جایگاه عدالت در اسلام
هدف از خلقت انسان رسیدن به کمال است و برای رسیدن به این مقصد عوامل متعددی چون کار و تلاش و همت بلند و آبادانی و غیره نقش دارند؛ اما آنچه می تواند «جامعه انسانی» را به سوی این هدف سوق دهد و نقش اساسی ایفا کند، «عدالت اجتماعی» است. به همین دلیل اسلام براى عدالت ارزش فراوانى قائل است. عدالت از اصول راهبردى اسلام است و اسلام اجازه نمى دهد با هیچ بهانه اى نادیده گرفته شود و در پاى هیچ منفعتى قربانى گردد.
قرآن در آیه ۱۳۵ سوره نساء به طور صریح به اقامه قسط و عدل دستور مى دهد: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ»؛ (اى کسانى که ایمان آورده اید کاملا قیام به عدالت کنید)، و در آیه ۹۰ سوره نحل به عدل و دادگرى امر مى کند: «إِنَ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ»؛ (خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان مى دهد).
همچنین قرآن در آیه ۲۵ سوره حدید اقامه قسط و عدل را از اهداف بعثت انبیا مى شمرد: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمْ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»؛ (همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن، کتاب و میزان نازل کردیم، برای اینکه مردم قیام به تحقق عدالت نمایند).(۱)
پس از انبیا جانشین آنها ادامه دهنده راه آنها بوده اند. امام علی(علیه السلام) به عنوان جانشین پیامبر اسلام(ص) از جمله کسانی بود که در عمل بر عدالت اجتماعی تاکید داشت و روایات فراوانی نیز درباره عدالت از ایشان به یادگار مانده است.
به عنوان نمونه به برخی از روایات ایشان اشاره می کنیم:
۱) در کلام امیرمؤمنان على(ع) عدالت اساس قوام عالم معرّفى شده: «الْعَدْلُ أَسَاسٌ بِهِ قِوَامُ الْعَالَم».(۲)
۲) در روایت دیگری از ایشان عدالت قوى ترین بنیان و اساس دانسته شده است: «الْعَدْلُ أَقْوَى أَسَاس».(۳)
۳) از دیدگاه ایشان در سیاست و ملک دارى نیز بهترین سیاست عدل پیشگى است: «الْعَدْلُ أَفْضَلُ السِّیَاسَتَیْن».(۴)
۴) در روایت دیگری از ایشان اصلاح رعیت در پناه عدالت به حساب آمده است: «بِالْعَدْلِ تَصْلُحُ الرَّعِیَّه».(۵)
۵) آبادانى شهرها با عدالت ممکن است: «مَا عُمِّرَتِ الْبُلْدَانُ بِمِثْلِ الْعَدْل».(۶)
۶) برکات الهى نیز با اجراى عدالت فزونى مى یابد و به سوى مردم سرازیر مى شود: «بِالْعَدْلِ تَتَضَاعَفُ الْبَرَکَات».(۷)
سیره امیرمؤمنان(ع) نیز بر اجرای عدالت بود و سرانجام نیز در راه گسترش قسط، شهد شهادت نوشید. ایشان همیشه به نمایندگان خود بر اجرای عدالت تاکید داشت. به عنوان مثال به محمد بن ابى بکر (والى مصر) فرمان مى دهد که به گونه اى عمل کن که ضعیفان از عدالت تو مأیوس نشوند: «وَ لَا یَیْأَسَ الضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِکَ عَلَیْهِم».(۸)
همچنین آن حضرت با قاطعیت تمام هر نوع ظلم و بیدادگرى را رد مى کند و مى فرماید: «وَ اللَّهِ لَأَنْ أَبِیتَ عَلَى حَسَکِ السَّعْدَانِ مُسَهَّداً أَوْ أُجَرَّ فِی الْأَغْلَالِ مُصَفَّداً أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَلْقَى اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ ظَالِماً لِبَعْضِ الْعِبَاد»(۹)؛ (به خدا سوگند اگر شب را به بیدارى بر روى خار سعدان به روز آورم، و با قرار داشتن غل ها بر بدنم، روى زمین کشیده شوم، پیش من محبوب تر است از اینکه خدا و رسولش را در قیامت ملاقات کنم در حالى که به بعضى از مردم ستم کرده باشم).(۱۰)
البته برای اجرای درست عدالت مردم نیز نقش مهمی دارند و والی و رعیت با کمک هم می توانند عدالت اجتماعی را در جامعه عملی کنند. امام علی(ع) در خطبه ای که در صفین ایراد فرمود به این مطلب چنین اشاره فرمود: «پس وقتی رعیت حق والی را ادا کرد و والی حق او را ادا نمود، حق در میان آنها عزت می یابد و راه های دین بر پا می گردد و نشانه های عدل اعتدال می یابد، پس زمانه به آن [یعنی عدل] آباد می گردد و به بقای دولت امید می رود و مطامع دشمنان به نومیدی می گراید. اما اگر رعیت بر ولیّ خود غلبه کند یا والی بر رعیت ستم روا دارد اختلاف کلمه روی می دهد و نشانه های ستم و ظلم آشکار گردد و دغلبازی در دین بسیار شود و احکام دین معطل ماند و فساد و منکر میان مردم بسیار گردد پس آنجا ابرار خوار گردند و اشرار عزیز و وظایفی که خدا برای مردم مقرر فرموده است در نظرشان بزرگ و دشوار آید».(۱۱)
امام علی(ع) برای رسیدن به عدالت اجتماعی راهکارهای ویژه ای را نیز ارائه می دهند:
الف) رعایت انصاف نسبت به بندگان خدا:
امام علی(ع) در فرمان خود به مالک اشتر چنین فرمود: (نسبت به خداوند و نسبت به مردم از جانب خود و از جانب افراد خاص خاندانت و از جانب رعایائی که به آنها علاقمندی، انصاف به خرج ده! که اگر چنین نکنی، ستم نموده ای! و کسی که به بندگان خدا ستم کند، خداوند پیش از بندگان، دشمن او خواهد بود و کسی که خداوند دشمن او باشد، دلیلش را باطل می سازد و با او به جنگ می پردازد تا دست از ظلم بردارد یا توبه کند. و بدان، هیچ چیز در تغییر نعمت های خدا و تعجیل انتقام و کیفرش، از اصرار بر ستم سریع تر و زودرس تر نیست، چرا که خداوند دعا و خواسته مظلومان را می شنود و در کمین ستمگران است)؛ «نَصِفِ اللَّهَ وَ أَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ وَ مِنْ خَاصَّهِ أَهْلِکَ وَ مَنْ لَکَ فِیهِ هَوًی مِنْ رَعِیَّتِکَ فَإِنَّکَ إِلَّا تَفْعَلْ تَظْلِمْ وَ مَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اللَّهِ کَانَ اللَّهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ وَ مَنْ خَاصَمَهُ اللَّهُ أَدْحَضَ حُجَّتَهُ وَ کَانَ لِلَّهِ حَرْباً حَتَّی یَنْزِعَ أَوْ یَتُوبَ وَ لَیْسَ شَیْ ءٌ أَدْعَی إِلَی تَغْیِیرِ نِعْمَهِ اللَّهِ وَ تَعْجِیلِ نِقْمَتِهِ مِنْ إِقَامَهٍ عَلَی ظُلْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ دَعْوَهَ الْمُضْطَهَدِینَ وَ هُوَ لِلظَّالِمِینَ بِالْمِرْصَاد».(۱۲)
ب) ظلم نکردن نسبت به مردم:
امام علی(ع) به استاندار فارس فرمود: «اسْتَعْمِلِ الْعَدْلَ وَ احْذَرِ الْعَسْفَ وَ الْحَیْفَ فَإِنَّ الْعَسْفَ یَعُودُ بِالْجَلَاءِ وَ الْحَیْفَ یَدْعُو إِلَى السَّیْف»(۱۳)؛ (عدالت را پیشه خود نما و از تعدی و ظلم به مردم، دوری گزین، زیرا که تجاوز و تعدی، سبب فرار و دوری مردم از تو خواهد شد و ظلم و ستم سبب قیام مردم و توسل آنها به شمشیر علیه تو می شود).
ج) توجه به نیازمندان:
در این رابطه امیر مومنان علی(ع) می فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِی أَمْوَالِ الْأَغْنِیَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ فَمَا جَاعَ فَقِیرٌ إِلَّا بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِیٌّ وَ اللَّهُ تَعَالَى سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِک»(۱۴)؛ (خداوند سبحان قوت فقراء را در اموال توانگران واجب کرده و هیچ فقیری گرسنه نماند، مگر آن که ثروتمند از حق او بهره مند شده است و خدای تعالی از این مطلب از آنان بازخواست کند).
آن حضرت در فرمان خود به مالک اشتر نیز چنین می فرماید: «اللَّهَ اللَّهَ فِی الطَّبَقَهِ السُّفْلَى مِنَ الَّذِینَ لَا حِیلَهَ لَهُمْ مِنَ الْمَسَاکِینِ وَ الْمُحْتَاجِینَ وَ أَهْلِ الْبُؤْسَى وَ الزَّمْنَى»(۱۵)؛ (خدا را! خدا را! در مورد طبقه پایین، آنها که راه چاره ندارند، یعنی مستمندان و نیازمندان و تهیدستان و از کار افتادگان).
د) برابری فرصت ها:
امام علی(ع) در این باره موضع گیری سرسختانه نموده، و به مجرّد اینکه به خلافت دست یافت، عنوان نمود تمام امتیازات سیاسی و اقتصادی که به نزدیکان و دوستان و فامیل خلیفه سابق به ناحق داده شده است را از آنها خواهد گرفت، و در این باره فرمود: (به خدا سوگند! آنچه بیهوده از بیت المال مسلمین به این و آن بخشیده، اگر بیابم، به صاحبش باز می گردانم، گرچه زنانی را به آن کابین بسته و یا کنیزانی را با آن خریده باشند، زیرا عدالت گشایش می آورد، و آن کس که عدالت بر اوگران آید، تحمل ظلم و ستم بر او گران تر خواهد بود)؛ «وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَ مُلِکَ بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ فَإنَّ فِی الْعَدْلِ سَعَهً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَیْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَیْهِ أَضْیَق».(۱۶)
هـ) اجرای قانون برای همه و تساوی همه در برابر قانون:
در حکومت ناعادلانه قانون به اجراء در نیاید مگر برای مستضعفین، اما صاحبان مقام و ثروت، در مقابل قانون مصونیت داشته باشند. امام علی(ع)، با این شیوه از ظلم و ستم قاطعانه و سرسختانه، مبارزه نمود. چنانکه در این باره فرموده است: «ستم دیدگانی که در نظرها ذلیل و پست هستند، از نظر من عزیز و محترمند، تا حقشان را بگیرم، و نیرومندان ستمگر در نظر من حقیر و پستند، تا حق دیگران را از آنها بستانم)؛ «اَلذَّلیـلُ عـِنـْدى عـَزیـزٌ حَتّى آخُذَ الْحقَّ لَهُ والقَوىُّ عِنْدى ضَعیفٌ حَتّى آخُذَ الحَقَّ مِنْهُ رَضینا عَنِ اللّهِ قَضائَهُ وَ سَلّمنا لِلّهِ اَمْرَه».(۱۷)
و) تجاوز نکردن به حقوق دیگران مخصوصا مظلومین:
امام(ع) می فرمایند: (ستم بر ناتوان، بدترین ستم است)؛ «ظُلْمُ الضَّعِیفِ أَفْحَشُ الظُّلْمِ»(۱۸) و نیز می فرماید: (بدا به حال آن که فقرا و مساکین، خصم او باشند)؛ «وَبُؤْسَى لِمَنْ خَصْمُهُ عِنْدَاللهِ الْفُقَرَاءُ وَالْمَسَاکِینُ».(۱۹)
کاملا آشکار است، که الگو قرار دادن حضرت علی(ع) در تمام شئون و عرصه های زندگی، خصوصا عدالت خواهی و عدالت جویی بعنوان پیشوا یک الزام است و همه ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که تنها در سایه عدالت و عنایت است که می توان رشد، پویایی و بالندگی را در جامعه انتظار داشت، هر چند رسیدن به این مرتبه همتی عالی و عزمی قوی و اراده ای پولادین می طلبد که دور از دسترس نیست.


















هیچ نظری وجود ندارد