تضعيف حديث «عمار»
به صورت متواتر از پيامبر| نقل شده كه فرمودند:
تقتل عمار الفئة الباغية.
عمار را گروه ظالم خواهند كشت.
ابنتيميه در تضعيف این حديث مينويسد:
فَههُنا لِلنّاس اقوال: مِنهُم من قدح في حَديث عَمّار.([1])
در اينجا براى مردم اقوالى است، از جمله آنان كسى است كه در حديث عمار اشکال وارد كرده است.
در جایی دیگر میگوید: «فبعضهم ضعفه؛ برخی از افراد آن را تضعیف نمودند».
نقد و بررسي:
چرا ابنتيميه نام کساني که اين حديث را تضعيف کردهاند ذكر نكرده است؟ این حديث که ثابت و متواتر است، 24 نفر از صحابه آن را نقل كردهاند. ابنتيميه به تبع تضعیف این حدیث به جنگهاى حضرت على× نیز اعتراض نموده است، در حالي که علماي اهل تسنن برخلاف آن معتقدند؛ از جمله:
الف) ابنحجر در شرح صحيح بخارى مینويسد: در اين حديث نشانهاى از نشانههاى نبوت و فضيلتى آشكار براى على× و عمار است، و نيز ردّى بر افراد ناصبى كه گمان كردهاند على× در جنگهايش بر حق نبوده. حديث «عمار را گروه ظالم میكشد»، بر اين دلالت دارد كه على× در آن جنگها بر حق بود؛ زيرا اصحاب معاويه، عمار را به قتل رساندند.([2])
ب) ابنكثير در «البدايهًْ والنهايهًْ» ميگويد:
اين جريان كشته شدن عمار بن ياسر با اميرالمؤمنين عليبن ابيطالب× است كه اهل شام او را كشتند، با كشتن او به خوبي سرّ سخن رسول خدا| روشن و آشكار شد كه فرموده بود: گروه سركش او را خواهند كشت و روشن شد كه علي× بر حق و معاويه سرکش و ياغي است.([3])
پ) نَووي در شرح «صحيح مسلم» گويد:
در همة اين جنگها علي بر حق بود، اين مذهب اهل تسنن است.([4])
ت) ذهبي در «سير اعلام النبلاء» ميگويد:
ما ترديد نداريم كه علي× از كساني كه با آنها جنگيد برتر بود و او به حق سزاوارتر بود.([5])
7. ردّ حديث «ولايت»
ابنتيميه در ردّ حديث ولايت اينگونه مينويسد:
ومثل قوله: «انت ولي کل مؤمن بعدي» فان هذا موضوع بإتفاق اهل المعرفة بالحديث.
حديث پيامبر| خطاب به على× (تو سرپرست هر مؤمن بعد از من میباشى)، از نظر تمام آگاهان حديث، جعلى و دروغ است.([6])
همچنين در ضعف حديث مزبور ميگويد:
وکذلك قوله: «هو ولي کل مؤمن بعدي» کذب علی رسول الله.
و همچنين است گفتار پيامبر اکرم| (او (علي) سرپرست هر مؤمني بعد از من است)، اين دروغ بستن بر رسول خدا| است.([7])
نقد و بررسي:
اين حديث را ترمذى در «سنن»([8])، نسائى در «الخصائص» و احمدبن حنبل در «المسند» و «فضائل الصحابه» نقل كردهاند.([9]) ابنحبان آن را در «صحيح» خود نقل و تصحيح نموده است.([10]) حاكم نيشابورى بعد از نقل آن میگويد:
اين حديث صحيحى است كه مطابق با شرط مسلم است، گرچه بخارى و مسلم آن را نقل نكردهاند.([11])
ابنحجر نيز در «الاصابهًْ» بعد از نسبت دادن آن به ترمذى میگويد:
سند آن قوى است.([12])
ناصرالدين البانى اين حديث را در كتاب «سلسلهًْ الاحاديث الصحيحهًْ» (حديث شماره 2223) نقل و تصحيح سند نموده است. وى بعد از نقل برخى سندها میگويد:
اينكه شيخالاسلام، ابنتيميه، جرأت انكار و تكذيب اين حديث را در منهاج السنهًْ([13]) داشته، جاى تعجب بسيار است. من علتى براى اين تكذيب نمیبينم جز آنكه بگويم او در ردّ شيعه سرعت به خرج میداده و مبالغه داشته است، خداوند از گناه ما و او بگذرد.([14])
سيوطي در کتاب «القول الجلي في مناقب علي»، تصحيح اين حديث را از ابن ابيشيبه نقل کرده است.
[1]) منهاج السنهًْ، ج2، ص208.
[2]) ابن حجر، فتح البارى، ج13، صص 85 و 86.
[3]) ابنکثير، اسماعيل، البدايهًْ والنهايهًْ، ج7، ص267.
[4]) نَوَوي، شرح صحيح مسلم، ج18، ص288.
[5]) ذهبي، سير اعلام النبلاء، ج8، صص 37 و 210.
[6]) ابنتيميه، احمد، منهاج السنهًْ، ج3، ص9.
[7]) همان، ج4، ص104.
[8]) ترمذى، محمد، سنن ترمذى، كتاب المناقب، باب علىبن ابىطالب×.
[9]) نسائي، خصایص اميرالمؤمنين×، ص78، شيباني، احمد، مسند احمد، ج4، ص437؛ فضائل الصحابه، ج3، ص605.
[10]) ابنحبان، الاحسان بترتيب صحيح ابن حبان، ج9، ص42.
[11]) حاکم نيشابوري، ابوعبدالله، مستدرك حاكم، ج3، ص110.
[12]) ابن حجر، الاصابهًْ، ج2، ص509.
[13]) ابنتيميه، احمد، منهاج السنهًْ، ج4، ص104.
[14]) الباني، سلسلهًْ الاحاديث الصحيحهًْ، ح2223.
















هیچ نظری وجود ندارد