فدک، دهی است در حجاز که میان آن و مدینه دو روز راه بود ( نزدیک به ۱۶۰ کیلومتر ) و در آن مزارع و چشمه ی آبی قرار داشت.در آن منطقه، دژی نیزوجود داشته است که به آن « شمروخ » می گفتند. (۱) امروز نام این منطقه « حائط » است که از بزرگ ترین روستاهای نزدیک به خیبر می باشد و در آن نخل های فراوانی به چشم می خورد. (۲)« ابن منظور » و « حموی » در توصیف فدک می نویسند:فیها عین و نخل. (۳)در آن چشمه و درختان نخل وجود داشت.و فیها عین فواره و نخیل کثیره. (۴)در زمین های آن، چشمه ی جوشان و نخل های زیادی بود.انتقال فدک به اموال رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، یهودیان ساکن در فدک و مناطق اطراف ان که از شکست پایگاه اصلی خویش در خیبر آگاه شدند، از در صلح وارد گشتند و به این صورت، تمامی قریه فدک، تحت عنوان « فی ء » به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) تعلق گرفت.از آن جایی که این مطلب در تاریخ اسلام قطعی است، تنها به نقل یک مدرک کوتاه بسنده می کنیم:فکانت فدک لرسول صلی الله علیه [ و آله ] و سلم خالصه له لانه لم یوجف علیها بخیل و لا رکاب. (۵)پس فدک به طور کامل برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود ؛ چرا که اسب و استری بر آن تاخته نشده بود.بخشش فدک به صدیقه طاهره (سلام الله علیها) از مدارک سنیعن ابی سعید الخدری: لما نزلت ( و آت ذا القربی حقه ) (۶) اعطی رسول الله صلی الله علیه [ و آله] و سلم فاطمه فدکا. (۷)از ابوسعید خدری: هنگامی که آیه ی « و به خویشاوندت حق وی را ببخش » نازل شد، رسول خدا فدک را به فاطمه (سلام الله علیها) بخشید.لما نزلت هذه الایه ( و آت القربی حقه ) دعا النبی صلی الله علیه [ و آله ] و سلم فاطمه و اعطاها فدکا. (۸)وقتی آیه ی « 26: اسراء » نازل شد، نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فاطمه (سلام الله علیها) را خواست و فدک را به او عطا کرد.لما نزلت علی رسول الله صلی الله علیه [ و آله ] و سلم « و آت ذا القربی حقه » دعا فاطمه فاعطاها فدکا و العوالی و قال هذا قسم قسمه الله لک و لعقبک. (۹)زمانی که بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آیه ی « و به ذی القربا [ ی خود ] حقش را اعطا کن » نازل شد، آن حضرت، فاطمه (سلام الله علیها) را خواستند و فدک و عوالی را به ایشان عطا فرموده و گفتند: این قسمتی است که خداوند برای تو و [ نسل ] پس از تو قرار داده است.لما نزلت « و آت ذا القربی حقه » دعا رسول الله صلی الله علیه [ و آله ] و سلم فاطمه فاعطاها فدکا. (۱۰)پس از نزول آیه ی« 26 / اسراء » رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فاطمه (سلام الله علیها) را طلبیدند و فدک را به ایشان بخشیدند.« حاکم حسکانی » در شان نزول آیه ی ۳۸ سوره روم « فات ذا القربی حقه » مطلبی مشابه را نقل می کند:عن ابن عباس قال: لما انزل الله « فات ذا القربی حقه » دعا رسول الله صلی الله علیه [ و آله ] و سلم فاطمه و اعطاها فدکا و ذلک لصله القرابه. (۱۱) انتقال فدک به اموال رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهدای آن به صدیقه طاهره (سلام الله علیها)ابن عباس می گوید: وقتی آیه ی « پس به خویشاوندت حق وی را ادا کن » نازل گردید، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فاطمه (سلام الله علیها) را خواست و فدک را به او عطا کرد و این به جهت صله ی رحم [ نزدیکی و خویشاوندی حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و عمل به آیه مذکور ] بود.« خوارزمی » نیز به بخشش فدک اشاره دارد:لما نزلت آیه « و آت ذاالقربی حقه » دعا رسول الله صلی الله علیه [ و آله ] و سلم فاطمه فاعطاها فدکا. (۱۲)چون آیه ی « 26 / اسراء » نازل گردید، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فاطمه (سلام الله علیها) را خواست و فدک را به وی بخشید.« سیوطی » در تفسیر خویش از دو صحابی « ابوسعید خدری » و « عبدالله بن عباس»، بخشش فدک را متذکر می شود:عن ابی سعید الخدری قال: لما نزلت هذه الایه « و آت ذالقربی حقه » دعا رسول الله صلی الله علیه و [ آله ] و سلم فاطمه فاعطاها فدکا.ابوسعید خدری می گوید: وقتی آیه ی « 26 / اسراء » نازل شد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فاطمه (سلام الله علیها) را خواست و فدک را به او داد .عن ابن عباس قال: لما نزلت « و آت ذالقربی حقه » اقطع رسول الله صلی الله علیه و [ آله ] و سلم فاطمه فدکا. (۱۳)عبدالله بن عباس می گوید: وقتی آیه « 26 / اسراء » نازل شد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فدک را به فاطمه اعطا نمود.« سیوطی » از « مسند بزاز »، « مسند ابی یعلی »، « ابن ابی حاتم » (14) و « ابن مردویه » نقل می کند:پس از نزول آیه ی « و آت ذا القربی حقه » پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فدک را به صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بخشید. (۱۵)عن ابی سعید الخدری قال: لما نزلت « و آت ذا القربی حقه » قال النبی صلی الله علیه [ و آله ] و سلم یا فاطمه لک فدک. (۱۶)از ابوسعید خدری: زمانی که آیه ی « و به خویشاوندت حق وی را اعطا کن » نازل شد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ای فاطمه ! فدک برای توست.« آلوسی » در تفسیر خود مشابه روایت مندرج در کتاب « در المنثور » را می آورد:لما نزل جبرئیل الی رسول الله صلی الله علیه [ و آله ] و سلم بقوله تعالی « و آت ذا القربی حقه » قال رسول الله من ذوالقربی ؟ و ما حقه ؟ قال: هو فاطمه فاعطها فدکا. (۱۷)زمانی که جبرئیل آیه ی « و به ذی القربای خود حقش را اعطا کن » را نازل کرد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: [ ای جبرئیل ] منظور از ذی القربا و خویشاوند من، کیست ؟ و حق او چیست ؟ [ جبرئیل ] پاسخ داد: او فاطمه است، پس فدک را [ به عنوان حق وی ] به او عطا کن.« ذهبی » در کتاب خویش مشابه روایت « خوارزمی » در کتاب « مقتل الحسین » را ذکر کرده است. (۱۸)شواهد دیگر بر اعطای فدک به صدیقه طاهره (سلام الله علیها) از مدارک سنی در کنار شأن نزول های فراوانی که آیات « و آت ذاالقربی حقه » و « فات ذالقربی حقه » را مورد بررسی قرار می دهند، شواهد و اسناد دیگری در تاریخ وجود دارد که حکایت از تملک قدک توسط صدیقه طاهره (سلام الله علیها) دارند.هر گاه تاریخ نویسی به واقعه ی خیبر می پردازد و یا به ماجرای سقیفه اشاره می کند ؛ یا ادیبی در قالب شعر، وصف فضائل خاندان عصمت (علیه السلام) را می گوید و یا پژوهشگری جغرافیای کشورهای مسلمان را بررسی می کند و از « خیبر » و « فدک » سخن می راند ؛ به گونه ای این مطلب را یادآور می شود .برای مثال به چند نمونه اشاره می شود:
شاهد اول: امیرمومنان (علیه السلام)امیرمومنان (علیه السلام) به صراحت، سخن از این می رانند که فدک دراختیار اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است:بلی کانت فی ایدینا فدک من کل ما اظلته السماء. (۱۹)آری، از هر آنچه که آسمان بر آن سایه افکنده بود (۲۰)، فدک در دستان ما بود.
شاهد دوم: یاقوت حموی« یاقوت بن عبدالله حموی » نیز چون به واژه ی « فدک » می رسد، در مقام توضیح چنین می نویسد:فهی مما لم یوجف علیه بخیل و لا رکاب، فکانت خالصه لرسول الله صلی الله علیه [ و آله ] و سلم… و هی التی قالت فاطمه: ان رسول الله نحلنیها، فقال ابوبکر ارید لذلک شهودا، و لها قصه. (۲۱)« فدک » از چیزهایی است که بدون تاخت و تاز به دست آمده است، پس ملک خاص رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود.آن همان چیزی است که فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آن را به من بخشیده و ابوبکر [ از او ] برای آن، شاهد خواست و آن را داستانی است.
شاهد سوم: بلاذری و حکایت مامون عباسی« بلاذری » نیز در کتاب خود، سندی از دوران خلافت « مامون عباسی » ثبت می کند:و لما کانت سنه عشر و مئتین امر امیرالمومنین المامون عبدالله بن هارون الرشید، فدفعها الی ولد فاطمه و کتب بذلک الی قثم بن جعفر عامله فی المدینه:اما بعد، فان امیرالمومنین بمکانه من دین الله و خلافه رسول الله و القرابه اولی… و قد کان رسول الله اعطی فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه[و آله] و سلم فدک و تصدق (۲۲)بها علیها و کان ذلک امرا ظاهرا معروفا لا اختلاف فیه بین آل الرسول، فرای امیرالمومنین ان یردها الی ورثتها و یسلمها الیهم تقربا الی الله تعالی. (۲۳)در سال ۲۱۰ هجری، خلیفه ی وقت مامون عباسی ( عبدالله، فرزند هارون الرشید ) امر کرد تا فدک را به فرزندان فاطمه [ س] پس دهند و طی حکمی به فرماندار خویش در مدینه « قثم بن جعفر » چنین نوشت: « پس از حمد و ثنای الهی ، امیرمومنان [ مامون!] به سبب جایگاهش نسبت به دین خدا و خلافت پیامبر خدا و خویشان آن حضرت، [ برای این که رسم و سنت نیکویی را پایه ریزی کند ]، لایق تر است…رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فدک را به دختر خویش عطا کرده بوده و این مطلب، امری روشن و مشهور است و خاندان آن حضرت در این مورد اختلافی ندارند.پس نظر امیرمومنان [ مامون عباسی ] بر این است که آن را به وارثان [ آن حضرت (علیه السلام) ] برگرداند و به آنان تسلیم کند ؛ به جهت تقرب و نزدیکی به خداوند متعال ».
شاهد چهارم: دعبل خزاعیسپس « دعبل خزاعی » که در همان مجلس حضور داشته است، بر می خیزد و در حضور مامون چنین می سراید:اصبح وجه الزمان قد ضحکابرد مامون هاشما فدکا (۲۴)چهره ی روزگار خندان شد چرا که مامون ( خلیفه ی وقت عباسی ) فدک را به بنی هاشم ( صاحبان اصلی آن ) برگرداند.آخرین شاهد و بهترین گواه: صدیقه طاهره (سلام الله علیها)در منابع دیگر نیز صدیقه طاهره (سلام الله علیها) خود درباره ی در اختیار داشتن فدک سخن می رانند:قالت فاطمه لابی بکر: ان رسول الله جعل لی فدک فاعطنی ایاها. شهد لها علی بن ابی طالب. (۲۵)فاطمه (سلام الله علیها) به ابوبکر گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فدک را برای من قرار داده، پس آن را به من بازگردان.علی بن ابی طالب (علیه السلام) نیز بر صحت این مطلب گواهی داد.عن مالک بن جعونه عن ابیه قال: قالت فاطمه لابی بکر ان رسول الله جعل لی فدک فاعطنی ایاها. (۲۶)مالک بن جعونه از پدرش نقل می کند که : فاطمه (سلام الله علیها) به ابوبکر ( که فدک را مصادره کرده بود ) گفت که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فدک را برای من قرار داده است، پس آن را به من بازگردان.و فیها [ فدک ] عین فواره و نخیل کثیره و هی التی قالت فاطمه ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نحلنیها. (۲۷)و در فدک چشمه ی جوشان و نخل های فراوانی بود و آن همان جا بود که فاطمه (سلام الله علیها) گفت که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آن را به من بخشیده است.جالب است که علیرغم فراوانی شواهد و مدارک موجود در منابع اهل سنت، نویسنده ی مقاله ی مندرج در مجله ی « ندای اسلام » مدعی شده است:« در کتاب های معتبر اهل سنت حدیث صحیحی روایت نشده است که ثابت کند رسول الله فدک را به حضرت فاطمه هدیه کرد ». (28)بدین ترتیب خاطر نشان می گردد که « نویسنده مقاله ی مندرج در فصلنامه ی ندای اسلام » یا احادیث ارائه شده را صحیح نمی داند و یا منابع ذیل را فاقد اعتبار و ارزش علمی می انگارد:۱ ـ الجرح و التعدیل (: رازی )۲ ـ حیاه الصحابه (: کاند هلوی )۳ ـ در المنثور (: سیوطی )۴ ـ روح المعانی (: آلوسی )۵ ـ شرح نهج البلاغه (: ابن ابی الحدید )۶ ـ شواهد التنزیل (: حاکم حسکانی )۷ ـ عمده الاخبار (: العباسی )۸ ـ فتوح البلدان (: بلاذری )ز العمال (: متقی هندی )۱۰ ـ مسند (: ابی یعلی )۱۱ـ المطالب العالیه (: ابن حجر )۱۲ ـ معجم البلدان (: حموی )۱۳ ـ المغانم المطابه (: فیروز آبادی )۱۴ـ مقتل الحسین (: خوارزمی )۱۵ ـ میزان العتدال (: ذهبی )۱۶ ـ وفاء الوفاء (: سمهودی )۱۷ ـ ینابیع الموده (: قندوزی )
پی نوشت ها :
۱ ـ معجم البلدان، ج۴، ص ۲۳۸ ؛ مراصد الاطلاع، ج۳، ص ۱۰۲۰ ؛ لسان العرب (: ابن منظور ) ج۱۰، ص ۴۳۷۲ ـ معجم معالم الحجاز (: دولت عربستان ): ( الحائظ )، ج۲، ص ۲۰۵ ـ ۲۰۶ و ( فدک ) ج۷، ص ۲۳۳ ـ لسان العرب، ج۱، ص ۴۳۷۴ ـ معجم البلدان، ج۴، ص ۲۳۸۵ ـ سیره ابن هشام، ج۳، ص ۳۶۸ ؛ تاریخ المدینه المنوره، ج۱،ص ۱۹۴ ؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۶ ، ص ۲۱۰به همین مضمون: تاریخ ابن کثیر، ج۴، ص ۲۰۳ ؛ سیره ابن کثیر، ج۳، ص ۳۸۴ ـ ۳۸۵ ؛ مغازی واقدی، ج۲، ص ۷۰۶ ـ ۷۰۷ ؛ دلائل النبوه، ج۴، ص ۲۲۶ ؛ تاریخ الاسلام (: ذهبی )، ج۲، ص ۴۲۱ ـ ۴۲۲ ؛ الاموال (: قاسم بن سلام )، ص ۹ ؛ الاموال (: ابوعبید )، ص ۱۶ ؛ الاموال (: حمید ابن زنجویه ) ، ج۱، ص ۹۳ ـ ۹۴ ؛ فتوح البلدان، ج۱ ، ص ۳۶ ؛ الخراج، ص ۵۰ ـ ۵۱۶ ـ اسراء، ۲۶ ؛ این آیه، مدنی است. از مدارک سنی: تفسیر جلالین (: سیوطی ـ محلی )، ص ۳۶۴۷ ـ شواهد التنزیل (: حاکم حسکانی )، ج۱، ص ۴۳۸ ؛ ذیل آیه ۲۶ سوره اسراء ، حیاه الصاحبه (: کاندهلوی )، ج۲، ص ۵۱۹ ؛ الجرح و التعدیل (: رازی )، ج۱، ص ۲۵۷ ؛ ینابیع الموده (: قندوزی )، ص ۱۱۹۸ ـ ینابیع الموده، ص ۴۳۹۹ ـ ینابیع الموده، ص ۴۴۱۱۰ ـ شواهد التنزیل، ج۱، ص ۴۴۲۱۱ ـ شواهد التنزیل، ج۱، ص ۵۷۰۱۲ ـ مقتل الحسین (: خوارزمی )، ج۱، ص ۷۰۱۳ ـ در المنثور (: سیوطی )، ج۲، ص ۱۵۸ و ج۵، ص ۲۷۳ ـ ۲۷۴۱۴ ـ « ابن ابی حاتم » این حدیث را در تفسیرش روایت می کند ؛ کتابی که « ابن تیمیه » آن را خالی از هر حدیث جعلی می داند. ( منهاج السنه، ج۷، ص ۱۳ )۱۵ ـ ر. ک: مسند ابی یعلی، ج۲، ص ۵۳۴، حدیث ۴۳۶ ؛ المطالب العالیه (: ابن حجر عسقلانی )، ج ۳، ص ۳۶۷۱۶ ـ کنز المعال (: متقی هندی )، ج۲، ص ۱۵۸ و ج ۳، ص ۷۶۷ ؛ « متقی هندی » اشاره می کند که « حاکم نیشابوری » در تاریخ خود و « ابن نجار » در کتابش، این حدیث را نقل کرده اند.در منتخب کنز العمال هم این روایت ذکر شده است ؛ ر. ک: منتخب کنز المعال ( چاپ در حاشیه مسند احمد بن حنیل )، ج۱، ص ۲۲۸۱۷ ـ تفسیر روح المعانی (: آلوسی )، ج۵، ص ۵۸۱۸ ـ میزان الاعتدال (: ذهبی )، ج۲، ص ۲۲۸ ( چاپ السعاده )۱۹- نهج البلاغه صبحی صالح، نامه ۴۵، ص ۴۱۷ ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص ۲۰۸ ـ ۲۰۹۲۰ ـ ظاهر اشاره به مقطع زمانی مصادره فدک دارد ؛ زیرا در آن زمان همه دارایی های با ارزش اهل بیت (علیه السلام) ( به ویژه میراث ) غصب شده بود و ایشان در محاضره اقتصادی شدیدی قرار داشتند. بر طبق برخی شواهد تاریخی، تحقق مصادره ی فدک پانزده روز پس از رحلت رسول خدا( صلی الله علیه و اله و سلم) صورت گرفته است.ر. ک: عده الاکیاس (: احمد بن محمد الشرفی الزیدی )، ج۲، ص ۱۷۶۲۱ ـ معج البلدان، ج۴، ص ۲۳۸۲۲ ـ الصدقه ما اعطی الغیر تبرعا و تصدقت بکذا، ای اعطیته۲۳ ـ فتوح البلدان، ج۲، ص ۴۶۲۴ ـ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص ۲۱۷۲۵ ـ فتوح البلدان، ج۱، ص ۳۵ ؛ المغانم المطابه، ص ۳۱۲ ؛ عمده الاخبار، ص ۳۹۴ ؛ وفاء الوفا، ج۳، ص ۹۹۹۲۶ ـ فتوح البلدان، ج۱، ص ۴۴۲۷ ـ معجم البلدان، ج۴،، ص ۲۳۸۲۸ ـ مقاله مندرج در فصلنامه ندای اسلام ، شماره ۵، بهار ۱۳۸۰، ص ۳۳
منبع:علی لباف / حقایق پنهان / انتشارات مر کز فرهنگی انتشاراتی منیر / تهران : چاپ ددوم ۱۳۸۵

















هیچ نظری وجود ندارد