حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Sunday, 25 February , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 35445 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 12 تعداد دیدگاهها : 112×
پ
پ

تعریف تفسیر بلاغی و بیانیدر تفسیر بلاغی و بیانی، مفسر صاحب تخصص در بلاغت، بیش از هر چیزی به توضیح بلاغی عبارات و کلمات قرآن می پردازد و آیات قرآن را با کمک روشهای متعارف در تفسیر، تحلیل می کند.
اهم تفاسیر بلاغیبه برخی از تفاسیر مهم بلاغی که گرایش غالب آنها و یا یکی از گرایشهای مهم آنها، بلاغی بوده، به ترتیب زمان وفات مؤلفان آنها، اشاره می شود:
۱٫ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التأویلتألیف جارالله محمود بن عمر زمخشری ( م ۵۳۸ ق ) حنفی مذهب به زبان عربی و دربردارنده تمامی آیات قرآن است. زمخشری از عالمان بزرگ اهل سنت در قرن ششم است که مدتی در کنار خانه خدا در شهر مکه زندگی کرد، لذا به جارالله معروف شد. او در تفسیرش به جهات بلاغی قرآن بیش از دیگر مفسران اهتمام ورزید. او معتقد است بلاغت قرآن شامل کنایات، استعارات، تشبیهات، تمثیل و مجاز، تقدیم و تأخیر و دیگر اسالیب بلاغی و بیانی نسبت به دیگر کتابها، برجسته و بی نظیر است. در فهم معانی قرآن و رسیدن به مقاصد آن، مفسر باید بر ادبیات بلاغی قرآن آگاه باشد. او معتقد است، برجسته ترین وجوه اعجاز قرآن در نظم و جمال « بلاغت » است که عرب و غیرعرب را، از معارضه با آن بازداشته است. (۱)جارالله زمخشری به جهات لغوی، کلامی و ادبی، مانند صرف و نحو در تفسیر خود اهتمام دارد و در ذیل آیات، به بیان نکات ادبی و لغوی و مباحث کلامی می پردازد. او نه تنها خود معتزلی بوده، بلکه رویکردی بر اعتقادات اعتزالی نیز دارد. او لغت، بلاغت و ادبیات را در خدمت تفکر اعتزالی گرفته است، لذا غالب اهل سنت که رویکرد اعتزالی ندارند، از تفسیر او گریزان و روی گردانند، به هر روی همگان به تفسیر او به دلیل برجستگیهای بلاغی و ادبی اش توجه کرده اند.برخی دانشمندان شیعه نیز به تفسیر و نظریات او، به عنوان یک مفسر اعتزالی که آراء و افکارش در مواردی همساز با شیعه است، توجه نموده اند. او از روایات و گفتار صحابه و تابعین در تفسیر خود بهره مند شده، ولی از پرداختن به اسرائیلیات دوری گزیده است. تفسیر زمخشری، قرنها، همواره مرجع دیگر تفسیرها بوده است. (۲)
۲٫ نظم الدرر فی تناسب الآیات و السورتألیف برهان الدین ابوالحسن ابراهیم بن عمر بقاعی شافعی مذهب ( م ۸۸۵ ق ) به زبان عربی و دربردارنده تمامی آیات است. تفسیر مذکور به تفسیر بقاعی معروف است. بقاعی به ترتیب آیات و سوره ها، اهتمام ورزیده و بر همین اساس معتقد است که در تفسیر، آگاهی از ترتیب آیات و سوره ها لازم است تا مفسر بر معانی زنجیره وار آیات واقف شود. او در آغاز هر سوره متناسب با نام سوره و مطالب آن، به موضوعات و نظم آن پرداخته و معتقد است که علم مناسبات آیات و سور، سرّ اصلی در بلاغت قرآن است و کسی می تواند بر بلاغت قرآن آگاه شود که بر مناسبات آیات و سوره ها واقف باشد.بقاعی برای شناخت مناسبات آیات، بر نکات بلاغی، نظم و ترتیب آیات تأکید داشته و اعجاز قرآن را در آشکار شدن لطایف بلاغی و نظم و ترتیب آنها می داند. او حتی برای حروف مقطعه و تناسب آنها، به معانی باطنی متوسل می شود. او بدون ذکر اسرائیلیات از روایات نیز در فهم آیات کمک می گیرد. او آیات فقهی را براساس مذهب شافعی به اختصار بررسی و از مباحث کلامی ای که رویکردی خلاف اعتزال دارد، اجتناب کرده است. (۳) او معتقد است که توقفی در کتاب خدا نیست و حتی آیه آخر سوره ناس همان طور که به قبلش متصل است به بعدش یعنی سوره فاتحه اتصال دارد. (۴) او به حروف به کار رفته در قرآن و نیز به معانی باطنی حروف عنایت ویژه ای دارد. مثلاً در تفسیر الم می گوید: « الف اسم للقائم الاعلی المحیط، ثم لکل مستخلف فی القیام، کآدم و الکعبه. و المیم اسم للظاهر الاعلی، الذی من اظهره ملک یوم الدین، و اسم للظاهر الکامل المؤتی جوامع الکلم محمد «صلی الله علیه و سلم»، ثم لکل ظاهر دون ذلک، کالسماء و الفلک و الارض. و لام اسم لما بین باطن الالهیه التی هی محارالعقول و ظاهر الملک الذی هو متجلی یوم الجزاء من مقتضی الأسماء الحسنی و الصفات العلی. »(5)
۳٫ ارشاد العقل السلیم الی مزایا القرآن الکریمتألیف ابوالسعود محمد بن محمد بن مصطفی عمادی، حنفی مذهب معروف به تفسیر ابی السعود ( م۹۸۲ق ) به زبان عربی و دربردارنده تمامی آیات قرآن است. مهم ترین اهتمام او در تفسیر، پرداختن به نکات بلاغی و بیان اسلوبهای آن است. او از تفسیر کشاف زمخشری و تفسیر انوارالتنزیل بیضاوی بهره برده است.عمادی تلاش نوینی در تبیین اسرار بلاغت آیات داشته و به نکات بلاغی از جمله استعارات و تشبیهات برای اثبات اعجاز قرآن توجه کرده است. نظم آیات، وصل و فصل، ایجاز و اطناب، تقدیم و تأخیر و دیگر ساختارهای کلامی را به عنوان برجسته ترین ویژگیهای قرآن، بیان کرده و فهم آنها را در تفسیر آیات امری لازم می داند.گرچه او از تفسیر زمخشری بهره برده، اما از پرداختن به مباحث کلامی زمخشری خودداری کرده و راه اشاعره را درست تر دانسته است. او از روایات بهره برده، ولی از اسرائیلیات دوری گزیده و به مباحث فقهی نیز نپرداخته است. در مواردی هم در تبیین نکات و اسرار بلاغت به لغت شناسی و مباحث لغوی، اشاره کرده است. گفته اند تفسیر او برگزیده و تلخیص تفسیر کشاف و برگرفته از تفسیر انوارالتنزیل بیضاوی است. (۶)
نمونه هایی از تفسیر بلاغی۱٫ در تفسیر کشاف آمده است: و تشبه کیفیه حاصله من مجموع اشیاء قد تضامّت و تلاصقت حتی عادت شیئا واحدا، باخری مثلها کقوله تعالی: ( مثلُ الذینَ حُمّلوا التوراه ) الآیه. الغرض تشبیه حال الیهود فی جهلها بما معها من التوراه و آیاتها الباهره، بحال الحمار فی جهله بما یحمل من أسفار الحکمه، و تساوی الحالتین عنده من حمل أسفار الحکمه و حمل ما سواها من الأوقار، لا یشعر من ذلک إلا بما یمرّ بدفیه من الکدّ و التعب (۷).۲٫ تفسیر کشاف در ذیل آیه: « مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ‌ » ( عنکبوت/۴۱ ) الغرض تشبیه ما اتخذوه متکلا و معتمدا فی دینهم و تولوه من دون الله، بما هو مثل عند الناس فی الوهن و ضعف القوه. و هو نسج العنکبوت. ألا تری الی مقطع التشبیه و هو قوله و إنَّ اوهن البُیوتِ لَبیْتُ العنکبوت؟ فان قلت: ما معنی قوله لو کانوا یعْلَمونَ و کل احد یعلم وهن بیت العنکبوت؟ قلت: معناه لو کانوا یعلمون أن هذا مثلهم و أن أمر دینهم بالغ هذه الغایه من الوهن. (۸)۳٫ تفسیر کشاف در ذیل آیه: کُنْتُمْ أَمْوَاتاً فَأَحْیَاکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ( بقره/۲۸ ): فان قلت: کیف قیل لهم اموات فی حال کونهم جمادا، و إنما یقال میت فیما یصح فیه الحیاه من البنی ؟ قلت: بل یقال ذلک لعادم الحیاه، کقوله: ( بلدهً میتاً )، ( و آیهٌ لهمُ الارضُ المیته )، ( امواتٌ غیرٌ احیاءٍ ). و یجوز أن یکون استعاره لاجتماعها فی أن لا روح و لا احساس. (۹)
پی‌نوشت‌ها:
۱٫ ذهبی، التفسیر و المفسرون، ج۱، ص ۴۱۳؛ ایازی، المفسرون، ص ۵۷۳٫۲٫ معرفت، التفسیر و المفسرون، ج۲، ص ۴۸۰٫۳٫ خرمشاهی، دانشنامه، ص ۷۷۱٫۴٫ ایازی، المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص ۷۱۲ به نقل از: نظم الدرر فی تناسب الآیات و السور، ج۱، ص ۱۶٫۵٫ همان، به نقل از: نظم الدرر فی تناسب الآیات و السور، ج۱، ص ۷۶٫۶٫ معرفت، التفسیر و المفسرون، ج۲، ص ۴۳۴؛ ایازی، المفسرون، ص ۱۲۶٫۷٫ الکشاف، ص ۱-۸۰٫۸٫ همان، ص ۳-۴۵۵٫۹٫ همان، ص ۱-۱۲۲٫منبع مقاله :مؤدب، سیدرضا؛ (۱۳۹۲)، روشهای تفسیر قرآن، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها(سمت)، چاپ اول

 
 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.