10 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home علوم شیعه

نقش دانش های قرآنی در روش اجتهادی شهیدین (۲)

0
SHARES
8
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

اهمیت و جایگاه بحث نسخ
بحث نسخ یکی ازمباحث مهم و بسیار تأثیرگذار در استنباط و فهم احکام قرآن است . براین اساس حضرت علی (ع) آن واعظی که ناسخ و منسوخ قرآن را نمی شناخت ،‌ازموعظه مردم بازداشت و خواهان خروج او ازمسجد شد و به او فرمود :«هلکت و اهلکت »(قرطبی ، ۶۲/۲ ؛سیوطی ،‌106/1 ) و امام صادق(ع) ازمیزان آشنایی ابوحنیفه با دانش نسخ پرسید .(حرعاملی ،۴۸/۲۷-۴۷) دانش نسخ درآثار و تألیفات شهید اول نیز اهمیت بسیاریافته است ،تا آنجا که شهید درجای جای آثارخویش از نسخ آیات سخن می گوید و بحث نسخ را یکی از مباحث مهم قرآنی می خواند .(ذکری ،۴۳/۱) شهید ثانی نیزاهمیت شناخت ناسخ و منسوخ قرآن می گوید و فهم آیات وحی را بدون شناخت ناسخ و منسوخ ناممکن می خواند .(شهید ثانی ، شرح لمعه ، ۶۴/۳)
انواع نسخ
۱٫نسخ در سنت تمامی اصول نویسان و فقیهان ،نسخ سنت به سنت را جایز می دانند .(سرخسی ، اصول سرخسی،۶۷/۲) براین اساس شهید اول نیزحکم به جوازنسخ سنت به سنت می دهد؛«اذ النسخ جائز فی السنه » (ذکری،۴۲۵/۱)و درمستند سازی نظریه خویش ازروایات «ان الحدیث ینسخ کما ینسخ القرآن » بهره می گیرد . او درجای جای آثار خویش از نسخ سنت مثال می زند .برای نمونه دربحث مبطلات نماز(خویی،/۶۶) ،قراردادن دست ها بین دو زانو درحالت رکوع (همان ،/۸۷) و … را ،نسخ روایت به روایت می گوید . (ذکری ،۱۶۳/۱ ،۱۹۰ ؛۱۰۵/۳) ۲٫ نسخ در آیات دو نظریه در مورد رخداد نسخ در آیات قرآن وجود دارد : نظریه نخست رخداد نسخ درآیات قرآن را به هیچ روی برنمی تابد و ازمستندات قرآنی و روایی مخالفان پاسخ می دهد و افزون براین ، میان آیاتی که طرفداران نسخ به عنوان ناسخ و منسوخ می شناسند ، رابطه نسخ را برقرار نمی بیند . گروه کمی ازقرآن پژوهان و مفسران به این نظریه اعتقاد دارند .(ابن الجوزی،/۱۷) برای نمونه ابومسلم محمد بن بحراصفهانی یکی ازبنیانگذاران این نظریه می گوید:«نسخ میان آیات قرآن رخ نداده است .» (فخر رازی ،۲۲۹/۳) ابن جنید ،عبدالمتعال جبری مصری و … نیزازدیگرطرفداران این نظریه شناخته می شوند. نظریه دوم رخداد نسخ میان آیات قرآن را پذیراست و براین اساس شماری از آیات را ناسخ و تعدادی را به عنوان منسوخ معرفی می کنند . ازمیان دو نظریه یاد شده ،تمامی مفسران و فقیهان شیعه نظریه دوم را پذیرفته و در جای جای آثارخویش ازآیاتی به عنوان ناسخ و ازآیاتی دیگر به عنوان منسوخ نام می برند . شهید اول یکی ازبرجسته ترین فقیهان شیعه ،رخداد نسخ درآیات قرآن را باور دارد.او برخی آیات را منسوخ می خواند و شماری را ناسخ .برای نمونه درنگاه شهید ،میان دوآیه زیررابطه نسخ برقرار است ؛آیه نخست ناسخ و آیه دوم منسوخ شناخته می شود : آیه نخست :(والذین یتوفون منکم ویذرون ازواجاً یتربصن بانفسهن اربعه اشهر وعشراً فاذا بلغن اجلهن فلاجناح علیکم فیما فعلن فی انفسهن بالمعروف و الله بما تعملون خبیر)(بقره /۲۳۴) «وکسانی که ازشما می میرند و همسرانی باقی می گذارند، باید چهارماه و ده روز انتظاربکشند و هنگامی که به آخر مدتشان رسیدند ، گناهی بر شما نیست که هر چه می خواهند ، درباره خودشان به طور شایسته انجام دهند و خدا به آنچه عمل می کنید آگاه است .» آیه دوم 🙁 والذین یتوفون منکم ویذرون ازواجاً وصیه لازواجهم متاعاً الی الحول غیر اخراج فان خرجن فلا جناح علیکم فی ما فعلن فی انفسهن من معروف والله عزیز حکیم ) (بقره/۲۴۰) «وکسانی از شما که در آستانه مرگ قرار می گیرند و همسرانی از خود به جا می گذارند ، باید برای همسران خود وصیت کنند تا یک سال آنها را بهره مند سازند ، به شرط اینکه بیرون نروند و اگر بیرون روند ،گناهی بر شما نیست نسبت به آنچه درباره خود به طور شایسته انجام می دهند . و خداوند دانا و حکیم است .» شهید ثانی نیز رخداد نسخ در آیات قرآن را باور دارد و در مواردی از ناسخ و منسوخ قرآن بحث می کند . برای نمونه میان دو آیه زیر رابطه نسخ برقرار است : (لا یحل لک النساء من بعد ولا ان تبدل بهن من ازواج ولو اعجبک حسنهن الا ما ملکت یمینک و کان الله علی کل شیء رقیباً ) (احزاب/۵۲) «بعد ازاین دیگر زنی بر تو حلال نیست و نمی توانی همسرانت را به همسران دیگری مبدل کنی ،هرچند جمال آنها مورد توجه تو واقع شود ، مگر آنچه که به صورت کنیز در ملک تو درآید ! و خداوند ناظر و مراقب همه چیز است .» ( یا ایها النبی انا احللنا لک ازواجک اللاتی آتیت اجورهن و ما ملکت یمینک مما افاء الله علیک و بنات عمک و بنات عماتک وبنات خالک و بنات خالاتک اللاتی هاجرن معک وامراهً مؤمنهً ان وهبت نفسها للنبی ان اراد النبی ان یستنکحها خالصه لک من دون المؤمنین قد علمنا ما فرضنا علیهم فی ازواجهم و ما ملکت ایمانهم لکیلا یکون علیک حرج و کان الله غفوراً رحیماً )(احزاب/۵۰) «ای پیامبر! ما همسران تو را که مهرشان را پرداخته ای برای تو حلال کردیم ، و همچنین کنیزانی که از طریق غنایمی که خدا به تو بخشیده است مالک شده ای و دختران عموی تو و دختران عمه ها و دختران خاله ها که با تو مهاجرت کردند و هرگاه زن باایمانی خود را به پیامبربخشید ، چنانچه پیامبربخواهد ،می تواند او را به همسری برگزیند ؛ اما چنین ازدواجی تنها برای تو مجازاست نه دیگر مؤمنان ؛ ما می دانیم برای آنان در مورد همسرانشان و کنیزانشان چه حکمی مقرر داشته ایم ؛ این به خاطرآن است که مشکلی بر تو نباشد و خداوند آمرزنده و مهربان است !» در نگاه شهید ثانی آیه نخست منسوخ است و آیه دوم ناسخ . آیه اول از حرمت کنیزان به عقد ، بدل کردن همسران و افزودن بر تعداد همسران می گوید و آیه دوم این احکام را نسخ می کند .(شهید ثانی ، مسالک الافهام ،۷۳/۷) به باور شهید ثانی نسخ در سوره های مفصل قرآن رخ نداده است و وجه نام گذاری این گروه از سوره ها ، نبود نسخ در آنهاست .(شهید ثانی ، شرح لمعه ،۶۰۵/۱) ۳٫ نسخ میان آیات و روایات الف ) نسخ قرآن به سنت نظریات گوناگونی در نسخ قرآن به سنت وجود دارد : نظریه اول :‌ برخی چون شافعی و بیشتر شافعیان و اهل ظاهر، نسخ کتاب به سنت متواتر را روا نمی دانند (خویی ،/۲۰۶) و برای اثبات درستی نظریه خویش به آیه ( ما ننسخ من آیه او ننسها نات بخیر منها او مثلها الم تعلم ان الله علی کل شیء قدیر ) (بقره/۱۰۶)استناد می کنند . افزون بر این ، نسخ کتاب به سنت با آیاتی که پیامبر(ص) را به پیروی از قرآن فرا می خواند و آن حضرت را مبین قرآن می خواند ناسازگار است . نظریه دوم : گروهی چون مالک و ابوحنیفه ، نسخ قرآن به سنت متواتر را جایز می دانند . این گروه خود به دو دسته تقسیم می شوند : دسته نخست هم جوازاین نسخ را باور دارد و هم به رخداد آن در شریعت اسلام اعتراف دارند و برای این گونه از نسخ ، به نسخ آیه وصیت به سخن پیامبر (ص) «الا لا وصیه لوارث» ، نسخ آیه جلد به خبر رجم (فخر رازی ،۳۳۲/۲) و نسخ آیه وضو به مسح بر خفین (سرخسی ،اصول السرخسی ، ۶۷/۲ ) مثال می زنند و دسته دوم تنها حکم به جواز نسخ کتاب به سنت می دهند و وقوع آن را در شریعت اسلام برنمی تابند . نظریه سوم : شماری نسخ قرآن به سنت را در صورتی روا می دانند که سنت برگرفته از وحی باشد ، نه اجتهاد .(زرکشی ،۳۰/۲ ، سیوطی ،۵۵/۲ ) شیخ طوسی و مرحوم طبرسی از تفسیر نویسان برجسته شیعه (طوسی ، التبیان ، ۳۹۸/۱ ؛ طبرسی ، ۳۴۲/۱ ) و قرطبی (قرطبی،۲۶۳/۲) و سرخسی (سرخسی ، المبسوط ، ۱۴۳/۲۷) از مفسران و فقیهان نامداراهل سنت ، نسخ قرآن به سنت را باور دارند و دلیل این انتخاب را وحیانی بودن سنت می دانند . شیخ طوسی در مستند سازی نظریه خویش می نویسد : «احکام قرآن دائرمدار مصالح هستند ، بنابراین چنان که ممکن است یک آیه قرآن به جهت مصلحتی به آیه دیگری منسوخ گردد ، بنابراین ممکن است یک آیه قرآن به جهت مصلحتی به سنت نسخ گردد.» (طوسی ، التبیان ، ۳۹۸/۱ ) در نظرگاه شهید اول نیز چنان که رخداد نسخ میان آیات قرآن پذیرفته است ، نسخ قرآن به سنت نیز رواست . شاهد این نظریه آنکه شهید در مقام نقد نظریه ای که آیه شریفه ( واذا کنت فیهم فاقمت لهم الصلاه فلتقم طائفه منهم معک ولیاخذوا اسلحتهم فاذا سجدوا فلیکونوا من ورائکم ولتات طائفه اخری لم یصلوا فلیصلوا معک ) (نساء/۱۰۲) را به سنت پیامبر(ص) در وجوب تأخیر نمازبه هنگام ترس منسوخ می داند ، سخن از ناروا بودن این گونه نسخ نمی گوید ، بلکه از نبود شرط نسخ ، حکم به عدم جواز این نسخ می دهد . به باور شهید آیه شریفه از جهت زمانی پس از سنت پیامبر(ص) فرود آمده است ، بنابراین شرط نسخ که تقدم زمانی دلیل منسوخ بر دلیل ناسخ ست ، ‌در اینجا وجود ندارد .(شهید اول ، ذکری ،۳۴۲/۴) شهید ثانی نیز اصل امکان این گونه نسخ را می پذیرد و به همین جهت در نقد نظریه نسخ عقد موقت ، از ناممکن بودن این شکل از نسخ نمی گوید . او در نقد نظریه اهل سنت مبنی بر نسخ آیه شریفه (فما استمتعتم به منهن فآتوهن اجورهن فریضه ) (نساء/۲۴) به روایات می گوید : «این ادعای نسخ از جهاتی چند در خور پذیرش نیست : ۱٫روایاتی که اهل سنت برای نسخ می آورند با یکدیگر ناسازگارند . ۲٫ بر اساس مستندات روایی اهل سنت ، نسخ باید دو مرتبه صورت پذیرفته باشد که مرتبه آن ، نسخ حلیت عقد موقت در حجه الوداع ،به حرمت عقد موقت در جنگ خیبر است ، در صورتی که هیچ کس چنین نسخی را ادعا ندارد . ۳٫ روایت ربیع بن سبره که یکی از مستندات روایی نظریه نسخ است ، از چند جهت در خور استناد نیست : الف ) این روایت از جهت سند مخدوش است . ب) واژگان روایت با یکدیگر ناسازگارند. ج) این روایت با دیگر روایاتی که دلالت بر عدم نسخ عقد موقت دارد ناسازگار می باشد .» (شهید ثانی ، شرح لمعه ، ۲۸۲/۵ – ۲۸۱ ) ب) نسخ سنت به قرآن در نسخ سنت به قرآن نیز چند نظریه وجود دارد : ۱٫ جواز نسخ سنت به قرآن طرفداران این نظریه به دلیل اولویت ، حکم به جواز این نسخ می دهند . به باور این گروه اگر نسخ قرآن به سنت روا باشد ، بنابراین به اولویت نسخ سنت به قرآن نیز جایز خواهد بود . برخی از نمونه های این نسخ به قرار ذیل است :‌ نمونه اول : ‌(یا ایها الذین آمنوا انما المشرکون نجس فلا یقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا و ان خفتم عیلهً فسوف یغنیکم الله من فضله ان شاء ان الله علیم حکیم ) (توبه /۲۸) « ای کسانی که ایمان آورده اید ! مشرکان ناپاکند ؛پس نباید بعد از امسال نزدیک مسجد الحرام شوند ! واگر از فقر می ترسید ، خداوند هر گاه بخواهد ، شما را به کرمش بی نیاز می سازد ؛ خداوند دانا و حکیم است .» پیامبر فرمود :‌«‌ من دخل المسجد فهو آمن » (سجستانی ،۱۶۲/۳ ، ح۳۰۲۲) میان آیه یاد شده و روایت پیامبر رابطه نسخ برقرار است . آیه ناسخ و روایت منسوخ است . نمونه دوم : در بحث استحباب اذان برای نماز قضا نیز شهید اول از نسخ سنت به آیه سخن می گوید . او می نویسد : «جایز است که یک اذان و اقامه برای نماز اول گفته شود و برای دیگر نمازها تنها اقامه گفته شود ، هر چند برخی معتقدند که گفتن اذان و اقامه برای هر نماز افضل است ، چه اینکه پیامبر که در جنگ خندق چهار نماز ایشان قضا شده بود ، به بلال گفتند اذان و اقامه بگوید و او نیز برای هر نماز قضا ،‌ اذان و اقامه می گفت .» (شهید اول ، ذکری ، ۲۳۰/۳ ) نمونه سوم :آیه شریفه (الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض وبما انفقوا من اموالهم فالصالحات قانتات حافظات للغیب بما حفظ الله واللاتی تخافون نشوزهن فعظوهن واهجروهن فی المضاجع واضربوهن فان اطعنکم فلا تبغوا علیهن سبیلا ان الله کان علیاً کبیراً)(نساء/۳۴) «مردان ، سرپرست و نگهبان زنانند ،‌ به خاطر برتری هایی که خداوند برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است و به خاطر انفاق هایی که از اموالشان می کنند . و زنان صالح ،‌ زنانی هستند که متواضعند ‌، و در غیاب (همسر خود) اسرار و حقوق او را در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده ‌، حفظ می کنند . و آن دسته از زنان را که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید ، ‌راهی برای تعدی بر آنها نجویید ! خداوند بلند مرتبه و بزرگ است .» سخن پیامبر :« لا تضربوا اماء الله» (شافعی ،/۲۶۱ ؛ دارمی ،۱۴۷/۲ ؛‌ سجستانی ، ۴۷۶/۱ ) میان آیه شریفه و سخن پیامبر رابطه نسخ برقراراست و آیه قرآن ناسخ سخن پیامبر می باشد . (النووی،۴۵۰/۱۶) نمونه چهارم : وجوب تأخیر نماز به هنگام ترس تا زمان رهایی از آن ، ‌با آیه شریفه زیر نسخ شده است .(شیخ طوسی ،عده الاصول ،۵۵۳/۲) (فان خفتم فرجالا او رکباناً فاذا أمنتم فاذکروا الله کما علمکم ما لم تکونوا تعلمون ) (بقره /۲۳۹) «و اگر بترسید ،‌ در حال پیاده یا سواره انجام دهید !اما هنگامی که امنیت خود را باز یافتید ، خدا را یاد کنید ! همان گونه که خداوند ، چیزهایی را که نمی دانستید ، ‌به شما تعلیم داد.» نمونه پنجم : وجوب استقبال به سمت بیت المقدس به هنگام عبادت با آیه (فول وجهک شطر المسجد الحرام) (بقره/۱۴۴) نسخ شده است .(جصاص،۳۲۱/۲) نمونه ششم : روزه روز عاشورا که برگرفته از سنت بود ، با آیه (شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدیً للناس وبینات من الهدی والفرقان فمن شهد منکم الشهر فلیصمه) (بقره/۱۸۵) که دلالت بر وجوب روزه در ماه رمضان دارد نسخ گردیده است .(آمدی،۱۵۰/۳) ۲٫ عدم جواز نسخ سنت به قرآن شماری چون شافعی ،نسخ سنت به قرآن را برنمی تابند (محقق حلی،/۱۷۲) و سنت را بیان قرآن می دانند .
نظریه شهیدین
شهید اول در شمار فقیهانی است که نسخ سنت به قرآن را باور دارد و برای این شکل از نسخ ، نمونه هایی در آثار خویش عرضه می دارد که شماری از آنها ، همان نمونه های بالاست و برخی دیگر به قرار زیراست : نمونه نخست : نسخ وجوب تأخیر نماز در حال ترس با آیه شریفه (واذا کنت فیهم فاقمت لهم الصلاه فلتقم طائفه منهم معک ولیاخذوا اسلحتهم فاذا سجدوا فلیکونوا من ورائکم ولتات طائفه اخری لم یصلوا فلیصلوا معک) (نساء/۱۰۲) را به عنوان نسخ سنت به قرآن می آورد .(شهید اول ، ذکری ،۳۴۲/۴) نمونه دوم :آیه شریفه (یا ایها الذین آمنوا اذا قمتم الی الصلاه فاغسلوا وجوهکم وایدیکم الی المرافق وامسحوا برءوسکم وارجلکم الی الکعبین)(مائده/۶) ناسخ مسح برخفین توسط پیامبرقرار گرفته است .(همان ،۱۴۶/۲-۱۴۵) امام علی (ع) در پاسخ مغیره که ادعا داشت :« رأیت رسول الله یمسح علی الخفین » فرمود : این مسح پیش از نزول سوره مائده بود یا پس از آن ؟ مغیره در پاسخ گفت : نمی دانم . امام (ع) فرمود : آیه (یا ایها الذین آمنوا اذا قمتم …) ناسخ این رفتار پیامبر است ، چه اینکه سوره مائده دو یا سه ماه پیش از ارتحال پیامبر نازل شده و مسح بر خفین پیش از نزول آیه انجام گرفته است (طوسی،تهذیب الاحکام،۳۶۱/۱) نمونه سوم : آیه شریفه (واذا کنت فیهم فاقمت لهم الصلاه فلتقم طائفه منهم معک ولیاخذوا اسلحتهم فاذا سجدوا فلیکونوا من ورائکم ولتات طائفه اخری لم یصلوا فلیصلوا معک)(نساء/۱۰۲) ناسخ سنت پیامبر دروجوب تأخیر اقامه نماز به هنگام ترس است .(ذکری،۲۳۰/۳) شهید ثانی نیز نسخ سنت به آیه را باور دارد و براین اساس آیه (واذا کنت فیهم فاقمت لهم الصلاه )(نساء/۱۰۲) را ناسخ سنت سقوط نماز به هنگام ترس معرفی می کند .(شهید ثانی ،روض الجنان ،/۲۴۰ و ۳۷۹ )
اقسام نسخ
نسخ در آیات قرآن به تصور عقلی سه قسم دارد : نسخ تلاوت ، نسخ حکم ، نسخ تلاوت و حکم . دو نظریه در مورد رخداد این انواع نسخ در قرآن وجود دارد : نظریه نخست وقوع انواع نسخ در قرآن را پذیراست و برای این انواع نمونه هایی نیز عرضه می دارند : اول : نسخ تلاوت در نگاه برخی تلاوت شماری از آیات قرآن نسخ شده ، اما حکم آیه از درجه اعتبار ساقط نشده است . برای نمونه عبارت « الشیخ و الشیخه اذا زنیا فارجموهما البته نکاکا من الله والله عزیز حکیم » آیه ای از آیات قرآن بوده است که تلاوت آن نسخ گردیده ، ‌اما حکم آن بر جا مانده است .(طوسی ،التبیان،۳۹۳/۱) دوم : نسخ حکم و تلاوت گونه دیگر نسخ در آیات ، ‌نسخ تلاوت آیه و حکم آن است . (همان) برای این نوع از نسخ ، به نسخ «وعشر رضعات یحرمن» و «لا ترغبوا عن آبائکم فانه کفر بکم » مثال می زنند . دراین دو نمونه هم تلاوت آیه و هم حکم آن منسوخ گردیده است .(طبرسی،۳۳۸/۱) سوم : نسخ حکم نمونه های این گونه نسخ در متون روایی ، قرآنی و … بسیار است ، تا آنجا که برخی ده ها آیه را به عنوان ناسخ و منسوخ قرآن شمارش می کنند . برای نمونه از دو آیه زیر، آیه نخست منسوخ و آیه دوم ناسخ است . (یا ایها النبی حرض المؤمنین علی القتال ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مائتین و ان یکن منکم مائه یغلبوا الفاً من الذین کفروا بانهم قوم لا یفقهون )(انفال/۶۵) «ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ تشویق کن ! هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند ، بر دویست نفر غلبه می کنند ؛ و اگر صد نفر باشند ،‌ بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند پیروز می گردند ؛ چرا که آنها گروهی هستند که نمی فهمند.» (الآن خفف الله عنکم و علم ان فیکم ضعفاً فان یکن منکم مائه صابره یغلبوا مائتین وان یکن منکم الف یغلبوا الفین باذن الله و الله مع الصابرین)(انفال/۶۶) «هم اکنون خداوند به شما تخفیف داد و دانست که در شما ضعفی است ؛ بنابراین ، ‌هرگاه یکصد نفر با استقامت از شما باشند ، ‌بر دویست نفر پیروز می شوند ؛ و اگر یک هزار نفر باشند ، ‌بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند کرد ؛ و خدا با صابران است !» نظریه دوم تنها رخداد نسخ حکم را باور دارد و وقوع نسخ تلاوت و نسخ حکم و تلاوت را منکر است و این دو نوع گونه نسخ را برابر با نظریه تحریف قرآن می بیند . دراین میان شهید اول در جای جای آثار خویش از حکم آیاتی که تلاوت آنها نسخ گردیده سخن می گوید . برای نمونه در بحث غسل ، حکم به حرمت مس آیات می دهد و آیاتی که تلاوت آنها منسوخ شده است را ازاین حکم استثناء می کند : «و مسح خط المصحف و لو نسخ الحکم بخلاف منسوخ التلاوه و ان بقی الحکم .» (شهید اول ،البیان ،/۱۵) «و یجوز مس الکتب المنسوخه و ما نسخ تلاوته .»(شهید اول ، الدروس،۹۶/۱) «و لایمنع (المحدث) من مس الکتب المنسوخه ،ولا مما نسخ تلاوته.» (شهید اول ،ذکری ،۲۶۵/۱) شهید ثانی نیز نسخ تلاوت را باور دارد و براین اساس مس منسوخ التلاوه را توسط جنب حرام می داند ،اما مس منسوخ الحکم را روا می بیند . (شهید ثانی ، روض الجنان ،‌/50) با این وجود در آثار شهید هیچ نمونه ای برای نسخ تلاوت یا نسخ تلاوت و حکم وجود ندارد . بنابراین شاید بتوان شهید را منکر وجود نسخ تلاوت و نسخ حکم و تلاوت درآیات وحی دانست و حکم ایشان را تنها بیانگر حکم انواع نسخ با قطع نظر از رخداد آن در قرآن دانست .
شرایط نسخ
تفسیر نویسان و اصولیان شرایطی چند برای نسخ آورده اند . برای نمونه شرعی بودن دو حکم ، تأخر زمانی ناسخ از منسوخ ، ناسازگار بودن دو حکم ، دائمی بودن حکم و … . شهید اول در آثار خویش به صورت صریح و روشن بحث شرایط نسخ را یاد نکرده است ، اما به استناد تعریف شهید اول از ناسخ و جملاتی که در نقد رخداد نسخ میان آیه و سنت دارند ، می توان به برخی از شرایط نسخ در نگاه شهید دست یافت . برای نمونه در تعریف ناسخ می نویسد : «الرافع حکما شرعیا بخطاب شرعی متراخ عنه علی وجه لولاه لکان ثابتا .» (شهید اول ، ذکری ،۴۶/۱) این تعریف نشان ازآن دارد که شرط نخست نسخ ، شرعی بودن دو حکم است ؛ به گونه ای که اگر یک دلیل شرعی و دیگری عقلی ، یا هر دو عقلی باشد ، دراین صورت هیچ یک از دو دلیل ناسخ یا منسوخ نخواهد بود . شرط دومی که می توان از این تعریف بیرون کشید ، این است که دلیلی که ادعا شده ناسخ است ، باید از جهت زمانی پس ازحکم منسوخ نازل شده باشد و دلیل منسوخ پیش از آیه ناسخ فرود آمده باشد . شرط سوم آن است که زمان پایان یافتن حکم منسوخ به هیچ شکلی در دلیل منسوخ ذکر نشده باشد و به تعبیر شهید حکم منسوخ با نبود حکم ناسخ پا برجا و استوار باقی بماند . نمونه دیگر اینکه شهید در مقام نقد نظریه ی رخداد نسخ میان آیه (واذا کنت فیهم فاقمت لهم الصلاه فلتقم طائفه منهم معک ولیاخذوا اسلحتهم فاذا سجدوا فلیکونوا من ورائکم ولتات طائفه اخری لم یصلوا فلیصلوا معک) (نساء/۱۰۲) و سنت پیامبر در واجب نبودن اقامه نماز به هنگام ترس می گوید : «از آن جهت که آیه پس از سنت پیامبر فرود آمده است نتیجه می گیریم که آیه منسوخ نخواهد بود .» (همان ،۳۴۲/۴) شهید ثانی نیز چون شهید اول به برخی از شرایط نسخ اشاره می کند . برای نمونه در نقد نظریه ای که آیه (فاینما تولوا فثم وجه الله) (بقره/۱۱۵) را ناسخ آیه (فول وجهک شطر المسجد الحرام) (بقره/۱۴۴) معرفی می کند ، به شرط ناسازگاری میان دو حکم اشاره می کند و بر اساس همین شرط میان دو آیه یاد شده رابطه نسخ را برقرار نمی بیند .آیه نخست را ناظر به نمازهای مستحبی و آیه دوم را ناظر به نمازهای واجب می خواند .(شهید ثانی ، روض الجنان ، /۱۹۲) چنان که هم ایشان رخداد نسخ میان دو آیه زیر را برنمی تابد و آیه نخست را منسوخ و آیه دوم را ناسخ نمی شناسد ، چه اینکه اولاً میان این دو آیه ناسازگاری وجود ندارد و ثانیاً اصل عدم نسخ اقتضا دارد که یک آیه ناسخ و دیگری منسوخ نباشد ؛(شهید ثانی ، شرح لمعه ، ۱۰۲/۶) (یا ایها الذین آمنوا لا یحل لکم ان ترثوا النساء کرهاً و لا تعضلوهن لتذهبوا ببعض ما آتیتموهن الا ان یاتین بفاحشه مبینه وعاشروهن بالمعروف فان کرهتموهن فعسی ان تکرهوا شیئاً و یجعل الله فیه خیراً کثیراً (نساء/۱۹) «ای کسانی که ایمان آورده اید ! برای شما حلال نیست که از زنان از روی اکراه ارث ببرید ! و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه به آنها داده اید را تملک کنید ! مگراینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند . و با آنان به طور شایسته رفتار کنید ! و اگر از آنها کراهت داشتید ، چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد و خداوند خیر فراوانی درآن قرار دهد !» (الزانیه والزانی فاجلدوا کل واحد منهما مائه جلده ولا تاخذکم بهما رافه فی دین الله ان کنتم تؤمنون بالله والیوم الآخر ولیشهد عذابهما طائفه من المؤمنین)(نور/۲) «هریک از زن و مرد زنا کار را صد تازیانه بزنید ؛و نباید رأفت (ومحبت کاذب) نسبت به آن دو شما را از اجرای حکم الهی مانع شود ،اگر به خدا و روزجزا ایمان دارید ! و باید گروهی از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند .»
دانش عام و خاص
یکی دیگرازدانش های قرآنی ، دانش عام و خاص است . بحث عام و خاص در جای جای آثار شهیدین دیده می شود . شهید اول بحث عام و خاص را بسیار پراهمیت می شناسد و دانستن عام و خاص را یکی از شرایط اصلی قضاوت می خواند .(شهید اول ، ‌الدروس ، ۶۵/۲) به باور شهید ، عام قرآن حجت است و می توان در جای جای مباحث فقهی به عموم آیات استناد کرد و احکام فقهی را ازعام قرآن استخراج کرد . براین اساس شهید اول دربسیاری از ابواب فقهی از عموم آیات سود می برد . نمونه نخست :درکتاب حج ، حج نیابتی فاسق را مجزی می خواند و خبر او را از این حج با استناد به آیه شریفه (یا ایها الذین آمنوا ان جاءکم فاسق بنبا فتبینوا ) (حجرات/۶) درخور اعتماد معرفی می کند .(همان،۳۲۰/۱) نمونه دوم :دربحث وصیت نیز تعیین موصی له را لازم نمی داند و از عموم آیه (کتب علیکم اذا حضر احدکم الموت ان ترک خیراً الوصیه للوالدین والاقربین بالمعروف حقاً علی المتقین) (بقره/۱۸۰) سود می برد . (همان ،۳۰۸/۲) نمونه سوم : در بحث مکاسب نیز انتفاع از پوست میته را روا نمی داند و عموم آیه (حرمت علیکم المیته والدم ولحم الخنزیر وما اهل لغیرالله به والمنخنقه والموقوذه والمتردیه والنطیحه وما اکل السبع الا ما ذکیتم) (مائده/۳) را مستند نظریه خویش معرفی می کند .(شهید اول ، ذکری ،‌135/1) افزون بر موارد فوق ، در بحث رهن (الدروس ، ۳۸۴/۳) ، نماز (ذکری ،۳۹۷/۲) ، طهارت (همان ،/۲۵۲) ، وصیت (همان ،۳۰۲/۱) و … نیز ازعموم آیات در استنباط احکام سود برده شده است . به باورشهید اول ، به عموم آیات در صورتی درست است که دلیلی بر تخصیص یا دلیلی ناسازگار با عام وجود نداشته باشد (همان ،/۲۴۴) که در صورت نخست دلیل خاص باید مورد استناد قرار گیرد و در صورت دوم باید میان دو دلیل جمع گردد.(همان ،۲۵۶/۲) چه اینکه جمع میان دو دلیل عام بهتر از نامعتبر خواندن هر دو یا یکی از آن دو است .(همان،/۴۲۱) براین اساس ، نظریه کسانی که قبض را شرط درستی رهن نمی دانند و به عموم آیه (یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود احلت لکم بهیمه الانعام الا ما یتلی علیکم غیر محلی الصید و انتم حرم ان الله یحکم ما یرید ) (مائده/۱)استناد می کنند درست نیست ،‌ چه اینکه آیه شریفه (وان کنتم علی سفر ولم تجدوا کاتباً فرهان مقبوضه فان امن بعضکم بعضاً فلیود الذی اؤتمن أمانته ولیتق الله ربه ولا تکتموا الشهاده ومن یکتمها فانه آثم قلبه والله بما تعلمون علیم)(بقره/۲۸۳) خاص است و این خاص ،عموم عام را تخصیص می زند و عام را ازدرجه اعتبار می اندازد. (الدروس ،‌384/3) منابع و مآخذ : ۱٫الآمدی ،علی بن محمد ، الاحکام فی اصول الاحکام ، دمشق ، المکتب الاسلامی ، ۱۴۰۶ ق . ۲٫ابن جوزی ، عبدالرحمن ؛ نواسخ القرآن ، بیروت ، دارالکتب العلمیه ، بی تا . ۳٫ اشعری ، علی بن اسماعیل ؛ مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین ، ترجمه : محسن مؤیدی ، تهران ، امیرکبیر ، ۱۳۶۲ ش . ۴٫ باقلانی ، محمد بن طیب ؛ اعجاز القرآن ، بیروت ، دارالکتب العلمیه ، ۱۴۲۱ ق . ۵٫ جصاص ، احمد بن علی ؛ الفصول فی الاصول ، تحقیق جاسم النمشی ، بیروت ، دارالکتب العلمیه ، ۱۴۲۰ ق . ۶٫ حرعاملی ، محمد بن حسن ؛ وسائل الشیعه ، قم ، مؤسسه آل البیت ، ۱۴۰۹ ق . ۷٫ حلی ، جعفر بن حسن ؛ معارج الاصول ، قم ، مؤسسه آل البیت ، ۱۴۰۳ ق . ۸٫ خویی ، ابوالقاسم ؛ البیان فی تفسیر القرآن ، بیروت ، دارالزهرا ، ۱۳۹۵ ق . ۹٫ دارمی ، عبدالله بن بهرام ؛سنن دارمی ، دمشق ، مطبعه الاعتدال ، ۱۳۴۹ ق . ۱۰٫ رمانی ، علی بن عیسی ؛النکت فی اعجازالقرآن (ثلاث رسائل فی اعجاز القرآن ) ، مصر، دارالمعارف ، بی تا . ۱۱٫ زرکشی ، محمد بن عبدالله ؛ البرهان فی علوم القرآن ، بیروت ، داراحیاء الکتب العربیه ،۱۳۷۶ ق . ۱۲٫سجستانی ، ابن الاشعث ؛ سنن ابی داود ، بیروت ، دارالفکر ، ۱۴۱۰ ق . ۱۳٫ سرخسی ، ابوبکر ؛ اصول سرخسی ، بیروت ، دارالکتب العلمیه ، ۱۴۱۴ ق . ۱۴٫ —– ؛ المبسوط ، بیروت ، دارالمعرفه ، ۱۴۰۶ ق . ۱۵٫ سیوطی ، جلال الدین ؛ الاتقان فی علوم القرآن ، بیروت ، دارالفکر ، ۱۴۱۶ ق . ۱۶٫ —– ؛ الدرالمنثور فی التفسیر بالمأثور ، بیروت ، دارالمعرفه ، بی تا . ۱۷٫ شافعی ، محمد بن ادریس ؛ کتاب المسند ، بیروت ، دارالکتب العلمیه ، بی تا . ۱۸٫ شهرستانی ، محمد بن عبدالکریم ؛ الملل و النحل ، قاهره ، بی نا ، بی تا . ۱۹٫ شهید اول ؛ البیان ، قم ، مجمع الذخائر الاسلامیه ، بی تا . ۲۰٫ —– ؛ الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه ، تهران ، مؤسسه نشر اسلامی ، ۱۴۱۲ ق . ۲۱٫ —– ؛ ذکری الشیعه فی احکام الشریعه ، قم ، مؤسسه آل بیت ، ۱۴۱۹ ق . ۲۲٫ شهید ثانی ؛ روض الجنان فی شرح ارشاد الاذهان ، قم ، مؤسسه آل البیت ، بی تا . ۲۳٫ —– ؛ شرح اللمعه ، قم ، داوری ، ۱۴۱۰ ق . ۲۴٫ —– ؛ مسالک الافهام الی تنقیح شرایع الاسلام ، قم ، مؤسسه المعارف الاسلامیه ، ۱۴۱۳ ق . ۲۵٫ طبرسی ، فضل بن حسن ؛ مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ، بیروت ، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات ، ۱۴۱۵ ق . ۲۶٫ طوسی ، محمد بن حسن ؛ التبیان فی تفسیرالقرآن ، بی جا ، مکتب الاعلام الاسلامی ، ۱۴۰۹ ق . ۲۷٫ —– ؛ تهذیب الحکام ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، ۱۳۶۴ ش . ۲۸٫ فخر رازی ، محمد بن عمر ؛ تفسیر الکبیر ، بیروت ، داراحیاء التراث العربی ، بی تا . ۲۹٫ فیض کاشانی ، مولی محسن ؛ التفسیر الصافی ، صدر ، تهران ، ۱۳۷۴ ش . ۳۰٫ قاضی ، عبدالجبار ؛ المغنی ، بیروت ، دارالکتب العلمیه ، ۱۳۸۰ ق . ۳۱٫ قرطبی ، محمد بن احمد ؛ الجامع لاحکام القرآن ، بیروت ، داراحیاء التراث العربی ، ۱۴۰۵ ق . ۳۲٫ النووی ، محی الدین ؛ المجموع ،‌ بیروت ، دارالفکر ، بی تا . نشریه پژوهشهای قرآنی ،شماره ۵۸٫

برچسب ها: shiaاحکام شرعی
نوشته قبلی

جایگاه اسباب نزول درمسالک الافهام (۱)

نوشته‌ی بعدی

نقش دانش های قرآنی در روش اجتهادی شهیدین (۱)

مرتبط نوشته ها

مناجات شعبانیه
علوم شیعه

مناجات شعبانیه

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد
علوم شیعه

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

کاروان اموال از قم و امام عصر (عج‌الله فرجه)
علوم شیعه

راویان قم در عصر امام (ع)

شرح خطبه جهاد امیرالمؤمنین (ع)
علوم شیعه

شرح خطبه جهاد امیرالمؤمنین (ع)

فضیلت جهاد و مجاهد
علوم شیعه

فضیلت جهاد و مجاهد

تبیین مقوله جهاد از منظر شیعه
علوم شیعه

تبیین مقوله جهاد از منظر شیعه

نوشته‌ی بعدی

نقش دانش های قرآنی در روش اجتهادی شهیدین (۱)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا