۲۵ بهمن ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

تسلیه المجالس و زینه المجالس بخش(۲)

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

الف: عصر تدوین این اثر

از بررسی و مطالعه کتاب مذکور معلوم می گردد که مؤلف، کتاب را در طی سالهای مختلف تألیف نموده است. وی همچنین در ضمن کتاب، خطبه هایی را که در مناسبتهای مذهبی در اجتماع مردم در عراق انشا نموده، آورده است.در پایان مجلس چهارم، در قصیده مفصّلی که در مدح اهل بیت(ع) سروده چنین گوید:

سبعون عاما مضت ما کان اجمعهاالا کو مض یریق لاح فی مزناز بیت مذکور روشن می شود که وی در هفتادسالگی این شعر را سروده است.همچنین وی در این کتاب، از خطبه «السجع النفیس» خود یاد می کند که در سال ۹۵۵ق، آن را ایراد نموده است.نیز مؤلّف در مقدّمه کتاب، از شاه اسماعیل صفوی یاد می کند؛ با این عبارت:«… صاحب الاصل الراسخ والفرع الشامخ والمجد الاطول … ولد جدّه امیر المؤمنین حیدر، وعمده ذریّه السیدالشهید السعید شاه حیدر، مولانا وسیدنا السلطان الجلیل شاه اسمعیل ابوالمظفر الذی ایدالله الاسلام بعزیز نصره وقطع دابر البهتان بغالب امره واظهر بدرالحق بعد خفاه … جعل الله ارکان دولته فی صعید السعاده ثابته …».1از این تعبیر روشن می شود که مؤلّف، کتاب را در زمان سلطنت شاه اسماعیل صفوی نگاشته است و می دانیم که سلطنت وی در سال ۹۰۷ق، شروع شده و تا سال ۹۳۰ ادامه داشته است.پس مؤلف مقدمه کتابش را در بین این سالها نگاشته و در آن خطبه ای را نیز آورده که در سال ۹۵۵ق، ایراد نموده است. بنابراین، وی حداقل طی ۳۰سال، پیگیر تألیف این کتاب بوده است و وفات وی نیز بعد از سال ۹۵۵ و بعد از هفتادسالگی صورت گرفته است.ب: نمونه هایی از نثر ادبی کتاب
مؤلف، کتابش را با حمد و ثنای الهی چنین آغاز می کند:الحمدلله الذی جعل مصائب دارالغرور مصروفه الی وجوه اولیائه ونوائب بطشها المشهور موقوفه علی جهه اصفیائه ووعدهم علی الصبر الجمیل بالثواب الجزیل فی دار جزائه واراهم فضل درجه الشهاده فی منازل دارالسعاده الباقیه ببقائه، فبذلوا ارواحهم لینالوا الزلفی من رحمته …… اکرم مبعوث وخیر مرسل واشرف مبعوث بالمجد الاعبل والشرف الاطول، لم یضرب فیه فاجر ولم یسهم فیه عاهر، نقله الله من الاصلاب الفاخره الی الارحام الطاهره واختصه بالکرامات الباهره والمعجزات الظاهره ونسخ الشرائع بشریعته وفسخ المذاهب بملّته … فهو سیدالمرسلین وامام المتقین وخاتم النبیین، النبی المهذّب والمصطفی المقرب الحبیب المجیب والامین الانجب صاحب الحوض والکوثر والتاج والمغفر والخطبه والمنبر والرکن والمشعر والوجه الانور والجبین الازهر والدین الاظهر والحسب الأطهر والنسب الاشهر، محمد سیدالبشر المختار للرساله الموضح للدلاله المصطفی للوحی والنبوه …هذا الذی زیّنت بمدحه طروسی و صفت بوصفه بدیعی وتجنیسی وقابلت بدر کماله تربیعی وتقدیسی وجعلت ذکره فی خلواتی ألیفی وأنیسی وحلیت المجامع یلاقی مناقبه وشققت المسامع بمعالی مراتبه.

مؤلف، بعد از ستایش و ثنای الهی و درود و سلام بر پیامبر اسلام و آل طاهرش، در مقدمه کتاب، به ذکر نام خود و علت نگارش کتاب و همچنین برخی امور دیگر می پردازد که در شناخت کتاب، اهمیت بسزا دارند. لذا بخشهای مهم آن نقل می شود:… وبعد، فیقول العبد الفقیر الذلیل الحقیر المعترف بذنبه المنیب الی ربه الذی لم یکتب له الکرام الکاتبون عملا صالحا ولم تشهد له الملائکه المقربون یقینا ناصحا الا ما یتقرب به فی کل ان من توحید مالکه وربه والانابه الیه لقالبه وقلبه … محمدبن ابی طالب بن احمدبن محمد المش بن طاهربن یحیی بن ناصربن ابی العز الحسینی الموسوی الحائری امّا وابا، الامامی مله ومذهبا الحسینی نسبا ومحتدا الکرکیّ منشأ ومولدا.إنّی لمّا هجرت مهاجر ابی وامی وعمومتی وبنی عمّی ومسقط رأسی ومولدی ومصدری فی الأمور موردی وهی البلده المشهوره بین ارباب الطریقه بالأرض المقدّسه وهی فی الحقیقه علی غیر تقوی الله مؤسّسه، کم سبّ امیرالمؤمنین علی منابرها واظهرت کلمه الکفر فی منائرها … فهی دارالفاسقین وقرار المنافقین ومغرس العصابه الناصبه ومجمع الطائفه الکاذبه، اعنی البلده المشهوره بدمشق، معدن الفجور والغرور والفسق، ولمّا منّ الله بتوفیق الخروج منها وتسهیل بالبعد منها … ولما استقرّت لی الدار فی حضره سیدالشهداء وطاب لی القرار فی مقام خامس اصحاب الکساء، اردت ان اسم حبیبی بمیسم العبودیه لشریف حضرته وارقم اسمی فی دفاتر ارقّاء خدمته … فجمعت هذا الکتاب مع قله بضاعتی ورکود قریحتی.… فقلّ ان یمضی یوم من الایام الذی حباهم الله فیها بتفضیله ونوه بذکرهم فی محکم تنزیله إلاّ وقد وضعت خطبه فی فضل ذلک الیوم الشریف واوردت کلمه فی عمل ذلک الوقت المنیف کخطبه مولد البشیر النذیر …ثم انی بعد ذلک عثرت علی کتاب لبعض فصحاء اللغه الفارسیه۲ وفرسان البلاغه الاعجمیه … ووجدته رضی الله عنه قد رتّبه علی عشره مجالس لقیام الماتم لمصاب الغرّا لمیامین من بنی هاشم شهداء کربلاء وجعلها خاصه بالعشر الاول من شهر المحرم الحرام، فاستخرت الله سبحانه ان انسخ علی منواله فی التصنیف والترتیب واقتدی بافعاله فی التألیف والتهذیب وازیّن مجالس اهل الایمان بمناقب سادتهم … واحلی اجیاد اللسان العربی بدرر نظمی ونثری واجدّد معاهد الاشجان بنواضح بدایع فکری ورتبته کترتیبه وبوّبته کتبویبه، لکن لم اقصد بترجمه کلامه ولاسلکت مسلکه فی نثاره ونظامه وجعلته عشره مجالس وسمیته بتسلیه المجالس وزینه المجالس.ولم اورد فیه من الاحادیث الا ما صححه علماءنا ورجّحه اعلامنا ودوّنوه فی کتبهم ونقلوه عن ائمّتهم.

مؤلف، در مقدمه همچنین از آثار علمی خود یاد می کند که ما بعد از این در مورد آنها گفتگو خواهیم کرد. پس از اتمام مقدمه، وی شروع به ارائه مطالب کتاب در طی ده مجلس می نماید. او در آغاز هر مجلس، خطبه ادبی فصیحی ایراد می کند و بعد از آن، موضوعات مربوط به هر مجلس را به نحو مبسوط با توجه به کتب اخبار و احادیث، بحث می کند. در پایان هر مجلس نیز مناجاتی به سبک مقامه ادبی انشا می کند و پس از آن، با اشعاری از سروده های خود در موضوع مجلس، آن را به پایان می برد.

فهرست مطالب مجالس دهگانه کتاب، در شماره اوّل این مقال ارائه شد. با بررسی موضوعات آنها معلوم می شود که از مجالس دهگانه، چهار مجلس اوّل در مورد تاریخ و حالات حضرت پیامبر و امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا و امام حسن علیهم السلام، و شش مجلس باقی مربوط به حضرت سیدالشهدا اباعبدالله الحسین(ع) است.

مؤلف، عاشق پاکباز اهل بیت(ع) است؛ به همین جهت، در طی کتاب، ضمن حفظ ارزش تاریخی و روایی کتاب، با سوز و گداز، مصائب اهل بیت(ع) را با نظم و نثر بیان می کند که دل هر
خواننده ای از خواندنش بی تاب می گردد. از عنوان کتابهایی که از آثارش ارائه داده نیز به خوبی روشن است که او در زندگی، غیر از ذکر مدایح و مراثی اهل بیت، به کار دیگری نپرداخته است. همچنین موضوع تمامی اشعارش نیز مدح و مراثی اهل بیت(ع) است.

اینک به نمونه ای دیگر از نثر ادبی مؤلف در کتاب، توجّه کنید که آن را در پایان مجلس اول، با عنوان «المناجاه» آورده است:یا من اغرق اصحاب الافکار الصائبه فی بحار الهیّته وحیّر ارباب الانظار الثاقبه فی بیداء ربوبیته ویا من تفرّد بالبقاء فی قدم ازلیته ویا من توحّد بالعلاء فی دوام عظمته ویا من وسم ما سواه بمیسم کل شیء هالک إلاّ وجهه ویا من جعل لکلّ حیّ الی سبیل الموت غایه ووجهه ویا من وجوده منزّه عن العدم ویا من دوام بقائه متصف بالاحدیه والقدم ویا من هدانا السبیل الی ما یزلفنا برضوانه وعرفنا الدلیل الی ما یتحفنا بجنانه ونصب لنا اعلاما تهتدی بها الحائر عن قصد السبیل فی معتقده ونحلته واثبت لنا فی سماء الصباح ایضاح بیانه انجما بنحو ینورها السائر بغیر دلیل فی ظلمه حیرته وجعلهم خاصه نفسه من عباده وولاه امره فی بلاده، لذتهم فی امتثال اوامره ونواهیه وفرحتهم فیما یقرّبهم من حضرته ویرضیه … ابدانهم منبوذه بالعراء وارواحهم منعمه فی الرفیق الاعلی.اسألک بحق ما ضمّت کربلاء من اشباحهم وجنه المأوی من ارواحهم وبحق الوانهم الساحبه فی عراها واوداجهم الشاحبه فی ثراها وبما ضمّ صعیدها من قبورهم وضرایحهم وما غبب فی عراصها من اعضائهم وجوارحهم، وبحق تلک الوجوه التی طال ما قبلها الرسول واکرمتها البتول وبحق تلک الابدان التی لم تزل تذاب فی عبادتک وتکدح فی طاعتک، طال ما اسهرت نواظرها بلذیذ مناجاتک واظمأت هواجرها طلبا لمرضاتک … ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تجعل قلوبنا معموره بحبهم وانفسنا مسروره بقربهم والسنتنا بذکر مناقبهم ناطقه وابداننا بنشر فضائلهم عانقه ومدائحنا الی نحو جهاتهم موجهه وقرائحنا بمعانی صفاتهم مفوهه.الحمد علی ما اطّلعنا علیه من سرّک المصون بعرفان فضلهم واهلّنا له من علمک المخزون بالاستمساک بحبلهم.اللّهم فثبّتنا بالقول الثّابت فی الحیوه الدّنیا وفی الاخره واثبتنا علی تحمل الأذی فیهم من اعداء دینک ثواب الصدیقین وایّدنا بروح قدسک وانصرنا علی القوم الکافرین والحمدلله رب العالمین.ج: اشعار مؤلف
دانشمند سخنور مورد بحث این مقال، علاوه بر برخورداری از قلمی روان و شیوا، طبعی سلیس و ذوقی وافر در نظم اشعار داشته است و در اثنای کتاب مذکور، جای جای از آثار طبع خود ذکر می کند که نمونه هایی از آنها در اینجا درج می گردد.در تعریف ذوق شعری خود و مضامین عالی اشعارش چنین می سراید:

کم سامح بانفه تکبّراوباذخ بخدّه تصعّراومضمر لحسن نظمی حسداووجهه یظهر ما قدا ضمراترجف منه وحشاه حتفایکاد ان یزلقنی بما یرا …و در مدح حضرت صاحب الزمان ارواحنا له الفداء گوید:
یابن من اسری به الله الی حضرته        وبه اظهر دین الحق من بعثته
یا سمی الفاتح الخاتم یا نورالهدی        یا منار الحائر التائه فی حیرته
یا امان الملک الجبار فی عالمه               یاامین المصطفی المختار فی امته
کم غیاب عن علیل عظمت علّته            کم حجاب من مشوق مات من غصّته
لو نزره عائد الوفی الکرا أحییته            وبثثت الروح بعد الموت فی جثته
لم یزل منک جمال فی سویدا قلبه       وخیال فی سواد الطرف من مقلته
مستمر عهده من عالم الذّرالی           ان یوافیکم غدا بالصدق فی رجعته
نوره مذ تمّ منکم صار لایخشی بکم       زخرفا من باطل یؤدیه فی ظلمته
 
حجهالوقت ولی الله فی عالمه            ساطع البرهان والظاهر فی حجته
بحر علم طور حلم لایضاهی مجده        کنز جود لایسامی فی علا رفعته
غائب عن مقلتی لکن بقلبی حاضر         لم یزل فیه خیال من سنا بهجته
یامدید العمر صل صبّا تقضی عمره        فی انتظار واشفه بالوصل من علته
یاالهی ان تقضی اجلی من قبل ان        تقض لی بالسعد فی الدنیا من رؤیته
فامح عنی موبقات لیس تحصی کثره       واجعلنی یوم حشر الخلق فی زمرته
و در پایان مجلس چهارم چنین می سراید:
عصر الشباب تولّی وانقضا زمنی            کطیف حلم مضی فی غمضه
الوسن وخاننی جلدی لمّا دنی أجلی    واقبل الشیب بالترحال یؤذننی
سبعون عاما مضت ما کان اجمعها        الاّ کومض یریق لاح فی مزن
لم استفد صالحا فیها ولا عملا            الی رضی الله فی الأخری یقرّبنی
فکرت فی عصب من اسرتی سلفوا       واهل ودی وفیمن کان یصحبنی
فما وجدت لهم عینا ولا اثرا                ولیس حی سوای من بنی زمنی
ایقنت انی بهم لاشک ملتحق            وان دهری بسهم الموت یرشفنی
 
وکلما ضعفت منی القوا قویت            عزیمتی فی الذی فی الحشر یوبقنی
لم استفد فی حیاتی غیر صدق ولا       صفوا اعتقادی وایمانی علیه بنی
بحب احمد والاطهار عترته               اولی النهی وذوی الالاء والمنن
قوم هم العروه الوثقی فمن علقت       بها یداه راها احصن الجنن
لایقبل الله من اعمالنا عملا                  الا بحبهم فی السر والعلن
ماذا اقول لقوم کان والدهم               للمصطفی خیر منصوب ومؤتمن
رب الغدیر وقسام السعیر                    وذی العلم الغزیر مبین الفرض والسنن
وصاحب النص فی آی العقود            فانما ولیکم ان تتل تستبن
کلّ الی علمه ذو حاجه واذا             اخبرته فهو عنهم بالکمال غنی
به استقامت طریق الحق واتضحت      ثبّت الله ما بالدین من وهن
توریه موسی وانجیل المسیح له        فی طیّها نشر ذکر واضح السنن
اهل السماء واهل الارض لو طلبوا        ان یحصروا عدّ ما فیه من الحسن
ضاقت مذاهبهم عجزا وما بلغوا          معشار ما جاء فی المولی ابی الحسن
و اینچنین، پس از پنجاه وچند بیت، قصیده خویش را به «توسّل» ختم می کند:
مولای اذ لم أنل فضل الشهاده            بالجهاد فیک ولا التوفیق اسعدنی
فقد وقفت لسانی فی جهاد اولی         الضلال من فیکم بغیا یونبّنی
عتیق یغلی اراه قیمه لعتیقهم            وأنظره أدنی من الثمن
هذا اعتقادی به ارجوا النجاه اذا            اوقفت بین یدی ربی لیسألنی
ثم الصّلاه علیکم کلّما سجعت            حمائم الإیک فی دوح علی فتن
د: آثار علمی مؤلف
آنچنان که قبلا یاد شد اطلاعات ما نسبت به مؤلف و آثارش، محدود به همین کتاب می شود. خوشبختانه او در مقدمه کتاب، از آثار دیگرش یاد نموده است. ما نمی دانیم که او بعد از این کتاب، اثر دیگری از خود به جای گذارده یا نه. در اینجا عنوان آن آثار را به نقل از مقدمه کتابش نقل می کنیم، بی آنکه ادعای انحصار آثار مؤلف به این موارد را داشته باشیم.۱ – خطبه ای در میلاد رسول اکرم(ص)؛۲ – غدیریه، که خطبه ای است درباره فضیلت روز غدیرخم؛۳ – خطبه ای درباره فضیلت روز ششم ذی حجّه که مصادف با سالگرد ازدواج حضرت زهرای بتول، نور چشم رسول گرامی و حضرت امیرالمؤمنین(ع) و نزول سوره «هل أتی» است.۴ – تحفهالزّوار و منحهالابرار، در مورد فضیلت زیارت حضرت سید الشهدا(ع) و ثواب آن و همچنین فضیلت شهر کربلا، که آن را بعینه در آغاز مجلس دهم کتاب تسلیهالمجالس درج نموده است.۵ – مجریهالعبره و محزنهالعتره، که خطبه ای است مناسب روز هفتم محرم الحرام در تعزیه و مرثیه حضرت اباعبدالله(ع) و یاران آن سرور.۶ – قاطع اسباب النفاق و قامع ارباب الشقاق، خطبه ای دیگر است که مؤلف در روز بیست وششم ذی حجه ایراد نموده است.۷ – السجع النفیس فی محاوره الدلام وابلیس؛۸ – دیوان اشعار، مشتمل بر دویست صفحه؛۹ – توضیح ادلهالتوحید؛۱۰ – خطبه ای در مدح نبی(ص) که در سال ۹۲۱ق، هنگام زیارت مرقد منوّر آن حضرت در مدینه ایراد نموده و آن را در مجلس دوم تسلیه المجالس، آورده است.آغاز خطبه چنین است:«الحمدلله الذی ثبت بکلمه التوفیق قواعد عقائدنا واثبت فی صحائف التصدیق دلائل معارفنا».ه: مصادر کتاب
مؤلف با احاطه وافری که به مجامع حدیثی شیعه و سنی داشته، در سرتاسر کتابش از آنها بهره جسته است، و در ذکر عنوان مصادر خود، به دو شیوه رفتار نموده است. در نقل از کتابهای حدیثی شیعه، چون به نظر وی، خواننده کتابش شیعیان می باشند و این کتابها و مضامینشان نزد آنها شناخته شده و معروفند، لذا در اغلب این موارد از ذکر نام کتاب مورد نقل اجتناب نموده و فقط به ذکر مختصر سند حدیث و پس از آن، حدیث اکتفا نموده است. گرچه در اندک مواردی نیز از ذکر نام کتاب، خودداری ننموده است. امّا در نقل از کتابهای اهل سنت، چون بنای اثبات مطلب در کار بوده و می خواسته الزامی از کتاب آنها برای قبول مطالعات کتابش بیاورد، لذا در اغلب این موارد نام کتاب و مؤلف را ذکر نموده است.
وی، در ذکر نام کتاب و مؤلف، به سبک قدما رفتار نموده و فقط عنوان مختصر کتاب را با عنوان مشهور مؤلف ذکر کرده است که در اغلب موارد، موجب بروز ابهاماتی در تشخیص کتاب موردنظر است.
به هرحال، چون مؤلف در قرن دهم می زیسته و مصادری دردست داشته که برخی از آنها امروزه از بین رفته اند، لذا در اینجا فهرست نام کتابهایی که وی در «تسلیهالمجالس» از آنها یاد نموده و مطلبی نقل کرده، درج می گردد:احکام القرآن، ابوبکر رازی.امالی، شیخ صدوق (متوفای ۳۸۱ق)، این کتاب مشهور به «المجالس» یا «عرض المجالس» می باشد (برای توضیحات بیشتر، ر.ک: الذریعه، ج۲، ص۳۱۵).امالی، شیخ طوسی (متوفای ۴۶۰ق). [الذریعه، ج۲، ص۳۱۳]الانوار؛ احتمالا همان کتاب «انوار الاثار فی فضل النبی المختار»، تألیف شهاب الدین احمدبن معد اقلیشی تجیبی (متوفای ۵۵۰ق) منظور است.تاریخ القمی؛ معلوم نیست مقصود مؤلف از این عنوان چه کتابی می باشد. به احتمال زیاد، همان «تاریخ قم»، تألیف حسن بن محمد قمی، منظور است که مؤلف، اصل عربی آن را در دست داشته است. [الذریعه، ج۳، ص۲۷۸]تفسیرالقشیری، ابوالقاسم عبد الکریم بن هوازن شافعی، متوفای ۴۶۵ق. [کشف الظنون، ج۱، ص۴۵۷]تفسیر ابواسحاق ثعلبی، ابواسحاق احمدبن محمدبن ابراهیم ثعلبی نیشابوری (متوفای ۴۲۷ق)؛ نام این تفسیر، «الکشف والبیان فی تفسیر القرآن» می باشد. [کشف الظنون، ج۲، ص۱۴۹۶]
رامش افزای؛ نام آن «رامش افزای آل محمد(ص)» و تألیف شیخ محمدبن حسین محتسب می باشد. منتجب الدین در کتاب رجال خود گوید که این کتاب در ده مجلد است.در الذریعه (ج۱۰، ص۵۹) با استناد به نقلهایی که از این کتاب توسط جمال الدین یوسف بن حاتم شافعی و رضی الدین بن طاووس صورت گرفته، اظهارنظر شده که این کتاب تا آخر قرن هفتم موجود بوده است. اما با توجه به نقل مؤلّف در کتاب حاضر، معلوم می گردد که این کتاب در قرن دهم نیز وجود داشته است؛ چون نقل مؤلّف از این کتاب، بدون واسطه صورت گرفته است و او در نیمه اول قرن دهم زندگی می کرده است.
امید که روزی با همت پژوهشگران، این کتاب ارزشمند، بازیابی و یا حداقل آثار باقیمانده از آن از لابه لای سایر کتابها جمع آوری و به عالم تحقیق عرضه شود.روض الجنان؛ احتمالا منظور تفسیر مشهور «روض الجنان و روح الجنان» تألیف ابوالفتوح رازی می باشد. [ر.ک: الذریعه، ج۱۱، ص۲۷۴]روضهالواعظین وبصیره المتعظین، شیخ شهید ابی علی محمدبن علی فتّال نیشابوری؛ برای توضیح بیشتر پیرامون کتاب و مؤلف آن، به الذریعه (ج۱۱، ص۳۰۵) و همچنین مقدمه چاپ شده در اول کتاب مراجعه شود.
شرح قصیده ابن فارض، سعید محمدبن احمد فرغانی (متوفای حدود ۷۰۰ق). [ر.ک: کشف الظنون، ج۱، ص۲۶۵].شرف المصطفی، حسن کوفی؛ از این کتاب در کتابشناسیها یادی به میان نیامده است.شواهدالتنزیل لقواعد التفضیل، ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله حاکم حسکانی (زنده در قرن چهارم هجری). [الذریعه، ج۱۴، ص۲۴۲]عقدالفرید، ابن عبد ربه اندلسی.
العیون؛ احتمالا منظور از این عنوان، کتاب «عیون الاخبار و فنون الآثار فی ذکر النبی المصطفی المختار ووصیه علی بن ابی طالب قاتل الکفار وآله الائمه الاطهار»، تألیف عماد الدین ادریس بن حسن بن عبدالله ابی علی بن حاتم الانف (متوفای ۸۷۲ق) می باشد. [رک: الذریعه، ج۱۵، ص۳۷۶]الفائق؛ منظور از این عنوان، کتاب «الفائق علی الاربعین فی مناقب امیرالمؤمنین(ع)»، تألیف ابوالسعادات اسعدبن عبدالقاهربن سفرویه اصفهانی است، که به کتاب «فضائل ابوالسعادات» نیز مشهور است. [الذریعه، ج۱۶، ص۹۰]الفضائل، ابوالسعادات؛ عنوان دیگری از کتاب الفائق است که ذکرشد.
الفضائل، احمدبن محمدبن حنبل بغدادی، معروف به احمدبن حنبل (متوفای ۲۴۱ق). [معجم المؤلفین، عمررضا کحاله، ج۲، ص۹۶]الفضائل، عکبری؛ چند عالم با لقب «عکبری» مشهورند و روشن نیست که این کتاب، منسوب به کدام یک از آنان است.فضائل امیرالمؤمنین(ع)، ابوالقاسم عتبی؛ در کتابشناسیها از این کتاب نامی به میان نیامده است.کتاب ابن مردویه، احمدبن موسی بن مردویه اصفهانی؛ از آثار ابن مردویه است: تفسیر کبیر والتاریخ والامالی والمستخرج علی صحیح البخاری. [رک: معجم المؤلفین، عمررضا کحاله، ج۲، ص۱۹۰]
کتاب ابوبکر شیرازی؛ در کتابهای شرح حال، چندین نفر به ابوبکر شیرازی مشهورند و روشن نیست که کتاب مذکور تالیف کدام یک است و چه نام دارد.کتاب مدائنی؛ علی بن محمدبن عبدالله بصری مدائنی (متوفای ۲۲۵ق) آثار زیادی دارد، از جمله: امهات النبی(ص) و اخبار المنافقین وعهود النبی و کتاب الرده و مقتل الحسین(ع). [رک: معجم المؤلفین، عمررضا کحاله، ج۷، ص۲۱۱]
کتاب مولد فاطمه(س)، شیخ صدوق. [الذریعه، ج۲۳، ص۲۷۵]کتاب النبوّه، شیخ صدوق؛ از نقل مؤلف معلوم می گردد که این کتاب تا قرن دهم هجری موجود بوده است. [رک: الذریعه، ۲۴، ص۴۰]اللوامع، حسن کوفی؛ در کتابشناسیها از این کتاب ذکری به میان نیامده است.اللهوف علی قتلی الطفوف، رضی الدین علی بن طاووس حلّی (متوفای ۶۶۴ق). [الذریعه، ج۱۸، ص۳۸۹]ما نزل من القرآن فی امیر المومنین(ع)، ابونعیم احمدبن عبدالله بن اسحاق بن موسی بن مهران حافظ اصفهانی (متوفای ۴۳۰ق)؛ از نقل مؤلف، ظاهر می شود که این کتاب تا قرن دهم موجود بوده است. [الذریعه، ج۱۹، ص۲۸]
مجمع البیان لعلوم القرآن، ابو علی فضل بن حسن طبرسی (متوفای ۵۴۸ق). [الذریعه، ج۲۰، ص۲۴]محاسن الجوابات؛ در کتابشناسیها از این کتاب یادی به میان نیامده است.مصباح کبیر؛ شیخ طوسی کتاب «مصباح المتهجد» را در مورد اعمال و دعاهای سال نگاشت. بعد از آن، تلخیصی از کتاب مذکور انجام داد که به «مصباح صغیر» مشهور شد و به تبع آن، اصل کتاب به «مصباح کبیر» نامبردار گردید. [الذریعه، ج۲۱، ص۱۱۸]مقاتل الطالبیّین، علی بن حسین بن محمدبن احمد اموی زیدی، مشهور به ابوالفرج اصفهانی. [الذریعه، ج۲۱، ص۳۷۶]منهاج الکراجکی؛ در الذریعه (ج۲۳، ص۱۷۱) از تألیفات شیخ ابوالفتح محمدبن علی بن عثمان کراجکی (متوفای ۴۴۹ق)، کتاب «المنهاج الی معرفه مناسک الحاجّ» را یاد می کند که ظاهرا کتاب حاضر غیر از آن است.نهج البلاغه، سیدشریف رضی.

————————————————————–
پی نوشتها :
1 . از این عبارت، همچنین به دست می آید که سلاطین صفوی از عصر ظهور شاه اسماعیل، به سیادت و منسوب بودن به ائمه اطهار(ع) مشهور بوده اند و این، تصور عده ای از محققان را باطل می کند که عقیده دارند شاهان صفویه، از اواسط عمر این سلسله، به سیادت مشهور شدند و نسب نامه برای خود تنظیم کردند.۲ . این کتاب همان «روضهالشهداء»، تالیف کمال الدین حسین بن علی کاشفی سبزواری (متوفای ۹۱۰ق) می باشد که آن را در ده باب تنظیم نموده است. این کتاب بارها به چاپ رسیده است.

برچسب ها: علوم حدیث
نوشته قبلی

اسناد و مشایخ راویان ( صحیفه کامله )

نوشته‌ی بعدی

پژوهشی درباره اصول اربعمأه

مرتبط نوشته ها

خطوط اصلی زندگی امام صادق (ع)
امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اتحاد اسلامی

چهل حدیث از امام هادی (ع)
امام هادی (ع)

مبارزات سیاسی امام هادی (ع)

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر
امام مهدی (ع)

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

شیعه شناسی
شیعه شناسی

شیعه شناسی

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

بیانیه مجمع جهانی شیعه‌شناسی
برگزیده ها

بیانیه مجمع جهانی شیعه‌شناسی

نوشته‌ی بعدی

پژوهشی درباره اصول اربعمأة

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

خطوط اصلی زندگی امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اتحاد اسلامی

چهل حدیث از امام هادی (ع)

مبارزات سیاسی امام هادی (ع)

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

شیعه شناسی

شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا