۱۸ اسفند ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home نهضت حسینی

عباس علمدار کربلا

عباس علمدار کربلا
0
SHARES
14
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

نهم محرم را، «تاسوعا» گویند. «تاسوعا» از ریشه «تسع» به معنای نُه می باشد.[۱] چند روز قبل از تاسوعای سال ۶۱ هـ .ق، عمر بن سعد فرمانده لشکر دشمن، نامه ای در ارتباط با عدم جنگ و صلح با امام حسین به عبید الله بن زیاد ، ـ فرماندار کوفه ـ نوشته بود؛ اما شمربن ذی الجوشن ـ که در آن زمان در کوفه بود ـ ابن زیاد را از این کار باز داشت. عبید الله نیز حرف او را پذیرفت . ابن زیاد نامه ای به ابن سعد نوشت و دستور داد که: اگر حسین بن علی تسلیم نشد، حمله کن و او و یارانش را بکش. به شمر هم گفت: اگر ابن سعد از این دستور سر باز زد، گردن او را بزن و خود فرمانده لشکر باش.[۲]شمر نامه را پیش از ظهر روز پنج شنبه نهم محرم(تاسوعا) به کربلا رساند. ابن سعد که نسبت به صلح با امام حسین خوشبین بود، به یک باره در برابر نامه عبیدالله قرار گرفت و راه گریزى براى خود نیافت. از سویی او می دانست که امام، تسلیم نمی شود و از طرفی دیگر طرح صلح او با شکست مواجه شده بود. عمر بن سعد دو گزینه در جلوی خود داشت:۱-. نبرد با امام حسین۲-.رها کردن فرماندهى که محروم شدن از رسیدن به حکومت ری و گرگان را به همراه داشت.پذیرفتن هر یک از این دو راه براى او دشوار بود؛ ولى حبّ ریاست و هواى نفس، چنان بر وى غلبه یافته بود که دنیا را بر آخرت ترجیح داد و راه نخست را انتخاب کرد و تصمیم گرفت فرمان عبیدالله را اجرا کند و با امام حسین(ع) به نبرد بپردازد. به همین جهت در روز نهم محرم بعد از نماز عصر سپاهیان خود را آرایش داد و آنان را آماده حمله نمود.

امان نامه قبل از حرکت سپاه عمر بن سعد آوردن

دو امان نامه[۳] برای فرزندان ام البنین گزارش شده است که هر دو ناکام ماند. فرزندان امیر المؤمنین(ع)و اُمّ البنین یعنی أباالفضل العباس و جعفر و عبد اللَّه و عثمان هر دو امان نامه را رد کردند و این چنین وفاداری خود را به امام حسین(ع) نشان دادند. اولین امان نامه از جانب عبد الله بن ابی المحل بود. او به خاطر فامیل بودن با اُمّ البنین از عبیدالله بن زیاد برای آنها امان گرفته بود. وقتی امان نامه برای این جوانمردان خوانده شد، در جواب گفتند: «ما نیازی به امان نامه تو نداریم. امان خدا بهتر از امان عبید الله پسر سمیه است»[۴] دومین امان نامه را شمر ـ که او نیز نسبت قوم و خویشی با آنها داشت ـ بازگو کرد و آن وفاداران در جواب گفتند: «خدا، تو و امان تو را لعنت کند. تو ما را امان می دهى در حالی که فرزند رسول خدا در امان نمی باشد.»[۵]

دستور جنگ در روز نهم از طرف عمربن سعد صادر شد؛ در حالی که یاران امام در مقابل یاران لشکر دشمن بسیار کم بودند و جنگی نابرابر در حال شکل گیری بود. کلام امام صادق در وصف تاسوعا امام صادق ع در حدیثی درباره این روز فرموده اند: «تاسوعا روزى است که امام حسین و یارانش در کربلا محاصره شدند و اهل شام در اطراف آنان اجتماع نمودند. ابن مرجانه و ابن سعد از کثرت لشکر خود خوشحال شدند و امام حسین و یاران او را در آن روز ضعیف شمردند یقین کردند که براى حسین یاورى نخواهد آمد و اهل عراق آن حضرت را کمک نخواهند کرد.»[۶]

با دستور حمله سپاه عمر بن سعد، به سوى خیمه هاى امام حسین به حرکت درآمدند. امام با مشاهده این صحنه به برادرش عباس بن على فرمود: «ای عباس، جانم به فدایت؛ سوار اسبت شو و از آنها بپرس مگر چه روی داده و برای چه به اینجا آمده اند.»ایشان به همراه بیست تن از یاران امام به سوى سپاه دشمن رفت، تا دلیل تحرّکات آنان را بپرسد. آنها گفتند: فرمان امیر است که یا حکم او را بپذیرید و یا آماده جنگ شوید. قمر بنی هاشم پیام را به امام رساند. امام به ایشان فرمود:« ارْجِعْ إِلَیْهِمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تُؤَخِّرَهُمْ إِلَى الْغُدْوَهِ و تَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِیَّهَ لَعَلَّنَا نُصَلِّی لِرَبِّنَا اللَّیْلَهَ و نَدْعُوهُ و نَسْتَغْفِرُهُ فَهُوَ یَعْلَمُ أَنِّی قَدْ أُحِبُّ الصَّلَاهَ لَهُ و تِلَاوَهَ کِتَابِهِ و الدُّعَاءَ و الِاسْتِغْفَار»« به نزد آنها بازگرد و اگر می توانى تا فردا از ایشان مهلت بگیر و امشب ایشان را از ما باز گردان تا امشب براى پروردگار خود نماز خوانده دعا کنیم و از او آمرزش خواهى نمائیم؛ زیرا خدا می داند من نماز و تلاوت کتابش قرآن و دعاى بسیار و استغفار را دوست دارم»[۷]

عباس نزد سپاهیان دشمن بازگشت و از آنها شب عاشورا را برای نماز و عبادت مهلت خواست. عمر بن سعد نمی خواست اجازه دهد؛ ولی یکی از یارنش گفت: «سبحان الله اگر اهل دیلم (کنایه از مردم بیگانه) و کفار از تو چنین تقاضائی می کردند، سزاوار بود که با آنها موافقت کنی» بالاخره ابن سعد با فشار یارانش، شب عاشورا را به امام و اصحابش مهلت داد.[۸] تاسوعا و حضرت ابوالفضل در بین عزاداران حسینی، روز نهم محرم با نام قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس زینت یافته است. بعد از شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)، امیرالمؤمنین با فاطمه دختر حزام عامریه ازدواج نمود. ایشان از شجاع ترین خاندان عرب برگزیده شده بود تا فرزندانی به دنیا بیاورند که شجاعت در وجودشان موروثی باشد.[۹] ثمره این ازدواج، چهار پسر شد: عباس، عبدالله، جعفر و عثمان؛ به همین خاطر کنیه «ام البنین» را به فاطمه بنت حزام دادند. چهار پسر ام البنین در کربلا در دفاع از امامت و در رکاب امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند.

صفات حضرت عباس

کنیه ایشان، «ابوالفضل» بود و به خاطر جمال ظاهر و باطنی که داشت به «قمر بنی هاشم» (ماه فرزندان هاشم) خوانده می شد. درباره اوصاف ایشان امام صادق علیه السلام چنین فرموده اند: «کان عمّنا العبّاس نافذ البصیره، صلب الایمان، جاهد مع أبى عبد اللَّه، و ابلى بلاء حسنا، و مضى شهیدا» «عمویم عباس، انسانى هوشمند و ژرفنگر و آراسته به ایمانى آگاهانه و استوار و عمیق بود؛ به همراه ابا عبد الله به جهاد پرداخت و در آزمون سرفراز و سربلند سر بر آورد و عمرش با شهادت به پایان رسید»[۱۰] در زیارت حضرت عباس که از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) منقول است به نکات برجسته ای از وجود قمر بنی هاشم پی می بریم. در این زیارت نامه، اوصافی همچون عبد صالح خدا بودن، فرمان برداری و اطاعت از خدا و رسولش و ائمه، وفاداری و جان نثاری برای امام خود، برای حضرت ابوالفضل ذکر شده است. قسمتی از این زیارت نامه چنین است:أَشْهَدُ لَکَ بِالتَّسْلِیمِ و التَّصْدِیقِ و الْوَفَاءِ و النَّصِیحَهِ لِخَلَفِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و آلِهِ الْمُرْسَلِ … السَّلاَمُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِیعُ لِلَّهِ و لِرَسُولِهِ و لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ و الْحَسَنِ و الْحُسَیْنِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمْ و سَلَّمَ السَّلاَمُ عَلَیْکَ و رَحْمَهُ اللَّهِ و بَرَکَاتُهُ و مَغْفِرَتُهُ و رِضْوَانُهُ و عَلَى رُوحِکَ و بَدَنِکَ‏ أَشْهَدُ و أُشْهِدُ اللَّهَ أَنَّکَ مَضَیْتَ عَلَى مَا مَضَى بِهِ الْبَدْرِیُّونَ و الْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ‏الْمُنَاصِحُونَ لَهُ فِی جِهَادِ أَعْدَائِهِ الْمُبَالِغُونَ فِی نُصْرَهِ أَوْلِیَائِهِ الذَّابُّونَ عَنْ أَحِبَّائِهِ شهادت مى‏دهم که تو تسلیم حسین فرزند نبى مرسل (صلى الله علیه و آله) بوده و او را تصدیق داشته و در مقام وفاء و خیر خواهى او بودى … درود بر تو اى بنده نیکوکار، بنده‏ اى که فرمان بردار خدا و رسولش و امیر المؤمنین و حسن و حسین بودى، درود و رحمت و برکات و مغفرت و بهشت خدا براى تو باد و بر جان و جسد تو باشد و خدا را شاهد مى‏ گیرم که تو همان راهى را رفتى که اصحاب بدر رفتند؛ همان کسانى که در راه خدا جهاد کرده، و در جهاد با دشمنان خدا زبان به پند و نصیحت گشوده، در نصرت دوستان خدا سعى بلیغ نموده و از دوستان و محبّین حق تعالى دشمنان را دفع کردند.[۱۱]

علمدار صبح عاشورا

امام یاران اندک خود را به سه جناح چپ و راست و قلب تقسیم کرد و برای هر یک فرماندهی برگزید و پرچم و عَلم را به دست پرتوانِ برادرش اباالفضل سپرد.[۱۲] علمداری در میدان های نبرد قدیم، نقشی حساس داشت. پرچمدارانِ جنگ را از با صلابت ترین و مقاوم ترین نیروهای مؤمن انتخاب می کردند. علمداران اهتمام شدید داشتند که همیشه عَلم را بلند و در فراز نگه دارند؛ چرا که آن سبب برپائی نیروهای رزمنده بود و لشکر از هم نمی گسست مگر به قتل صاحب رایت و سقوط پرچم. عباس مایه آرامش خاطر حسین بن علی بود و تا زنده بود دودمان امامت، آسایش و امنیت داشتند.[۱۳] سقّا در کربلا به حضرت عباس لقب «سقا» (آب آور) داده بودند؛ چرا که تا روز عاشورا چند بار، صف دشمن را شکافته و برای اطفال آب مهیا کرده بود. روز عاشورا پس از شهادت همه یاران، مأمور شد برای اهل بیت امام آب بیاورد؛ در حالی که مسیر آب توسط دشمن بسته شده بود. سقا تنها به دشمن حمله کرد و آنان را کنار زد. خود را به آب رساند. تشنه بود.

آب موج می زد. عقل گفتش تشنه کامی – نوش کن عشق گفتش بحر غیرت جوش کن
آب گفتش بر صفای من نگر – قلب گفتش در وفای من نگر
عافیت گفتش کف آبی بنوش – عاطفت گفتش که چشم از وی بپوش
تشنگی گفتش تو را سازم هلاک – رستگی گفتش که از مردن چه باک؟

به یاد تشنگی امام و خاندان و اهل بیتش افتاد. هرگز، این رسم وفا داری نیست. به خود خطاب کرد: یا نفس من بعد الحسین هونی … وبعده لا کنت ان تکونیهذا الحسین وارد المنون … وتشربین بارد المعین[۱۴]

«ای نفس، پس از حسین زنده نباشی! این حسین است که در آستانه مرگ و شهادت است و تو آب سرد می‏نوشی؟! به خدا سوگند، این هرگز رسم دینداری من نیست» و آب را بر آب ریخت. آب ننوشید. مشک را پر از آب کرد؛ اما آب به خیمه ها نرسید و عباس در بین راه شهید شد. در حالی که تمام همّش آبرسانی به اهل بیت و اطفال امام بود. عباس شهید شد در حالی که تشنه بود و چنین عباس تا ابد معلم عشق و وفا لقب گرفت.دو بال برای پروازشیخ صدوق نقل کرده است:روزی امام سجاد به عبید اللَّه فرزند قمر بنی هاشم نگاهى کرد. اشک چشمش را گرفت و فرمود:«روزى به رسول خدا سخت‏تر از روز اُحُد نگذشت که عمویش حمزه در آن کشته شد و بعد از آن موته است که عموزاده‏اش جعفر بن ابى طالب کشته شد. (سپس امام فرمود:) و هیچ روزى همچون روز حسین نبود. سى هزار مرد که گمان می کردند از این امتند دور او را گرفتند و هر کدام به کشتن او به خدا تقرب می جست و حسین، خدا را به آنها یادآوری می کرد، ولی آنها پند نمی گرفتند تا او را به ستم و ظلم و عدوان کشتند. (سپس فرمود:) خداوند، عباس را رحمت کند که ایثار و فداکارى نمود تا آنجا که هر دو دستش بریده شد. خداوند ـ عز و جل ـ به عوض آنها دو بال به او عطا نمود که با فرشتگان در بهشت پرواز مى‏کند؛ چنانچه با جعفر بن ابى طالب نیز چنین کرده بود و عباس را نزد خداى تبارک و تعالى درجه و منزلتى است که تمام شهیدان روز قیامت به آن غبطه مى‏خورند»[۱۵]

پی نوشت:

۱٫مصباح المنیر، ج۲، ص۷۵٫[۱]۲٫ قمی، شیخ عباس؛ دمع السجوم (ترجمه کتاب نفس المهموم)، ترجمه ابو الحسن شعرانی، قم، هجرت، اول، ۱۳۸۱ش، ص۱۹۰٫۳٫ امان دادن یعنی کسی را در کنف حمایت خود گرفتن. امان نامه، نوشته ای بود که سبب مصونیت جانی شخص امان یافته می شد.عرب ها نسبت به امانی که می دادند حتی نسبت به دشمن خویش پایبند بودند و نقض آن را ناجوانمردی و نشانه فرومایگی می دانستند.(محدثی، جواد؛ فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف، هفتم ،۱۳۸۳ ش، ص۶۱)[۴].نظری منفرد، علی؛ قصه کربلا، قم، سرور، دوازدهم، ۱۳۸۳ش، ص۲۴۰٫[۵].محمدبن محمدبن نعمان، شیخ مفید؛ الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، قم، کنگره شیخ مفید، اول، ۱۴۱۳ق، ج‏۲، ص ۸۹٫ البته برخی امان نامه را یکی می دانند به این صورت که شمر دوست عبد الله بن ابی محل بود و هر دو نسبت فامیلی با ام البنین داشتند. امان نامه را هر دو از عبید الله بن زیاد گرفتند؛ پس یک امان نامه بیشتر نبوده است.(ر.ک: رسول جعفریان؛ تأملی در نهضت عاشورا، قم، نشر مورخ، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۲). محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری، تهران، اسلامیه، دوم، ۱۳۶۲ش، ج‏۴، ص ۱۴۷٫ [۶][۷] . الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد،ج۲،

ص۹۱-۹۳(همان). قصّه کربلا، ص۲۳۶- ۲۴۳(همان).[۸]۲-.ابن عنبه؛ عمده الطالب فی انساب آل ابی طالب، تحقیق محمد حسن آل طالقانی، نجف، مکتبه الحیدریه فی النجف، سوم،۱۳۸۰ق، ص۳۵۷٫٫ ابو مخنف ازدی، مقتل الحسین، تحقیق حسن غفاری، قم، انتشارات علمیه، ۱۳۹۸ق، ص۱۷۶٫[۱۰][۱۱] .کامل الزیارات، ص۷۸۵ (همان].فرهنگ عاشورا، ص۳۴۷(همان).[۱۲]۳ . موسوی المقرم، سید عبد الرزاق؛ سردار کربلا حضرت ابو الفضل العباس (ترجمه کتاب العباس) ترجمه ناصر پاک پرور، بی جا، مؤسسه الغدیر، اول،۱۴۱۱ق، ص۲۷۵٫٫مقتل الحسین، ص۱۷۹ (همان).[۱۴].محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی، أمالی الصدوق، بیروت، اعلمی، پنجم، ۱۴۰۰ق، ص ۴۶۲-۴۶۳٫[۱۵]

منبع:سایت پژوهشکده باقرالعلوم

 

برچسب ها: قمر بنی هاشم (ع)
نوشته قبلی

سلاله خورشید در کمین‌گاه

نوشته‌ی بعدی

الو سلام حاج آقا / ۴۴

مرتبط نوشته ها

فرهنگ عاشورایی در زیارت های شیعی
نهضت حسینی

فرهنگ عاشورایی در زیارت های شیعی

عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی
نهضت حسینی

عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی

ایرانیان حاضر در کربلا
نهضت حسینی

عزت طلبی در سیره امام حسین (ع)

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین
نهضت حسینی

چرا امام حسین (ع) در روزگار معاویه قیام نکرد؟

جلوه‌های اخلاقی در نهضت حسینی
نهضت حسینی

جلوه‌های اخلاقی در نهضت حسینی

حماسه حسینی در یک نگاه
نهضت حسینی

حماسه حسینی در یک نگاه

نوشته‌ی بعدی
الو سلام حاج آقا / ۴۴

الو سلام حاج آقا / ۴۴

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا

الو سلام حاج آقا / ۲۹

ولایت و فضایل امام علی (ع) از نگاه فخررازی در تفسیر کبیر

حقیقت و فلسفه امامت

محمد بن مسلم ثقفی

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا