۱۸ اسفند ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

ذکر مصیبت‏ حضرت قاسم (ع)

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

تواریخ معتبر این قضیه را نقل کرده‌اند که در شب عاشورا امام علیه السلام اصحاب خودش را در خیمه ای«عند قرب الماء» جمع کرد.معلوم می‌شود خیمه‌ای بوده است که آن را به مشک‌های آب اختصاص داده بودند و از همان روزهای اول آب‌ها را در آن خیمه جمع می‌کردند.امام اصحاب خودش را در آن خیمه یا نزدیک آن خیمه جمع کرد.آن خطابه بسیار معروف شب عاشورا را در آنجا امام القاء کرد،که حالا آزادید(آخرین اتمام حجت‌به آن‌ها). امام نمی‌خواهد کسی رودربایستی داشته باشد،کسی خودش را مجبور ببیند،حتی کسی خیال کند به حکم بیعت لازم است‌بماند،خیر، همه‌تان را آزاد کردم،همه یارانم،همه خاندانم، حتی برادرانم، فرزندانم، برادر زادگانم، این‌ها هم جز به شخص من به کسی کاری ندارند، امشب شب تاریکی است، اگر می‌خواهید،از این تاریکی استفاده کنید بروید و آن‌ها هم قطعا به شما کاری ندارند. اول از آن‌ها تجلیل می‌کند: منتهای رضایت را از شما دارم، اصحابی از اصحاب خودم بهتر سراغ ندارم ، اهل بیتی از اهل بیت‌خودم بهتر سراغ ندارم. در عین حال این مطالب را هم حضرت به آن‌ها می‌فرماید. همه‌شان به طور دسته جمعی می‌گویند: مگر چنین چیزی ممکن است؟! جواب پیغمبر را چه بدهیم؟ وفا کجا رفت؟ انسانیت کجا رفت؟ محبت و عاطفه کجا رفت؟ آن سخنان پر شوری که آنجا گفتند ،که واقعا انسان را به هیجان می‌آورد. یکی می‌گوید مگر یک جان هم ارزش این حرف‌ها را دارد که کسی بخواهد فدای مثل تویی کند؟! ای کاش هفتاد بار زنده می‌شدم و هفتاد بار خودم را فدای تو می‌کردم. آن یکی می‌گوید هزار بار.یکی می‌گوید: ای کاش امکان داشت‌بروم و جانم را فدای تو کنم ، بعد این بدنم را آتش بزنند ، خاکستر کنند،خاکسترش را به باد بدهند ، باز دو مرتبه مرا زنده کنند ، باز هم و باز هم.اول کسی که به سخن در آمد برادرش ابوالفضل بود و بعد همه بنی هاشم ، همینکه این‌ها این سخنان را گفتند،آنوقت امام مطلب را عوض کرد، از حقایق فردا قضایایی گفت ، فرمود: پس بدانی که قضایای فردا چگونه است.آنوقت‌به آن‌ها خبر کشته شدن را داد. درست مثل یک مژده بزرگ تلقی کردند.آنوقت همین نوجوانی که ما اینقدر به او ظلم می‌کنیم ، آرزوی او را دامادی می‌دانیم، تاریخ می‌گوید خودش گفته آرزوی من چیست. یک بچه سیزده ساله معلوم است در جمع مردان شرکت نمی‌کند، پشت سر مردان می‌نشیند. مثل اینکه پشت‌سر نشسته بود و مرتب سر می‌کشید که دیگران چه می‌گویند؟ وقتی که امام فرمود همه شما کشته می‌شوید،این طفل با خودش فکر کرد که آیا شامل من هم خواهد شد یا نه؟با خود گفت آخر من بچه‌ام،شاید مقصود آقا این است که بزرگان کشته می‌شوند، من هنوز صغیرم.یک وقت رو کرد به آقا و عرض کرد:«و انا فی من یقتل؟»آیا من جزء کشته شدگان هستم یا نیستم؟حالا ببینید آرزویش چیست؟ آقا جوابش را نداد، فرمود: اول من از تو یک سؤال می‌کنم جواب مرا بده ، بعد من جواب تو را می‌دهم.شاید(من این طور فکر می‌کنم)آقا مخصوصا این سؤال را کرد و این جواب را شنید،خواست این سؤال و جواب پیش بیاید که مردم آینده فکر نکنند این نوجوان ندانسته و نفهمیده خودش را به کشتن داد،دیگر مردم آینده نگویند این نوجوان در آرزوی دامادی بود،دیگر برایش حجله درست نکنند،جنایت نکنند.آقا فرمود که اول من سؤال می‌کنم.عرض کرد: بفرمایید.فرمود:«کیف الموت عندک‏»؟پسرکم، فرزند برادرم، اول بگو مردن،کشته شدن در ذائقه تو چه طعمی دارد؟ فورا گفت:«احلی من العسل‏»از عسل شیرین‌تر است، من در رکاب تو کشته بشوم، جانم را فدای تو کنم؟ اگر از ذائقه می‌پرسی(چون حضرت از ذائقه پرسید) از عسل در این ذائقه شیرین‌تر است، یعنی برای من آرزویی شیرین‌تر از این آرزو وجود ندارد. ببینید چقدر منظره تکان دهنده است!این‌هاست که این حادثه را یک حادثه بزرگ تاریخی کرده است که تا زنده‌ایم ما باید این حادثه را زنده نگه بداریم، چون دیگر نه حسینی پیدا خواهد شد نه قاسم بن الحسنی. این است که این مقدار ارزش می‌دهد که بعد از چهارده قرن اگر یک چنین حسینیه‌ای (۱) به نامشان بسازیم کاری نکرده‌ایم، و الا آن که آرزوی دامادی دارد،که همه بچه‌ها آرزوی دامادی دارند، دیگر این حرف‌ها را نمی‌خواهد، وقت صرف کردن نمی‌خواهد، پول صرف کردن نمی‌خواهد،برایش حسینیه ساختن نمی‌خواهد، سخنرانی نمی‌خواهد. ولی این‌ها جوهره انسانیت‌اند ، مصداقانی جاعل فی الارض خلیفه (۲) هستند، این‌ها بالاتر از فرشته هستند. فرمود: بله فرزند برادرم، پس جوابت را بدهم ،کشته می‌شوی«بعد ان تبلؤ ببلاء عظیم‏»اما جان دادن تو با دیگران خیلی متفاوت است، یک گرفتاری بسیار شدیدی پیدا می‌کنی.(چون مجلس آماده شد این ذکر مصیبت را عرض می‌کنم.) این آقا زاده اصلا باک ندارد.روز عاشوراست. حالا پس از آنکه با چه اصراری به میدان می‌رود ، بچه است،زرهی که متناسب با اندام او باشد وجود ندارد،خود مناسب با اندام او وجود ندارد ، اسلحه و چکمه مناسب با اندام او وجود ندارد. لهذا نوشته‌اند همین طور رفت، عمامه‌ای به سر گذاشته بود«کانه فلقه قمر»همین قدر نوشته‌اند به قدری این بچه زیبا بود ، مثل یک پاره ماه.این جمله‌ای است که دشمن در باره او گفته است.گفت:بر فرس تندرو هر که تو را دید گفتبرگ گل سرخ را باد کجا می‌بردراوی گفت نگاه کردم دیدم که بند یکی از کفش‌هایش باز است،یادم نمی‌رود که پای چپش هم بود.معلوم می‌شود که چکمه پایش نبوده است.حالا آن روح و آن معنویت چه شجاعتی به او داد،به جای خود، نوشته‌اند که امام[کنار]در خیمه ایستاده بود.لجام اسبش به دستش بود، معلوم بود منتظر است.یک مرتبه فریادی شنید. نوشته‌اند مثل یک باز شکاری-که کسی نفهمید به چه سرعت امام پرید روی اسب-حمله کرد.می‌دانید آن فریاد چه بود؟ فریاد یا عماه ، عموجان! عموجان! وقتی آقا رفت به بالین این نوجوان ، در حدود دویست نفر دور او را گرفته بودند.امام که حرکت کرد و حمله کرد،آن‌ها فرار کردند.یکی از دشمنان از اسب پایین آمده بود تا سر جناب قاسم را از بدن جدا کند، خود او در زیر پای اسب رفقای خودش پایمال شد.آن کسی که می‌گویند در عاشورا در زیر سم اسب‌ها پایمال شد در حالی که زنده بود،یکی از دشمنان بود نه حضرت قاسم.حضرت خودشان را رساندند به بالین قاسم، ولی در وقتی که گرد و غبار زیاد بود و کسی نمی‌فهمید قضیه از چه قرار است. وقتی که این گرد و غبارها نشست، یک وقت دیدند که آقا به بالین قاسم نشسته است،سر قاسم را به دامن گرفته است.این جمله را از آقا شنیدند که فرمود:«یعز علی عمک ان تدعوه فلا یجیبک او یجیبک فلا ینفعک‏»یعنی برادر زاده! خیلی بر عموی تو سخت است که تو بخوانی، نتواند تو را اجابت کند ، یا اجابت کند و بیاید اما نتواند برای تو کاری انجام بدهد.در همین حال بود که یک وقت فریادی از این نوجوان بلند شد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم‌و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین، باسمک العظیم الاعظم‌الاعز الاجل الاکرم یا الله…خدایا عاقبت امر همه ما را ختم به خیر بفرما!ما را به حقایق اسلام آشنا کن!این جهل‌ها و نادانی‌ها را به کرم و لطف خودت از ما دور بگردان!توفیق عمل و خلوص نیت‌به همه ما عنایت‌بفرما!حاجات مشروعه ما را بر آور!اموات همه ما ببخش و بیامرز!پی نوشتها:۱) حسینیه ارشاد۲) بقره .۳۰منبع:مجموعه آثار ج ۱۷
 
 

برچسب ها: حضرت قاسم(ع)
نوشته قبلی

شهادت قاسم بن الحسن بن علی (ع)

نوشته‌ی بعدی

مباهله ،به روایت متون کهن

مرتبط نوشته ها

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا
امام مهدی (ع)

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا

الو سلام حاج آقا / ۲۹
امام علی (ع)

ولایت و فضایل امام علی (ع) از نگاه فخررازی در تفسیر کبیر

حقیقت و فلسفه امامت
شخصیت های شیعه

محمد بن مسلم ثقفی

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول
تاریخ شیعه

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول

جعفر بن ابی‌طالب
شخصیت های شیعه

جعفر بن ابی‌طالب

شاهکار بزرگ شیعه
علوم شیعه

شاهکار بزرگ شیعه

نوشته‌ی بعدی

مباهله ،به روايت متون کهن

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا

الو سلام حاج آقا / ۲۹

ولایت و فضایل امام علی (ع) از نگاه فخررازی در تفسیر کبیر

حقیقت و فلسفه امامت

محمد بن مسلم ثقفی

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا