با مراجعه به تاریخ در مى یابیم که بدعت هاى متعددى از معاویه ثبت شده که به عنوان نمونه به چند موردِ آن اشاره مى کنیم:
۱ـ بدعت اذان در نماز عید فطر و قربان
«شافعى» در کتاب «الاُمّ»(۱) از طریق «زهرى» نقل کرده است : در زمان پیامبر و ابوبکر و عمر و عثمان در نماز عید اذان گفته نشد، تا آنکه معاویه در شام آن را بدعت گزارد ، و پس از آن «حجّاج» وقتى والى مدینه شد در مدینه آن را بدعت نهاد.
«ابن حزم» در کتاب «المحلّى»(۲) مى نویسد: «بنى امیّه، دیر بیرون رفتن براى نماز عید ، و مقدّم کردن خطبه بر نماز ، و اذان و اقامه در نماز عید را بدعت نهادند».
۲ـ بدعت معاویه در دیه
«ضحّاک» در کتاب «الدیات»(۳) از «محمّد بن اسحاق» نقل مى کند : «به زهرى گفتم : درباره دیه کافر ذمّى برایم بگو که در زمان رسول خدا(صلى الله علیه وآله)چقدر بوده است؟ چرا که درباره آن اختلاف پیدا کرده ایم . گفت : مابین مشرق و مغرب هیچ کس داناتر به آن از من نیست ، در زمان رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و زمان ابوبکر و عمر و عثمان هزار دینار بود تا آنکه معاویه به خانواده مقتول پانصد دینار داد و پانصد دینار را براى بیت المال قرار داد».
ابن کثیر در «البدایه والنهایه»(۴) مى نویسد:
زهرى مى گوید : سنّت بر این بود که دیه ذمّى مثل دیه مسلمان است و معاویه نخستین کسى بود که آن را نصف کرد ، و نصف دیگر را براى خودش برداشت.
لازم به ذکر است: دیه کافر ذمّى در زمان پیامبر آن گونه که زهرى گمان کرده ، هزار دینار نبوده است و غیر از ابوحنیفه هیچ کدام از پیشوایان مذاهب آن را هزار دینار نگفته اند; و نخستین کسى که آن را هزار دینار قرار داد عثمان بود(۵) . به هر حال در این کار معاویه سه بدعت وجود دارد:
۱ ـ اینکه دیه را هزار دینار قرار داد .
۲ ـ آن را بین ورثه مقتول و بیت المال تقسیم کرد .
۳ ـ اینکه سهم بیت المال را نصف آن قرار داد ، بر فرض که هزار دینار سنّت بوده باشد و بیت المال در آن حقّى داشته باشد .
۳ـ ترک کردن تکبیرهاى مستحبّى نماز
در کتاب «شرح الموطّأ» چنین آمده است : «طبرى» از «ابو هریره» نقل مى کند : «نخستین کسى که تکبیرهاى نماز را ترک کرد «معاویه» بود . و «ابو عبید» روایت کرده است : نخستین فرد ، «زیاد» بود .
«ابن حجر» در «فتح الباری»(۶) مى نویسد :
این دو با هم منافات ندارد ؛ چون «زیاد» به پیروى از معاویه ، تکبیرها را نگفت ، و معاویه هم به پیروى از عثمان آنها را ترک کرد(۷) . ولى گروهى از علما این را بر آهسته گفتن حمل کرده اند .
و در کتاب «الوسائل إلى مسامره الأوائل»(۸) آمده است :
نخستین کسى که تکبیرها را نگفت معاویه بود ، او وقتى «سمع الله لمن حمده» را مى گفت بدون آنکه تکبیر بگوید به سجده مى رفت .
«شافعى» در کتاب «الاُمّ»(۹) از «عبید بن رفاعه» نقل مى کند : معاویه به مدینه آمد و در نمازش بسم الله را نگفت و در حرکات نماز تکبیرها را نگفت . بعد از سلام نماز ، مهاجر و انصار بر او فریاد زدند : «یا معاویه! سرقْتَ صلاتک، أین بسم الله الرحمن الرحیم؟! وأین التکبیر إذا خفضت وإذا رفعت؟!»؛ ( اى معاویه از نمازت دزدیدى . بسم الله چه شد؟! تکبیرها را هنگام خم و راست شدن چه کردى؟!) . او دوباره نماز خواند و آنچه را بر او ایراد گرفته بودند ، گفت .
۴ـ بدعت مقدّم کردن خطبه بر نماز عید
«عبدالرزّاق» ، از «ابن جریج»، از «زهرى» نقل کرده است(۱۰) : «نخستین کسى که خطبه نماز عید را پیش از نماز خواند معاویه بود. و ابن منذر از ابن سیرین نقل کرده است : اوّلین فرد «زیاد» بود که در بصره این بدعت را نهاد. «عیاض» مى گوید: بین این دو نقل و نقلى که مى گوید «مروان» بوده است تعارضى نیست ، چون مروان و زیاد از کارگزاران معاویه بوده اند؛ پس ابتدا معاویه این کار را آغاز کرد و آنها از او پیروى کردند»(۱۲) .
















بدعت سب علی ابن ابی طالب در این مقاله نیامده بود. دنبال مطلبی می گردم که بدعت گذاشتن آسان است اما برداشتن آن سخت است مثل سب علی علیه السلام که عمربن عبدالعزیز وقتی می خواست این بدعت را بردارد پانصد نفر محافظ با شمشیر همراه خود مخفیانه به مسجد آورد ووقتی درخطبه سب نکرد مردم که عادت کرده بودند بلند شدند واعتراض کردند واگر آن محافظان شمشیر بدست نبودند عمربن عبدالعزیز کشته شده بود.