در این مقاله ـ به یاری پروردگار ـ به آمار روایات فضائل اهل بیت(علیهم السلام) در صحیح بخاری و ذکر متن آنها میپردازیم.
پیش از ورود، باید گفت که ذکر این روایات در کتابهای ششگانه صحاح از نظر مکانی به دو گونه است؛ گاهی این روایات در جای ویژهی روایات فضائل آمده و گاه در جاهای دیگر و به مناسبتهای گوناگون، که به هر دوی آنها پرداخته خواهد شد؛ هرچند که آمار این احادیث در کتابهای فضائل پراهمیتتر است؛ چرا که خوانندهی این کتابها بیشتر برای پیبردن به روایات فضائل، به این بخشها روی میآورد؛ و شایسته است که نویسندهی کتاب هر آنچه از روایات را که در فضائل است در اینگونه بخشها یادآور شود.
دیگر اینکه در آوردن متن روایات فضائل، از ذکر بعضی از اسناد خودداری میکنیم؛ چرا که در این بخش آوردن آن سودی ندارد.
1ـ صحیح بخاری (م 256 ه.ق)
محمد بن اسماعیل در صحیح خود([1])، کتابهایی را به بیان فضل و فضائل و برخی موضوعات دیگر اختصاص داده که به شرح زیر است:
1ـ کتاب فضل الصلاهًْ فی مسجد مکّهًْ والمدینهًْ.
2ـ کتاب فضائل المدینهًْ.
3ـ کتاب فضل لیلهًْ القدر.
4ـ کتاب الهبهًْ وفضلها والتحریض علیها.
5ـ کتاب المناقب.
6ـ کتاب فضائل أصحاب النبی(صل الله علیه و آله).
7ـ کتاب مناقب الأنصار.
8ـ کتاب فضائل القرآن.
الف ـ فضائل حضرت علی بن ابیطالب(علیه السلام):
در صحیح بخاری، در «کتاب فضائل اصحاب النبی(صل الله علیه و آله)»، بخشی را با این عنوان میبینیم: «بابُ مناقب علی بن أبیطالب القُرشیّ الهاشمیّ أبی الحسن رضیاللهعنه».
در زیر این عنوان 9 روایت آمده است که دو روایت بیسند است:
1ـ وقال النبی(صل الله علیه و آله) لعلیّ: «أنت منی وأنا منک».
2ـ وقال عمرُ: توفّی رسول الله(صل الله علیه و آله) وهو عنه راضٍ([2]).
دو روایت دیگر از این روایات تکراری است که هر دو، روایتِ فتح خیبر است که پیامبر(صل الله علیه و آله) فرمودند:
3701ـ «… لأعطینّ الرّایة غدا رجلاً یفتح الله علی یدیه…»
3702ـ «… لأعطینّ الرّایة أو لیأخذنّ الرّایة غدا رجل یحبّه الله و رسوله ـ أو قال: یحبّ الله ورسوله ـ یفتح الله علی یدیه…»([3]).
البته روایت دوم، فضیلت بیشتری را شامل میشود.
یکی از این روایات نُهگانه چنین است:
3706ـ «… قال النبیّ(صل الله علیه و آله) لعلیّ: «أما ترضی أن تکون منّی بمنزلة هارون من موسی»؟([4]).
با دقت در این روایات نُهگانه، میتوان گفت که بخاری تنها 2 روایت از روایات فضائل علی(علیه السلام) را آورده؛ و اگر روایت بیسند «أنت منی و أنا منک» را نیز به شمار آوریم، تعداد این روایات به 3 خواهد رسید([5]).
یادآوری میشود که روایت «أنت منی وأنا منک» به شمارهی حدیث 2699 در «کتاب الصلح»، باب «کیف یُکب: هذا ما صالح فلان بن فلان …»، نیز، همراه با سند آمده؛ که البته این گزاره، بخشی از این روایت است([6]).
یک روایت نیز درباره سوره برائت و تأذین علی(علیه السلام) در صحیح بخاری دیده میشود؛ که البته در جاهای گوناگونی از صحیح آمده است([7])،([8]).
روایت «أنت منی بمنزلة»، در «الکتاب المغازی»؛ باب «غزوهًْ تبوک …» تکرار شده که البته «… إلاّ أنّه لیس نبیٌّ بعدی» را نیز دارد([9]). شماره 4416.
یک روایت نیز در «کتاب الأذان» باب «إتمام التکّبیر فی الرکوع»، دیده میشود که میتوان آن را از فضائل امیر المؤمنین علی(علیه السلام) دانست([10]).
همچنین در «کتاب التفسیر»، سوره بقره، «باب قوله ما ننسخ من آیهًْ أو ننسها نأت بخیر منها أو مثلها»، روایتی، به شماره 4481، آمده است که بخشی از آن را میتوان از فضائل امام علی(علیه السلام) دانست:
«… قال عمر: أقرؤنا أبیّ وأقضانا عَلیّ …»([11]).
روایت 4251 نیز بیانگر یکی دیگر از فضائل علی(علیه السلام) است؛ (کتاب المغازی؛ باب عمرهًْ القضاء)([12]).
در همان «کتاب التفسیر»، در تفسیر سورهی حج، روایت شماره 4744، دو روایت از فضائل امام(علیه السلام) دیده میشود:
«… هم الذین بارزوا یوم بدر: عَلیٌّ وحمزة وعبیدة… أنا اوّل من یجثو بین یدی الرّحمن للخصومیة یوم القیامة…»([13]).
روایت شماره 441 از «کتاب الصلاهًْ؛ باب نوم الرجال فی المسجد»([14])؛
روایت شماره 6204 از «کتاب الأدب؛ باب التکنّی بأبی تراب وإن کانت له کنیهًْ أخری»([15])؛
روایت شماره 6280 از «کتاب الاستئذان؛ باب القائلهًْ فی المسجد»؛([16])
روایت شماره 2942 از «کتاب الجهاد؛ باب دعاء النبی(صل الله علیه و آله) إلی الاسلام والنبوهًْ»؛([17]) در همان کتاب، «باب فضل من أسلم علی یدیه رجلٌ» حدیث شماره 3009([18]):
روایات 4209 و 4210 از «کتاب المغازی؛ باب غزوهًْ خیبر»؛([19])
ب ـ فضائل حضرت فاطمه [زهرا(سلام الله علیها)] دختر پیامبراعظم(صل الله علیه و آله):
در کتاب «فضائل أصحاب النبی(صل الله علیه و آله)»، باب «مناقب قرابهًْ رسول الله(صل الله علیه و آله) و منقبهًْ فاطمهًْ(سلام الله علیها) بنت النبیّ(صل الله علیه و آله)»؛ شش روایت آمده است.
یکی از آنها بیسند است: «وقال النبیّ(صل الله علیه و آله): فاطمة سیدة نساء اهل الجنة»([20]). یعنی فاطمه سرور زنان بهشت است. از جملهی آنها این روایت است:
«… أنّ رسول الله(صل الله علیه و آله) قال: فاطمة بضعة منّی، فمن أغضبها أغضبنی».([21])
یعنی، فاطمه پاره تن من است؛ پس هر آنکس که او را خشمگین کند مرا خشمگین کرده است. (3714)
در واقع در صحیح بخاری بیش از 4 روایت در فضایل فاطمه(سلام الله علیها)، در این بخش نیامده. البته در بابی دیگر به نام «باب مناقب فاطمهًْ(سلام الله علیها)»، دو روایت دیگر آمده است که یکی همان حدیث: «فاطمة سیّدة نساء أهل الجنة» است([22]) و دیگری روایت «فاطمة بضعة منی فمن أغضبها أغضبنی»، که با همان اسناد ذکر شده است.([23])
یک روایت نیز در «کتاب النکاح»، باب «ذبّ الرّجل عن ابنهًْ …»، آمده است که بخشی از آن از فضایل حضرت فاطمه(سلام الله علیها) است: «… فإنّما بضعة منی، یُریبنی ما أرابها، و یؤذینی ما آذاها»([24]) این روایت در دیگر بخشهای صحیح بخاری نیز آمده است.
همچنین یک روایت در «کتاب المناقب»، باب «علامات النبوّهًْ فی الاسلام»، حدیث 3624 آمده است:
«…أما ترضین أن تکونی سیدة نساء أهل الجنة أو نساء المؤمنین؟…»([25]).
این روایت در جاهای دیگر صحیح بخاری نیز آمده است؛ از جمله در «کتاب الأستئذان»، باب «من ناجی بین یدی الناس ولم یُخبر بسرّ صاحبه فإذا مات أخبر به»؛ در حدیث شماره 6286 آمده است:
«… یا فاطمة ألا ترضین أن تکونی سیدة نساء المؤمنات أو سیّدة نساء هذه الاُمّة؟»([26]).
روایت شماره 3113 از «کتاب فرض الخمس؛ باب الدلیل علی أنّ الخمس لنوائب رسول الله(صل الله علیه و آله) والمساکین» را نیز میتوان در شمار فضائل فاطمه(سلام الله علیها) دانست.([27])
روایت شماره 5361، «کتاب النفقات؛ باب عمل المرأهًْ فی بیت زوجها»؛([28])
روایت شماره 6318، «کتاب الدعوات؛ باب التکبیر والتسبیح عند المنام»؛([29])
روایت شماره 3110 از «کتاب الخمس؛ باب ما ذُکر من درع النبی(صل الله علیه و آله)…»؛
«…إنّ فاطمة منّی…»([30])
روایت شماره 3729 از «کتاب فضائل أصحاب النّبی(صل الله علیه و آله)؛ [باب] ذکر أصهار النبی(صل الله علیه و آله) منهم أبو العاص بن الرَّبیع»؛
«…إنّ فاطمة بضعة منّی وإنی أکره أن یسوءها…»([31])
ج ـ فضائل امام حسن و امام حسین‘:
در «باب مناقب الحسن والحسین» (رضیاللهعنه)، نُه روایت به چشم میخورد؛ که میتوان 5 روایت را از فضائل آنها دانست؛ دو روایت در فضیلت امام حسن(علیه السلام)، و سه روایت هم در فضیلت امام حسن و هم امام حسین‘ ذکر شده است.([32])
3753ـ حدثنا محمد بن بشار حدثنا غندر شعبة عن محمدبن أبی یعقوب سمعت ابن أبی نعم سمعت عبد الله بن عمر وسأله عن المحرم قال شعبة احسبه یقتل الذباب فقال أهل العراق یسألون عن الذباب وقد قتلوا ابن ابنة رسول الله صلی الله علیه وسلم وقال النبی صلی الله علیه وسلم هما ریحانتای من الدنیا.([33])
گویا این سخن را عبدالله بن عمر در پاسخ کسی از اهل عراق که از او درباره کفاره کشتن مگسی در حال احرام پرسش کرده، بر زبان آورده باشد.
این روایت در «کتاب الأدب»، باب «رحمهًْ الولد و تقبیله ومعانقته»، شماره 5994 آمده است([34]).
در همین کتاب، باب «وضع الصّبی علی افخذ»، یک روایت به شماره 6003 آمده که فضیلتی برای امام حسن(علیه السلام) است([35]).
در «کتاب أحادیث الأنبیاء» نیز، یک روایت به چشم میخورد که میتوان آن را از فضائل امام حسن و حسین‘ شمرد.
3371ـ «کان النبی(صل الله علیه و آله) یُعوّذ الحسن والحسین ویقول: «إنّ أباکما([36]) کان یُعوّذ إسماعیل وإسحاق، أعوذ بکلمات الله التّامّة، من کلّ شیطان وهامّة ومن کلّ عین لامّة»([37])
در «کتاب فضائل أصحاب النّبی(صل الله علیه و آله)؛ [باب] ذکر اُسامهًْ بن زید» روایات شماره 3735 و 3544 در فضیلت امام حسن(علیه السلام) به چشم میخورد.([38])
در «کتاب الفتن»؛ باب قول النّبی(صل الله علیه و آله) للحسن بن علی(علیه السلام):
«إنّ ابنی هذا سیّد ولعلّ الله أن یُصلح به بین فئتین من المسلمین».
روایت شماره 7109 بیانگر فضیلت امام حسن(علیه السلام) است.([39])
روایت شماره 2122 از «کتاب البیوع؛ باب ما ذُکر فی الاسواق»؛ درباره امام حسن(علیه السلام) است.([40])
روایت شماره 5884 از «کتاب اللباس؛ باب السّخاب للصبیان»؛ درباره امام حسن(علیه السلام) است.([41])
روایت شماره 5997 از «کتاب الأدب؛ باب رحمهًْ الولد و …»؛ درباره امام حسن و امام حسین‘ است.([42])
د ـ فضائل اهل بیت(علیهم السلام):
بخاری در «کتاب الدعوات»، باب الصّلاهًْ علی النبیّ(صل الله علیه و آله) دو روایت آورده که آنها را میتوان یک روایت در فضیلت اهل بیت(علیهم السلام) دانست. روایات شماره 6357 و 6358؛
ـ اللهم صلّ علی محمد وعلی آل محمد، کما صلّیت علی آل ابراهیم إنّک حمید مجید. اللهم بارک علی محمد وعلی آل محمد، کما بارکت علی آل إبراهیم إنّک حمید مجید.([43])
این روایت در تفسیر آیه 56 سوره احزاب در کتاب التفسیر نیز آمده است.
همچنین در «کتاب أحادیث الأنبیاء»، حدیث شماره 3370، این روایت آمده است:
ـ «فقال سألنا رسول الله صلی الله علیه وسلم فقلنا یا رسولکیف الصلاة علیکم أهل البیت فان الله قد علمنا کیف نسلم قال قولوا اللهم صلی علی محمد وعلی آل محمد کما صلیت علی إبراهیم وعلی آل إبراهیم انک حمید مجید اللهم بارک علی محمد وعلی آل محمد کما بارکت علی إبراهیم وآل إبراهیم انک حمید مجید»([44]).
در «کتاب الزکاهًْ»، باب «أخذ صدقهًْ التمر عند صِرام النّخل وهل یُترک الصّبی فیمسُّ تمر الصدقهًْ»، روایتی ذکر شده که آن را هم میتوان از فضائل آل البیت(علیهم السلام)و هم از فضائل امام حسن و امام حسین(علیهم السلام) دانست: «… أما علمت أنّ آل محمّد لایأکلون الصدقة؟»([45]). به روایت 1491 و 3072 نیز نگاه کنید.([46])
در دو روایت 3713([47]) و 3751([48])، که هر دو یکی است نیز دیده میشود:
ـ «… قال ابوبکر: ارقبوا محمدا(صل الله علیه و آله) فی أهل بیته».
ه ـ فضائل حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف):
در حدیث شماره 3449 از «کتاب أحادیث الأنبیاء؛ [باب] نزول عیسی بن مریم(سلام الله علیها)» روایتی بدین مضمون آمده است:
«کیف أنتم إذا نزل ابنُ مریم فیکم وإمامکم منکم؟»([49]).
و ـ فضائل علی بن الحسین(علیه السلام):
روایت شماره 2517 در «[کتاب العتق]؛ [بابٌ]: فی العتق وفضله»، در فضیلت ایشان است:
ـ «… سعید بن مرجانة صاحب علیّ بن الحسین قال: قال لی أبوهریرة. قال النبیّ(صل الله علیه و آله): «أیما رجل أعتق امرءا مُسلما استنقذ الله بکل عضو منه عضوا من النار». قال سعید بن مرجانة: فانطلقت به إلی علیّ بن الحسین فعمد علی بن الحسین رضیاللهعنه إلی عبد له قد أعطاه به عبدالله بن جعفر عشرة آلاف درهم، أو ألف دینار أعتقه»([50])
جدول آماری روایات در صحیح بخاری
اکنون با ارائهی جدول، از آمارهایی که گذشت، بهتر میتوان بهره برد. یادآوری میشود که منظور از روایات اهل بیت(علیهم السلام)، یا روایاتی است که در آنها لفظ، اهل، عترت، آل، قربی و اهلبیت آمده یا اینکه روایت در بیان فضیلت آلعبا(علیهم السلام) است.
در پایان جدول، شمارهی روایات نیز برای آسان شدن رجوع به صحاح آورده شده است.
1ـ صحیح بخاری:
نام
آمار روایات بخش مناقب
آمار روایات بخشهای دیگر
جمع
روایات
باتکرار
بیتکرار
باتکرار
بیتکرار
حضرت علی(علیه السلام)
8
7
30
11
38
حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
6
4
10
4
16
امام حسن و امام حسین‘
ـ
2
ـ
3
5
امام حسن(علیه السلام)
6
5
12
6
18
امام حسین(علیه السلام)
ـ
1
ـ
ـ
1
اهل بیت(علیهم السلام)
2
1
10
3
12
حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
ـ
ـ
ـ
1
1
حضرتعلیبنالحسین(علیه السلام)
ـ
ـ
ـ
1
1
جمع کل:
92
1ـ شمارهی روایات فضائل حضرت علی بن ابی طالب(علیه السلام):
ص 302 (روایت شماره ندارد) / ص 302 (روایت شماره ندارد) / 198 / 369 / 441 / 665 / 687 / 784 / 786 / 2588 / 2698 / 2699 / 2942 / 2975/ 3009 / 3701 / 3702 / 3703 / 3704 / 3705 / 3706 / 3965 / 3967 / 4209/ 4210 / 4251 / 4416 / 4442 / 4481 / 4655 / 4656 / 5714 / 6204 /6280.
2ـ شمارهی روایات فضائل حضرت فاطمه(سلام الله علیها) دختر پیامبر(صل الله علیه و آله):
ص 303 (روایت بدون شماره) / ص 306 (روایت بدون شماره) / 3110 / 3113 / 3618 / 3623 / 3624 / 3625 / 3713 / 3714 / 3715 / 3729 / 3767/ 5230 / 5361 / 6285 / 6286.
3ـ شمارهی روایات فضائل امام حسن و امام حسین ‘ یا یکی از ایشان:
ص 305 (روایت شماره ندارد) / 1485/ 2122 / 2704 / 3072 / 3371 / 3542 / 3543 / 3544 / 3629 / 3735 / 3746 / 3747 / 3748 / 3749 / 3750/ 3751 / 3752 / 3753 / 5884 / 5994 / 5997 / 6003 / 7109.
4ـ شمارهی روایات فضائل اهل بیت(علیهم السلام):
1485 / 1491 / 3071 / 3370 / 3497 / 3713 / 3751 / 4797/4798/4818/ 6357 / 6358.
5ـ شمارهی روایت فضیلت حضرت مهدی(علیه السلام):
3449.
6ـ شمارهی روایت فضیلت حضرت علی بن الحسین(علیه السلام):
2517.
[1]) موسوعة الحديث الشريف؛ الكتب الستّهًْ؛ صحيح البخارى دار السلام للنشر والتوزيع، الرياض، 1420هـ.ق.
[2]) همان؛ ص302.
[3]) همان (اين روايت در جاهاى گوناگون صحيح بخارى آمده است).
[4]) همان.
[5]) در بخش آينده به دليل اين سخن خواهيم پرداخت.
[6]) ص214.
[7]) ص385.
[8]) براى نمونه نگاه كنيد به «كتاب الصلاة»، باب «ما يستُرُ من العورهًْ» شماره 369.
[9]) ص361.
[10]) قال ابن عباس عن النبي| وفيه مالك بن الحويرث حدثنا إسحاق الواسطي قال حدثنا خالد عن الجريري عن أبي العلاء عن مطرف عن عمران بن حصين قال صلى مع علي رضي الله عنه بالبصرة فقال ذكرنا هذا الرجل صلاة كنا نصليها مع رسول الله| فذكر أنه كان يكبر كلما رفع وكلما وضع. (محقق) ـ ص62 و نسخه چاپ بيروت، دارالفكر، 1401 هـ.ق، ج1، ص190، (روايت ديگرى نيز مانند آن در همين صفحه هست).
[11]) ص367.
[12]) ص348.
[13]) همان؛ ص399.
[14]) همان؛ ص37.
[15]) همان؛ ص522.
[16]) همان؛ ص529.
[17]) همان؛ ص237.
[18]) حدثنا قتيبة بن سعيد حدثنا يعقوب بن عبد الرحمن بن محمد بن عبد الله ابن عبد القاري عن أبي حازم قال أخبرني سهل رضي الله عنه قال قال النبي| يوم خيبر لأعطين الراية غدا رجلا يفتح الله على يديه يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله فبات الناس ليلتهم أيهم يعطى فغدوا كلهم يرجوه فقال أين على فقيل يشتكي عينيه فبصق في عينيه ودعا له فبرأ كان لم يكن به وجع فأعطاه الراية فقال أقاتلهم حتى يكونوا مثلنا فقال انفذ على رسلك حتى تنزل بساحتهم ثم ادعهم إلى الاسلام وأخبرهم بما يجب عليهم فوالله لان يهدى الله بك رجل خير لك من أن تكون لك حمر النعم. همان؛ ص242، و در نسخه چاپ بيروت، دارالفكر، 1401 هـ.ق، ج4، ص20. (محقق)
[19]) حدثنا عبد الله بن مسلمة حدثنا حاتم عن يزيد ابن أبي عبيد عن سلمة رضي الله عنه قال كان علي رضي الله عنه تخلف عن النبي| في خيبر وكان رمدا فقال انا أتخلف عن النبي| فلحق به فلما بتنا الليلة التي فتحت قال لأعطين الراية غدا أو ليأخذن الراية غدا رجل يحبه الله ورسوله يفتح عليه فنحن نرجوها فقيل هذا على فأعطاه ففتح عليه.
ـ حدثنا قتيبة بن سعيد حدثنا يعقوب بن عبد الرحمن عن أبي حازم قال أخبرني سهل بن سعد رضي الله عنه ان رسول الله| قال يوم خيبر لأعطين هذه الراية غدا رجلا يفتح الله على يديه يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله قال فبات الناس يدوكون ليلتهم أيهم يعطاها فلما أصبح الناس غدوا على رسول الله| كلهم يرجو ان يعطاها فقال أين علي بن أبي طالب فقيل هو يا رسول الله يشتكي عينيه قال فأرسلوا إليه فأتى به فبصق رسول الله صلىعليه وسلم في عينيه ودعا له فبرأ حتى كأن لم يكن به وجع فأعطاه الراية فقال على يا رسول الله أقاتلهم حتى يكونوا مثلنا فقال عليه الصلاة والسلام انفذ على رسلك حتى تنزل بساحتهم ثم ادعهم إلى الاسلام وأخبرهم بما يجب عليهم من حق الله فيه فوالله لان يهدى الله بك رجلا واحدا خير لك من أن يكون لك حمر النعم. (محقق)
همان؛ ص345، و در نسخه چاپ بيروت، دارالفكر، 1401 هـ.ق، ج5، صص 77ـ 76.
[20]) همان؛ ص303.
[21]) همان.
[22]) كه باز بىسند آمده؛ ص306.
[23]) ص306.
[24]) ص452.
[25]) ص295.
[26]) ص530.
[27]) ص251.
[28]) ص463.
[29]) ص532.
[30]) ص250.
[31]) ص304.
[32]) قال نافع بن جبير عن أبي هريرة عانق النبي| الحسن حدثنا صدقة حدثنا ابن عيينة حدثنا أبو موسى عن الحسن سمع أبا بكرة سمعت النبي| على المنبر والحسن إلى جنبه ينظر إلى الناس مرة واليه مرة ويقول ابني هذا سيد ولعل الله ان يصلح به بين فئتين من المسلمين. ـ حدثنا مسدد حدثنا المعتمر قال سمعت أبي قال حدثنا أبو عثمان عن أسامة بن زيد رضىعنهما عن النبي| انه كان يأخذه والحسن ويقول اللهم إني أحبهما فأحبهما أو كما.
ـ قال حدثني محمد بن الحسين بن إبراهيم قال حدثني حسين بن محمد حدثنا جرير عن محمد عن أنس بن مالك رضي الله عنه أتى عبيد الله بن زياد برأس الحسين بن علي فجعل في طست فجعل ينكت وقال في حسنه شيئا فقال أنس كان أشبههم برسول الله| وكان مخضوبا بالوسمة. ـ حدثنا حجاج ابن المنهال حدثنا شعبة قال أخبرني عدی قال سمعت البراء رضي الله عنه قال رأيت النبي| والحسن بن علي على عاتقه يقول اللهم إني أحبه فأحبه.
ـ حدثنا عبدان أخبرنا عبد الله قال أخبرني عمر بن سعيد بن أبي حسين عن ابن أبي مليكة عن عقبة بن الحرث قال رأيت أبا بكر وحمل الحسن وهو يقول بأبي شبيه بالنبي ليس شبيه بعلى وعلى يضحك. ـ حدثنا يحيى ابن معين وصدقه قالا أخبرنا محمد بن جعفر عن شعبة عن واقد بن محمد عن أبيه عن ابن عمر قال قال أبوبكر ارقبوا محمدا| في أهل بيته.
ـ حدثنا إبراهيم بن موسى أخبرنا هشام بن يوسف عن معمر عن الزهري عن أنس وقال عبد الرزاق أخبرنا معمر عن الزهري أخبرني أنس قال لم يكن أحد أشبه بالنبي| من الحسن بن علي. (محقق)
ـ صحيح البخاري، البخاري، نسخه چاپ بيروت، دارالفكر، 1401هـ.ق، ج4، صص 217ـ 216.
[33]) همان؛ ص305.
[34]) ص508.
[35]) همان.
[36]) گويا ابراهيم(علیه السلام) مراد است.
[37]) ص274.
[38]) ص304.
[39]) ص593.
[40]) ص166.
[41]) حدثني إسحاق بن إبراهيم الحنظلي أخبرنا يحيى بن آدم حدثنا ورقاء بن عمر عن عبيدبنأبي يزيد عن نافع بن جبير عن أبي هريرة رضي الله عنه قال كنت مع رسول الله| في سوق من أسواق المدينة فانصرف فانصرفت فقال أين لكع ثلاثا ادع الحسن ابن علي فقام الحسن بن علي يمشي وفي عنقه السخاب فقال النبي| بيده هكذا فقال الحسن بيده هكذا فالتزمه فقال اللهم إني أحبه وأحب من يحبه قال أبو هريرة فما كان أحد أحب إلي من الحسن بن علي بعدما قال رسول الله| ما قال. (محقق) ص501، و در نسخه چاپ بيروت، دارالفكر، 1401 هـ.ق، ج7، ص55.
[42]) حدثنا موسى بن إسماعيل حدثنا مهدي حدثنا ابن أبي يعقوب عن ابن أبي نعم قال كنت شاهدا لابن عمر وسأله رجل عن دم البعوض فقال ممن أنت فقال من أهل العراق قال انظروا إلى هذا يسألني عن دم البعوض وقد قتلوا ابن النبي| وسمعت النبي| يقول هما ريحانتاي من الدنيا. (محقق) ص508 و در نسخه چاپ بيروت، دارالفكر، 1401 هـ.ق، ج7، ص74.
[43]) همان؛ ص534.
[44]) ص274، و در نسخه چاپ بيروت، دارالفكر، 1401 هـ.ق، ج4، صص 119ـ 118.
[45]) ص117.
[46]) كتاب الجهاد، بابُ من تكلّم بالفارسيهًْ والرّطانه، ص247.
[47]) ص303.
[48]) ص305.
[49]) ص282.
[50]) ص198.
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
















هیچ نظری وجود ندارد