16 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

واکنش ادیبان نسبت به اعجاز بیانی قرآن

0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

معجزه باید به گونه‏اى انجام گیرد تا کارشناسان همان دوره به خوبى تشخیص ‏دهند که آن چه ارائه شده به درستى نشانه ماوراى جهان طبیعت و بیرون از توان ‏بشریت است و هیچ گونه ظاهر سازى و رویه کارى در کار نیست (۱) و این واقعیت‏بایدبراى همیشه محفوظ بماند.لذا انبیا کارهایى انجام دادند که از توان ماهرترین‏کارشناسان آن دوره بیرون بوده تا این که به خوبى این تشخیص صورت گیرد و براى ‏همیشه این برترى و تفوق روشن باشد. از همین رو معجزه اسلام قرآن است که با شیواترین سبک و رساترین بیان و استوارترین محتوا بر عرب آن زمان عرضه شد،در حالى که یگانه مهارت عرب آن‏دوره در زبان و بیان آنان بوده و به خوبى تشخیص دادند که این سخن نمى‏تواندساخته بشر باشد که این گونه آنان را از هم آوردى ناتوان سازد.البته این بلنداى شیوه‏قرآنى-چه از لحاظ نظم و چه از لحاظ محتوا-هم چنان پا بر جا است. ولید بن مغیره مخزومى که سخن‏ورى نیرومند و از سران بلند پایه و سرشناس‏عرب به شمار مى‏رفت درباره قرآن چنین مى‏گوید: یا عجبا لما یقول ابن ابى کبشه (۲) ،فو الله ما هو بشعر و لا بسحر و لا بهذى جنون و ان قوله لمن کلام الله…،آن چه فرزندابن ابى کبشه مى‏سراید ، به خدا سوگند!نه شعر است و نه سحر و نه گزاف گویى بى‏خردان، بى‏گمان گفته او سخن خداست…». هم او-موقعى که از کنار پیامبر مى‏گذشت و آیاتى چند از سوره مؤمن را که درنماز تلاوت مى‏فرمود شنید-گفت: و الله لقد سمعت من محمد آنفا کلاما ما هو من‏کلام الانس و لا من کلام الجن ، و الله ان له لحلاوه ، و ان علیه لطلاوه، و ان اعلاه ‏لمثمر ، و ان اسفله لمغدق. و انه یعلو و ما یعلى ، به خدا سوگند! چندى پیش ازمحمد صلى الله علیه و آله سخنى شنیدم که نه به سخن آدمیان مى‏مانست و نه به سخن پریان. به‏خدا سوگند! سخن او شیرینى ویژه‏اى و رویه زیبایى دارد. هم چون درختى برومند وسر بر افراشته ، که بلنداى آن پر ثمر و اثر بخش و پایه آن استوار است و ریشه ‏مستحکم و گسترده دارد.همانا بر دیگر سخنان برترى خواهد یافت و سخنى دیگربر آن برتر نخواهد گردید» (3) . طفیل بن عمرو دوسى که مردى شاعر پیشه و با اندیشه و از اشراف قریش‏به شمار مى‏رفت ، عازم خانه خدا گردید.کسانى از قریش به گرد او آمدند تا او را از حضور و شنیدن سخن پیامبر باز دارند،گوید: محمد صلى الله علیه و آله را در مسجد یافتم و سخن‏او را شنیدم ، خوش آیندم آمد.به دنبال او روانه شدم و با خود گفتم: واى بر تو، گوش‏فرا ده ،اگر سخن راست گوید بپذیر و اگر نادرست‏بود ناشنیده بگیر.در خانه به‏خدمت او شتافتم و عرضه داشتم:آن چه دارى بر من عرضه کن.او اسلام را بر من‏عرضه کرد و آیاتى چند از قرآن بر من تلاوت نمود،به خدا سوگند!چنین سخنى‏شیوا و جالب نشنیده بودم و مطالبى ارجمندتر از آن نیافته بودم.از این‏رو اسلام‏آوردم و شهادت به حق را از دل و جان بر زبان جارى ساختم‏».آن گاه به سوى قوم‏خود شتافت و سر گذشت‏خود را بر ایشان بازگو کرد و همگى اسلام را پذیرفتند و اویکى از داعیان بلند آوازه اسلام شناخته شد (۴) . نضر بن حارث بن کلده از سران قریش و تیزهوشان عرب شناخته مى‏شد که باپیامبر اسلام صلى الله علیه و آله دشمنى آشکار داشت.لذا شهادت مانند او درباره عظمت قرآن ونیرومندى آن در پیش رفت دعوت،قابل توجه است. و الفضل ما شهدت به‏الاعداء، بزرگى همان بس که دشمنان بر آن گواه شوند». او از در چاره اندیشى درباره پیامبر صلى الله علیه و آله با سران قریش چنین گوید:<به خداسوگند!پیش آمدى برایتان رخ داده که تا کنون چاره‏اى براى آن نیاندیشیده‏اید. محمد در میان شما جوانى بود آراسته،مورد پسند همگان،در سخن راست‏گوترین‏و در امانت دارى بزرگ وارترین شما بود.تا هنگامى که موى‏هاى سفید در دو طرف‏گونه‏اش هویدا گشت و آورد آن چه را که آورد،آن گاه گفتید:ساحر است.نه به خداسوگند! هرگز به ساحرى نمى‏ماند.گفتید:کاهن است.نه به خدا سوگند!هرگز سخن‏او به سخن کاهنان نمى‏خورد.گفتید:شاعر است:نه به خدا سوگند!هرگز سخن اوبر اوزان شعرى استوار نیست.گفتید:دیوانه است.نه به خدا سوگند!هرگز رفتار اوبه دیوانگان نمى‏ماند. پس خود دانید و درست‏بیاندیشید،که رخ داد بزرگى پیش‏آمد کرده که نباید آن را ساده گرفت‏» (5) . ابو الولید عتبه بن ربیعه،که بزرگ قریش محسوب مى‏شد،روزى با سران قریش در مسجد الحرام نشسته بود.پیامبر اسلام نیز در گوشه دیگر مسجد نشسته بود.عتبه‏رو به اشراف قریش کرده و گفت: آیا روا مى‏دارید که اکنون محمد صلى الله علیه و آله را تنها یافته بااو سخن گویم،باشد تا او را قانع سازم،او را تطمیع نموده از دعوت خویش دست‏بردارد؟»البته این موقعى بود که امثال‏«حمزه بن عبد المطلب‏»و جمعیت انبوهى به‏پیامبر اسلام گرویده بودند و روز به روز رو به افزونى بودند!همگى به او گفتند: اگرمى‏توانى با او سخن گو و به هر گونه‏اى مى‏توانى او را قانع ساز». عتبه نزد پیامبر آمده گفت: اى فرزند برادر!-عرب را چنین عادت بود که افراد هر قبیله به افراد قبیله دیگر یا ابن اخى‏»اى فرزند برادر خطاب مى‏کردند-تو داراى‏شرف خانوادگى هستى،ولى چیزى را مدعى هستى که موجب برخورد و تفرقه‏میان قوم خود گردیده است.اکنون گوش فرا ده تا مطلبى را بر تو عرضه دارم!»پیامبرفرمود: بگو،گوش فرا مى‏دهم‏».عتبه گفت: اى فرزند برادر! اگر هدف تو اندوختن‏ثروت است،آن اندازه اموال براى تو فراهم مى‏سازیم تا ثروت مندترین مردم قریش‏گردى.اگر تشنه مقامى،تو را رئیس خود مى‏گردانیم.و اگر خواسته باشى تو رافرمان رواى خود مى‏سازیم‏».سپس گفت: آن که بر تو ظاهر مى‏گردد و چیزهایى باتو زمزمه مى‏کند،خللى است که بر اعصاب تو اثر گذارده،حاضریم تو را با خرج‏خود کاملا مداوا کنیم و از بذل مال در این زمینه دریغ نورزیم…»عتبه مى‏گفت وپیامبر کاملا ساکت،به تمام گفته‏هایش گوش فرا داد.آن گاه پیامبر صلى الله علیه و آله به او گفت: آیااز گفتن مطالب خود پایان یافتى؟»گفت: آرى‏».فرمود: پس اکنون به سخن من‏گوش فرا ده‏»عتبه گفت: با جان و دل آماده‏ام‏»پیامبر صلى الله علیه و آله در این هنگام لب به‏تلاوت قرآن گشود و از ابتداى سوره فصلت‏شروع به خواندن نمود: بسم الله‏الرحمان الرحیم…کتاب فصلت آیاته قرآنا عربیا لقوم یعلمون.بشیرا و نذیرا… (۶) و هم چنان‏ادامه داد و عتبه با تمام وجود گوش فرا مى‏داد،دست‏ها را به عقب سر بر زمین تکیه‏داده،مجذوب تلاوت پیامبر گردیده بود،تا موقعى که به آیه سجده رسید وپیامبر صلى الله علیه و آله سجده نمود.سپس گفت: اى ابو الولید!شنیدى آن چه را که بر تو تلاوت‏کردم،اکنون این تو و اندیشه خود تا چگونه قضاوت نمایى!»در این هنگام عتبه از حالت جذبه روحى که به او دست داده بود،بیرون آمد و بدون آن که چیزى بگوید به‏سوى دوستانش روانه گشت.او را دگرگون دیدند و میان خود گفتند:عتبه با آن‏حالتى که رفت‏با حالتى دیگر مى‏آید.موقعى که نزد آنان نشست گفتند:<چه خبرآورده‏اى؟»گفت:<آن چه آورده‏ام آن است که سخنى شنیدم،به خدا سوگند!هرگزچنین سخنى شیوا نشنیده بودم،به خدا سوگند!نه شعر است و نه سحر و نه‏کهانت،آن گونه که شما مى‏پندارید.اى گروه قریش!از من بپذیرید و به من واگذارکنید.این مرد را به حال خود رها سازید و با او کارى نداشته باشید.به خدا سوگند! سخنى که من از وى شنیدم پى آمد کلانى به دنبال دارد.اگر عرب با دست‏دیگران[جز قریش]کار او را ساختند از دست او آسوده شده‏اید و اگر بر عرب پیروزآید-که آینده چنین مى‏نماید-پس پیروزى او پیروزى شماست و فرمان روایى اوفرمان روایى شما و عزت و آبروى او عزت و آبروى شماست.آن گاه شما به وسیله اوخوش بخت‏ترین مردم جهان خواهید گردید».بدو گفتند: اى ابو الولید! محمد صلى الله علیه و آله‏تو را با بیان خود سحر کرده است.»گفت: آن چه به شما گفتم نظر من است،اکنون‏هر گونه خواهید رفتار کنید» (7) . ابوذر غفارى،جندب بن جناده،برادرى داشت‏به نام‏ «انیس‏»که شاعرى توانا وهم آورد طلب بود و در مسابقات شعرى شرکت مى‏نمود و بر اقران(هم آوردان) خود هم واره برترى داشت.ابوذر گوید:« نیرومندتر از برادرم انیس شاعرى را نیافتم،با دوازده شاعر نامى در دوران جاهلیت مسابقه داد و بر همه برترى یافت.او عازم‏مکه بود،به او گفتم:تو از سخن و سخن‏ورى سر رشته دارى،باشد از پیامبرى که درآن جا به دعوت بر خواسته خبرى برایم بیاورى.مدتى طولانى گذشت و از سفر آمدبه او گفتم:چه کردى؟گفت:مردى را در مکه دیدم که بر شیوه تو بود-ابوذر بیش ازسه سال بود که خدا را عبادت مى‏کرد و از بتان بیزارى مى‏جست-و بر این گمان بودکه خداوند او را به پیامبرى فرستاده است.ابوذر گوید:به او گفتم:مردم چه‏مى‏گویند؟گفت:مى‏گویند شاعر یا کاهن یا ساحر است.ولى من سخنان ناهنجارکاهنان را شنیده‏ام و اوزان شعرى را خوب یاد دارم،هرگز بدان نمى‏ماند،به خدا سوگند!او راست مى‏گوید و مردم درباره او دروغ مى‏گویند» (8) . از این گواهى‏ها از بزرگان و سخن دانان عرب درباره قرآن فراوان است که تاریخ‏ آن را ضبط کرده و در بستر تاریخ این گواهى‏ها زنده بوده و براى همیشه جاویدان‏خواهد ماند (۹) .
پی نوشت :

۱- البته این بدین معنا نیست که این تشخیص مخصوص همان دوره باشد،زیرا ضرورت دارد که در طول تاریخ‏روشن باشد آن چه بر دست انبیا انجام گرفته از توان بشریت‏به طور مطلق خارج است و با فعل و اراده ما فوق‏الطبیعه انجام گرفته و اگر فرضا امروزه ثابت گردد که آن چه در آن روزگار انجام گرفته از ابزارى استفاده شده که‏کاملا طبیعى ولى از دید کارشناسان آن روزگار پوشیده بوده است،لازمه‏اش آن خواهد بود که‏<العیاذ بالله‏»انبیانیرنگ باز ماهرى بوده‏اند و در رسالت الهى دروغ گفته‏اند.چنین احتمالى هرگز درباره انبیاى عظام نشاید وساحت قدس ایشان از هر گونه دغل بازى و تزویر به دور است. ۲- مشرکان،پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله را با این عنوان یاد مى‏کردند و او را به‏<ابو کبشه‏»نسبت مى‏دادند.او مردى از قبیله‏<خزاعه‏»بود که در دیانت‏با قریش مخالفت ورزید.گویند او جد مادرى پیامبر بود که او را به وى نسبت‏مى‏دادند. ۳- ر.ک:تفسیر طبرى،ج ۲۹،ص ۹۸٫سیره ابن هشام،ج ۱،ص ۲۸۸٫سهیلى،الروض الانف،ج ۲،ص ۲۱٫ابن‏اثیر:اسد الغابه،ج ۲،ص ۹۰٫ ابن عبد البر،الاستیعاب،ج ۱،ص ۴۱۲٫ابن حجر،الاصابه،ج ۱،ص ۴۱۰٫ قاضى عیاض،الشفا،چاپ سنگى،ص ۲۲۰٫ملا على قارى،شرح شفا،ج ۱،ص ۳۱۶٫غزالى،-احیاء العلوم،ج‏1،ص ۲۸۱،ط ۱۳۵۸ ه.سید هبه الدین شهرستانى،المعجزه الخالده،ص ۲۱٫حاکم نیشابورى،المستدرک،ج‏2،ص ۵۰۷٫سیوطى،الدر المنثور،ج ۶،ص ۲۸۳٫ ۴- سیره ابن هشام،ج ۲،ص ۲۵-۲۱٫اسد الغابه،ج ۳،ص ۵۴٫ ۵- سیره ابن هشام،ج ۱،ص ۳۲۱-۳۲۰٫الدر المنثور،ج ۳،ص ۱۸۰٫ ۶- فصلت ۴۱:۴-۳٫ ۷- سیره ابن هشام،ج ۱،ص ۳۱۴-۳۱۳٫ ۸- قاضى عیاض،الشفا،ص ۲۲۴٫شرح آن،چاپ اسلامبول سال ۱۲۸۵،ج ۱،ص ۳۲۰٫صحیح مسلم،ج ۷،ص‏153.مستدرک حاکم،ج ۳، ص ۳۳۹٫اصابه ابن حجر،ج ۱،ص ۷۶ و ج ۴،ص ۶۳٫ ۹- ر.ک:التمهید،ج ۴٫
منبع:پایگاه بلاغ

برچسب ها: اعجاز قرآن
نوشته قبلی

اعجاز عددى ونظم ریاضى قرآن

نوشته‌ی بعدی

جلوه ‏هایى از اعجاز قرآن در ادب فارسى

مرتبط نوشته ها

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

نوشته‌ی بعدی

جلوه ‏هایى از اعجاز قرآن در ادب فارسى

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت

امام علی (ع) در سفر هجرت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

محمد بن ابی‌ بکر

محمد بن ابی‌ بکر

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا