مجمع جهانی شیعه شناسی

درسهای فردی واجتماعی از سیره امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع) در این شرایط سخت قرار داشت که خود فرمود دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) به شمار انگشتان دست نبودند؛ امام (ع) به منظور حفظ دین و رویارویی با موج دنیاگرایى و جلوگیرى از گسترش فساد امویان، با مشی دعا و عرفان و نیایش منادى معنویت در جامعه شدند و با گفتار و رفتار خویش مردم را به خدا و معنویت دعوت کردند.

 

امام سجاد علیه‌السلام وارث معارف و میراث پیامبران و زینت دل اولیاى الهی و قبله قلوب عارفان و سالکان الی‌الله است. دوره امامت امام سجاد (ع) همزمان با اوج دنیاگرایى و انحرافات در جامعه آن روزگار بود. در این دوره غفلت و دنیاگرایى، گریبان جامعه را چنان گرفته بود که دین و معنویت در انزوای کامل قرار داشت و تمام تلاش حاکمان بنى امیه در بازگرداندن فرهنگ جاهلیت خلاصه می‌‏شد.

در این زمانه تاریک، جاهلیتى که با تجلی نور رسالت (صلى اللّه علیه و آله) مقهور گردید و رنگ باخت، دیگر بار با تمام توان به دست امویان بروز فراگیر یافت و در مقابل فرهنگ اسلام  صف آرایى کرده بود.

امام سجاد (ع) در این شرایط سخت قرار داشت که خود فرمود دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) به شمار انگشتان دست نبودند؛ امام (ع) به منظور حفظ دین و رویارویی با موج دنیاگرایى و جلوگیرى از گسترش فساد امویان، با مشی دعا و عرفان و نیایش منادى معنویت در جامعه شدند و با گفتار و رفتار خویش مردم را به خدا و معنویت دعوت کردند.

روش و نگرش امام سجاد (ع) در آن روزگار غربت قرآن و اسلام چنان بود که گویى تمام معنویت در وجود نورانیش خلاصه شده و گفتارهاى متعالیش آینه‏‌اى بود که معارف قرآن را در جامعه در قالب ادعیه‌ی بلند منعکس می‌کرد.

رفتار امام در آن روزگار تاریک چونان ابرى بود که باران معنویت می‌بارید؛ گفتارش بذر حقیقت در مزرعه دل‏‌هاى مشتاقى بود که از غربت ارزش‌‏هاى الهى در جامعه می‌‏نالیدند.

رفتار این وجود مقدّس تجلّى نور به جامعه بود، گفتار قدسیش لوح معرفتى بود که دل‌های زنگار گرفته را بیدار می‌نمود.

یکى از وجوه بارز سیره و سلوک امام عارفان، عشق و شور به عبادت و بندگی بود. در آن زمان که حاکمان اموى، دنیاپرستى جاهلانه و تباهی را در مقابل خداپرستى تبلیغ می‌کردند، امام زین العابدین (ع) با سلوک عبادی سوزناک عارفانه، اصل خدا محورى را به مردم می‌‏آموختند و شکوه زیبایى عبودیت را نمایان می‌کردند.

امام در عشق به عبادت به رتبه‏‌اى رسیده بودند که در زبان مردم با این لقب‌ها: سیدالعابدین، سیدالساجدین و زین‌العابدین شهره و شناخته می‌شد؛ نوشته‌اند امام (ع) هر شبانه روز، هزار رکعت نماز می‌خواند و اکثر شب‏‌ها تا طلوع صبح، به راز و نیاز و نماز با معبود انس می‌گرفت، صوت تلاوت قرآن عابران را مدهوش می‌نمود؛ روزها را با روزه سپرى می‌کردند. خادمش گوید: «هرگز شب‏‌ها براى امام رختخوابى نگستردم و روزها برایش غذایى تهیه نکردم زیرا آن بزرگوار شب‏‌ها را به عبادت و روزها را به روزه می‌گذراند.»

امام (ع) بسیارى از شب‏‌ها را با حال نیایش، و در موسم حج به طواف و نماز سپرى می‌کردند و در خلوت شب در برابر عظمت و از عمق معرفت حق می‌گریستند. عبادت عاشقانه و ناله‌های عارفانه امام (ع) برخى از یاران امام را نسبت به جانش نگران نمود تا که عرضه داشتند ‏اى فرزند رسول خدا، از شدت عبادت جان تسلیم نکن.

امام در پاسخ به سخن رسول خدا تمسک جست و فرمود: آیا بنده سپاسگزار خداوند نباشم؟

سوز و خلوص و منش و روش و مناجات‌های پر مغز امام هر بیننده‌ای را متاثر و مایه بیداری و اصلاح او می‌شد‌؛ در این دوره امام با تربیت نفوس و تبلیغ فردی به اصلاح پرداخته و درس شکرگزاری تعلیم خلق می‌نمود؛ از بازار برده‌فروشان برده‌ها می‌خرید و آنان را تربیت نموده و همه سال، ماه رمضان آزادشان می‌نمود؛ آنها از امام  می‌آموختند که در برابر نعمت‏‌هاى خداوند باید شکرگزار باشند.

امام (ع) با عبادت زیبا و عارفانه خویش مردم پیرامون خود را از خطرات دنیاگرایى و تباهی وفساد امویان که بیمارى مهلک آن عصر بود دور می‌نمود. امام با ذکر شواهد و حکایت حکمت آمیز تاریخى به مردم می‌آموختند که دنیاگرایى سرانجام خوشى ندارد و آرایش‏‌هاى دنیایى انسان را به سر منزل مقصود نمی‌‏رساند، پس باید به خدا و اعمال نیک اندیشید و از سرگذشت دنیاطلبانى که پیش از این به تعیّنات دنیایى دست یافته بودند، درس عبرت آموخت.

امام در هدایت مردم به روش بندگی خالصانه از هر فرصت سود می‌جست و تکلیف الهی امامت را در هر  لباس به انجام می رساند؛ گاهی در لباس احرام و سفر حج ناشناخته با خدمت به زائران به اصلاح قلوب و هدایت مردم می‌پرداخت. مکتب عاشورا، در زمزمه‌های عارفانه صحیفه سجادیه و اشک‌های جاری امام، به نسل‌های بعدی منتقل و میراث مکتب و شجره مبارک قیام حسینی با خون دل امام آبیاری گردید؛ رعایت حقوق فردی و اجتماعی در رساله حقوق تجلی گردید؛ سلوک امام و تاثیر معنویت و عرفانش به اندازه‌ای گیرایی داشت که ماموران اموی را تحت تاثیر قرار داده و منقلب و اصلاح می‌نمود.

سراسر زندگی و لحظه‌های حیات امام سجاد(ع) عمل به تکلیف و هدایت‌گری بود؛ پاسخگویی به نیازهای ضروری انسان‌ها امری پسندیده و مورد تأکید اسلام است. امّا کمک به دیگران و رفع نیازهای مادی آنان نباید موجب لطمه به شخصیت و آبروی آن‏ها گردد. چنانکه رعایت این مهم را امام زین‌‏العابدین به خوبی مدنظر داشتند چنانکه آن حضرت در شب‌های تاریک جهت یاری فقرا به راه می‌افتاد و با انبانی بر پشت به در خانه‏‌های مستمندان می‌‏رفت و با صورت پوشیده به آنان، نان و غذا و پول می‌داد و ناشناس به خانه باز می‌گشت. این امر تا زمان رحلت حضرت ادامه داشت و با چشم از جهان فروبستن آن حضرت مردم دریافتند که کمک‏‌های شبانه از سوی آن حضرت بوده که در اختیار نیازمندان قرار می‏‌گرفته است.

حرمت جایگاه و مقام مادر

با آن که امام زین‏‌العابدین(ع) از هر کس نسبت به مادر بیشتر احسان و نیکی می‌‏نمود، ولی اغلب از خوردن غذا با وی امتناع می‌کرد وقتی علت را جویا شده و عرض داشتند، شما که از هر کس بیشتر به مادر خود عشق می‌ورزید و به وی نیکی می‌‏کنید، چرا از غذا خوردن با او خودداری می‌فرمائید؟ حضرت در پاسخ فرمود: من به خاطر ادب و احترام مادرم با آن بزرگوار غذا نمی‌‏خورم زیرا بیم آن دارم که به لقمه‏‌ای دست برم که مادرم زودتر متوجه او شده و قصد خوردن آن را داشته باشد.

بی‌گمان، روش‏ الهى امام سجاد (ع) در این عصر تاریک سبب شد که انحراف حاکمان اموی بیش از گذشته نمایان گردد. قصیده بلند فرزدق که امام را در کنار کعبه به حاکم ستمگر معرفی کرد حسادت آن‌ها را نیز برانگیخت، امویان نتوانستند امام را تحمّل کنند. در حقیقت امویان حس کردند امام سجاد (ع) با رفتار و گفتار الهى خویش پیام عاشوراى حسینى را به خوبى در جامعه منتشر می‌کنند و اگر این روش ادامه یابد، به زودى روزگار ذلّت امویان فرا می‌رسد.

منبع: pasokh

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *