تحریف معنایی و لفظیتحریف از ماده حرف به معنای کژ کردن و برگردانیدن چیزی و یا برکنار بودن از جایی است. تحریف سخن و یا کلام به معنای تغییر محتوایی و معنایی آن می باشد. ( لسان العرب ، ابن منظور ، ج ۳ ص ۱۲۹ ماده حرف و نیز غیر آن از کتب معتبر لغت تازی)شیخ طوسی تحریف را امری می داند که با دو ابزار تاویل ناروا و زشت بدون تغییر در ساختار کلام و یا تغییر و تبدیل ساختاری کلام انجام می شود.( التبیان ، شیخ طوسی ، ج ۳ ص ۴۷۰)به نظر می رسد که تحریف به شکل سه گانه ای صورت می گیرد. مفسر نمونه بر این باور است که با توجه به مجموعه آیاتی که در قرآن درباره تحریف های یهودیان آمده می توان به این نتیجه رسید که تحریف یا به صورت لفظی و یا معنایی و گاه به حذف بخشی از کلام انجام می شود. یهودیان به هر سه گونه تحریف دست می یازیدند.( تفسیر نمونه ، ج ۴ ص ۳۱۳ تا ۳۱۴)در این تحلیل مفسر نمونه سخنی از تحریف به شکل اضافه کردن آیات یا واژگان و یا بخشی از کلام، مطرح نشده است؛ شاید علت و سبب آن این باشد که تحریف به شکل اضافه کردن بخشی به کلام گوینده و یا نویسنده یا اصولا به کار نمی رفته و اتفاق نمی افتاده و یا این که تحریف در این معنا کاربرد نداشته و به جای آن ، برای بیان این نوع از تغییر در کلام ، اصطلاح دیگری را به کار می گیرند.
اهداف و علل تحریفهر رفتار انسانی مبتنی بر انگیزه ها به عنوان علل ایجادی و اهداف به عنوان علل غایی است. از این رو می بایست در جستجوی علل و انگیزه های تحریف و اهداف محرفان به بازخوانی و تحلیل آیات مربوط و یا مرتبط با تحریف پرداخت. قرآن برای تحریف علل و عوامل چندی را بیان و مطرح می سازد که در این جا به بخشی از آن ها پرداخته می شود:
گمراه سازیهدف یهودیان در تحریف آیات الهی به انگیزه گمراه ساختن دیگران انجام می شده است و به نظر می رسد که این عامل را می توان در همه موارد تحریف ردگیری و شناسایی کرد. قرآن بیان می دارد که برخی از اهل کتاب برخی از مطالب را به کتاب آسمانی نسبت می دهند و می گویند که این سخن از کلام خداست تا بدین طریق شما گمان کنید که سخنی الهی است و بدان عمل کرده و باور نماید در حالی که آن سخن از آن خدا نیست و دروغ و افترایی بیش نیست. ( آل عمران آیات ۷۵ تا ۷۸)
برخورداری از اهداف دنیوییکی دیگر از علل و انگیزه هایی که موجب می شود تا برخی از اهل کتاب به تحریف آیات الهی بپردازند و آن را به خدا نسبت دهند ، رسیدن و دست یابی به اهداف دنیوی است. به این معنا که وقتی مطالبی را به خدا نسبت دهند باورمداران و دینداران به آسانی آن را پذیرفته و بدان عمل می کنند و واکنش منفی از خود نشان نمی دهند. انسان به طور طبیعی و فطری از خیانت در امانت و یا تصرف در اموال دیگری پرهیز داشته و آن را مکروه و ناخوش می دارد. از این رو اگر کسانی بدون دلیل عقلی و یا عقلایی در امانت خیانت و یا در اموال دیگری تصرف نماید و به حقوق دیگران تعرض کند به طور طبیعی مورد بی توجهی و بی مهری جامعه قرار گرفته و اعتماد و حسن نظر ایشان نسبت به خائن و متجاوز کم شده با او رفتار مثبت و سازنده ای در پیش نمی گیرند. برخی از اهل کتاب و یهودیان برای این که در اموال دیگرانی که از اهل کتاب و بر دین ایشان نبودند ه خیانت کنند و به شکلی آن را برای خود حلال و مباح جلوه دهند به تحریف کتاب آسمانی تورات پرداخته و گزاره هایی را به آن نسبت می دادند تا بدین وسیله رفتار ناشایست خود را توجیه و سلب اعتماد دیگران را بازسازی نمایند. قرآن بیان می دارد که یکی از علل و انگیزه های تحریف از سوی یهودیان این بوده است . از این رو با تغییر و تحریف آیات تورات به خداوند افترا می بستند که خداوند اجازه خیانت در امانت و تجاوز در اموال غیر اهل کتاب را به آنان داده است و کسانی که از اهل کتاب هستند می توانند در اموال بی دین هایی که اهل کتاب نیستند تصرف کنند. قرآن بیان می کند که ازاهل کتاب کسانی هستند که اگر بار شتری را در نزد ایشان امانت گذاری به تو بر می گردانند. اما در میاان ایشان کسانی هستند که اگر یک دینار زر در نزد ایشان به امانت گذاری در آن خیانت کرده و آن را به تو بر نمی گردانند مگر آن مقاومت کرده و با قدرت و پافشاری مال خویش را از دست ایشان باز گیری. سبب این گونه رفتار و خیانت در امانت را باید در اندیشه و باوری دانست که با تحریف در آیات آسمانی و افترا و دروغ به خدا آن را توجیه کرده و مشروعیت می بخشند. این باور و اندیشه این است که برای بی سوادان ( کسانی که اهل کتاب نیستند و دین آسمانی و کتاب آسمانی ندارند) راهی به سوی ما نیست و ما بر آنان حق داشته و تسلط و چیره می باشیم ؛ چون این تسلط ما بر امیین و بی کتاب ها حکم الهی است؛ در حالی که این افترایی به خدا و دروغی به اوست و بر این نسبت و دروغی که می بندند آگاه و عالم هستند.( آل عمران آیه ۷۵)اهل کتاب به قصد دست یافتن به اموال دیگرانی که از دین خود نیستند به روش هایی تمسک می جویند که از نظر عقل و عقلا امری زشت و ناپسند و غیر اخلاقی و حتی غیر حقوقی است با این همه با سوء استفاده و تحریف آیات آلهی کاری می کنند تا رفتار نابهنجار خود را توجیه کرده و مشروع جلوه دهند. ( ال عمران آیه ۷۷ و مائده آیه ۴۱)
فریب مومنانشریعت اسلامی پیامبر بزرگوار از دین کامل اسلام و شریعت نهایی و پایانی است که پس از شرایع دیگری چون یهودیت و مسیحیت آمده است. در گذشته هنگامی که مسیحیت ظهور کرد و با استناد به آیات تورات کوشید تا باورهای پیشین را تحکیم و برخی از تحریفات و تصحیفات و کژروی ها را اصلاح کند ، یهودیان برای جلوگیری از استفاده حضرت مسیح و یارانش از آیات تورات ، دست به تحریف آیات زدند تا به قول خود ، راه هر گونه سوء استفاده از تورات و آیات آن را بگیرند. از این رو آیات مرتبط با مسیح و بشارت ایشان و آیاتی که موید دیدگاه ها و نظرات آن بزرگوار بوده را تحریف کردند. پس از ظهور پیامبر اکرم (ص) این مساله دوباره تجدید و بلکه تشدید شد. یهودیان مدینه سال ها پیش به اعتبار نبوات و پیش گویی های دانیال پیامبر (ص) و دیگر پیامبران بنی اسرائیل به سرزمین مدینه آمده بودند تا در هنگام ظهور آخرین پیامبر و منجی بشریت در کنار آن حضرت بوده و از ظلم و ستمی که بت پرستان و بی دینان بر ایشان روا می داشتند رهایی یابند. اکنون آن حضرت ظهور کرده بود و به قول یهودیان بسیاری از امیین ( بی کتاب های غیر یهودی ) به او پیوسته بودند. آن حضرت در بسیاری از موارد به ایشان و تورات استناد می کرد و ادله ایشان را بر ضد شان به کار می بست. آنان پیامبر(ص) را به جهات تورات و دیگر کتب آسمانی و پیشگویی های پیامبران پیشین به خوبی می شناختند به طوری که قرآن از این شناخت به شناخت پدر و فرزند اشاره می کند . با این همه از در انکار درآمدند و به مخالفت با آن حضرت پرداختند. برای رهایی از استفاده آن حضرت از آیات آسمانی تورات اقدام به تحریف آیات کتاب کرده تا بدین وسیله مومنان را بفریبند.( آل عمران آیات ۷۵ تا ۷۸) جالب این است که برخی از عالمان یهودی برای فریب مومنان اهل کتاب نیز دست به تحریف زده اند تا بدین وسیله جایگاه قومی و نژادی خود و ارزش و اهمیت یهودیت را در چشم باور مداران آن افزایش دهند . این گونه است که مثلا برای آنان ویژگی های چون عدم عذاب در دوزخ و یا کاهش مدت عذاب و یا فرزندی خدا و مانند آن را بافته و به خدا نسبت داده اند .( بقره آیات ۵۸ و ۵۹ و اعراف آیات ۱۶۱ و ۱۶۲)
سنگدلیبه نظر قرآن یکی از علل و عواملی که موجب می شود تا انسان به تحریف آیات الهی اقدام کند ، سنگدلی و قساوت قلب است. ریشه این سنگدلی شکست پیاپی پیمان و عهدهایی است که یهودیان با خدا بسته بودند. البته این خاص یهودیان نیست . به این معنا که گزاره ها و گزارش های تاریخی و تحلیلی قرآن خاص مورد بیان نیست و نباید در مصداق آن توقف کرد. این ها نمونه های عینی و گزارش هایی است تا دانسته شود که ریشه و علل کنش ها و واکنش های انسان نسبت به آیات الهی چه اموری می باشد. در این گزارش به خوبی روشن می شود که هر گاه انسان بر خلاف باورهایی که با شهادت گویی آن را پذیرفته و بدان ایمان و پیمان بسته را بشکند و مکرر گناه و تجاوز و تعدی نماید در یک فرآیند به جایی می رسد که به سنگدلی دچار می شود و نتیجه آن می شود که در هنگام مخالفت آن گزاره ها با کنش و واکنش هایی خود ، به تحریف دست می یازید تا خود را توجیه کرده و دیگران را به مشروعیت عمل خود خوشبین نماید. بنابراین انسان به طور طبیعی برای رهایی از عذاب وجدان و یا همراهی دیگران می کوشد تا با تحریف و تغییر در محتوای آیات الهی آن را به خدا نسبت داده و عمل خود را امری دینی و در چارچوب آن نشان دهد تا علل و عوامل مخالفت دیگران را از میان بزداید.
روش های تحریفقرآن شیوه ها و روش های چندی را در بیان تحریفات آیات الهی و کتب آسمانی بیان می کند که برخی به صورت گزاره های کلی و برخی در قالب بیان موارد و مصادیق جزیی می باشد. در این جا به برخی از روش های و شیوه های تحریف اشاره و تفصیل بحث و بررسی را به زمانی دیگر واگذار می کنیم:
چرخاندن زبانبرخی از واژگان با کمی تغییر در تلفظ ، معنای ضد و یا مخالف می یابد و بر معنایی که از آن به طور جدی اراده شده دلالت نمی کند. در زبان فارسی می توان به تحریف در معنای (نگریست ) اشاره کرد که با کمی تغییر در زبان و چرخاندن آن می توان از آن اراده( دیدن و یا گریه نکردن) کرد. هم چنین است واژه (مهر) که می تواند به معنای مهر نهادن و یا محبت کردن دلالت کند و نیز (پر) پریدن و پر کردن و انباشت نمودن دو معنای است که از تغییر و چرخاندن آن در ذهن مخاطب و شنونده پدیدار می شود. یکی از روش هایی که برخی از اهل کتاب برای تحریف استفاده می کردند این گونه بوده است که خداوند در آیه ۷۸ سوره آل عمران به آن اشاره می کند.
انتساب دست نوشته هایکی از روش های تحریف آیات آسمانی انتساب دست نوشته های خود به عنوان بخشی از کتاب الهی است . این روش به جهت نادانی و بی سوادی اکثریت مردم امکان پذیر است. به این معنا که می توان به طرق مختلف آن را به دین نسبت داد. ( آل عمران آیات ۷۵ تا ۷۸) در زمانه ما این مساله در دین اسلام می تواند به شکل انتساب به روایت معتبر از نبی (ص) خود نمایی کند. از این روست که به جهت عدم امکان تحریف قرآن به این شکل، برخی از دنیا خواهان به تحریف در روایات و انتساب سخنان خود به معصوم و به ویژه پیامبر(ص) اقدام ورزیدند و آن را به آن حضرت منتسب کرده اند. آن حضرت (ص) بارها و بارها از این که مخالفان و منافقان به این شیوه دست به تحریف آموزه های اسلام شوند ، هشدار داده ومردمان را به عذاب سخت بشارت داده و ترسانده است .
تغییر و تبدیل کلمات و واژگانیکی دیگر از روش های اهل تحریف تغییر در کلمات و واژگان است که نمونه آن را خداوند در مساله آمرزش خواهی یهود از خدا بیان می دارد. خداوند از ایشان خواسته بود تا در هنگامه نیایش و آمرزش واژه و تعبیر خاصی چون ( حطه) را به کار بردند که ایشان آن را به واژه دیگری تحریف و تبدیل می کنند تا از بار معنایی آن بکاهند و نوعی ارزش کاذب برای خود در هنگامه دعا ایجاد کرده واز خفت معنایی واژگانی رهایی یابند. این گونه است که قول را به قول دیگری تبدیل و تغییر می دهند. ( بقره ایات ۵۸ و ۵۹ و نیز اعراف آیات ۱۶۱ و ۱۶۲)
نهان کردن و کتماناز روش های تحریف ، کتمان و نهان کردن آیات و معارف و آموزه های الهی است. به این معنا که با گزینش برخی از آیات و تکرار و خواندن آن مردم را به سمت و سوی می کشند که اهداف مادی و دنیوی آنان را تامین می کند و در همان حال از برخی از آیات و معارفی که می تواند به ضرر و زیان آنان تمام شود چشم فرو می بندند و آن را کتمان و نهان می سازند. ( انعام آیه ۹۱)این های برخی از علل و عوامل و انگیزه های تحریف در دین است که از سوی منافقان و مخالفان صورت می گیرد . برخی از مومنان بدون توجه به علل و انگیزه های عالمانی که این گونه در دین تحریف می کنند از عالمان دنیاطلب خود پیروی می کنند و از آنان نمی خواهند که ادله و دلایل روشن خود را نشان دهند. بنابر این بر همگان واجب و وظیفه است تا با شناخت از کتاب الهی و مطالعه و خواندن آن خود را به مسایل دینی آشنا کنند و راه تحریف را بر منافقان و عالمان دنیاخواه ببندند. تقویت تقوا ( یونس آیه ۱۵ و نیز مائده آیه ۴۴) و مهار و کنترل نفس و دوری از شیطان( نساء آیه ۱۱۹) و بازخواست مدیران و مسئولان و عالمانی که امر دین و دنیا مردم را در دست دارند می تواند راه بر تحریف و هر گونه سوء استفاده از دین را ببندد. بنابراین افزون بر هوشیاری عالمان خداترس بر مومنان است با نظارت دقیق نگذراند تا راه تحریف بر کسی گشوده شود.

















هیچ نظری وجود ندارد