تكذيب حديث «ردّ الشمس»
يکي از احاديثي که از معجزات رسولخدا| است و در منزلت اميرالمؤمنين، علي×، ذکر شده است، حديث ردّ شمس است.
اما ابنتيميه آن را تکذيب ميکند و ميگويد:
وحديث رد الشمس له قد ذکره طائفة کالطحاوي والقاضی عياض وغيرهما، وعدوا ذلك من معجزات النبي ولکن المحققون من اهل العلم والمعرفة بالحديث يعلمون ان هذا الحديث کذب موضوع کما ذکره ابن الجوزي في کتابه الموضوعات.
حديث ردّ الشمس را عدهاى همچون طحاوى، قاضى عياض و ديگران ذكر كرده و آن را از معجزات پيامبر دانستهاند؛ ولى اهل حديث میدانند اين حديث دروغ و جعلى است، آنگونه كه ابنجوزى در كتاب «الموضوعات» ذكر كرده است.([1])
نقد و بررسي:
حديث مزبور را برخي از افراد كه مورد اعتماد اهل تسنن هستند، تصحيح كردهاند. ابنحجر در شرح صحيح بخارى میگويد:
طحاوى و طبرانى در «المعجم الكبير» و حاكم و بيهقى در «الدلائل» از اسماء بنت عميس نقل كردهاند: پيامبر| بر زانوى على× خوابيده بود، نماز عصر على× فوت شد. حضرت دعا كرد، خورشيد برگشت تا اينكه على× نماز به جاى آورد و خورشيد دوباره غروب كرد. ابن جوزى به خطا اين حديث را در الموضوعات ذكر كرده است. ابنتيميه هم خطا كرده كه در كتاب رد بر روافض آن را جعلى دانسته و خدا داناتر است.([2])،([3])
9
[1]) ابنتيميه، احمد، منهاج السنهًْ، ج4، ص186.
[2]) ابن حجر عسقلاني، فتح البارى، ج6، صص 221 و 222.
[3]) افراد بسیاری از علما و حفاظ اهل تسنن این حدیث را نقل نموده و آن را تصحیح یا تحسین کردهاند از جمله:
١. حافظ أبوالحسن عثمان بن أبيشيبه عبسي كوفي: المتوفّى (٢٣٩)، آن را سنن خودش نقل نموده است.
٢. حافظ أبوجعفر أحمد بن صالح مصري: متوفّى (٢٤٨)، بخاری در صحیحش و در مجموعه نظراتش، او را ثقه دانسته است.
٣. محمّد بن حسين أزدي: متوفّى (٢٧٧)، آن در کتابش که در مناقب علی× است آورده و آن را صحیح دانسته است، همانگونه که ابن ندیم و کورانی و دیگران آمدهاند. (به لسان المیزان، ج5، ص 185، شماره 725 مراجعه شود)
٤. حافظ أبوبشر محمّد بن أحمد دولابي: متوفّى (٣١)، در کتابش به نام الذریهًْ الطاهرهًْ، ص129، حدیث 156 آن را آورده است.
٥. حافظ أبوجعفر أحمد بن محمّد طحاوي: متوفّى (٣٢١)، در مشكل الآثار ج٢، ص١١؛ آن را با دو عبارت آورده و گفته است: این دو حدیث ثابت شده هستند و روایاتشان ثقه هستند.
٦. حافظ أبوجعفر محمّد بن عمرو عقيلي: متوفّى (٣٢٢) در الضعفاء الكبير، ج٣، ص٣٢٧ رقم١٣٢٨.
٧. حافظ أبوالقاسم طبراني: متوفّى (٣٦) در المعجم الکبیر، ج4، ص145، ح382، آن را آورده و گفته است: قطعاً آن حدیث جنس است.
٨. حاكم أبوحفص عمر بن أحمد الشهير بن شاهين: متوفّى (٣٨٥)، آن حدیث را در مسند کبیرش آورده است.
٩. حاكم أبوعبدالله النيسابوري: متوفّى (504) آن را در تاریخ نیشابور در شرح حال عبداللهبن حامد فقه واعظ آورده است.
- حافظ ابن مردويه أصبهاني: متوفّى (٤١٦)، آن را در المناقب با سلسله سندش از ابیهریره نقل نموده است.
١١. أبو إسحاق ثعلبي: متوفّى (٤٢٧، ٤٣٧) آن را در تفسیرش و همچنین در قصص الانبیاء که موسوم به عرائس المجالس است در صفحه 249 آورده است.
١٢. فقيه أبوالحسن عليّبن حبيب بصري بغدادي شافعي شهير بالماوردي: متوفّى (٤٥).
١٣. حافظ أبوبكر بيهقي: متوفّى (٤٥٨) آن را در الدلائل نقل نموده همانگونه که در فیض القدیر، تألیف مناوی، جلد5، صفحه 44 وجود دارد.
١٤. حافظ خطيب بغدادي: متوفّى (٤٦٣) آن را در تلخیص المتشابه، ج1، ص225، شماره 353 و در کتاب الاربعین آورده است.
١٥. حافظ أبوزكريّا أصبهاني الشهير ابن مندهًْ: متوفّى (٥١٢) آن را در کتابش المعرفهًْ آورده است.
١٦. حافظ قاضي عياض أبوالفضل مالكي أندلسي إمام وقته: متوفّى (٥٤٤)، آن را در کتابش به نام الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج1، ص548، نقل نموده و صحیح دانسته است.
١٧. أخطب الخطباء خوارزمي، (متوفّى ٥٦٨) آن را در مناقب، ص63، ح13 آورده است.
١٨. حافظ أبوالفتح نطنزي، آن را در الخصائص العلويّهًْ آورده است.
١٩. أبومظفّر يوسف قزأوغلي حنفي، (متوفّى ٦٥٤) آن را در تذكرهًْ الخواص، ص٤٩ نقل نموده است.
- حافظ أبوعبدالله محمّد بن يوسف كنجي شافعي، (متوفّى ٦٥٨)، این حدیث را در کتابش كفايهًْ الطالب در فصل مربوط به حدیث رد الشمس آورده است.
٢١. أبوعبدالله شمسالدين محمّدبن أحمد أنصاري أندلسي، (متوفّى ٦٧١) در التذكرهًْ بأحوال الموتى وأمور الآخرهًْ، ص١٤ گفته است: خدای تعالی خورشید را برای پیامبرش بعد از غروبش برگرداند تا علی× نماز خواند. طحاوی آن را ذکر کرده و ثقه است: آن حدیث ثابت شدهای است، بنابراین اگر برگشت خورشید، فایدهای نداشته و وقت (نماز) تجدید نشود، هرگز آن را برای پیامبر برنمیگرداند.
٢٢. شيخ الإسلام حمّوئي (متوفی ٧٢٢)، آن را در فرائد السمطين، ج1، ص183، باب 37، ح146 آورده است.
٢٣. حافظ وليّالدين أبوزرعة عراقي (متوفّى ٨٢٦)، آن را در طرح التثریب، از طریق طبرانی در معجم الکبیر، ج24، ص145، حدیث 382 آورده و گفته است: حسن است.
٢٤. إمام أبوربيع سليمان سبتي الشهير بابن سبع: آن را در کتابش، شفاء الصدور آورده و صحیح دانسته است.
٢٥. حافظ ابنحجر عـسقلاني (متوفّى ٨٥٢)، آن را در فتح الباری، ج6، ص222 آورده و گفته است: طحاوی و طبرانی در الکبیر و حاکم و بیهقی در الدلائل از اسماء بنت عمیس نقل نموده است که: پیامبر| هنگامی که بر زانوی علی× خوابید و نماز عصر علی×، فوت گردید، دعا نمودند، پس خورشید برگشت تا علی× نماز خواند. سپس غروب نمود. و این مطلبی آشکار در معجزه است و به تحقیق ابن جوزی به واسطه ایراد نمودنش بر این حدیث در «الموضوعات» خطا نموده است. همچنین ابن تیمیه در کتاب الرد علی الروافض در گمانی که به جعل این حدیث داشته است، و خدا داناتر است.
٢٦. إمام عيني حنفي (متوفّى ٨٥٥) در عمدهًْ القاری، شرح صحیح بخاری، ج15، ص43 گفته است: چنین قضیهای درباره امام علی× اتفاق افتاده است، حاکم آن را از اسماء بنت عمیس نقل نموده و حدیث را آورده و سپس میگوید: طحاوی آن را در مشکل الآثار آورده است. سپس کلام احمد بن صالح مذکور را متذکر میشود و میگوید: این حدیثی است که سلسله سندش متصل و راویانش ثقه هستند و حال آنکه اعلالبن جوزی این حدیث را رد مینماید.
٢٧. حافظ سيوطي (متوفّى ٩١١) آن را در جمع الجوامع نقل نموده است.
٢٨. نورالدين سمهودي شافعي (متوفّى ٩١١).
٢٩. حافظ أبوالعبّاس قسطلاني (متوفّى ٩٢٣) آن را در المواهب اللدنیهًْ، ج2، ص528، از طریق طحاوی و قاضی عیاض و ابن منده و ابن شاهین و طبرانی و أبی زرعه از حدیث اسماء بنت عمیس و از طریق ابن مردویه از حدیث ابی هریره آورده است.
- حافظ ابن دبيع (متوفّى ٩٤٤) در تمییز الطیّب من الخبیث، ص96، ح633، آن را نقل نموده و تضعیف احمد و ابن جوزی در مورد این روایت را متذکر شده است، سپس با تصحیح طحاوی و صاحب شفاء، ضعف آن را جبران نموده است. سپس میگوید: آن را ابن منده و ابن شاهین و دیگران از حدیث اسماء بنت عمیس و غیر آن نقل نموده است.
٣١. سيّد عبدالرحيم بن عبدالرحمن عبّاسي (متوفّى ٩٦٣).
٣٢. حافظ شهابالدين ابنحجر هيثمي (متوفّى ٩٧٤) آن را در الصواعق المحرقهًْ، ص128، کرامت بزرگی برای امیرالمؤمنین× شمرده و میگوید: حدیثی که ابن جوزی آن را رد نموده، طحاوی و قاضی در الشفاء آن را صحیح دانسته و شیخ الاسلام ابو رعه آن را حسن دانسته و دیگران از او تبعیت نمودهاند و جمعی که آن را جعلی دانستهاند رد نمودهاند.
٣٣. ملاّ عليّ قاري (متوفّى 141) در المرقاهًْ شرح المشکاهًْ، ج4، ص287 میگوید: اما رد الشمس به دستور پیامبر| از اسماء روایت شده است.
٣٤. نورالدين حلبي شافعي (متوفّى 441).
٣٥. شهابالدين خفاجيّ حنفي (متوفّى 691) در شرح الشفا، ج3، ص11، میگوید: طبرانی آن را با سندهای متفاوت نقل نموده است. راویان آن اکثر ثقه هستند.
٣٦. ابوالعرفان شيخ برهانالدين إبراهيم بن حسن بن شهابالدين كردي كوراني ثمّ المدني (متوفّى 211). در کتابش الامم الإیقاظ الهمم، ص63، از الذریهًْ الطاهرهًْ؛ تألیف حافظ أبی بشر دولابی، ص129، ح156 آورده است.
٣٧. أبوعبدالله زرقاني مالكي، (متوفّى ١١٢٢) آن را در شرح المواهب، ج5، صص113ـ118، تصحیح نموده و میگوید: ابن جوزی در اینکه آن را از احادیث جعلی شمرده، خطا نموده است. و در ردّ بر ابن تیمیه کوشش زیادی نموده و میگوید: از چیزهای بسیار عجیب، این کلام ابن تیمیه است.
٣٨. شمسالدين حنفي شافعي (متوفّى ١١٨١).
٣٩. ميرزا محمّد بدخشي در نزل الابرار، ص79، میگوید: حدیثی است که به صحیح بودن آن عدهای از بزرگان حافظ، مانند طحاوی، قاضی عیاض و دیگران تصریح نمودهاند. و طحاوی میگوید: این حدیث ثابت شده است و راویانش ثقه هستند.
- شيخ محمّد صبّان (متوفّى 612) آن را در إسعاف الراغبین، ص62 از معجزات پیامبر اکرم| و در صفحه 162، از کرامات امیرالمؤمنین× شمرده است و حدیث را ذکر نموده است.
٤١. شيخ محمّدأمين بن عمر الشهير بابن عابدين دمشقي امام حنفيّهًْ في عصره (متوفّى ١٢٥٢).
٤٢. سيّد أحمد زيني دحلان شافعي (متوفّى 413).
٤٣. سيدّ محمّد مؤمن شبلنجی در نور الابصار، ص63، آن را از معجزات رسول خدا|، شمرده است.

















هیچ نظری وجود ندارد