ای آنان که چشم بر حقیقت بستهاید و به کاروان نور، به پیادهروی اربعین، با زبان طعنه و قلم با کینه مینگرید!
شما که در میان غوغای انسانیت، صدای شیطان را ترجیح میدهید و به جای آنکه عظمت این حماسه را ببینید، بر خاک کربلا خاکستر حسد میپاشید!
چه شده است که دلهای شما به این اندازه سنگ شده است؟
مگر ندیدهاید مردان و زنان عراقی که از جان و مال خود گذشتهاند، تا زائر را خادم باشند؟ مگر نچشیدهاید طعم نان خشک و آب سادهای که به دستهای لرزانشان به زائر تقدیم میشود؟ آری، شما دیدهاید اما به روی خود نمیآورید، چون چشمهایتان را کینه و دلهایتان را غبار دنیا پر کرده است.
شما اربعین را «اسراف» مینامید، در حالیکه عقل و انصاف فریاد میزند این صحنه، نمایش ایثار است. شما خدمت خادمان را «خرج از جیب ملت ایران» میخوانید، در حالیکه جهانیان میدانند ستون این سفره عظیم بر دوش مردم شریف عراق است. شما حقیقت را میدانید، ولی آن را دفن میکنید، چون از درخشش نور اربعین بر میآشوبید.
وای بر شما! که نهتنها این حقیقت را درک نکردید، بلکه با قلمهای آلودهتان زخم بر دلهای خادمان حسین میزنید؛ آنان که از شرم کوتاهی خدمت اشک میریزند، شما بر آنان نیشخند میزنید!
چه ظلمی بالاتر از این؟ چه خیانتی آشکارتر از این؟
ای قلمداران بیانصاف! بدانید اگر دلهای شما از این حماسه آزرده میشود، نه از فقر ملت است، بلکه از فقر ایمان شماست. و اگر زبان شما به نکوهش اربعین آلوده است، نه از سر دلسوزی، بلکه از سر دشمنی با حقیقت است.
آری، شما دشمنان اربعینید؛ هرچند خود را در لباس خیرخواهی پنهان کنید. شما از قیام عاشورا در هراسید، زیرا میدانید این خیزش دلها امتها را بیدار میکند و سلطه باطل را فرو میریزد.
اما به یاد داشته باشید:
اربعین با نیش شما زخمی نمیشود، بلکه شعلهورتر میگردد. اربعین با دروغهای شما خاموش نمیشود، بلکه جهانیتر میشود. و شما در تاریخ رسوا خواهید شد، همانگونه که یزید و ابنزیاد رسوا شدند.
ای کاش پیش از آنکه دیر شود، لحظهای به خود آیید و قطرهای از اشک زائر بر خاک کربلا را ببینید؛ شاید وجدان خفتهتان اندکی بیدار شود.
۲۲ صفرالاحزان ۱۴۴۷
کربلای معلّی














هیچ نظری وجود ندارد