین ترتیب و بدون شک در چنین امر مهمّی، نمی توان سخن این گونه افراد را پذیرفت.سه حدیث نخستین، نیز نمی توانند حجّت و دلیل باشند؛ چون عبارت «نام پدرش نام پدر من است» را بزرگان و حافظان حدیث نقل نکرده اند و تنها جمله «نام او، نام من است» را همگان، بدون اضافه ای دیگر آورده اند.برخی از پژوهشگران اهل سنّت ـ که روایت کنندگان از عاصم بن ابی النجود را مورد بررسی قرار داده اند ـ به این مطلب تصریح کرده و گفته اند: این اضافه در اصل حدیث نیست.از طرف دیگر، هر سه حدیث، فقط به ابن مسعود، ختم می‌شود و حال آنکه در مسند احمد در چند مورد، همین حدیث از ابن مسعود نقل شده که با جمله «نام او، نام من است»، پایان یافته است.۶تِرمذی می گوید: حدیث از علی(علیه السلام) ، ابو سعید خدری، ام سلمه و ابوهریره، فقط با لفظ «نام او، نام من است» روایت شده است. آن گاه ـ بعد از نقل حدیث ابن مسعود با این لفظ ـ می افزاید: «در این باب، از علی، ابوسعید، ام سلمه و ابوهریره روایت شده و این حدیث نیکو و صحیح است».7طبرانی در المعجم الکبیر آن را از ابن مسعود، از چند طریق فقط با لفظ «نام او نام من است» در حدیث‌های ۱۰۲۱۴ به بعد، نقل کرده است.حاکم نیز در مستدرک، حدیث را از ابن مسعود فقط با جمله «نام او نام من است»، نقل کرده و گفته است: «این حدیث با شرط شیخین صحیح است و آنان آن را نقل نکرده اند».8بغوی در مصابیح السنه حدیث را ـ بدون اضافه ـ نقل کرده و گوید: حدیث نیکو است.۹ مقدسی شافعی تصریح می‌کند: این افزوده را بزرگان حدیث روایت نکرده اند. پس از نقل حدیث ـ بدون آن اضافه ـ می‌نویسد: «گروهی از بزرگان حدیث، در کتاب‌های خود به همین گونه آورده اند؛ مانند: ابو عیسی ترمذی در جامع، ابی داود در سنن و حافظ ابو بکر بیهقی و شیخ ابوعمر دانی».10سپس حدیث‌های دیگری در تأیید درستی نقل خود از بزرگانی چند ـ مانند طبری، احمد بن حنبل، ترمذی، ابو داود، حافظ ابو داود و بیهقی ـ به نقل از عبدالله بن مسعود، عبدالله بن عمر و حذیفه می آورد.۱۱همان گونه که اشاره شد، تِرمذی این حدیث را از حضرت علی(علیه السلام) ، ابوسعید خدری، ام سلمه و ابوهریره فقط با جمله «نام او، نام من است»، روایت کرده است. بنابراین اگر جمله «و نام پدرش، نام پدر من است» در متن اصلی روایت ابن مسعود می‌بود، قابل تصور نیست که همه این شخصیت‌های یاد شده، به اتفاق آن را حذف کرده باشند؛ هر چند آنان از عاصم بن ابی النجود هم روایت کرده باشند!اما اینکه چگونه این افزوده به روایت‌ها راه یافته، احتمالاتی قابل طرح است:۱٫ از سوی پیروان و یاران حسنی‌ها به منظور اثبات مهدویّت محمد بن عبد الله بن حسن مثنی، اضافه شده است.۲٫ از سوی طرفداران بنی عباس، جهت تأیید مهدویّت محمد بن عبدالله (ابو جعفر) منصور عباسی، به حدیث ابن مسعود افزوده شده است. این احتمال ، زمانی به واقعیت نزدیک می‌شود که بدانیم محمد بن عبد الله بن حسن مثنی، لکنت زبان داشته و لذا پیروانش دروغ دیگری به وایت ابوهریره افزوده و روایت را چنین نقل کرده اند: «به درستی که مهدی نامش محمد بن عبدالله است و در زبانش کُندی وجود دارد».12بر این اساس هر سه حدیث نخستین، با نقل حافظان حدیث از عاصم مخالفت دارد. از این رو حافظ ابو نعیم اصفهانی (م۴۳۰ هـ) در مناقب المهدی این حدیث را با ۳۳ سلسله راویان مختلف تا عاصم، نقل کرده است. در این نقل‌ها حتی یکی از آنها عبارت «ونام پدرش نام پدر من است» را ندارد و با عبارت «نام او نام من است» پایان یافته است.گنجی شافعی (م ۶۳۸ هـ ) متن اصفهانی را نقل و اضافه می‌کند: «این حدیث را غیر از عاصم، دیگرانی هم مانند عمرو بن حره، از زرّ نقل کرده اند و همگی با «نام او نام من است»، آن را به پایان برده اند؛ جز روایتی که عبارت «و نام پدرش نام پدر من است» را دارد.کوتاه سخن اینکه چنین اضافه‌ای پذیرفتنی نیست؛ به خصوص که: احمدبن حنبل «با دقتی که در ضبط حدیث دارد»، این حدیث را چند بار در مسندش با جمله «و نامش نام من است»، نقل کرده است».13از بحث های گذشته روشن می شود که تبار امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به امام حسین(علیه السلام) می-رسد و دیگر احادیثی که خلاف این را می‌رسانند، ضعیف و بی اعتبار بوده هیچ قرینه‌ای بر صحّت آنها در دست نیست. با توجه به نتیجه بحث‌های گذشته نیز به دست می‌آید: نقل متواتر نزد مسلمانان نیز، همین نتیجه را تأیید می‌کند.۱۴
پی نوشت ها:

۱٫ ابن ابی شیبه، المصنف، ج۱۵، ص۱۹۸، ح ۱۹۴۹۳؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱۰، ص۱۶۳، ح۱۰۲۱۳ و ص۱۶۶، ح۱۰۲۲۲؛ مستدرک حاکم، ج۴، ص۴۴۲؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۳، ص۲۶۱٫۲٫ سنن ابو عمرو دانی ، ص۹۴و۹۵؛ تاریخ بغداد، ج۱، ص۳۷۰٫۳٫ تاریخ بغداد، ص۳۹۱؛ نعیم بن حماد، الفتن، ج۱، ص۳۶۷، ح۱۰۷۶ و ۱۰۷۷؛ کنز العمال، ج۱۴، ص۲۶۸، ح۳۸۶۷۸ به نقل از ابن عساکر.۴٫ نعیم بن حماد، الفتن، ج۱، ص۳۶۸، ح۱۰۸۰٫۵٫ ر. ک: تهذیب الکمال، ج۹، ص۱۹۱ ؛ تهذیب التهذیب، ج۳، ص۲۴۰٫۶٫ احمد بن حنبل، مسند، ج۱، ص۳۷۶ و ۳۷۷ و۴۳۰ و ۴۴۸ .۷٫ سنن ترمذی، ج۴، ص۵۰۵، ح۲۲۳۰٫۸٫ مستدرک حاکم، ج۴، ص۴۴۲٫۹٫ مصابیح السنه، ص۴۹۲، ح۴۲۱۰٫۱۰٫ عقد الدرر، ص۵۱، باب ۲٫۱۱٫ همان، ص۵۱ ـ ۵۶، باب ۲٫۱۲٫ ر. ک: مقاتل الطالبین، ص۱۶۳ و ۱۶۴٫۱۳٫ گنجی شافعی، البیان فی اخبار صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، ص۴۸۲٫۱۴٫ سید ثامر هاشم العمیدی ، مهدی منتظر در اندیشه اسلامی، صص۹۲ ـ ۱۰۷ (با تصرف).
منبع: درسنامه مهدویت۱-ص۱۶۰ تا ص۱۶۳
 

برچسب ها: shia
نوشته قبلی

چگونگی ولادت حضرت مهدی علیه السلام

نوشته‌ی بعدی

سیاست حسینی

مرتبط نوشته ها

احیای دین در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

احیای دین در عصر ظهور

بعثت در كلام خاندان رسالت
پیامبر اکرم (ص)

بعثت در كلام خاندان رسالت

فلسفه و علل مهدویت در اسلام
انقلاب مهدوی

فلسفه و علل مهدویت در اسلام

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

نوشته‌ی بعدی

سیاست حسینی

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

امام هادی (ع) پیشوای جهاد فکری و فرهنگی

امام هادی (ع) پیشوای جهاد فکری و فرهنگی

احیای دین در عصر ظهور

احیای دین در عصر ظهور

ایران از فروپاشی آتش‌بس هراسی ندارد.

ایران از فروپاشی آتش‌بس هراسی ندارد.

مروری بر واقعه تاریخى مباهله

مروری بر واقعه تاریخى مباهله

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا