اطاعت از خدا، شرط عزتمندى حقیقى
انسان، مظهر صفات الهى و نماینده حق در جلوه گاه آفرینش است. از جلوه هاى خداگونه انسان، عزت و فخر برگرفته از نور ایمان او به خداوند است که به زندگى اش پاکى و آرامش هدیه مى کند.خداوند در قرآن مى فرماید: «إِنَّ الْعِزَّهَ لِلّهِ جَمیعًا؛ همه عزت از براى خداوند است». البته هر که بخواهد عزیز گردد، باید تنها به سوى خدا برود؛ زیراخداوند هم عزیز و هم عزت بخش است و هر که از غیر او طلب کند، خوار مى شود.هم چنین عزت و عظمت درگرو اطاعت خداى عزیز و اولیاى او و تسلیم در برابر اوامر الهى است.پیامبر گرامى اسلام فرموده است: «پروردگارتان همه روز مى فرماید: منم پروردگار عزیز، هر کس عزت دو جهان را خواهد، باید اطاعت عزیز کند».ارزش عزت نفس نیز در حدیثى از امام صادق آل محمد علیه السلام چنین آمده است: «خداوند همه امور را به مؤمن واگذارده، ولى به او اختیار نداده است که شخصیت گران بهایش را به خوارى بکشاند».پیام متن:۱. عزت واقعى از آن خداست و با تسلیم در برابر دستورهاى خدا به دست مى آید.۲. هیچ مؤمنى مجاز نیست عزت خویش را از بین ببرد.
عزت مدارى امام حسین علیه السلام
حسین بن على علیه السلام از برگزیدگان حق درعرصه عزت و شرف است. حضرت حسین علیه السلام ، مفهوم حقیقى عزت خواهى را در عمل نشان داد. «حیات طیبه» در قاموس او با شرافت و آزادگى همراه است. در فرهنگ حماسى امام، مرگ با عزت، زندگى است و زندگى ذلیلانه، مرگ و خوارى است.یکى از مهم ترین درس هاى حماسه کربلا، عزت نفس و دورى از اسارت در ذلت است. امام حسین علیه السلام ، حیات ذلت بار در سایه حکومت یزید را با کرامت دودمان نبى اکرم صلى الله علیه و آله و شرافت مؤمنان در تضاد مى دید. چنین نگرشى به زندگى، انسان را در دو راهى شهادت یا ذلت، به سوى عزت شهادت رهنمون مى سازد. در همین راستا، امام حسین علیه السلام ، حال خویش را به زبان شاعرانه این گونه بیان مى کند:آیا با خوارى زیستن یا با خوارى مردن؟ من هر دو را خوراکى ناگوار مى بینم. اگر به ناچار باید از مرگ و زندگى، یکى را برگزید؛ حرکت من به سوى مرگ با عزت، حرکتى زیبا خواهد بود.حسین علیه السلام ، درس عزت را در پرتو ولایت پدرش، امیرمؤمنان على علیه السلام آموخته است که مى سراید:وَ اِنْ تَکُنْ الاَْبْدانُ لِلْمَوْتِ انْشِئَتْ فَقَتْلُ امْرِءٍ بِالسَّیْفِ فِى اللّهِ أَفْضَلُاگر این بدن ها براى مرگ آفریده شده است، پس کشته شدن با شمشیر در راه خدا، بسیار زیباتر و برتر است.تربیت شدگان فرهنگ امام حسین علیه السلام نیز زندگى حقیقى را در مرگ و بقا را در فنا یافته اند. قاسم بن الحسن علیه السلام مرگ را شیرین تر از عسل مى داند. على اکبر چون «إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» را از زبان پدر شنید، پرسید: پدر مگر ما بر حق نیستیم؟ پدر فرمود: آری. گفت: پس چه باک از مرگ!و فرزندان مسلم بن عقیل گفتند: «در رکابت مى جنگیم تابه شهادت برسیم، زشت باد زندگى پس از تو… .»آرى، شهیدان این گونه اند که جسم مادى شان به زیر خاک ها مى رود، ولى نام و مرام و هدفشان همواره جاویدان است.پیام متن:۱. از نشانه هاى عزت نفس سیدالشهدا علیه السلام ، استقبال از مرگ با عزت و انزجار از زندگى ذلت بار زیر سایه حکومت یزید بوده است.۲. آنها که پیرو مکتب امام حسین علیه السلام مى باشند نیز، مرگ باعزت را بر زندگى ذلت بار ترجیح مى دهند.
هیهات من الذله
در میان سخنان حماسى امام حسین علیه السلام ، شعارى نمادین و افتخارآمیز هست که نشانه گویاى آزادگى و آزادمنشى امام حسین علیه السلام و دین سرافراز جد اوست. آن شعار، عبارت غرورآفرین «هیهات من الذله» است.آن گونه که در روز عاشورا در برابر پیشنهاد ابن زیاد فریاد برآورد:آگاه باشید که ناپاک ناپاک زاده، مرا میان دو چیز قرار داده است: کشته شدن یا تسلیم با ذلت، ولى ذلت از ما بسیار دور است. خدا راضى نیست که ما ذلیلانه تسلیم شویم و پیامبر خدا و مؤمنان و دامن هاى پاک و پاکیزه اى که در آن پرورش یافته ایم و آن مردانى که از تن دادن به زیر بار ستم منزه اند، راضى نیستند که ما اطاعت افراد پست را بر قتل گاه کریمان برگزینیم.امام حسین علیه السلام در حدیثى دیگر مى فرماید: «به خدا سوگند، هرگز مانند یک انسان ذلیل بیعت نمى کنم و نیز مانند بردگان فرار نمى کنم».با این شرایط، مرگ را سعادت مى بینم و زندگى با فرو مایگان، خوارى است و روح من روحى نیست که با ستم گر سازش کند.امام حسین علیه السلام به برادرش، محمد حنفیه مى نویسد: «برادرم، به خدا سوگند، اگر در تمام دنیا هیچ پناه گاهى براى من نباشد، باز هم با یزید بیعت نخواهم کرد».پیام متن:خوددارى امام حسین علیه السلام از بیعت با یزید به سبب آزادگى و بندگى واقعى خداوند.
سخنانى از بزرگان درباره آزادگى سالار شهیدان
شاعر عرب، ابوالطیب المتنبى مى گوید: «وَ إِذا کانَتِ النُّفُوسُ کِبارا تَعِبَتْ فِى مُرادِها الاَْجْسامُ». و هرگاه که روح ها بزرگ شد، در راه رسیدن به هدف هاى او جسم به زحمت مى افتد.«روح بزرگ و عزیز، آسایش ذلت آور را نمى پذیرد. اساسا روح که بزرگ شد به زحمت مى افتد. روح بزرگ، آرزو مى کند که در راه هدف هاى بزرگ و الهى، جسم را فدا کند و روح کوچک، تن را به آسایش مى کشاند».ابن ابى الحدید مى گوید: «حسین بن على علیه السلام ، سید «أَبات»؛ یعنى سالار کسانى است که زیر بار زور نرفتند. عرب به آن مردمى که حاضر نیستند زیر بار زور بروند، «اَبات» مى گوید. ابن ابى الحدید درس بزرگ حسین علیه السلام به انسان ها را چنین توصیف مى کند:اباعبداللّه حسین بن على علیه السلام سید اهل الْاِباء، یعنى سرور آزاگان بود که درس مردانگى و مرگ در سایه شمشیر را به جاى پذیرش پستى و ذلت به انسان ها آموخت. به او و یارانش پیشنهاد امان شد، ولى از خوارى سر برتافت.استاد مطهرى نیز از نگاهى دیگر، روحیه حضرت حسین علیه السلام را حماسى مى داند:در امام، نوعى حماسه است که حماسه انسانى است؛ تعصب اگر نامیده شود، تعصب ممدوح است. آن حماسه، کرامت نفس و آزادمنشى و عزت نفس است.حماسه، به طور کلى توجه به نوعى کیفیت معنوى است. یکى از اصول تربیت این است که در روح افراد، حماسه به وجودبیاید، ولى البته حماسه الهى، نه نژادى و ملی؛ یعنى حماسه اى نسبت به خیر و نیکى و نسبت به سنن سالم اجتماع.امام حسین علیه السلام ، شعارهایش، عملش، حرکاتش، سکناتش، سخنانش تا آخرین لحظه ها تمام حق خواهى و حق پرستى و موجى از حماسه است. امام حسین علیه السلام ، یک سوژه بى نظیر است در اسلام؛ از نظر تجدیدحیات اخلاقى و اجتماعى در اسلام و از نظر برانگیختن احساسات انقلابى و حماسى و از نظر ایجاد و تکوین شخصیت… .وقتى توانایى امام اندک مى شود و تیر زهرآلود به سینه امام مى نشیند، روى زمین مى افتد، ولى تن به ذلت و خواهش نمى دهد، بلکه رو به قبله معبود مى کند و مى فرماید: «یا اِلهى صَبْرا عَلى قَضائِکَ وَ لامَعْبُودَ سِواکَ یا غِیاثَ الْمُسْتَغِیثِینْ».پیام متن:۱. روح بزرگ، هرگز زیر بار ذلت نمى رود.۲. از برجسته ترین ویژگى هاى امام حسین علیه السلام ، روح حماسى ـ الهى او بوده است.۳. روح بزرگ با راحت طلبى هاى جسم در تضاد است و به همین سبب روح بزرگ موجب ایجاد زحمت براى جسم مى شود.
سخنى از مهاتما گاندى و اقبال لاهورى درباره امام حسین علیه السلامحماسه حسینى، درس آزادگى را به همه جهانیان داد. از این رهگذر، پیام عزت و سربلندى این حماسه را از زبان مهاتماگاندى، رهبر فقید هند بشنویم که گفت:من براى مردم هند چیز تازه اى نیاوردم، فقط نتیجه اى که از مطالعات و تحقیقاتم درباره تاریخ زندگى قهرمانان کربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند کردم. اگر بخواهیم هند را نجات دهیم، واجب است همان راهى را بپیماییم که حسین بن على پیمود… و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستى از سرمشق زندگى مان، امام حسین علیه السلام پیروى کند… .محمد اقبال لاهورى، از تقلید کورکورانه مسلمانان از تمدن غرب به شدت انتقاد مى کند و تنها عامل نجات و عزت مسلمانان را عمل به اسلام ناب مى داند. او مى گفت: «سخن مرا باور کنید که اروپاى امروز، بزرگ ترین مانع در راه پیشرفت اخلاق بشرى است».وى در رثاى حسین بن على علیه السلام چنین مى سراید:
تیغ بهر عزت دین است و بس / مقصد او حفظ آیین است و بس«ما سوى الله» را مسلمان بنده نیست / پیش فرعونى سرش افکنده نیستخون او تفسیر این اسرار کرد / ملت خوابیده را بیدار کردتیغ «لا» چون از میان بیرون کشید / از رگ ارباب باطل خون کشیدنقش «الاّ الله» بر صحرا نوشت / سطر عنوانِ نجات ما نوشترمز قرآن از حسین آموختیم / ز آتش او شعله ها اندوختیمشوکت شام و فر بغداد رفت / سطوت غرناطه هم از یاد رفتتار ما از زخمه اش لرزان هنوز / تازه از تکبیر او ایمان هنوزاى صبا، اى پیک دورافتادگان / اشک ما را بر مزار او رسان
پیام متن:۱. سرمشق گرفتن گاندى از امام حسین علیه السلام و توصیه و ارشاد او به مردم هند، که براى رهایى از چنگال استعمار، آن حضرت را الگوى خویش قرار دهند.۲. اقبال لاهورى، امام حسین علیه السلام را بیدار کننده جامعه اسلامى و نجات بخش آنان مى دانست.
عناصر عزت
1. زندگى در پرتو عقیده و جهادیکى از عناصر تحقق عزتمندى، استقامت بر رأى و عقیده درست است. دو عنصر فکر و عمل، سرمایه هر انقلاب است و زندگى واقعى، آن است که ویژگى هاى حیات ارزش آفرین را داشته باشد و تلاش انسان در مسیر عقیده و ایمانى صحیح پیش رود. بنا به قول شاعر عرب، احمد شوقی: «قِفْ دونَ رایِکَ فِى الْحیاهِ مُجاهِدا اِنَّ الْحَیاهَ عَقیدَهٌ وَ جهادٌ».زندگى، پیکار در راه اندیشه هاست و چون اندیشه ناب باشد، تلاش ها نافذ گردد. مرگ باعزت نیز روزیِ صاحب اندیشه نیک است که به آسانى جان را فداى آرمان ها و حفظ ارزش ها مى کند. استاد مطهرى دراین باره مى نویسد:تمام فاجعه کربلا براى این بود که امام رأى خود را نفروخت. در دوره یزید چه در وقتى که امام در مدینه بود و چه در مکه وچه در بین راه و چه در کربلا، آنها از امام فقط یک امتیاز مى خواستند و اگر آن یک امتیاز را امام به آنها مى داد، نه تنها کارى به کارش نداشتند، انعام ها هم مى دادند. حسین علیه السلام همه همان رنج ها را تحمل کرد و تن به شهادت خود و کسانش داد که همان یک امتیاز را ندهد. آن یک امتیاز، فروختن رأى و عقیده بود… اگر یک رأى غیروجدانى و غیرمشروع مى داد، شهید نمى شد؛ شهید شد که رأى و عقیده خودش را نفروخته باشد.
2. آزادمنشى و عزتمندىانسان بدون آزادمنشى، عزیز نخواهد شد. در مرام حسین علیه السلام ، آزادى و عزت در عمل و اندیشه، رابطه تنگاتنگى دارد وتا انسان از قید و بند وابستگى ها و چاپلوسى ها رهایى نیابد، به عزتمندى نخواهد رسید.آن گاه که سرور آزادگان در محاصره دشمن قرار مى گیرد و اهل بیت بى پناه وى فریاد «واحسینا» سر مى دهند، امام فریاد برمى آورد: «واى بر شما اى پیروان آل ابى سفیان! اگر دین ندارید و از روز رستاخیز نمى هراسید، دست کم در دنیاى خود آزادمرد باشید».پیام متن:۱. میان وابستگى هاى دنیوى و عزتمندى آدمى منافات وجوددارد.۲. از عناصر عزتمندى، پایدارى بر رأى و عقیده درست است.
3. زیبابینى بلاهاحماسه کربلا و اسارت خاندان امامت، نمادى از زیبایى و شکوه حق بود. کربلا از یک منظر، زشتى هاى یزیدیان را به خود دید، ولى از منظر حسینیان به زیبایى درخشید. آن گونه که زینب علیه السلام در برابر ابن زیاد و دودمانش که او را به قربانى شدن برادرش ملامت مى کرد و به این واقعه فخر مى ورزید، فرمود: «ما رَأَیْتُ اِلّا جَمیلاً… ؛ اى فرزند زیاد من از این حادثه جانکاه جز زیبایى ندیدم.» برادرم و یارانش نیز با افتخار، به جایگاه ابدى خویش سفر کردند و این ننگ و نفرت به زودى براى تو مى ماند که باید پاسخ گوى خون ها باشی.در این زیباانگارى دو نکته نهفته است:الف) تسلیم رضاى الهى بودن در برابر آزمایش بلاها؛ب) اینکه زیبا دیدن بلاها، مانع از تسلیم آدمى در برابر حوادث روزگار مى شود و روح او را همواره عزیز مى دارد.پیام متن:زیبا دیدن بلاها و سختى ها از عوامل حفظ عزت و کرامت آدمى است.
4. امر به معروف و نهى از منکرجامعه اموى در شعله فساد و تباهى مى سوزد، حق به کنار رفته است و باطل، منکَر نیست. عقیده امام مصلح نیز در این وضعیت بر آن است که مؤمن واقعى باید مرگ در عزت را طلب کند؛ زیرا بزرگى و کرامت پاى مال شده است. پس باید براى نجات مردم از منجلاب گمراهى، چاره اى اندیشید و طرحى نو در انداخت.پس در نامه اى به برادرش، محمد حنفیه مى نویسد:خروج من براى سلطه گرى نیست، بلکه حرکت من براى پاکیزه کردن امت است. امت جدم نیاز به پاک سازى دارد. مى خواهم دعوت به نیکى ها و پرهیز از پلیدى ها را سرلوحه حرکت قرار دهم و شیوه رسول الله و پدرم را ارج نهم.حسین علیه السلام با این تلاش حماسى، ارزش امر به معروف و نهى از منکر را بالا برد و آن را به عنوان عامل رشد و عزت مردم در صدر اهداف نهضت خویش برشمرد.ازاین رو، پیشوایان اسلام همواره مى کوشیدند با پرورش روح عزت و شرافت انسانى در وجود پیروان خویش و آشنا کردن مردم با ارزش هاى اسلامى مانند امر به معروف و نهى از منکر، عزت نفس آنها را برانگیزانند و آنان را با اراده هاى قوى و نشاط جسمى و روانى به سوى اهداف برتر رهنمون سازند و با چیره شدن بر مشکلات زندگى، به بیشترین توفیق ها دست یابند.پیام متن:براى رسیدن به عزتمندى باید فرهنگ امر به معروف و نهى از منکر را احیا کرد.سخنى از امام خمینى رحمه الله و مقام معظم رهبرى درباره عزت نفسامام خمینى رحمه الله که یکى از مظاهر عینى کرامت و عزت نفس بود، در بیان این موضوع مى فرماید:هیهات که امت محمد صلى الله علیه و آله و سیراب شدگان کوثر عاشورا و منتظران وراثت صالحان، به مرگ ذلت بار تن دردهند و هیهات که خمینى در برابر تجاوز دیوسیرتان و مشرکان و کافران به حریم قرآن کریم و عترت رسول خدا وامت محمد صلى الله علیه و آله و پیروان ابراهیم حنیف، ساکت بماند و یا نظاره گر صحنه هاى ذلت و حقارت مسلمانان باشد.مقام رهبرى نیز در تجلیل از فرهنگ حماسه ساز اباعبدالله الحسین علیه السلام فرموده است:در رفتار امام حسین علیه السلام از همان اول که از مدینه حرکت کرد تا وقتى که در کربلا به شهادت رسید، همان معنویت و عزت و سرافرازى و درعین حال عبودیت و تسلیم مطلق در مقابل خدا محسوس است… .پیام متن:اهتمام امام راحل رحمه الله و مقام معظم رهبرى به پرورش عزت نفس مردمان و الگو قرار دادن امام حسین علیه السلام دراین باره.

















هیچ نظری وجود ندارد