18 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

امام جواد (ع) به روايت اهل سنّت

0
SHARES
6
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

عمر کوتاه، اما پربرکت و البته پرحادثه امام جوادعليه السلام و وقايعى که در مدت کوتاه امامت ايشان رخ داده – که تمامى آنها دلالت بر عظمت بى نهايت امام جوادعليه السلام دارد – از ديدگاه اهل سنّت، جالب و شنيدنى است. آنچه پيش روى داريد، گوشه اى از فضائل حضرت و اعترافات بزرگان اهل سنّت نسبت به امام جوادعليه السلام مى باشد.
دودمان
خطيب بغدادى در تاريخ خود، دودمان امام را چنين مى نگارد: محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب. 1
کنيه و القاب
کنيه ايشان ابوجعفر2 و طبق نقلى ابومحمد مى باشد. 3 ايشان به ابوجعفر ثانى معروف مى باشد؛ چرا که هم نام و هم کنيه جدّ خويش امام محمد باقرعليه السلام مى باشد. 4القاب ايشان تقى 5، مرتضى، قانع 6، جواد7، منتجب 8، هاشمى و حسينى 9 مى باشد که معروف ترين آنها جواد است. 10 ذهبى درباره لقب امام چنين مى گويد: و کان احد الموصوفين بالسّخاء و لذلک لقب بالجواد. 11
والدين امام
پدر بزرگوار ايشان، امام على بن موسى الرضاعليه السلام؛ ولى در نام مادرشان اختلاف است. برخى، ايشان را سکينه مريسيه 12 يا خيزران يا سبيکه يا سکينه يا ريحانه 13 ناميده اند.
ولادت و شهادت
در تاريخ ولادت و شهادت امام، سخنان گوناگونى گفته شده که به آنها اشاره مى شود:ايشان در سال 195 ق. به دنيا آمده 14. برخى شب جمعه 19 ماه مبارک رمضان 15، گروهى ديگر روز سه شنبه پنجم ماه مبارک رمضان 16 و برخى ديگر دهم ماه رجب 17 را تاريخ ولادت امام ثبت کرده اند.در مورد وفات ايشان، خطيب بغدادى در تاريخ خود مى نويسد: ايشان در روز سه شنبه، اواخر ماه ذى حجّه سال 220 ق. در سنّ 25 سالگى و سه ماه و دوازده روز، در بغداد رحلت کرده و در کنار جدّش موسى بن جعفر به خاک سپرده شد. 18 اکثر اهل سنّت نيز سال وفات امام را 220 ق. و در سنّ 25 سالگى دانسته اند. 19 اما برخى ديگر، 5 ذى حجه 20، و برخى ديگر، سه شنبه آخر ذيقعده 21 را تاريخ وفات امام شمرده اند. در مقابل، برخى ديگر سال رحلت امام را آخر ذى حجّه 22 يا آخر ذى قعده 23 سال 219 ق. در سنّ 25 سالگى ثبت کرده اند.لازم به ذکر است که کسانى همچون: شمس الدين ذهبى، ابن عماد حنبلى، ابن بطوطه و سبط بن جوزى ضمن تجليل از امام در مورد مزار ايشان و امام موسى بن جعفر چنين گفته اند: و مشهدهما ينتابه العامة بالزّيارة. 24
شهادت يا رحلت؟
در مورد شهادت امام، سخنان گوناگونى گفته شده؛ برخى از اهل سنّت در اين رابطه سکوت کرده و برخى ديگر با اشاره به شهادت امام قضيه را با ترديد25 ثبت و گزارش کرده اند. با اين حال، مسعودى رحلت امام را اين گونه بيان مى کند:ايشان بعد از اين که به دعوت معتصم خليفه عباسى، با همسر خود ام فضل (دختر مأمون) به بغداد آمد؛ چندى بعد، به وسيله ام فضل مسموم شد. 26ظاهر کلام مسعودى اين است که ام فضل به تحريک معتصم اين کار را انجام داده 27 اما برخى ديگر معتقدند: ام فضل وصيت پدرش مأمون را انجام داده است. 28
اولاد امام
ايشان، دو پسر و دو دختر به نام هاي: على (امام هادى عليه السلام)، موسى، فاطمه و امامه به يادگار گذاشتند. 29 که مشهورترين آنها، به تعبير سبط بن جوزى على، امام ابوالحسن عسکرى مى باشد30 که جانشين بعد از ايشان مى باشد. 31
جايگاه حديثى امام
پيرامون جايگاه حديثى امام در ميان اهل سنّت صريحاً اشاره نشده و تنها مطلبى که در اين باره بيان شده، اين است که ايشان به صورت مسند از پدرانش از پيامبر حديث نقل مى کند. 32 و بعضاً سعى در کنار زدن و تحقير امام دارند. و علت اين کار را، خردسالى امام عنوان مى کنند!33 در حالى که با مراجعه به کتب اهل سنّت در مى يابيم بزرگان و دانشمندان بنام اهل سنّت با وجود خردسالى امام، از ايشان به بزرگى ياد کرده و حدّاقل به خاطر اينکه از سلاله رسول الله مى باشند، احترام فراوانى نسبت به امام ابراز مى کنند.
امام به روايت اهل سنّت
1. مأمون، خليفه عباسى (متوفّاى 218 ق.)؛ وى امام جواد را با اينکه کودکى نه ساله بود، صاحب فضل و علم و کمالِ عقل مى دانست. و بدين خاطر، قصد ازدواج دخترش ام فضل را براى امام داشت (البته اين، قصد ظاهرى مأمون بوده و گرنه قصد اصلى وى کنترل امام بوده است) که با وجود مخالفت بنى عباس و اثبات فضيلت امام، جلسه مناظره امام با يحيى بن اکثم را ترتيب داده و در آنجا ثابت نمود که امام با وجود کودکى از نظر فضل و معرفت و حلم، سرآمد ديگران است. و ترتيب ازدواج امام با ام فضل را مهيا نمود و چنين گفت: الحمدللّه على ما منّ به عليّ من السداد فى الامر والتوفيق فى الرأي. و أقبل على أبى جعفر و قال: إنّى مزوّجک ابنتى أم الفضل و ان رغم أنوف قوم. . . 342. قاضى يحيى بن اکثم (متوفّاى 242 ق.)؛ وى که يکى از دشمنان خاندان نبوت و امامت است – که در مقاطع مختلف و در حضور خليفه عباسى و ساير بزرگان بنى عباس، مغلوب امام جواد نه ساله شده است 35- اعتراف مى کند:روزى نزديک تربت پيامبر، امام جوادعليه السلام را ديدم، با او در مسائل مختلفى به مناظره پرداختم و همه را پاسخ داد. گفتم: به خدا سوگند! مى خواهم چيزى از شما بپرسم ولى شرم دارم. امام فرمود: من پاسخ را بدون آنکه پرسشت را به زبان بياورى، به تو مى گويم؛ تو مى خواهى بپرسى امام کيست؟ گفتم: آرى، به خدا سوگند! پرسشم همين است. فرمود: امام، منم. گفتم: نشانه اى بر اين ادّعا داريد. در اين هنگام، عصايى که در دست امام بود، به سخن آمد و گفت: او، مولاى من و حجّت خداست. 363. احمد بن على خطيب بغدادى (متوفّاى 463 ق.)؛ وى نام امام را به مناسبت ورود ايشان به بغداد، در تاريخ خود ثبت و ضبط کرده و درباره ايشان مى گويد: محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب، ابوجعفر بن الرضا، قدم من مدينة رسول الله الى بغداد. . . فتوفّى فى بغداد و دفن فى مقابر قريش عند جدّه موسى بن جعفر. . . . و قد أسند محمد بن على عن أبيه. 37و در ادامه، احاديثى در فضيلت امام على و فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسين عليهم السلام به نقل از امام جوادعليه السلام ذکر مى کند.4. عزالدين ابن اثير جزرى شيبانى (متوفّاى 630 ق.):محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على عليه السلام. . . و هو احدالائمّة عند الامامية. 385. شيخ محيى الدين ابوبکر محمد بن على طائى حاتمى اندلسى (متوفّاى 638 ق.):على باب الله المفتوح و کتاب الله المشروح، ماهية الماهيات، مطلق المقيدات و سرّ السّريات الوجود، ظلّ الله المدود، المنبع فى مرآة العرفان و المنقطع من نيله حبل الوجدان، غواص بحر القدم، محيط الفضل والکرم، حامل سرّ الرسول، مهندس الارواح والعقول، اديب معلمة الاسماء والشؤون، فهرس الکاف والنون، غايةالظهور والايجاد محمد بن عليّ الجوادعليه السلام. 396. محمد بن طلحه شافعى (متوفّاى 652 ق.): . . . و ان کان صغيرالسّنّ فهو کبيرالقدر، رفيع الذکر، و مناقبه رضى الله عنه کثيرة. . . اما مناقبه فما اتسعت حلبات مجالها و لا امتدت اوقات آجالها بل قضت عليه الاقدار الاهية بقلّة بقائه فى الدنيا بحکمها و استجالها فقلّ فى الدنيا مقامه و عجّل القدوم عليه لزيارة حمامه فلم تطل بها مدّته و لا امتدت فيها ايامه غير انّ اللّه عزّوجّل خصّه بمنقبة متالقة فى مطالع العظيم بارقة انوارها مرتفعة فى معارج التفضيل قيمة اقدارها بادية لعقول اهل المعرفة آية اثرها و هى و ان کانت صغيرة فدلالتها کبيرة. 407. سبط بن جوزى (654 ق): محمد الجواد. . . و کان على منهاج ابيه فى العلم والتقى والزهد والجود. . . 418. محمد بن يوسف گنجى شافعى (658 ق.)؛ وى نهمين پيشوا بعد از امام رضاعليه السلام را امام جوادعليه السلام دانسته و مى گويد: (الامام بعد الرضا، الجواد محمد المرتضي. . .)429. عمر بن شجاع الدين موصلى شافعى (660 ق.): و هو الامام التاسع الناطق بالسداد والمتّصف بالرشاد و العلم المستفاد، والفضل المنتشر بين العباد، المکين الامين، وارث النبيّين، و خلاصة ربّ العالمين، الکبير العلم والحلم، ذوالمنطق البليغ والتبيان، و الفصاحة والبيان، والجواد العامر، والعقل الباهر، الذى له من الروايات اعلاها، و من المناقب اجلّها و اسماها. . . 4310. شمس الدين احمد بن خلّکان (681 ق.): ابوجعفر محمد بن عليّ الرضا بن موسى الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر. . . المعروف بالجواد، احد الائمّة الاثنى عشر. . . و کان يروى مسندا عن آبائه الى على بن ابى طالب رضى الله عنه. . . و له حکايات و أخبار کثيره. . . و دفن عند جدّه موسى بن جعفر رضى اللّه عنهم اجمعين فى مقابر قريش. 4411. عماد الدين اسماعيل ابوالفداء دمشقى (732 ق.): محمد الجواد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب و هو احد الائمّة الاثنى عشر عند الامامية. . . و هو تاسع الائمة الاثنى عشر. 4512. شمس الدين ذهبى (748 ق.): ابوجعفر الهاشمى الحسيني. . . کان من سروات آل بيت النبي. . . و کان احد الموصوفين بالسخاء و لذلک لقب الجواد. . . و هو احد الائمّة الاثنى عشر الذين تدعى الشيعه فيهم العصمه. . . 46و نيز مى گويد:الشريف ابوجعفر محمد الجواد بن على الرضا بن موسى الکاظم الحسينى، احد الاثنى عشر اماما الذين يدعى الرافضة فيهم العصمة. . . و دفن عند جدّه موسى و مشهدهما ينتابه العامة بالزيارة. 47اما در جاى ديگر مى گويد:محمد الجواد من سادة قومه لم يبلغ رتبة آبائه فى العلم والفقه. 4813. زين الدين بن الوردى (749 ق.): محمد الجواد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على رضى الله عنه، احد الائمّة الاثنى عشر على مذهب الامامية. . . و محمد تاسع الاثنى عشر. . . 4914. ابن تيميه حرّانى دمشقى (758 ق.): محمد بن على الجواد کان من اعيان بنى هاشم و هو معروف بالسخاء و السؤدد و لهذا سمّى الجواد. . . 5015. عبدالله بن اسعد يافعى يمنى (768 ق.): الشريف ابوجعفر محمد الجواد بن على الرضى بن موسى الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر، احد الاثنى عشر اماما الذين يدعى الرافضه فيهم العصمة. . . و کان الجواد يروى مسندا عن آبائه الى على بن ابى طالب رضوان الله تعالى عليهم اجمعين. . . و لمّا توفّى دفن عند جدّه موسى بن جعفر فى مقابر قريش. 5116. محمد بن عبدالله، معروف به ابن بطوطه (779 ق.)؛ وى در سفرنامه خود از ضلع غربى بغداد چنين مى گويد: وفى هذا الجانب الغربى من المشاهد و هو فى محلّة باب البصرة. . . و فى هذا الجانب قبر موسى الکاظم بن جعفر الصادق، والد على بن موسى الرضا. . . و الى جانبه قبر الجواد، و القبران داخل الروضة عليهما و کانّه ملبسة بالخشب عليه الواح الفضّة. 5217. جمال الدين يوسف بن تغرى اتابکى (874 ق.): محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب، ابوجعفر و قيل ابومحمد، و کان يلّقب بالجواد و بالمرتضى و بالقانع. . . و کان خصيصاً عند المأمون. . . 5318. فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى (927 ق.): اللهم وصلّ و سلّم على الامام التاسع، الاوّاب السجّاد، الفائق فى الجود على الاجواد، مانح العطايا و الاوفاد، لعامّة العباد، ماحى الفواية و العناد، قامع ارباب البغى والفساد، صاحب معالم الهداية و الارشاد، الى سبل الرشاد، المقتبس من نور علومه الافراد، من الابدال و الاوتاد، ابى جعفر محمد التقى الجواد بن على الرضا ساکن روضة الجنّة بأنعم العيش، المقبور عند جدّه بمقابر قريش. اللهم صلّ على سيّدنا محمد و آل سيّدنا سيّما الامام السّجّاد محمد التقى الجواد. 5419. غياث الدين بن همام الدين شافعى، معروف به خواندمير (942 ق.)؛ وى در احوالات امام چنين مى گويد: در اوايل ايام صبى و مبادى آوان نشو و نما، شمايم امامت و سرورى از صادرات افعال آن غنچه گلبن نبوّت در دميدن بود، و نسايم کرامت و دين پرورى از واردات احوال آن نهال گلشن فتوّت در وزيدن. رخسار فايز الانوارش سپهر علم و دانش را آفتابى بود از افق دودمان مصطفوى طالع گرديده، و قامت موفور الاستقامتش گلزار مجد و معالى را شجره بود بر جويبار خاندان مرتضوى بالا کشيده، دلايل امامتش به موجب نصّ آباء نامدارش در غايت ظهور، و امارات جلالتش در کتب متقدمين و متأخرين بأقلام اهتمام مستور.
امام تقى، نقى جواد
فطانت نهاد، کرامت نزادز صلب شريف على الرضاز اولاد دين پرور مرتضىگل سورى بوستان رسولنهال ثمر بخش باغ بتولبفضل کرم آنچنان شهره گشتکه صيتش ز اوج فلک در گذشتز حد بود بيرون کرامات اوز حصر است افزون مقامات او5520. شمس الدين محمد بن طولون دمشقى (953 ق.): و تاسعهم ابنه محمد و هو ابوجعفر محمد الجواد بن على الرضا بن موسى الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن على زين العبادين بن الحسين بن على بن ابى طالب رضى الله عنهم، المعروف بالجواد. . . و له حکايات و اخبار کثيرة و کان يروى مسندا عن آبائه الى على بن ابى طالب. 5621. حسين بن محمد ديار بکرى (966 ق.)؛ وى درباره امام مى گويد: الشريف محمد الجواد ولد على بن موسى الرضا. . . 5722. ابن حجر هيثمى مالکى (973 ق.)؛ وى درباره اولاد امام رضا چنين مى گويد: اجلّهم محمد الجواد، لکنّه لم تطل حياته. . . 5823. ابن عماد حنبلى دمشقى (1089 ق.): الشريف، ابوجعفر محمد بن على الرضا بن موسى الحسينى، احد الاثنى عشر اماما الذين تدعى فيهم الرافضة العصمة. . . و دفن عند جدّه موسى و مشهدهما يتنابه العامة بالزيارة. 5924. مولوى عبدالفتاح بن محمد بن نعمان حنفى هندى (1096 ق.): کان الامام محمد بن على الرضا. . . و کان عليه السلام صاحب الخوارق والکرامة من طفوليته و يقال انّه أخبر انّ موته يکون ثلاثين شهراً بعد موت المأمون، فکان کما أخبر. 6025. عبدالله بن محمد بن عامر شبراوى شافعى (1172 ق)؛ وى درباره فرزندان امام رضاعليه السلام مى گويد: وله من الاولاد خمسه ذکور و بنت، اجلّهم و اشرفهم التاسع من الائمة محمد الجواد و هو ابوجعفر محمد الجواد بن على الرضا بن موسى الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن على زين العابدين بن الحسين السبط بن على بن ابى طالب، و کراماته رضى الله عنه کثيرة و مناقبه شهيرة. . . 6126. مؤمن بن حسن شبلنجى شافعى (1298 ق.)؛ وى با تکرار کلام محمد بن طلحه شافعى، از امام تجليل و به بزرگى ياد کرده و مى گويد: وان کان صغير السّنّ فهو کبير القدر، رفيع الذکر، و مناقبه رضى الله عنها کثيرة. . . 6227. يوسف بن اسماعيل نبهانى شافعى (1350 ق.): محمد الجواد بن على الرضا احد اکابر الائمة و مصابيح الامّة من ص = ساداتنا اهل البيت. . . رضى الله عنه و عن آبائه الطيبين و اعقابهم اجمعين و نفعنا ببرکاتهم، آمين. 6328. على حسينى فکرى قاهري: لقد احسن المأمون اليه و قربه و بالغ فى اکرامه و لم يزل مشغوفا به لمّا ظهر له من فضله علمه و کمال عقله و ظهور برهانه مع صغر سنّه، و عزم على تزويجه بابنته ام الفضل و صمّم على ذلک فمنعه العبّاسيّون من ذلک خوفاً من أن يعهد اليه کما عهد ابيه من قبل. . . 6429. هادى حمو: هو ابوجعفر محمد الجواد بن على الرضا مات فخلفه فى الامامة و هو ابن سبع او تسع سنين و قد شغف به المأمون لمّا رأى من فضله مع صغر سنّه و نبوغه فى العلم والحکمة و الادب و کمال العقل ما لم يساوه احد فى ذلک من اهل زمانه، فزوّجه ابنته ام الفضل کما زوّج ابه من قبل من اخته ام حبيب. . . 6530. دکتر عبدالسّلام ترمانيني: هو محمد بن على الرضا بن موسى الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن على زين العابدين بن الحسين السبط بن على بن ابى طالب، ابوجعفر الملّقب بالجواد، ثامن الائمة الاثنى عشر عند الامامية، کان ذکيّاً، طلق اللسان، حاضر البديهة. . . 6631. خيرالدين زرکلي: محمد بن على الرضا بن موسى الکاظم الطالبى الهاشمى القرشى ابوجعفر الملّقب بالجواد تاسع الائمه الاثنى عشر عند الامامية کان رفيع القدر کأسلافه، ذکيّاً، طلق اللسان، قوى البديهة. . . 67
نصوص وارده بر امامت امام عليه السلام
در بعضى از متون اهل سنّت رواياتى که بر امامت امام جوادعليه السلام از جانب امام رضاعليه السلام دلالت دارد، نقل شده که به بعضى از آنها اشاره مى شود:1. صفوان بن يحيى مى گويد: روزى به امام رضاعليه السلام گفتم: قد کنّا نسئلک قبل أن يهب الله لک أباجعفر من القائم بعدک؟ فتقول: يهب الله لى غلاماً و قد وهبک الله و أقرّ عيوننا به، فإن کان کون و لا أردنا الله لک يوما فالى من؟ فأشار بيده الى أبى جعفر و هو قائم بين يديه و عمره اذ ذاک ثلاث سنين. فقلت: و هو ابن ثلاث؟! قال: و ما يضرّ ذلک فقد قام عيسى بالحجّة و هو ابن أقلّ من ثلاث سنين. 682. معمّر بن خلاّد مى گويد: سمعت الرضا يقول و ذکر شيئا فقال: ما حاجتکم الى ذلک هذا أبوجعفر قد أجلسته مجلسى و صيّرته مکاني. و قال: إنّا اهل بيت يتوارث اصاغرنا عن أکابرنا القذة بالقذة. 693. جيرانى به نقل از پدرش مى گويد: کنتُ واقفاً بين يدى أبى الحسن الرضا بخراسان فقال قائل: يا سيّدى ان کان کون الى من؟ فقال: الى ابنى أبى جعفر. فکأنّ السائل استصغر من أبى جعفر فقال الرضا: إنّ اللّه بعث عيسى بن مريم نبيّاً صاحب شريعة مبتدئة فى اصغر من السّنّ الذى فيه أبوجعفر. 704. روايت شده: روزى امام جوادعليه السلام بر عموى پدر خود، على بن جعفر، وارد شد. على بن جعفر به احترام امام جوادعليه السلام از جا برخاسته و امام را مورد احترام و بزرگداشت قرار داد. اطرافيان به على بن جعفر گفتند: تو در حالى که عموى پدرش هستى، اين گونه وى را احترام مى کني؟ على بن جعفر در حالى که دست بر ريش خود گذاشته بود، گفت: اذا لم يراللّه هذه الشيبة للامامة أراها أهلا للنّار اذا لم أقرّ بإمامته. 71
——————————————–پى نوشت ها :

1. تاريخ بغداد، خطيب بغدادى، ج 3، ص 54.2. همان؛ نورالابصار فى مناقب آل بيت النبيّ المختار، مؤمن بن حسن شبلنجى، ص 160.3. النجوم الزاهره، ابن تغرى اتابکرى، ج 2، ص 231.4. مطالب السؤول فى مناقب آل الرسول، محمد بن طلحه شافعى، ص 303؛ احسن القصص، على فکرى، ج 4، ص 284؛ مفتاح المعارف، عبدالفتاح بن نعمان حنفى، ص 82.5. تاريخ احمدى، احمد حسين بهادرخان حنفى بريانوى هندى، ص 349؛ النعيم المقيم لعترة النبأ العظيم، عمر بن شجاع الدين شافعى، ص 411.6. تذکرة الخواص، سبط بن جوزى، ص 321؛ مطالب السؤول، ص 303.7. نورالابصار، ص 160؛ احسن القصص، ج 4، ص 284؛ تاريخ حبيب السير، خواند مير، ج 2، ص 91؛ تاريخ احمدى، ص 349؛ تاريخ الاسلام، شمس الدين ذهبى، ص 385؛ النعيم المقيم، ص 411.8. تاريخ حبيب السير، ج 2، ص 91.9. تاريخ الاسلام، ص 385؛ العبر، شمس الدين ذهبى، ج 1، ص 300.10. تاريخ احمدى، ص 349؛ نورالابصار، ص 160؛ احسن القصص، ج 4، ص 284.11. تاريخ الاسلام، ص 385.12. تذکرة الخواص، ص 321؛ نورالابصار، ص 160؛ احسن القصص، ج 4، ص 294.13. النعيم المقيم، ص 414.14. تاريخ بغداد، ج 3، ص 55؛ النجوم الزاهره، ج 2، ص 231؛ الفصول المهمّه، ابن صباغ مالکى، ص 248؛ کفاية الطالب، محمد بن يوسف گنجى شافعى، ص 458؛ تذکرةالخواص، ص 321.15. مطالب السؤول، ص 305؛ الفصول المهمّه، ص 248؛ احسن القصص، ج 4، ص 284.16. نزهة الجليس، عباس بن على مکّى، ج 2، ص 69.17. مطالب السؤول، ص 305.18. تاريخ بغداد، ج 3، ص 55.19. المختصر فى اخبار البشر، زين الدين ابوالفداء دمشقى، ج 2، ص 33؛ تتمة المختصر فى اخبار البشر، ابن وردى، ج 1، ص 332؛ تاريخ الاسلام، ص 385؛ شذرات الذهب، ابن عماد حنبلى، ج 3، ص 97؛ المنتظم، ابن جوزى، ج 6، ص 304.20. تذکرة الخواص، ص 321.21. کفايةالطالب، ص 310؛ الفصول المهمّه، ص 257؛ نورالابصار، ص 245؛ نزهةالجليس، ج 2، ص 69؛ الصواعق المحرقه، ابن حجر هيثمى، ص 123؛ احسن القصص، ج 4، ص 294؛ جامع کرامات الاولياء، يوسف بن اسماعيل نبهانى، ج 1، ص 169.22. مروج الذهب،على بن حسين مسعودى،ج 3،ص 464.23. النجوم الزاهره، ج 4، ص 294.24. العبر،ج 1،ص 300؛ شذرات الذهب، ج 3، ص 97؛ رحله، ابن بطوطه، ص 237؛ تذکرةالخواص،ص 321.25. الفصول المهمّه،ص 257؛نزهةالجليس،ج 2،ص 69.26و27. مروج الذهب، ج 3، ص 464.28. نورالابصار،ص 160؛احسن القصص،ج 4،ص 296.29. الفصول المهمّه، ص 248؛ نورالابصار، ص 160.30 تذکرة الخواص، ص 321.31. کفايةالطالب، ص 458.32. مرآةالجنان، ج 2، ص 61؛ الائمة الاثنى عشر، ابن طولون دمشقى، ص 103.33. سير اعلام النبلاء، ذهبى، ج 13، ص 121.34. نورالابصار، ص 245.35. همان؛ الفصول المهمّه، ص 269.36. اصول کافى،ج 1،ص 353؛بحارالانوار،ج 50،ص 68.37. تاريخ بغداد، ج 3، ص 54.38. الکامل فى التاريخ، ج 4، ص 242.39. المناقب المطبوع فى آخر وسيلة الخادم الى المخدوم، فضل الله بن روز بهان اصفهانى، ص 296.40. مطالب السؤول، ص 303.41. تذکرة الخواص، ص 321.42. کفاية الطالب، ص 458.43. النعيم المقيم لعترة النبأ العظيم، ص 411 و 412.44. وفيات الاعيان، ابن خلّکان، ج 4، ص 175.45. المختصر فى اخبار البشر، ج 2، ص 33.46. تاريخ الاسلام،ذهبى،حوادث سال 220-211)،ص 385.47. العبر، ج 1، ص 300.48. سير اعلام النبلاء، ج 13، ص 121.49. تتمة المختصر فى اخبار البشر، ج 1، ص 332.50. منهاج السنه، ابن تيميه، ص 127.51. مرآةالجنان، ج 2، ص 60 و 61.52. رحله، ص 237.53. النجوم الزاهره، ج 2، ص 282.54. وسيلة الخادم الى المخدوم، ص 235.55. تاريخ حبيب السير، ج 2، ص 92.56. الائمة الاثنا عشر، ص 103.57. تاريخ الخميس، ديار بکرى، ج 2، ص 336.58. الصواعق المحرقه، ج 2، ص 596.59. شذرات الذهب، ج 3، ص 97.60. مفتاح المعارف، ص 82.61. الاتحاف بحبّ الاشراف، عبدالله بن محمد شبراوى، ص 347 و 348.62. نورالابصار، ص 245.63. جامع کرامات الاولياء، ج 1، ص 168 و 169.64. احسن القصص، ج 4، ص 295.65. اضواء على الشيعه، هادى حمو، ص 136.66. احداث التاريخ الاسلامى، عبدالسّلام ترمانينى، ج 2، ص 1259.67. الاعلام، خيرالدين زرکلى، ج 6، ص 271.68 – 70. الفصول المهمّه، ص 265.71. فصل الخطاب، خواجه پارساى بخارى، ص 58.

 منبع:كوثر، بهار 1385، شماره 65

نوشته قبلی

امام جواد (ع) ـ الگوى دانشمندان جوان

نوشته‌ی بعدی

ازدواج امام جواد (ع) با دختر مامون

مرتبط نوشته ها

بعثت در كلام خاندان رسالت
عقاید شیعه

بعثت در كلام خاندان رسالت

پویایی و بالندگی فقه شیعه
علوم شیعه

پویایی و بالندگی فقه شیعه

واژه شناسی شیعه و تشیّع
شیعه شناسی

شیعه از دیدگاه امام علی (ع)

خیزش مردم سرآغاز بعثتِ هنر
ویژه جنگ رمضان

خیزش مردم سرآغاز بعثتِ هنر

فلسفه و علل مهدویت در اسلام
انقلاب مهدوی

فلسفه و علل مهدویت در اسلام

تو رستم تهمتنی …
ویژه جنگ رمضان

تو رستم تهمتنی …

نوشته‌ی بعدی

ازدواج امام جواد (ع) با دختر مامون

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

بعثت در كلام خاندان رسالت

بعثت در كلام خاندان رسالت

پویایی و بالندگی فقه شیعه

پویایی و بالندگی فقه شیعه

واژه شناسی شیعه و تشیّع

شیعه از دیدگاه امام علی (ع)

خیزش مردم سرآغاز بعثتِ هنر

خیزش مردم سرآغاز بعثتِ هنر

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا