17 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

حصيرنشين خوش پوش

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

بخش اول: خانه ي پدري – حميده، مادر امام موسي کاظم عليه السلام از جمله اشراف و بزرگان ديار فارس بود. کنيزي خريد و نامش را تکتم گذاشت.- تکتم، پاک و مهربان بود. حميده مي گويد کنيزي از اين بهتر سراغ ندارم که در عقل و دين و حيا سرآمد باشد.- کنيز را حميده به فرزندش هديه کرد. به امام موسي کاظم گفت: زني بهتر از آن نديدم. زيرک و با اخلاق… مي دانم که هر فرزندي به دنيا بياورد، پاک و مطهر خواهد بود.- تکتم، شد مادر امام رضا عليه السلام. امام موسي کاظم عليه السلام نام همسرش را طاهره ناميد و به همگان گفت: زين پس اين بانو را طاهره صدا کنيد.- مشهور است که امام رضا عليه السلام در دوران شيرخوارگي، فراوان شير مي خورد. مادرش گفت: کاش دايه اي برايش بگيريد که در شير دادن کمکم کند.گفتند: مگر شيرت کم است؟گفت: نه، اما من نوافل و نمازهايي را که قبلاً مي خواندم، حالا نمي رسم که بخوانم. به اين دليل دايه اي مي خواهم که وقتم براي به جا آوردن نمازها بيشتر شود.
بخش دوم: در ميان مردم – پدرش هرگاه به ديگران مي گفت صدايش بزنند، مي گفت: فرزندم رضا را بگوييد بيايد. و هرگاه خودش او را صدا مي زد، مي فرمود: ابوالحسن!- تابستان روي حصير مي نشست و زمستان روي پلاس. لباسش زبر بود، اما در ميان مردم آراسته و خوش لباس مي گشت. محاسن اش را هم رنگ مي کرد. مشکي مشکي.- يکي آمد جلو و گفت: شما هميشه لباس هاي قشنگي مي پوشيد که از سنت سادگي پيامبر خدا به دور است. امام رضا عليه السلام دستش را گرفت و کرد توي آستينش. زبر بود… فرمود: اين لباس زيري را براي خدا مي پوشم تا نفسم را سرکوب کنم و اين لباس رويي را براي مردم… – همه زبان ها را بلد بود. با هر کس به زبان خودش حرف مي زد و جواب سؤال هايش را مي داد. تعجب يارانش را که مي ديد، مي گفت: چطور مي شود کسي حجت خدا بين آفريدگانش باشد و زبان هاي آن ها را نداند؟- روز عرفه همه دارايي اش را يک روزه بين فقرا قسمت کرد. يکي از يارانش به نام فضل گفت: با اين همه بذل و بخشش ضرر کرديد… فرمود: اين که همه اش سود بود.- وقتي خدمتکارانش را که سر سفره اي نشسته بودند، صدا مي زد و مي گفت: هر وقت غذا خوردن تان تمام شد بياييد.
بخش سوم: تا مرو – مدينه محل اقامت امام رضا بود. در آن ايام، هارون در شهر طوس از دنيا رفت و مردم با پسر او، محمد امين بيعت کردند.مأمون (برادر محمد امين) از اين کار بسيار لجش گرفته بود و چون مي دانست حتي ولايتعهدي هم نصيبش نمي شود، برادرش را کشت و خود بر مسند خلافت نشست. همان روزها بود که مأمون تصميم گرفت امام رضا عليه السلام را از مدينه به مرو بکشاند و حکومت خودش را با ظاهرسازي، بر حق جلوه دهد. امام که دعوت مأمون را رد کرد، نامه هاي تهديد آميز شروع شد.- روز وداع از مدينه، همه خانواده و ياران امام دور ايشان جمع شده بودند و گريه مي کردند. امام مي گفت: من ديگر هرگز به ميان خانواده ام باز نخواهم گشت.- براي وداع از مدينه رفته بود نزد قبر پيامبر دست پسرش جواد را هم در دست مي فشرد و مي گريست.- آن روزها همدان، کرمانشاه، قزوين و قم، محل اجتماع شيعيان ايران بود. مأمون هراس داشت که علي بن موسي عليه السلام با آن ها برخورد کند. براي همين هم دستور داد ايشان را از راه بصره به اهواز و فارس ببرند و از آن جا وارد خراسان بکنند.نيشابور که رسيدند، مردم به استقبال امام خود آمدند و برسرزنان، گريه مي کردند. امام بر اسب سياه و سفيدي سوار بود و داخل محمل نشسته بود. مردم شور و هيجان زيادي داشتند. بيست هزار نفر يا بيشتر، گرد امام جمع آمده بودند. امام به درخواست مردم سر از محمل بيرون کرد و حديث «سلسله الذهب» را همان جا براي مردم خواند. دانه دانه اجدادش را به ترتيب نام برد و رسيد به رسول خدا.فرمود: از رسول خدا شنيدم که مي فرمود از جبرئيل شنيدم که مي گفت از خداوند عزوجل شنيدم که مي فرمود: «کلمه لا اله الا الله حصني فمن قالها دخل حصني و من دخل حصني امن من عذابي»- دهم شوال… مرو.مذاکرات شروع شد. مأمون اصرار مي کرد و امام رد مي کرد.فضل بن سهل مي گويد: هيچ گاه خلافت را همچون آن روز، خوار و بي ارزش نديدم. مأمون به علي بن موسي واگذار مي کرد و او از قبول آن خودداري مي کرد.- مأمون مي خواست ظاهر سازي کند و خودش را بين مردم، خوب جلوه دهد. در مقابل جمعيت زيادي از مردم، رو کرد به امام رضا عليه السلام و گفت: من در آل علي و آل عباس بسيار نگريستم و هرچه فکر کردم کسي شايسته تر از علي بن موسي الرضا براي خلافت نديدم.لذا خودم را از خلافت عزل، و ابالحسن را جايگزين خود نمودم.امام رضا نگاهي به مأمون انداخت و فرمود: اگر خدا اين خلافت را به تو داده، پس حق بخشيدنش را نداري. اگر هم خدا نداده، پس اصلاً خلافت مال تو نيست که اختيار دادن يا ندادنش را به ديگران داشته باشي.- براي فرزندش جواد که آن روزها هشت ساله بود، نامه نوشته بود: مي دانم که خدمتکاران تو را از در پشتي خانه بيرون مي برند. آن ها مي خواهند با فقيران نيازمندي که دم در خانه نشسته اند، برخورد نکني. به حقي که بر گردنت دارم قسم ات مي دهم که فقط از در بزرگ بروي و بيايي و هميشه هم مقداري پول همراه داشته باش. بخشش کن و به ياري خدا از تنگدستي نهراس…منابع:1. عيون اخبار الرضا عليه السلام – شيخ صدوق.2. به يادم باش – محمد جواد ميري.3. شکوه کرامت – حبيب الله پنجه چي، سيد زهرا برقعي.نشريه ديدار شماره 132
 

نوشته قبلی

آستان جان

نوشته‌ی بعدی

تکرار روایات فضائل اهل بیت در صحیح بخاری

مرتبط نوشته ها

تو رستم تهمتنی …
ویژه جنگ رمضان

تو رستم تهمتنی …

قیام امام حسین (ع) از دیدگاه وهابیّت
نهضت حسینی

قیام امام حسین (ع) از دیدگاه وهابیّت

عاشورا و امام حسین (ع) در آئینه احادیث
نهضت حسینی

عاشورا و امام حسین (ع) در آئینه احادیث

سلسلة الذهب به روایت اهل سنت
امام رضا (ع)

سلسلة الذهب به روایت اهل سنت

مبارزات امام کاظم (ع)
امام کاظم (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت
امام علی (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت

نوشته‌ی بعدی

تکرار روایات فضائل اهل بیت در صحیح بخاری

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

تو رستم تهمتنی …

تو رستم تهمتنی …

قیام امام حسین (ع) از دیدگاه وهابیّت

قیام امام حسین (ع) از دیدگاه وهابیّت

عاشورا و امام حسین (ع) در آئینه احادیث

عاشورا و امام حسین (ع) در آئینه احادیث

سلسلة الذهب به روایت اهل سنت

سلسلة الذهب به روایت اهل سنت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا