انکار شأن نزول آیة «صادقین» دربارة علی×
ابنتیمیه در شأن نزول آیه:
{يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَكُونُوا مَعَ الصّادِقينَ}.
ای کسانی که ایمان آوردید از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید و با صادقان باشید.
اشکال میکند که:
این آیه اختصاص به حضرت علی× ندارد، زیرا ابوبکر و عمر هم از صدیقین بودند. لذا آیه شامل همه میشود و با ادله ثابت شد که صدیق، ابوبکر است. همچنین صادقین صیغه جمع است و علی× یک فرد است، بنابراین علی× مراد آیه نیست.
و آیه در قصه کعب بن مالک وقتی که از غزوه تبوک تخلف کرده بود، نازل شد. از آیه عصمت علی× و غیر او فهمیده نمیشود، اگر فرض شود که مراد همان معصوم است. اما اجماع بر انتفاء عصمت از غیر علی× را نداریم و آیه میگوید مثل صادقین متصف به صدق باشید.([1])
نقد و بررسی:
اهل تسنن بر این باورند که آیه در شان حضرت علی× نازل شده است و امیرالمؤمنین و ائمه را مصداق صاقین ذکر کردهاند که در ادامه به شرح دیدگاهها میپردازیم:
الف) ابن جوزی در این باره مینویسد:
علمای تاریخ گفتهاند: منظور از صادقین، علی بن ابیطالب و اهلبیت او میباشند.
ب) ابن عباس در تفسیر صادقین میگوید:
علی× سید صادقین میباشد.([2])
ابن مردویه این روایت را از ابن عباس و ابی جعفر نقل کرده است.([3])
پ) مزی نیز مصداق آیه را رسول خدا| و امیرالمومنین علی× معرفی کرده است، لذا در این زمینه میگوید:
محمدبن صلت از پدرش و او از امام صادق× روایت کرده است که مصداق صادقین رسول خدا و امیرالمومنین میباشند.([4])
ت) علامه بحرانی نیز در این مورد مینویسد:
موفقبن احمد به اسناد خود از ابن عباس در ذیل آیه شریفه میگوید: منظور علی بن ابیطالب× است. سپس در ادامه میگوید: این مطلب را عبدالرؤوف در کتاب رموزالکنوز ذکر کرده است.([5])
برخی علمای اهل تسنن این مطلب را از ابن عباس و جابر و ابی جعفر نقل کردهاند که میتوان به مصادر آنها مراجعه نمود، از جمله:
- سیوطی در کتاب الدر المنثور، ج3، ص29.
- شوکانی در کتاب تفسیر فتح القدیر، ج2، ص502.
- ثعلبی در کتاب الکشف والبیان، ج4، ص109.
- قندوزی در کتاب ینابیع الموده، ص119.
ابنتیمیه بر این اعتقاد است که صادقین جمع است و امیرالمومنین× فرد است، چگونه جمع بر فرد دلالت دارد؟ همچنین آیه در شأن کعب بن مالک نازل شده است.
تناقضهای وی در اینجا نمود پیدا میکند؛ از طرفی میگوید: صیغه جمع بر فرد دلالت نمیکند، از طرفی دیگر معتقد است که بر کعب بن مالک نازل شده است.
[1]) ابن تیمیه، احمد، منهاج السنهًْ، ج7، صص266ـ277.
[2]) ابن جوزی، عبدالرحمن، تذکرهًْ الخواص، ص10.
[3]) ابن مردویه، ابوبکر، مانزل من القرآن فی علی، ص258.
[4]) حسکانی، شواهدالتنزیل، ج1، ص259.
[5]) بحرانی، هاشم، تفسیر برهان، ج2، ص866.
















هیچ نظری وجود ندارد