ديدگاه اهل سنت
از ديدگاه اهل سنت، مصداق اهلالبيت – متناسب با هر موضوع – تفاوت دارد؛ به عنوان مثال ديدگاه آنها درباره زكات با نظر آنها درباره نماز و وجوب صلوات، يا وجوب محبت و… متفاوت است گرچه در ميان آنان نيز افرادى يافت مىشوند كه همان ديدگاه شيعه را دارند، ولى با همه پراكندگى كه در اين موضوع دارند، مىتوان آنها را به نُه گرايش تقسيم كرد:
1- اهلالبيت؛ يعنى پيروان پيامبر | تا قيامت؛
عدهاى بر اين باورند كه مقصود از اهلالبيت، پيروان آن حضرت تا قيامت هستند.
اين نظر در برخى از منابع ذكر شده است.([1])
2- اهلالبيت؛ همان متقيان هستند؛
عدهاى بر اين باورند كه مقصود از اهلالبيت همه متقيان از امت آن حضرت است. اين نظر در شمارى از منابع آمده است.([2])
3- اهلالبيت؛ همه قريش هستند؛
عدهاى بر اين باورند كه مقصود از اهلالبيت همه قريش است. اين نظر در بعضى از منابع ذكر شده است.([3])
4- اهلالبيت؛ اهل مسجد آن حضرت هستند.
عدهاى بر اين باورند كه اهلالبيت همه اهالى مسجد آن حضرت هستند كه آنان را از مسجد بيرون نكرده است.([4])
5- اهلالبيت؛ كسانى هستند كه صدقه بر آنان حرام است؛
عدهاى بر اين باورند كه مقصود از اهلالبيت كسانى هستند كه صدقه بر آنان حرام است. اين نظريه در برخى از منابع آمده است.([5])
6- اهلالبيت؛ تنها همسران رسول خدا | هستند؛
عدهاى بر اين باورند كه مقصود از اهلالبيت، تنها همسران رسولخدا| هستند.
اين نظريه در شمارى از منابع ياد شده است.([6])
7- اهلالبيت؛ خود آن حضرت است؛
عدهاى بر اين باورند كه مقصود از اهلالبيت، تنها خود آن حضرت است.([7])
8- اهلالبيت، همسران و اصحاب كساء هستند؛
عدهاى بر اين باورند كه مقصود از اهلالبيت، همسران رسول خدا | و اصحاب كساء هستند.
اين نظريه در بعضى از منابع آمده است.([8])0
9- اهلالبيت؛ تنها اصحاب كساء هستند؛
عدهاى بر اين باورند كه مقصود از اهلالبيت، تنها اصحاب كساء هستند که اين نظريه در بسيارى از منابع آمده است.([9])
آنچه بيان شد، مجموع آراى اهلسنت درباره مصداق اهلالبيت ^ بود.
اكنون، با توجه به آنچه در مصداق اهلالبيت ياد شد، به روشنى مىتوان به دو شبهه كه اصحاب كساء جز اهلالبيت در كاربرد قرآن نيستند و شبهه اين كه امام على × جزء اهلالبيت نيست، پاسخ داد.
نقد آرا
نقد تك تك آراء به درازا خواهد كشيد و تنها به نقد كلى آنها بسنده مىكنيم:
1- نظريه هفتم كه مقصود خود آن حضرت باشد، ارزش نقد كردن را ندارد؛ زيرا آلمحمد | چيزى است كه به آن حضرت منسوب است، نه اين كه خود آن حضرت باشد.
2- نظريه ششم كه مقصود همسران آن حضرت باشد، در شبهه سياق به طور مشروح خواهد آمد.
3- براساس بقيه نظريهها، مصداق اهلالبيت يا منحصرا اصحاب كساء خواهند بود كه نظريه مورد اتفاق شيعه و اكثريت اهلسنت است و يا اين كه شامل اصحاب كساء نيز خواهد بود.
4- به جز نظريه ششم و هفتم هيچكس قائل نشده است كه اصحاب كساء مصداق آيه نيستند و سخنان احسان الهى ظهير و امثال او بيشتر به عقده گشايى عقيدتى شبيه است، تا به يك بحث علمى.
5- براساس بعضى از احكام كه مانند حرمت صدقه بر آل و وجوب صلوات بر آنان مورد اتفاق همه فرقههاى اسلامى است، آل نمىتواند پيروان و متقيان و قريش و اهل مسجد آن حضرت و همسران و… را شامل شود؛ زيرا كسى در فقه اسلامى قائل به چنين احكامى براى آنان نيست.
6- براساس حديث ثقلين – كه ميان فرقههاى اسلامى حديثى متواتر است و پيشتر بيان شد – اهلبيت همسنگ قرآن است، در حالى كه هيچ يك از اين گروهها از جمله همسران آن حضرت را همسنگ قرآن نمىداند و هيچيك از همسران آن حضرت نيز چنين ادعايى نداشتهاند.
7- براساس آنچه پيشتر بيان شد، رسول خدا | اين آيه را هم از حيث رفتارى و هم از حيث گفتارى تنها بر اصحاب كساء تطبيق كرده است.
8- در روايات زیر ويژگىهايى براى اهلالبيت بيان شده است كه تنها بر اصحاب كساء تطبيق مىكند و درباره بقيه گروهها حتى قابل توجيه هم نيست؛
«مثل اهلبيتى كمثل سفينه نوح.»([10])؛
«مثل اهل بيتى كباب حطّة فى بنى اسرائيل.»([11])؛
«اهل بيتى امان لامتى كما انّ النجوم امان لاهل السماء.»([12])؛
«لا يقاس بآل محمد من هذه الامّة احدا»([13])؛
«انا سلم لمن سالمهم و حرب لمن حاربهم.»([14]).
و امثال اين روايات در منابع اهلسنت فراوان هستند كه تنها بر نظريه شيعه درباره اهل البيت قابل تطبيق و قابل توجيه است.
9- براساس شأن نزول آيه – كه پيشتر نقل كرديم، – و حتى از قول همسران رسول خدا | بخصوص عايشه این آیه تنها درشأن اصحاب كساء نازل شده است.
10- چگونه مىتوان گفت كه اهلالبيت همسران رسول خدا | را شامل شود، تنها به دليل انتسابى كه چند صباحى با او پيدا كرده و در خانه او زندگى كردهاند، ولى شامل دختر او كه از نسل او و پاره تن اوست و در خانه او بزرگ شده كه در دنيا و آخرت همه او را به آن حضرت منسوب مىداند، نشود؟
يا اين كه آيه شامل همسران رسول خدا | شود ولى حسن و حسين^ را كه به صريح آيه مباهله فرزندان رسول خدا | هستند، دربرنگيرد؟
يا اين كه آيه شامل همسران رسول خدا | شود ولى على × را که در آيه مباهله نفس پيامبر | معرفى شده است، دربرنگيرد؟!
([1]) السنن الكبرى، ج 2، ص 152 151؛ جلاءالافهام، ص 110؛ المجموع للنووى، ج 7، ص 466؛ لوامع الانوار، ج 1، ص 50؛ الانصاف فى معرفة الراجح من الخلاف على مذهب الامام، ج 2، ص 79؛ شرح صحيح مسلم، للنووى، ج 4، ص 368.
([2]) المجموع للنووى، ج 7، ص 466؛ جلاء الافهام، ص 110؛ فتحالبارى، ج 11، ص 160؛ مجموع الفتاوى ابن تيميه، ج 22، ص 462 461.
([3]) صحيح مسلم، بشرح النووى، ج 7، ص 176.
([4]) به نقل از طبرسى در مجمعالبيان، ج 8، ص 356.
([5]) شرح فتح القدير، ج 2،ص 47؛ عمدة القارى، ج 7، ص 339؛ القول البديع فى الصلاة على الجيب، ص 81؛ المجموع، للنووى، ج 3، ص 466؛ فتحالبارى، ج 11، ص 160؛ مجموع الفتاوى لابن التيميه، ج 22، ص 460؛ جلاء الافهام، ص 109؛ المنتقى شرح مؤطا الامام مالك، ج 2، ص 153؛ المصنف لعبدالرزاق، ج 4، ص 52؛ مسند، ابن حنبل احمد، ج 5، ص 492؛ المعجم الكبير، ج 5، ص 182؛ الصواعق المحرقه، ص 144؛ صحيح مسلم، بشرح النووى، ج 7، ص 176؛ التدوين فى اخبار قزوين، ج 1، ص 151.
([6]) تفسير، قرطبى، ج 14، ص 182؛ احكام القرآن، جصاص، ج 5، ص 130؛ مختصر تفسير الخازن، ج 3، ص 1244؛ فتح الرحمان فى تفسير القرآن، ج 5، ص 2800؛ فتحالقدير، ج 4، ص279؛ التفسير الحديث، ج 7، ص 380؛ تفسير، مقاتل، ج 3، ص 489؛ تفسير، ابن كثير، ج 3، ص484.
([7]) الشفا بتعريف حقوق المصطفى، ج 2، ص 82.
([8]) فتح القدير، ج 4، ص 280؛ التمهيد لما فى المؤطأمن المعانى و الاسانيد، ج 17، ص 302؛ احكام القرآن، ابن عربى، ج 3، ص 623؛ الانصاف، ج 2، ص 79؛ الاختيارات، ابن تيميه، ص 55؛ مجموع الفتاوى، لابن تيميه، ج 22، ص 461؛ احكام القرآن، جصاص، ج 5، ص 230؛ الكشاف، ج3، ص 260؛ تفسير، ابى السعود، ج 5، ص 225، تفسير، ابن كثير، ج 3، ص 491.
([9]) از جمله بنگريد به: مستدرك، حاكم، ج 3، ص 163؛ كفاية الطالب، ص 142؛ مناقب، ابن مغازلى، ص 263؛ صحيح، ترمذى، ج 5، ص 407؛ الكشاف، ج 1، ص 434؛ مسند، احمد بن حنبل، ج 4، ص 157 و 202؛ مرويات احمد بن حنبل فى التفسير، ج 3، ص 42؛ معجم كبير، طبرانى، ج 3، ص 56؛ اضواءالبيان، ج 6، ص 578؛ فتحالقدير، ج 4، ص 280؛ البحرالمحيط، ج 7، ص 231؛ التفسير الحديث، ج 7، ص 380؛ جامعالتفسير من كتب الاحاديث؛ ج 3، ص 1628؛ تفسير، طبرى، ج 10، ص 296؛ تفسير، ابن كثير، ج 3، ص 492؛ فتح البيان فى مقاصد القرآن، ج 11، ص 87؛ المطالب العالية، ج 3، ص 360؛ ينابيعالمودة، ص 107؛ الدرّالمنثور، ج 5، ص 199؛ الاستيعاب، ج 4، ص 199؛ اسدالغابة، ج 6، ص 84؛ الكامل، ابن عدى، ج 8، ص 329؛ معرفة الصحابة، ابو نعيم، ج 5، ص 2870؛ صحيح، مسلم، جزء 7، ص 130؛ تفسير، ابن ابى حاتم، ج 9، ص 3132؛ تفسير، البغوى، ج 3، ص 529؛ تفسير، ماوردى، ج 4، ص 401؛ اللباب فى علوم الكتاب، ج 15، ص 548؛ مصنف، ابن ابى شيبه، ج 6، ص 373؛ تفسير روح المعانى، ج 22، ص 14؛ تفسير، قرطبى، ج 14، ص 182؛ احكام القرآن، جصاص، ج 5، ص 230؛ مختصر تفسير الخازن، ج 3، ص 1244؛ تفسير القرآن، سلطان العلماء، ج 2، ص 575؛ تفسير مبهمات القرآن، ج 2، ص 349؛ تفسير غرائب القرآن، ج 22، ص 11؛ ذخائرالعقبى، ص 25؛ مجمعالزوائد، ج 7، ص 103، ج9، ص 168؛ نورالابصار، ص 101؛ الصواعق المحرقه، ص 126؛ تاريخ، طبرى، ج 2، ص 402؛ سيره، ابن هشام، ج 4، ص 248؛ تاريخ الاسلام ذهبى، ج 2، ص 709؛ تاريخ، يعقوبى، ج 2، ص 111؛ خصائص، نسايى، ص 119؛ المحررالوجيز، ج 1، ص 34؛ تفسير، المراغى، ج 22، ص 7؛ شواهد التنزيل، ج 2، ص 18 به بعد؛ تفسير، هود بن محكم، ج3، ص 368؛ كنزالعمّال، ج 13، ص 645؛ الاصابة فى تمييز الصحابه، ج 8، ص 158؛ مناقب على بن ابى طالب، ص 301؛ النورالمشتعل، ص 175؛ جواهرالعقدين، ص 204؛ الفصول المهمّه، ص 21؛ رشفة الصادى من بحر فضائل بنى النبى الهادى، ص 23، 35 و 40، چاپ بيروت؛ اهلالبيت، ابوعلم، ص 92؛ مشكل الآثار، ج 1، ص 230 و دهها منبع ديگر.
([10]) مستدرك، حاكم، ج 3، ص 163؛ الصواعق المحرقة، ص 121؛ ذخائرالعقبى، ص 53؛ مناقب، ابن مغازلى، ص 132؛ كتاب الامثال، ص 247؛ مجمعالزوائد، ج 9، ص 168؛ ينابيعالمودة، ص 27، 183 و 187؛ كنوزالحقايق، ج 2، ص 149.
([11]) مجمع الزوائد، ج 9، ص 168؛ ينابيعالمودة، ص 28؛ الدرّالمنثور، ج 1، ص 71.
([12]) المعرفة و التاريخ، ج 1، ص 538؛ مختصر زوائد مسند البزار، ج 2، ص 334؛ مجمعالزوائد، ج 9، ص 277؛ ينابيع المودة، ص 19.
([13]) ينابيع المودة، ص 24؛ كنزالعمّال، ج 12، ص 104.
([14]) سنن، ابن ماجه، ج 1، ص 97؛ الرياض النضرة، ج 2، ص 132، سير اعلام النبلاء، ج 10، ص 432؛ مناقب، ابن مغازلى، ص 64؛ كفايةالطالب، ص 330؛ مجمعالزوائد، ج 9، ص 268؛ مستدرك، حاكم، ج 3، ص 161.















هیچ نظری وجود ندارد