8 ژوئن 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

جایگاه اسباب نزول درمسالک الافهام (۱)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

«زین الدین بن علی بن احمد بن جمال الدین جبعی عاملی »،معروف به شهید ثانی (۹۶۶-۹۱۱ ق)،یکی ازدانشمندان و مجتهدان بزرگ امامیه بود .در ماه شوال سال ۹۱۱ در جبع لبنان متولد شد و تا هنگامه ی وفات پدرش نورالدین علی در ۹۲۵ ،نزد او فقه و عربی آموخت .بعد از آن به میس رفت و بیش ازهفت سال نزد شوهرخاله اش علی بن عبدالعالی میسی به فراگیری فقه پرداخت . سپس به کرک نوح رفت و اصول و نحو را در پیشگاه سید بدر الدین حسن بن جعفراعرجی کرکی آموزش دید .دو بار به دمشق رفت و از محمد بن مکی دمشقی ،طب ، هیئت و فلسفه ، و نزد شمس الدین محمد بن علی بن محمد بن طولون حنفی ،صحیحین را فرا گرفت . درسال ۹۴۲ وارد مصر شد و نزد بسیاری ازعلمای اهل سنت علم آموخته ، احاطه وسیعی به فقه ، حدیث و تفسیر مذاهب مختلف اسلامی پیدا کرد . بعد از آن حج گزارد و درسال ۹۴۴ به جبع بازگشت . سپس به روم سفر کرد و در سال ۹۵۲ وارد استانبول شد . مدتی در مدرسه نوریه بعلبک مذاهب خمسه را تدریس کرده و برای هر گروه به مذهب خودش فتوا می داد . سرانجام به جبع بازگشت و به تدریس ،‌ تألیف و قضاوت پرداخت . (سبحانی ،‌106/10-105) موقعیت و جایگاه شهید در بین مردم و شناخته شدن او به مذهب اهل بیت (ع) ،حسادت ها و دشمنی هایی را علیه او برانگیخت تا اینکه سرانجام در قسطنطنیه به سال ۹۶۶ ، به جرم تشیع ،‌ شربت شهادت نوشید.(حائری،۲۹۷/۳) او را به وثاقت ،علم ،‌فضل ،‌زهد ،‌ عبادت و ورع ستوده اند و حسن و کمال او را بیش از آن دانسته اند که به شماره درآید .(خویی،۳۸۵/۸)
اساتید و شاگردان شهید ثانی
شهید ثانی ازخرمن دانش کسانی چون پدرش علامه نورالدین علی بن احمد (م۹۲۵) ، علامه شیخ علی بن عبد العالی میسی(م۹۳۸) ،سیدحسن بن سید جعفر حسینی عاملی کرکی (م۹۳۳) ، شمس الدین محمد بن مکی عاملی شامی (م۹۳۸) ، شیخ ابوالحسن بکری ازعلمای مصر (م۹۵۳) ، شیخ ناصرالدین لقانی مالکی ، شیخ شمس الدین محمد ابی النحاس(۱) و شیخ عبدالحمید سمهودی (شهید ثانی ،‌ مسالک الأفهام ،/۳۱-۳۰) خوشه چید و شاگردانی پرورید همچون شیخ حسین بن عبد الصمد ، پدرشیخ بهایی (م۹۸۴) ، شیخ علی بن زهره جبغی ،‌شیخ محمد بن حسین حر عاملی مشغری ؛جد صاحب وسائل و پدر زن شهید ، سید نورالدین بن سید فخرالدین عبدالحمید کرکی ،سید علی بن حسین بن ابی الحسن عاملی جبعی ؛پدر صاحب مدارک ،سید علی بن سید حسین صائغ عاملی و محمد بن علی بن حسن عودی جزینی ،که رساله ای در زندگینامه شهید ثانی نگاشته است .(همان،/۳۴-۳۳)
آثارشهید ثانی
ازمهم ترین تصنیفات شهید ثانی می توان ازاین موارد نام برد : ۱-روض الجنان فی شرح ارشاد الأذهان که شرحی مزجی برارشاد علامه حلی و نخستین تألیف شهید است . ۲-الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه ؛شرحی است بر لمعه شهید اول ؛ محمد بن مکی عاملی (م۷۸۶) . ۳-مسالک الأفهام الی تنقیح شرائع الاسلام ۴-تمهید القواعد الأصولیه و العربیه لتفریع الأحکام الشرعیه که آن را در دو بخش تنظیم کرد :بخش اول بیانی است از صد قاعده اصولی و احکام متفرع ازآن و بخش دوم به صد قاعده در زبان عربی می پردازد. ۵-منیه المرید فی آداب المفید و المستفید ؛ اثری است دراخلاق و مناسب برای طلاب علوم دینی ،علما و قضات .شهید بعد از گزینش آن را بغیه المرید مختصر منیه المرید نام نهاد . ۶-مسکن الفؤاد فی فقد الأحبه و الأولاد ؛ این کتاب که بعد ازابتلای شهید به فقدان فرزندانش به نگارش درآمده ،انسان مصیبت زده را به صبردربرابرشدائد فرا می خواند .وی خلاصه این اثر را مبردالأکباد فی مختصرمسکن الفؤاد نامید . ۷-التنبیهات العلیه علی وظائف الصلاه القلبیه ؛تألیفی است دراسرار و وظایف قلبی نماز . ۸-المقاصد العلیه فی شرح الألفیه ؛ شرحی است استدلالی برألفیه شهید . ۹-الدرایه ؛نامی است برای شرح بدایه الدرایه که خود نگاشته بود . ۱۰-حقائق الایمان ؛اثری درعقاید و اصول دین . ۱۱-الفوائد الملیه فی شرح النفلیه ؛شرحی است مزجی و مختصر برالنفلیه شهید اول که به مستحبات نمازپرداخته ،این اثردر ایران همراه با المقاصد العلیه منتشر شده .(همان ،/۴۲-۴۰) این موارد گزیده ای بود از تصنیفات و شرح و حاشیه های شهید برکتب معروف . اما ذکرتمام آثارشهید و پردازش وافی به یکایک آنها دراین مجال ممکن نیست .
درباره مسالک الافهام
«مسالک الأفهام الی تنقیح شرائع الاسلام » شرحی است بر شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام اثر ابوالقاسم نجم الدین جعفر بن حسن ، مشهور به محقق حلی (م۶۷۶) .شیخ آقا بزرگ تهرانی در الذریعه بیش از بیست شرح از آن را با عناوین خاص همچون مسالک ،جواهر و مانند آن نام برده ؛حدود صد شرح ازآن را با عنوان شرح الشرائع معرفی کرده و از دوازده حاشیه برآن یاد می کند . اما مسالک الافهام ،بزرگ ترین تصنیف شهید ثانی است .او در ابتدا تعلیقه ای بر شرایع نگاشت و بعدها با تکمیل مطالب ، آن را به صورت شرحی مفصل ارائه کرد . (همان،/۴۵) این کتاب چندین بار درایران با چاپ سنگی منتشرشده و دارای نسخ خطی متعددی است .(همان،/۴۷) چاپ منقحی ازآن در «مؤسسه معارف اسلامی »قم و درپانزده مجلد همراه با زندگی نامه ای ازشهید درمقدمه ،به زیورطبع آراسته شده است . مباحث فقهی مسالک در چهار بخش تنظیم شده : بخش اول :عبادات ؛که به ده کتاب تقسیم می شود (همان ،۴/۱) و در رمضان سال ۹۵۱ به اتمام رسیده است .(همان،۱۱۲/۳) بخش دوم :عقود ؛به پانزده کتاب منقسم شده (همان ،۱۱۷/۳) و در ربیع الثانی سال ۹۶۳ به پایان رسیده.(همان،۴/۹) بخش سوم به ایقاعات پرداخته که خود یازده کتاب دارد (همان،۶/۹) و در رمضان سال ۹۶۳ نگارش آن به اتمام رسیده .(همان،۴۰۰/۱۱) و بالاخره بخش چهارم پیرامون احکام است یا دوازده کتاب (همان،۴۰۲/۱۱) که در ربیع الثانی سال ۹۶۴ به سرانجام رسیده است .(۵۳۲/۱۵)

اسباب نزول
حادثه ای را سبب نزول می نامند که آیه یا آیاتی دراخبار از آن یا برای تبیین حکمش در همان ایام وقوعش نازل شود . لذا سبب نزول واقعه ای است که در زمان رسول الله اتفاق افتاده ، ‌یا سؤالی است که از ایشان پرسیده شده و آیه یا آیاتی دربیان حکم آن نازل شده .اما مراد ازاینکه گفتیم درایام وقوع حادثه ،زمان هایی است که آیاتی خبردهنده ازآن حادثه نازل می شوند ؛ فرقی نمی کند که بلافاصله بعد از حادثه باشد یا به اقتضای حکمتی با تأخیرازآن حادثه .چه اینکه در ماجرای سؤال قریش از روح و اصحاب کهف چنین شد . (زرقانی ، ۸۲/۱-۸۱)
تأثیراسباب نزول در فهم و تفسیر قرآن
درفهم مراد هر سخنی شناخت جهات خارجی و قرائن ، امری ضروری است ؛ ‌در مورد آیات قرآن کریم ، اسباب نزول کمک زیادی به شناخت این قرائن می کند . همچنین اسباب نزول مقدمات ذهنی لازم را برای محقق فراهم می آورد تا خود را در فضای نزول وحی حس کرده ،‌به فهم عمیق تری ازآیات نائل شود ؛(مسعودی،/۳۹،۴۱) چرا که ساختار و گونه تعبیردرآن دسته از نصوص قرآنی که با سبب نزول معینی درارتباطند ،‌متناسب با مقتضای آن سبب است .(حکیم،/۳۹) اما جایگاه روایات اسباب نزول در تفسیر قرآن چگونه است ؟ بیاناتی که در شأن و سبب نزول آیات قرآن کریم آمده ،‌چند قسم است : الف) بیاناتی که به صورت تاریخ است ، ‌نه روایتی از معصوم (ع) . مانند اینکه از ابن عباس نقل شود که این آیه درچنین زمینه ای نازل شده است .این گونه شأن نزول ها مانند اقوال مفسران تنها زمینه ساز برداشت های تفسیری است و حجیتی ندارد ؛ ‌البته اگردرموردی اطمینان حاصل شود ،‌مانند آنکه ازقول ابن عباس طمأنینه پدید آید ، خود آن وثوق و طمأنینه معتبراست ، نه آنکه صرف تاریخ ،‌اعتبارتعبدی داشته باشد؛ برخلاف حدیث معتبرکه حجیت تعبدی دارد ،‌هرچند وثوق حاصل نشود . ب)روایات فاقد سند صحیح و معتبر .این گونه شأن نزول ها گرچه براثر احتمال صدورآن ازمعصومین (ع) با کلام بشری متفاوت است و باید تکریم شود ،‌اما از نصاب لازم درحجیت برخوردارنیست . ج)شأن نزول هایی که به صورت روایت نقل شده و دارای سند صحیح و معتبراست .این گونه روایات درتبیین شأن و یا سبب نزول آیه حجیت دارد ،ولی همان گونه که روایات تطبیقی شمول و گستره معنای آیه را محدود نمی کند ،‌روایات شأن نزول نیز بیانگرمورد و مصداقی برای مفهوم کلی آیه است و هیچ گاه مورد یک عام یا مطلق ،‌مخصص یا مقید آن نیست و این گونه روایات گرچه مایه کاهش عموم یا اطلاق نیست ،لیکن رهگشای خوبی برای مفسر است تا آیه را به گونه ای تفسیرکند که با مورد خود هماهنگ و سازگار باشد .(جوادی آملی ،۲۳۲/۱-۲۳۳)
جایگاه اسباب نزول در مسالک الافهام
شهید ثانی درمسالک الافهام مستقلاً به علم اسباب نزول نپرداخته ، اما در مواردی از سبب نزول های مذکور درباره آیات بهره گرفته است ؛‌گاهی درخلال برداشت های خود به آنها توجه کرده و گاهی در نقل و نقد نظرات دیگران به این اسباب اشاره می کند.او درباره آیات بقره/۲۲۳و۲۲۹،نساء /۱۱،۷و۱۲۸، احزاب /۲۹-۲۸ و ۳۷ ،‌نور/۶ و ۸ ،طلاق/۴ و مجادله/۴-۱و سوره های معوذتین به ذکرمواردی ازاسباب نزول پرداخته که درجای خود به هرکدام ازآنها می پردازیم .اما مطالب مذکوردرباره اسباب نزول دراین اثر، درچند محورقابل بررسی است :
الف)عموم لفظ یا خصوص سبب ؟
ازدیرباز بین علمای اصول در مورد آیه ای که لفظی عام و سببی خاص دارد ، اختلاف بوده که آیا عموم لفظ را در صدور حکم لحاظ کنند و یا خصوص سبب را . نظرمشهورآن است که عموم لفظ معتبر است .طرفداران این نظریه می گویند : «ملاک عموم لفظ است ؛یعنی حکم آیه در سبب و غیرسبب جاری است و نیازنیست ازقیاس و ادله برای جریان حکم درغیر سبب استفاده کرد ،زیرا با وجود نص ، نوبت عمل به غیرنص نخواهد رسید .» (بهرامی و سجادی ، /۴۷) آن گونه که از بیان شهید پیداست ،او نیز عموم لفظ را در صدور حکم معتبر می داند ، لذا درهنگام جمع دو روایت سبب نزول ذیل آیه (والذین یرمون ازواجهم و لم یکن لهم شهداء الا انفسهم فشهاده احدهم اربع شهادات بالله انه لمن الصادقین) (نور/۶) ، که یکی آیه را در شأن هلال بن امیه دانسته و دیگری در شأن عویمر عجلانی ، می گوید : «اینکه پیامبر(ص) درماجرای دوم (قضیه عویمر) فرمود :«درباره تو و همسرت آیه ای نازل شده » را می توان بر این حمل کرد که رسول الله حکم واقعه را توسط آیه ای که درشأن هلال نازل شده بود ، برای عویمرتبیین کرد و حکمی که برای یک نفر صادرشده ،‌برای دیگران هم کاربرد دارد . »(شهید ثانی ، مسالک الافهام ،۱۷۶/۱۰) او با این بیان ،‌علاوه براینکه حکم را از مورد نزول به موارد مشابه تسری داده است ،‌آن را ریشه دار در سنت رسول الله هم می داند .
ب) کیفیت نقل روایات اسباب نزول

۱٫چگونگی نقل سند فقه شهید ثانی ،فقهی استدلالی است و نه روایی ،ازاین رو مبنای کار او نقل روایات نیست ،بلکه مطلب را بر محور شرح عبارت محقق حلی و بحث پیرامون نظریات او پیش می برد و هنگام ارائه مستند حکم ،‌به روایات استدلال می کند . او معمولاً به ذکرسند روایات نمی پردازد ، بلکه به عباراتی چون «الصحیحه عبدالله بن سنان عن الصادق(ع) » (67/2) ، « یعضدها الروایه الصحیحه عن الصادق(ع) »(69/2) ،«استنادا الی صحیحه أبی ولاد عن أبی عبدالله(ع) » (99/4) و «المستند روایه أبی بصیرعن أبی عبدالله(ع) » (32/10) و … درنقل سند اکتفا کرده و به نقل روایت می پردازد ؛ یعنی در هر مورد به ذکر نوع و درجه صحت روایت ،‌ راوی طبقه اول و معصومی که گوینده حدیث است ،‌اکتفا کرده است .روش او در نقل روایات اسباب نزولی که به طریق شیعه از معصوم رسیده -و البته در این اثر اندکند -نیز همین گونه است .مثلاً در بیان شأن نزول آیه ۲۲۳ سوره بقره ، سند چنین نقل شده : «روی الشیخ فی الصحیح عن معمربن خلاد قال :«قال أبو الحسن(ع) : … »‌(62/7) اما درباره گفتار صحابه پیرامون اسباب نزول ،به ذکرنام صحابی اکتفا کرده است (۱۷۵/۱۰ ؛ ۳۶۳/۸ ؛ ۶۱/۷ ) و حتی در مواردی با عناوینی چون « ذکروا » (175/10) و « روی » (71/7) و بدون اشاره به نام راوی ، به نقل اسباب نزول می پردازد . ۲٫ نقد روایات روایات اسباب نزول در مسالک الافهام بدون سند نقل شده اند ،‌ در نتیجه نمی توان شاهد نقد سندی این روایات بود .اما گاهی محتوای این روایات مورد بررسی و تحلیل قرارگرفته اند . دراین حالت به جزئیات این روایات هم توجه شده و ازآنها استفاده شده که درادامه به این موارد اشاره می کنیم .اما نقدی که به رد روایت منجرشود را تنها در جایی می توان دید که روایت مذکور با یک روایت سبب نزول دیگر معارض باشد و یا محصول فقهی آن با روایات فقهی رسیده از اهل بیت (ع) تناقض داشته باشد . برای نمونه شهید تحت عنوان « لا یثبت المیراث عندنا بالتعصیب »که ردی است بر قاعده تعصیب ؛(۲)به نقل دلایل هردو گروه می پردازد ؛روایات اهل بیت (ع) در نحوه تقسیم مازاد فروض و رد تعصیب را آورده و دربین دلایل روایی قائلان به تعصیب ،به دو روایت ازابن عباس و یک روایت اسباب نزول که از جابررسیده اشاره می کند .روایت اسباب نزول به این صورت است : «عبداله بن محمد بن عقیل ازجابر روایت کرده که سعد بن ربیع در جنگ احد به شهادت رسید . همسرش با دو دختر سعد نزد رسول الله آمد وگفت :‌ای رسول خدا ! پدراین دو درجنگ احد به شهادت رسید و عمویشان تمام مال او را تصاحب کرده و این دو نمی توانند ازدواج کنند ،‌مگراینکه مالی داشته باشند .رسول الله فرمود : خداوند دراین باره قضاوت خواهد کرد . و خداوند نازل فرمود :(یوصیکم الله فی اولادکم للذکر …) (نساء/۱۱) بعد ازآن رسول الله عموی آن دو دختر را فرا خواند و گفت :به دو دختر دو سوم مال را بده و به مادرشان یک هشتم و باقی مال از آن تو باشد .» (103/13) شهید در رد این روایات ،‌به تکذیب دو مورد اول ازجانب ابن عباس اشاره کرده و بعد به ناهماهنگی قاعده تعصیب با بسیاری ازصورت های تقسیم ارثی که خود اهل سنت به آن اعتقاد دارند ‌، توجه می دهد .(۱۰۵/۱۳-۱۰۶) نمونه دیگری که می توان به آن اشاره کرده ،‌ذیل آیه (نساؤکم حرث لکم فاتوا حرثکم انی شئتم …) (بقره/۲۲۳) آمده ؛‌ شهید ثانی بعد ازذکر دو نظر فقهی متفاوت پیرامون آیه ،‌که هر کدام شاهدی از اسباب نزول دارند ، به تعارض روایات اشاره کرده و روایتی را که حدیث صحیحی در تأیید آن ازطریق شیعه آمده ، برمی گزیند . (ر.ک به ۶۱/۷)
ج) کاربرد روایات اسباب نزول در مسالک الافهام

۱٫تأیید یک برداشت فقهی دراین جایگاه ،شهید ازجزئیات روایات بهره گرفته و ازآنها در تأیید برداشت های فقهی استفاده می کند .ازاین قبیل می توان به این موارد اشاره کرد : الف) درباره اینکه درجاری شدن لعان طبق حکم آیه ( والذین یرمون ازواجهم و لم یکن لهم شهداء الا انفسهم فشهاده احدهم اربع شهادات بالله انه لمن الصادقین *والخامسه ان لعنت الله علیه ان کان من الکاذبین) (نور/۷-۶) ،بینه نیاوردن ازطرف زوج شرط است یا نه ، دو قول مطرح کرده و در تأیید هردو به اسباب نزول هم اشاره دارد . خلاصه مطلب شهید به این صورت است : «1-بینه نیاوردن شرط نیست ؛ ‌به خاطر رعایت اصل و به خاطراینکه رسول الله بین عویمرو همسرش لعان را جاری کرد و از بینه نپرسید . ۲-بینه نیاوردن شرط است ؛علامه حلی و بیشتر فقها این قول را برگزیده اند . به این دلیل که شاهد نیاوردن در آیه شرط است و به خاطراینکه ابن عباس در ماجرای هلال روایت کرده که رسول الله فرمود : بینه بیاور،وگرنه بر پشتت حد می زنم . سپس آیه نازل شد و حضرت رسول بین آنها لعان را جاری کرد . همچنین اگراو ازلعان رویگردان می شد ، حد می خورد و دراین صورت با وجود بینه حد خورده بود ؛ در نهایت اینکه لعان حجت ضعیفی است و با وجود بینه که حجت قوی تری است ،‌به آن عمل نمی شود . معتقدان به این قول حالت اول را این گونه پاسخ می دهند که این دلایل عمل براساس اصل را منتفی کرده . به علاوه جایزاست که رسول الله به حال افرادعلم داشته باشد و از بینه نپرسد .» (180/10) ب) دراینکه مراد از عذاب در آیه (و یدرؤا عنها العذاب ان تشهد اربع شهادات بالله) (نور/۸)،حد است ،یکی ازمؤیدهای شهید ،اسباب نزول است ؛ «بدون شهادت ،عذابی جزحد برای آن زن نیست و حبس عذاب نامیده نمی شود ، ‌بلکه برخلاف حد ،دلیلی برای حبس نداریم …و به خاطر سخن رسول خدا به هلال (آن گاه که همسرش را متهم کرده بود) :بینه بیاور،وگرنه برپشتت حد می زنم ، ‌و هلال گفت :سوگند به آن که تو را به حق مبعوث کرده ،راست می گویم و قطعاً خداوند چیزی که مرا ازحد مبرا کند نازل خواهد نمود .پس این آیات نازل شد.» (242/10) ج) استفاده از اسباب نزول در تعیین معنای شرط درآیه (و اللائی یئسن من المحیض من نسائکم ان ارتبتم فعدتهن ثلاثه اشهر و اللائی لم یحضن و اولات الاحمال اجلهن ان یضعن حملهن …)(طلاق/۴) ؛ «قول خداوند به «‌ان ارتبتم » ، ‌می تواند پذیرای عقیده جمهور مفسران و علمایی باشد که مراد خداوند را این گونه تأویل می کنند :اگر درعده این زنان شک دارید و به مدت آن آگاه نیستید.چیزی که به این تأویل رهنمون می شود ، سبب نزول این آیه است که ابی بن کعب گفت :ای رسول خدا ! عده گروهی از زنان درکتاب خدا نیامده ؛ زنان کوچک ،زنان کهن سال و زنان باردار ، پس خداوند نازل فرمود (و اللائی یئسن من المحیض … و اولات الاحمال اجلهن ان یضعن حملهن) » (232/9) د)درآیه (للرجال نصیب مما ترک الوالدان و الاقربون و للنساء نصیب مما ترک الوالدان و الاقربون مما قل منه او کثر نصیباً مفروضا ) (نساء/۷) ، شهید در رد نظرکسانی که لفظ «نساء » را درآیه مشمول تخصیص می دانند و لفظ رجال را نه ،‌می گوید : «ازآنجا که اصل درآیه عموم است ،حکم کردن به ارث برای بعضی از زنان کفایت نمی کند ،وگرنه مثل این تخصیص در مورد مردان نیزلازم است و عمومیت این آیه درارث بردن زنان را این مطلب تأیید می کند که این آیه برای رد این خوی عصر جاهلیت نازل شد که آنها به زنان هیچ ارثی نمی دادند .چنان که این مطلب در روایت جابراز زید بن ثابت آمده و بدون عام بودن آیه ،این رد تام نیست.»(3) (97/13) 2. تبیین بیشتر فضای آیه گاهی بیان سبب نزول آیه درکلام شهید به منظورتبیین بیشتر فضای آیه است .برای نمونه ذیل آیات (یا ایها النبی قل لازواجک ان کنتن تردن الحیاه الدنیا و زینتها فتعالین امتعکن و اسرحکن سراحاً جمیلاً * و ان کنتن تردن الله و رسوله و الدارالآخره فان الله اعد للمحسنات منکن اجراً عظیما) (احزاب/۲۹-۲۸) می فرماید : «ازجمله احکام مخصوص به رسول الله (ع)اینکه واجب است همسرانش را مخیر کند به برگزیدن زندگی با او و جدایی از ایشان ،‌به خاطراین قول خداوند :(یا ایها النبی قل لازواجک ان کنتن تردن الحیاه الدنیا و زینتها فتعالین امتعکن و اسرحکن سراحاً جمیلاً … اجراً‌عظیما) .و اصل آن مطلبی است که ازآن زنان روایت شده ؛‌آنها به آنچه خداوند از فقر و صبر بر آن برای رسولش برگزیده بود،عیب جویی کرده و زینت دنیا را طلب می کردند ،‌با آنکه حضرت رسول (ع) آن را خوش نمی داشت .این باعث خشم حضرت از آنها و در نتیجه کنارگیری یک ماهه ازآنان شد و سپس این آیه نازل شد :(یا ایها النبی قل لازواجک …) ایشان تخییرآنها را ازعایشه آغاز کرد و آنها خدا و رسولش را برگزیدند .» 71/7) 3.بیان یک واقعه تاریخی گاهی اسباب نزول در مسالک تنها در مقام بیان تاریخ بازگو می شود ؛به عنوان نمونه درابتدای کتاب «الظهار »به اولین کسی که دراسلام ظهار کرد و بعد از آن آیات ۱-۴سوره مجادله نازل شد ،اشاره شده ؛ «و روی أن أول من ظاهر فی الاسلام أوس بن الصامت من زوجته خوله بنت ثعلبه علی اختلاف فی اسمها و نسبها ،فأتت رسول الله صلی الله علیه و آله فاشتکت منه فأنزل الله تعالی قوله :(قد سمع الله قول التی تجادلک …)»(463/9) ؛ «روایت شده اولین فردی که دراسلام ظهار کرد ،اوس بن صامت بود از همسرش خوله بنت ثعلبه که البته در نام و نسب همسرش اختلاف است ،او نزد رسول الله آمد و از شوهرش شکایت کرد و خداوند این آیه را نازل کرد : (قد سمع الله قول التی تجادلک …) »
پی نوشت ها :

۱-نام او در کتاب دیگرشهید با نام « الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه » (171/1) ،‌ به این صورت بیان شده : الشیخ شمس الدین محمد بن أبی النحاس . ۲-تعصیب ازعصبه گرفته شده و آن از عصابه ،به معنی عمامه که سر را احاطه می کند ،اخذ شده .به پدر ،پسر ،‌ برادر و عموی فرد عصبه گفته اند ؛چون به مانند عمامه اطراف او را احاطه کرده اند .(محمود ،۴۷۴/۱) اصطلاح تعصیب در بحث ارث آنجا به کارمی رود که فریضه از مجموع سهام افراد بیشتر باشد . (عاملی،/۴۶) در این حالت اهل سنت معتقدند که زیاده را باید به عصبه میت داد ، بی آنکه از مازاد به صاحبان فروض سهمی بدهند .اما شیعه بر اساس ادله ای که از اهل بیت(ع) صادر شده ، آن را نمی پذیرد ؛ بنابراین چیزی از ترکه میت به عصبه داده نمی شود . مثلاً اگر ترکه میت دو دختر و یکی از والدین باشد ، دو سوم ، فریضه دو دختراست و یک ششم ، سهم یکی از والدین ،پس یک ششم زیاد می آید . از نظر ما این زاید به پنج سهم تقسیم می شود و به نسبت چهارسهم برای دو دختر و یک سهم باقی مانده برای یکی از والدین خواهد بود و چیزی به عصبه داده نمی شود . (فیض،/۳۰۶) ۳-همچنین ر.ک به کتاب « الخلع » که شهید دربیان اینکه در طلاق خلع ، که جواز آن ازآیه (لا یحل لکم ان تأخذوا مما آتیتموهن شیئاً الا ان یخافا الا یقیما حدود الله فان خفتم الا یقیما حدود الله فلا جناح علیهما فیما افتدت به)(بقره/۲۲۹) استفاده می شود ،کراهت زن ازادامه زندگی با همسرش شرط است ،این مطلب را با روایاتی ازشیعه بیان داشته است . (مسالک الافهام ،۴۰۹/۹) و درمقام تأیید به سبب نزول آیه هم اشاره می کند .برای اصطلاح خلع ر.ک به :مشکینی ،/۲۲۷ و سعدی ،/۱۲۰
منبع:نشریه پژوهشهای قرآنی ،شماره ۵۸٫ ادامه دارد…
 

برچسب ها: shia
نوشته قبلی

جایگاه اسباب نزول درمسالک الافهام (۲)

نوشته‌ی بعدی

نقش دانش های قرآنی در روش اجتهادی شهیدین (۲)

مرتبط نوشته ها

بعثت در كلام خاندان رسالت
پیامبر اکرم (ص)

بعثت در كلام خاندان رسالت

فلسفه و علل مهدویت در اسلام
انقلاب مهدوی

فلسفه و علل مهدویت در اسلام

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)
پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

نوشته‌ی بعدی

نقش دانش های قرآنی در روش اجتهادی شهیدین (۲)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

نماد عقلانیت حوزوی و استمرار میراث فقه جواهری

نماد عقلانیت حوزوی و استمرار میراث فقه جواهری

علی اکبر (ع) الگوی جوانان

علی اکبر (ع) الگوی جوانان

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم

غدیر از زبان حضرت زهرا (ع)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا