مقدمه
درفرهنگ قرآنی ،علم و حکمت هدیه ای الهی است که خداوند آن را به برخی از بندگان خود عطا می نماید .(یؤتی الحکمهمن یشاء…ان الذین اوتوا العلم ..)و یکی از افتخارات ما مسلمانان این است که در نخستین آیات الهی که به پیامبر اسلام _ص)وحی شد ،سخن از خواندن و قلم و علم و تعلیم بود (علق ،۱تا۵)و پیامبر ما «مدینهالعلم »و شهر دانش بود واز همان آغاز بنیاد تعلیم و تعلم در این مکتب و آئین پی ریزی و پی گیری شد ؛درحالی که جهان در عصر ظهور اسلام در نادانی ،توحش ،انحطاط ،پستی و فساد غوطه ور بود. اهمیت و جایگاه علم ودانش در اسلام تا به حدی است که ارزش و ثواب اعمال و عبادات بندگان به میزان علم ودانش آنها بستگی دارد و فراگیری دانش حتی از یک اسیرجنگی یا معلم مشرک و کافی ویا با سفر به دورترین نقاط جهان مانند چین سفارش شده است. «اسلام ،اساس خداشناسی و سعادت و نجات را برعقل و خرد می نهد و روی سخنش درهمه جا با اولواالالباب و اولوا الابصار و اندیشمندان و دانشمندان است.در منابع اسلامی آن قدر دراین زمینه روایت وارد شده که از حساب بیرون است. در حدیثی از امام علی (ع)آمده است :جبرئیل برآدم نازل شد و گفت من مأمورم که تورا میان یکی از سه موهبت مخیر کنم تا یکی را برگزینی و بقیه را رها کنی.آدم گفت آنها چیستند؟جبرئیل گفت :عقل وحیا ودین.آدم گفت من عقل را برگزیدم .جبرئیل به حیا و دین گفت او را رها کنید ودنبال کارخود بروید .آنها گفتند :ما مأموریم همه جا با عقل باشیم و از آن جدا نشویم .جبرئیل گفت حال که چنین است به مأموریت خود عمل کنید،سپس به آسمان صعود کرد ». (مکارم شیرازی ،۱۳۷۳،ج۲۴،ص۲۳۰)خداوند درقرآن کریم خطاب به پیامبرش نیز می فرماید :«وقل رب زدنی علما »(طه ،۱۱۴)در حدیثی از پیامبر (ص)آمده :«علم و دانش سر همه خوبی ها و جهل و نادانی سر همه بدی هاست ».(محمدی ری شهری ،۱۳۸۵،ج۸،ص۳۹۳۳)همچنین آن حضرت «خواب توأم با علم بهتر از نماز با نادانی است ».(محمدی ری شهری ،۱۳۸۵،ج۸،ص ۳۹۴۳) «ازنظر اسلام ،علم هیچ حد ومرزی نمی شناسد ،افزون طلبی و افراط در بسیاری از امورمذموم است ولی در علم ممدوح است.علم مرز مکانی ندارد و تا چین و ثریا نیز باید در طلبش دوید.مرز زمانی نیز ندارد و ازگهواره تا گور ادامه دارد.از نظر معلم ،همه مرز نمی شناسدچرا که حکمت ،گمشده مؤمن است و نزد هرکس بیابد آن را می گیرد .به این ترتیب یک مسلمان راستین هرگز تحصیل علمش پایان نمی پذیرد .وهمواره دانشجو و طالب علم است ،حتی اگر برترین استاد شود.در حدیثی از پیامبراکرم (ص)می خوانیم :«داناترین مردم کسی است که دانش مردم را بر دانش خود بیافزاید ،گرانبهاترین مردم کسی است که از همه داناتر باشد و کم بهاترین مردم کسی است که دانشش از همه کمتر باشد واین است ارزش علم از دیدگاه اسلام ».(مکارم شیرازی ،۱۳۷۳،ج۱۳،صص۳۱۴و۳۱۵) خداوند در قرآن کریم ،با تأکید هرچه بیشتر ،مردم را به فراگیری علم و مبارزه با جهل دعوت کرده و افراد فاقد علم را نابینا و اعمی شمرده است .درباره آثار و نتایج بی دانشی و نادانی در قرآن کریم مطالب زیادی آمده است که برخی از آنها عبارتند از :
۱٫فرزند قائل شدن برای خدا
و جعلوا لله شرکاءالجن و خلقهم و خرقوا له بنین و بنات بغیرعلم سبحنه و تعلی عما یصفون ».(انعام ۱۰۰)
۲٫دشنام دادن به خدا
«و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیرعلم کذلک زینا لکل امه عملهم ثم الی ربهم فینبئهم بما کانوا یعملون ».(انعام ۱۰۸)
۳٫دروغ بستن به خدا
«فمن اظلم ممن افتری علی الله کذبا لیضل الناس بغیرعلم إن الله لایهدی القوم الظالمین ».(انعام ،۱۴۴)
۴٫مجادله درباره خدا و پیروی از شیطان
«و من الناس من یجادل فی الله بغیرعلم ویتبع کل شیطان مرید»(حج،۳)
۵٫پرستش غیرخدا
«ویعبدون من دون الله ما لم ینزل به سلطاناًو ما لیس لهم به علم و ما للظالمین من نصیر»(حج ،۷۱)
۶٫پیروی از هوای نفس
«بل اتبع الذین ظلموا اهواءهم بغیرعلم فمن یهدی من اضل الله وما لهم من ناصرین»(روم ،۲۹)
۷٫گمراه ساختن مردم
«و إن کثیراًلیضلون بأهوائِهم بغیرعلم إن ربک هو اعلم بالمعتدین»(انعام ،۱۱۹)
۸٫فرزند کشی و حرام کردن حلال خدا
«قد خسرالذین قتلوا او لدهم سفها بغیرعلم و حرموا ما رزقهم الله افتراءعلی الله قد ضلوا و ما کانوا مهتدین»(انعام ،۱۴۰)
۹٫قبول سخنان بیهوده و تمسخرقرآن
«و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله بغیرعلم و یتخذها هزوا اولئک لهم عذاب مهین »(لقمان ،۶)
۱۰٫دچارشدن به پلیدی
«و یجعل الرجس علی الذین لا یعقلون »(یونس۱۰۰)
۱۱٫تنزل یافتن به مقام حیوانیت
«إن شرالدوآب عندالله الصم البکم الذین لا یعقلون »(انفال ،۲۲)
۱۲٫اهل جهنم شدن
«و قالوا لو کنا نسمع أو نعقل ما کنا فی أصحب السعیر»(ملک،۱۰) «دراین آیات (ملک ۸تا ۱۰)،ضمن بیان سرنوشت وحشتناک دوزخیان ،انگشت روی علت اصلی بدبختی آنها گذاشته می فرماید :از سویی خداوند گوش شنوا و عقل و هوش واز سوی دیگر پیامبرانش را با دلایل روشن فرستاده ،اگر این دو باهم ضمیمه شوند سعادت انسان تأمین است ولی هنگامی که انسان گوش دارد اما با آن نمی شنود و چشم دارد و نمی بیند و عقل دارد و نمی اندیشد،اگرتمام پیامبران الهی و کتب آسمانی به سراغ او آیند ،اثری ندارد .در روایتی آمده است که جمعی درمحضر پیامبر (ص)مدح وستایش از مسلمانی کردند.رسول خدا (ص)درعبادت وانواع کارهای خیر سخن می گوییم ،شما ازعقلش سوال می فرمایید ؟فرمود :مصیبتی که از ناحیه حماقت احمق حاصل می شود بدتر است از فجور فاجران و گناه بدکاران ،خداوند فردای قیامت مقام بندگان را به مقدارعقل و خرد آنان بالا می برد و براین اساس به قرب خداوند نایل می گردند »(مکارم شیرازی ۱۳۷۳،ج۲۴،ص۲۳۸) دراسلام ،عالم و دانشمند حقیقی جایگاه بسیاروالا و عظیمی دارد.مقام آنان در پیشگاه خداوند درمرتبه بعد از انبیاست و در قیامت همچون انبیا مقام شفاعت دارند.مرکب آنان برخون شهید برتری دارد.آنان وارثان پیامبرانند ونگریستن به چهره آنها عبادت است .امام باقر(ع)فرموده اند «عالمی که ازعلمش بهره گیرد ،برتر از هفتاد هزارعابد است »(محمد ری شهری ،۱۳۸۵،ج۸،ص۴۹۴۳) البته باید توجه داشت که هرعالم و دانشمندی در اسلام و پیشگاه خداوند ،این ارزش و اعتبار را ندارد.عالمی در اسلام و نرد خداوند عزیز و ارجمند است که مؤمن ،متقی ،متعهد و اهل عمل باشد و علم و دانش خود را در راه خدمت و هدایت خلق خدا قرار دهد ؛و گرنه در روایات معصومین و بسیاری از آیات قرآن کریم مطالبی درنکوهش برخی علما و صفات نکوهیده آنها آمده است که به چند مورد اشاره می کنیم:
فساد مالی
«إن کثیراًمن الاحبار و الرهبان لیأکلون اموال الناس بالباطل و یصدون عن سبیل الله »؛(توبه ۳۴)بسیاری از دانشمندان یهود و راهبان ،اموال مردم را به ناروا می خورند،و [آنان را ]از راه خدا باز می دارند . عده ای ازعلما با سوءاستفاده از موقعیت های به دست آمده ،دچارفساد مالی می شوند و اموال مردم را به ناروا می خورند و به خاطردستیابی به مال و منال دنیوی مردم را از راه حق باز می دارند و یا باکردارناشایست خود مردم را نسبت به دین بی رغبت می کنند .اینان نه تنها در پیشگاه خداوند ارج و قربی ندارند بلکه عذاب سخت و دردناکی درانتظارشان خواهد بود.
ترک امر به معروف ونهی از منکر
چرا الهیون و دانشمندان آنان را از گفتار گناه [آلود]و حرام خوارگی شان باز نمی دارند؟ «لولا ینهاهم الربنیون و الأخبارعن قولهم لاإثم واکلهم السحت »؛(مائده ۶۳) برخی ازعلما در وظیفه مهم امربه معروف ونهی از منکر کوتاهی می کنند وبا سکوت وبی تفاوتی خود زمینه ترویج فساد و گناه را فراهم می نمایند.اینان نیزعالم واقعی هستند. «حضرت علی (ع)دراواخر خطبه فاطمه می فرمایند :«خداوند اقوام پیشین را مورد ملامت قرار نداد مگربه خاطر ترک امر به معروف ونهی از منکر .خداوند عوام را به خاطرارتکاب معاصی و دانشمندان را به خاطر ترک ونهی از منکر لعنت کرد ».امام حسین (ع)در ذیل این آیه فرمود «دلیل سکوت علما و رهاکردن امر به معروف ونهی از منکر یا طمع به منافع ستمگران ویا ترس از آنان ».(قرائتی ۱۳۸۳،ج۳،ص۱۲۰)
بازداشتن از توحید و سوق دادن به شرک و انسان پرستی
«اتخذوها أحبارهم و رهبانهم أرباباًمن دون الله »؛(توبه ۳۱)اینان دانشمندان و راهبان خود را به جای خدا با الوهیت گرفتند. برخی علما به خاطرحب وجاه ومقام ،مردم را از توحید و خداپرستی به شرک و انسان پرستی سوق می دهند. «امام صادق (ع)فرمود :اهل کتاب برای علمای خود نماز و روزه انجام نمی دادند بلکه علمای آنان حرام هایی را حلال و حلال هایی را حرام کرده و مردم از آنها پیروی می کردند ».(قرائتی ،۱۳۸۳،ج۵،ص۲۸)
پنهان کردن و کتمان حقایق
درسه آیه قرآن کریم درباره علمای یهود و نصاری آمده است که آنها به انگیزه های مادی و دنیوی حقایق تورات وانجیل را برای مردم بیان نمی کردند و خداوند آنها را لعنت کرده و به آنها وعده عذاب داده است. «إن الذین یکتمون ما انزلنا من البینت والهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللعنون »(بقره ۱۵۹)کسانی که نشانه هایی روشن ،و رهنمودی را که فرو فرستاده ایم ،بعد از آنکه آن را برای مردم در کتاب توضیح داده ایم ،نهفته می دارند ،آنان را خدا لعنت کنندگان لعنتشان می کنند. «إن الذین یکتمون ما انزل الله من الکتب و یشترون به ثمناً قلیلاًاولئک ما یاکلون فی بطونهم إلا النار و لا یکلمهم الله یوم القیمه و لا یزکیهم و لهم عذاب الیم «؛(بقره ۱۷۴» کسانی که آنچه را خداوند از کتاب نازل کرده ،پنهان می دارند و بدان بهای ناچیزی به دست می آورند ،آنان جز آتش در شکم های خویش فرو نبرند و خدا روز قیامت با ایشان سخن نخواهد گفت و پاکشان نخواهد کرد و عذابی دردناک خواهند داشت. «وإذ أخذ الله میثاق الذین اوتوا الکتاب لتبیننه للناس و لا تکتمونه فنبذوه وراءَ ظهورهم و اشتروا به ثمناً قلیلاً فبئس ما یشترون »؛(آل عمران ،۱۸۷)و [یاد کن ] هنگامی را که خداوند از کسانی که به آنان کتاب داده شده ،پیمان گرفت که حتماً باید آن را [به وضوح ]برای مردم بیان نمایید و کتمانش مکنید .پس ،آن [عهد ]را پشت سر خود انداختند و در برابر آن ،بهایی ناچیز به دست آوردند و چه بد معامله ای کردند. «دانشمندان یهود و نصاری تا قبل از آمدن پیامبراسلام ،به مردم وعده آمدن آن حضرت را می دادند و نشانه هایی راکه در تورات و انجیل آمده بود برای مردم می گفتند ،ولی همین که پیامبراسلام مبعوث شد و آنها اقرار به رسالت آن حضرت را مساوی با از دست دادن مقام ،مال و… خود دیدند ،حقیقت را کتمان نمودند تا چند روز بیشتر در مسند خود بمانند و تحفه و هدایایی بخورند .ولی این بهای اندکی است که در برابرگناه بزرگ خود دریافت می نمایند ».(قرائتی ،۱۳۸۳،ج۱،ص۲۲۶) «به گفته صاحب تفسیر اطیب البیان ،بیش از شصت مورد بشارت اسلام و پیامبر اسلام درعهدین آمده است ،ولی دانشمندان اهل کتاب ،همه را رها کرده اند ».
تعبیرات قرآن کریم از علما و دانشمندان
در قرآن کریم ،تعبیرات و اصطلاحات گوناگونی برای علما و دانشمندان ذکر شده که عبارت از :«علما ،عالمون و عالمین ،الذین یعلمون ،الذین اوتوا العلم ،الراسخون فی العلم ،اولوا العلم ،اولوا الالباب و اولی الالباب ،اولی النهی ،اولی الابصار ،من عنده الکتاب من عبده من الکتاب ،قوم یعملون قوم یعقلون ،قوم یتفکرون ،ربانیون (علمای مسیحی )،احبار(علمای یهود )و رهبان » البته اگرچه تمامی اصطلاحات و تعبیرات فوق بیانگرمفهوم عالم و دانشمند است ،در جزئیات معانی آنها تفاوت هایی وجود دارد مثلا درتفسیر نمونه آمده است: «درآیات فوق (نحل ،۱۰تا ۱۳)بعد از بیان سه بخش از نعمت های الهی ،مردم را دعوت به اندیشه کرده ،منتها در یک مورد می گوید :دراین ها نشانه هایی است برای قومی که تفکرمی کنند .درمورد دیگری می گوید برای قومی که تعقل دارند و در مورد سوم برای قومی که متذکر می شوند .این اختلاف تعبیرمسلماًجنبه تفنن در عبارت ندارد ،بلکه آنچه از روش قرآن می دانیم هر کدام اشاره به نکته ای داشته و شاید نکته این تفاوت آن باشد که در مورد الوان نعمت هایی موجود در زمین ،آنقدر مسأله روشن است که تنها تذکر و یادآوری کافی است ،ولی درمورد زراعت و زیتون و نخل و انگور وبه طورکلی میوه ها کمی بیشتر اندیشه لازم است تا به خواص غذایی و درمانی آنها آشنا شویم ،به همین جهت تعبیر به تفکر می کند .اما در مورد تسخیر خورشید و ماه و ستارگان واسرار شب و روز ،بازهم اندیشه بیشتری لازم است ،لذا تعبیربه تعقل که گویا سطح بالاتری از اندیشه است فرموده ».(مکارم شیرازی،۱۳۷۳،ج۱۱،ص۱۷۷) قبل از ورود به محبت اصلی ،تذکراین نکته ضروری است که علم و جهل در فرهنگ قرآن معنایی گسترده تر از باسواد و بی سواد دارد و مقصود از عالم و دانشمند در قرآن کریم صرفاً افراد درس خوانده و باسواد نیست ،بلکه عالم کسی است که به مرتبه بالایی از فهم و بینش و بصیرت و آگاهی به ویژه درحوزه خودشناسی و خداشناسی و عبادات و اعتقادات رسیده و اندیشه وعمل او براساس حق و حقیقت باش؛حتی اگرسواد خواندن و نوشتن نداشته باشد و برعکس ممکن است افراد باسوادی باشند که درحوزه های مختلف علوم ،حتی علوم دینی مدارج عالی را طی کرده و دانشمند شده باشند ولی فهم و بصیرت کافی در دین و خداشناسی ندارند و نفس برآنها غلبه دارد و فکروعملشان بر باطل است ،بنابراین نمی توانند مصداق عالم ،بیش از آنکه صاحب دانش ،یعنی محفوظات و آموخته ها باشد ،صاحب خود یعنی عقل و دانایی و بینش و بصیرت است.
نشانه ها و ویژگی های عالمان حقیقی در قرآن کریم
دراین باره علاوه بر قرآن کریم ،در روایات نیز مطالب فراوانی آمده است .امام علی (ع)فرموده اند :«عالم را سه نشانه است :دانش و بردباری و خاموشی».(محمدی ری شهری ،۱۳۸۵،ج۸،ص۳۹۸۷)لقمان در اندرز به فرزندش فرمود :«عالم را سه نشانه است :شناخت خدا و شناخت آنچه او دوست دارد و آنچه دوست ندارد ».(محمدی ری شهری ،۱۳۸۵،ج۸،ص۳۹۸۷) درویژگی های عالم از امام علی (ع)روایت شده است که :«عالم کسی است که قدر ومنزلت خود را بشناسد و آدمی را همین نادانی بس که منزلتش را نشناسد ».(محمدی ری شهری ،۱۳۸۵،ج۸،ص۳۹۸۷)نیز:«عالم کسی است که از دانش سیرنشود و وانمود از سیر شدن از آن نیزنکند ».(محمدی ری شهری ،۱۳۸۵،ج۸،ص۳۹۸۷) در قرآن کریم نیز ویژگی ها و نشانه های بسیاری برای عالمان و دانشمندان ذکر شده است که به برخی ازآنها اشاره می کنیم:
۱٫اهل توحید و هم ردیف فرشتگانند :
«شهد الله أنه لا إله الا هو و الملائکه واولو العلم قائما بالقسط لا إله إلا هو العزیز الحکیم »؛(آل عمران ،۱۸)خدا که همواره به عدل ،قیام دارد ،گواهی می دهد که جز او هیچ معبودی نیست و فرشتگان [نیز گواهی می دهند که :]جزاو ،که توانا و حکیم است ،هیچ معبودی نیست. «دراین آیه ،دانشمندان واقعی هم ردیف فرشتگان قرار گرفته اند و این خود امتیاز دانشمندان را بر دیگران اعلام می کند .همچنین از این آیه استفاده می شود که امتیازدانشمندان از این نظر است که در پرتو علم خود به حقایق اطلاع یافته اند و به یگانگی خدا که بزرگترین حقیقت است معترفند ».(مکارم شیرازی ،۱۳۷۳،ج۲،ص۴۶۸) ازامام باقر (ع)روایت شده که مراد از اولوا العلم در این آیه ،انبیا و اوصیا هستند و برخی مفسران نیز آن را به ائمه اطهار تفسیرکرده اند که مظهر اتم و اکمل اولو العلم هستند .قرائتی ،۱۳۸۳،ج۲،ص۳۱؛مکارم شیرازی ،۱۳۷۳،ج۲ص۴۶۸)
۲٫آیات و نشانه های الهی را در جهان هستی می بینند و درس خداشناسی می گیرند
خداوند درپایان بسیاری از آیات قرآن کریم ،پس از برشمردن آیات و نشانه های الهی درآفاق و انفس ،می فرماید :در این امور نشانه هایی برای عالمان ،خردمندان ،متفکران یا گروهی که می اندیشند وجود دارد. « إن فی ذلک لایت لقوم یتفکرون »(روم ،۲۱) «إن الله فی ذلک لایت للعلمین »(روم ،۲۲)؛«لایت لقوم یعقلون »(بقره ۱۶۴)؛ «و النهارلایت لاولی الالباب »(آل عمران ،۱۹۰)؛«إن فی ذلک لایت لاولی النهی ».(طه ،۵۴) «إن فی خلق السموات و الارض و اختلف الیل و النهار و الفلک التی تجری فی البحر بما ینفع الناس و ما انزل الله من السماء من مإ فأحیا به الارض بعد موتها و بث فیها من کل دابه و تصریف الریاح و السحاب المسخربین السماء والارض لایت لقوم یعقلون »؛(بقره ،۱۶۴) راستی که درآفرینش آسمان ها و زمین ودر پی یکدیگر آمدن شب وروز،و کشتی هایی که در دریا روانند با آنچه به مردم سود می رساند ،و [همچنین ]آبی که خدا از آسمان فرو فرستاده و با آن ،زمین را پس از مردنش زنده گردانیده و درآن هرگونه جنبنده ای پراکنده کرده ،و [نیز در]گردانیدن بادها و ابری که میان آسمان و زمین آرمیده است ،برای گروهی که می اندیشند ،واقعاً نشانه هایی [گویا] وجود دارد . »و من ءَایته خلق السموات والارض و اختلف ألسنتکم و آلوانکم إن فی ذلک لایت للعالمین »؛(روم ،۲۲)واز نشانه های [قدرت ]او آفرینش آسمان ها و زمین و اختلاف زبان های شما و رنگ های شماست .قطعاً دراین امر [امر نیز ]برای دانشوران نشانه هایی است. درتفسیرنمونه در توضیح و تفسیر اینگونه آیات آمده است :«در هرحال روی سخن قرآن همه جا با اندیشمندان و متفکران و صاحبان مغز وعقل است و با توجه با اینکه قرآن از محیطی برخاسته که در آنجا جز جهل حکومت نمی کرد ،عظمت این تعبیر آشکارتر می شود و هم پاسخی است دندان شکن به آنها که به خاطر بعضی از مذاهب خرافی ،خط قرمز روی همه مذاهب راستین کشیده اند و می گویند مذهب ،وسیله تخدیر و ازکارانداختن اندیشه هاست و ایمان به خدا مولود جهل آدمی است.اینگونه آیات قرآن که تقریباً درهمه سوره ها گسترده است ،به وضوح می گوید مذهب راستین ،زاییده اندیشه وتفکر وتعقل است و اسلام در همه جا سرو کار با متفکران و اندیشمندان و اولوا الباب دارد نه با جاهلان و خرافاتیان یا روشنفکرنمایان بی منطق » (مکارم شیرازی،۱۳۷۳ ،ج۱۱،ص۱۷۸)
۳-به قرآن وکتاب های آسمانی پیشین ایمان واعتقاد دارند ،نماز به پا می دارند،زکات می دهند وبه خدا وروز جزا ایمان دارند .
«لکن الراسخون فی العلم منهم و المومنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک والقیمین الصلوه و الموتون الزکوه و المومنون بالله والیوم الاخر اولئک سنوتیهم اجرا عظیما »(نساء ،۱۶۲) لیکن راسخان آنان در دانش مومنان،به ناچار برتو نازل شده است وبه آنچه پیش از تو نازل گردیده ایمان دارند و خوشا بر نماز گزاران و زکات دهندگان و ایمان آورندگان به خدا وروز باز پسین که به زودی به آنان پاداشی بزرگ خواهیم داد .
۴-اهل عبادت و ذکر ودعا ومناجاتند ،در خلقت آسمان و زمین تفکر می کنند ،از رسوایی درپیشگاه حق وحشت دارند ،ایمان آورندگان به رسولان الهی و منادیان ایمان هستند ودعایشان مستجاب است .
«ان فی خلق السوات والارض واختلف اللیل و النهار لایات لاولی الالبب * الذین یذکرون الله قیاما وعلی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار * ربنا انک من تدخل النار فقد اخزیته وما للظلمین من انصار*ربنا اننا سمعنا منادیا ینادی للایمن ان امنوا بربکم فامنا ربنا فغفرلنا ذنوبنا وکفرعنا سیئاتنا وتوفنا مع الابرار *ربناواتنا ما وعدتنا علی رسلک ولا تخزنا یوم القیمه انک لا تخلف المیعاد*فاستجاب لهم ربهم انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی بعضکم من بعض »؛(آل عمران ۱۹۰تا ۱۹۵) مسلما درآفرینش آسمان وزمین ودر پی یکدیگرآمدن شب وروز ،برای خردمندان نشانه هایی قانع کننده است همانا که خدا را در همه احوال ایستاده ونشسته وبه پهلو آرمیده یاد می کنند ودر آفرینش آسمان وزمین می اندیشند [که:]پروردگارا هر که تو را در آتش آوردی یقیناً رسوایش کردی وبرای ستمکاران یاورانی نیست .پروردگارا ما شنیدیم که دعوتگری به ایمان فرا می خواند که:«به پروردگار خود ایمان آورید »پس ایمان آوردیم . پروردگارا گناهانمان را بیامرز وبدی های ما را بزدای وما را در زمره نیکان بمیران . پروردگارا آنچه را به وسیله فرستادگانت به ما وعده دادی به ما عطا کن وما را روز رستاخیز رسوا مگردان ،زیرا تو وعده ات را خلاف نمی کنی پس پروردگارشان دعای آنان را اجابت کرد [وفرمود که ] من عمل هیچ صاحب عملی از شما را از مرد یا زن که همه از یکدیگرند ،تباه نمی کنم .
۵-دربرابر آیات الهی به خاک می افتند و گریه می کنند وتلاوت آیات قرآن بر خشوع آنان می افزاید .
«قل آمنوا به او لا تومنوا ان الذین اوتو العلم من قبله اذا یتلی علیهم یحزون للاذقان سجدا *ویقولون سبحان ربنا ان کان وعد ربنا لمفعولا *وتحزون للاذقان یبکون ویزیدهم خشوعا *»؛(اسراء۱۰۷تا۱۰۹) بگو :[چه]به آن ایمان بیاورید یا نیاورید ،بی گمان کسانی پیش از [نزول ]آن دانش یافته اند ،چون این کتاب برآنان خوانده شود سجده کنان به روی در می افتند و می گویند :منزه است پروردگار ما که وعده پروردگار ما که وعده پروردگار ما قطعاً انجام شدنی است و بر روی زمین در می افتد و می گریند و بر فروتنی آنها می افزاید . دراین آیات منظور از «الذین اوتوا العلم من قبله »جمعی از دانشمندان یهود و نصاراست که پس از شنیدن آیات قرآن و مشاهده نشانه هایی که در تورات و انجیل خوانده بودند ،ایمان آوردند و در صف مؤمنان راستین قرار گرفنتد و جزءدانشمندان اسلام شدند .(مکارم شیرازی ۱۳۷۳،ج۱۲،ص۳۱۹) این آیات بیانگر رابطه عمیق علم و ایمان است .عالمان بیداردل نه تنها به آیات الهی ایمان می آورند بلکه آنچنان عشق به الله در وجودشان شعله می کشد که بی اختیار در برابر آن به سجده می افتند و سیلاب اشک بر رخسارشان جاری می شود و هر زمان خشوع و خضوعاشان بیشتر می گردد .تنها فرومایگان جاهل هستند که در برخورد با حقایق ،گاه با بی اعتنایی و گاهی با سخریه و استهزاء از کنار آن می گذرند .قرآن تأکید می کند که علم و ایمان همه جا با هم هستند ،ایمان عمیق و پابرجا ،جز در سایه علم ممکن نیست و علم نیز در مراحل عالی تر و بالاتر ،از ایمان کمک می گیرد.(مکارم شیرازی ،۱۳۷۳،ج۱۲،ص۳۲۳)
۶٫تنها عالمان به مقام خشیت الهی می رسند.
«و من الناس و الدواب و الأنعم مختلف الونه, کذلک إنما یخشی الله من عباده العلموا إن الله عزیز غفور»؛(فاطر،۲۸) و از مردمان و جانوران و دام ها که رنگ هایشان همان گونه مختلف است [پدید آوردیم ]. از بندگان خدا تنها دانایند که از او می ترسند ،آری ،خدا ارجمند آمرزنده است. خداوند پس از بیان یک سری نشانه های توحیدی ،ازآنجا که بهره گیری از این آیات بزرگ آفرینش ،بیش از همه برای بندگان خردمند و دانشمند است ،در ادامه آیه می فرماید :تنها بندگان عالم و دانشمندند که از خدا می ترسند .آری از میان تمام بندگان ،دانشمندان هستند که یه مقام عالی خشیت ،یعنی ترس از مسئولیت توأم با درک عظمت مقام پروردگار ،نائل می گردند .این خشیت مولود سیر درآیات آفاقی و انفسی وآگاهی از علم و قدرت پروردگار و هدف آفرینش است .ازاین جمله ضمناًاین نتیجه به خوبی گرفته می شود که عالمان واقعی آنها هستند که در برابر وظایف خود احساس مسئولیت شدید دارند و به تعبیر دیگر اهل علم اند نه سخن .همین حقیقت در حدیثی از امام زین العابدین (ع)آمده است که فرمودند :علم وعمل دو دوست صمیمی اند ،کسانی که خدا را بشناسند ،از او می ترسند و همین ترس او را وادار به عمل و اطاعت فرمان خدا می کند .کوتاه سخن اینکه عالمان در منطق قرآنی کسانی نیستند که مغزشان صندوقچه آراءو افکار این و آن و انباشته از قوانین و فرمول های علمی جهان و زبانشان گویای این مسائل و محل زندگیشان مدارس و دانشگاه ها و کتابخانه هاست ،بلکه علما آن گروه از صاحب نظران و دانشمندان هستند که نورعلم و دانش تمام وجودشان را به نور خدا و ایمان و تقوا روشن ساخته و نسبت به وظایفشان سخت احساس مسئولیت می کنند و از همه پای بند ترند .(مکارم شیرازی ،۱۳۷۳،ج۱۸،صص۲۴۸و۲۴۹) این آیه روشن می سازد که خشیت به معنی حقیقی کلمه ،تنها درعلما یافت می شود و مراد از علما ،علمای بالله است یعنی کسانی که خدای سبحان را به اسماءو صفات و افعالش می شناسد .مراد از خشیت در چنین زمینه ای ،همان خشیت حقیقی است که دنبالش خشوع باطنی و خضوع در ظاهر پیدا می شود .(موسوی همدانی ،۱۳۶۳،ج۱۷،ص۵۹)
۷٫ توجه آنها در زندگی به خدا و کارهای خدا پسندیده و اجر و پاداش اخروی است و زرق و برق های دلشان را خیره نمی کند و دچار حسرت نمی سازد.
«و قال الذین اوتوا العلم ویلکم ثواب الله خیر لمن ءَامن و عمل صالحاً ولا یلقها الا الصبرون »؛(قصص،۸۰) و کسانی که دانش [واقعی ]یافته بودند ،[خطاب به کسانی که حسرت ثروت قارون را می خورند ]گفتند :وای بر شما !برای کسی که گرویده و کار شایسته کرده پاداش خدا بهتراست و جز شکیبایان آن را نیابند . تعبیر «الذین اوتوا العلم »دراین آیه ،پاسخ کوبنده است به قارون که خود را عالم می دانست .«قال انما أوتیته علی علم عندی »؛(قصص ،۷۸)قرآن می گوید :عالم اینها هستند که افق فکرشان این چنین بلند است نه تو خیره سر و مغرور .به این ترتیب باز می بینیم که ریشه همه برکات و خیرات به علم و دانش حقیقی باز می گردد.(مکارم شیرازی ،۱۳۷۳،ج۱۶،ص۱۶۶)
۸٫قدرت تشخیص حق از باطل را دارند و به حقانیت قرآن و هدایتگری آن آگاهی و ایمان دارند و علمشان مایه خضوع قلبی آنان می شود.
«و لیعلم الذین اوتوا العلم انه الحق من ربک فیؤمنوا به فتحت له قلوبهم و إن الله نهاد الذین ءَامنوا الی صراط مستقیم »؛(حج ،۵۴)و تا آنان که دانش یافته اند بدانند که این [قرآن] حق است [و ]از جانب پروردگار توست بدان ایمان آورند و دل هایشان برای او خاضع گردد و به راستی خداوند کسانی را که ایمان آورده اند ،به سوی راهی راست راهبر است. «و یری الذین اوتوا العلم الذی انزل إلیک من ربک هو الحق و یهدی الی صراط العزیز الحمید »؛(سبأ،۶)و کسانی که از دانش بهره یافته اند ،می دانند که آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده ،حق است و به راه آن عزیز ستوده [صفات ]راهبری می کند.
۹٫خداوند ،حقایق آیات قرآن را برای آنها شرح می دهد و آشکار می سازد ؛زیرا چهره حقیقت را می بیند و آمادگی پذیرش حق را دارند.
«ضرب لکم مثلاًفیه من انفسکم هل لکم من ما ملکت ایمنکم من شرکاءفی ما رزقنکم فأنتم فیه سواء تخافونهم کخیفتکم أنفسکم کذلک نفصل الایات لقوم یعقلون »؛(روم ۲۸)[خداوند ] برای شما از خودتان مَثَلی زده است :آیا در آنچه به شما روزی داده ایم شریکانی از بردگانتان دارید که در آن [مال به هم ]مساوی باشید و همان گونه که شما از یکدیگر بیم دارید از آنها بیم داشته باشید ؟اینگونه ،آیات خود را برای مردمی که می اندیشند ،به تفصیل بیان می کنیم . «و کذلک نصرف الایت و لیقولوا درست و لنبینه,لقوم یعلمون »؛(انعام ،۱۰۵)و اینگونه آیات [خود ]را گوناگون بیان می کنیم ،تا مبادا بگویند تو درس خوانده ای و تا اینکه آن را برای گروهی که می دانند روشن سازیم .
۱۰٫اهل تعقل و تفکرند و دقایق و ریزه کاری های مثال های قرآنی را درک می کنند.
«وتلک الامثل نضربها للناس و ما یعقلها إلا العالمون »؛)عنکبوت ،۴۳)و این مثل ها را برای مردم می زنیم و [لی ]جز دانشوران آنها را درنیابند. اینکه خداوند فرمود «ما یعقلها »دلیل بر آن است که منظور درک حقیقت و مغز آن مثل هاست و گرنه بسیاری از غیر دانایان هستند که به ظواهرآن مثل ها ایمان دارند .پس درک مثل هایی که در کلام خدا زده شده ،نسبت به فهم و شعور مردم مختلف است .بعضی از شنوندگان هستند که به جز شنیدن الفاظ آن و تصور معانی ساده اش بهره ای از آن نمی برند ،زیرا در آن تعمق نمی کنند .بعضی دیگرهستند که علاوه بر آنچه که دسته اول می شنوند و می فهمند ،در مقاصد آن تعمق هم می کنند و حقایق باریک و دقیقش را درک می نمایند .(موسوی همدانی ،۱۳۶۳،ج۱۶،ص۱۹۶)
۱۱٫آیات الهی بر دل آنها می نشیند و دلشان مخزن آیات الهی است.
«بل هو ءَایت بینت فی صدورالذین اوتوا العلم وما یجحد بایتنا إلا الظلمون »؛(عنکبوت ،۴۹)بلکه [قرآن ]آیاتی روشن در سینه های کسانی است که علم [الهی ]را یافته اند ،وجزستمگران ،منکرآیات ما نمی شوند.
۱۲٫اهل پند پذیری و عبرت اند .
«یوتی الحکمه من یشاءُو من یؤت الحکمه فقد أوتی خیراً کثیراًو ما یذکر إلا اولوا الالباب»؛(بقره ،۲۶۹)[خدا ]به هر کسی که بخواهد حکمت می بخشد و به هرکس حکمت داده شود ،به یقین ،خیری فراوان داده شده است و جزخردمندان ،کسی پند نمی گیرد. «افمن یعلم أنما أنزل إلیک من ربک الحق کمن هو اعمی إنما یتذکر اولوا الباب »؛(رعد ،۱۹)پس ،آیا کسی می داند آنچه از جانب پروردگارت به تو نازل شده ،حقیقت دارد ،مانند کسی که کوردل است ؟تنها خردمندانند که عبرت می گیرند . «ذکری لاولی البب »(ص،۴۳؛زمر،۲۱؛غافر،۵۴)،«إن فی ذلک لعبره لاولی الابصر ».(آل عمران ،۱۳؛نور ،۴۴)
۱۳٫خداوند به برخی از آنان قدرت خارق العاده ای داده که می توانند بر طبیعت و قوانین آن چیره شوند.
«قال الذی عنده ،علم من الکتب أنا ءَالکتب أناءَاتیک به قبل أن یرتد ألیک طرفک فلما رءَاه مستقراً عنده قال هذا من فضل ربی لیبلونی ءَأشکرام أکفر و من شکر فإنما یشکر لنفسه و من کفرفإن ربی غنی کریم »؛(نمل ،۴۰)کسی که نزد او دانشی از کتاب [الهی ]بود ،گفت :من آن را پیش از آنکه چشم خود را برهم زنی برایت می آورم .پس چون [سلیمان ]آن [تخت ]را نزد خود مستقردید ،گفت :«این از فضل پرودگار من است ،تا مرا بیازماید که آیا سپاسگزارم یا ناسپاسی می کنم و هرکسی سپاس گزارد ،تنها به سود خویش سپاس می گزارد و هر کس ناسپاسی کند ،بی گمان پروردگارم بی نیاز و کریم است. کسی که مقداری از علم کتاب را می دانست ،آصف بن برخیا ،وزیر حضرت سلیمان و خواهر زاده او بود ،چنانچه از امام هادی (ع)نیزنقل شده است .امام باقر (ع)نیز فرموده اند :«اسم اعظم الهی هفتاد و سه حرف است که آصف بن برخیا تنها با دانستن یک حرف چنین قدرت نمایی کرد ».(قرائتی ،۱۳۸۳،ج۸،ص۴۲۳)در اینکه منظور از علم کتاب چیست ؟گفته اند :مراد ازآن ،یا آگاهی ازکتب آسمانی یا لوح محفوظ ویا اسم اعظم است .(قرائتی ،۱۳۸۳،ج۸،ص۴۲۴)
۱۴٫درجات والایی نزد خداوند دارند.
«یا ایها الذین ءَامنوا إذا قیل لکم تفسحوا فی المجلس فافسحوا الله لکم و اذا قیل انشزوا یرفع الله الذین ءَامنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجت و الله بما تعملون خبیر »؛(مجادله ،۱۱) ای کسانی که ایمان آورده اید ،چون به شما گفته شود :«درمجالس جای بازکنید »،پس جای باز کنید تا خدا برای شما گشایش حاصل کند و چون گفته شود :«برخیزید »،پس برخیزید .تا خدا [رتبه ]کسانی از شما را که گرویده و کسانی را که دانشمندند [برحسب ]درجات ،بلند گرداند و خدا به آنچه می کنید آگاه است. آنچه مقام آدمی را نزد خدا بالا می برد دو چیز است :۱٫ایمان ۲٫علم می دانیم مقام شهید در اسلام والاترین مقام است.درعین حال در حدیثی از پیامبر (ص)می خوانیم :عالم یک درجه از شهید بالاتر است و شهید یک درجه از عابد …و برتری عالم بر سایر مردم مانند برتری من بر کوچکترین آنهاست .در حدیث دیگری از امیرالمؤمنین علی (ع)می خوانیم :کسی که مرگ او فرا رسد درحالی که در طلب علم است میان او و پیامبران یک درجه فاصله است.درحدیثی دیگر از پیامبر (ص)آمده است :برتری عالم برعابد همچون برتری ماه در شب بدر بر سایر فرشتگان است. جالب اینکه عابد عبادتی را انجام می دهد که هدف آفرینش انسان است ولی از آنجا که روح عبادت معرفت است ،عالم بر او برتری فوق العاده دارد. درحدیث دیگری از پیامبر (ص)آمده است :سه گروه در قیامت شفاعت می کنند :پیامبران ،علما و شهیدان .در حقیقت موفقیت در طریق تکامل و جلب خشنودی خدا و قرب او مرهون دو عامل است »ایمان و علم یا آگاهی و تقوی که هیچکدام بدون دیگری برای هدایت و پیروزی کافی نیست.(مکارم شیرازی ،۱۳۷۳،ج۲۳،صص۴۴۳و۴۴۴)
۱۵٫درعالم برزخ نیز از حیات آگاهانه ای برخوردارند .
«ویوم تقوم الساعهیقسم المجرمون ما لبثوا غیرساعه کذلک کانوا یؤفکون (۵۵)و قال الذین اوتوا العلم و الایمن لقد لبثتم فی کتب الله الی یوم البعث فهذا یوم البعث و لکنکم کنتم لا تعلمون »؛(روم ،۵۵و۵۶)و روزی که رستاخیز برپا شود ،مجرمان سوگند یاد می کنند که جز ساعتی [بیش ]درنگ نکرده اند ؛[دردنیا هم ]این گونه به دروغ کشانیده می شدند .و [لی]کسانی که دانش و ایمان یافته اند ،می گویند :«قطعاً شما [به موجب آنچه ]درکتاب خدا [است ] تا روز رستاخیز مانده اید و این ،روز رستاخیز است ولی شما خودتان نمی دانستید. مجرمان و گناهکاران نادان همان گونه که در دنیا از درک حقیقت عاجز بودند در قیامت نیز محرومند و سوگند یاد می کنند که فقط ساعتی درعالم برزخ توقف داشتند .اما اهل علم وایمان نه تنها در دنیا در برزخ نیز حیات آگاهانه ای دارند و حقایق را درک می کنند .در این آیه ،مقدم داشتن علم بر ایمان به خاطر آن است که علم پایه ایمان است (مکارم شیرازی ،۱۳۷۳،ج۱۶،ص۴۸۵)
۱۶٫سخن گویان قیامت هستند.
«ثم یوم القیمه یخزیهم و یقول این شرکاءِی الذین کنتم تشاقون فیهم قال الذین اوتوا العلم ان الخزی الیوم و السوءَ عای الکافرین »؛(نحل ،۲۷)سپس روز قیامت آنان را رسوا می کند و می گوید :کجایند آن شریکان من که درباره آنها [با پیامبران ]مخالفت می کردند ؟کسانی که به آنان علم داده شده است می گویند :درحقیقت ،امروز رسوایی و خواری بر کافران است. از این آیه روشن می شود که سخن گویان در قیامت ،عالمان و دانشمندان خواهند بود ،زیرا درآن محضر بزرگ باید سخنی گفت که خلافی درآن نباشد و این از کسی جز عالمان با ایمان ساخته نیست که مصداق اتم و اکمل آن امامان معصوم اند .(مکارم شیرازی ،۱۳۷۳،ج۱۱،ص۲۰۴)
۱۷٫از گواهان روز قیامتند و شهادت آنان در کنارشهادت خداوند قرار می گیرد.
«ویقول الذین کفروا لست مرسلاًقل کفی بالله شهیدابینی وبینکم و من عنده علم الکتب »؛(رعد ،۴۳)و کسانی که کافر شدند می گویند :تو فرستاده نیستی .بگو :کافی است خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است ،میان من وشما گواه باشد. در کتاب های تفسیر «من عنده علم الکتاب »به افراد زیر اطلاق شده است: ۱٫آگاهان از محتوای قرآن مجید یا کتب آسمانی ۲٫دانشمندان اهل کتاب که نشانه های پیامبر (ص)را در کتاب های آسمانی خود خوانده بودند و از روی علاقه و آگاهی به او ایمان آوردند. ۳٫علی بن ابی طالب و ائمه هدی (ع)که مصداق تام و کامل این موضوع هستند. مطابق روایات ،مراد از کسی که علم همه کتاب را دارد ،حضرت علی (ع)و اهل بیت پیامبر (ص) می باشد.(قرائتی ،۱۳۸۳،ج۶،ص۲۵۱)
نتیجه
با توجه به مباحث مطرح شده ،روشن شد که علم و دانش در فرهنگ اسلام جایگاه بسیارعظیم و رفیعی دارد و مقام دانشمند حقیقی حتی از عابد و زاهد و شهید و مجاهد فی سبیل الله نیز برتر و بالاتر است. درقرآن کریم نیز،روی سخن همه جا با دانشمندان و اندیشمندان و متفکران و صاحبان عقل و خرد و اندیشه و فکر است ؛آنهایی که دریچه قلبشان به سوی حق و حقیقت گشوده است و با تمام وجود طالب و تشنه حقیقت و یقین اند و با تفکر و سیر در آیات آفاقی و انفسی ،روح و جانشان را به سوی جان جهان ومعبود و پروردگارشان پرواز می دهند. نشانه ها و ویژگی هایی که برای این عالمان راستین در قرآن کریم ذکر شده است عبارت است از : ۱٫اهل توحید و هم ردیف فرشتگانند. ۲٫آیات و نشانه های الهی را درک می کنند و درس خدا شناسی می گیرند. ۳٫به خدا و روز جزا ایمان قلبی دارند. ۴٫خدا را از هرعیبی پاک ومنزه می دانند. ۵٫به قرآن و کتاب های آسمانی پیشین ایمان و اعتقاد دارند. ۶٫نماز به پا می دارند. ۷٫زکات می دهند. ۸٫اهل عبادت و دعا و ذکر و مناجاتند. ۹٫به لطف و رحمت حق امیدوارند. ۱۰٫خدا ترس بوده و از عذاب جهنم و رسوایی روز جزا بیمناکند. ۱۱٫در برابر عظمت آیات الهی به خاک می افتند و گریه می کنند. ۱۲٫دارای خشوع و خضوع هستند. ۱۳٫قدرت تشخیص حق از باطل را دارند. ۱۴٫عمق نگرند و حقایق را درک می کنند. ۱۵٫به حقانیت آیات قرآن اعتقاد دارند. ۱۶٫خداوند حقایق قرآن را برای آنها روشن می سازد و مخاطب خداوند هستند و خداوند آیات خود را برای آنها شرح وبسط می دهند. ۱۷٫عبرت پذیرند و جهان را صحنه عبرت ها می دانند. ۱۸٫اهل تفکرند و ریزه کاری های مثال های قرآنی را می فهمند. ۱۹٫عبرت پذیرند و جهان را صحنه عبرت ها می دانند. ۲۰٫برخی از آنان که از علم کتاب و اسماءاعظم الهی بهره مندند ،دارای قدرت خارق العاده اند و برطبیعت و قوانین آن چیره می شوند. ۲۱٫پیوسته بر درجاتشان افزوده می شود. ۲۲٫درعالم برزخ نیز از حیات آگاهانه ای برخوردارند. ۲۳٫سخن گویان قیامت و محضر خداوند هستند. ۲۴٫از گواهان قیامت اند و گواهی آنان در کنارگواهی خداوند قرار می گیرد. ۲۵٫اهل بهشت و رستگاری هستند.
کتابنامه
۱٫قرآن کریم ۲٫قرائتی ،محسن ،(۱۳۸۳)،تفسیرنور ،مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن ،ج۸،۶،۵،۳،۲،۱، ۳٫محمدی ری شهری ،محمد ،(۱۳۸۵)،میزان الحکمه ،انتشارات دارالحدیث ،ج ۸ ۴٫مکارم شیرازی ،ناصر ؛وجمعی از همکاران ،(۱۳۷۳)،تفسیر نمونه ،دارالکتب الاسلامیه ،ج ۲۴،۲۳،۱۸،۱۶،۱۳،۱۲،۱۱،۲٫ ۵٫موسوی همدانی ،محمد باقر ،(۱۳۶۳)،ترجمه تفسیرالمیزان ،ج۱۶و۱۷٫ منبع:نشریه مجموعه مقالات قرآن و علم

















هیچ نظری وجود ندارد